انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

مقالات

تأملی بر سخنان بشردوست‏

برداشتهای من از سخنان دوکتور رمضان بشر دوست

نویسنده: سید خداداد فطرت
سه شنبه نهم اکتوبر 2012
رمضان بشردوست در سویدن
دوکتور رمضان بشردوست عضو مجلس نمایندگان افغانستان، بنابر دعوت رسمی «کمیته همبستگی سویدن ـ افغانستان» به تاریخ 03 اکتوبر 2012 وارد این کشور گردید و مطابق برنامه های از پیش تنظیم شده ضمن ملاقات با نهادهای سویدنی در میان افغانهای مقیم سویدن نیز حضور یافت و در کنفرانس هائی که در چند شهر مهم از جمله اپسالا، گوتنبرگ و استکهلم از جانب افغانهای مقیم در شهرهای متذکره ترتیب داده شده بود شرکت نمود

در کنفرانسی که روز شنبه 06 اوکتوبر 2012 به ابتکار شورای انجمنهای افغانی شهر استکهلم از جمله انجمن افغانها در یک رستورانت افغانی واقع لیلیوهولمن تدویر یافت من هم حضور داشتم و آقای بشردوست را از نزدیک رسد کردم
بشردوست کیست؟
رمضان بشردوست فرزند محمد علی متولد سال 1961 میلادی در ولایت غزنی ، تحصیلات دوره ابتدائی و متوسط را درافغانستان، دوره لیسه را در ایران و دوره های لیسانس، ماستری و دوکتورا را در کشور فرانسه تمام کرده است
دوکتور رمضان بشردوست از دانشگاه «تولوز» فرانسه دوکتورای حقوق وعلوم سیاسی دارد و در دانشگاههای پاریس بحیث مدرس دانشگاه کار نموده است
بشردوست تا سال 2004 میلادی مانند خود آقای کرزی فرد گمنامی بود و هیچکس اورا بعنوان بشردوست کنونی نمیشناخت. همانطور که کرزی در سال 2001 یکباره از کنفرانس بن سر برآورد، بشردوست هم در ماه مارچ سال 2004 زمانی برسر زبانها آمد که در کابینه دولت آقای کرزی در سمت وزیر پلان گماشته شد و زمانی خیلی مشهور و سوژه خبری رسانه ها قرارگرفت که در 24 دیسمبر 2004 حکم انحلال 1935 موسسه کمک رسانی غیردولتی «انجو» را صادر و آنها را فاسد و کلاهبردار خواند. این تصمیم آقای بشردوست عکس العمل غیر منتظره نهادهای دولتی داخلی و تمویل کنندگان خارجی انها را بر انگیخت و همه به شمول خود کرزی بر بشردوست فشار آوردند تا کوتاه بیاید ولی او از تصمیمش منصرف نشد و فردای آنروز یعنی 25 دیسمبر 2004 از سمت وزارت پلان استعفا داد. وزارت پلان هم با استعفای آقای بشردوست آب خوش روزگار را نخورد و بکلی از ردیف وزارتها حذف گردید
بشردوست از سال 2005 بدینسو در هردو انتخابات مجلس با رأی بالا از شهروندان کابل به عضویت مجلس نمایندگان درآمد و تاکنون درین سمت به کار مشغول است
کرکتر شخصی
آنچه تا کنون در مورد ویژگی های شخصیتی آقای بشردوست بدست همگان رسیده قرار آتی میباشد
دارای شخصیت مستقل سیاسی، عدم وابسته به احزاب و تنظیمهای دخیل در ویرانی های افغانستان و و غیر آلوده به فساد اقتصادی
:بشردوستی که من تصور میکردم
من با بشردوست آشنائی قبلی نداشتم و الآن هم ندارم و تنها مرجعی که مرا با آقای بشردوست بطور غیر مستقیم وصل میکرد مصاحبه های تلویزیونی او در شبکه های خصوصی ماهواره ای بود و صادقانه بگویم با این همه امکانات اطلاعات الکترونیک تا هنوز کنجکاو نشده بودم که حتی زندگینامه آقای بشردوست را بخوانم ولی امروز که ضرورت پیداکردم تا در مورد اش چیزی بنویسم خواندم
تا روز ششم اکتوبر که با آقای بشردوست از نزدیک هم صحبت نشده بودم در مورد او تصورم این بود که بشردوست یک شخص عصبی مزاج، تندخو، پرخاشگر، گستاخ، سازش ناپذیر، خیالپرداز و در عین حال صادق، ساده اندیش و نا آشنا با شرایط زمانی است و نظریه پردازی های او هیچگاهی در جامعه ای که من میشناسم تحقق پیدا نخواهد کرد
بشردوستی که من یافتم
ولی روز شنبه ششم اوکتوبر هنگامی که آقای بشردوست وارد تالار کنفرانس گردید در یک نگاه گذرا و از نزدیک وی را شخص خوشرو، متبسم، ساده، صمیمی و خوش مشرب یافتم
در داخل تالار که جمع کثیری از افغانهای مقیم استکهلم و حومه حضور داشتند آقای بشردوست را با کف زدنهای ممتد بدرقه کردند. بدون مبالغه بگویم این اولین برنامه ای بود که چهره ها و اقشار مختلف جامعه افغانی در آن حضور بهم رسانیده بودند و با جذابیت خاص به سخنان آقای بشردوست گوش میدادند
صحبتهای دوکتور رمضان بشردوست در عین سادگی و روانی، جذاب، منطقی، سیستماتیک، علمی و تحلیلی بود و در جریان سخنرانی اش اکثر مستمعین به نشانه تأیید سرتکان میدادند
یک مقوله فارسی است که میگوید:« سخنی که از دل برخیزد به دل نشیند
بشردوست در سخنرانی اش زبان دل مردم شده بود و دردهای دل مردم را بگونه ای مطرح میکرد که مؤفق ترین هنرمندان هم نمیتواند اینگونه احساس مردم را بر انگیزد و به وجد می آورد
در فن سخنرانی آخوندها و ملایان پیشتازترین افراد جامعه اند و آیات و احادیث را چنان تشریح و تفسیر مینمایند که مردم تصور میکنند این روحانی سخن پرداز در همان زمان و مکانی که آیت نازل شده و یا حدیثی از زبان پیامبر بیرون آمده حضور داشته تا جائیکه مجال فکر کردن را در بارۀ صحت و سقم موضوع از مردم میگیرند، ولی هنگام عمل از عامی ترین فرد جامعه هم عقب می میمانند و صداقت گفتار شان به مخاطره می افتد 
بشردوست نه تنها خوب و زیبا سخن میگوید بلکه به گفته هایش صادق است و عمل هم میکند. او حرفهایش را نه وحی منزل میداند و نه مطلق و فراگیر، و اعتراف به این دارد که صحبتهایش در هر شرایط زمانی و مکانی خاص تغییرپذیر و قابل نقد است
بشردوست در ن
قش یک افغان ساده

