
https://www.facebook.com/
گفتنی است که مسابقه بعدی جناب محب عزیزی بتاریخ دهم مارچ در شهر وستروس سویدن میباشد



گفتنی است که مسابقه بعدی جناب محب عزیزی بتاریخ دهم مارچ در شهر وستروس سویدن میباشد


هشتم مارچ، روز جهانی زن در بسیاری از کشورهای جهان گرامی داشته می شود. 8 مارچ روزی است که زنان جهان بدون توجه به گرایشات مختلف فکری، عقیدتی،نژادی و … به یادآوری موفقیت ها و دستاوردهای شان می پردازند. در حقیقت، این روز مجالی است برای نگاه کردن به گذشته در مسیر تلاش ها، منازعه ها و فعالیت های پیشین، و بیشتر برای نگریستن در راستای حرکت های پیش رو برای باز کردن راه در جهت شکوفایی استعدادها و فرصت هایی که در انتظار نسل آینده زنان است
علت انتخاب 8 مارچ به عنوان روز جهانی زن
سالانه ملیونها تن زن و مرد در اقصی نقاط جهان در روز هشتم مارچ با ترتیب اجتماعات و گردهمایی ها این روز را گرامی میدارند. انتخاب روز هشتم مارچ به عنوان روز زن بخاطر مبارزۀ زنان کارگر فابریکه نساجی کتان در سال 1857 میلادی در شهر نیویورک آمریکا بر می گردد.
شرایط کاری سخت و غیر انسانی با دستمزد کم کارگران زن در اوایل قرن بیستم که همراه با مردان در کشور های صنعتی وارد فابریکات و بازار کاری شده بودند آنان را وادار به مبارزه علیه این بی عدالتی به شکل سازمان یافته و منظم نمود. در اين روز كارگران نساجى زن در يك كارخانه بزرگ پوشاك براى اعتراض عليه شرايط بسيار سخت كارى و وضعيت اقتصادي شان دست به اعتصاب زدند. خاطره اين اعتصاب براى كارگران فابریکۀ نساجى باقى ماند. نارضايتى عمومى ازاين شرايط براى زنان كارگر ادامه داشت.
هشتم مارچ سال1908 میلادی:
بعد از گذشت بیش از پنجاه سال، کاگران زن کارخانـۀ نساجی کتان در شهر نیویورک به منظور احیا خاطرۀ اعتصاب در این روز را که تبعیض،محرومیت وفشار کار و حقوق بسیار کم زنان را بیاد می آورد دست به اعتصاب زدند، صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان بخاطر جلوگیری از همبستگی کارگران بخش های دیگر با اعتصاب گران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر ، این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت و بعدا به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی 129 تن از زنان کارگر در این آتش سوختند.
به همین دلیل روز هشتم مارچ بطور سنتی بنام روز مبارزه زنان علیه بی عدالتی و فشار علیه زنان در خاطره ها باقی ماند. در سال هاى بعد در كشورهاى مختلف اروپايى و امريكا مبارزه زنان به شكل تظاهرات و اعتصاب کاری علیه فشار، تبعیض و استعمار کاری و همینطور برای داشتن حقوق برابر در اجتماع ادامه پیدا کرد.
از جمله یکی از مهمترین مدافعان حقوق زن در آلمان خانم کلارا زتکین (1857-1933) خواسته های مبارزان زن در آلمان را مبنی بر هشت ساعت کار در روز، تعصیلات ویژه در ایام زایمان و سایر حقوق طبق قانون را تقاضا کرد.

در اروپا دومین کنفرانس سوسیالیستی زنان که در آن صد زن مبارز از هفده کشور جهان شرکت داشتند،با اثر پیشنهاد خانم کلارا زتکین در روز27 اگست سال 1910 میلادی درکوپنهاگن پایتخت دنمارک روز هشتم مارچ به عنوان روز زن و روز همبستگی بخاطر دفاع از حقوق زنان و مبارزه در مقابل تبعیض های گوناگون علیه زنان بر گزیده شد.
در واقع می توان گفت آغاز حرکت برای شکل گیری یک روز و اختصاص آن به زنان، ابتدا از دل فعالیت های اعتراضی زنان کارگر در آغاز قرن بیستم در امریکای شمالی و سراسر اروپا نطفه بست :
1909: نخستین روز جهانی زن در ایالات متحده در 28 فوریه 1909 برپا شد. حزب سوسیالیست آمریکا این روز را به افتخار و تجلیل از اعتصاب کارگران نساجی نیویورک، که در آن زنان علیه شرایط کاری خود اعتراض کرده بودند، برگزید.
