انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

Lång väntan på bostad efter uppehållstillstånd

4 600 personer med uppehållstillstånd väntar på en plats i någon av Sveriges kommuner, visar Arbetsförmedlingens senaste siffror. Det är den högst noterade siffran sedan man tog över ansvaret för etableringen av nyanlända.

Mohamed Osman från Somalia fick uppehållstillstånd för över ett år sedan, men bor fortfarande i en av Migrationsverkets lägenheter som han delar med sex andra män i Alvesta.

– Kom, jag ska visa dig. Det är två rum. Sju personer i två rum, säger han.

Muhamed Osman är en av nästan 4 600 personer som fått klartecken att de får stanna i Sverige, men som alltså väntar kommunplacering. Det är den högsta nivån som Arbetsförmedlingen noterat under de två år som man haft ansvar för etableringen av de nyanlända.

Situationen väntas inte bli bättre den närmaste tiden eftersom det hel enkelt inte finns tillräckligt med platser att förmedla, trots att ungefär 260 kommuner har tecknat avtal om att ta emot nyanlända.

I snitt fick barnfamiljer under förra året vänta tre månader med att flytta ut till en kommun från det att de fått uppehållstillstånd, och i snitt tog det nästan ett halvår för ensamstående, eftersom många kommuner har extra svårt att erbjuda små lägenheter. 

Mohamed Osman, som alltså väntat över ett år, delar på en tvårummare med sex andra. Han kan inte koncentrera sig på svenskstudierna. Flera av de andra har inte fått uppehållstillstånd, och han vänder på dygnet eftersom de saknar struktur i tillvaron.

– Jag måste fokusera på att lära mig svenska, men jag kan inte, säger han.

Konsekvensen av att många med uppehållstillstånd bor kvar i Migrationsverkets lägenheter har lett till att lite mer än hälften av de som inte kommer igång med SFI-undervisningen, eftersom kommunerna där anläggningsboendena finns inte får någon statlig ersättning, eftersom flyktingarna ännu inte fått någon kommunplats. Det är säger Mathias Wahlsten, samordnare på Arbetsförmedlingens huvudkontor.

– Ja, vi kan se att det är ganska många som inte får del av de här insatserna.

Men vems ansvar är det att man faktiskt kommer igång med svenskundervisning?

– Alltså vi på arbetsförmedlingen har det samordnande ansvaret för individernas etablering, men ansvaret att ge svenska för invandrare är kommunernas.

Men kan inte ni kräva att de gör det?

– Ja, vi kan inte kräva det på annat sätt än det vi har gjort, det vill säga att vi har uppmärksammat det här.

http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=83&artikel=5415399

 

اعلان فاتحه مادرفطرت

 باتأثرو اندوه فراوان اطلاع یافتیم که مادرمحترم فطرت مسوول فرهنگی انجمن داعی اجل رالبیک گفته وبه رحمت حق پیوسته است

اناالله و انا الیه راجعون

 بدین مناسبت ازطرف خانواده فطرت مجلس فاتحه و ختم قرآن عظیم الشان برگزار میگردد

زمان: روز یکشنبه 20 جنوری 2013 از ساعت 13:30 تا 15:00 

:پیام دعوت در مجلس فاتحه و ختم قرآن کریم و مرثیه بمناسبت وفات مادر فطرت

در سوگ از دست دادن مادر

مادرم ای نقشۀ ایجاد من

مادرم ای بانی بنیاد من

قلب تو سرچشمۀ امید من

سینۀ تو مشرق خورشید من

رمز عشق جاودانی ام بودی

کیمیای زندگانی ام بودی

قلب من از نور تو روشن بود

باغ من از اشک تو گلشن بود

!مادر

ای سرچشمه زلال محبت و عشق وعطوفت؛ که تا آخرین نفس مرا صدا زدی و جان سپردی ولی من در کنارت نبودم تا سرت را بر سر زانویم میگذاشتم و در حلق تشنه ات که از شدت درد خشکیده بود قطره آبی میچکاندم و اشک حسرت را از چشمانت پاک میکردم

!مادرم

 چه آزار دهنده بود برای من که شنیدم چشمانت همواره به در بود تا بار آخر مسافر به غربت رفته ات را ببینی ولی ندیدیش؛ چه سخت و طاقت فرساست  انتظار کشیدن و چه کشنده است ندیدن و نرسیدن. ناراحت نباش ازینکه به پسرت نرسیدی ولی به سرمنزل مقصود رسیدی و در عوض پسرت مادرت زهرای اطهر(س) تو را نوازش خواهد داد، همانیکه اسمش همیشه ورد زبانت بود