ساده می پوشد، ساده زندگی میکند و از غذائی استفاده مینماید که در دسترس اکثر مردم قرار دارد، ساده حرف میزند تا همه بتوانند بفهمند و بی آلایش و صمیمانه برخورد میکند، بدون محافظ در خیابانها راه میرود، با مردم ارتباط مستقیم و رو در رو دارد و برای رسیدن به او هیچ مقدمه و دفتر و سکرتری وجود ندارد
بشردوست در نقش یک دانشجو و استاد
پله های دانش را با مؤفقیت طی میکند تا به گرفتن درجه دوکتورای حقوق و علوم سیاسی نایل میگردد، به مقام استادی دانشگاه میرسد و در دانشگاه پاریس به تدریس مشغول میشود 
بشردوست در نقش یک وزیر
آقای بشردوست قبل از رسیدن به پست وزارت در بخشهای دیپلوماتیک وزارت خارجه کار میکند و اطلاعات مهم و مفیدی را در مورد کارکردهای دولت بدست میاورد که بعد از احراز مقام وزارت آن پاینت های منفی را جهت اصلاح امور در جلسات کابینه با صراحت و جرأت تمام رو میکند
او در اولین روزهای وزارت اش از به اختیار گرفتن موترهای لکس و گرانقیمت توسط وزرا و تأدیه هزینه اضافی خرج دسترخوان برای وزراء شدیدا انتقاد میکند و خودش یک موتر عادی را برای رفت و برگشت به محل کار انتخاب مینماید
در گماشتن کارمندان ارشد وزارت شیوه تحقیق را به پیش میگیرد و شایسته ترین افراد را از نگاه اخلاق و تخصص استخدام مینماید. با پایین رتبه ترین مستخدمین وزارت که زمانی از سایه وزیر هم هراس داشتند سر یک سفره نشسته غذا صرف میکند
مراجعین را معطل نمیگذارد تا ساعتها منتظر نوبت ملاقات با وزیر باشند بلکه خود در جمع مراجعین می آید و مشکل همه را به نوبت پرسیده و به حل آن میپردازد. این روش مرا به یاد شیوه کار دوکتور خدایداد بشرمل انداخت که زمانی در دورۀ ریاست جمهوری دوکتور نجیب وزیر تعلیم و تربیه بود و با عین روش با مراجعین برخورد میکرد و به همه احترام میگذاشت. من در آنزمان معلم لیسه استقلال بودم و برای اجرای کاری رفته بودم در دفتر وزارت و شاهد بودم که بشرمل به کسی کمک کرد که نه او را میشناخت و نه درخواست او شامل حیطه کاری اش بود 
بشردوست در جریان وزارتش از یک اختلاس بزرگ توسط انجوها و تمویل کنندگان خارجی آنها پرده برمیدارد و نزدیک به دوهزار انجوی داخلی و خارجی را منحل اعلام میکند ولی رئیس جمهور به تصمیمش احترام نمیگذارد و ازینجاست که بعد از یک دوره کوتاه چند ماهه عنان وزارت را به صاحبش میسپارد
بشردوست در مقام کاندید مجلس نمایندگان و ریاست جمهوری
بشردوست تنها فردی است که بدون پشتوانه مالی، حزبی و تنظیمی، و حمایتگر خارجی با اتکاء به خداوند و پشتوانه مردمی در مقابل کسانیکه ملیونها دالر را در کمپاینهای انتخاباتی شان مصرف کرده بودند، در هردو دوره انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری به مقام سوم نایل میگردد
باور کردنی نبود که رقبای بشردوست با وجودیکه قدرت، پول و امکانات در دست شان بود، یک و یا چند قبله سیاسی هم داشتند با بشردوستی که قبله اش تنها بسوی خدا و اتکایش مردم بود مؤفق عمل کنند و رأی تمام اقشار جامعه را بدست آورند به همین لحاظ دست به تقلب زدند و به رسوائی آنها انجامید