1910: کنگره جهانی سوسیالیست ها، طی جلسه ای در کوپنهاگن، «روز زن» را روز بین المللی زنان اعلام و آن را به عنوان حرکتی در جهت کسب حقوق زنان و گسترش حمایت به منظور دستیابی زنان به حق رای در سراسر جهان، تثبیت کرد. طرح پیشنهادی با موافقت بیش از یکصد تن از زنان از 17 کشور جهان در این کنگره به تصویب رسید، و نخستین پیامد آن، انتخاب سه زن در پارلمان فنلند بود. در این کنگره تاریخ ثابتی برای برگزاری مراسم انتخاب نشد.
1911 : بازتاب کنگره کوپنهاگن سبب شد که روز جهانی زن برای نخستین بار (19 مارچ) در اتریش، دنمارک، آلمان و سویس برگزار شود، یعنی در کشورهایی که بیش از یک میلیون زن و مرد در تظاهرات بزرگی شرکت و حق رای برای زنان، امکان دستیابی به مشاغل دولتی، حقوق زنان برای کار، آموزش حرفه ای و پایان تبعیض شغلی را مطالبه کردند.
1913-1914 : با شروع جنگ جهانی، روز جهانی زن، دستمایه ای برای جنبش های زنان در سراسر جهان شد تا آن را به روزی برای اعتراض به جنگ جهانی تبدیل کنند. زنان روسی، به عنوان بخشی از جنبش صلح خواهی، نخستین مراسم روز جهانی زن را در آخرین یکشنبه ماه فبروری برگزار کردند. زنان در دیگر نقاط اروپا نیز حول و حوش 8 مارچ در اعتراض به جنگ و با ابراز همبستگی با دیگر فعالان، تظاهرات باشکوهی برپا ساختند.
روز زن, روز جهانی زن, 8 مارچ روز جهانی زن
1917 : زنان روسی، علیه عاقبت شوم جنگ، آخرین یکشنبه فبروری را برای اعتراض و اعتصاب خود و با درخواست «نان و صلح» انتخاب کردند (که بر اساس تقویم گرگوری روز 8 مارچ قطعیت پیدا کرد). چهار روز بعد، تزار روسیه استعفا داد و دولت موقت حق رای برای زنان را به رسمیت شناخت.

سازمان ملل متحد و برابری جنسیتی
قطعنامه سازمان ملل متحد که در سال 1945 امضا شد، نخستین توافقنامه ای بود که اصل برابری زن و مرد را تصریح کرد. از آن زمان تاکنون، این قطعنامه بین المللی که منجر به ارائه استراتیژی ها، استانداردها، برنامه ها و اهداف مختلف از سوی سازمان ملل شده، در پیشرفت موقعیت و وضعیت زنان در سرتاسر جهان موثر بوده است.
پس از سال ها، سازمان ملل متحد و آژانس های تخصصی اش مشارکت زنان را به عنوان شرکا برابر با مردان در دستیابی به پرورش، صلح، امنیت، و احترام کامل برای حقوق بشر مداوم، ترفیع داده اند. قدرت و اختیار زنان، نشان از چهره آشکار تلاش های سازمان ملل متحد با نظارت و تصحیح چالش های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سراسر جهان دارد.
امروزه و تجلیل از روز جهانی زن
در چند ساله اخیر، 8 مارچ روز جهانی زن برای زنان، نه تنها در کشورهای توسعه یافته که در جوامع در حال توسعه نیز به صورت گسترده تری مطرح و ابعاد تازه ای به خود گرفته است. جنبش رو به رشد جهانی زنان، که با برگزاری چهار کنفرانس بین المللی زنان توسط سازمان ملل متحد جهان تعمیق یافته است، در تبدیل روز جهانی زن به صف آرایی و اعتراض در جهت دستیابی زنان به حقوق شان و مشارکت آنان در عرصه های سیاسی و اقتصادی یاری بسیار رسانده است.
علاوه بر این، زنان جهان در روز جهانی زن تلاش کرده اند تا این روز را به فرصتی برای انعکاس پیشرفت ها و دستاوردهای به دست آمده، و کنش های شجاعانه و نیز عزم راسخ زنان عادی (که نقش شگفت آوری را در تاریخ کشورها و جوامع شان ایفا کرده اند) تبدیل کرده و این دستاوردها را گرامی بدارند.
منبع : بخش فرهنگ و هنر بیتوته

”دو پروفیسور دانشگاه ( پوهنتون ) در رشته احصائیه ، مبنای گزارش اداره خدمات اجتماعی که برای تایید چگونگی معاینات تعیین سن نوجوانان تنهای پناهجو استفاده شده را زیر سوال بردهاند.
به گزارش روزنامه سونسکا داگبلادت( SvD)، یوهان برینگ ( Johan Bring) پروفیسوردر رشته احضائیه در دانشگاه ( پوهنتون ) اوپسالا و لارش رونهگورد(Lars Rönnegård) پروفیسوردر رشته احصائیه درانستیتوت دالارنا(Högskolan i Dalarna) ، به گزارش اداره خدمات اجتماعی انتقاد کردهاند. از نظر آنها این گزارش اساس علمی ضعیفی دارد. یوهان برینگ، استاد احصائیه، میگوید: آنها اشتباه محاسبه کردهاند و اشتباه فکر کردهاند. روشن است که فردی که این گزارش را اماده کرده، دانش احصائیه خوبی نداشته است.
