انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

گمشده در جستجوی گمشده ای دیگر

فیلم 'سیبی از بهشت' حکایت حال پیرمردی سرگشته و حیران است. مرد پنجاه ساله افغانی که لباس روستاییان را بر تن دارد اما به درستی روشن نیست که او به کدام ولایت و قوم تعلق دارد. هرچند زبان فارسی او به نحوی او را از اهالی ولایت های شمال کابل می نمایاند

پیرمرد در جستجوی پسر نوجوان خویش از روستایی دور به کابل می آید، او پسرش را به تعویذنویس پیری سپرده بوده تا او را به مدرسه ای دینی برای آموزش دینیات بفرستد تا این پسر یک روحانی شود. پیرمرد از دین و روحانیت چیز زیادی نمی داند و شاید می خواسته فرزندش مانند خود او نباشد و یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشد و ملا شود. اما تعویذنویس نوجوان روستایی را به دست کسانی می سپارد که کار آنها تربیت کردن مهاجمان انتحاری است.

پیرمرد در دستمالی چند تا سیب با خود از روستا آورده است و می خواهد آنها را به فرزند خویش بدهد. اما سرگشتگی های پیرمرد برای یافتن فرزند پایانی ندارد؛ او به هرجا می رود و از هر کسی سراغ گمشده اش را می گیرد، اما او را نمی یابد. سرانجام چند مرد مسلح او را به خرابه ای در حومه کابل می برند و پیرمرد در آن خرابه چند جوان اهل مدرسه را با لباس های سفید می بیند اما فرزندش در میان آنان نیست. او را به اتاق نیمه تاریکی راهنمایی می کنند، جایی که مرد خشنی با چند مرد مسلح دیگر نشسته اند. مرد خشن دلیل آمدن پیرمرد را می پرسد پیرمرد با لحنی عاجزانه می گوید آمده تا فرزندش را ببیند. مرد خشن به افرادش می گوید او – پیرمرد – را پیش پسرش ببرید.

مردان مسلح پیرمرد را به محل دوری می برند و او را تا حد مرگ می زنند. در صحنه دیگر پیرمرد را می بینیم که در میان شهر در خیابان های مزدحم در میان موترها (خودروها) می چرخد و سیبی را که در دست دارد به رهگذران تعارف می کند،‌ او دیوانه شده است و بی اختیار می خندد و بی اختیار می گرید و از چرخیدن باز نمی ایستد.

خلاصه داستان فیلم 'سیبی از بهشت' همین است.

نسل سینمای روس

همایون مروت فیلمسازی است متعلق به نسل سینماگرانی که از اکادمی سینمای روسی فارغ التحصیل شده اند. سایه این سبک سینمایی در کارهای او همواره پیدا بوده است. سینمای شاعرانه با ریتمی کند و با درونمایه ای فلسفی. مروت در این فیلم سرگذشت سرگشتگی پیرمرد را به تصویر می کشد.

همایون مروت 

صحنه ای از فیلم

بازیگر اصلی این فلم رجب حسینوف در نقش پیر مرد. 

از ظرافت های به کار رفته در این فیلم منشی است که کارگردان در تعمیم بخشیدن واقعیت حکایت شده در فیلم بر سراسر افغانستان و در میان اقوام مختلف به خرج داده است.

پیرمرد دو سرگشتگی دارد: یکی سرگشتگی در بیرون که همان جستجوی فرزند گشمده اش است و دیگری سرگشتگی در درون که نمی داند دینی که پیروش است چه دینی است؟

او در یک صحنه در اعتراض به سخنان یک راننده تاکسی که حمله انتحاری را غیر اسلامی می خواند،‌ از تاکسی پیاده می شود و پول اندکی به راننده تاکسی می دهد و یا هنگامی که او را در برابر افسر بازداشتگاه می یابیم و سوال و جواب آن دو را می شنویم، در واقع به سوال و جواب دو نسل دور از هم گوش می سپاریم که هرکدام خود را برحق می دانند. افسر بازداشتگاه کسی است که در حکومت مورد حمایت شوروی هم افسر بوده و چیزهایی از آن زمان در خاطر دارد و پیرمرد اما به عنوان نماینده و مدافع نسلی در برابرش نشسته و پاسخ می دهد که جهاد علیه آن حکومت را واجب می دانست.