بشردوست در دوران نمایندگی پارلمان
بشردوست در صراحت لهجه، بدون لفافه صحبت کردن، مدلل و با اسناد افشاگری کردن و انتقاد مداوم از نمایندگان مجلس، وزرا و ریاست جمهوری شهرت دارد ولی متأسفانه گوش شنوائی وجود ندارد تا حقایق را بشنود و به آن ترتیب اثر دهد
بشردوست اولین عضوی از پارلمان بود که نسبت ازدیاد حقوق و امتیازات نمایندگان اعتراض کرد در حالیکه خود نیز یکی از آنها بود. نمایندگان دیگر تمام تلاش شان برای بدست آوردن کرسی نمایندگی رسیدن به شهرت، کسب حقوق و امتیازات ویژه و وارد شدن به درهای معامله و سودجوئی است ولی بشردوست قسمت اعظم از حقوقش را برای دستگیری بیچارگان مصرف مینماید 
دوکتور بشردوست هیچگاهی از انتقادکردن، تذکردادن و پیگیری حقایق خسته نمیشود و اسرار آن تا مرزی میرسد که هیأت رئیسه مجلس از اثر عدم تحمل پذیری مایک صدا را قطع میکنند تا شنیدن حقایق به پرده گوش آنها ضرر نرساند
بشردوست و اطلاع رسانی
آقای بشردوست در اطلاع رسانی دقیق، مستند و مدلل دست بالا دارد و از طریق شبکه های اجتماعی، مطبوعات الکترونیک، صحبت و مصاحبه با رسانه های چاپی، صوتی و تصویری و حتی تماس مستقیم با مردم حقایق را بدون واهمه و هراس به گوش همه میرساند
بشردوست و مردم
رمضان بشردوست در میان تمام اقوام کشور محبوبیت دارد و بعلاوه زبان مادری اش به زبانهای پشتو و ازبکی نیز مسلط است. راز موفقیت بشر دوست در این است که با مردم صادقانه برخورد میکند و به حرفهای خود ایمان دارد. او عینکهای تعصب را کنار گذاشته و در جریان صحبتهای خود اظهار داشت که همه را به عنوان انسان دارای تمایلات مشترک نگاه میکند و خون هیچ کسی را رنگین تر از دیگری نمی بیند
بشردوست در شروع سخنرانی خود در شهر استکهلم اذعان کرد که مردم عادی افغانستان بین هم هیچ مشکلی ندارند و همه از یک درد مشترک رنج میبرند و آن زیر ستم قرار گرفتن هرقوم از سوی افرادی است که خود بزرگ شان کرده اند و به رهبری رسانده اند. او میگوید این درد مشترک را در دیدار با مردم مغاره نشین بامیان، اهالی شهر فیض آباد، از درد دل معلولی در شهر میمنه و از دزدی سیستماتیک حاکمان جلال آباد از حقوق مردم و از افراد خیمه نشین چهارراهی قنبر کابل درک کرده است. بشردوس
ت در ادامه سخنانش اضافه میکند ما رئیس جمهور پشتون داریم که زاده قندهار است ولی صدها قندهاری و هلمندی فراری از جنگ در چند قدمی ارگ در زمستانها در زیر خیمه از سردی می میرند، خلیلی معاون رئیس جمهور است و در قصر زندگی مینماید ولی هزاره های بامیان در مغاره بدون در و پنجره به سر میبرند. فهیم معاون رئیس جمهور است و ثروت آن از حساب خارج است و ادعای رهبری قوم تاجیک را هم دارد ولی معلول جنگی پنجشیری را از در خود میراند و یا چندین سال رئیس جمهور از بدخشان بود ولی شهر فیض آباد یک متر سرک اسفالت شده ندارد و بسیاری از ولسوالی های بدخشان حتی از داشتن راه موتر رو محروم است پس دیده میشود که مشکل یک قوم، قوم دیگر نیست بلکه رهبران خود آن قوم است
