انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

درمورد پناهجويان افغان

ادارۀ امور مهاجرت پرداخت پول را به یک سازمان همکار در افغانستان متوقف ساخته است

پناهجویانی که به شکل داوطلبانه به کشور شان برمیگردند مستحق دریافت کمک از طریق برنامۀ Erin (ارین) میشوند. ادارۀ امور مهاجرت میگوید که بررسی های آنها نشان میدهد که یک سازمان که در داخل افغانستان با آنها همکاری دارد نتوانسته است از پرداخت پول به صورت درست گزارش بدهد. اکنون پرداخت پول متوقف ساخته شده و در نتیجه حدودی 130 پناهجوی افغان که از سویدن اخراج شده اند نمی توانند پول ها و کمک های که برای شان وعده داده شده بود را بدست بیآورند.

روزنامۀ DN قبلاَ گزارشی را در مورد Erin- programmet یا به اصطلاح ”برنامۀ ایرین” نشر نموده بود. این برنامه به پناهجویانی که دوباره به افغانستان برگشتانده میشدند خدماتی را عرضه میکرد. مثلاَ انتقال آنها از میدان هوایی به جا های دیگر، تدارک دیدن مساکن اضطراری برای شان و همچنان اقداماتی برای دستیابی آنها به کار در افغانستان. این برنامۀ بخشی از شرایط دولت بود برای ادارۀ امور مهاجرت تا ادارۀ مذکور بتواند برای برگشت داوطلبانۀ مهاجران به کشور شان کار کند. اما سال گذشته فعالیت های برنامۀ مذکور به شکل موقت متوقف ساخته شد.
اکنون ادارۀ امور مهاجرت (بِل) یا (صورتحساب) های IRARA که یک سازمان همکار میباشد را بررسی نموده است. به گفتۀ ادارۀ امور مهاجرت این سازمان که کمک ها را ارائه مینمود نتوانسته است در مورد (بِل) یا (صورتحساب) هایش به یک شکل قناعت بخش توضیح یا گزارش بدهد.

در پیامی که از طرف ادارۀ مهاجرت به مطبوعات فرستاده شده چنین آمده است ”این اداره باید مواظب باشد تا کمک ها به افراد صحیح رسیده و طوری به مصرف برسد که با برنامۀ ادغام مجدد مطابقت داشته باشد. از آنجایی که ادارۀ امور مهاجرت اطمینان ندارد که کار ها به این شکل صورت گرفته باشد، این اداره تصمیم گرفته است تا پرداخت پول را به شکل موقت متوقف بسازد.”

خانم Therese Naess (تیریسی نائیس) رییس شعبۀ بین المللی ادارۀ مهاجرت میگوید ”قطع پرداخت پول برای افرادی که مستحق این کمک میگردند واقعاَ متاثر کننده است. ولی ما نیز به عنوان یک ادارۀ دولتی مکلف میباشیم تا (مصرف) پول های مالیات را به شکل درست تنظیم کنیم. به همین دلیل ما ضرورت داریم تا برای ارائه اسناد یا دلایل بهتر منتظر بمانیم”.

در حال حاضر تقریباَ 130 نفر که مستحق دریافت کمک از این برنامه میشوند، در کابل در حالت انتظار بسر میبرند.

خانم Matilda Niang(ماتیلده نیانگ) از دفتر مطبوعاتی ادارۀ امور مهاجرت میگوید :
ـ تا زمانی که این مشکل حل نشود آنها (مهاجران برگشتانده شده) نمیتوانند از این کمک ها اصلاَ چیزی را بدست بیآورند. اما پرداخت پول نقد که توسط IOM (سازمان جهانی مهاجرت) صورت میگیرد، همچنان ادامه دارد. او از دادن تفصیل در مورد کمبودی های موجود خودداری میکند ولی میگوید امیدوار است تا مشکلات حل گردیده و این برنامه بتواند دوباره به کارش ادامه بدهد.

این برنامه ارتباط میگیرد به اقداماتی که مجموعاَ برابر است با تقریباَ 23000 کرون برای هر پناهجو. ادارۀ امور مهاجرت از آغاز این برنامه در نومبر 2016 تا سپتمبر سال گذشته بیشتر از 1000 درخواستنامه را برای Erin بدست آورده است.

لازم به یادآوریست که برعلاوۀ کمک از طریق Erin (برنامۀ ایرین) هر پناهجو بالغ که به صورت داوطلبانه به کشورش بر میگردد میتواند تا 30000 کرون را در کشورش دریافت نماید. پرداخت این پول همچنان ادامه دارد.

ترجمه و تلخیص از احمد ضیاء دانش
منبع خبر
https://www.dn.se/nyheter/sverige/migrationsverket-stoppar-utbetalningar-till-samarbetsorganisation-i-afghanistan/?fbclid=IwAR0k4CjI96spQW2zG686V9X67Je8w8tTk5Gfe7fMjSHQdH2eUgBmZLs_RIU

موقف حقوقی جدید اداره مهاجرت در مورد افغانستان

وضعیت امنیتی در افغانستان همچنان جدی است، اما سطح تضاد، مانند گذشته میان ولایات مختلف متفاوت است. این مطلب در تازه ترین موضعگیری حقوقی اداره مهاجرت که امروز پنجشنبه مورخ ۲۴ جنوری نشر شده بازتاب یافته است. در این گزارش تغییرات اندکی نظر به گزارش ماه آگست2017 نشر شده بود بمشاهده میرسد و گفته شده که وضعیت امنیتی در ولایت ننگرهار وخیم شده است و اداره مهاجرت افغانها را به این ولایت دیپورت نخواهند نمود.
[دیدگاه انجمن افغانها پیرامون این موضوع در مصاحبه با رادیوی سویدن به زبان فارسی دری پسان ها بشنویید . ]

اخراج به ولایت ننگرهار متوقف شد

اداره مهاجرت بعد از بررسی وضعیت أفغانستان اعلام داشت که اخراج پناهجویان به ولایت ننگرهار متوقف خواهد شد. وضعیت امنیتی در این ولایت به اندازه‌ای بد است که می‌تواند خطری برای تمام افراد باشد.

رئیس حقوقی اداره مهاجرت، فریدریک بییر، به رادیوی سویدن می‌گوید:

– ما می‌بینیم که تشنج‌ها به اندازه‌ای افزایش یافته که افراد غیرنظامی را نیز در دچار خطر می‌کند.

به دلیل وضعیت ناآرام در ولایت ننگرهار، پناهجویانی که از این ولایت می‌آیند امکان دریافت اقامت در سویدن را دارند. در عین حال فریدریک بییر اضافه می‌کند که اداره مهاجرت امکان مهاجرت داخلی و یا هم زندگی در یکی از ولایات امن افغانستان را نیز در نظر می‌گیرد و احتمال آن وجود دارد که پناهجویان از ولایت ننگرهار به ولایت کابل اخراج شوند.

اداره مهاجرت جانب احتیاط را در نظر می‌گیرد و بیان می‌دارد که این تصمیم تفاوت‌هایی را ایجاد می‌کند و شانس پناهجو را برای دریافت اقامت افزایش می‌دهد، ولی تا هنوز احتمال آن وجود دارد که فرد به کابل اخراج شود.

پناهجویانی که از ولایت ننگرهار میایند و حکم اخراج دارند، امکان آن را دارند که خواهان متوقف‌شدن اخراج خود شوند. ممکن است در پرونده( دوسیه ) برخی از پناهجویان تغییر ایجاد شود.

– پناهجویان امکان درخواست را دارند و ما پرنده آن‌ها را دوباره بررسی می‌کنیم.

نسیم سحر، رئیس انجمن أفغان‌ها در استکهلم( در سویدن )، اما در مورد این تصمیم اداره مهاجرت خوشبین نیست و خواهان متوقف اخراج‌ها به تمام مناطق أفغانستان است.

– تصویری را که اداره مهاجرت از وضعیت أفغانستان نشان می‌دهد سطحی است و عواقب آن را در
نظر نمی‌گیرد، در حالیکه در أفغانستان هیچ منطقه امن وجود ندارد. https://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=2493&artikel=7139155

بیشتر در لینک زیر بخوانید :

https://www.migrationsverket.se/Om-Migrationsverket/Pressrum/Nyhetsarkiv/Nyhetsarkiv-2019/2019-01-24-Nytt-rattsligt-stallningstagande-om-Afghanistan.html?fbclid=IwAR2ntVYNkcxg4eNFNAVc_h7O5adsA8vmsEg5yDKCYJfJ_7nkOeJbVxx_I-o

!اخراج های اجباری به افغاستان جنگ زده را متوقف سازید

مناظره کنندگان : مسوولیت اساسی بعهده اعضای پارلمان(سویدن ) قرار دارد.

این یک مقاله مناظره ای است و دیدگاه نویسندگان را بیان میکند ونه نظر روزنامه را .

مناظره . احزاب سوسیال دموکراتها (S ) ، محیط زیست( MP) ، مرکز( C) و لیبرالها ( L)دریک مبارزه تب الود شان با زمان ، در کاوش ها و تلاشهای شان بخاطر ایجاد نیروی محرکه دموکراتیک وسطی ادامه میدهند تا از انتخابات اضافی ( پارلمانی )  اجتناب صورت گیرد.

روند بطی و تماس های عبور از بلوک ( سیاسی ) مورد انتقاد قرار گرفته است. اما این در واقع، دموکراسی در عمل است و هدف آن بقول های انی لووف (Annie Lööf) و یان بیورکلوند(Jan Björklund)  ”یک انتخاب تاریخی” است: به یکبارگی علیه افراط گرایی مقامت نمودن ، حفاظت از جامعه رفاه وبه پا ایستادن بخاطر بشریت است.

به طور موازی، مقامات سویدنی اقداماتی را انجام می دهند که پیامدهای نامطلوب و فاجعه بار برای هزاران تن از کودکان و نوجوانان پناهجو افغان را ببار می آورد. در نهایت، این فعالیت منجر به خودکشی در سویدن و خطر مرگ و زندگی در افغانستان می شود.

آنها به عنوان پناهنده گان جنگ ( به سویدن ) آمدند و در ابتدا با گرمی و اظهار همدردی استقبال شدند.

”اما با گذشت سالها فیصله های رد(دیپورتی) شروع شد و جوانان به سن 18 سالگی رسیدند. آنها از اقامتگاه شان بیرون رانده شدند ، و  خانه های فامیلی (familjehem) قابل پرداخت عواید شانرا را از دست دادند. ما و اطفال ما آنها را دوست داریم و آنها ما را  . از دست دادن آنها مانند از دست دادن فرزندان خودمان است. بسیاری از جوانان  به کشورهای دیگربا قوانین نه چندان سخت   فرار می کنند تا از اخراج به خطرات در افغانستان نجات یابند. انجیلا بیریستروم (Ingela Bergström) ، یوانا اوگرین (Joanna Ågren) و برخی از خانواده های داوطلب مینویسند که   ” در مدت زمان انتظار برای پاسخ ،  آنها در خیمه ها در پاریس، در زیر پل های آلمانی و در اسکله های بلژیکی می خوابند ”

 بدینگونه هزاران خانواده سویدنی  منشعب شدند. و سویدن  یک نیروی کارجذب شده و توجیه شده آینده  را که جامعه ما به آنها نیاز دارد، از دست می دهد.

این همه  ”زیرنام قانون”، با استدلال های قطعی از نوع ”یک بلی بالاخره  یک بلی است ، و یک نی  بالاخره یک نی است ” و ”جایی  ما باید یک محدودیت زمانی را وضع کنیم ” رخ میدهد. و بدینگونه  فرهنگ قدرت و اقتدارادارات  ایجاد می شود که استثناات انسانی را غیر ممکن می سازد،  به واقعیت های جدید، هم در افغانستان و هم در دوسیه های انفرادی ، با نقض کنوانسیون حقوق کودک و به سایر موافقت نامه های بین المللی بشردوستانه توجه صورت نمیگیرد.