پیرمرد به افسر می گوید:‌ دو فرزند جوانم را در راه جهاد از دست داده ام و آخرین فرزندم که قرار بود یک عالم دین شود اکنون گم شده است.

می بینیم که پیرمرد خود گمشده ای دیگر است و این گمشدگی بسیار عمیق تر از گمشدگی اصلی است. پیرمرد در سراسر فیلم همدردی نمی یابد و در هیچ جا کسی پیدا نمی شود که حال او را درک کند در همه جا مشت رد به سینه اش می خورد. دستگاه حاکم او را از خود رانده است و دشمنان دستگاه هم که در چهره مرد تعویذ نویس یا آموزگاران انتحاری ظاهر شده اند او را از خود می رانند. هر دو طرف او را بیگانه و دشمن می پندارند و این در واقع همان واقعیت تلخ فراموش شدگی هزاران پدری را به یاد بیننده می آورد که فرزندان آنان در جنگ های این سالها قربانی شده اند.

در فیلم چند صحنه از انفجار انتحاری به نمایش در آمده اما در هیچ کدام اشاره مستقیمی به دخالت پسر گمشده در انفجار ها دیده نمی شود و به این صورت به نظر می رسد که سازنده فیلم با زیرکی می خواهد گمشدگی آن پسر را نماد گمشدگی نسل تازه ای قرار دهد که مسوول آن به زعم فیلمساز همفکران افسر بازداشتگاه و پیرمرد بوده اند. در نتیجه سیب که می توان آن را نماد زندگی خواند هیچگاه به کسی که شایسته اش است نمی رسد و تا آخر در دست پیرمرد که حالا دیوانه ای است باقی می ماند.

نشانه و نمادها باز به عنوان شگردی از سینمای روس در سراسر این فیلم جایگاه خاصی یافته اند،‌ تقریبا در تمامی صحنه ها مناره مسجد به چشم می خورد و این گویای ارتباط داستان با آن مناره هاست.

تکنیکها

نحوه استفاده از نور در این فیلم زیباست. آقای مروت در آمیزش رنگ ها و برجسته کردن سایه روشن ها و ملایمت بخشیدن به نور در سراسر این فیلم تلاش کرده که می توان آن را
موفق آمیز شمرد.

پیرمرد در سراسر فیلم همدردی نمی یابد و در هیچ جا کسی پیدا نمی شود که حال او را درک کند در همه جا مشت رد به سینه اش می خورد. دستگاه حاکم او را از خود رانده است و دشمنان دستگاه هم که در چهره ی مرد تعویذ نویس یا آموزگاران انتحاری ظاهر شده اند او را از خود می رانند. هر دو طرف او را بیگانه و دشمن می پندارند و این در واقع همان واقعیت تلخ فراموش شدگی هزاران پدری را به یاد بیننده می آورد که تنها فرزندان آنان در جنگ های این سالها قربانی شده اند.

یکی دیگر از تکنیک های روسی استفاده شده در این فیلم اختیار کردن روایت خطی داستان است. روایتی که در آن دایره های داستانی و فلش بک ها را نمی بینیم اما در عین خطی بودن خود دایره ای است که بیننده را به دایره های دیگر وصل می کند و ما بصورت غیر مستقیم با حوادث گذشته که رابطه های علت و معلولی با وقایع داستان دارند آشنا می شویم. خطی که در سایه روشن آن خطوط دیگری نیز روایت می شوند.