استاد احصائیه: روشن است که فردی که این گزارش را آماده کرده، دانش احصائیه خوبی نداشته است.
در گزارش اداره خدمات اجتماعی آمده است احتمال اینکه یک بزرگسال به اشتباه به عنوان کودک شناخته شود، تنها سه درصد است. یوهان برینگ و لارش رونهگورد، معتقدند که این عدد نادرست است و محاسبه اداره خدمات اجتماعی به موضوع دیگری اشاره دارد.
برینگ میگوید: آنها احتمال اینکه فردی که به عنوان بزرگسال انتخاب شده، کودک باشد را محاسبه کردهاند. این موضوع با اینکه یک کودک را به جای یک بزرگسال انتخاب کنیم تفاوت دارد.
او برای روشن شدن مساله یک مثال میزند: برای مثال احتمال ”زن” بودن فردی که سرطان سینه دارد ۹۹ درصد است. اما احتمال اینکه یک زن سرطان سینه داشته باشد، ۲ درصد است.
کارل اریک فلودمارک، که تهیه گزارش اداره خدمات اجتماعی را رهبری کرده است، میگوید که اشتباه خواندن محاسبات گزارش آنها، سادهانگارانه است. او در ایمیلی مینویسد: در زمینه پژوهشی، روش تحقیق میتواند به انواع مختلفی رخ دهد و به این معنی نیست که روشهای دیگر، نادرست هستند.”( منبع : رادیوی سویدن به دری فارسی )
{برنگ و رونیگورد ادعا مینمایند که برعلاوه ، اشتباهات دیگری نیز در گزارش اداره خدمات اجتماعی وجود دارد که می بایست این گزارش از سر ترتیب داده شود.
یوهان برینگ میگوید که برای یک کودک احتمالات متفاوت وجود دارد که او بزرگسال محسوب شود و این وابسته به این است که این کودک چند سال عمر دارد. برای یک کودک نوجوان ده ساله خطرحداقل وجود دارد که او بزرگ سال محسوب گردد . اما برای یک هفده ساله خطر بزرگ وجود دارد که او در قطار کلان سال محسوب شود. ن س }
¤¤¤

مطلب زیر درمورد تعیین سن پناهجویان در سویدن در سایت رادیوی صدای آلمان نشر شده است :
حکومت سویدن برای تثبیت سن پناهجویان آنها را مورد آزمایش رادیولوژی قرار می دهد. بسیاری از داکتران طب عدلی این آزمایش ها را نامطمئن می دانند و می خواهند آن را تغییر دهند.
این گونه معاینات برای سید از افغانستان کار دشواری است. او باید امروز در گوته بورگ مورد آزایش قرار گیرد. این معاینات اجباری باید نشان دهد که آیا وی قسمی که گفته زیر سن است یا بالای ۱۸ سال. در صورتی که وی بالغ باشد زندگی اش به طور برق آسا در سویدن دگرگون خواهد شد.
یوهان گوستافسون، مسئول کمپ سکایدس ویرنیت می گوید: «زمانی که سن کسی بالاتر از ۱۸ ساله تعین شود، از یک روز به روز دیگر خانه اش را از دست می دهد و به یکی از محلات اقامت اداره مهاجرت فرستاده می شود. این افراد شاید دو سال به مکتب رفته باشند، روابط دوستی برقرار کرده باشند و یک سرپرست داشته باشند که در بسیاری موارد کمک شان می کند. تمام اینها ظرف چند روز از بین می روند.»
برای سید نیز تمام این مسائل بستگی به معاینات دارد. در عین زمان این گونه آزمایش های طبی شدیداً بحث برانگیز است. داکتران قانونی سویدن مانند پروفیسور هینریک دروید، این کار را که متخصصان باید نتیجه آمازیش رادیولوژیست ها را بدون کنترول امضاء کند، شیوه اشتباه می داند.
پروفیسور هینریک دروید داکتر طب عدلی انستیتوت کارولینسکای سویدن می گوید: «تایید آزمایش از سوی طب عدلی برای اداره های مهاجرت، اساس تصمیم گیری برای این است که آیا یک شخص حق پناهندگی به دست بیاورد یا اخرج شود. بنابراین، این بسیار مهم است که آزمایش ها تا حد ممکن دقیق باشند”
بسیاری از داکتران طب عدلی نمی خواهند بیشتر از این با امضاهای شان این شیوه بحث برانگیز را که براساس آن در مورد آینده پناهجویان جوان مانند سید تصمیم گرفته می شود، حمایت کنند. تقریباً نیمی از این معاینات در سطح بین المللی در کنترول های بعدی طور دیگری ثابت شده اند. اما سیاست مداران می خواهند که این شیوه را ادامه بدهند.
