انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

مقالات

کمکهای سويدن به کشورهای در حال توسعه

سازمان توسعۀ همکاری­های اقتصادی در بررسی مساعدت­های مالی به کشورهای در حال رشد، کشور سوئد را مورد تشویق قرار داد. در گزارش این سازمان کشور سوئد به خاطر سخاوتمندی در امر کمک به کشورهای در حال توسعه، ستوده شده است. بر اساس گزارش منتشره، در سال گذشته سوئد  ۹۸ صدم درصد از درآمد ناخالص ملی خود را هزینۀ کمک به کشورهای در حال توسعه کرده است. دولت سوئد در سال جاری در نظر دارد میزان کمک­های مالی خود را در این مورد به ۱ درصد از کل درآمد ناخالص ملی خود برساند به هر حال در بررسی سازمان توسعۀ همکاری­های اقتصادی OCED کشور سوئد در صدر جدول کشورهای کمک­کننده به کشورهای در حال توسعه قرار دارد.

در عین حال گزارش سازمان توسعۀ همکاری­های اقتصادی به این موضوع هم اشاره دارد که سوئد باید تعهدات خود را پایدار نگه دارد، چه به گفتۀ مسئول بررسی کمک­های اقتصادی کارن یورگنسن کشور سوئد در این زمینه همیشه نقشی پیشرو بر عهده داشته است. کارن یورگنسن می­گوید:

 کارن یورگنسن: این امر به منزلۀ مسئولیتی بزرگ برای کشور سوئد است به این سبب که سالهاست سوئد در این امر پیشقراول بوده و از این کشور انتظار می¬

 AP Photo/Karel Prinsloo

«این امر به منزلۀ مسئولیتی بزرگ برای کشور سوئد است به این سبب که سالهاست سوئد در این امر پیشقراول بوده و از این کشور انتظار می­رود که این نقش خود را همچنان بر عهده داشته باشد.»
این در حالی است که کشور سوئد در عین بالا بردن سهم کمک­های مالی خود از محل درآمد ناخالص ملی، در نظر دارد شمار کشورهای کمک­گیرنده را از ۶۷ کشور فعلی به ۳۳ کشور تقلیل دهد.
گزارش مثبت سازمان توسعۀ همکاری­های اقتصادی موجب رضایت دولت است و یواکیم استیمنه دبیر سیاسی دولت در این مورد به بخش بین­المللی رادیو سوئد می­گوید:

 یواکیم استیمنه: نظر ما در مورد این گزارش بسیار مثبت است به این دلیل که مسئلۀ همکاری¬های سوئد …

«نظر ما در مورد این گزارش بسیار مثبت است به این دلیل که مسئلۀ همکاری­های سوئد در امر توسعه را به دقت مورد ملاحظه قرار داده و توصیه­های مناسبی دربارۀ اصلاحاتی برای  ادامۀ کار در این زمینه ارائه داده است.»

taher.jambarsang@sr.se

گزارش: طاهر جام برسنگ

منبع : راديوي بين المللي سويدن ،سايت پژواک

گاردین: آیت الله محسنی، روحانی سرکش افغانستان

روزنامه گاردین چاپ بریتانیا اخیرا مقاله ای به قلم نوشین ارباب زاده در مورد قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان چاپ کرد

گاردین در این مقاله آورده است قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان که به اختلافات در این کشور دامن زده، حکایت از مشکلات پیچیده ای دارد که افغانستان با آن روبروست: این که چگونه بین ارزشهای سنتی و مذهبی با مطالبات قرن بیست و یکم سازگاری به وجود آورد؛ قرنی که پیشرفت یک ملت را با معیار نحوه برخورد آن با مسئله زنان محک می زند. نتیجه این وضعیت صف آرایی فرهنگی سنت گرایان و نیروهای پیشرو در مقابل یکدیگر بوده است.
نویسنده گاردین در ادامه مقاله خود آورده است اما اگر نگاهی عمیق تر به موضوع بیندازیم، تصویری بسیار پیچیده از این مسئله هویدا می شود . در مرکز این تصویر پیچیده آیت الله محسنی، روحانی شیعه ای است که معمار اصلی این قانون محسوب می شود.

وی مالک شبکه تلویزیون خصوصی تمدن است؛ که با محتوای کاملاً مذهبی خود شباهت زیادی به تلویزیونهای دولتی ایران دارد. شب قبل از تظاهرات زنان کابل در 15 آوریل در اعتراض به قانون احوال شخصیه، این شبکه تلویزیونی به طور مکرر با پخش پیام از مردم می خواست تا خانواده های خود را از حضور در آن بازدارند. به عبارتی دیگر این روحانی به طور غیر مستقیم زمینه را جهت فعالیت هایی علیه تظاهرات کنندگان فراهم کرده که منجر به شکسته شدن شیشه ها و پرتاب سنگ به سوی تظاهرات کنندگان شد.
به نوشته گاردین، این موضوع مایه تعجب نیست، چرا که آیت الله محسنی فراتر از یک روحانی شیعه وهمچون مالک یک ایستگاه تلویزیونی عمل می کند. وی سیاستمداری با پیشینه ای بسیار جنجال برانگیز است. محسنی در سال ۱۹۳۶ در قندهار به دنیا آمد و پس از اشغال افغانستان توسط شوروی حرکت اسلامی افغانستان را در شهر قم ایران بنیانگذاری کرد.

علیرغم حمایت دولت ایران از وی، بسیاری از سیاستمداران ایرانی بر این باور بودند که آقای محسنی خطوط ارتباطی خود را با گروههای مقاومت سنی و رقیب در پیشاور باز نگه داشته و به طور مخفیانه با گروههای رقیب سنی در پاکستان در حال معامله است. او بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان مدام بین قم، کابل و پیشاور در رفت و آمد بود و در چندین نقش فعالیت می کرد. آیت الله محسنی در سال های اخیر یک مرکز رسمی شیعه را در کابل تحت عنوان خاتم النبیین بنیان گذاشت که در 15 آوریل محل اجتماع تظاهرات کنندگان مدافع قانون احوال شخصیه بود.
گاردین در ادامه می نویسد راز توانایی آیت الله محسنی که در برقراری مناسبات با دو جریان متفاوت ایران شیعه و پاکستان سنی مذهب ، در هویت پیچیده او نهفته است. او به عنوان قزلباشی که درمنطقه پشتون نشین قندهار به دنیا آمده، شیعه ای است با ریشه های پشتون؛ ترکیبی که آقای محسنی توانسته است از آن نهایت استفاده را ببرد.

در دنیای وبلاگ نویسان افغان که از قید سانسور مصونند، وی رهبری ترسیم شده که مصداق سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن است. اختلاف موجود بین جامعه که نتیجه مستقیم پیشنهاد قانونی از سوی آقای محسنی است، سندی است که از همین موضوع حکایت دارد.
به نوشته گاردین، یکی از مخالفان سرسخت آقای محسنی به نام مسلم فهیمی که خود از اعضای حرکت اسلامی افغانستان است، در یک تلویزیون خصوصی اتهامات جدی را علیه او وارد کرد.
نویسنده گاردین در ادامه مقاله خود آورده است آیت الله محسنی توسط حامیان خود مورد ستایش و احترام قرار می گیرد و مخالفانش به شدت از وی انزجار و نفرت داشته و به او دشنام می دهند. هویت پیچیده او به عنوان رهبری شیعه که در قندهار به دنیا امده است و می تواند پشتو صحبت کند، از او عنصری می سازد که می تواند به عنوان یک عامل وحدت بخش عمل کند و شیعیان و سنی ها، هزاره ها و پشتونها را گرد هم آورد. و شاید به همین دلیل رییس جمهور کرزی هیچ تردیدی در امضای قانون پیشنهادی وی نداشت، تا شاید بتواند حمایت آقای محسنی را در انتخابات ریاست جمهوری بعدی کسب کند.

ولی حقیقتی که محسنی و کرزی هر دو از آن غفلت کردند، رشد اعتراضاتی از سوی گروههای طرفدار حقوق زنان افغانستان است که از حمایت داخلی و غرب برخوردارند. تظاهرات اخیر آنها در کابل در سرخط خبرهای جهانی قرار گرفت و به مخالفت های شدید علیه قانون جدید دامن زد.
به نوشته گاردین، اکنون حامد کرزی مانده است و کار ناممکن خشنود ساختن دولتهای غربی که از دولتش حمایت مالی می کنند و آشتی دادن نیروهای سنت گرا و ترقی خواه در جامعه افغانستان.