این چگونه میتواند درکشورمارخ دهد  که در طول سال ها بسیاری از پناهندگان جنگ را پذیرفته است ؟ در طول جنگ جهانی دوم، 300 هزار پناهنده به سویدن  آمدند. بین سال های 1984 و 2003، طبق گزارش (UNHCR  ) کمیشنری عالی ملل متحد در امورمهاجرین 458880 نفر برای پناهندگی در سویدن  درخواست دادند. بیشتر از یوگسلاوی سابق و همچنین از ایران 40407 نفر و از عراق 49461 نفر بوده است.

فشار در دهه 1990 حداقل مثل امروز بزرگ  بود،  ما هم  نرخ بیکاری و تورم بالا داشتیم  که توسط نیروهای افراطی راست گرا مورد استفاده قرار گرفت و سبب تشکیل دموکراسی جدید   

 ( Ny Demokrati)  شد. بسیاری از این پناهندگان به کشورهای خود بازگشت نمودند ، در حالی که دیگران در میهن جدید خود باقی ماندند.

انکشافات  در افغانستان باید پایه ای برای چگونگی شکل گیری سیاست های پناهندگی امروز ما باشد. در کشور تنها یک جنگ جریان ندارد، بلکه دوجنگ جریان دارد . به گفته رود نوردلند(Rod Nordland) که از سال 2001 بدینسووقایع افغانستان را دنبال کرده است، یکی آن  جنگ  که  تحت رهبری ایالات متحده با طالبان است، دیگری جنگ بین حقیقت و دروغ است.

در  جنگ اول  ، در  تابستان سال گذشته  حدود 40 شاگرد مکتب در شهر غزنی در هوا منفجر شدند. سرکها  ها و رودخانه ها بااجساد پر شده بودند، در حالی که دو واحد اردوی افغانستان تا  مرد آخر از بین رفتند. در جنگ دوم، حکومت افغانستان و فرماندهی امریکا ادعا می کردند که این حادثه هیچ اتفاق نیفتاده و یا اینکه آنقدر هم بد به نظر نمیرسد.

فقط در روز سوم، رئیس جمهور غنی را از حادثه مطلع ساختند. بعدا او خود در محل گفت که طالبان کنترول شهر را بدست گرفته و تقریبا در همه محله های شهر مالیات را جمع آوری و بدست آوردند.

این دو جنگ در افغانستان بالای ما  درسویدن تاثیر مستقیم مینماید.

سویدن  در جنگ اول با مشاوران خود در تحت رهبری امریكا بدون استراتیژی خود مشاركت می كند. در این جنگ ما سربازان سویدنی  را از دست داده ایم. در جنگ دوم، که در برابر حقیقت جریان دارد ، مقامات سویدنی  به تمام اتباع خود توصیه میکنند که از تمام سفرها  به افغانستان صرف نظر کنند در حالی که مقامات همچنان به فرستادن پناهندگان از جنگ را به مناطقی که احتمالا(به اصطلاح ) امن در افغانستان می نامند، ادامه می دهند.

پژوهشگران موسسه علمی در اوپسالا بنام برنامه کمپیوتری مناقشات (konfliktdataprogram ) در دسمبر سال 2018 اعلام داشتند که مرگبارترین جنگ در جهان در افغانستان جریان دارد و دیگر در سوریه  چنین جنگی وجود ندارد . تعداد کشته شدگان در جنگ در سال 2017  به حدود 19000 نفر رسید و در سال 2018 تعداد کشته شدگان در جنگ افغانستان از 20000 تجاوز خواهد نمود. این بلند ترین ارقام است که از سال 1989 بدینسو  ذریعه  کمپیوتر دریافت شده است.

از بهار 2017، زمانی که هفت نفر در افغانستان کشته شدند و چندین نفر ربوده شدند، کمیته بین المللی صلیب سرخ (ICRC)  بازگشت به کشوررا توصیه کرده است. ”اگر من فقط از دیدگاه بشردوستانه ببینم، تصویر ما این است که افغانستان در یک وضعیت بسیار و بسیار دشوار قرار دارد. یواس داکورد(Yves Daccord )، سرمنشی سازمان ملل متحد دربرنامه تلویزیون سویدن Agenda دستور کار( درسال 2017 گفت :

”در هیچ جای  افغانستان مناطق امن وجود ندارد. از آن زمان تا حال وضعیت بطور چشمگیر به وخامت گرائیده است.

کمیته سویدن برای افغانستان (SAK) دیدگاه مشابه کمیته بین المللی صلیب در مورد افغانستان دارد. هر دوی آنها بیش از 30 سال تجربه فعالیت در کشور( افغانستان ) دارند.

کمیته سویدن برای افغاستان (SAK ) معتقد است که ”بازگشت  خانواده ها، جوانان بدون همراه بالغ و یا طفل با  شبکه های اجتماعی ضعیف در افغانستان امروزغیر منطقی است”.      پناهندگان جنگ ناامید تحت شکنجه های تدریجی روحی  قرار می گیرند، اینها بهمان پیمانه که متناقص اند غیرعقلانی نیز میباشند. این سویدن نیست که ما – و جهان خارج – آنرا می شناسیم.

.اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد ما باید و یا میتوانیم کار های بیشتر و بهتر انجام دهیم

این امرکه سیاست فعلی را تغییر بدهد  از صلاحیت اداره مهاجرت یا محکمه در امور مهاجرت بالاتر  میباشد . عفو عمومی یا توقف دیپورتی ها  به تصمیمات جدید در پارلمان سویدن  نیاز دارد.

در وضعیت کنونی مسوولیت اساسی بعهده احزاب پارلمانی قرار دارد . اقدامات آنها می تواند نقش  تعیین کننده را برای بسیاریها  در مساله زندگی و مرگ ایفا نماید.

تا زمانی که ICRC و SAK تمام افغانستان را به عنوان کشور ناامن  برای بازگشت تشخیص می دهند ، ضروری است که اخراج ها متوقف شوند.

مسئولیت سنگین بعهده اداره مهاجرت قرار دارد تا یک  تحلیل دقیق و عمیق وضعیت در افغانستان را انجام دهد. در این وضعیت  مسئولیت اداره است اطلاعات خود را در مورد وضعیت امنیتی در سرتاسر کشورهمیشه تازه و نو بسازد  و در صورت رد شدن  دوسیه های فردی بطور انتقادی عواقب آن را مورد بررسی قرار دهد. برداشت ما اینست که چنین اقدامی اکنون صورت نمی گیرد  .

تجزیه و تحلیل اداره  مهاجرت تصویر بسیار کمرنگ و ساده ای از وضعیت جنگ ( در افغانستان ) را میدهد، که عمدتا پیامدهایی برای فرد را نادیده می گیرد.

اداره مهاجرت باید تجزیه و تحلیل خود را از وضعیت امنیتی در افغانستان عمیقترو قویتر بسازد  و اطلاعات و مستندات گسترده بین المللی را که به وضوح نشان می دهد که کشور به طور کلی زون ناامن  میباشد.

جنگ در افغانستان یک جنگ طولانی است که توسط دخالت خارجی و تضاد های داخلی ایجاد شده است. جنگ افغانستان که به زودی در دهه پنجم خود قرار میگیرد  بدون پیروزی وبدون  نشانه های  از حکومتداری دموکراتیک  در کشورادامه دارد. فقط خود افغان ها می توانند صلح پایدار ایجاد کنند..

به همین دلیل یک سیاست پناهندگی واقع بینانه  وانساندوستانه برای افغانستان نیز نیاز به یک تفریح ( توقف موقت )انسانی بخاطر اخراج ها دارد تاوقتیکه  خود  افغانستان حاضر و آماده پذیرش اتباع شان  در همکاری با سازمان ملل متحد و جامعه بین المللی گردد .

نویسندگان مقاله مناظره یی:
Pierre Schori سیاستمدار و دیپلومات مشهور سویدن

Birgitta Engblom Danielsson
Maud Edgren Schori
Staffan Engblom

یکتعداد دیگر که زیر مقاله امضا کرده اند خانه های فامیلی بوده که بطور داوطلبانه حمایت نمودند

ترجمه از نسیم سحر

12.01.2019

استاکهولم

اصل مطلب  در روزنامه افتون بلادت چاپ سویدن در صفحه مناظره چاپ شده است .

https://www.aftonbladet.se/debatt/a/p6aQaG/stoppa-utvisningarna-till-krigets-afghanistan

الماس یتیم 13 ساله بعنوان برده جنسی زندگی میکند

الماس که یک پسر سیزده ساله و یتیم است به عنوان یک بردۀ جنسی زندگی میکند.
الماس یک پسر سیزده ساله و یتیم است. او از مدت سه سال به این طرف توسط حامد که 24 سال عمر دارد و به صفت گارد امنیتی ایفا وظیفه میکند مورد سوء استفاده جنسی قرار میگیرد. حامد در بدل مسکن، لباس و غذای که به الماس میدهد از او بهره برداری جنسی میکند. حامد میگوید هنگامیکه بچه ها ریش و بروت بکشند ، ما آنها را رها میکنیم . عمل ” بچه بازی ” یک عنعنه است که در افغانستان به ارتکاب آن کسی جزا نمی بیند[در حقیقت در افغانستان این عمل ناجایز جرم شمرده نمیشود_ ا س . ].

الماسمیگوید زمانی که نُه سال عمر داشت والدینش، هر دو به دلیل مریضی چشم از جهان بستند. او میگوید:

ـ آنها مرا لت و کوب میکردند. برادر بزرگم مرا لت و کوب میکرد. من دیگر نمیخواستم در منزل باقی بمانم.

به همین دلیل او سه سال قبل از منزل فرار نمود.

الماس یک پسر لاغر است که قدش تا سینۀ حامد میرسد. او یک جمپر بزرگ چرمی به تن داشته و خودش را در داخل آن مخفی نموده است. او یک شال نسواری روشن را روی سر و چهره اش پیچانیده است. طوری که فقط قسمت اندکی از چشم های سیاه اش قابل دید میباشد.

تا جایی که موضوع به لت و کوب پسران در خانواده ارتباط میگیرد آنها در مقایسه با دختران دارای آزادی بیشتر برای ترک گفتن خانه میباشند. وقتی آنها خانه های شان را ترک گفتند به روی جاده ها جاگزین گردیده، بعضاَ وادار میگردند برای امرار معیشت به گدایی، دزدی یا هم فروش چرس و دیگر مواد مخدر برای باند های جنایتکار رو آورند.

حامد، الماس را را در روی جاده پیدا نموده سپس او را با خود به خانه برد. حامد با خوشی میگوید برای الماس همه چیز میدهد. او میگوید:
ـ اینکار (بچه بازی) سرگرمی دلخواۀ من است. من عاشق پسران هستم.

مردان قدرتمند ـ جنگسالاران، نظامیان، افراد پولیس و حتی دیگر مردان پولدار از پسران برای خوشگذرانی خود استفاده می نمایند. برخی از مردان این پسران را نزد خود نگه میدارندبا آنها همبستر میشوند، مانند حامد. برخی دیگر پسران مذکور را برای محافل شان به کرایه میگیرند. آنها به پسران مذکور لباس های دخترانه پوشانیده آنها را مانند دختران آرایش نموده و از آنها برای رقص و سرگرمی در محافل خود استفاده میکنند. سپس در ختم محفل مردان میتوانند با این ”پسران دخترانه پوش” سکس داشته باشند.

در افغانستان مردان و زنانی که با هم قرابت خاص نداشته باشند و یا هم با هم ازدواج نکرده باشند، جدا از هم زندگی میکنند. حتی احوالپرسی میان زنان و مردان مجرد میتواند پخش شایعات منفی در مورد آنها را در پی داشته باشد. به همین دلیل دسترسی به زنان خیلی محدود بوده و معمول آنست تا زنان با زنان و مردان با مردان معاشرت نمایند.