فریدریک لوند سامیلی رئیس کمیسیون اجتماعی سویدن می گوید: «ما تصمیم گرفته ایم که ۱۴ هزار مورد معاینات سن و سال را با راهکار دیگری که مثلاً در پروسه های جرمی استفاده می شوند و همچنان قابل بحث اند، انجام ندهیم. چون همه می دانند که اساساً ما نمی توانیم سن و سال را دقیق تشخیص دهیم. تنها می شود نتایج احتمالی به دست آورد.»
بنابراین آزمایش سن و سال سید به اداره های دولتی سویدن به عنوان یک استدلال شبه علمی برای تصمیم گیری در مورد آینده او مطرح است.
نظر مکتبی که وی روزانه به آنجا می رود، پرسیده نمی شود. یان یوزیف سون، سرپرست سید اظهار می دارد: «اداره مهاجرت امروزه توجه نمی کند که مکتب چه می گوید. این اداره خود تصمیم می گیرد. من تجربه زیادی در این زمینه دارم و فکر می کنم که این اداره توانایی ندارد. بنابراین، بر مبنای مشاهدات ذهنی، بسیاری از جوانان دچار مشکل می شوند و این خوب نیست.»
براساس گفته های منتقدین، آینده پناهجویان جوان در سویدن تا حد زیادی به ارزیابی ذهنی مقامات بستگی دارد تا حقایق علمی.
(na/zdf)
منبع : سایت رادیو صدای آلمان به دری
¤¤¤
متن اصلی دیدگاه دو پروفیسور احصائیه در روزنامه سوینسکا داگبلادت ( SvD) در لینک زیر:
https://www.svd.se/professorer-om-siffror-bakom-alderstester-de-har-raknat-fel

قرار است روز همبستگی جهانی زن ” هشتم مارچ ” از طرف انجمن افغانها در سویدن و انجمن کلتوری بابر طی یک سیمینار علمی درآ ب اف ( ABF) شهر استاکهولم تجلیل گردد.
در سیمینار برعلاوه خوانش مقالات و مضامین پیرامون ” زن ” و نقش زن در جامعه ، قرار است یکعده خانم های ممتاز افغان که توانسته اند با استفاده از تحصیلات عالی شان درجامعه سویدن موقف شایسته احراز نمایند ویا در عرصه های هنری ، فرهنگی ویا ورزش درخشیده باشند ، تقدیر گردند.
از هموطنان عزیز خویش تقاضا مینماییم که اسمای این خانم ها را با مشخصات فوق غرض تقدیر به انجمن افغانها الی سوم مارچ معرفی نمایند ویا اینکه خوداین خانمها درمورد موقف شان برایمان معلومات ارایه نمایند.
برعلاوه انجمن افغانها در سویدن در نظر دارد که از تاریخ اول مارچ الی نهم مارچ مقالات راجع به زن و نقش آن در جامعه در سایت و فیسبوک افغانها نشر نماید و نویسندگان بهترین مقالات را تقدیر نماید. لطفا مقالات تانرا غرض نشربرایما بفرستید.
گفتنی است که تمام برنامه از طریق فیسبوک بطور زنده پخش خواهد شد .
انجمن افغانها و انجمن فرهنگی بابر حاضرین را به نوشیدن چای ، قهوه و ناشتا دعوت مینماید . ورود آزاد میباشد.
زمان و محل برگزاری :
جمعه مورخ نهم مارچ 2018 از ساعت 18.00 الی 20.00
Beskowsalen , 3 tr ABF Stockholm
Sveavägen 41 , 111 34 Stockholm

تاپی ( TAPI)یک پروژه چند شاخهای است که برعلاوه انتقال گاز، فایبر نوری، خط آهن و انتقال برق را نیز شامل میشود. ”افغانستان که در این پروژه نقش محوری دارد در صدد بهره برداریهای بزرگ از این طرح است و هرات که کم کم دارد به یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی این کشور مبدل میشود”. توجه تانرا به مقاله محمد قاضی زاده خبرنگار بی بی سی چلب میداریم :
محمد قاضیزاده
تاپی،طرح انتقال گاز ترکمنستان از مسیر افغانستان به پاکستان و هند، پروژهای است که منافع اقتصادی چهار کشور مهم منطقه را گره میزند. این پروژه به اعتبار هزینه و اثرات کلان اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی آن در سطح منطقه، با شماری از پروژههای بسیار کلان و معدودی که در سایر نقاط جهان تا اکنون اجرا شده است قابل سنجش و مقایسه است.
افغانستان که در این پروژه نقش محوری دارد در صدد بهره برداریهای بزرگ از این طرح است و هرات که کم کم دارد به یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی این کشور مبدل میشود، نخستین ولایتی است که با خروج لوله گاز تاپی از ترکمنستان، کار هدایت جریان گاز را به سوی دیگر ولایتها و دو کشور هند و پاکستان و دیگر منطقه به عهده میگیرد.