زبان به کار گرفته شده در این فیلم نیز محکم و درگیر کننده است و در آن از اشتباهات معمول فیلم های افغانستان در سالهای اخیر خبری نیست. بازیگر اصلی فیلم خود یک افغان نیست و زبان اصلی او تاجیکی است که این خود با وجود تلاش کارگردان برای آشنا نشان دادن زبان او تا حدی به چشم درشت می آید.

بطور مثال هنگامی که مستخدم جوان رستورانی در پاسخ به سوال پیرمرد که پرسید از کجاست می گوید از میمنه، می بینیم که لهجه جوان لهجه میمنگی نیست و بیشتر شباهت به گفتار مردم کابل دارد. شاید این ها را ناشی از کمبود بازیگر حرفه ای سینما در افغانستان دانست. با این همه کارگردان از غیر بازیگران یا بازیگران غیر حرفه ای که برای نخستین بار در برابر دوربین یک فیلمساز حرفه ای قرار گرفته اند،‌ به خوبی بازی گرفته است.

یکی دیگر از ظرافت های به کار رفته در این فیلم روشی است که کارگردان در تعمیم بخشیدن واقعیت حکایت شده در فیلم بر سراسر افغانستان و در میان اقوام مختلف به خرج داده است. او خوبی ها و بدی ها را به گروه یا قوم خاصی محدود نمی کند و سعی می کند همه را در زیبایی ها و زشتی های به وجود آمده سهیم بداند و این نگاه همه نگر کارگردان فیلم را از دیگر هم سلکانش متمایز می کند.

تدوین فیلم در یکی دو مورد سوال هایی را ایجاد می کند مانند صحنه ای که صدای محیط در بخشی از دیالوگ پیرمرد و افسر بازداشتگاه به ناگهان متفاوت و غیر طبیعی جلوه می کند. شاید بتوان همه این ها را باز به همان سینمای کند و مکث دار روسی پیوند داد اما برای بیننده سینمای حاضر خیلی از این شگردها دیگر می توانند خوشایندی پیشین را نداشته باشند.

با این همه 'سیبی از بهشت' را می توان فیلم متفاوتی دانست و می توان در آن نشانه های روشنی از پرسشگری و تلاش برای بیان ناگفته هایی را دید که در پشت بحران های چندین ساله جامعه قرار داشته اند. در کل آقای مروت پیوند میان حوادث به هم بافته ای را در قالب این فیلم 90 دقیقه ای به نمایش گذاشته است.

رجب حسینوف بازیگر معروف تاجیک در این فیلم توانسته نقش پیرمرد را به گونه تحسین برانگیزی اجرا کند. نگاه ها و سکوت های معنادار او هنگامی که نمی خواهد به سوالی پاسخ دهد توانسته روایتگر درون پرغوغا و زبان خاموش نسل درد دیده ای باشد که داستان سرگشتگی های شان سالها در انتظار یک راوی بی تعصب و یک دور بین منصف سینما بوده است.

صحنه پایانی فیلم چرخیدن پیرمرد حیرت زده ای در خیابان های مزدحم شهر را نشان می دهد که خنده و گریه اش در هم آمیخته است و صورت چرکینش در غبار هوای کابل و بی تفاوتی رهگذران خسته محو می شود.

Avvisade egyptier får inte komma hit

De två egyptier som blev avvisade från Sverige till Egypten med ett CIA-plan för åtta år sedan får inte uppehållstillstånd i Sverige. I dag avslog regeringen överklagandena från Mohammed Alzery och Ahmed Agiza

Att regeringen säger att det finns synnerliga skäl att inte bevilja uppehållstillstånd, betyder att den svenska säkerhetspolisen och regeringen anser att samma säkerhetsmässiga skäl att säga nej till uppehållstillstånd som fanns 2001 kvarstår nu. Annorlunda uttryckt att det fortfarande finns terrormisstankar mot de båda männen.

Alzery och Agiza har båda fått runt tre miljoner kronor var i skadestånd för den behandling de utsattes för i samband med avvisningen från Sverige.