معاشرت مردان با پسران ساده بوده، زیاد جالب توجه واقع نمیگردد و در مقایسه با معاشرت با یک دختر کمتر خطرناک میباشند. اگر یک مرد یک دختر را بدون اجازۀ خانواده اش به ملاقات دعوت نماید میتواند به دلایل ناموس داری جانش را از دست بدهد. البته چنین یک اجازۀ صرفاَ در صورتی صادر میگردد که مرد مذکور با آن دختر ازدواج نماید.

حتی محافل ازداوج نیز از نظر جنسیتی به شکل مجزا برگزار میگردد، یعنی زنان و مردان در سالون های جداگانه حضور میداشته باشند. مردان میتوانند با هم برقصند. مردانی که ”بچه” دارند میتواند آنها را با خود به محافل آورده و آنها را برقصانند:

ـ آن مردی که ”بچه” اش از دیگر ”بچه ها” بهتر برقصد از طرف دیگر مردان پول بدست میآورد.

من پسران را ترجیح میدهم

حامد نمی خواهد ازدواج کند. به باور او ازدواج نمودن خیلی گران تمام میشود. ازدواج حداقل 70000 کرون مصرف دارد. او همچنان به زنان و دختران علاقه نیز ندارد. او در حالی که به علامت نفی دستش را تکان میدهد میگوید:
ـ من پسران را ترجیح میدهم. او (الماس) در مزرعه کار میکند، میوه می فروشد و شب ها ما با هم میخوابیم. این کار شخصی ماست و به کسی دیگری ارتباط ندارد.

حامد بوت های New Balance-springskorکرمچ سفید جدیدش را روی زمین بایر کشیده میگوید:
ـ همه در این مورد میدانند، حتی پولیس. بیست فیصد مردان قریه ”بچه باز” هستند. این عملی است که از قلب ما سرچشمه میگیرد.

این که یک مرد با یک پسر رابطه جنسی داشته باشد در فرهنگ افغان ها همجنسگرایی محسوب نمی شود. این موضوع تا زمانی که صرفاَ منحصر به رابطه جنسی باشد، نه زناشویی افراد همجنسگرا،برعکس میتواند باعث ارتقا موقف مرد گردد.

همچنان تجاوز نمودن بالای یک پسر در مقایسه به تجاوز بالای یک دختر، یک عمل کمتر شرم آور تلقی میگردد. هرگاه یک مرد بالای یک دختر باکره تجاوز نماید هر دو با خطر مرگ روبرو میشوند. در حالی که به مردانی که با پسران این کار را انجام میدهند اصلاَ جزا داده نمیشود. برعکس این موضوع میتواند از نگاۀ اجتماع یک موفقیت شمرده شود. از آنجایی که داشتن ”بچه” ایجاب مصرف را میکند، داشتن بیشتر از یک ”بچه” نشانۀ مردانگی به شمار میرود. مردی که بیشتر از دو ”بچه” دارد ثروتمند محسوب میگردد.

با یکدیگر ازدواج میکنند

اگر روزی حامد برای خشنود ساختن والدینش ازدواج نماید ـ ممکن ده سال بعد ـ در آن حالت نیز او در کنار خانمش، بچه ها را با خود خواهد داشت. او میگوید:
ـ زن صرفاَ برای خانه است. یک دوست من، دو زن و سه ”بچه” دارد. زنان این مطلب را میدانند.

حامد میگوید در قندهار شهر جنوبی افغانستان که زمانی مرکز طالبان بود، مردانی وجود دارند که با هم ازداوج می نمایند.

ـ آنها با هم نکاح نموده و این موضوع را درج نکاحنامه نیز می نمایند ولی این موضوع شکل رسمی را به خود نگرفته صرفاَ در میان خود شان باقی می ماند. 
حامد زمانی که 19 ساله بود به داشتن روابط جنسی با پسران آغاز نمود. 
ـ این زمانی بود که به کمایی نمودن پول آغاز نموده بودم.

حامد با آن عده از ”بچه” هایش که بزرگ شده اند دیگر کدام رابطه ندارد. او میگوید:
ـ زمانی که پسران ریش و بروت در میآورند ما آنها را ترک میگوییم، این یک قانون است. به همراه داشتن یک بچۀ بزرگسال مشکل است و به همین دلیل ما نمی خواهیم آنها را در هنگامی که بزرگ شده اند با خود داشته باشیم.

زمانی که طالبان در سال 1996 در افغانستان یک امارت اسلامی را ایجاد نمودند، ”بچه بازی” را نیز ممنوع اعلام کردند. آنها به تفسیری از قرآن اشاره نموده میگویند جزا برای رابطۀ جنسی میان افراد همجنس اینست که مردان مذکور باید در زیر یک دیوار قرار داده شوند و سپس دیوار مذکور بالای آن غلطانده شود. 
اما بعد از تهاجم امریکا بالای افغانستان در سال 2001 ”بچه بازی” بار دیگر رشد نمود. البته با وجود آن که قوای نظامی امریکا از سوء استفادۀ جنسی از پسران، حتی در مراکز نظامی مشترک شان با افغانها، نیز آگاهی داشتند.

گزارش محرم ساخته میشود

در یک گزارش که توسط SIGARیا ادارۀ سرمفتش ویژه برای بازسازی افغانستان ارائه گردیده مجموعاَ با 37 شخص و سازمان مصاحبه صورت گرفته است. در این گزارش 24 تن تصدیق نموده اند که آنها از سوء استفادۀ جنسی کودکان توسط نیرو های امنیتی افغان، آگاهی داشتند. آنها معلومات در این مورد را یا از خود قربانیان این حوادث شنیده بودند و یا هم از افرادی که شاهد این موارد بودند. پاسخی که در این مورد ارائه میگردید این بود که ”بچه بازی” یک ”مسئلۀ خاص فرهنگی” در افغانستان میباشد!!.

این گزارش که در ماۀ دسمبر سال 2016 نشر گردیده بود بنابر محتوای حساسی که داشت محرم اعلام گردیده و توصیه شد تا سال 2042 همچنان محرم باقی بماند.

اما روزنامۀ نیویارک تایمز در سال 2018 در یک مقاله از این گزارش پرده برداری نمود. در این مقاله از چگونگی مصون بودن مردانی که دارای میل جنسی به کودکان میباشند، از جانب قوای نطامی امریکا اشاره شده بود. این گزارش نشان میداد که افرادی که محاکمه شده بودند، آن نظامیان افغان نبودند که از پسران به عنوان برده های جنسی استفاده میکردند بلکه افراد دستگیر شده آن عساکر امریکایی بودند که در برابر این کار از خود مخالفت نشان داده بودند. به این عساکر از طرف قومندان های شان دستور داده شده بود تا این پدیده (بچه بازی) را نادیده بگیرند.

یک تورن از قوای خاص امریکا به اسم Dan Quinn پس از آن وظیفه اش را ترک گفت که مشاهده نمود چگونه یک پسری که روی یک تخت خواب با زنجیر ها بسته شده بود، مورد تجاوز جنسی قرار میگرفت. او برای رهایی پسر مذکور وارد برخورد فزیکی با شخص متجاوز گردید. این تورن امریکایی در مصاحبه با روزنامۀ نیویارک تایمز در مورد آن حادثه گفته است ”ما افرادی را به قدرت رساندیم که کار های بدتر از طالبان را انجام دادند”.

همچنان گزارشاتی نیز وجود دارد که آن عساکر نیرو های خاص امریکایی که در برابر ”بچه بازی” مقاومت نموده اند، توسط افغان ها به قتل رسیده اند.

نظر به قانون امریکا اگر نیرو های نظامی یک کشوری که امریکا با آن کشور همکاری نظامی دارد جرایم بشری را مرتکب شوند، مانند نگهداری پسران به عنوان برده و تجاوز جنسی بالای آنها، در آن صورت باید همه کمک های اقتصادی نظامی امریکا با کشور مذکور قطع گردد. اما در کنار آن، قانون دیگری نیز وجود دارد بنام the notwithstanding clause . این قانون با وصف همه چیز به تداوم کمک های نظامی دستور صادرمیکند.

گزارشی که توسط SIGAR تهیه شده است نشان میدهد که در موارد فوق معمولاَ از همین قانون اخیرالذکر پیروی گردیده است.

اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در سال 2015 اعلام نمود که برقراری ارتباط جنسی با کودکان یک عمل ممنوع میباشد. اما باوصف آنهم مواردی مشاهده نشده است که افراد به این جرم محاکمه شده باشند.

پسران نمیخواهند خود شان شاهدی بدهند زیرا از این کار شرم دارند. از طرف دیگر سیستم قضایی افغانستان نیز آلوده به فساد و ناکارا میباشد، خصوصاَ در اطراف. زیرا در آنجا بزرگان اقوام و جنگسالاران بدون مداخلۀ نیرو های دولتی حاکمیت دارند. 
از مردان افغان در مورد دلیل داشتن رابطۀ جنسی با پسران پرسیده شده است و آنها جواب های مختلفی را ارائه نموده اند:
سکس از راۀ مقعد با زن نمی تواند یک گزینه باشد. زیرا در این حالت به ممنوعیتی که در قرآن وجود دارد اشاره میشود. 
اما حامد که همیشه خود را نزدیک الماس نگهمیدارد دلیل دیگری دارد او میگوید عاشق پسران است.
نوت : الماس یک اسم مستعار بوده اسم حقیقی پسر مذکور چیزی دیگریست.
ترجمه و تلخیص از احمد ضیا دانش 
منبع خبر 
https://www.expressen.se/…/foraldralosa-almas-13-lever-so…/…

پناهجویان جوان افغان که برای بدست آوردن اجازۀ اقامت از سویدن به فرانسه رفته اند

’در این بخش شمالی شهر پاریس بوی گندیدۀ ادرار و چرس به مشام میرسد. در اینجا افراد تازه وارد، معتادان مواد مخدر و مریض های روانی با هم مخلوط میشوند. شبانه ده ها جوان افغان که سویدنی حرف میزنند در یک پارک در زیر یک میز (پینگ پانگ) پناه میبرند.

ده تن از جوانان افغان از یک ماه به این طرف در زیر همین میز (پینگ پانگ) شب ها را سپری مینمایند. همه آنها سویدنی حرف میزنند. آنها چندین سال را در نقاط مختلف سویدن سپری نموده اند. هیچکدام از آنها نتوانسته است تا اکنون در فرانسه برای شان یک مسکن درست را تدارک ببینند.

در زیر این میز دو دوشک ژولیده و یک تخته چوب نازک نیز قرار دارد.

نظر به بررسی های که توسط سازمان های مختلف رضاکار صورت گرفته است در این محل همه روزه حدودی 800 نفر در فضای باز شب و روز را سپری میکنند. در اینجا برای نادارترین افراد در فرانسه یعنی افراد تازه وارد، معتادان مواد مخدر و مریض های روانی کمک های مردم فرانسه میرسد. نعمت (یک پسر افغان) با اشاره به دروازۀ یک گراچ میگوید ”از آنجا میتوان صبح روز، صبحانۀ رایگان دریافت کرد”.

رولان و نعمت دو پسر افغان اند. آنها وقتی در این مورد که آنها ”دبلین نشده اند” صحبت میکنند، لبخند میزنند. منظور آنها اینست که با وجود آنکه آنها در سویدن نشان انگشت داشتند و باید این نشان انگشت آنها در Eurodac یا (بانک معلوماتی مشترک اتحادیۀ اروپا) ثبت میبود، با آنهم پولیس فرانسه نتوانسته نشان انگشت شان را یافت کند. به همین دلیل آنها فکر میکنند چانس خوبی دارند تا بتوانند در فرانسه باقی بمانند. البته این حرف آنها زیاد اشتباه هم نیست. 78 فیصد از افغان های که در فرانسه تقاضای پناه میکنند میتوانند در نخستین تقاضا، جواب مثبت بدست بیآورند. بر اساس احصائیه Eurodac  این رقم در سویدن در نصف اول سال 2018 کمتر از 30 فیصد میباشد.