هرات که بیش از سیصد کارخانه فعال صنعتی دارد، صنعتکاران آن پیوسته از کمبود یا ضعف انرژی شاکی بودهاند. شاید نخستین نوید تاپی در این زمینه، برای سرمایه گذاران و صنعت کاران هراتی بیشتر از دیگر طیفها و طبقات، گوشنواز باشد.
خط لولۀ تاپی سالانه ظرفیت انتقال ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز را به سه کشور افغانستان، پاکستان و هند دارد.
افغانستان که اصلا نقش ترانزیتی در این پروزه دارد خود از خریداران گاز وارداتی نیز هست. بر اساس توافقی که صورت گرفته، افغانستان در سه دهه، سه میلیارد متر مکعب گاز را از ترکمنستان میخرد.
در طول مسیر خط لوله گاز تاپی، ۱۲ پمپ فشار نصب میشود که پنج تای آن به ارزش یک میلیارد دلار در افغانستان احداث خواهد شد. به این ترتیب، هرات نخستین ولایتی است که از انرژی وارداتی استفاده ارزانتر و گسترده تر خواهد برد.
محیی الدین نوری، معاون والی هرات میگوید افغانستان از این انرژی به گونههای مختلف میتواند استفاده کند.
به گفته آقای نوری، هم امکان توزیع گاز مایع وجود خواهد داشت و هم امکان تبدیل کردن گاز به نیروی برق. در هر دو صورت، شهرک صنعتی هرات و شهروندان و مشتریان عادی برق و گاز به تسهیلات بیشتر و ارزانتر دسترسی خواهند داشت.
تاپی که پروژه انتقال گاز ترکمنستان از راه افغانستان به پاکستان و هند است، و پروژههای دیگر موازی با آن مثل تاپ، تمدید خط برق ترکمنستان از راه افغانستان به پاکستان است، دهلیزی مهم اقتصادی در سطح منطقه میسازد و برای هزاران نفر زمینه کار فراهم میکند.
این پروژه که انتظار میرود تا سال ۲۰۱۹ تکمیل شود بیش از هفت میلیارد دلار برای احداث این خط لوله هزینه خواهد شد و هزینه گاز آن بیش از ۱۵ میلیارد دلار برآورد شده است.
فراهم شدن زمینههای شغلی، به وجود آمدن دهلیز همکاریهای اقتصادی و در کنار آن مبادلات و همکاریهای فرهنگی هم فرصتهای هستند که هرات در قدم اول از آن بهره مند خواهد شد.
ولایتی که ظرفیت کلان اقتصادی و در عین حال فرهنگی و جاذبههای توریستی دارد به این ترتیب میتواند به بهره برداری از جلوههای تاریخی خود و پذیرایی سیاحان بیشتر خارجی بپردازد.
طرح تاپی که حدود بیست سال روی میز ترکمنستان قرار داشت، بالاخره با اجرایی شدن آن، امکان این را به افغانستان داد تا از یکسو منبعی برای درآمد و کمک به متحول کردن اقتصاد جنگزده و ورشکستهاش به دست بیاورد و از جانبی هم موضعی مستحکمتری در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه کسب کند.
با آنکه طرح تاپی چند دهه است که روی میز کشورهای منطقه قرار دارد اما به نظر میرسد که سیاستهای دولت وحدت ملی افغانستان در تسریع این روند بیاثر نبوده است.
اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان همیشه بر اتخاذ سیاستهای اقتصاد محور برای غلبه بر چالشهای امنیتی در سطح منطقه تاکید کرده است.
این طرز نگاه، بر این تصور استوار است که نگرانیهای برخی از کشورهای منطقه و از جمله پاکستان از نیرومند شدن افغانستان میتواند با ترسیم دورنمایی متفاوت از همکاریهای اقتصادی منطقهای برطرف شود.
پاکستان که همواره از سوی دولت افغانستان به همکاری با مخالفین مسلح دولت این کشور متهم شده، از لحاظ اقتصادی و مخصوصا به علت نیازی که به انرژی دارد، چارهای جز چشم دوختن به همکاریهای افغانستان ندارد.
با این همه شماری از آگاهان سیاسی معقتدند که تاپی به همان اندازه که دوست دارد دشمن نیز دارد.
علی آرمان، یکی از فعالان رسانهای در هرات میگوید: ”یک نهاد یا حرکت بینالمللی میتواند از تاپی حمایت کند. تاپی اما دشمنانی زیاد هم دارد. دشمنانی که در این کشور و در کشورهای بزرگ دنیا ریشه دارند. این وسواس امنیتی باعث میشود که نیروهای امنیتی افغان در تامین امنیت تاپی بسیار جدی باشند.”
دیدگاههای خوشبینانه تری هم وجود دارند. خان آقا سکوت، یکی از متنفذین ولایت فراه، ولایتی که تاپی از آن هم عبور خواهد کرد، معتقد است که آنچه این پروژه را حفظ میکند در قدم اول نیروهای امنیتی نیستند بلکه اراده مردم است.