De båda egyptierna avvisades från Sverige under mycket förnedrande former, sedan den dåvarande socialdemokratiska regeringen utverkat en garanti från Egypten, som senare blev hårt kritiserad även den, om att männen inte skulle torteras.

Alzery och Agiza fängslades vid ankomsten till Egypten. Agiza dömdes i militärdomstol till 25 års fängelse, ett straff som senare sänktes till 15 år.

Alzery satt fängslad fram till oktober 2003 då han frigavs utan att ha åtalats. Det finns flera uppgifter om att de båda männen har torterats i fängelset.

Avvisningen av egyptierna har kritiserats på många håll – av Riksdagens konstitutionsutskott, av Europarådet och olika FN-kommittéer.

I efterhand har också den dåvarande socialdemokratiske justitieministern Thomas Bodström anslutit sig till kritikerna av hur avvisningen genomfördes.

2007 upphävde den nuvarande regeringen avvisningsbeslutet, med hänvisning till hur avvisningen gått till. Därefter har egypterna förnyat sin ansökan om uppehållstillstånd, men regeringen sa nej till den idag.

Inger Arenander
inger.arenander@sr.se

http://www.sr.se/ekot/artikel.asp?artikel=3250704

 

Korruption högt upp på Karzais agenda

I Afghanistan har Hamid Karzai svurit presidenteden i dag för en andra femårsperiod. Han lovade att göra mer för att bekämpa korruptionen

Korruption högt upp på Karzais agenda

Afghanistans president Hamid Karzai. Foto: Anja Niedringhaus/Scanpix..

Efter sin formella invigning berörde Hamid Karzai i ett tal många av de punkter som omvärlden ser som avgörande för Afghanistans framtid. Han sa att korruptionen är ett allvarligt hot och att han snarast vill sammankalla en konferens för att bekämpa den.

Men det löftet kom samma dag som amerikanska medier uppger att en minister i Karzais regering tagit emot 20 miljoner dollar i muta från ett kinesiskt gruvföretag, bara en av många skandaler kring Afghanistans mäktiga som väcker avsky både bland afghaner och i omvärlden.

Korruptionen inom alla nivåer av samhället ses som ett av de största hoten mot Afghanistan; en röta som gjort medborgare desillusionerade och som gör rekryteringen för talibanerna lättare.

Karzai, som nu har en andra femårsperiod framför sig, inbjöd också sina rivaler i det fuskomgärdade presidentvalet, Abdullah Abdullah och Ashraf Ghani, att bidra i den kommande regeringen. Det är oklart om någon av dem tänker nappa på erbjudandet.

Hamid Karzai, växlade i talet mellan landets båda huvudspråk. Han fick en kraftig spontan applåd från de runt 800 gästerna i presidentpalatset när han lovade att utse kompetenta ministrar i sin nya regering – detta samtidigt som han stod bredvid mannen han utsett till vicepresident, en före detta krigsherre anklagad för grova övergrepp.

Pakistans president var enda närvarande stats- eller regeringschefen. Annars var utländska gäster, däribland USA:s utrikesminister Hillary Clinton, på lägre nivå – ett tecken på internationella samfundets svalnande känslor för Karzai.

Han tackade USA för de stora ekonomiska bidragen och alla soldater som Washington skickat, och han tackade Indien för dess stora investeringar i Afghanistan.

Men det kanske mest avväpnande budskapet kom när Karzai läst färdigt talet och spontant sa till publiken att han ber om ursäkt om han inte uppfyllt alla sina tidigare löften. Det är inte lätt att styra ett land, sa han.

Nils Horner, Katmandu
nils.horner@sr.se

http://www.sr.se/ekot/artikel.asp?artikel=3249646

Många afghanska barn lugnas med opium

Två av Afghanistans viktigaste exportvaror är narkotika och orientaliska mattor. De två sakerna hänger ihop mer än man kan tro

En barnfamilj i Afghansitan röker opium tillsammans. Foto: Julie Jacobson/Scanpix.