در حال حاضر سویدن در میان کشور های عضو اتحادیۀ اروپا که دارای بیشترین تعداد پناهجویان افغان میباشند، از نگاۀ دادن اجازۀ اقامت به پناهجویان، یکی از سختگیرترین کشور ها به شمار میرود. در عین زمان سویدن یکی از آن کشور های میباشد که در جریان سال های اخیر تعداد زیاد پناهجویان افغان را پذیرفته است. اما از آنجایی که تعداد پناهجویان در کُل در همه کشور های اروپایی کاهش یافته، تعداد پناهجویان افغان نیز کاهش یافته است.

همه پناهجویان افغان که به سویدنی حرف میزنند و تلویزیون سویدن با آنها در پاریس دیدار داشته است، از نگاه سنی در سال های آخر نوجوانی  تا 25 سالگی قرار دارند.

رحیم کریمی یکی از این پسران است که بعد از آن که در سویدن درخواست پناهندگی اش رد گردید، توانست در فرانسه اجازۀ اقامت را دریافت کند. او در میان همه پسران افغان که تلویزیون سویدن با آنها ملاقات نمود است یگانه شخصی است که حاضر گردیده تا با ذکر نام اصلی و نشان دادن چهره اش، صحبت نماید. او در سال 2016 به سویدن آمد و با بدست آوردن نخستین جواب رد، بدون آنکه تقاضای تجدید نظر نماید، بعد از سه روز به فرانسه رفت.

او میگوید: من بعد از دریافت نخستین جواب رد تصمیم خود را گرفتم که سویدن را باید ترک  بگویم. برگشت به افغانستان برایم ناممکن بود.

او در جنوری 2017 بعد از سفر توسط  سرویس ( بس ) و ریل از طریق دنمارک و آلمان توانست خودش را به پاریس برساند. او نزد پولیس رفته و نشان انگشت اش را تحویل داد. رحیم کریمی در ادامه میگوید:

ـ  من (دبلین) شدم. آنها (ادارۀ مهاجرت فرانسه) دیدند که من در سویدن تقاضای پناه نموده بودم. آنها به من گفتند اگر من خودم به سویدن برنگردم، باید شش ماه منتظر بمانم.

رحیم بعد از شش ماه انتظار یک احضاریه یا فراخون را از ادارۀ مهاجرت فرانسه دریافت نمود. او به یک ملاقات  فراخوانده شده بود. در آن زمان ادارت فرانسه برنامۀ را روی دست داشتند در مورد چگونگی باز فرستادن او به سویدن، حداقل رحیم هراس داشت که قضیه چنین است. به باور او این چنین یک تصمیم با احتمال زیاد منجر به اخراج او (از سویدن) و فرستادن او به افغانستان میگردید. او به این احضاریه یا فراخوان اعتنای نکرد و به آن ملاقات نرفت. در نتیجه دولت فرانسه همه کمک هایش را برای او قطع نمود. کمک مسکن و دیگر کمک ها همه متوقف شده بودند.

رحیم کریمی میگوید: من در جریان شش، هفت ماه بدون همه چیز بودم. بدون خانه، بدون پول، هیچ چیز نداشتم. شرایط دشوار گردیده بود. من از افرادی مختلفی که برایم پول میفرستادند کمک دریافت میکردم.

بعد از یک سال چانس برای او یاری کرد. او در بارۀ یک وکیل که در مورد پناهجویان افغان لایق بود، اطلاع بدست آورد. وکیل مذکور به رحیم کمک کرد تا در مورد فیصلۀ دبلین به ادارۀ مهاجرت فرانسه شکایت کند. رحیم  در آنجا برنده شد. محکمه فیصله نمود که او حق دارد تا در مورد قضیه اش تجدید نظر صورت بگیرد. 

بررسی دوبارۀ تقاضای پناهجویی رحیم کریمی آغاز گردید و به زودی فیصله شد که در آغاز برای او اجازۀ اقامت ده ساله داده شود. او یکی از جملۀ 2770 افغان است که توانسته اند در جریان شش ماۀ اول سال 2018 ضمن نخستین درخواست پناهندگی شان در فرانسه،اجازه اقامت را دریافت نمایند.

کلیسای سویدن در فرانسه برای افغان های که درخواست پناهندگی شان در سویدن رد شده است، نقش مهمی را بازی نموده است. آنها یک محل برای تجمع و یک اطاق استراحت برای افراد تازه وارد را در یک شهر برزگ که نفوس آن بیشتر از نفوس تمام سویدن میباشد، دارا میباشند.

قضیۀ رحیم کریمی مثالی است که موجودیت کمبودی ها را در ”قانون دبلین”، آن توافقنامۀ که به قول ادارۀ امور مهاجرت سویدن ”سنگ پایۀ سیستم مشترک پناهجویی در اروپا”است ،  بر ملا میسازد.

آقای Bernd Parusel محقق در ”شبکۀ اروپایی مهاجرت” یا EMN به این باور است که ”سیستم دبلین” خیلی پیچیده، مغلق و پُر مصرف است. او میگوید هرگز نمی خواهد به شخصی که درخواست پناهندگی اش در سویدن رد میگردد توصیه کند تا مانند رحیم کریمی و دیگران عمل کند. او میگوید:

ـ این کاملاَ طبیعی و یک حرکت انسانی است. هرگاه شخص در جای دیگری چانس داشته باشد، میخواهد آن را بدست بیآورد. اما مهم است تا شخص در مورد خطرات و احتمالاتی که او قرار است آنها را متقبل گردد، بداند. همچنان مهم است تا شخص بداند که ضمانتی وجود ندارد که این کار (رفتن به یک کشور دیگر مانند فرانسه) بتواند منجر به بدست آوردن اجازۀ اقامت گردد.

به باور Bernd Parusel  مشکل است تا تعداد دقیق اتباع افغانستان که بعد از رد تقاضای پناهندگی شان از سویدن به دیگر کشور ها عضو اتحادیه اروپا پناهنده شده اند، را بدانیم. تعدادی زیادی از پناهجویان افغان زمانی که در فرانسه نشان انگشت شان را تحویل میدهند، هرگز در سیستم Eurodac دوباره ظاهر نمی شوند.

آلمان یگانه کشور اتحادیۀ اروپاست که دارای بیشترین قضایای (دبلین) در مورد اتباع افغانستان به سویدن میباشد. این رقم در سال روان تا اکنون به بیش از 1100 قضیه میرسد.

به باور Bernd Parusel این که سطح پذیرش درخواست پناهندگی اتباع افغانستان در میان کشور های اتحادیه اروپا متفاوت میباشد، احتمالاَ میتواند دلایل زیادی داشته باشد:

ـ ادارات مختلف این کشور ها ارزیابی های مختلفی را در مورد اوضاع امنیتی در افغانستان انجام میدهند. هرچند تعداد زیادی از کشور های عضو اتحادیۀ اروپا در این مورد از عین منابع استفاده میکنند با آنهم موضعگیری های حقوقی آنها میتواند متفاوت باشد.

ادارۀ امور مهاجرت سویدن امیدوارست تا یک ارزیابی ”یک دست” یا ”یکسان” صورت بگیرد.

رییس کُل ادارۀ امور مهاجرت سویدن Mikael Ribbenvik میگوید که در حال حاضر در سطح اتحادیۀ اروپا تلاش های برای دستیابی به یک ارزیابی یکسان در مورد افغانستان، در جریان است. در تابستان گذشته به امید ایجاد یک تصویر واحد از اوضاع، در مورد یک دستورالعمل همگانی در ارتباط به موضوع پناهندگی توافق به عمل آمد.

اما این کار به وقت نیاز دارد.

تصامیم مشترک دفتر امور مهاجرت اتحادیۀ اروپا نمیتواند به طور مثال روی امکان بدست آوردن اجازۀ اقامت توسط افغان ها نظر به دلایل انسانی، تاثیر داشته باشد.

آقای  Mikael Ribbenvikمیگوید : همچنان محاکم مستقل نیز وجود دارند که وابسته به کدام دستور العمل از ادارۀ مهاجرت اروپایی نمی باشند. به همین دلیل ما همیشه یک تصویر نسبتاَ پراگنده داریم.

گفته میشود ادارۀ امور مهاجرت سویدن در این مورد  که زیاد از پناهجویان افغان بعد از دریافت جواب رد به تصامیم آن ادارۀ مبنی بر برگشت به افغانستان توجهی نمیکنند و در عوض به یکی از کشور دیگر اروپایی به امید بررسی دوبارۀ درخواست شان میروند، آگاهی دارد.

به باور Mikael Ribbenvik این که هزاران افغان به فیصله های اداره امور مهاجرت سویدن و محاکم توجهی نمی کنند، ناکامی ادارۀ امور مهاجرت را نشان نمیدهد.

ـ برعکس من میتوانم درک کنم افرادی را که از شرایط خیلی دشوار میآیند و شاید هرگز نخواهند به کشور شان برگردند.

به گفته Mikael Ribbenvik نظری وجود دارد که گویا ادارۀ امور مهاجرت به این باور است که افغانستان یک جای امن میباشد. اما این یک ”قصه پردازی بزرگ” است.

ـ ما اصلاَ به این باور نیستیم که افغانستان جای امن است. به همین دلیل ما در جریان سال های اخیر به 16000 انسان از افغانستان، از جمله چند هزار نفر امسال، پناه دادیم.

آقای Mikael Ribbenvik میگوید بر اساس ارزیابی های ما امروز موضوع پناهندگی صرفاَ در دو کشور ”مسئله مرگ و زندگی” است. یکی در سوریه و دیگر در کشور یمن. به باور ما در این کشور شرایط دشوار بوده و سطح معضلات به حدی بلند است که همه ساحات کشور را متاثر ساخته است. افغانستان در میان این کشور ها قرار ندارد. سطح معضلات در افغانستان با سطح معضلات در سوریه  قابل مقایسه نمی باشد.

اما هجوم افراد تازه وارد به محلۀ Porte de la Chapelle  پاریس همچنان ادامه دارد. آنها امیدوار اند تا بتوانند در آیندۀ نزدیک سندی را بدست بیآورند که بر اساس آن بتوانند در فرانسه باقی بمانند.

رحیم کریمی با وجود آنکه او از سویدن اخراج گردیده و به اصطلاح (دبلین) شده بود، این چنین یک سندی را در دست دارد. او اکنون به آینده چشم دوخته است. او میگوید:

ـ میخواهم نخست زبان فرانسوی را یاد بگیرم و سپس اگر خداوند بخواهد ممکن بتوانم در یک دفتر کار کنم و یا هم در یک ورکشاپ.

او میگوید بنابر مشکلاتی که دارد وادار به ترک کشور شده و برگشت به آنجا برایش ناممکن است.

رحیم کریمی میگوید : ما اینجا برای غذا و یا داشتن یک اپارتمان خوب نیآمده ایم. ما آمده ایم تا بتوانیم در اینجا باقی بمانیم، تحصیل و یا کار کنیم.

ترجمه و تلخیص از احمد ضیا دانش

منبع خبر

https://www.svt.se/special/hundratals-svensktalande-afghaner-i-paris/?fbclid=IwAR1egMw6_KfdqwUo7jFNk5v0_orTaWp_o754N-zaLyM28x8yD7yKE-81hB4

محکمه مافوق مهاجرتی ـ سه سال سکونت در سویدن دلیلی برای متوقف ساختن اخراج به افغانستان نیست 

محکمه مافوق مهاجرتی ـ سه سال سکونت در سویدن دلیلی برای متوقف ساختن اخراج به افغانستان نیست 
مرد جوان از افغانستان که مدت سه سال در سویدن زندگی کرده است [برطبق فیصله محکمه مافوق مهاجرتی ] ” این  مدت زمان نسبتا کوتاهی  است و حتی با توجه به سن او ”.
این مطلب را محکمه مافوق مهاجرتی تذکر داده و  در نتیجه فیصله محکمه مهاجرتی [مالمو] را فسخ میکند و اظهار میدارد که اخراج اجباری او [این جوان افغان]به افغانستان  با کنوانسیون اروپایی (EKMR) و قوانین سویدن در مغایرت قرار ندارد.