بشردوست معتقد است تا زمانیکه مردم دنبال این رهبران گرگ صفت و فاسد را رها نکنند «همین آش است و همین کاسه» زیرا مردم عوض اینکه در قدم اول به فکر خود باشند، بیشتر به فکر تقویت اژدها هائی اند که در قدم بعدی خود آینها را خواهد بلعید. وی میگوید اگر هرفرد از آباد کردن خانه و اطراف خانه خود شروع کند در مجموع قریه و شهر و بالاخره کشور به آبادانی میرسد
بشردوست و روش خلفای راشدین
بشردوست میگوید همانطور که خلفای راشدین هم خود پاک بودند و هم اصلاحات را از درون خانواده شان شروع و در جامعه تعمیم میدادند، اگر رهبران جامعه افغانی نیز این روش را در پیش گیرند جلو فساد های گسترده گرفته میشود، وی تأکید کرد او عاشق قدرت نیست بلکه او در تلاش است تا کسی بر سر قدرت بیاید که مانند خلفای راشدین زمانیکه بین مردم میرود میان او و مردم عادی فرق نشود. وی با انتقاد از حکمروایان فعلی افغانستان اظهار داشت که بزرگترین دزدان اموال و دارائی های مردم و دولت، همین برادران رئیس جمهور و معاونین آن هستند و از گسترش فساد زمانی جلوگیری میشود که آقایان در قدم اول از برادران و اقارب خود شروع نمایند و بعد از دیگران تقاضا کنند که دست به فساد نزنند 
بشردوست و توصیه به افغانهای مقیم خارج از کشور
:آقای بشردوست در جواب یکی از هموطنان حاضر در کنفرانس تأکید کردند
افغانهای مقیم خارج که عمدتا متخصص و با فهم تر اند میتوانند هم در سرنوشت خود فوق العاده مؤثر باشند و هم بر سرنوشت مردم داخل کشور. وی معتقد است اگر هموطنان ما جدیت به خرج دهند و توان تأثیرگذاری خود را بر محافل و شخصیتهای سیاسی کشوری که درآن زندگی مینمایند بالا ببرند، میتوانند از خیلی اشتباهات جامعه جهانی در قبال افغانستان جلوگیری نمایند
چنانچه مشهود است که اکثر کشورها در کشور دیگر بخصوص در کشورهای قدرتمند یک گروه نفوذ دارند و از طریق لابیگری میتوانند از خیلی وقایع سوء جلوگیری و سکان توجه مثبت رابسوی کشور خود توجیه کنند و افغانهای فهیم هم میتوانند همین کار را بکنند
بشردوست با انتقاد از دولتهائیکه در قبال مهاجرین افغان ظلم و اجحاف روا میدارند و حقوق آنها را نادیده میگیرند به هموطنان توصیه کرد که منتظرنباشند که فرجی از سوی دولت شود و به آنها یاری رساند، زیرا دولت افغانستان خود با امضای قراردادهای غیر تخصصی و معامله گرانه با دولتهای پناهنده پذیر به نقض حقوق شهروندان کشور خود کمک میکند
بشردوست بعنوان مثال میگوید: کرزی بطور ماهیانه و مستمر از احمدی نژاد بطور خصوصی پول میگیرد بدون آنکه فصل و باب آن معلوم باشد و یا در خزانه دولت واریز شود، چنین رئیس جمهوری چطور میتواند از احمدی نژاد تقاضا نماید که در مقابل مهاجرین افغان مقیم ایران صبور و برده بار باشد و کاری به کار شان نداشته باشد. آقای بشردوست کمیساریای پناهندگان سازمان ملل را دزد، آلوده به فساد و ناقض حقوق پناهجویان و پناهندگان خواند، چون کار شان معامله گری با دولتها و به ضرر مهاجرین است
محترم دوکتور بشردوست دولت سویدن را نسبت نقض صریح حقوق انسانی پناهجویان افغان یاغی و ناقض روشهای دموکراتیک و انساندوستانه خواند و به کارگیری خشونت را توسط پولیس سویدن در مقابل یک زن و شوهر اخراجی افغان به شدت محکوم کرد