 De kvinnor som väver mattorna tar ofta opium eller heroin för att klara av det tunga arbetet. De ger sina små barn opium för att de ska bli lugna och inte störa mammorna i arbetet. Sådan är situationen i de allra nordligaste delarna av Afghanistan. Reportage av Sten Sjöström i Studio Ett

 

SR

بافاسد ترين سيستم هاي اداري و مالي کشور هاي جهان آشنا شويد

 افغانستان بعد از سومالي مقام دوم را درداشتن يکي از فاسد ترين سيستم اداري و مالي جهان  کسب نمود. ”سازمان  شفافيت بين المللي ” در گزارش سال 2009 خود لست180  کشور جهان  داراي ميزان هاي متفاوتي فساد اداري و مالي را منتشر ساخت 

در لست ” سازمان شفافيت بين المللي ” زيلند جديد ، دنمارک ، سنگاپور ،سويدن ، و سويس بترتيب مقام هاي اول ، دوم ، سوم ، چهارم وپنجم به ميزان داشتن کمترين فساد اداري و مالي در جهان و کشور هاي سومالي ، افغانستان ، بورما(ميانمار) ، سودان وعراق داراي بيشترين فساد اداري و مالي در جهان ( فاسد ترين سيستمهاي اداري و مالي جهان ) جاي دارند

درگزارش سالانه اين نهاد پيرامون فساد اداري و مالي در کشور هاي مختلف ،  لست نام 180 کشور درج ميباشد . سازمان شفافيت بين المللي در سال 1993 بعنوان يک نهاد غيردولتي در کشور آلمان تاسيس شد. فساد مالي از ديدگاه اين نهاد عبارت از استفاده از موقعيت دولتي غرض دستيابي به منافع شخصي ميباشد

اما لست اين سازمان بازگوي تمام حقيقت پيرامون فساد اداري و مالي نميباشد . فساد مالي اکثرا در شرکتهاي بمشاهده ميرسد که پايه هاي آن در کشورهاي ثروتمند جهان ميباشد

و اما افغانستان با کسب دومين مقام از لحاظ داشتن ميزان فاسدترين سيستم اداري ومالي و اولين مقام در توليد مواد مخدر در جهان در حال حاضر با موجوديت و حضور فعال دنياي آزاد عجيب به نظر نميرسد ؟ اين يک پاداش است ويا مجازات؟ در هرحالت اين مقام ها سزاوار مردم غيور وزحمتکش افغانستان نيست ونبايد باشد!

غرض معلومات بيشتر به سايت ” سازمان شفافيت بين المللي ” و همچنان خبرهاي سويدن درين زمينه مراجعه کنيد

Korruption inte bara ett u-landsproblem – rapport | svt.se

Korruption inte bara ulandsproblem | Utrikes | SvD

ن.س

پروژه ء "انتظار کوتاه تر" در کمون ستوکهولم در راه عملي شدن است

قرار است پروژه ء کوتاه کردن زمان انتظار پناهجويان در کمون هاي ستوکهولم ، مالمو و چند شهر ديگر توسط اداره مهاجرت سويدن عملي شود. درين حالت پناهجو اجازه کار دريافت نميکند و مصاحبه اول بدون حضور وکيل صورت ميگيرد و پناهجو عملاٌ از مزاياي قانون مهاجرت به اساس کار محروم ساخته ميشود . اين مطلب را آقاي نيما رستمي وکيل فارسي زبان با گرداننده سايت انجمن افغانها مطرح کرده است.