منبع :بي بي سي

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/04/090423_ag_guardian_mohseni.shtml

نامه سرگشاده : به ریاست محترم شورای ملی جمهوری اسلامی افغانستان

  السلام علیکم ورحمت اله وبرکاته . محترما !  درنتیجه  تغییر اوضاع سیاسی و امنیتی  در افغانستان  از اغاز دهه هشتاد میلادی  شماری از افغانها  همانند کشور های دیگرآسیایی و اروپایی به کشور سویدن پناهنده شده اند اما بیشترین پناهنده گان افغان در این کشوراز سال 1992 به بعد سرازیر گردیده است و اما بعد از به قدرت رسیدن طالبان این امار بیشتر گردید بعد از سال 2000  امار ورود مهاجرین افغان به کشور های اروپایی عمومأ و سویدن خصوصأ افزایش قابل ملاحظه یی داشت   . اما با تغيير اوضاع سیاسی در افغانستان از سال 2001 میلادی  شمار زیادی از پناهنده گان  افغان درکشور سویدن مانند پناهنده گان افغان در دیگر کشور های اروپایی دچار مشکلاتی شدند . در سال 2005  برای حدود یکهزار تن از افغانهای پناهنده که  هرکدام بین سه تا پنج سال را دراین کشوربی سرنوشت سپری نموده بودند ، اداره مهاجرت سويدن به اساس تصويب قانون مؤقت درپارلمان اجازه اقامت یکساله را داد . بعد از تمام شدن میعاد اقامت این افراد که بیشتر شان به کارهای  خوب اشتغال داشتند، اداره مهاجرت سویدن  اقامت این افراد را تمدید ننموده و طبق قرار داد سه جانبه  که بین وزارت عودت کنندگان  افغانستان ، کميشنري عالی ملل متحد در امورپناهندگان و دولت سویدن در سال 2006  به امضا رسید ، زمينه اخراج اجباري پناهجويان افغان از سويدن به افغانستان مساعد گرديد .  اداره مهاجرت  سویدن به اساس همين قرارداد سه جانبه  دوسیه های  بیشتر از هفتصد تن از پناهنده گان افغان را تحویل پولیس این کشور نموده و حکم  دستگیری و اخراج اجباری شان را صادر نمود .از ان روز یعنی از اغاز سال 2007  تا کنون ده ها مهاجر افغان توسط پولیس کشور سویدن بازداشت شده اند که بیشتر این افراد بدون داشتن کدام شبکه اجتماعی  به کابل  فرستاده شده اند .گزارش های مفصلی که از سرنوشت این افراد در افغانستان بدست ما رسیده ، زنده گی این افراد همانند ملیون ها افغان بی سرنوشت دیگری است  که در پی لقمه نانی  سر به هر کوی و برزنی میزنند اما چیزی در دسترس شان قرار نمیگیرد .درحالیکه این افراد در سویدن  دارای کار خوب و عایدات ماهوار حد اقل دوهزار دالر امریکا یی بودند  که  با کمک های  این افراد  چندین فامیل از وابستگان شان  در افغانستان مشکلات اقتصادی خودرا رفع میکردند .اما با اخراج اجباری این افراد  نه تنها خود انها بی سرنوشت شده اند بلکه  چندین خانوار وابسته به انان نیز به سرنوشت مرگبار روبرو اند .

در  سال 2007   پناهنده گان افغان در سویدن  به سرپرستی انجمن افغانها  و شماری از سازمانها و نهاد های  سیاسی و اجتماعی  کشور سویدن دست به اعتراض های زدند و مظاهراتی  را به حمایت از

 پناهنده گان افغان براه انداختند که مهم تر ازهمه ،  پناهجويان افغان در مخالفت با تصاميم اداره مهاجرت سويدن مبني بر اخراج افغانهاي پناهجو، بتاريخ 27 جولاي 2007 مارش اعتراضيه را از مقر اداره مهاجرت سويدن از شهر نورشوپنگ آغاز و مسير 170 کيلو متر را در ظرف شش روز الي شهر ستوکهولم پایتخت سویدن  پیاده طی نمودند  وبا تظاهراتی در مقابل پارلمان سويدن بتاريخ اول اگست  پايان دادند.درضمن  این مارش و تظاهرات گسترده ، ده ها تن از پناهجویان افغان  در ماه های مي و اگست سال 2007  دست به اعتصاب غذايي دسته جمعی زدند و بعد از چندین روز اعتصاب غذا ،  با وعده و نوید های دروغین اداره مهاجریت دولت سویدن  به اعتصاب شان  پایان داده شد اما هیچ نتیجه یی را در پی نداشت . بتاريخ 27 اکتوبر سال 2007 محترم  جاويد لودين سفيرکبير دولت افغانستان در اسکانديناويا در ملاقاتي با هيئت انجمن افغانها در سويدن ضمن بحث پيرامون معضلات پناهجويان اطمينان داد که افغانستان قرارداد سه جانبه را تمديد نخواهد نمود . اما متأسفانه بعد ازسپري شدن مدت کوتاه ازين اطمينان ، قرارداد سه جانبه از جانب  دولت اسلامي افغانستان به امضا رسيد و براي اخراج اجباري وظالمانه پناهجويان افغان چراغ سبز داده شد . محترم دکتوررنگین دادفر سپنتا وزیر خارجه افغانستان بتاريخ 26 ماه فبروري 2008 در نشستي با افغانهاي سويدن ضمن
تماس به مسئله اخراج اجباري متقاضيان پناهندگي افغان گفت :”
وزارت خارجه افغانستان هيچگاه با اخراج اجباري افغانان از کشورهاي مختلف به افغانستان موافقت نخواهد نمود. دکتور سپنتا در ادامه سخنانش اطمينان داد که وي هيچگاه با هيچ کشوري  قرار داد  که درآن اخراج افغانها به زور و خلاف ميل شان صورت بپذيرد، امضاء نکرده و نخواهد کرد . چرا که اخراج اجباري ظلم است و ما نبايد ظلم پذير باشيم.  ازين سخنان پرشور ودلسوزانه محترم دکتور سپنتا ماه ها گذشت اما اخراج اجباري متقاضيان پناهندگي افغان با شدت آن ادامه دارد و اقدامات مقامات افغاني بخاطر متوقف ساختن آن نه تنها مشاهده نميگردد بلکه شرکتهاي نيمه دولتي وخصوصي هوايي افغاني ( شرکت هاي هوايي آريانا ، کام اير وپامير)  در تحقق اخراج اجباري پناهجويان افغان سهم فعال ميگيرند .
وزارت و اداره مهاجرت سويدن تقصير رد تقاضاي پناهندگي افغانها را به گردن قانون گذاران مي اندازند ، اما قانونگذاران از تفسير اشتباه آميز قانون اتباع خارجي شکايت دارند . وسرانجام  قضات در امور مهاجرت متأسفانه مطابق پاليسي حکومت که ”  قراردادسه جانبه ” را نيز دردست دارد ، عمل مينمايند . نظر به قانون اتباع خارجي سويدن متقاضيان پناهندگي نبايد به مناطق ” درگيري مسلحانه ” اخراج گردند . اداره مهاجرت سويدن اعتراف ميدارد که در شش ولايت افغانستان ” درگيري مسلحانه ” جريان دارد که کشور سويدن حق اخراج پناهجويان را به اين مناطق ندارد . اما اداره مهاجرت سويدن  طرح جديدي مي ريزد و الترناتيف ” مهاجرت داخلي ” در کابل را پيشکش ميکند . کميشنري عالي ملل متحد در امور پناهندگان که يک جانب عقد کننده قرارداد سه جانبه ميباشد ، با اين طرح ” مهاجرت داخلي ” مخالفت نموده است .  خانم  ارواسي پاتيل افسر بخش حمايت  حقوقي کميشنري عالي ملل متحد در دفتر مرکزي کابل در ملاقات با نمايندگان انجمن افغانها در سويدن بتاريخ 25ماه اگست2008 در ستوکهولم گفت که اخيراٌ وضعيت امنيتي در افغانستان بدتر شده است .  ازينرو او از مقامات سويدني تقاضا خواهد www.afghanskaforeningen.seنمود تا پناهجويان افغان را ديپورت نکنند و بويژه آنهائيکه در کابل شبکه اجتماعي نداشته باشند . پيام ايشان  به مقامات سويدني اين خواهد بود :” توصيه هاي کميشنري عالي ملل متحد در امورپناهندگان را مراعات نمائيد! ” . خانم پاتيل علاوه نمود که  با مقامات سويدني در مورد تعبيروتفسير واحد از قراردادسه جانبه سخن خواهد گفت . خانم پاتيل افزود درصورتيکه قرارداد سه جانبه تمديد گردد ، تغييرات لازم را درآن بوجود بيآورد . اما در هر حالت اين مربوط کشورهاي سويدن و افغانستان  خواهد شدکه قرارداد متذکره را تمديد نمايند وياخير.از اغاز سال روان میلادی تاکنون  ده ها تن از پناهجویان افغان توسط پولیس سویدن  درنتیجه امضای دوباره قرارداد  ،  دستگیر، زنداني  و به کشوربه زورو جبر فرستاده شده اند . درحالیکه تمام این افراد بین پنج تا هشت سال را بدون سرنوشت در کشور سویدن  سپری نموده اند .برعلاوه ان  در نتیجه همین قرار داد ، صدها تن از پناه جویان افغان در کشور سویدن در بدترین وضعیت  قرار دارند و بیشتر انان در مخفیگاه ها زنده گی میکنند .از نگاه کار قبلا هرکدام این پناه جو کار ازاد و بیشتر شان کارهای شخصی داشتند که ماهوار هرکدام بین دو الي سه  هراز دلار امریکایی عاید داشتند . اما اکنون دست شان از کار گرفته شده و در کارگاه های ترکها ، ایرانی ها و عربها با حقوق بخور و نمیر که هزینه خود شان  هم نمیشود مشغول هستند تقاضای انجمن افغانها و افغانهای پناه جوی بی سرنوشت  در کشور سویدن از ریاست محترم شورای ملی و اعضای محترم پارلمان افغانستان این است که بازهم  در اواخر سال روان میلادی  دولت سویدن  برای تمدید قرار داد فوق الذکر مجبور است دروازه افغانستان را بکوبد و جناب وزیر صاحبان را با وعده و نوید چند ملیون کمک  چشم و گوش شان را بسته و این قرار داد را دوباره امضا نمایند . لذا اعضای محترم پارلمان  افغانستان که نمایندگان مردم ما هستند مسئولین محترم  وزارت امور مهاجرین و
وزارت امور خارجه را  احضار و خاطر نشان سازند که  این ادارات  به امضای دوباره این قرار داد  تمایل نشان ندهند  و باختم میعاد قرارداد  این قرارداد را باطل اعلان نمایند .
و در صورت امکان  دولت افغانستان  از کشور سویدن تقاضا نماید که بنابر چالش های  که در اوضاع  سیاسی ، امنیتی و اقتصادی افغانستان دیده میشود ، دولت سویدن باید تمام پناه جویان افغان را که سرهای شان را در کف گرفته و به ان کشور خود را میرسانند  اجازه اقامت داده و از نیروی جسمی انان مطابق قانون جديد  براي استخدام نيروي کار از کشورهاي غير اروپايي که از تاريخ 15 دسامبرامسال  نافذ ميگردد ، بهره برداری نماید.چون موجودیت افغانها در خارج از کشور پشتیبانه بزرگی برای اقتصاد مملکت به حساب می اید و دیده شده است که هرکشوری که بیشترین شهروندان  شان در کشور های سرمایه داری  اقامت دارند ، باعث رشد اقتصاد جامعه و کشور شان شده اند .درزمینه  توجه خاص و دلسوزانه  نمایندگان مردم خود را خواهانیم .                                                            