.راحت بخواب که این دنیا جای بقا نیست و ما همه به شما خواهیم پیوست

اناالله و انا الیه راجعون 

:مادر عزیزم

خیلی به تو نیاز دارم که با من باشی و برایت بگویم که در نبود تو چقدر خودم را بیچاره حس میکنم. چه کسی میداند که چرا زندگی میان این درۀ عصیان بی طغیان روییده است؟ کی میتواند بگوید که چرا جاده زندگی ام سرپیچ داغ بن بستها شده است که از هیچ طرف به هیچ سوئی نمیتوان رفت؟ نه میتوان رفت، نه میتوان نشست و نه میتوان ایستاد؟ چرا این حادثه میان قلب ساده خاکستری من تهی شده است؟

!مادر من

میدانم که نگران تنهائی فرزندت در ملک غربت هستی ولی خیالت راحت باشد؛ پسرت دوستانی دارد که برادروار کنارش ایستاده اند و رنج از دست دادن تورا با شرکت در مراسم ترحیم تسکین خواهند کرد

بدین مناسبت مجلس فاتحه (مردانه و زنانه ) و ختم قرآن عظیم الشأن از جانب خانواده فطرت برگزار میگردد

زمان: روز یکشنبه 20 جنوری 2013 از ساعت 13:30 تا 15:00 

نشانی: مسجد جامع افغانها واقع روگسوید ـ استکهلم

Hardemogatan 1

12467 Bandhagen

با احترام

سید خداداد فطرت مسئول بخش فرهنگی انجمن افغانها و عضو شورای اجرائیوی مسجد افغانها

ابراز تسلیت انجمن افغانها بمناسبت وفات والده محترم فطرت

انجمن افغانها در سويدن عميق ترين مراتب تسليت خويشرابمناسبت وفات مرحومه مغفوره والده محترم سیدخداداد فطرت مسوول فرهنگی انجمن به جناب استاد فطرت و تمام اعضاي خانواده ،سايراقارب ودوستان مرحومه ابراز داشته واز خداوند متعال براي مرحومه مغفوره طلب آمرزش نموده و جايگاهش را در بهشت برين تمنا مينمايد

 

آهنگ قطغنی عبداله حمید

عزیز غزنوی، آوازخوان افغان شب هفتم جدی در کابل درگذشت

پس از درگذشت رحیم مهریار، ظاهر هویدا و عبدالمحمد هماهنگ، وفات عزیز غزنوی، ضایعه ای بود که وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان آن را جبران ناپذیر خواند

عزیز غزنوی در اثر سکته قلبی درگذشته است
او از مدیران بخش موسیقی در رادیو و تلویزیون ملی افغانستان بود
:عزیز غزنوی در کنار آوازخوانی، آهنگسازی نیز می‌کرد و آهنگ معروف او با مطلع
”من به دنبال دلم با چشم خونبار آمدم
آرزو گم کرده‌ام با حالت زار آمدم”
در بیرون از افغانستان نیز شهرت یافته و آوازخوانانی در ایران و تاجیکستان نیز آن را اجرا کرده اند
عزیز غزنوی در شصت سالگی دنیا را وداع گفت و در سالهای فعالیتش به عنوان آوازخوان و آهنگساز، آثار بسیاری خلق کرد که شماری از آنها به شهرت بسیار رسیدند
اسلام الدین فیروز رئیس دیپارتمنت موسیقی در دانشگاه کابل گفت عزیز غزنوی در موسیقی سبک ویژه ای داشت که موسوم شده است به سبک ”فولکوریک شهری”

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/01/130106_iraj_art_magazine.shtml

  انجمن افغانها درگذشت این هنرمند افغان را یک ضایع هنری دانسته و آنرا به خانواده و علاقمندان هنرمند تسلیت گقته و روح آنمرحومی را شاد میخواهد و جنت برین برایش ارزومینماید

 

سفر دو نویسنده مقیم غرب به افغانستان

عارف فرمان، نویسنده افغان و محسن نیکومنش فرد، نویسنده ایرانی که در سویدن (سوئد) زندگی می‌کنند، به تازگی به بهانه‌ نشر رُمان های شان در افغانستان، سفرهایی به چند ولایت این کشور داشتند

اهل ادبیات و فرهنگ در افغانستان از این دو نفر با گرمی استقبال کرده‌اند

افغانی” اثر عارف فرمان و ”از هرات تا تهران” نوشته محسن نیکومنش‌فرد، هر دو به مساله مهاجرت افغان‌ها به ایران می‌پردازند”

سهراب سیرت، همکار ما در مزارشریف، در محفلی که با همین موضوع در بلخ برگزار شده بود حضور داشت وگزارشی فرستاده که در نسخه صوتی می‌توانید بشنوید

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/01/130106_iraj_art_magazine.shtml