به عقيده سايت انجمن افغانها ، آنعده پناهجويان که در کمون ستوکهولم ثبت هستند و تقاضاي پناهندگي نموده اند ، بهتر است که آدرس خود را در مربوطات شهر ستوکهولم ( ولايت ستوکهولم ، مثلاٌ کمون سولنا ، نکه ، ليدينگو ، هودينگه …) تبديل نمايند

سايت انجمن افغانها در مورد پروژه ای از سوی اداره مهاجرت به نام ”انتظار کوتاه تر” در هفته گذشته مطلبي را به نشر سپرد که توجه تانرا يکبار ديگر به آن جلب ميداريم

http://www.afghanskaforeningen.se/2009-01-21-22-12-38/865-1388-08-18-20-06-30.html

ن.س

 

Kabul stängs inför Karzaiceremoni

Talet i Europa om att börja lämna över säkerhetsansvaret till afghanska styrkor tilltar, samtidigt som Kabul nervöst förbereds inför Hamid Karzais installationsceremoni

På torsdag ska den afghanske presidenten avlägga sin ämbetsed inför en ny femårsperiod i Kabul, och såväl afghanska som internationella aktörer har beordrat staden stängd under ceremonierna på grund av oron för nya talibanattacker.

Spår attacker
Den afghanska regeringen förklarade på tisdagen att torsdagen ska vara helgdag och rekommenderade Kabuls invånare att inte röra sig i onödan. Utlänningar ska helst stanna inomhus. FN-personal rapporterar att de inte få lämna sina förläggningar under tre dagar runt ceremonin.

-Jag slår vad om att vi får se minst tre eller fyra raketattacker mot presidentpalatset vid halvsjutiden på torsdagsmorgonen, säger en högt uppsatt västlig tjänsteman anonymt, och kritiserade att frivilligorganisationer inte fått något extra skydd.

-Karzai har inte gjort något för att försäkra internationell personal om att säkerheten höjs. Vi får sköta oss själva i den här stan nu, fortsatte tjänstemannen.

Samtidigt växer diskussionen i Europa om behovet av tidsplaner för när ansvaret för säkerheten i landet ska lämnas över till afghanerna.

Fler soldater
Brittiske premiärministern Gordon Brown har erbjudit sig att arrangera en konferens på temat i januari, och hoppas på överlämnande av vissa distrikt redan nästa år.

Natos generalsekreterare Anders Fogh Rasmussen räknar å sin sida med att de utländska styrkorna inom kort kommer att förstärkas ”rejält”, men även detta ska ses som del i en större plan för att kunna lämna över ansvaret till Afghanistan självt, sade han i ett tal till parlamentariker från Natoländer i Edinburgh.

TT

http://svt.se/2.22584/1.1774728/kabul_stangs_infor_karzaiceremoni&from=rss?utm_source=feedburner&utm_medium=feed&utm_campaign=Feed%3A+Svtse-Utrikesnyheter+%28svt.se+-+Utrikesnyheter%29

Fler kommuner ska ta emot flyktingbarn

Situationen för de ensam- kommande flyktingbarnen är akut. Flera hundra barn väntar just nu i tillfälliga boenden i fyra kommuner i Sverige

Migrationsminister Tobias Billström. Foto: Patrick Sörquist/Scanpix.

 

Därför har Migrationsverket bestämt att ytterligare sex kommuner måste ta emot barn direkt när dom kommer till Sverige – även om kommunerna inte vill.

– För att dels sprida dem geografiskt i större delar av landet, men också för att vi ska kunna pröva barnen i ankomstkommunerna. Då är fyra kommuner för få. De får ta för stort ansvar, säger migrationsverkets generaldirektör Dan Eliasson.

Just nu väntar omkring 500 asylsökande barn och ungdomar som kommit till Sverige utan sina föräldrar i tillfälliga transitboenden i fyra kommuner. Där väntar de på att placeras i någon av landets kommuner. Eftersom för få kommuner erbjuder barnen plats kan de bli kvar i de här tillfälliga boendena länge. Läget är akut, sa Dan Eliasson och migrationsminister Tobias Billström på en pressträff i dag.

– Det problemet kan bara lösas genom att fler kommuner bestämmer sig för att ta emot de här barnen, säger Tobias Billström.