    باعرض احترام                         

  کميسيون امور پناهندگي انجمن افغانها در سويدن

 www.afghanskaforeningen.se 

20.09 .2008

ستوکهولم

وضعيت پناهجويان در اردوگاه " پاتراس" يونان ،" فاجعه انساني " خوانده شده است

روزنامه معتبرسويدني ” داگنس نيهيتر” گزارش مفصلي را در مورد وضعيت پناهندگان ومنجمله پناهجويان افغان در يونان دراردوگاه ”پاتراس ”نشر نموده است. در گزارش  وضعيت پناهجويان دراين اردوگاه توسط دوکتوران بدون مرز” فاجعه انساني ” ناميده شده وبه نقل قول از شوراي پناهندگي يونان ” فاجعه اجتماعي” در ارتباط با وضعيت پناهجويان سخن زده شده است در گزارش

 روزنامه آمده است که سويدن خلاف توصيه هاي کميشنري ملل متحد در امور پناهندگان ، پناهجويان را به يونان

ديپورت ميکند . گزارشگر روزنامه ، يونان را  تخته خيز پناهجويان افغان وعراقي به اروپا عنوان نموده است . درين گزارش با يک پناهجوي افغان بنام خداداد که يکجا با بيست نفر ديگردر يک انبار ساخته شده ازکارتن کاغذي زندگي مينمايند مصاحبه کرده ومينويسد که او در سال 2007 به سويدن آمده و چهل وپنج روز در مالمو بود و مطابق قرارداد دوبلين دوباره به يونان ديپورت شد

از سال 2004 کشور سويدن تصميم گرفت تا به تعداد 2000 نفر را برطبق قرارداد دوبلين به يونان ديپورت نمايندکه در نتيجه طي دوسال به تعداد 137 نفر به جبر به يونان ديپورت شده اند

درميدان هوايي ، پناهجويان زنداني ميشوند وبدون وکيل و مترجم با پناهجويان مصاحبه ميگردد. در پاتراس (شهرک سرحدي ) در اردوگاه به تعداد صدها انبار کارتن هاي کاغذي وجود دارد که درآن هزاران پناهجو زندگي مينمايند و درآنجا اين پناهجويان صرف ازچهارتواليت ( تشناب ) استفاده ميکنند.يکتعداد پناهجويان  هم بالاي کارتن ها خارج از اردوگاه ميخوابند

دسته هاي پناهجويان شب وروز عقب حصار هاي بندر استاده اند و منتظر موترهاي باربري داخل بندرميباشند و زمان مناسب وجاي مناسب درموترهاي باربري وحتي زير آن درنظرميگيرند وميخواهند ذريعه کشتي به ايتاليا

بروند و بسياري وقتها انها از ايتاليا دوباره عودت داده ميشوند . پوليس دريکروز به تعداد سي نفر را زنداني مينمايد و در يک سلول زندان به تعداد شش نفرجابجا ميگرددوسپس بعد از چند روز رها ميشوند

 کميشنري ملل متحد در امور پناهندگان  نواقص پناهنده پذيري يونان را مورد انتقاد قرارداده واز کشورهاي ديگراتحاديه اروپا  تقاضا ميدارد تا پناهجويان وارد شده از طريق يونان رادوباره به يونان نفرستند

زمانيکه پناهجويان از سويدن به آتن ديپورت ميشوند ، آنها نخست در ميدان هوايي دربازداشت قرارميگيرند. نظر به شهادت يک پوليس ميدان هوايي يونان، پوليس يونان دريک روز به تعداد 150 نفررا در نظارتخانه جابجا مينمايند که اين نظاتخانه صرف براي 26 نفر در نظر گرفته شده بودود. پوليس يونان در سال 2008 به تعداد 6071 نفر را در ميدان هوايي زنداني نموده است

از سال 2005 الي 2007 دريونان از چهل هزار مهاجر به يکصدودوازده هزار نفر افزايش يافته واز جمله بيست وپنج هزار که درخواست پناهندگي در يونان دادند صرف 0.6 درصد آنهاقبول شدند که اين ارقام مورد انتقاد شديد ارگان ذيربط ملل متحد قرار گرفت

اما کشور يونان ميگويد که ساير کشور هاي اتحاديه اروپا در مورد پناهجويان افغان وعراقي احساس مسووليت نمايندو مسووليت پذيرش آنها را بعهده بگيرند

کشوريونان زير فشار شديد کميشنري ملل متحد در امور پناهندگي قرارداشته باوجود اينکه اين کشور از کنواسيون ژنيو در مورد تضمين حقوق پناهجويان پيروي نميکند

به گفته گيورگوس تساربوپولوس آمر دفتر کيمشنري ملل متحد در يونان ، هرگاه يونان پروسه پناهندگي را بهبود ببخشد ممکن تعداد زياد در همين کشور تقاضاي پناهندگي کنند اما تاکنون هيچ کسي به سيستم پناهنده پذيري يونان باور نکرده و همچنان پناهجويان از حقوق شان مطلع نميشوند.

 نسيم سحر       

امکان صدور اقامت براي پناهجويان افغان بعد از انتقاد کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان

سويدن يگانه کشوري اتحاديه اروپايي است که دراخراج پناهجويان افغان به توصيه ملل متحد اعتنا نميکند.کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان طي يک نامه به محکمه مافوق مهاجرتي سويدن، از آن اداره تقاضا نموده تا در مورد طرزالعمل خويش پيرامون آنعده پناهجويان افغان که در کابل شبکه اجتماعي ندارند ، تجديد نظر کند