آقای سکوت میگوید: ”تجربه سروی(ارزیابی) بند بخش آباد فراه نشان که مخالفین دولت خود در تامین امنیت آن سهم داشتند نشان داد که مردم به اهمیت اقتصادی چنین پروژهها و تاثیر آن بر زندگی خود آگاهند و از آن حمایت میکنند.”

صلح فاصله بین دو جنگ نیست، این جنگ است که فاصله بین دو دورۀ طولانی صلح باید خوانده شود. افغانستان همیشه در آتش جنگ نخواهد سوخت اما همیشه صاحب موقعیت مهم منطقهای خواهد بود.

در مسابقاتی رسمی سازمان جهانی مبارزات آزاد ACB که در شهر دوبی برگزار گردیده بود باز محمد مبارز و ولی هوتک توانستند رقبای اسکاتلندی و اوکراینی خود را مغلوب سازند.
همچنان عبدالعظیم بدخشی ورزشکار دیگر افغان در مسابقه لیگ افاسال نیز توانست در شهر دهلی بالای حریف صربستانی خود غالب شود.
در نخستین مسابقه ابتدا احمد ولی هوتک در وزن ۷۴ کیلوگرم به مصاف ولادیسلاف استیپانوف اکراینی رفت که موفق شد حریف ۲۵ سالهاش را پس از جدال در سه روند شکست دهد.
این ششمن پیروزی احمد ولی هوتک در رقابتهای آزاد به حساب میآید.
در جدال بعدی نیز دیگر ورزشکار افغانستان، باز محمد مبارز در وزن ۷۰ کیلوگرم مقابل حریف نام دار اسکاتلندی خود چیره شد.
مبارز پس از ۳ روند ۵ دقیقهای موفق شد حریف خود را شکست دهد.
مبارز نیز در ۱۳ مسابقه گذشته در این تورتمنت صاحب ۹ پیروزی شده است.
این در حالیست که رقیب اسکاتلندی باز محمد مبارز در ۸ دیدار گذشته خود موفق به کسب ۶ پیروزی در مسابقات مبارز آزاد شده است.
انجمن افغان ها در سویدن این موفقیت ها را به ورزشکاران عزیز و همه ملت افغانستان تبریک عرض داشته موفقیت های مزید شان را از بارگاۀ ایزد متعال آرزو میکند.

بررسی برنامه کالیبر کانال P1 رادیوی سویدن نشان میدهد وکلای مدافع امور پناهندگی با آنکه اشتباهات جدی در روند کاری شان وجود داشته اما همچنان از سوی اداره مهاجرت اجازه یافتهاند به کار خود ادامه دهند.
پیش از این گزارش شده بود که برخی وکلا، شکایت پناهجویان را در موعد تعیین شده به اداره مهاجرت ویا به دادگاه( محکمه ) نسپردهاند. این اشتباه باعث میشود پناهجو بدون دریافت پاسخ شکایت از سوی دادگاه( محکمه ) اداره مهاجرت، با خطر اخراج مواجه شود.
علی که یک پناهجو است و از افغانستان پائیز سال ٢٠١٥ به سویدن آمد، در مورد وکیل خود میگوید: او به من گفت که من برایت کمک میکنم، گفت که در دادگاه وقت میگیرد اما این کار را نکرد.
پس از آنکه علی به درخواست اقامت خود جواب رد دریافت کرد، از وکیل خود خواست که به پاسخ اداره مهاجرت شکایت کند. اما به دلیل اینکه وکیل وی شکایتنامه را در موعد مقرر به دادگاه( محکمه ) نسپرد، پرونده پناهندگی وی از سوی دادگاه اداره مهارجرت مورد بررسی قرار نگرفت. او میگوید: فقط زنگ زد و گفت معذرت میخواهم، فراموش کردم.
وکیل علی نخواسته است با برنامه کالیبر رادیوی سویدن مصاحبه انجام دهد. اما او دلیل فراموش شدن این موضوع را وجود بیش از حد کار عنوان کرده است. این وکیل گفته است بخاطر این اشتباه جداً متاسف است.
علی تنها موردی نیست که بر اثر اشتباه وکیل خود با خطر اخراج مواجه میشود. رادیوی سویدن حداقل پنجاه مورد مشابه را مورد بررسی قرار داده است.
بررسیها نشان میدهد که باوجود ارتکاب چنین اشتباهات جدی شماری از این وکلا همچنان به عنوان وکیل مدافع پناهجویان از سوی اداره مهاجرت گماشته شدهاند. حتی در مواردی شماری وکلا اشتباه مشابه را دوبار به تکرار انجام دادهاند.
رئیس امور حقوقی اداره مهاجرت، فریدریک بییر میگوید: این روند نباید ادامه یابد. ما باید مانع ادامه آن شویم. ما باید تدابیر سختگیرانه وضع کنیم تا باعث بهبود سیستم شود.