بشردوست غیر معتبردانستن پاسپورت افغانی را توسط اداره مهاجرت سویدن غیر منطقی و غیر قابل توجیه توصیف کرد و اضافه نمود چطور ممکن است دولت کشوری، حاکمیت سیاسی کشور دیگری را به رسمیت بشناسد ولی اسناد هویتی آن کشور را که توسط نمایندگی های سیاسی آن توزیع میشود غیر معتبر بداند؟
بشردوست خطاب به جامعه جهانی
آقای بشردوست اعتقاد دارد که کشور ما از امکانات باالقوه فراوانی برخوردار است، اگر دولت مسئول و پاسخگو داشته باشیم و جامعه جهانی هم صادقانه برخورد نماید خیلی از نیاز های ما از دست داشته های داخل کشور مرفوع میشود ولی آنها نمیخواهند ما خودکفا شویم و برای خود زندگی نمائیم نه برای آنها. بشردوست منابع آبی، منابع نفتی و گازی و معادن زیرزمینی کشور را مثال میزند و میگوید اگر این منابع به گونه بهینه به کار بیفتد مملکت ما از بدبختی بیرون میآید
:آقای بشردوست راجع به کمک های جامعه جهانی به افغانستان و بازپسگیری آن اظهار داشت
جامعه جهانی در یازده سال اخیر از مدرک قاچاق مواد مخدر از افغانستان 68 ملیارد دالر عاید داشته است ولی تا هنوز تمام کمکهای کشور های غربی به افغانستان از مرز 57 ملیارد دالر هم تجاوز نکرده است پس به این حساب این کشورها هنوزهم از افغنستان مقروض اند
آقای بشردوست به خروج نیروهای امریکائی تا پایان سال 2014 از افغانستان اعتقاد ندارد و میگوید ه
نوز خیلی دسیسه ها باقیمانده است که امریکا میتواند از طریق افغانستان در مقابل چین، ایران و کشورهای آسیای میانه عملی نماید و اگر از افغانستان بطور کامل خارج شوند برنامه های آنها ناتمام خواهد ماند
محترم بشردوست برخورد قوتهای خارجی و حتی ایران را در برخورد با شورشیان طالب و حزب اسلامی دوگانه خواند و گفت: این دولتها از یک جانب خود را همکار دولت افغانستان جلوه میدهند و در ساختن مدارس و مکاتب و جاده ها هزینه مینمایند ولی از دست دیگر به مخالفین مسلح دولت کمک میکنند تا آنچه را آباد شده است دوباره تخریب نمایند تا جنگ در افغانستان ادامه داشته باشد
بشردوست میگوید اراکین دولت امریکا به رخ جهانیان میکشند که در حال حاضر بیشتر از ششصد و پنجاه هزار پسر و دختر افغان به مکتب میروند ولی فکر نمیکنند که مکتب صرف میز و چوکی و کتابچه و قلم نیست بلکه فاکتورهای اساسی تر دیگریست که مکتب را رونق می بخشد و متعلم را به رشد واقعی میرساند و آن معلم است، اما یک معلم با پنجهزار افغانی حقوق چه میتواند انجام دهد؟
در خاتمه کنفرانس آقای نسیم سحر رئیس انجمن افغانها به نمایندگی از شورای انجمنها و حاضرین تالار از آقای بشردوست نسبت احترام گذاستن وی به هموطنان تشکر و قدردانی کرد
بعنوان نتیجه گیری اضافه کنم که برخورد آقای بشردوست را نسبت به قضایای جاری کشور نهایت صادقانه یافتم ولی طرح او نسبت به اصلاح ساختار جامعه افغانی که خودش هم اعتراف کرد بسیار زمانبر و تدریجی است. وی به اصلاح ساختار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه افغانی از قاعده به رأس معتقد است، وی قطع کردن رأس هرم و در فساد باقیماندن قاعده هرم را مؤثر نمیداند