مصاحبه رادیویی

http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/10370

انعکاس سفر محسن نکومنش فرد و عارف فرمان به افغانستان در برخی مطبوعات و سایتهای این کشور

عزیزاله نهفته نویسنده افغان مقیم سویدن

همگام از هرات تا تهران
شنبه 04 سنبله 1391 ساعت 20:40 عزیزالله نهفته، نویسنده‎ی افغان مقیم سویدن
این نبشته، نگاهی است شتاب‌آلود به رمان «از هرات تا تهران»، اثر محسن نکومنش فرد، به بهانه چاپ دوم آن در کابل. این رمان بار نخست در کشور سویدن منتشر شد

نگاه نخست

مهاجرت و تبعید، پدیده‎های جهان‌شمول و تاریخی‌اند. از آغازی که بشر به یاد دارد، انسان‎ها مجبور به آن شده‌اند و تا هنوز این روند هم‌چنان جاری‌ است. امروزه افغان‌ها کتله بزرگی از آوارگان جهان را تشکیل می‌دهند و بخش بزرگی از آنان در کشور ایران آواره‌اند؛ اما قصه‎های نگفته‎ی این مهاجران، هم‌چنان مکتوم مانده و کم‌تر به تصویر کشیده شده است. «از هرات تا تهران» در کنار چند اثر دیگر، مانند «آواره بی‎خورشید» اثر محمدهادی محمدی و «افغانی» اثر عارف فرمان از نخستین آثاری‌اند که به چالش‎های رو‌به‌روی مهاجران افغان در ایران پرداخته‌اند. صرف نظر از قوت‎ها و ضعف‌های این آثار، اقدام‌شان در منعکس ساختن دردهای آوارگان افغان قابل ستایش است. دست مریزاد آقایان!

نگاه دوم

«از هرات تا تهران» روایت چند افغان تبعیدی است که ریشه‌های‌شان را از کِشت‌گاه اصلی آن‌ها بیرون کشیده‌اند و در شوره‎زاری کاشته‌اند که ایران نام دارد؛ جایی‌که نمی‎توانند رشد کنند و به ثمر برسند. ناسیونالیزم ممد شده است که بعد از سال‎ها زندگی و کار– کار دشوار و طاقت‌فرسا- در کشور میزبان، از حقوق شهروندی محروم بمانند، مورد تحقیر و تمسخر قرار گیرند و با زخم‎هایی که روح و روان‌شان را جریحه‌دار ساخته است، بزیند.

درونمایه داستان، روی برخورد شهروندان ایرانی و مهاجران افغان متمرکز است. نویسنده، با بازنمایی کنش و واکنش این رویدادها، داستان را به پیش می‎برد. هرچند حوادث به‌خودی خود با هم رابطه‎ی آن‌چنانی ندارند، اما شخصیت‎های داستان با مرور زمان با هم رابطه ایجاد می‎کنند و همین روابط داستان را کلیت و انسجام می‎دهد: اجزای مجزا، آهسته‌آهسته بهم می‎پیوندند و کلیتی واحد را می‎سازند و این موفقیت کمی برای نویسنده نیست.

نگاه سوم

«از هرات تا تهران» جز رمان‌های فرمایشی و ایدیولوژیک است. جبرانِ عدم تعهد و التزام است. نویسنده «پیام» دارد و اثرش را برای رسانیدن این پیام خلق کرده است. بدون شک نکومنش فرد، یک اومانیست و روشنفکر است و به‌گفته‎ی ادوارد سعید: «روشنفکر فردی است با یک قوه‎ی ذهنی وقف‌شده برای فهماندن، مجسم کردن، تبیین یک پیام، یک نظریه، یک رویه یا اندیشه.»

نکومنش فرد تلاش دارد که واقعیت‎های عینی جامعه ایران را انعکاس دهد و در دگرگونی و از میان برداشتن آن‏ها گام بردارد. او معتقد به ادبیات متعهد است و از همین‌رو، تنها به شرح حوادث اکتفا نمی‎کند، چرایی تبعیض و ناسیونالیزم را مورد بحث قرار می‎دهد و ریشه‎های مشکل را نشان‌دهی می‎کند. تاکید می‎کند که هر مهاجر و تبعیدی، مجرم نیست و نباید جرم فرد را بر کل تعمیم دهیم و «راه حل‌های ساده و کم دردسر» جستجو کنیم.

نگاه چهارم

رمان با روایت نوستالوژیکِ لطیفه که به گذشته‎ای دور «عمارت و عشق دوره نوجوانی‌اش» فکر می‎کند، آغاز می‎شود. اما این آغاز، شروع رمان نیست. وسط رمان هم نیست. تنها آغازی است برای بیان قصه‎ای که ماجراهای دیگری را دنبال می‎کند.