 این مرد جوان  هزاره تبار شیعه است که در نیمه نوجوانی خود به سویدن آمد و بعنوان پناهجو حدود تقریبا سه سال در سویدن سکونت داشته است . 
 
او بعد از اینکه پاسخ منفی دریافت نمود از فیصله اداره مهاجرت به محکمه مهاجرتی مالمو شکایت کرد.

سن او تثبیت نشده 

محکمه (مهاجرتی مالمو ) به این نتیجه رسید که او نتوانسته نشان بدهد که او واقعا زیر 18 سال  بود  و دلیلی  هم برای اعطای اقامت سیاسی و یا ”النرناتیف نیاز به محافظت” وجود نداشت . 
بآنهم محکمه مهاجرتی تصمیم گرفت که بنابر دلایلی  برای او اجازه اقامت موقت صادر نماید. 
بر طبق  دیدگاه محکمه  ” شرایط ناراحت کننده استثنایی ” (synnerligen ömmande omständighet) موجود بوده که اخراج اورا به افغانستان در مغایرت با تعهدات بین المللی سویدن از جمله کنوانسیون اروپایی (EKMR )قرار خواهد گرفت.

با هزاره ها بدرفتاری میشود

 محکمه به بد رفتاری با هزاره ها در افغانستان اشاره مینماید و خاطر نشان میسازد که این مرد یک بخش زیاد  عمر خود را در خارج از کشور خود[ افغانستان ] سپری کرده است.
بدینترتیب او از شرایط زندگی در افغانستان آگاهی نداشته و به باور محکمه درصورنیکه او اخراج شود خطر بزرگی وجود دارد که او در یک وضعیت اجتماعی آسیب پذیر قرار گیرد.
برخی سازگاری با جامعه سویدن [نیز از دلایل اقامت از طرف محکمه تذکر یافت بود].

اداره مهاجرت  از فیصله محکمه مهاجرتی [مالمو] به محکمه مافوق مهاجرتی ( محکمه عالی در امور مهاجرت ) شکایت نمود و اکنون حکم محکمه مهاجرتی [مالمو]توسط محکمه مافوق مهاجرتی فسخ میگردد . محکمه مافوق مهاجرتی چنین می نویسد :

” مرد (X ) برطبق گفته خودش در نیمه نوجوانی خود به سویدن آمده و حدود سه سال در سویدن زندگی کرده که به نظر میرسد حتی با توجه به سن او ،  مدت زمان نسبتا کوتاهی بوده است . درست است که مرد (X )  در مدت زمانی که در اینجا سکونت داشته برخی سازگاری با جامعه یافته اما از آن نمیتوان نتیجه گرفت  و مبنای انرا ” شرایط ناراحت کننده استثنایی ”( synnerligen ömmande omständigheter”)  قرار داد .
 
سه سال سکونت در سویدن 

محکمه مافوق مهاجرتی در مورد مساله کنوانسیون اروپایی  (EKMR ) چنین مینگارد:

 مرد (X )  هیچگاه در سویدن اجازه اقامت نداشته است . او بعنوان یک فرد نسبتا جوان  حدود تقریبا سه سال در سویدن بعنوان پناهجو سکونت داشته و این مدت به نظر نمی رسد که کافی باشد برای   آماده سازی  چنان یک زندگی شخصی  که در ماده هشتم کنوانسیون اروپایی (EKMR) درنظر گرفته شده است .

 ازین رو هیچگونه موانع  غرض اخراج اجباری این مرد به افغانستان وجود ندارد.
بدین اساس محکمه مافوق مهاجرتی ( محکمه عالی در امور مهاجرت) فیصله اداره مهاجرت را تائید مینماید .
ترجمه از نسیم سحر

17 اکتوبر 2018  استاکهولم
منبع : نشریه ”حقوق روز”

Dagens JURIDIK

http://www.dagensjuridik.se/2018/10/forlorar-i-hogsta-instans-tre-ar-i-sverige-inte-skal-att-stoppa-utvisning-till-afghanistan?fbclid=IwAR31Oc_c3ByA_odXYwSixNWToRpGBWvZAmuttmHWw5twkffGHvV4dX-APys

قضیۀ ساره توسط محکمۀ اتحادیۀ اروپا مورد بررسی قرار میگیرد

ساره یک دختر افغان است که در 15 سالگی وادار به ازدواج اجباری با مردی گردید که 11 سال از او بزرگتر بود. او به سویدن فرار نمود ولی دولت سویدن میخواست او را دوباره به افغانستان برگرداند. اما روز جمعه محکمۀ اتحادیۀ اروپا برای حقوق انسانی اطلاع داد که محکمۀ مذکور قضیۀ ساره را بررسی مینماید. همچنان محکمۀ اتحادیۀ اروپا از دولت سویدن نیز خواست تا مانع اخراج ساره گردد. 
ساره که از این تصمیم محکمۀ اتحادیۀ اروپا خیلی خرسند است به نمایندۀ تلویزیون سویدن گفته است از این که دیگر پولیس به دنبال او نمی باشد تا او را به طیاره نشانده (به افغانستان بفرستد) خوشحال است ولی در عین زمان از این که محکمۀ مذکور در مورد او چه تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد، اندکی هراس دارد.

منبع: https://www.svt.se/nyheter/lokalt/vasternorrland/polisen-kommer-inte-och-tar-mig

https://www.svt.se/nyheter/lokalt/vasternorrland/sara-far-stanna-i-sverige-tills-vidare

ترجمه از  ض  د

جیمی اوکیسون بخاطر فسخ تابعیت دوگانه از افغانهااستفاده ابزاری مینماید

جیمی اوکه‌سون: آیا منطقی‌ست که افغان‌ها آموزش کار با موادمنفجره ببینند؟

شب گذشته رهبر حزب دموکراتهای سویدن در گفتگو با تلویزیون سویدن در دفاع از برنامه حزبش برای لغو تابعیت دوگانه، گفت آیا آموزش استفاده از موادمنفجره در هنگام خدمت سربازی به شهروندان افغانستان منطقی است؟ من فکر نمی کنم که منطقی باشد.

حزب دموکراتهای سویدن  مدتهاست که اعلام کرده در برنامه‌اش خواستار لغو تابعیت دوگانه است. شب گذشته در تلویزیون ملی سویدن، جیمی اوکه‌سون در پاسخ به سوالی در رابطه با نظر حزبش در مورد تابعیت دوگانه گفت: آیا منطقی است که شهروندان افغانستان در سویدن به خدمت سربازی بروند و نحوه کار با موادمنفجره را آموزش ببینند؟ من فکر نمی کنم که منطقی باشد.

در واکنش به این اظهارنظر، نسیم سحر، رییس انجمن افغانها در سویدن، این اظهارات را تقبیح کرد و آن را ”بیگانه‌ستیزانه” خواند و گفت: به نمایندگی از انجمن افغانها اظهارات شب گذشته رهبر حزب دموکراتهای سویدن را به شدت تقبیح می کنیم. اینها در سیاستهای بیگانه‌ستیز خود از افغان‌ها به عنوان ابزار استفاده می‌کنند.

او در ادامه به تلویزیون سویدن هم انتقاد کرد: تاسفبار است که تلویزیون ملی سویدن که باید از منافع اقشار مختلف دفاع کند، در قبال این اظهارات خواستار فکت (مدرک) از جیمی اوکه‌سون نشد.

 سعید محمودی، استاد حقوق بین الملل در دانشگاه استکهلم معتقد است که پیشنهاد حزب دموکراتهای سویدن بر خلاف رویه تاریخی سویدن است: تا جایی که من در خاطرم هست، تاکنون سویدن مشکلی با تابعیت دوگانه افراد نداشته است. البته کشورهای زیادی هستند که همین امروز هم داشتن تابعیت دوگانه را قبول ندارند. 

حزب دموکراتهای سویدن در ابتدا گفته بود که خواهان لغو تابعیت دیگر تمامی افرادی است که تابعیت دوگانه دارند، اما چندی بعد پیشنهاد خود را اصلاح کرد و گفت که حاضر است تا در بعضی موارد مانند افرادی که تابع کشورهای اسکاندیناوی هستند و یا امکان ترک تابعیت ندارند، استثنا قائل شود.

منبع سایت رادیوی سویدن به زبان فارسی دری

https://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=2493&artikel=7034905

قرار است انجمن افغانها نامه سرگشاده بخاطر تقبیح اظهارات جیمی اوکیسون نشر نماید .انجمن افغانها از تمام نهاد های افغانی تقاضا مینمایی که یکجا باهم  نامه مشترک از این اظهارات ابراز نگرانی نمایند. 

کودکانی که به سویدن سفر نموده اند اکنون غایب میباشند

یک ژورنالیست سویدنی بنام (یوهانا کارلسون) Johanna Karlsson از روزنامه اکسپرسن ( EXPRESSEN) در مورد فساد اداری در سفارت سویدن در اسلام آباد، صدور ویزه بر مبنای معلومات نادرست، سفر کودکان افغان بدون همراهی والدین شان به سویدن و مفقود شدن آنها گزارش جالبی را تهیه نموده است. گفته میشود یک زن افغان که با خانوادۀ یکی از قومندان های جهادی قرابت دارد و در سویدن زندگی میکند در قسمت تهیه ویزه برای این کودکان نقش داشته است. در ارتباط به همین موضوع یکی از کارمندان بخش مهاجرت در سفارت سویدن در اسلام آباد از کارش اخراج و محاکمه گردیده است.

بقیهء مطلب در زیر:

زنگ خطر: ویزۀ سویدن 20000 دالر ارزش دارد

  1. کودکان تنها

قبل از ظهر روز شنبه بیست و هشتم فبروری سال 2015 است و یک طیارۀ مسافربری مربوط خطوط هوایی ترکیه (Turkish Airlines) قرار است از کابل پرواز نماید.

در میان مسافران یکی هم احمد امید است او که یک و نیم هفته بعد شش ساله میشود قرار است نخست به استانبول سفر کند و بعد از یک وقفۀ دراز، طیاره را تبدیل نموده و چاشت روز یکشنبه به میدان هوایی (Landvetter) واقع در شهر یوتیبوری ـ سویدن نشست نماید.

طیاره بعدی به روز پنجشنبه مورخ دوازدهم مارچ حرکت میکند. در این طیاره احمد 8 ساله، برادر کوچکش حسیب الله 4 ساله و همچنان فهیم که 8 ساله است نیز قرار دارند. در ویزه های آنها که توسط سفارت سویدن در اسلام آباد صادر گردیده نوشته شده است  که آنها به تنهایی و بدون همراهی اعضای بزرگسال خانواده سفر می نمایند و قرار است ده روز بعد به کابل باز گردند. معمولا در ارزیابی های که در مورد پاسپورت های کشور های مختلف جهان صورت میگیرد، افغانستان در آخر فهرستی قرار دارد که بدست آوردن ویزۀ دیگر کشور ها برای اتباع آن دشوار میباشد.

تقاضا نامه های ویزه برای این چهار کودک موافقت نامۀ والدین آنها را با خود ندارد.

  1. کنفرانس ها

از کودکانی که به سویدن سفر میکنند، بنام ممثلین یا بازیگران تیاتر در کابل، نامبرده شده است. احمد امید، احمد، حسیب الله و فهیم به یک کنفرانس فیمینستی در شهر یوتیبوری دعوت شده اند که توسط یک انجمن کوچک خانوادگی بنام (Biskopsgården) دایر گردیده است. آنها دعوت شده اند تا در کنفرانس مذکور نمایشنامۀ را اجراء نمایند. در عین زمان اشتراک کننده های این کنفرانس باید روی این سوال بیاندیشند که آیا مُدل سویدن میتواند برای تقویت زنان افغان یک راۀ حل باشد؟

در میان اسنادی این کودکان یک نامه وجود دارد که روی ارتباط آنها با تیاتر مهر تایید میگذارد. اما زمانی که من در کابل با کارمندان تیاتر تماس گرفتم معلوم گردید که آنها در مورد مردی که این تصدیق را امضاء نموده است چیزی نمیدانند و او را نمی شناسند.