. بتاريخ اول جولاي 2008 محکمه مافوق در امور مهاجرت سويدن يک حکمي پيرامون اخراج پناهجويان افغان به کابل وتحقق الترناتيف مهاجرت داخلي در کابل صادر نمود .   درين حکم محکمه مافوق مهاجرتي ، توصيه کميسارياي عالي ملل متحد که در قرارداد سه جانبه ميان کميسارياي عالي  ، سويدن و افغانستان نيز بازتاب روشن يافته بود ، درنظر گرفته نشده است . اکنون بعد از صدور حکم متذکره اولين باريست که کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان  در برابر آن واکنش نشان ميدهد و از مقامات سويدني تقاضا ميکنند که طرزالعمل خود را پيرامون اخراج همچو افرادي که در کابل اقارب ندارند ـ تغيير دهند وبه اين پناهندگان اجازه دهند تا درين کشور بمانند . هانس تل فيلد نماينده کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان در کشورهاي اروپاي شمالي و بالتيک ميگويد که سويدن يگانه کشوري اتحاديه اروپايي است که دراخراج پناهجويان افغان به توصيه ملل متحد اعتنا نميکند. حرف در مورد يک تعداد معدودي افراد مي چرخد که لازم بود سويدن براي آنها حق زندگي کردن را ميداد . وي مي افزايد که زندگي نمودن در کابل باااستفاده از الترناتيف مهاجرت داخلي بدون داشتن يک شبکه اجتماعي ناممکن ميباشد .  اما گونر اکسين رئيس کميته امور اجتماعي پارلمان از حزب مودراتها و توبياس بلستروم وزير مهاجرت سويدن بازهم از حزب مودراتها ميگويند که کميسارياي عالي ملل متحد حرف هاي متحدالمال ميزند ، مسئله انفرادي رادرنظر ندارند . اين دو سياستمدار حزب دست راستي برسراقتدارميگويند که آنها به سيستم محاکماتي سويدن اعتماد کامل دارند . واما ويرونيکا پالم سخنگوي سوسيال دموکراتها در امور سياست پناهندگي از اظهار نظر در مورد حکم محکمه مافوق مهاجرتي خودداري ميکند اما خاطر نشان ميسازد که بايد اصطلاح ” درگيري مسلحانه ” درقانون توضيح گردد تا امکاناتي براي ادارات مساعد گردد و تعداد بيشتر افغانها اقامت بدست آورند اما حقوقدانان و مفسرين قوانين ومقامات حکومتي ديدگاه متفاوتي به وضعيت کنوني افغانستان دارند . اداره مهاجرت و محکمه مافوق مهاجرتي، کابل را محل مناسب براي بودوباش مهاجرين افغان ميدانند . از نگاه آنها در کابل زمينه کاريابي و مسکن وجود دارد و نهاد هاي مختلف غيردولتي بخاطر کمک مهاجرين فعاليت دارند ، مراکز تجارتي و بانکها در کابل موجود ميباشد و جنگ در محل ديگر ودورتر از کابل جريان دارد . وازين لحاظ پناهجويان افغان حتي بدون داشتن اقارب وشبکه اجتماعي در کابل ، نيز ميتوانند درآنجا زندگي شانرا پيش ببرند .   اما برعکس کميسارياي عالي ملل متحد در امورپناهندگان ، نهاد هاي مدافع حقوق پناهجويان و حقوقدانان در مورد زندگي در مهاجرت داخلي در کابل ووضعيت کلي درافغانستان عقيده ديگري دارند . آنها به افغانستان  با پايتخت خطرناکش به گونه ديگر نگاه ميکنند . تصوير افغانستان و کابل بعنوان پايتخت اش نزد آنها برمبناي کشتارهاي خونين ، افزايش دراماتيک خشونت ،اختطاف و گروگان گيري شهروندان وبويژه افراديکه از خارج ميآيند ، قتل کارکنان سازمانهاي خيريه وافزايش انفجارات انتحاري ، کشته شدن بيشتر سربازان  ناتودر افغانستان نسبت به عراق قرار دارد. ازينروکميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان براي اولين باردربرابر حکم اخير محکمه مافوق مهاجرتي سويدن واکنش نشان داده واز آن محکمه خواسته تا طرزالعمل شانرادر مورد اخراج پناهجويان افغان که در کابل پيوند خانوادگي ندارند ، تغيير داده وبه ديپورت  آنها به کابل پايان دهد       ،        امروز مورخ 15 اگست 2008 روزنامه معتبر ” داگنس نيهيتر ” با نشر مقاله و با اشاره به اظهارات  رئيس محکمه مافوق مهاجرتي بعد از انتشار انتقاد کميسارياي عالي ملل متحد ، نوشت که ”پناهجويان افغان ميتوانند در سويدن بمانند” .  افغانهاي که بعد از تصميم اداره مهاجرت مبني براخراجي شان به کابل بعنوان مهاجرت داخلي صادر شده ، عليرغم آن ميتوانند در سويدن بمانند درصورتيکه دلايلي ارائه کنند که آنها نميتوانند در کابل زندگي کنند . اين مطلب اشاره به اظهارات  آقاي ستين وال کويست رئيس محکمه مافوق مهاجرتي سويدن بعد ازتقاضاي کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان شده است . آقاي ستين وال کويست اضافه ميدارد که همه دوسيه ها بطور انفرادي مورد بررسي قرار خواهد گرفت . خانم هاني ماتيسن رئيس مطبوعاتي کميسارياي عالي در ستوکهولم ميگويد که دعوت به  مهاجرت داخلي بمثابه الترناتيف ، غيرعاقلانه است  . براي پناهجويان مهاجرت داخلي بسيار مشکل است که از لحاظ اقتصادي خود را اعاشه واباطه نمايند . خطري وجود دارد که آنها  در روي سرک بمانند .   زندگي در خيمه نيز  نياز به پول دارد . اين الترناتيف آنها را به مرزفقر خواهد کشاند . در اداره مهاجرت سويدن  به تعداد 561 دوسيه پناهجويان افغان وجود دارد که در موردش تصميم گرفته خواهد شد . از سال گذشته الي اول اگست امسال به تعداد 900 پناهجوي افغان به سويدن آمده اند . طي همين مدت اداره مهاجرت سويدن به تعداد 700 دوسيه را به پليس غرض اخراج اجباري فرستاده است. برعلاوه اداره مهاجرت سويدن غرض عودت داوطلبانه پناهجويان افغان ، عراقي و سومالي مبلغ 27 مليون کرون ( حدود نه مليون ايرو)تخصيص داده است ( درينباره توجه تانرا به مطلبي سوء استفاده متقاضيان پناهندگي از ” کمک مالي بازگشت جلب ميدارم ). اما تاکنون تعداد کمتري پناهجويان ازين کمک بازگشت استفاده کرده اند . طبق آمار روزنامه ” داگنس نيهيتر ” از اول اگست پارسال تا اول اگست امسال به تعداد 3715 عراقي ، 391 افغان و 260 سومالي پاسخ منفي دريافت کرده اند و درين مدت681  عراقي ، 39 افغان و 3  سومالي تقاضاي دريافت کمک غرض عودت به کشورهاي شان نموده اند. سويدن تاکنون قراردادهاي برگشت داوطلبانه پناهجويان    با کشورهاي افغانستان و عراق عقد نموده  وامابنابروضعيت بد درکشور سومالي چنين قراردادي با آن کشورندارد درحال حاضر به تعداد پنج دوسيه در محکمه مافوق مهاجرتي سويدن غرض تصميم گيري وجود دارد .اميدوارم که محکمه متذکره بادرنظرداشت وضعيت کنوني درکشور وتقاضاي کميسارياي عالي ملل متحد در امورپناهندگان پاليسي خود را تغيير داده در غير آن سويدن باداشتن چنين سياست  پناهندگي به هويت خويش  درعرصه بين المللي بعنوان کشور هومانيست ودموکرات صدمه رسانده ومايه ننگ خواهد بود    پيرامون تقاضاي کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان از محکمه مافوق مهاجرتي غرض تجديد نظر پيرامون اخراج اجباري پناهجويان افغان بعنوان مهاجرت داخلي در کابل مقالات فراوان و مصاحبه ها به زبان سويدني پخش شده که شما ميتوانيد باکليک  لينک زير آنرا بخوانيد وبشنويد .

UNCHR ber Sverige stoppa utvisningar

نسيم سحر

ستوکهولم

15 اگست 2008

قهرمانان جنگي" يکبار دگر " عقب نشيني تکتيکي " کردند"

 ”قهرمانان ملي ” يکبار دگر ( اينباردر مقابل کمره هاي تلويزيوني دنيا ) با شنيدن صداي يک گلوله بطور دسته جمعي ، با کمال شجاعت وشهامت در حاليکه همدگر را زير پا  مينمودند ،     ” عقب نشيني تکتيکي”  نمودند . ديدن اين صحنه به پيمانهء دردناک و غم انگيز بود که حتي کمره هاي تلويزيون از شدت خجالت و شرمساري اول گوشها و سپس چشمان شانرا بستند

جنرالان و قومندانان ملبس با لباس هاي پرزرق وبرق نظامي و مزين با مدالهاونشانهاي غيرت ، قهرماني ، شهامت و..و …. در حاليکه با چهره هاي گل انداخته و شکمهاي برآمده بر مردم   مظلوم  شهر کابل  که از برکت قهرماني هاي همين  جنگ آوران ” حماسه آفرين ” بخاطر بقاي حيات شان مجبور به خوردن سبوس و علف گشته ، فخر فروشي ميکردند که ناگهان با فير  يک انداخت راکت  از جانب سه چهار تا” سروپا کندهء” به اصطلاح مخالفين شديداٌ سراسيمه گشته و خيالات بزرگمنشانه ء اين جنگ آوران شجاع را بيرحمانه پاره نمود و جنگ آوران قهرمان ما را بازهم مجبور به ” عقب نشيني تکتيکي ؟! ”  ساخت . باکمال تأسف ،  اين بار” عقب نشيني ” ، برعکس جبهات جنگ  به کندي صورت پذيرفت که علت آن همانا سنگيني مدالها و نشانها را ميتوان يادآور شد .  بايد افزود که موجوديت مهمانان خارجي نيز يکي از عوامل ديررسيدن اين جنگ آوران به موتر هاي ضد گلوله شان بود . کشور سويدن براساس دوستي طولاني و محبت به مردم و کشور افغانستان بخاطر عدم ايجاد ممانعت بيشتر در راه  فرار،  ببخشيد ” عقب نشيني تکتيکي” اين قهرمانان ،  از فرستادن سفير و اعضاي سفارت درين محفل  اباء ورزيده بود . کشور سويدن با عدم  اشتراک کارمندان سفارتش درين مراسم وحدس  امکان  وقوع همچو حادثهء نخواست برعکس ادعاي رسمي  اداره مهاجرت اش مبني برامنيت و آرامش در کابل خود جبراٌ شاهد عيني بي ثباتي و عدم موجوديت امنيت در آن کشور باشد . سوال اينجاست ، در آن شهرکه جنرالان بخاطر  نجات جان شان پا به فرارهستند ، چي کسي امنيت جان آنهايي را تضمين خواهد کرد که از سويدن بدانجا جبراٌ برگشتانده ميشوند ؟

 ش . س .  