دستور عقل را بپذیریم و یا تابع احساسات باشیم؟

نویسنده: سید خداداد فطرت

نوشته ای در باره واکنشها به فیلم موهن توهین به پیامبر اسلام

انسان دارای نداهای متفاوتی از درون خویش است. و این مساله هیچ نیازی به دلیل ندارد. چون هر کسی با علم حضوری آن را از درون خویش می یابد. این نداهای درونی در بعضی موارد ممکن است با یکدیگر متعارض بوده و هر کدام انسان را به جهتی متفاوت دعوت کنند. از سویی گرایش ها و احساسات انسان را دعوت به انجام فعلی می کنند و از سویی نیز عقل دستوری به انسان می دهد

در هنگامی که سخن دل با سخن عقل متفاوت می شود، انسان نیاز به معیار و ضابطه ای برای تشخیص صحیح از باطل دارد. تا موفق به تصمیم گیری شود. در این هنگام با این سوال مواجه می شود که کدام ندای درونی را بپذیرد؟ عقل یا احساسات؟
در جواب به این سوال شاید دقت به تجربه هایی که داشته ایم برایمان کفایت کند. شاید در حادثه ای دچار احساس خشم شده باشیم و در پی آن عملی انجام داده باشیم که به غلط بودن آن، (پس از رفع احساس) صد در صد معتقد شده باشیم. مثل اینکه خدای ناکرده به شخصی آسیب بی جا رسانده باشیم. یا اینکه ممکن است با دیدن رنج یک انسان مجروح احساساتمان به غلیان دربیاید و به او گیلاسی آب دهیم،… در حالی که آب برای او بسیار مضر است و ممکن است جانش را بگیرد
از این تجربه ها درس می گیریم که هر جا بین سخن دل و عقل تعارضی به وجود آمد، باید احساسات و سخن دل را با عقل ضابطه مند کنیم
معیار و ضابطه بودن عقل هرگز به معنای بی ارزش بودن دل و دستورات او نیست. بلکه سخنان دل در اصل و اساس صحیح است و باید افراط و تفریط آن را با عقل از بین برد. مثلا احساس خشم بسیار نیکوست و الا کسی در مقابل دشمن دفاعی انجام نمی دهد. اما اگر همین خشم به صورت افراطی اعمال شود، انسان ممکن است به دیگران و حتی به همسر یا فرزندان خود آسیب برساند! یا احساس افراطی نسبت به شخصی و یا اشخاصی ممکن است ما را به شرک بکشاند و حتی میتواند ما را از الگوئی که برای خود انتخاب کرده ایم دور سازد