انجمنی که این کنفرانس را درBiskopsgården راه اندازی نموده است SAF  نام دارد که این مخفف اسم سویدنی Svensk Afghansk Foundation  یا ”بنیاد سویدن افغانستان” میباشد. من میخواهم که با رییس/سخنگو و اعضای رهبری این انجمن تماس بگیرم و در مورد هنرپیشه های کوچک بیشتر بدانم. من همچنان میخواستم بفهمم که کودکان مذکور بعد از ورود به سویدن به کجا رفته اند. اما این یک کار خیلی دشوار است. من به شماره های مختلف تیلفون، چه سویدنی و چه افغانی زنگ زده، ایمیل، نامه، اس ـ ام ـ اس و پیام های مختلف را از طریق فیسبوک فرستادم ولی جوابی را بدست نیآوردم. لازم به یاد آوری میدانم که ”بنیاد سویدن افغانستان” دارای کدام (لوکال) یا دفتر نیز نمی باشد.

رییس/سخنگو بنیاد سویدن ـ افغانستان یک زن است که قبلاَ از طرف  Medborgarskolanبه حیث مسئول انجمن های زنان افغان تعیین گردیده بود.

بنیاد سویدن ـ افغانستان در جریان سال های 2014 و 2015 سه کنفرانس مختلف را در مورد حل مشکلات افغانستان دایر نموده و مجموعاَ 50 افغان به این کنفرانس ها در Biskopsgården  دعوت شده اند ـ به همۀ این افراد از طرف همان کارمند سفارت (سویدن) در اسلام آباد ویزه داده شده است که اکنون از کار اخراج گردیده است.

 من در شهر یوتیبوری از 20 سویدنی افغان تبار در مورد کنفرانس های سوال میکنم که روی موضوعات صلح و زندگی زنان تشکیل شده است. اما آنها هیچکدام در این مورد چیزی نشنیده اند.

آقای Runar Hellström که رهبری بررسی را در ادارۀ امور مهاجرت به عهده دارد و بنیاد سویدن ـ افغانستان را بررسی نموده است میگوید:

ـ این یک انجمنی است که اصلاَ دارای کدام منابع اقتصادی نمی باشد. چنین به نظر میرسد که کارگزاران این انجمن به عین خانواده تعلق داشته باشند. عکس های که از فعالیت های این بنیاد گرفته شده است در جریان چندین سال تغییری نکرده است. نام های اعضای این بنیاد، ترکیبی است از نام های سویدنی و انگلیسی. باور من اینست که این بنیاد پوششی است برای کار های دیگر، در این بنیاد هیچ فعالیتی صورت نمیگیرد و آنها اصلاَ این توانایی را ندارند تا حتی اقامت یک شخص را هم در سویدن تامین مالی نمایند. 

  1. غذای شب در اسلام آباد

یکی از کارمندان سفارت (سویدن) در اسلام آباد، زنی را از  Biskopsgårdenبه خاطر می آورد که با همان دیپلومات (سفارت سویدن) که اکنون از کار اخراج گردیده است، تماس داشت.

ـ آن زن در سال 2014 به اینجا سفر نموده بود. رییس بخش مهاجرت همراه با چند تن از همکاران، آن خانم را به هوتل سرینا برای صرف غذا شب برد. این برای من جالب توجه بود.

بعد از این دعوت خصوصی غذای شب، اسم زن مذکور در چندین تقاضانامه برای ویزه که در سفارت سویدن در اسلام آباد صورت گرفته است، ظاهر میگردد.  رییس بخش مهاجرت (در سفارت) سه بار، نومبر 2014، مارچ 2015 و جولای 2015 برای صدور ویزه برای گروه های بزرگی که قرار است برای اشتراک در کنفرانس های که گفته میشود دایر میگردد، موافقت می نماید.

در یکی از موارد یکی از کارمندان دیگر سفارت با صدور ویزه برای افغان ها جهت اشتراک در کنفرانس مخالفت میکند اما رییس بخش مهاجرت مداخله نموده و تصمیم سفارت را تغییر میدهد و در نتیجه به یکبارگی به صدور ویزه برای افراد مذکور موافقت صورت میگیرد.

از بررسی های که توسط ادارۀ مهاجرت صورت گرفته است بر میآید که همان کارمند سفارت که با صدور ویزه مخالفت نموده بود، در مورد عملکرد سفارت به چند تن از افراد بلند پایه در وزارت خارجه و ادارۀ امور مهاجرت هشدار میدهد. او در آغاز مورد سرزنش قرار میگیرد. یکی از آمرین از سفارت (سویدن) در دهلی جدید به اسلام آباد سفر نموده و به او خاطر نشان میسازد که اجازه ندارد تا در غیاب رییس بخش مهاجرت سفارت، در مورد موصوف حرف بزند. اما بعداَ ادارۀ امور مهاجرت درک میکند که شک شخص مذکور همیشه بجا بوده و بررسی که صورت گرفته است نادرست بوده است.

بعد از آن ادارۀ امور مهاجرت در مورد رییس بخش مهاجرت در سفارت (سویدن) در اسلام آباد مظنون میگردد. در این هنگام است که دیگر دایر شدن کنفرانس ها قطع میگردد. خانمی که رییس/سخنگوی بنیاد سویدن ـ افغانستان بود نیز یوتیبوری وBiskopsgården  را ترک میگوید (به افغانستان میرود).

به باور اقای Gunnar Fröberg از بخش نظارت ادارۀ امور مهاجرت که همه ویزه های صادر شده به افغان ها توسط همان دیپلومات اخراج شده را بررسی کرده است این یکی از جدی ترین مواردی است که تخطی از قانون میباشد. او میگوید:

ـ کم عمر ترین کودک هنرپیشه متولد سال 2010 میباشد. به عبارت دیگر این یک کودک چهار یا پنج ساله است که قرار است بدون والدین خود و بدون کدام سند (موافقت) از طرف والدین خود، سفر نماید. کودکان نباید بتوانند بدون موافقت والدین شان از سرحد عبور نمایند، این یک قانون و قاعده است که از قاچاق انسان جلوگیری میکند. قاعدتاَ با صدور ویزه برای یک کودک خورد سال هرگز موافقت صورت نمیگیرد.

  1. دیپلومات اخراج شده

دیپلومات اخراج شده نه از محکمه پول میخواهد، نه ادعای غرامت میکند و نه هم میخواهد حتی کارش را بازیابد.

او میخواهد تا آمرین ادارۀ امور مهاجرت در شبکه انترنیتی داخلی شان نامه را نشر کنند، دال بر این که آنها با اخراج نمودن دیپلومات مذکور اشتباه نموده اند. او به این باور است که هدف یک توطئه پیچیده قرار گرفته است.

در حالی که ادارۀ امور مهاجرت هزاران صفحه مدارک اثباتی را به محکمه تحویل داده است، او شخصاَ یک سند را نیر با خود ندارد.

این کارمند اسبق سفارت سویدن چند هفته قبل نامۀ طویلی را به Stefan Löfven  فرستاده است. او در این نامه اش از صدر اعظم سویدن  تقاضا نموده تا یک گروۀ غیر جانبدار برای بررسی قضیۀ او تعیین گردد.

او که در یک کشور دیگر اروپایی بزرگ شده است از نژاد پرستی شکوه دارد.

  1. سیاستمدار در کابل

این دیپلومات در جریان مکالمات طویل تیلفونی به بیگناهی خودش سوگند میخورد. او میگوید رابطه اش را با همان زن سیاستمدار افغان که سخنگوی بنیاد سویدن ـ افغانستان در Biskopsgården میباشد، بخاطر ندارد.

بالاخره زن مذکور را یافت میکنم

معلوم میگردد که زن مذکور وارد سیاست گردیده و با سیاستمدار مشهور افغان احمد ولی مسعود همکاری نزدیک دارد. احمد ولی برادر کوچک قومندان چریکی تاجک، احمد شاه مسعود میباشد که توسط دو مرد بلژیکی طرفدار القاعده در یک حادثۀ انتحاری در سال 2001 به قتل رسید.

زمانی که من زن مذکور را از طریق دفتر احمد ولی مسعود جستجو نمودم، در گام نخست کارمندان دفتر در این مورد نظر نیکی داشتند. آنها با کمال میل میخواستند تا من با او مصاحبه نمایم. آنها چندین شمارۀ تیلفون را نیز برایم فرستادند. اما زمانیکه من خاطرنشان میسازم در کدام مورد میخواهم از زن مذکور سوال کنم، همه چیز تغییر میکند.

سپس یک مردی افغان که در آسترالیا زندگی میکند با من تماس میگیرد. او یکی از اقارب زن مذکور بوده، میگوید شنیده است که من زن مذکور را جستجو میکنم. من توضیح میدهم که آن زن در سویدن برای ارتکاب کدام جرم مظنون شناخته نمیشود. من میخواهم از زن مذکور سوالاتی را طرح کنم زیرا نامبرده شخصی است که تعداد زیادی از افغان ها را (به سویدن) دعوت نموده و آنها توانسته اند ویزه بدست بیآورند.  به همین دلیل اکنون یک تن از کارمندان سفارت سویدن در اسلام آباد از کار اخراج شده است.

مرد مذکور از طریق فیسبوک برایم چنین مینویسد ” من فکر نمی کنم که دختر کاکا/ماما من با این موضوعی که تو ادعا میکنی، ارتباط داشته باشد و یا هم این که او بخواهد با کسی در این مورد صحبت نماید”.

سپس مردی مذکور از طریق یک (اپ) برایم زنگ میزند.

ـ این اتهامات خیلی جدی است. من فکر نمی کنم که یک شخص نورمال بخواهد در همچو یک موضوع دخیل گردد. پیشنهاد میکنم که تو اسم دختر کاکا/ماما من را از این موضوع دور نگهداری. پیشنهاد من اینست که تو به تلاش خود برای دست یابی به او خاتمه بدهی.

  1. آن مرد

به تاریخ 12 مارچ 2015 در داخل آن طیارۀ که سه کودک با آن سفر میکرد یک زن نیز حضور داشت که خودش را مادر دو تن از کودکان، احمد 8 ساله و حسیب الله 4 ساله معرفی مینمود. اما این افراد با هم یکجا تقاضای ویزه نکرده بودند. آنها در تقاضانامه های شان برای ویزه اظهار داشته اند که  به تنهایی و بدون اعضای خانواده سفر میکنند.

یکی از کارمندان قبلی سفارت برایم میگوید بدست آوردن ویزه برای والدین و کودکانی که بخواهند یکجا با هم سفر نمایند، به دلیل فرار کردن (برنگشتن شان به افغانستان) دشوار میباشد. زیرا ممکن آنها در سویدن باقی مانده و تقاضای پناهندگی نمایند. به همین دلیل آنها به شکل جداگانه تقاضای ویزه می کنند.

من میخواهم مادر کودکان مذکور را به کمک همان تصدیقی که او از صاحب کارش ارائه نموده و ضمیمۀ تقاضانامۀ او میباشد، جستجو کنم. براساس این تصدیق زن مذکور به حیث ”مدیر اجراییه” در یک  کلینیک معتبر اطفال کار مینموده است. اما در کلینیک مذکور هیچکسی در مورد او چیزی نمیداند.

داکتر عبدالله فهیم که کار بخش اجرایی کلینیک مذکور را بپیش میبرد میگوید ” اما اصلاَ چنین پُستی را نداریم”. او میگوید اسمی که در پایین تصدیق مذکور نوشته شده است مربوط یک جراح قلب میباشد که نزد آنها کار میکند ولی امضاء که در پایین سند قرار دارد از او نیست.

ـ این یک سند کاملاَ جعلی است. هیچ کارمند ما این سند را صادر نکرده است. قسمت بالای این نامه با مُدلی که ما از آن استفاده میکنیم مطابقت ندارد. مٌهر آن نیز نادرست بوده و بالاخره ما هرگز از طریق جراح های خود با سفارتخانه ها تماس نمیگیریم.