«از هرات تا تهران»، تلاش دارد در ساختار مدرن ریخته شود؛ تلاشی که موفقانه صورت گرفته است. نویسنده در استفاده از زمان غیرخطی موفق است. داستان از وسط قصه آغاز می‎شود و شخصیت‌های داستان با اندیشیدن و گاهی فلاشبک به گذشته می‎روند و رویدادهایی را که در زندگی‌شان تاثیر داشته است، مرور می‎کنند. نویسنده ذهن شخصیت‎های داستانش را می‎کاود و به‌نحوی در بخش‎هایی از رمان به «رمان درونگرا» نزدیک می‌شود. نویسنده تلاش دارد که با جابه‌جایی شخصیت‌های داستان در متن اثر و شرح بی‏طرفانه از رویدادها در واقع مرکزیت‎زدایی کند و به این ترتیب رمانش را با مولفه‎های رمان مدرن همسو
سازد. نویسنده همین‎گونه به آشنایی‎زدایی، انزوا و ابهام از دیگر مولفه‌های داستان مدرن چشم دارد و تا جایی موفقانه از آن‎ها استفاده می‎کند: «مرد میان‌سالی از خیابان به‌طرف بالا آمد و درست از کنار سردخانه رد شد، درست وقتی که او باز هم صداهایی می‎شنید. اما مرد بدون هیچ عکس‌العملی عبور کرد، بی ‎آن‏که او را ببیند. هیجانش شدید‌تر شده بود و بدنش عرق کرده بود، عرق ترس، عرق هذیان، عرق تشویش و عرق تردید. چرا فقط او صداها را می‎شنید. لحظه‎‌ای به هوشیاری خودش شک کرد….» نکومنش فرد در این بخش، به جنایتی در حال اتفاق می‎پردازد. نورمحمد از یک کامیون سردخانه صداهایی می‎شنود. تصور می‎کند که کسی یا کسانی غالبا چند مهاجر افغان را در آن حبس کرده و انتقام می‎گیرند؛ انتقام تجاوز به یک زن ایرانی را که در اطراف شهر تهران پس از تجاوز به قتل رسیده است. این اتفاق در حد تصور باقی می‎ماند. شخصیت داستان از وقوع آن تردید دارد؛ تردیدی که تا آخر هم‌چنان ادامه می‎یابد. به این صورت ابهامی ایجاد می‎شود که در کل کتاب تعمیم می‎یابد و تلویحا اشاره می‎کند که در واقعیت بودن جنایاتی که افغان‎ها به آن متهم‌اند نیز، جای تردید می‎تواند باشد.

نگاه پنجم

در رمان «از هرات تا تهران»، نمادگرایی به سود پیش‌برد داستان و القای مفاهیم مجرد، مورد استفاده قرار گرفته است؛ به‌طور مثال تصادف موتر‎ها، بیانگر نابه‌سامانی اجتماعی، خشونت و ناراضیتی‌اند. هنرها (نقاشی، شعر و رقص) نماد ارزش‎های معنوی‌اند که به حاشیه زندگی کشانیده شده و هنرمند از بازار رانده می‌شود. مردان معامله‎گر، «رجاله‌ها»یی که به‌جز سود و زیان به چیز دیگری اهمیت نمی‎دهند، نمادهای پست‌فطرتی و فساد‌اند.

نگاه ششم

با این‌که رمان «از هرات تا تهران» رمان موفقی است، ضعف‌های پیکر این رمان خوش‌ترکیب را خدشه‌دار ساخته است؛ مثلا شخصیت‎های اصلی رمان به‌طور ملموسی دوقطبی‌اند. سیاه‌سیاه و یا سفید‌سفید. پُرواضح است که نویسنده می‎کوشد شخصیت‎های سیاه‌و‌سپید ارایه ندهد، اما موفق نمی‎شود. کریم، نورمحمد و منوچهر چهرهای مثبت داستان و حاجی‌حبیب، صفر و حاجی‌محمد شخصیت‌های منفی رمان هستند که به حد قهرمان‎های خوبی‌وبدی تنزل کرده‌اند.