Därför har Migrationsverket bestämt att ytterligare sex kommuner ska bli så kallade ankomstkommuner och ta emot barnen direkt när de kommer till landet. Migrationsverket för samtal med Norrköping, Gävle, Umeå och Örebro. Om kommunerna inte frivilligt vill bli ankomstkommun kan det bli fråga om tvång.

– De är naturligtvis intresserade av frågan. Positiv grundinställning, men en viss oro för vad det betyder för kommunen kanske. Räcker ersättningsnivåerna till? Har man kompetens? Men det har varit väldigt konstruktiva samtal, säger Dan Eliasson.

För att få fler kommuner att ta emot barnen permanent utser regeringen Björn Eriksson, tidigare landshövding i Östergötland, till koordinator för de ensamkommande barnen. Han ska föra diskussioner med kommunerna och förmå fler att ta emot barn.

Regeringen ska också tillsätta en utredning om mottagandet av de ensamkommande barnen. Migrationsminister Tobias Billström har tidigare sagt att om inte situationen blir bättre måste dagens system göras om i grunden. Han utesluter inte att det kan bli en lag som tvingar kommunerna att ta emot ensamkommande barn.

– Det skulle till exempel kunna vara det som har varit så politiskt omdebatterat, det vill säga ett tvång för kommunerna ta emot. Men hur ett sådant skulle utformas är i så fall någonting som en utredning får lämna förslag på, om man överhuvudtaget tycker att det är nödvändigt, säger migrationsminister Tobias Billström. 

Karin Runblom
karin.runblom@sr.se

Tove Svenonius
tove.svenonius@sr.se

http://www.sr.se/ekot/artikel.asp?artikel=3242564

معضل اسکان پناهجویان کودک تنها

در تعطیلات آخر هفته­ای که پشت سر نهادیم بدنبال اسکان ۳۰ کودک پناهجوی اسکان داده شده در کمون ولینگه ، واقع در استان اسکونه، جمعی از ساکنان محل با تجمع نسبت به اسکان این کودکان در کمون محل زندگیشان اعتراض کردند یکی از ساکنان معترض محل می­گوید:

 پناهجویان کودک در کمون ولینگه

«در کشورهای بعضی از این پناهجویان افراد وقتی عصبانی می­شوند، به گلوله متوسل می­شوند در حالی که در کشور ما این کار را نمی­کنیم و این موضوع می­تواند باعث برخورد فرهنگی جدی شود.»
لارش اینگوار یونگ­من Lars  رئیس مدرات هیئت مدیرۀ کمون ولینگه است که  ابتدا اظهار داشت ما در این کمون طالب پذیرش کودکان پناهجو نیستیم و پس از آن در یک گفتگوی مطبوعاتی گفت پناهجویان کودک را «موج ناسازگار پسران نوجوان آسیائی و آفریقائی» خواند. رئیس مدرات کمون ولینگه که اکنون متهم شده است که آتش بیار معرکۀ اعتراض ساکنان کمون علیۀ حضور پناهجویان کودک بوده در گفتگو با تلویزیون سوئد می­گوید چنین قصدی نداشتم بلکه فقط علیۀ چیزی که به باورم نادرست بوده، واکنش نشان داده­ام.
سولنا، موندال، سیگتونا و مالمو، چهار کمون هستند که قرار است کودکان تنهای پناهجو را اسکان دهند و در حال حاضر ۵۰۰ پناهجوی کودک در انتظار نوبت اسکان خود در یکی از این کمون­ها هستند. تنها یک صد کمون از شمار کمون­های کشور برای پذیرش کودکان تنهای پناهجو با ادارۀ کل امور مهاجرت قرارداد بسته­اند. بزرگترین شمار پناهجویان کودک یعنی قریب ۲۰۰ تن از آنها در شهر مالمو در انتظار نوبت اسکان موقت قرار دارند اما از آنجائی که بیشتر کمون­های سوئد درست مانند کمون ولینگه نسبت به پذیرش این کودکان واکنش منفی نشان داده­اند، این کودکان در کمون­های محل ورودشان به سوئد باید چند ماهی منتظر بمانند.
ادارۀ کل امور مهاجرت مایل است که کمون­های بیشتری داوطلب پذیرش کودکان پناهجوی تنها شوند و سه حزب اپوزسیون سوسیال­دمکرات، چپ و محیط زیست با انتشار بیانیه­ای مشترک از دولت خواستند که با قانونگذاری در این مورد مانع شوند که کمون­های کشور از پذیرش پناهجویان کودک سر باز زنند.
حزب مدرات اما از کمون­های سوئد می­خواهد که در رتبۀ نخست بطور داوطلبانه برای پذیرش پناهجویان کودک با ادارۀ کل امور مهاجرت قرارداد ببندند. توبیاس بیلستروم در این مورد به برنامۀ آگندای تلویزیون سوئد می­گوید:
ما مشغول بررسی این هستیم اما به اعتقاد من قانونگذاری در این مورد، مسائل اضطراری را حل نمی کند. مسائل اضطراری این گونه حل می شود که کمونهائی که برای پذیرش پناهجویان با ادارۀ کل امور مهاجرت قرارداد نبسته اند فارغ از مواضع سیاسی شان این کار را بکنند.