پیش از این اداره مهاجرت فهرستی سیاه از وکلای داشت که به وظایف شان به درستی عمل نکرده بودند اما به دلیل انتقاد از وجود چنین فهرستی اداره مهاجرت ناچار شد آن را از میان بردارد. فریدریک بییر گفته است: پیشنهاد این است که ما باید به گونهای امکان ثبت و یادداشت کیفیت کار وکلا را داشته باشیم
( منبع: رادیوی سویدن به فارسی دری )
متن اصلی را به زبان سویدنی در لینک زیر بخوانید

جایزه پولار که یک جایزه بین المللی در عرصه موسیقی و معادل ”جایزه نوبل” میباشد، امسال ( 2018)به گروه هنری ” متالیکا ”( Metallica) و انستیتوت ملی موسیقی افغانستان تفویض گردید.
جایزه موسیقی پولار ( Polar Music Prize) یک جایزه بین المللی در عرصه موسیقی بوده در سال 1989 از طرف استیکن اندرشون ( Stikkan Anderson)مولف ومنیجرگروپ (ABBA ) بنیاد گذاری شد و از سال 1992 بدینسو بعنوان تمجید از تلاشهای چشمگیر در عرصه موسیقی همه ساله به اشخاص انفرادی ، گروپ ویا نهاد ها درعرصه موسیقی تفویض میگردد. این جایزه عمدتا به دو موسیقی دان ویادو نهاد موسیقی اهدا میگردد. هر جایزه شامل یک میلیون کرون سویدنی است که در ماه جون در سالون کنسرت استاکهولم ( Stockholms konserthus) توسط پادشاه سویدن به برندگان آن تفویص میشود.
امسال جایزه دوم به انستیتوت ملی موزیک کابل و به رئیس آن داکتر احمد ناصر سرمست [ پسر استاد سلیم سرمست ] تعلق گرفت. این انستیتوت را داکتر احمد ناصر سرمست در سال 2010 به کمک بانک جهانی تاسیس نمود که درآن برای جوانان هم موسیقی کلاسیک غربی و هم موسیقی سنتی افغانستان تدریس میگردد.
در انستیتوت ملی موسیقی افغانستان نیمی از جا ها برای شاگردان دختر و فرزندان خانواده های فقیر و یک تعداد زیادی از کودکانی که قبلاَ ”کوچه گشت” بودند اختصاص داده شده است که اکنون همه مصروف آموزش در این انستیتوت میباشند. [به گفته یکی از نویسندگان : انستيتيوت ملی موسيقی افغانستان کودکان يتيم، کودکان سر سرک و دختران نوجوان را در بخش موسيقی آموزش فنی و مسلکی می دهد].
داکتر احمد ناصر سرمست درتابستان سال گذشته به رادیوی سویدن گفته بود ” من میخواستم زمينۀ آموزش موسيقی را برای همه کودکان بدون در نظرداشت جنسیت، تعلقات قومی، روابط اجتماعی یا دین ایجاد نمایم”.
شاگردان این انستیتوت سه سال بعد از تاسیس آن به ایالات متحدۀ امریکا سفر نمودند و بعد از آن سفر های متعددی را به اروپا و همچنان در منطقه انجام دادند.
بر اساس گفته های اساس گذار انستیتوت داکتر سرمست، این انستیتوت در عین زمان توانسته است به شکل فعالانۀ کنسرت ها را در افغانستان راه اندازی کند.
داکتر سرمست میگوید: نمیتوان صلح را بدون سرمایه گذاری روی تعلیم و تربیه، فرهنگ، هنر و موسیقی بوجود آورد.
به قول هیئت ژوری پولار این جایزه با ید به عنوان تمجید از چگونگی کار این انستیتوت در استفاده از تاثیر موسیقی برای وارد نمودن تغییر در زندگی جوانان، شمرده شود.
ترجمه و تلخیص از ن س
برخی اطلاعات در مورد داکتر احمد ناصر سرمست :
” داکتر احمد ناصر سرمست پسر استاد سليم سرمست در کابل زاده شده است تحصيلات خود را در ليسه مسلکی موزيک در کابل شروع کرده و به منظور ادامه تحصيل با استفاده از يک بورس تحصيلی عازم اتحاد شوری گرديد؛ در اين جا تحصيلات خود را تا سطح ماستری موفقانه به پايان رسانيده و پس از آن دوکتورای خود را در رشته موسيقی شناسی و تيوری موسيقی و امثال آن در استراليا تکميل کرده است. وی مقاله های فروانانی به زبان انگليسی در باره موسيقی افغانستان، تاريخ و قدامت آن نوشته است که در مجله های معتبر موسيقی شناسی چاپ شده است. رسالهی دوکتورای وی 500 صفحه می شود که در باره تاريخ موسيقی هنری افغانستان و تاريخ موسيقی کلاسيک در افغانستان از دوران قديم تا سال دو هزار است. از چند سال به اين طرف بالای پروژه موسيقی در افغانستان کار می کند. اين پروژه بازسازی موسيقی به کمک و حمايه دانشگاه مونش استراليا می باشد.