زنان، شخصیت‎های حاشیه‎ای‌اند؛ بدین معنا که نقش تا حدودی منفعل و تابع مردان دارند. با این‌که نویسنده می‎خواهد با ارایه شخصیت‎های لطیفه، مرجان و الهام شخصیت‌های تابو‌شکن با اندیشه‎های مستقل ارایه کند، اما موفق نمی‎شود. شخصیت‎های زن جریان‌ساز نیستند و نقش غیرسنتی‎شان در حرکات سطحی و چنداندیشه‎ای فمینیستی‎گونه خلاصه می‎شود. بنا کنش و واکنش ایجاد نمی‎کنند و بدین ترتیب فراتر از نقش سنتی زن در جامعه، عمل نمی‎کنند. لطیفه شخصیت مرکزی رمان حتا در رویا و تخیل وقتی در انزوای چاردیوار خانه است، نمی‏تواند نقش تعیین‌کننده و غیرسنتی داشته باشد. مثلا رقصی را که می‎توانست حداقل برای دوستانش به نمایش بگذارد، در انزوا اجرا می‎کند! مرجان دختر ایرانی که به کریم، نقاش افغان دل داده و عروسی کرده است، به‌جای عصیان در برابر عدم پذیرش حقوق انسانی‎اش، در برابر نابرابری و تبعیضِ حاکم تسلیم می‎شود و راه چاره را در «بی‌فرزند بودن» می‎داند. این در حالی است که شخصیت‎های زن در رمان ظرفیت‎های فراوانی دارند و می‎توانستند نبض داستان را به دست بگیرند و سنت‌شکن‌تر از آن‌که هستند، باشند.

نگاه هفتم

یکی از ضعف‎های اساسی رمان، حشو و زوایدی است که گریبان آن را گرفته است. به‌طور مثال فصل دراز بیست و سوم که حاجی‌حبیب در کشتارگاهش با صفر و حاجی‌محمد دیدار می‎کند. در این بخش معلوماتی که در پیش‌برد داستان نقشی ندارد، به خورد خواننده داده می‎شود و به‌جز سردرگمی برای مخاطب حاصلی ندارد. به‌ویژه که بعد از ایجاد گره‌افگنی و تعلیق، بالاخره روشن نمی‎شود که سرانجام این دید و بازدید، چه بوده است؟ و چه سودی که نورمحمد از آن زیاد حرف می‎زند، نصیبش می‎شود؟ همین‌گونه شخصیت الهام مانند تافته‎ای جدابافته‎، در متن رمان باقی می‎ماند و این حس بد به خواننده منتقل می‎شود که گویا نویسنده تنها برای مقایسه‎ی برخورد شهروندان سویدنی و ایرانی با مهاجران، از او استفاده کرده است. مقایسه‎ای که زیاد هم موفقانه صورت نگرفته و در روند داستان تاثیری ندارد.

نگاه هشتم

یکی از معیارهای سنجش رمان‎های خوب و موفق، شخصیت‎های معقول و پذیرفتنی آن‎هاست. اعمال آن‎ها باید باورکردنی و قابل پذیرش باشد ورنه، کل کار نویسنده تحت شعاع بدگمانی و ناباوری قرار می‎گیرد و از ارزش اثر کاسته می‎شود. در مجموع شخصیت‎های رمان «از هرات تا تهران» و اعمال آن‎ها پذیرفتنی است. اما رویدادی که می‎تواند اوج رمان باشد و شخصیتی که می‌تواند به یادماندنی‌ترین شخصیت رمان باشد، زیاد پذیرفتنی نیستند. «عیارانی» که یک‌باره در رمان پیدا می‎شوند، بر صفر، پسرش که به یک پسر افغان تجاوز کرده است و حاجی‌محمد که در تبانی با صفر و با رشوه و پارتی‎بازی حکم دادگاه را تغییر داده است، «عدالت» را اجرا می‎کنند!

نویسنده که خود نیز به آن‌چه نوشته است باور ندارد، با نگرانی می‎نویسد که «دروغ مسخره‎ای که مرغ پخته را هم به
خنده می‎اندازد!» و برای این‌که ماجرا را باورکردنی‎تر بسازد، در ادامه اضافه می‎کند که «تنها عقده و حسد می‌تواند انگیزه این بازی‌های خصمانه باشد.» اما علت و دلیلی برای «عقده و حسد» ارایه نمی‎کند و به اشاره‌های گنگ اکتفا می‎کند که قناعت خواننده را فراهم نمی‎سازد. هویت بخشیدن به «برزو» و توجیه این‌که او همان پسرک افغان است که از کودکی شاهد تحقیر و توهین هموطنان افغانش بوده، نیز قابل پذیرش نیست.