اما به زن مذکور در سفارت سویدن در اسلام آباد بدون سوالات اضافی از طرف همان کارمند سفارت که اکنون اخراج گردیده است، ویزه داده میشود.

محکمۀ ابتداییه بعد از دو روز کامل و مرور 1200 ورق سند، قضیه را به نفع ادارۀ امور مهاجرت فیصله میکند. به عبارت دیگر با اخراج کارمند سفارت هیچ اشتباهی صورت نگرفته است.

او در مجموع برای 80 تبعۀ افغانستان که نباید حق سفر به کشور های EU را میداشتند، ویزه صادر نموده است. بیشتر از نصف این افراد توسط انجمن سویدن ـ افغانستان دعوت شده اند.

تلخیص و ترجمه از ض.د

منبع

https://www.expressen.se/nyheter/qs/barnen-reste-till-sverige-nu-ar-de-forsvunna/

Afghanska barnen reste till Sverige – nu är de försvunna
En femåring fick handlingar av en svensk diplomat för att ensam flyga från Kabul till en feministisk konferens i Göteborg.
Flera afghanska barn som ­beviljats visum till Sverige är i dag spårlöst försvunna.
Nu larmar Riksrevisionen om ökad risk för korruption på svenska ambassaders migrationsavdelningar.
– Vi har undersökt vilken kontroll som finns i handläggningen och konstaterar att det finns inga krav alls, säger Riksrevisionens utredare Ann-Marie Skorpen.

Turkish Airlines-planet ska lyfta från Kabul lördag förmiddag den 28 februari 2015. Då har Ahmad Omid en och en halv vecka kvar innan han fyller sex år. Han ska klara ett långt byte i Istanbul för att därefter landa på Landvetter runt söndag lunch.
I hans papper från svenska ambassaden i Islamabad – som hanterar visum för afghaner – står att femåriga Ahmad Omid är ”man, medborgare i Afghanistan”. På sin passbild är han uppklädd i skjorta och kavaj. Huvudhåret är rakat.
Nästa plan går torsdagen den 12 mars. Då ska storebror Ahmad, 8, och lillebror Hassibullah, 4, boarda tillsammans. På samma plan är också Fahim, 8, med. I viseringarna som den svenska ambassaden godkänt står att alla barnen reser ensamma, utan vuxna familjemedlemmar. Det står också att de kommer att återvända till Kabul om tio dagar.
Afghanska pass rankas regelbundet först i undersökningar om vilka med­borgarskap som gör det svårast att få visum för att besöka andra länder.
De fyra barnens ansökningar inne­håller inga godkännanden från vårdnadshavare. Ändå har en svensk diplomat valt ut just dem för var sin tio dagar lång visering som ger dem tillgång till hela Schengenområdet.

Barnen som landar på Landvetter beskrivs i ambassadens handlingar som barnskådespelare från en stor teater i Kabul. Ahmad Omid, Ahmad, ­Hassibullah och Fahim är efterfrågade på en feministisk konferens i Göteborg som en liten familjeförening i Biskopsgården säger sig arrangera.
Barnen har bjudits in för att spela upp en teaterpjäs medan konferensdeltagarna funderar på temat:
Kan den svenska modellen vara en lösning för att stärka Afghanistans kvinnor?
Bland handlingarna finns ett brev som ska intyga att barnen tillhör teatern. När jag frågar runt i Kabuls teaterkretsar har ingen hört talas om mannen som undertecknat brevet.
Föreningen i Biskopsgården som ordnar feministisk konferens heter SAF, en förkortning av det svengelska namnet Svensk Afghansk Foundation.

Jag vill komma i kontakt med tales­personen och styrelseledamöterna för att få veta mer om barnskådespelarna och vart de tagit vägen efter resan till ­Sverige. Det visar sig vara mycket svårt. Jag ringer flera svenska eller afghanska nummer, utan svar. Mejl, brev, sms och meddelanden på Facebook blir lästa utan reaktion. Någon föreningslokal finns inte.
Kvinnan som är talesperson för Svensk Afghansk Foundation har tidigare varit anställd av Medborgarskolan för att ansvara för afghanska kvinnoföreningar.

Kvinnan som är talesperson för Svensk Afghansk Foundation.

Under 2014 och 2015 har SAF arrangerat tre olika konferenser som handlar om att lösa Afghanistans problem. Totalt 50 afghanska medborgare har bjudits in till konferenserna i Biskopsgården – sam­tliga har beviljats visum av tjänste­mannen vid ambassaden i Islamabad.

Jag frågar ett 20-tal svenskafghaner i Göteborg om de känner till konferenserna, som ska haft teman som fred och kvinnor. Ingen har hört talas om dem.
Runar Hellström, utredningsledare på Migrationsverket som har granskat Svensk Afghansk Foundation, säger:
– Det är en stiftelse som inte har några ekonomiska tillgångar ­överhuvudtaget där funktionärerna ­verkar tillhöra samma familj. ­Bilderna från stiftelsens verksamhet ­förändras inte över flera år­. ­Namnet ­blandar svenska och ­engelska. Min bedömning är att den här stiftelsen är en front för någonting annat, där pågår ingen verksamhet och de kan definitivt inte finansiera ens en människas vistelse i riket.

En anställd vid ambassaden i Islamabad minns kvinnan från Biskopsgården och hennes kontakt med den numera ­sparkade diplomaten.
– Hon reste hit 2014. Chefen för migrations­avdelningen tog med henne till en lunch med flera kolleger på Serena Hotel. Jag tyckte att det var märkligt.
Efter den privata lunchen dyker ­kvinnans namn upp i flera ansökningar om viseringar hos ambassaden i Islamabad. Tre gånger – till påstådda konferenser i november 2014, mars 2015 och juli 2015 – beviljar chefen för migrations­avdelningen visum för större grupper.
Vid ett tillfälle går han till och med in och ändrar beslut där en annan hand­läggare gett afghanerna avslag på viseringsansökningar till konferensen. Nu blir besluten plötsligt positiva i stället.

Tre gånger beviljar chefen för migrations­avdelningen visum för större grupper.

I Migrationsverkets internutredning framgår att handläggaren larmar om ambassadmannens agerande till flera chefer inom både UD och Migrationsverket. Till en början tillrättavisas hon. En chef kommer på besök från ambassaden i New Delhi och menar att hon inte får gå bakom ryggen på ambassadmannen. Senare menar Migrationsverket att kollegans misstankar stämt hela tiden och att situationen hanterats fel.

Efter att Migrationsverket fattat ­­misstankar mot ambassadmannen i ­Islamabad blir det inga fler konferenser. Taleskvinnan för SAF lämnar Göteborg och Biskopsgården.
Gunnar Fröberg vid Migrations­verkets tillsynsenhet har granskat alla viseringar som diplomaten beviljade för afghaner. Han ser fallen med barnen som de fyra allvarligaste övertrampen.
– Yngsta barnskådespelaren är född 2010. Det är alltså en fyra, femåring som ska resa utan föräldrar och utan några handlingar från föräldrarna. Barn ska inte kunna färdas över gränser utan att föräldrarna godkänt det, det är ett regelverk som skyddar mot trafficking. Ett litet barns visering beviljas i princip aldrig.
 

Domaren i sal 4 tittar förvånat upp på mannen som just förklarat vad det är han vill i tvisten med Migrationsverket.
Inga pengar. Inget yrkande på att slippa rättegångskostnaderna. Inget större skadestånd. Han vill inte ens ha sitt jobb tillbaka.
I stället vill den sparkade ­diplomaten att Migrationsverkets chefer publicerar en skrivelse på intranätet om att de gjort fel som avskedat honom. Han menar att han är utsatt för en komplicerad ­konspiration.
– Det handlar alltså om ­upprättelse? sammanfattar domaren i ­Norr­köpings tingsrätt.

Den sparkade diplomaten menar att han är utsatt för en komplicerad konspiration.

Ambassadmannen talar med stor ­frenesi.
Medan Migrationsverket lämnat in tusen sidor med bevismaterial har han själv knappt med sig en enda handling. I stället vill han få ställa egna frågor till sina tidigare chefer.
Han tar upp fall där han tycker ambassadernas migrationsavdelningar visat dubbelmoral. Hur de säger att det är ­viktigt att inte utfärda visum om det finns en risk att personen inte åter­vänder till Kabul, men sedan ändå beviljar viseringar till gäster för stora svenska biståndsorganisationer som väl i Sverige ändå väljer att stanna och söka asyl.

Gång på gång försöker Migrations­verkets advokat styra tillbaka diskussionen i rätten till de visum till afghaner som ambassadmannen misstänks ha utfärdat felaktigt och systematiskt i Islamabad.
Tvisten har pågått länge.

Medan Migrationsverket lämnat in tusen sidor med bevismaterial har han själv knappt med sig en enda handling.

Några veckor tidigare har ambassadmannen skrivit ett långt brev till Stefan Löfven. I brevet till statsministern begär han att en oberoende utredning tillsätts för att gå till botten med hans fall.
”Rasismen sprider sig i alla delar av vårt liv” skriver mannen, som är uppväxt i ett annat europeiskt land. ”Tron på att egen ras är överlägsen har ­präglats tydligt i sammanhanget.”
Mannen skriver att det pågår ”häxjakt på invandrare anställda på Migrationsverket”.
I brevet framgår att han en gång ­tidigare har utretts av arbetsgivaren. Då handlade det om att mannen, tillsammans med ett par kolleger som senare sades upp, hade gjort otillåtna ­slagningar i Migrationsverkets databaser.
Ändå premierades han med utlandstjänstgöring. Först i Teheran, senare i Islamabad.
En handläggare på Migrationsverket som sänds ut på tidsbegränsade uppdrag på en ambassad höjer sin levnadsstandard rejält. Sedan han fick sparken har ambassadmannen drivit ett mål hos Skatteverket om att få mer av sina för­måner från utlandstiden avdragsgilla.
 

I flera långa telefonsamtal bedyrar diplomaten sin oskuld. Han säger att han inte minns sin relation till den svensk­afghanska kvinnan som var talesperson för föreningen Svensk Afghansk ­Foundation i Biskopsgården.
Till slut hittar jag henne.
Det visar sig att hon gett sig in i ­politiken och arbetar nära den välkända afghanska politikern Ahmad Wali Massoud, lillebror till den ­tadjikiska gerillaledaren Ahmad Shah Massoud som mördades av belgiska al Qaida-anhängare i ett självmordsdåd 2001.
När jag söker kvinnan via Ahmad Wali Massouds kontor är sekreterarna först välvilligt inställda. De vill gärna att jag intervjuar henne och skickar flera telefonnummer. Men när jag nämner vad jag vill fråga henne om blir det tvärstopp.

Expressens Johanna Karlsson försöker få veta mer om barnskådespelarna och vart de tagit vägen efter resan till Sverige. Det visar sig vara mycket svårt.

 Foto: MELI PETERSSON ELLAFI

Därefter blir jag kontaktad av en afghansk man som bor i Australien. Han är släkt med kvinnan och han säger att han hört att jag söker henne. Jag för­klarar att hon inte är anklagad för något brott i Sverige, men att jag vill ställa ­frågor till henne eftersom hon varit inbjudaren bakom en stor del av de visum som nu har lett till att en tjänsteman vid en svensk ambassad avskedats.
– Jag tror inte att min kusin har något att göra med vad du påstår, eller att hon skulle prata med någon om allt detta, skriver mannen via Facebook.
Därifrån ringer han upp mig via en app.
– Anklagelserna är väldigt allvarliga. Jag tror inte att någon normal person skulle vilja bli inblandad i en sådan här artikel. Jag föreslår att du håller min kusins namn utanför det här. Mitt förslag är att du slutar försöka få tag på henne.
 