 taher.jambarsang@sr.se 

منبع : سايت پژواک

اداره مهاجرت در مورد اطفال پناهجو قضاوت نادرست مينمايد

اداره مهاجرت سويدن، بعضي اوقات اطفال پناهجوي تنها را که پاسپورت ويا اسناد ديگر نشاندهنده سن را  نداشته باشند ، شامل پناهجويان بزرگسال  ميسازد. اين روش بدون کدام ثبوت دقيق انجام مي پذيرد که خلاف کنوانسيون ( ميثاق ) اطفال ملل متحد ميباشد

اين انتقاد منجمله از جانب هنري اسشر،  رئيس گروپ کاري براي پناهجويان از مالمو  از انجمن دکتوران سويدن صورت گرفته است
او ميگويد که آنعده  اطفال که وي ملاقات نموده است ،هيچ  دلايلي طبي   دريافت نکرده که عمر گفته شده آن اطفال  را زير سوال قراردهد
بزرگسال تعيين کردن يک طفل بدين معني است که طفل از حق داشتن ” گود من ” و رفتن مکتب محروم گردد. با اين فرد برخوردي صورت گيرد که با يک فرد بزرگسال صورت ميگيرد. هنري اسشر درين اواخر با تعداد زياد افراديکه با اطفال پناهجوي تنهاکار ميکنند و همچنان  با سوسيال سکرتر ها تماس گرفته که همه آنها مخالف قضاوت اداره مهاجرت ميباشند

به گفته ماريا گرونديل که با چنين اطفال کار ميکند ، تصاميم اداره مهاجرت درين زمينه قابل شکايت نميباشد . او اضافه ميکند که تفاوت  از يکروز تا روز دوم درين روش از 15 سال به 19 سال ميرسد ، بدون آنکه آنرا تغيير داد  وبدين اساس  درين حالت  هيچگونه مصئونيت قضايي وجود ندارد. درين وضع ، اداره مهاجرت مجبور نيست که چيزي را به ثبوت برساند . اما اطفال مجبور به اثبات سن خود ميگردند
در گزارش  اداره مهاجرت از سال 2008 آمده است که تاکنون هيچگونه روش مطمئن  بخاطر تعيين سن پناهجويان اطفال وجود ندارد.  اما اداره مهاجرت بازهم در مورد سن پناهجويان اطفال قضاوت مينمايد و آنرا تعيين ميکند. در اداره مهاجرت تاکنون ارقام واحصائيه اينکه چقدر اطفال تعيين سن اشتباه ويا بزرگسال تعيين شده اند ، وجود ندارد ودلايل اين روش هم را کسي نميداند .
معلومات بيشتر را در خبر راديوي سويدن به زبان سويدني بخوانيد
نسيم سحر
Migrationsverket felbedömer flyktingbarn