نگاه نهم

تا جایی‌که صاحب این قلم اطلاع دارد، به‌دلیل قوانین ایران، افغان‎ها نمی‌توانند صاحب خانه یا زمین شوند و یا حساب بانکی داشته باشند، فرزندان‌شان از تحصیلات برخوردار شوند و یا به مشاغلی رسمی بپردازند. همین‎گونه، افغان‎ها دارای حقوق شهروندی حداقل نیستند، آن‌ها حتا پس از ۳۰سال مهاجرت، هنوز هم به‌عنوان یک آواره‎ی جنگی محسوب می‌شوند. از همه بدتر، مقامات ایرانی به‌ویژه نهادهای امنیتی، با افغان‌ها گستاخانه، توهین‌آمیز و پرخاش‌گرانه برخورد می‌کنند. کم‌تر افغانی است که از زندان‎های ایران خاطره تلخی نداشته باشد، اما آقای نکومنش فرد، تلاش کرده به‌نحوی از رویارویی افغان‎ها با مقامات ایرانی در اثرش جلوگیری کند. در حالی‌که اشاره‌کردن به این مشکلات، چهره واقعی‌تری از زندگی افغان‎ها در ایران ارایه می‌کرد. در «از هرات تا تهران» یکی دوباری که افغان‎ها با مقامات امنیتی و رسمی رو‌به‌رو می‌شوند، خیلی فشرده است و در ذهن خواننده کنجکاو این سوال را طرح می‎کند که گویا نویسنده قصدا و بنا بر دلایلی نخواسته است خود را با نهادهای رسمی رو‌به‌رو بسازد

نگاه آخر

«از هرات تا تهران»

هم جز ادبیات تبعید است، چون نویسنده‎اش، یک تبعیدی است و هم به مهاجرت و خودتبعیدی  پرداخته است. از این‌رو در زمینه‎ی آثاری از این دست ماندگار خواهد بود. نکومنش فرد در کوره‌راهی گام گذاشته است که کم‌تر درنوردیده شده و هنوز قله‎های زیادی برای فتح دارد. اما شرح درد مهاجرت، به‌خصوص زندگی پرمشقت افغان‎ها در ایران که دردشان مضاعف است، کار یک یا دو نویسنده نیست. این دردها را باید با گوش جان شنفت و با خون نوشت

منبع

http://www.8am.af/index.php?option=com_content&view=article&id=27080:1391-06-03-16-11-27&catid=114:1390-05-17-16-35-15&Itemid=576

http://www.chendavol.blogfa.com/

 

http://www.payam-aftab.com/fa/news/20121/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%C2%AB%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%AF

 

http://simorghaf.com/?p=2621

 

http://tkg.af/dari/culture-and-art/literature/10262-بررسی-از-هرات-تا-تهران

 

http://www.ach.af/dari/book-review/3665-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86

http://www.payam-aftab.com/fa/news/20122/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%C2%AB%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86—%DB%B5-%D8%B9%DA%A9%D8%B3

 

http://rrb.af/?p=1966

 

http://kabulpress.org/my/spip.php?article138663

 

http://www.parastoemohajer.com/book/4198-rman-az-hrat-ta-thran-dr-kabl-nghd-shd.html

 

http://bokhdinews.af/cultural-and-arts/12013-وضعیت-مهاجران-از-هرات-تا-تهران-در-کابل-نقد-شد

http://www.howayda.com/post.php?id=540

http://www.shafaqna.com/afghanistan/afghanistan-literature/item/8145-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%AF.html

Polisen ska prioritera utvisning av asylsökande

Regeringen kräver att polisen utvisar fler av dem som fått nej till asyl i Sverige, och inom kort kommer Rikspolisstyrelsen därför att uppmana samtliga polismyndigheter att prioritera frågan.

– Från centralt håll kommer vi att gå ut med någon form av skrivelse till polismyndigheterna, säger Sören Clerton, chef för centrala gränskontrollenheten, vid rikskriminalpolisen.

Just nu är det stor brist på bostäder för asylsökande som kommer till Sverige. I Migrationsverkets egna boenden bor 12 000 personer som har fått avslag på sina asylansökningar. Omkring 7 000 av de ärendena har överlämnats till polisen som har till uppgift att verkställa utvisningar av dem som inte reser hem frivilligt.

Redan för drygt ett år sen uppmanade regeringen just polisen att prioritera utvisningsärenden av dem som är inskrivna i Migrationsverkets mottagande. I höstas gick rikspolischefen ut i ett särskilt brev till dem 21 polismyndigheterna.

Nu ser man sig åter tvingad att påminna länspolismästarna att prioritera frågan hårdare, eftersom regeringen trycker på igen i årets regleringsbrev.

– Rent generellt får man väl säga att frågan inte är prioriterad trots allt, säger Sören Clerton.

– Polisen har en rad uppgifter. Vi vet bland annat att polisen får kritik för att uppklarningen av begångna brott är låg när det gäller mängdbrott och det ska då vägas mot det här jobbet med verkställigheter. Det är klart att om man bortser från kanske några av dom största myndigheterna, lägger man inte ned så särskilt stora resurser på området.

Stefan Martinengo, chef för utlänningsenheten vid polismyndigheten i Uppsala, håller med om att arbetet bör vara effektivt, men man får inte glömma bort den mänskliga aspekten.