” قهرمانان جنگي” يکبار دگر ” عقب نشيني تکتيکي ” کردند

صحنه های حمله به مراسم BBC

آیا افغانستان در شرایط کنونی تحمل برگشت عودت کننده گان را دارد ؟

افغانستان پس از فروپاشی حکومت طالبان  دراواخر سال 2001 میلادی  مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفت و ایالات متحده امریکا و بریتانیا با همکاری کشور های عضو پیمان اتلانتیک شمالی ( ناتو ) ، نیروهای نظامی شان را برای تامین امنیت  مردم افغانستان و حفاظت  از حکومت جدید التأسیس این کشور وارد افغانستان نمودند طالبان  در سال 2001  از اثر حملات هوایی امریکا و عملیات پیگیر نیروهای جبهه متحد شمال شکست فاحش خوردند و تا مرز های پاکستان و ایران  از بقایای این نیرو ظاهرأ هیچ اثری برجانماند .  مردم افغانستان دوسال حکومت های موقت و انتقالی به رهبری حامد کرزی را با امنیت نسبتأ خوب اما در تلاش کار و روز گار گذراندند . مردم افغانستان در داخل و مهاجرین این کشور در خارج از افغانستان به فردای  روشن و پر رونق امید وار بودند . شمار زیادی از مهاجرین از کشور های همسایه و حتی اروپا  راه افغانستان را در پیش گرفتند و با دلچسپی تمام  مشغول سرمایه گذاری خصوصی شدند . قیمت زمین و خانه  به اوج خود رسید و در داخل شهر کابل یکصد متر مربع زمین به 30000 دالر امریکا  بفروش میرسید .قیمت یک خانه معمولی در نقاط نسبتأ متوسط شهر به 3 تا 5 صد هزار دالر فروخته میشد و کرایه خانه های معمولی  بالاتر از دوهزار دالر در ماه بود .وعده های جامعه جهانی برای ابادی افغانستان ، اعلان کمک های چندین ملیارد دالری ، فعال شدن موسسات خارجی و داخلی بنام انجو ، موجودیت نیروهای بین المللی ، سرمایه گذاری شرکت های خصوصی داخلی ، شروع کارهای شخصی و تعمیر ساختمان های بلند منزل و جدید امید واری خوبی برای مردم افغانستان به یک آینده روشن در این کشور بود .اما بعد از برگزاری انتخابات های ریاست جمهوری و پارلمانی در سالهای 2004 و 2005 میلادی  تمام این امید واری ها به  یأس مبدل شد و انتظار مردم افغانستان روز به روزبسوی نا امیدی رفت . مردم افغانستان بیشتر به یک فردای خوب از نگاه  امنیت کامل ، اقتصاد خوب ، مهیا سازی کار برای کارمندان و کارگران ، و پیشرفت کشور از نگاه بازسازی و نوسازی می اندیشیدند  . اکنون که بیش تر از هفت سال از موجودیت نیروهای خارجی در افغانستان می گذرد وضعیت افغانستان به مراتب بد تر از سالهای 2002 و 2003 را دارد.امنیت :     امنیت یکی از با اهمیت ترین و اساسی ترین رکن در یک جامعه بحساب می اید روز بروز از افغانستان رخت برچیده است و شهر ها و دهات افغانستان به نا امن ترین مناطق  در جهان تبدیل شده است . حملات انتحاری در شهر ها و شاهراه های کشور ، فعالیت گسترده نیروهای مخالف دولت یا طالبان در بیش از نیمی از کشور ،  قدرت مندی  قابل ملاحظه زور مندان ، ناقضین حقوق بشر و جنگ سالاران در مناطق تحت حاکمیت دولت ،رشد بی سابقه  رشوه و فساد اداری در تمام دستگاه های دولت بالخصوص قوه قضائیه و اجرائیه ، ترور و اختطاف سرمایه داران ملی ،  ترور مطبوعات و گرداننده گان انها  توسط  نیروهای امنیتی دولت ، طالبان، زورمندان و ناقضین حقوق بشر، ترور و جبر بی سابقه بالای زنان  و افزایش جرایم  علیه زنها در سرتاسر کشور این همه موضوعاتی است که امنیت کلی را در سرتاسر افغانستان ازبین برده و هیج فردی خودرا مصئون  نمیداند . فساد اداری :       فساد اداری اکنون به آفت  بزرگی میماند  که  در تاریخ افغانستان گاهی هم به این حد بالا نبوده است و در چهار سال اخیر این مکروب ، تمام ادارات دولتی افغانستان  از قصر ریاست جمهوری تا  یک علا
قه داری دور دست را الوده ساخته است .
اعتماد مردم افغانستان کاملا سلب شده است و به هیچ شخصی نمیتوان  اطمینان کرد ، برای پیشبرد اندک ترین کار اداری  یا حقوقی باید ده ها هزار و صد ها هزار افغانی  رشوه پرداخت . روز گذشته  رئیس اداره ارتشا و فساد اداری کشور  از دست داشتن لوی ثارنوال اقای جبار ثابت در فساد اداری کشور نامبرده و موصوف را یکی ازبزرگترین عاملین فساد اداری معرفی کرده است . به همین گونه روز گذشته ماکسیم برنیر وزیرامور خارجه کشور کانادا در یک کنفرانس خبری در میدان هوایی قندهار  اسد الله خالد والی  این ولایت راریشه اصلی نا امنی ها و بدبختی دراین ولایت دانسته است  . همچنان در درازای  هفت سال بعد از فروپاشی نظام طالبان و موجودیت نیروهای بین المللی در افغانستان با وصف برگشت قابل ملاحظه مهاجرین از دیگر کشور ها به افغانستان ، هیچ نوع همکاری از سوی جامعه جهانی برای مهاجرین عودت کننده صورت نگرفته است . زمین های که بنام شهرک های مهاجرین در شمار زیادی از ولایت ها  توسط وزارت  مهاجرین و عودت کننده گان بنام شهرک مهاجرین  نامگذاری شده  است بیشتر از نیمی از این زمین ها توسط مسئولین همان وزارت  به  خویشاوندان نزدیک شان داده شده و یا به قیمت  چند برابر بالای اشخاص ثروت مند به فروش رسیده  که  بیش از بیست در صد مهاجرین حقیقی و مستحق صاحب زمین نشده اند . سیستم کاریابی برای مهاجرین اصلا وجود ندارد و شمار زیادی از افراد نظامی که از گروپ های مسلح غیر قانونی  تنظیم های جهادی دست کشیده  و سلاح های خود را به دولت سپرده بودند  ، بعد از سالها بیکاری  اکنون دوباره روبه سلاح اورده وبا خریداری یک میل سلاح  و تشکیل یک گروپ افراد مسلح  باعث نا امنی  در کشور شده اند . صد ها هزار جریب زمین های دولتی و حتی دارایی شخصی مردم  توسط افراد زورمند تصرف شده است که با وصف داد وفریاد های وزارت خانه های مربوطه  هیچ قدرتی  توان باز پس گیری این زمین هارا ندارد . سانحه تخریب خانه های مسکونی  فقیر ترین طبقه از مردم در ناحیه شیرپور توسط افراد شامل در قدرت و بعد از تصرف و غصب این زمین ها ، ساختن قصرهای مجلل با مصرف چند صد هزار دالر، نشانه از نبود قانون در کشور است .اقتصاد : با ازبین رفتن امنیت  شرکت ها و سرمایه داران خصوصی از سرمایه گذاری در کشور دلسرد شده و دوباره سرمایه های شان را به کشور های خارج بالخصوص امارات متحده عربی، پاکستان وکشورهای آسیای میانه  انتقال دادند  که این موضوع باعث کمی کار در کشور گردیده است . از جانب دیگر سرازیرشدن صدها هزار مهاجر از کشور های ایران ، پاکستان و کشور های دیگر، میزان بی کاری را به شدت بالا برده و اکنون در افغانستان ملیون ها انسان  بی کار  و درتلاش کار و روزی بسرمیبرند.با افزایش میزان بیکاری و نبود بودجه کافی  قیمت اشیای وارداتی اعم از مواد خوراکه و پوشاکه  به شمول مواد ضروری مانند تیل و گاز  چند برابر بالا رفته و وضعیت زندگی مردم عمومأ و در شهر ها خصوصأ به شدت  تحت تأثیرقرار گرفته و هزار ها  انسان  به نان شبانه روزی خود محتاج میباشند .نبود سرمایه  و کار ، بالارفتن قیمت کالا ، نبود امکانات  کافی و ستندرد باعث بروز بیماری های گوناگون در جامعه افغانی شده و به خاطر نبود امکانات رفاهی  و طبی روزانه  صد ها انسان به کام مرگ میروند . درشهرها کمتراز پنج در صد مردم  به امکانات رفاهی  متوسط دسترسی دارند و بقیه  از امکانات مانند برق و گاز ، اب اشامیدنی صحی ، مکتب به سویه متوسط ، ترانسپورت ، داکتر و شفاخانه  و غیره ضروریات  بی بهره می باشند. افزایش  نفوس شهر ها و نبود امکانات رفا
هی  برای شهر نشینان دلیل دیگری از روز افزون شدن  فقر اقتصادی در جامعه افغانستان شده است .
بیش از هفتاد در صد مردمی که دردهه های هشتاد و نود میلادی  از افغانستان به کشورهای همسایه  مهاجرشده بودند  ده نشینان بودند . اما دو دهه شهر نشینی انها در کشور های همسایه و دسترسی به امکانات  رفاهی و کار در شهر های ان کشور ها  مهاجرین برگشت کننده به کشور را  وادار ساخت تا  از زنده گی در دهات  دوری جسته و به شهر های بزرگ و نسبتأ دارای امنیت  مانند کابل ، مزار شریف ، هرات ، جلال اباد و غیره  اقامت نمودند . شهر کابل که  گنجایش بیش از پنجصد هزار شهر وند را دارد  فعلا دارای بیش از چهارملیون نفوس است  و به اندازه  نفوس سابقه این شهر فعلا وسایط نقلیه درکابل درحال گشت و گذار است . که خود باعث  ازدحام بی جا ، الوده ساختن فضای شهر و بروز انواع بیماری ها شده است.اما افزایش بیحد نفوس در این شهر ها و نبود  کار و امکانات یکی دیگر از دلایل  بالارفتن نرخ اشیا و اجناس مورد ضرورت روزانه  بحساب می اید .بنأ بطور خلاصه  چنان میتوان بررسی کرد  که در شرایط کنونی  در افغانستان  نه امنیت  کلی و جود دارد که مردم  خود را مصئون بدانند ، نه کار و اقتصاد خوبی و جود دارد که مردم  به ان اشتغال یافته و برای خانواده  خود آذوقه  شبانه روزی را  تهیه نمایند و یا  به فکر فردای  خوب باشند و نه امکانات  رفاهی  وجود دارد که  مردم  بان امید وار شده و با حوادث مبارزه کنند. ازجانب دیگرکه فعلا  فصل طبیعت تغیر نموده و هوا روبه گرمی نهاده  روزانه هزاران تن از مهاجرین افغانستان از کشور های ایران و پاکستان بنا بر شرایط سختگیرانه  از سوی نیروهای امنیتی ان کشورها در حالی وارد افغانستان میشوند که نه جای برای مسکن دارند و نه  نانی برای خوردن . امروز که پانزدهم ماه اپریل است  نیروهای نظامی پاکستان دست به عملیات گسترده نظامی برای ویرانی کمپ جلوزی واقع در شرق شهر پشاور زده اند تا این کمپ را بر روی مهاجرین افغان  ببندند . دراین کمپ در حدود هفتاد هزار خانوار مسکن گزین بودند  و بیش از ششصد هزار نفوس داشت .  اکنون  افغانستان باید اماده پذیرش این همه مهاجرین اخراج شده بودن سرنوشت باشد .ازسوی دیگر ایران نیز روزانه هزار ها مهاجر را از شهر ها باز داشت و روانه زندان های تل سیاه و سنگ سفید میکند که بعد از سپری نمودن زمان مشخصی دراین زندان های بدنام ، پس ازضبط دارایی شان توسط نیروهای امنیتی جلاد صفت حکومت ایران ، به افغانستان  فرستاده میشوند درشرایطی که  حقوق  روزانه یک کار گر در شهر های افغانستان بین یکصد تا یکصدو پنجاه افغانی است و ان هم در هفته یک روز میسری میکند یاخیر، و به همین گونه  حقوق ماهوار یک کارمند دولت بین دو تا سه هزار افغانی است اما قیمت یک کیلو گرام آرد  از دوازده تا پانزده افغانی  خرید و فروش میشود و یک قرص نان  200 گرامه در نانوایی های  کابل به دوازده افغانی فروخته میشود . بنأ برای یک خانواده  حد اقل پنج نفری  که در شبانه روز12 قرص نان خشک برای زنده ماندن شان  مصرف نمایند تنهاقیمت نان خشک یک ماهه شان 4400 افغانی میشود .شرایط کنونی  در افغانستان به هیچ گونه تقاضا نمیکند که  کشور های  همسایه و یا  فراتر از ان  کشور های  مهاجر پذیر جهان  بالخصوص جامعه اروپا یکنفر از پناهنده گان افغان و یا مهاجرین این کشور را به افغانستان برگرداند.برگشت یک نفر مهاجر ازاین کشور ها نه تنها  چندین مشکلی را همزمان  درشرایط کنونی درافغانستان می افریند بلکه ضربه بزرگی را به  اینده این کشور نیز وارد میکند. 1. افزایش یک نیروی بیکار  و بالارفتن  کرایه خانه ، قیمت کالا و مواد اولیه به تناسب فیصدی . 2 . قطع شدن عاید ماهوار یک فرد که حد اقل روزانه  بین پنجاه تا یکصد دلار عاید داشته  که ماهوار به  یک و نیم  تا دو هزار دلار محاسبه میشود.3. بی سرنوشتی  خانواده های وابسته به این فرد که  ازطریق کمک های اقتصادی این پناهنده  امرار معاش میکردند . 4. کشاندن یک خانواده  حد اقل بیست نفری را از زندگی بخور ونمیر متوسط با کمک یک پناهنده در خارج ، به کام فقر اقتصادی و بی سرنوشتی  و حتی تباهی و دوری نسل های اینده این خانواده از تعلیم وتربیه  به علت  بی سرنوشتی  کمک کننده انها و کشاندن خانواده شان به سوی فقر اقتصادی . بنأ درشرایط کنونی  جامعه و مردم افغانستان نیازمند کمک های بیشتر جامعه جهانی میباشند. لذا ضروری است که کشور های مدافع حقوق بشر در مورد اوضاع کنونی افغانستان مطالعه دقیق نموده و مردم این کشور را از یک فاجعه عظیم نجات دهند.  