Med på planet den 12 mars 2015, som tre av barnen reste med, fanns också en kvinna som sade sig vara mamma till de två bröderna Ahmad, 8, och Hassibullah, 4. Men de har inte sökt viseringar tillsammans utan kryssat i att de reser självständigt, utan familjemedlemmar.
– Föräldrar och barn har svårt att bli beviljade viseringar därför att avhoppsrisken, att de skulle kunna stanna och söka asyl, är för stor när du reser till­sammans med små barn som skulle kunna få en bättre framtid om de inte återvände. Då ser det bättre ut att de söker var för sig, säger en tidigare anställd på en migrationsavdelning vid en ambassad i samma region.
Om deras släktskap stämmer innebär det att två av barnen åtminstone inte skiljts från sin vårdnadshavare under resan. Jag söker mamman via de intyg från arbetsgivare som fanns med i hennes visumansökan. Men på den välrenommerade barnklinik där hon enligt intyget har titeln ”executive director” har man aldrig hört talas om kvinnan.

– Vi har ingen sådan position alls, säger doktor Abdullah Fahim som leder klinikens operativa arbete.

Det här är ett helt förfalskat dokument. Ingen hos oss har ställt ut det.

Abdullah Fahim berättar att namnet som används för att skriva under ­kvinnans intyg visserligen tillhör en hjärtkirurg som arbetar hos dem men att det inte är han som skrivit under.
– Det här är ett helt förfalskat dokument. Ingen hos oss har ställt ut det. Brevhuvudet stämmer inte med vår mall, stämpeln är fel och vi kontaktar aldrig ambassader genom våra kirurger.
Mamman beviljades visum utan vidare frågor av den numera avskedade ambassad­mannen i Islamabad. När jag frågar honom om kvinnan – som inte nämnts varken i utredningen eller i Norrköpings tingsrätt – menar han att detta ­bevisar att två av barnen inte åkte ensamma. Han anklagar Migrationsverket för att ha slängt de dokument som ska bevisa att han har rätt.
– Inget barn har ansökt om visering utan vårdnadshavare. De finns registrerade i Migrations­verkets system också men jag och du har ingen tillgång till systemet för att kunna bevisa det. Dessa barn har sökt om visering tillsammans med en av föräldrarna. Den förälder som inte har sökt och inte skulle resa till Sverige har lämnat samtycke. Dessa samtycken har ­försvunnit från ärendena. Migrationsverkets ut­redare har kommit till Islamabad för utredning när jag var på semester. Det är inte en konspiration utan fakta att utredaren har manipulerat mina ärenden.
 

Efter två heldagar med 1 200 sidors bevismaterial avgör tingsrätten tvisten till Migrations­verkets fördel. Inget fel har begåtts då ambassadmannen sparkades.
Totalt har han beviljat visum till 80 afghanska medborgare som inte borde ha kunnat resa till EU. Över hälften av dem kom via inbjudningar från föreningen Svensk Afghansk Foundation.
Samtidigt går ett liknande ärende upp i Stockholms tingsrätt. Den här gången är det en kvinna som vid svenska ambassaden i ett afrikanskt land misstänks ha beviljat 74 ghananska medborgare Schengenviseringar i maskopi med en man som i dag avtjänar ett fängelsestraff för människosmuggling i Tyskland. Kvinnan kallas för ”my white ambassador” i människosmugglarens telefonbok. I chattar med bekanta skryter han om hur mycket pengar kontakten med henne hjälper honom att dra in.

Kvinnan som kallas ”my white ambassador”.

Precis som ambassadmannen i ­Islamabad hade ambassadkvinnan i Afrika tidigare utretts för misstankar om felaktigheter men trots det fått eftertraktade utlandsplaceringar, i kvinnans fall på ytterligare en ambassad. Efter att hon avskedats har hon också gripits misstänkt för människosmuggling i Holland tillsammans med en släkting.
Rättegången mot kvinnan är uppskjuten till nästa år, men i polisförhör nekar hon till alla anklagelser om grovt tjänstefel. Hon menar att det inte finns någon logik i att hon, som är uppväxt i Syrien innan hon som vuxen fick jobb på Migrationsverkets ID-enhet i Solna, skulle ha valt att hjälpa ghananska medborgare mitt under kriget i Syrien.
– Om jag velat fuska hade jag gjort det för mitt land, inte för Ghana eller Afrika, säger kvinnan i förhör.
 

Riksrevisionen har på grund av flera uppmärksammade skandaler sedan 2014 valt att granska just migrations­avdelningarna på svenska ambassader. De har kunnat se att anmälningarna om oegentligheter har ökat.
– Vi har undersökt vilken kontroll som finns i handläggningen. Då konstaterar vi att det finns inga krav alls, säger Riks­revisionens utredare Ann-Marie Skorpen.
Mellan 2014 och augusti 2017 ­anmäldes 60 misstänkta fall.

”De här besluten har ett stort värde på den illegala marknaden. Ett viseringsmärke kan säljas för 20 000 dollar”, säger Ann-Marie Skorpen.

 Foto: MELI PETERSSON ELLAFI

Riksrevisionen pekar på risk för ­korruption på ambassaderna.
– Ärendena de handlägger på ambassaderna, visumärenden och uppehållstillstånd, de har ett stort värde för den som söker. Det finns risk att de utöver påtryckningar för att få snabbare handläggning eller gynnande beslut. De här besluten har ett stort värde på den illegala marknaden. Ett viseringsmärke kan säljas för 20 000 dollar, säger Ann-Marie Skorpen.
Skorpens utredning pekar på den förhöjda risken i och med att utlandsmyndigheterna finns i ­länder med hög korruption. Men också ­Sveriges inhemska korruption har de senaste åren stigit. Vi har fått se flera korruptionsskandaler på svenska myndigheter och har fallit i graderna när internationella organisationer listar världens minst korrupta länder.
Vid gränspolisen har man främst noterat problem med riktiga viseringar, men det är då andra länder än Sverige som står bakom handlingarna.
– Det finns ju rykten. Man hör om ambassader som lättvindigt utfärdar visum. Vi har då lyft upp frågan till NOA som då kan ta det med justitie­departementet. Det är jätteviktigt att sådana misstankar tas om hand på rätt väg, det riskerar annars att bli politiskt, säger Håkan Ejdervik, polisintendent vid gränspolisen.

Det finns ju rykten. Man hör om ambassader som lättvindigt utfärdar visum.

Den som reser in i Sverige med en ­korrekt handling begår inget brott även om det är felaktiga uppgifter som ligger till grund för att visumet utfärdats. Där skiljer sig gränspolisens möjligheter att ingripa jämfört med om de tror att handlingen är förfalskad.
– Om en visering är falsk blir det människosmuggling när det upptäcks vid svensk gräns, säger Ulf Djurberg, polisinspektör vid gränspolisen.
Är alla handlingar däremot riktiga är det många steg mellan en polismans befogenheter och kontroll av diplomaten som utfärdat handlingen.

Riksrevisionens utredare Ann-Marie Skorpen: ”Vi har undersökt vilken kontroll som finns i handläggningen. Då konstaterar vi att det finns inga krav alls”.

 Foto: MELI PETERSSON ELLAFI

EU:s gränsmyndighet Frontex är aktiv i flera led för att förhindra att barn kan resa ensamma in i Schengen. Det gäller allt från att hitta barnarbete till trafficking till barn som tagits i väg på resa med andra än sina föräldrar. Gränspolis kan till exempel hålla utkik efter småbarn som inte verkar vilja hålla sitt vuxna resesällskap i handen.
Men en femåring som går på planet i Kabul passerar ingen gränskontroll före flygplatsen i Sverige. Och vid kontrollen på svensk mark är det bara att säga till passkontrollanten att du söker asyl.
– Ja, har du väl kommit hit så kommer du ju in. Då blir det upp till Migrationsverket att göra en anhörigutredning eller Socialtjänsten att familjeplacera barnet, säger Ulf Djurberg på gränspolisen.
 

Gunnar Fröberg på Migrationsverkets tillsynsenhet vill inte svara på om han i dag vet var de fyra afghanska barnen befinner sig. Den polisiära förundersökningen mot ambassadmannen är inte klar och ett åtal för tjänstefel kan fort­farande väckas.
Även på ambassaden i Pakistan hänvisar man till pågående polisiär förundersökning och vill därför inte kommentera fallet med de försvunna afghanska barnen.
Migrationsverket och UD vill bara svara på vad som hänt med rese­sällskapen som Svensk Afghansk Foundation bjudit in generellt, inte om just de fyra små barnen.

Riksrevisonen har granskat just migrationsavdelningarna på svenska ambassader.

 Foto: MELI PETERSSON ELLAFI

Några av konferensbesökarna har varken registrerad in- eller utresa i Sverige. Det tyder på att de uppe­håller sig i något annat Schengenland och att den sparkade diplomaten har möjliggjort den resan.
Några andra i sällskapet har lämnat in passkopior som sägs visa upp utresestämplar för att bevisa att de återvänt från sin resa. Men Migrationsverkets ID-enhet bedömer att stämplarna är förfalskningar som den aktuella flygplatsen, Kastrup i Köpenhamn, inte känner igen.
Ytterligare några har hittats i Sverige men nu som asylsökande i helt andra identiteter, med ny ålder och nya namn.
Den sparkade diplomaten hävdar att de fyra barnen är tillbaka i Kabul, men tillägger att han inte kan bevisa det.

Tio procent är superrika. Det är inte så att man absolut vill stanna i Europa som afghan.

– Har du någon relation till Afghanistan? Jag har varit där på tjänsteresa. Tio procent är superrika. Det är inte så att man absolut vill stanna i Europa som afghan, säger han.
Jag ber honom att leta efter någon som känner till barnen och kan berätta var de är. Ambassadmannen menar att det kan påverka eventuella kommande rättsprocesser om han söker upp dem.
Han har överklagat tvisten i Norr­köpings tingsrätt till Arbetsdomstolen och hoppas nu att de tar upp Migrationsverkets avskedande av honom, som han fortfarande tycker är djupt felaktigt.

https://www.expressen.se/nyheter/qs/barnen-reste-till-sverige-nu-ar-de-forsvunna/

بازهم یک جوان افغان قربانی آببازی شد

یک  جوان افغان به اسم علی ابراهیمی در اثر غرض شدن درآب در منطقه کمون واکسهولم ( Vaxholm)  استاکهولم داعی اجل را لبیک گفت. 

انالله و انا الیه راجعون

بتاریخ 5 جولای 2018 یک  جوان افغان به اسم علی ابراهیمی با سه دوست دیگرش وهمرایی  دو کارمند اردوگاه پناهچویان عزم آببازی در هوای قشنگ و گرم استاکهولم نمودند ودر یکی از ساحل در کمون واکسهولم ( Vaxholm) استاکهولم نمودند . با تاسف که این پسر جوان در جریان آببازی به مشکل روبروشد وتقاضای کمک نمود اما با دریغ که او کمک بموقع دریافت ننمود و یک کارمند تلاش نمود تا او را نجات دهد اما دیر شده بود .  کارمند دیگر اردوگاه از گروه نجات کمک خواست با تاسف که گروپ نجات نه  تنها کمک کرده نتوانستند بلکه حتی جسد غرق شده این جوان افغان  را نیز یافته نتوانستند و تلاش آنها برای یافتن جشد نیز بدون نتیجه پایان یافت . بتاریخ 12 جولای یکی از سویدنی ها جسد بیجان را مشاهده و به پولیس گزارش داد. اکنون جسد این افغان درسردخانه  شفاخانه کارولینسکا واقع سولنا ( Karolinska  sjukhus ) قرار دارد . قرار است در هفته اینده سرنوشت این جوان نامراد معلوم گردد. گفتنی است که خانواده این جوان در افغانستان بسر میبرد ویکی از اقارب اش در سویدن میباشد. او اقامت دریافت نموده بود.

ابراز تسلیت 

انجمن افغانها در سویدن عمیق ترین مراتب تسلیت خویشرا بمناسبت این حادثه المناک و مرگ نابهنگام این جوان به خانواده و اقارب مرحومی ابراز داشته برایشان صبر جمیل خواسته وبرای مرحومی بهشت برین آرزو نموده وروحش را شاد میخواهد.