– Vi har att göra med människor som många gånger flyr från krig och elände i andra länder och kommit hit, och kanske inte får möjligheten att stanna kvar. Det måste man väga in i det hela när man ser på resultatet. Om man på måndagen måste tvinga hem någon, medan man kan vänta till fredagen och få den personen att frivilligt återvända, så är det en vinst humanitärt sett. Men också samhällsekonomiskt, för man slipper använda tvångsmedel, och enorma kostnader som är kopplade till det.

Karin Runblom

Ekot

http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=83&artikel=5405434

 

مواظبت از کلان سالان افغان در کمون نکه

یکی از دوشیزه های افغان بنام سوسان سحر در یکی از شرکت های مواظبت از کلان سالان در کمون نکه ( A.R. Real vård och omsorg HB)جدیدا بعنوان گسترش دهنده شرکت استخدام شده است . او علاقه فروان دارد که خدماتی مواظبتی را برای افغانهای کلان سال ، معلول و دارنده تکالیف جسمی انجام دهد . ایشان بعنوان مسوول یک بخش در نظر دارد افرادی را که    به زبانهای پشتو ، دری ، ازبکی گپ میزنند ، نیز استخدام نماید. با این دوشیزه بااحساس تماس بگیرید و از امکانات ایشان برای عزیزان تان استفاده نمائید.  غرض معلومات مزیدبه شماره های تیلفون کاری و ایمل زیر تماس بگیرید

   0851817074     Susan S.A

http://www.realassistent.se/

info@realassistent.se

همچنان غرض معلومات بیشتر در مورد شرکت مواظبت از کلان سالان به اینجا کلیک کنید

این شرکت در کمون های زیر نمایندگی دارد

Nacka Kommun      Uplands Väsby     Upssala

Arbetsmarknadsutbildning för kontakttolkar Stockholm

آ ب اف استاکهولم بخاطر تربیه ترجمان به زبان دری شاگرد می پذیرد. این کورسها توسط اداره کاریابی تنظیم میگردد و تمام روز را دربرمیگیرد  غرض معلومات بیشتر  آگهی زیر را مطالعه کنید.

Mål
Kontakttolkar tolkar i huvudsak vid myndighetskontakten mellan personer som inte behärskar svenska och representanter för myndigheten.
MÅL: Möta behovet av tolkar på arbetsmarknaden. Aktuella tolkspråk till nästa start den 4/3-2013 är: Dari, Amariska, Tirginja och Sorani. Två av dessa språk kommer att starta utifrån testresultat/behov.

SYFTE:

Att via kort utbildningsinsats kompetenshöja arbetssökande som vill arbeta som kontakttolkar. Att öka antal utbildade kontakttolkar i Sverige.

Innehåll
Behörigheten som kontakttolk innebär en total utbildningstid på ca 600 timmar/ca 16 veckor. Auktorisationsprovet ingår inte i utbildningen. Datum för auktorisationsprov bestäms av Kammarkollegiet. Det kan ta flera månader mellan proven.

FÖRKUNSKAPSTEST
Urvalstest i svenska språket.

UTBILDNINGEN ska omfatta sex delkurser:
– introduktionskurs, 30 tim
– socialtolkning, 120 tim
– sjukvårdstolkning, 120 tim
– juridikens grunder för tolkar, 120 tim
– juridik påbyggnad för tolkar, 120 tim
– asyltolkning, 35 tim
– tolketik, 5 timmar

Förberedelseträning inför auktorisationsprov, 40 timmar

Huvudinnehållet i kurserna efter introduktionskursen ska vara realia/ämneskunskap, tolketik, tolkningsteknik och tolkningsövningar.
All utbildning ska innehålla både skriftliga realiaprov och muntliga tolkningsprov.

Förkunskaper
Målgruppen är de personer som i den individuella handlingsplanen bedöms behöva denna utbildning. Det är viktigt att arbetssökande som befinner sig i Jobb – och utvecklingsgaranatin, ungdomsgarantin, sökande med funktionshinder, nyanlända invandrare samt långtidssjukskrivna får till gång till utbildningen

Goda kunskaper i svenska och det aktuella tolkspråket.

Yrket kräver att deltagaren har även god allmänbildning, snabbhet, flexibilitet och stor koncentrationsförmågan. Social kompetens är också viktig eftersom tolken kommer att arbeta nära kunden i olika miljöer och situationer.

Övrig information om utbildningen
Utbildningens längd: 16 veckor. Nästa start är 4 mars 2013

Utbildningen söks i samråd med din handläggare. Kontakta din handläggare om du uppfyller förkunskapskraven och vill göra en ansökan.