حمایت حقوقی از پناهنده گان، شعار روز جهانی پناهنده گان

بومان علي قاسمي مسوول فرهنگي انجمن افغانها

افغانستان ظرفيت جذب رقم درشت مهاجرين را ندارد.از گفته های  سلواتوری لومبارو مسئول کمیساری عالی سازمان ملل متحد در افغانستان  

در شرایط کنونی افغانستان  با چالش ها و مشکلات عمده ء  رو برو است  که  مردم افغانستان را این مسائل در تنگنا قرار داده است . افزایش نا امنی در سرتاسر کشور ، خشک سالی و قحطی ، بیکاری ، اخراج مهاجرین و پناهنده گان افغانستان از دیگر کشورها و مشکلات اقتصادی دامن گیر مردم افغانستان شده است .با این شرایط سخت و دشواری که مردم افغانستان با ان روبرو هستند ، کشور های ایران، پاکستان  و برخی از کشور های اروپایی مانند  کشور سویدن ، مهاجرین و پناهنده گان افغان را به جبر و زور از کشور های شان  اخراج کرده  و در گرداب  دشواری ها و مصائب  پرت میکنند. در حال حاضر کشور های که در افغانستان نیروهای شان  درجبهه  مبارزه با ترورزم قرار دارند، براین باور اند که باید  به افغانستان و مردم این کشور همکاری و کمک کرد . کشور اروپایی المان  در نظر دارد تا نیروهایش را در افغانستان افزایش دهد و این شمار را از 3500  به 4500 تن برساند .درحالیکه شماری از احزاب این کشور متوجه اوضاع افغانستان هستند و بر این باور اند که افغانستان را خطر بزرگی تهدید میکند و تنها با فرستادن نیروی اضافی این خطر برطرف نخواهد شد بنأ با ید راه حل های اساسی دیگر را نیز جستجو کرد .به همین منوال  حکومت بریتانیا از اوضاع کنونی افغانستان سخت نگران  بوده و دیوید میلیبند وزیر خارجه انگلیس  به صراحت اظهار داشته است  که  تنها افزایش نیروی نظامی  در افغانستان راه حل نبوده بلکه  در مقابل دشواری ها و سختی ها باید  جامعه جهانی  در افغانستان ابتکارات  جدیدی را روی دست گیرند و دولت انگلیس کاملا از قضایای افغانستان نگران است .در روز های اخیر  سلواتوری لومباردو مسئول کمیشنری سازمان ملل متحد درافغانستان  در نشست خبری اش در کابل  اظهار داشته است که افغانستان  به دلیل مشکلات اقتصادی  در حال حاضر ظرفیت  پزیرایی رقم درشت مهاجرین را ندارد . همچنین  این کمیسر سازمان ملل  از مسئولین کشور های  که مهاجرین و پناهنده گان افغان درکشور های انان اقامت دارند خواسته است  تا مهاجرین را به زور از کشورهای شان خارج نکرده بلکه روند  برگشت مهاجرین را به افغانستان  داوطلبانه پیش ببرند .وی اظهار داشته است که  برگشت مهاجرین برای دولت افغانستان و جهانیان  چالش بزرگی را دراین کشور بوجود خواهد اورد .این مسئول سازمان ملل  حمایت حقوقی از پناهنده گان را  شعار تجلیل روز جهانی  پناهنده گان در سال روان  دانسته و افزوده است  که  مشکل افغانستان را در این مورد با کشور های میزبان مهاجرین و پناهنده گان این کشور نیز در میان خواهد گذاشت . طبق اظهارات این مسئول سازمان ملل متحد چالش عمده دیگر در سال روان افزایش بیجاشده گان در داخل افغانستان است که  درنتیجه جنگ ها و خشونت ها  افزایش یافته است .در سه ماه اول سال روان
خورشیدی طبق گزارش این اداره ملل متحد بیش از یکصدو وچهل هزار تن از خانه ها و اقامت گاه های شان بیجا شده اند که بیشترین این امار در ولایت های جنوبی قندهار و هلمند به نظر میرسد . و در یک هفته اخیر بیش از هفت هزار خانوار از ولسوالی ارغنداب ولایت قندهار در نتیجه جنگ های اخیر که بین نیروهای دولتی با حمایت نیروهای بین المللی مستقر درافغانستان و طالبان بوقوع پیوسته است خانه های شان را ترک گفته و به شهر قندهار رو آورده اند .
اما با این همه وضعیت بد و بروز مشکلات عمده که مردم افغانستان  با انها رو برو هستند ، کشور های جمهوری اسلامی ایران ، جمهوری اسلامی پاکستان و کشور دموکراسی سویدن  مهاجرین و پناهنده گان  افغان را  با زور نیروهای امنیتی شان  جبرأ از کشور های شان اخراج نموده و به افغانستان میفرستند . دوکشور اول همسایگان افغانستان هستند و بیشترین نا امنی ها از طریق این کشور ها در افغانستان بروز میکند ، حمله شبه نظامیان طالبان از کشورپاکستان و همکاری های همیشگی دولت مردان پاکستان با  طالبان  و همچنان بارها شواهدی  بدست امده است که دولت مردان ایرانی نیز همانند عراق درافغانستان نیز در پی انتقام گیری  ازامریکایی ها هستند و چالش های امنیتی رابرای نیروهای افغانستان و نیروهای بین المللی به سرکردگی امریکا  ایجاد میکنند و با مخالفین دولت افغانستان همکاری های داشته و دارند . ازاین نگاه دولتمردان این کشور ها اخراج مهاجرین را سلاح دیگری علیه  دولت افغانستان و نیروهای بین المللی به سرکردگی امریکا در این کشور دانسته و همواره از این سلاح استفاده نموده و باز هم میکنند . اما کشور سویدن که از یک طرف در جبهه ضد ترورزم  با ترورستان و دشمنان امنیت افغانستان در این کشور در حال مبارزه میباشد و سالانه ملیونها دلار  را  در این راستا صرف میکند و همچنان کشور سویدن از سه دهه  بزرگترین سازمان غیر دولتی ، کمیته سویدن برای افغانستان را برای بهبود مکاتب و همکاری های صحی در مناطق مختلف افغانستان یاری میرساند .اما قرار گرفتن کشور سویدن  در روند اخراج پناهنده گان در کنار کشورهای مخالف امنیت افغانستان یعنی کشور های ایران و پاکستان  جای تعجب و تأسف است . مردم سویدن  هیچ گاهی این توقع را ندارند که دولت این کشور  از یک طرف  نیروهایش را در افغانستان فرستاده و در جبهه مبارزه علیه ترورزم  در کنار دیگر کشور های جهان قرار داشته باشد و از سوی دیگر سیاست  این کشور در ایجاد چالش ها و مشکلات در افغانستان  موثر واقع شده و باعث تقویه جبهه مخالفین  تامین امنیت درافغانستان گردد . اما اگر دولت مردان  و مسئولین کشور سویدن  به دقت  از اوضاع کنونی افغانستان اطلاع داشته باشند خواهند دانست که در حال حاضر کشور سویدن در هر دو جبهه قرار دارد . نیروهای نظامی این کشور درحالیکه در کنار نیروهای بین المللی زیر نام ایساف  در جبهه مبارزه علیه ترورزم قرار دارد و سالانه ملیون ها دلار از بودجه این کشور صرف اعاشه ، سلاح و تجهیزات نظامی برای نیروهای این کشور در ولایت های شمال افغانستان میگردد ، اما از سوی دیگر در اخراج اجباری مهاجرین یگانه کشور اروپایی است که در کنار همسایه گان افغانستان که مخالفین امنیت این کشور هستند قرار گرفته و پناهندگانی را که  سالها را در این کشور گذرانده اند و دارای کار های خوب و شغل ازاد هستند و هیچ گاهی بار دوش جامعه و مردم سویدن نبوده اند ، توسط پولیس بازداشت و بعد از گذراندن مدت نامعلومی در زندان ها یا بازداشتگاه های پولیس  جبرأ و با زور  به افغانستان برگردانده میشوند . بنأ توقع ما ازمردم ، مسئولین دولتی و  اعضای پارلمان کشور سویدن این است که در مورد وضعیت کنونی افغانستان و سیاست های دوگانه دولت سویدن در قبال کشور و مردم افغانستان مطالعات عمیق نمایند و همکاری های مردم سویدن را  در افغانستان که از سه دهه بدینسو جریان داشته است در نزد مردم افغانستان زیر سوال قرار ندهند