وی 49 سال دارد و با (ماری عسکر سرمست) دختر حبيبه عسکر هنرپيشه موفق تياتر افغانستان ازدواج کرده است. ماری عسکر دارای تحصيلات عالی در رشته تاريخ می باشد.
احمد ناصر سرمست انستيتوت ملی موسيقی افغانستان را پايه گذاری کرد و در آن اطفال خيابانی را که هيچ گونه پيشه و مصروفيتی نداشتند جمع آوری نموده به تدريس و آموزش موسيقی برای شان پرداخت. هم اکنون سمت رييس اين انستيتو را دارد. خدماتی که در اين زمينه انجام داد، نامبرده را بر سر زبان ها آورد و تقريباً تام رسانه هايی در جهان که با افغانستان آشنايی دارند از وی نگاشت و کارنامه ها و عمل کرد های وی را ستايش نمود است. وی کنسرت هايی از شاگران اين مدرسه در گوشه و کنار دنيا ( لندن، واشنگتن، نيويارک… ) به راه انداختنه که خدمات شان در عرصه موسيق، راه معتبر ترين سالون های کانسرت دنيا را به روی آنها باز کرد.
به پاس خدماتی که در اين عرصه برداشت موفق به دريافت جايزه های متعددی شد. از جمله جايزه <شخصيت سال> راديو آزاری را در سال 1391 بدست آورد. علاوتاً جايزه سلطنتی <فِل هارمونيک> لندن يا دوستدار موسيقی در لندن را از آن خود کرده و عضويت افتخاری <انجمن سلطنتی فِل آرمونيک> را حاصل نمود. در اين سال پنج نفر از بزرگان موسيقی در جهان توانستند اين عضويت را بدست آورند.
انجمن سلطنتی فِل ارمونيک ۲۰۰ سال است که در بريتانيا برای حفظ موسيقی فعاليت می کند. اين سال پنج موسيقي دان از جمله احمد سرمست، رئيس انستيتيوی ملی موسيقی افغانستان موفق شدند به عضويت اين انجمن درآيند.
عنوانی که می توان گفت يکی از معتبر ترين افتخارات در نيای موسيقی است و در تاريخ 200 ساله اين انجمن به بزگانی چون <بروم> و <منگلسا> هم داده شده است. داکتر ناصر سرمست اين جايزه را به پاس نقشش به حيث موسس انستيتيوت ملی موسيقی افغانستان حاصل کرده است. انستيتيوت ملی موسيقی افغانستان در نوع خود نخستين نهاد موسيقی در کابل است.”
گزارش رادیوی سویدن را به زبان سویدنی در لینک زیر بخوانید :
http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=478&artikel=6885508

Pratar du Dari och vill vara med och hjälpa personer i sina asylprocesser?
Läkare i Världen har juridisk rådgivning varje vecka där vi hjälper personer med rådgivning i deras asylprocesser. Rådgivningen sker på onsdagkvällar och du behöver kunna tolka på plats. Vi håller till centralt i Stockholm. Du behöver vara över arton år och tidigare tolkerfarenhet är bra men inte nödvändigt. Hör av dig till info@lakareivarlden.se så berättar vi mer.
Brev som har fått:
”Hej!
Mitt namn är Erik Åhlin och jag skriver för organisationen Läkare i Världen. Vi är en människorättsorganisation som jobbar med hälsa och asylfrågor i Sverige och har funnits i 26 år. För mer info se: www.lakareivarlden.se Jag skriver till er för att vi bland annat driver en psykosocial/juridisk rådgivning i Stockholm som bedrivs av volontärer. Vi har just nu ett akut behov av Dari-talande volontärer som kan hjälpa till med tolkning. Jag undrar därför om vi skulle kunna komma i kontakt med någon inom ert nätverk som skulle kunna hjälpa oss att sprida denna informationen till era medlemmar. Jag går även att nå på 0707124544 och erik.ahlin@lakareivarlden.se.
سلطانی کترنگ و ایوینتس ( Sultani Catering & events) رستورنت جدید افغانی را درداخل شهر استاکهولم منطقه هورنستول ( Hornstull ) جدیدا افتتاح نموده وبرای سه روز از تاریخ 9 الی 11 فبروری تخفیفی را در غذای چاشت و شب بشکل بوفه ( buffe) مبلغ 59 کرون اعلان نموده است.
آدرس :Verkstasgatan 3, 11736 Hornstull ، اوقات کار از ساعت 12.00 الی 22.00
تخفیف صرف برای تاریخ های 9 ، 10 و 11 فبروری 2018 اعتبار دارد.
غرض اطلاعات بیشتر به شماره تیلفون 0760522299 تماس بگیرید.