Så här går det till:
Din handläggare bokar dig till obligatoriskt skriftligt förkunskapstest i ABF huset, Sveavägen 41, den 7/2 eller den 8/2 kl 10-11.30. Testet innefattar svenska och samhällskunskap och du testas både i svenska och ditt hemspråk.

Observera att man måste behärska tolkspråket OCH svenska i tal och skrift för att klara utbildningen. Kursen är intensiv. Det underlättar om du har studievana från högre utbildning/universitet. Du skall ha lägst gymnasienivå¨i svenska.

SISTA ANSÖKNINGSDAG: 6/2-2013

Utbildningsinformation 25/1 hos ABF stockholm, Sveavägen 41.

KURSSTART Måndagen den 4/3 2013.

OBLIGATORISKT TEST Den 7/2 eller den 8/2 kl. 10.00-11.30 görs på ABF Stockholm, sveavägen 41. Kontakta din handläggare för att anmäla dig. Ingen separat kallelse kommer till testet!

 

 

Utbildningsort
111 83 STOCKHOLM

Vem kan erbjudas Arbetsförmedlingens utbildningar?
Se information i faktablad Arbetsmarknadsutbildningar.

Är du intresserad av att delta i utbildningen?
Kontakta din lokala Arbetsförmedling.

http://www.arbetsformedlingen.se/For-arbetssokande/Yrke-och-framtid/Vara-utbildningar/Sok-yrkesvis.html?url=821430583%2Fafutb%2Fvisautb.do%3Fyrke%3D04%26lan%3D%26lnr%3D45501%26retur%3Dyrke&sv.url=12.554e6fd11d6248daa68000525

کمک به اطفال افغانستان

یاسمین آقتاش  ابتکار جمع آوری کمک به اطفال افغانستان را بدست گرفته  است و عنقریب عازم افغانستان میشود. هموطنان که قصد ارسال کمک به اطفال افغانستان را داشته باشند لطفا با دوشیزه اقتاش به ایمل زیر تماس بگیرند

jasminaqtash@hotmail.com

گزارش برگزاری مجلس اربعین حسینی

روز پنجشنبه سوم جنوری مصادف بود به روز چهلم شهادت حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) که درین روز بنابر روایاتی خانواده امام حسین(ع) از اسارت شام و کوفه به کربلا برمیگردند و بر سر مزار شهدا در کربلا می آیند و زینب، خواهر داغدار حسین واقعات بعد از شهادت را تا روز اربعین به برادر گزارش میدهد. همه حوادثی که در کربلا، کوفه و شام برسر خانواده رسول خدا اتفاق می افتد مو به مو به برادر شرح میدهد و ازینکه غرور یزید را چگونه با سخنان و خطبه های خود در شام شکسته است احساس افتخار میکند

عاشورا تجلیل از وقار و پایمردی امام حسین و یارانش است ولی اربعین تجلیل از کار قهرمانانه زینب و امام زین العابدین است زیرا این دو بودند که خون حسین را در قلب اقتدار دشمن تفسیر کردند و مردم را آگاه ساختند
به همین مناسبت مجلس سخنرانی و عزاداری جمعی از مسلمانان استکهلمی به روز پنجشنبه سوم جنوری در مسجد ترکهای فیتیا نشانه تأثیر گزاری این نهضت در قلبها و عاطفه های مردم است
آزادمنشی و آزادیخواهی غریزه فطری است که در وجود هر انسانی نهفته است اما امام حسین(ع) الگوی مقاوم و شکست ناپذیری است هیچ انسانی آنهمه دشواری هائی را که بر امام حسین آمد و با حوصله مندی و دقت و دراید آنرا پشت سر گذاشت، تحمل کرده نمیتواند
مجلس اربعین حسینی که در مسجد فیتیا برگزار گردید از جانب هیأت امنای مراسم عاشورا سازماندهی شده بود و درین مجلس ضمن تلاوت آیات قرآن عظیم، دعا و قرائت اشعار و نوحه خوانی آقایان سید حسین اصغری سخنگوی مجلس و مصطفوی سخنرانی نمودند
آقای اصغری ضمن تشریح فلسفه قیام عاشورا تا اربعین، اشعاری را پیرامون شهادت سدالشهداء به سبک نوحه و روضه خواندند و سپس آقای مصطفوی پژوهشگر دینی مقیم استکهلم ابعاد مختلف نهضت حسینی را باز کرد و به تفسیر آن پرداخت و روشن ساخت که امام حسین در زمان حاضر از ما چه توقعی دارد
در ختم بعد از مختصری سینه زنی با اهدای غذای نذری مجلس خاتمه پذیرفت. خداوند به همه خدمتگزاران این مجلس اجر خیر دهد و روح امام حسین و بقیه شهدای کربلا را شاد داشته باشد

گزارش از س.ف