حکم محکمه مافوق مهاجرتي سويدن فاجعه مي آفريند

محکمه مافوق مهاجرتي از عينک دان الياسون رئيس عمومي اداره مهاجرت به وضعيت پناهجويان افغان نگاه کرده  مطابق ميل ايشان قضاوت نمود

با تأثر و درد بي پايان از طريق شبکه خبري راديوي سويدن خبردلخراشي شنيدم که محکمه مافوق مهاجرتي سويدن دوسيهء يک پناهجوي مجرد افغان از منطقهء ناامن  غزني که ” درگيري مسلحانه  ” بمفهوم حقوقي آن در آن جريان دارد ، مورد بررسي قرار داده  حکمي  صادر نمود که حيثيت خط مشي را براي اداره مهاجرت ومحاکمات مهاجرتي خواهد داشت . برطبق اين حکم که بتاريخ اول ماه جولاي صادر گرديده وامروزمورخ 3 جولاي  در مطبوعات پخش گرديد ،  درخواست  پناهندگي يک افغان  بيست وهشت ساله  از ولايت غزني رد و تصميم اداره مهاجرت مبني بر اخراج وي  به کابل مورد تائيد قرار گرفته است . اين اولين باريست که محکمه مافوق مهاجرتي سويدن قضيهء به اصطلاح مهاجرت داخلي را در داخل افغانستان مورد بررسي قرار ميدهد و مطابق ميل اداره مهاجرت حکمي در زمينه صادر ميکند . اين حکم به سرنوشت صدها پناهجوي افغان تأثير منفي گذاشته  زندگي آنها را به بازي ميگيرد . اداره مهاجرت در حال حاضر 355 دوسيه حل ناشده دارد  . کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان توصيه مينمايد تا پناهجوياني  که داراي” شبکه اجتماعي ” در کابل نباشند ، به آنجا ديپورت نگردند .  کميته سويدن براي افغانستان با اخراج پناهجويان افغان در شرايط کنوني مخالفت شديد ميورزد .  با تأسف فراوان که محکمه مافوق مهاجرتي  به توصيه کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان در زمينه چگونگي موجوديت ” شبکه اجتماعي ” پناهجو در کابل  توجه  ننموده وصرف دلايل اداره مهاجرت را با چشمان بسته تائيد کرده است . در حاليکه کشور سويدن در بسا مسايل ديگر با چشمان بسته  فيصله ها و نقاط نظر آن مرجع با اعتباربين المللي را درنظر گرفته  و آنرا عملي ميسازد.  و اما اينبار قضات محکمه مافوق مهاجرتي   تحت  فشار حکومت   برطبق مشي حکومت برسر اقتداردست راستي که تلاش دارد تااز شر پناهندگان خود را رها سازد ، حکم سياسي مبني بر اخراج پناهجويان افغان  صادر کرده و زمينه  اخراج اجباري و کتلوي پناهجويان افغان را مساعد ساخت  . تاکنون متن کامل حکم محکمه مافوق بدسترس ما قرار نگرفته اما دلايل و نشانه هاي دلالت به انتخاب  يک قضيه خيلي ضعيف وعدم موجوديت  اطلاعات دقيق پيرامون وضعيت سياسي ـ نظامي کابل از جانب محکمه مافوق مهاجرتي مينمايد . در حاليکه دوسيه هاي پناهندگي بسيار قوي پناهجويان افغان ماه ها در انتظار بررسي در محکمه مافوق در الماري هاي آن محکمه در حالت فرسوده شدن قرار دارد . اما با دريغ و افسوس که قرعه بنام دوسيه هاي عادي برآمد . آقاي ستين واهلکويست رئيس محکمه مافوق مهاجرتي در مصاحبه با روزنامه ” داگنس نيهتر ” ميگويد که وضعيت کابل مانند نقاط ديگر افغانستان آنقدر دشوار نيست . در کابل بانکها و مراکز تجارتي اعمار گرديده و کميسارياي عالي ملل متحد درامور پناهندگان در زمينه عودت مهاجرين از کشورهاي همسايه همکاري مينمايد . او اضافه ميکند که برعلاوه سازمانهاي بين المللي امداد در کابل حضور دارند . اما اين واقعيت که پناهجوي بيست و هشت ساله افغان از ولايت غزني که هيچگونه شبکه اجتماعي در کابل نداشته ، هيچگونه تأثيري  در تصميگيري محکمه مافوق مهاجرتي  بجا نگذاشته است . رئيس محکمه مافوق مهاجرتي علاوه مينمايد که کابل تغيير يافته و انکشاف کرده وبه  پندار ما براي زندگي کردن در آنجا به موجوديت شبکه اجتماعي ضرورتي احساس نميگردد. پناهجوي متذکره  ميتواند در آنجا زندگي کند و به دنبال کار بگردد ، باوجوديکه شرايط در پايتخت دشوارهم  ميباشد . قابل ياددهاني است که اداره مهاجرت در حکم ماه نوامبر 2007 خويش تذکرداده بود که بنابردلايل  امکان موجوديت زمينه کاريابي و دريافت مسکن در کابل ، پناهجويان افغان از مناطق ” درگيري مسلحانه ” را ميتوان به کابل بعنوان محل مهاجرت داخلي ديپورت نمود که اينک محکمه مافوق به آن مهر تأئيد گذاشت  . بنابر گفته رئيس محکمه مافوق مهاجرتي قرار است پنج دوسيه ديگر پناهجويان افغان در خزان امسال مورد بررسي قرار گيرد ، اما اصول  اصلي تغيير ناپذير باقي  خواهد ماند . بلي ! اصول ؟! ، اصول است و آنهم زمانيکه از بالا صادر گردد !   آقاي دان الياسون رئيس عمومي اداره مهاجرت از فيصله محکمه مافوق مهاجرتي با خوشي فراوان استقبال نموده وبا نوشيدن شامپاين اين پيروزي خود را جشن خواهد گرفت ، زيرا تاکنون محکمه هاي مهاجرتي اکثريت فيصله آن اداره را رد نموده اند . او در مصاحبه با خبرنگار راديو سويدن گفت  که محکمه مافوق مهاجرتي مطابق خط اداره مهاجرت رفتار نمود . او تذکر ميدهد که محکمه مافوق مهاجرتي به الترناتيف مهاجرت داخلي در کابل پاسخ مثبت داد واين کاملاٌ امکان پذير ، مناسب و عاقلانه است که مرد مورد نظر در دوسيه ميتواند از الترناتيف مهاجرت داخلي بطور مثال در کابل استفاده نمايد ، حتي اگر وي کدام شبکه اجتماعي نيز در آنجا نداشته باشد . اما کميسارياي عالي ملل متحد  مهاجرت داخلي در افغانستان را بعنوان يک ابزارالترناتيفي مردود ميداند . گفتني است که در ماه نوامبر 2007 اداره مهاجرت حکمي صادر نمود که در آن برموجوديت ” درگيري مسلحانه ” درشش ولايت جنوبي وشرقي  افغانستان بشمول غزني اعتراف نمود که برطبق قانون اتباع خارجي سويدن ، پناهجويان نبايد به کشوري اخراج گردند که  درآن ” درگيري مسلحانه ” جريان داشته باشد . برطبق اين حکم اخراج پناهجويان افغان به اين مناطق متوقف گرديد ، اما بعداٌ  حکمي ديگري  از جانب آن اداره صادر شد که اين پناهجويان به کابل ديپورت گردند که آن  محل  حيثيت مهاجرت داخلي را خواهد داشت . قبلاٌ اين حکم اداره مهاجرت با اعتراضات گسترده مواجه شده و محکمه هاي مهاجرتي اکثريت فيصله هاي آن اداره را رد نموده اند . اکنون محکمه مافوق مهاجرتي با اين حکم سياسي  و فاجعه آميز خويش که توأم با اعتراضات حقوقدانان و نهاد هاي مدافع حقوق پناهجويان مواجه شده به تعميق و افزايش فاجعه در افغانستان ياري خواهد رساند و چهره سياست پناهندگي غير هومانيستي کشور سويدن  را آشکار خواهد ساخت . اما کشور صلحدوست سويدن بمنظور تأمين صلح به افغانستان سرباز فرستاده ، بخاطر اعمار مجدد کشور و جلوگيري از وقوع فاجعه انساني سالانه مبلغ چهارصد مليون کرون ( حدود پنجاه مليون دالر ) به افغانستان کمک مينمايد . آيا اين کشور با اين روش جديد و کاملاٌ ظالمانه خود به وقوع فاجعه ياري نميرساند؟ در حاليکه اين دو رفتار باهم همسويي نداشته ودر پرنسيپ در مغايرت باهم قرار دارند .  اما اکنون  چي اتفاقي رخ خواهد داد و راه هاي حل چي خواهد بود ؟ واضح است که اعتراضات عليه اين حکم سياسي محکمه مافوق مهاجرتي گسترده خواهد بود . اقاي تابو موسو وکيل حقوقي يکتعداد بيشمار پناهجويان افغان در نامه خويش اقدامات و مشوره هاي ذيل را در نظر گرفته  که از آن يادآوري مينمايم : ”امروز سوم ماه جولاي 2008 محکمه مافوق مهاجرتي حکمي در مورد يک پناهجوي افغان از ولايت غزني صادر نمود که مطابق آن وي ميتواند به کابل اخراج گردد و مطابق فيصله براي زندگي کردن در کابل به موجوديت شبکه اجتماعي ضرورت احساس نميگردد . هيچکس نبايد هراس داشته باشد . هيچکس نبايد تلاش نمايد تا به کشور ديگر فرار نمايد ، زيرا امکانات دريافت اقامت را در آنجا و سويدن دشوار ميسازد . همچنان براي پليس آسانتر خواهد گرديد تا افراديکه در رفت و آمد به جاهاي ديگر اند ، گرفتار نمايند . قرار است تاچندين دعوا در محکمه مافوق مورد بررسي قرار گيرد و مهم اينست که کدام اسناد در دعوا  هاي مورد نظر پيشکش گردد . قرار است دعواي ديگري  به رأي محکمه مافوق مهاجرتي در مورد تجديد بررسي دعواي مورد نظر گذاشته شود که تکميل اسناد معتبر نقش قاطع در آن خواهد داشت .برعلاوه امکاناتي وجود دارد که يک دعوا ي پناهندگي را به محکمه اروپايي و کميسيون شکنجه ملل متحد کشانيد . براي اينکه اين روند بدرستي انجام شود ، ضرور است تا  تمام افغانها و ديگران ،  اسناد و ريزرفها را جمع آوري نمايند . در وضعيت فعلي از آن تصميمي بايد شکايت صورت گيرد که مطلقاٌ قابل شکايت باشد و از قويترين دلايل و اسناد ممکن استفاده شود .  يک الترناتيف ديگري
يعني بنابر وضعيت امنيتي  کابل نيز ميتوان اخراجي ها را متوقف ساخت .
در حال حاضر ، پليس امکاناتي نداشته تا بطور دسته جمعي و با کميت بيشتر افغانها را اخراج کنند . درين مدت وضعيت امنيتي و وضعيت انساني در تمام کشور بدتر گرديده که اگر اين وضعيت بشکل بهتر در محکمه مافوق مهاجرتي بازتاب يابد ، در قضاوت آن محکمه تاثير گذار خواهد بود . تابو موسو” 

نسيم سحر  سوم جولاي 2007  

!بگذار پناهجویان افغان اقامت بگیرند

ترجمه از دکتور اسدزيرک

 

” ذیلآ متن سویدنی فراخوان  ایکه از جانب یکتعداد سازمانهای معتبر سویدنی و غیر سویدنی در حمایت از پناهجویان افغان در معتبر ترین نشریه شامگاهی سویدن(افتون بلادت) مورخ 31 جنوري 2008 چاپ شده است به اساس تقاضای  عده از هموطنان پناهجوی ما به دری ترجمه گردیده است.”

دکتور زيرک 

سازمان جوانان سوسیال دیموکراتها SSUو تاگي پترشون  با فر FARR(شوراي سراسري گروپهاي پناهندگان وکميته هاي پناهجويان سويدن ) و انجمن افغانها( در سویدن ) ، اداره مهاجرت و دولت سویدن را فراميخوانند که در تصمیم شان تجدید نظر نموده و تصمیمی درست بگیرند. کشور سویدن بصورت  سنتی در قبولی مهاجرین شهرتی سخاوتمندانه با سابقه یی طولانی داشته و کشور های جهان ازین نگاه بما بدیده کشوری پیشقدم دیده اند. ارزیابی در امر دیموکراسی ما را در صدر جدول کشور های دیموکراتیک قرار داده و ما هم با افتخار با مشت به سینه میکوبیم که ما اصول حقوق بشر را به وجه احسن تطبیق می نماییم. اما حالا حوادثی اتفاق می افتد و تحولاتی رخ میدهد که جریان را در جهت بر عکس سوق می دهد.اداره مهاجرت فیصله کرده است که تمام پناهجویان افغان را با وصف اعتراضات  وسیع و وضعیت وخیم  و خطر فاجعه انسانی در افغانستان بدانجا بر گرداند. ما با تشویش و نگرانی فوق العاده به تحولات اخیر در مورد پناه جویان افغان در سویدن می نگریم.در حال حاضر پولیس  دستور اخراج 450   نفر افغان  را از کشور سویدن گرفته است.  بسیاری از این پناهجویان چندین  سال در سویدن اقامت داشته و به زبان سویدنی آشنایی حاصل نموده  و مصروف کار یا تحصیل بوده اند که بیشتر شان بچه های نو جوان می باشند. درست همان کتگوری مردم که توسط اربابان قدرت و جنگ به ملیشه های نظامی تبدیل شده می توانند انهم در یک کشوری که دران غارت مسلحانه ، اختطاف و حمله انتحاری در دستور کار روزانه شان است.وزارت خارجه سویدن مردم را از مسافرت به افغانستان منع نموده و آنرا محل خیلی نا امن قلمداد کرده است. گزارشگران جنگ و شاهدان عینی ا ز وفرت گزارش های حملات انتحاری و وضعیت رو به وخامت اوضاع افغانستان برای پخش اخبار های پیهم شان فرصت نمی یابند. درین حال اداره مهاجرت ارزیابی دیگری کرده و تصمیم دیگری می گیرد.آنها می گویند درگيريهاي مسلحانه دربرخی ازقسمت های افغانستان جریان دارد و افغانهای پناهجو در سویدن به کابل پایتخت کشور  انتقال می یابند. این فیصله هم دلالت بر عدم آگاهي ایشان نموده و هم  کج فهمی شان را در مورد حقوق انسان نشان می دهد. حقیقت این است که وضع در کابل نسبتآ فاجعه آمیز بوده و پناهجویانی که بدانجا انتقال داده می شوند دیر یا زود وادار به بازگشت به محلات نا امن  ”زاد گاه شان” می شوند. جاهاییکه اداره مهاجرت  می گوید افغانها را بدانجا نمی فرستد. در ده سال جمعیت کابل هشت برابر شده است و درانجا محرومیت از هر نگاه حاکم است ،مثل نبود آب ، نان ، سر پناه و حتی امنیت. امکانات برای یک نو وارد در کابل که زندگی خود را بچرخاند اساسآ ممکن نبوده و درانجا تراکم  جمعیت و بی سرپناهی در قدم اول انتظار شان را می کشد، ولی  از مصئونیت و امنیت خبری نیست . در سال گذشته 5000 نفر در اثر خشونت عدم امنیت از بین رفتند. محض برای زنده ماندن  بصورت روز افزون مردم از کابل به جاهاییکه دران جنگ مسلحانه جریان دارد  فرار می کنند.ایران فیصله کرد تا 1،5 ميلیون مهاجر افغانی را اخراج نماید. زمستان ، سردی و برف جان انسانها را بصورت روزانه درین کشور کوهستانی می گیرد. علاوتآ طالبان هر روزه بر تسلط شان درین کشور  می افزایند و جنگ مسلحانه به طور روز افزون رو به گسترش است. تلفات روز افزون انسان ها زنگ خطر سازمانهای حقوق بشر را به صدا در می آورد به این امید که به گوش جهانیان  برسد.ارگان پناهندگي سازمان ملل UNCHR( کميسارياي عالي ملل متحد در امور پناهندگان) از یک فاجعه انسانی  در افغانستان خبر می دهد.  در خزان سال گذشته وزیر معارف افغا
نستان مهمان دولت سویدن بود و از کشور سویدن التماس جویانه تقاضا نمود  تا از اخراج افغانها به افغانستان دست بکشد.
 ولی نه دولت سویدن در تحت رهبری مودراتها(لیبرالها) و نه اداره مهاجرتش بدان زنگهای خطری که  سازمانهای حقوق بشر بصدا در آورده است گوش فرا داد و نه به تقاضای التماس جویانه وزیر معارف. اداره مهاجرت چراغ امید  صد ها نفر جوانان و نو جوانان افغان را در سویدن خاموش میکند. به عوض همبستگی ، همنوایی و اعطای اقامه  به پناهجویان افغان ، اداره مهاجرت  اقدام به اخراج و باز گرداندن انها  در کشوری می نماید که درانجا خطر جنگ، تعقیب و کشته شدن موجود است.حالا موقع آن رسیده که با جدیت نشان دهیم که ما  ملتی هستیم که  براستی می شود بالایش حساب کرد. شعار هاي زیبا و بزرگی چون همبستگی با انسانهای پناهجو کافی نیست بلکه باید بدان عمل کرد. ما از اداره مهاجرت میخواهیم تا فیصله نامه اش را تغییر داده  به افغانهای پناهجو اجازه اقامت دهد تا در سویدن باقی بمانند. ما همچنان می خواهیم تا دولت سویدن  و وزیر امور مهاجرین در زمینه اقدام جدی نمایند. يتي گوتيلند رئيس اتحاديه  جوانان سوسيال دموکراتهاي سويدنتاگي پترشون سابق سکرتر اتحاديه جوانان سوسيال دموکراتها ، وزير( دفاع) و سخنگوي پارلمان سويدنميکايل ويليام رئيس فرFARR (شوراي سراسري گروپهاي پناهندگي وکميته هاي پناهجويان سويدن )نسيم سحر معاون انجمن افغانها ( در سويدن )رضا جاويد رئيس انجمن افغانها در ولايت  اوريبرو 

  Jytte Guteland
Förbundsordförande SSU

Thage G. Peterson
Tidigare SSUs förbundssekreterare, minister och talman i Sveriges riksdag.

Michael Williams
Ordförande FARR

 Nasim Sahar
Vice ordförande Afghanska föreningen

Reza Javid
Ordförande Afghanska föreningen Örebro län 

 اصل فراخوان را به زبان سويدني در افتون بلادت  و سايت سازمان جوانان سويدن مطاله نمائيد