زمانیکه به تاریخ ملت خود نگاه میکنم پی میبرم که عجیب ملت نمونه ای هستیم. نمونه بودن ما به این است که هیچگاه از عقلی که خداوند برای ما عطا فرموده کار نمیگیریم و همیشه حرکات و عملکرد های ما تابع دید ظاهری ما است و برای همین هم عقب مانده ترین مردم جهان هستیم
بر اساس احساس غیرت و ننگ جاهلانه به خانواده خود ضربه میزنیم، به دختر و یا همسر خود به بهانه اینکه گوشه چادر آن کج شده و به غیرت افغانی ما لطمه میزند بدترین ظلم ها را روا میداریم، آنها را در خانه محبوس مینمائیم و از تعلیم و تحصیل محروم شان میسازیم و جتی آنها را به عنوان لکه ننگ از زندگی خود پاک میسازیم و دست به قتل آنها میزنیم
در حوادث اجتماعی و سیاسی نیز همینطور عمل میکنیم. به مجردی که چند نفر را در خیابان می بینیم که شعار میدهند بدون تفکر به آن میپیوندیم و دست به تخریب اموال مردم میزنیم، چند تا پولیس بیچاره را که از امنیت ما دفاع میکند با سنگ پرانی مجروح میسازیم و کانتنر اموال مسجد را به آتش میکشیم در حالیکه عامل قضیه ممکن است در کاخ سفید و یا کرملین و واتینگهام نشسته باشند ولی انتقام ندانم کاری آنها را از خود هزینه میکنیم

در انتخابات فریب شعارهای چرب و نرم سیاستمداران را میخوریم و آنها هم از احساسات ما استفادۀ سوء میکنند

در مسایل دینی نیز از احساسات افراطی و عاری از تعقل کار میگیریم در حالیکه این افراط گرائی ما ممکن است ضربه مهلکی باشد به آنچه که ما در سدد دفاع آن برآمده ایم
حوادث اخیر در واکنش به ساخت فیلم توهین به پیامبر اسلام نشان داد که سازندگان فیلم چگونه اهداف خود را دقیق انتخاب کرده اند ولی ما عوض اینکه روش مناسب را انتخاب نمائیم مثل همیشه با خشم زودگذر به آن پاسخ دادیم نه تنها از پیامبر اعظم دفاع عاقلانه و مطابق شأن آن نتوانستیم بلکه به سازندگان فیلم کمک کردیم که به طرفداران شان و حتی ناظرین بی طرف القا کنند که پیروان محمد یک مشت افراد مجنون، احساساتی و قاتل اند که نه به خود رحم میکنند و نه به دیگران
آیا هیچگاه از خود سئوال کرده ایم که ما به محمدی معتقد هستیم که هنگام مریضی به عیادت فردی رفت که آنهم از روی احساسات با پیامبر دشمنی میورزید ولی پیامبر با خردورزی آنرا برسر عقل آورد و به دین خود گرویده ساخت و یا محمدی که ساخته و پرداخته ذهنیت مسخرۀ سازندگان فیلم اخیر است که بیباکانه قتل میکند، شهوت آن غلیان کرده است و آنجه از دستش می آید انجام میدهد و از قرآن دلیل می آورد؟
ما پیرو کدام تیپ ازین محمد ها هستیم. اعمال ما ثابت کرده است که پیرو شیطانی هستیم که خود را درلباس محمد جا زده است
آیا در مقابل سربریدن کودکان، قتل عام مردم به واسطه عملیاتهای انتحاری، آتش گرفتن قرآن ها در جریان بمبگذاری در مساجد، قتل نماز گزاران چه واکنشی از خود نشان داده ایم؟ عدم واکنش از جانب ما غیر ازین است که ما به این اعمال شنیع مهر تأیید گذاشته ایم و بازهم پیرو محمدی میشویم که در فیلم به آن پرداخته شده است
ماکه ملت با غیرت و ناموس پروری هستیم در مقابل تجاوز به کودکان و زنان که همه روزه قربانی میگیرد چه کرده ایم که بازهم از غیرت افغانی حرف میزنیم؟
آیا با ازدواج های مکرر و بیشمار و عدم تأمین ع
دالت و تعادل میان این زنان و حتی قتل های ناموسی بدون بررسی علت و عوامل آن به کدام محمد اعتقاد خود را ثابت میکنیم، به محمد پیامبر الهی و آورنده پیام انسانیت و کرامت ویا به شیطانی که خود را درلباس محمد در آورده است؟

از توضیحات بالا نتیجه میگیریم که دل و عقل دو جهت وجودی ما هستند که هر دو ارزشمند هستند. اما باید در موارد تعارض دل و عقل با عقل، احساسات را متعادل کنیم و از خطا و اشتباه بپرهیزیم

جايزه صلح نوبل خلاف قانون تفويض ميگردد

  حقوقدان :بنياد سويدني نوبل بايد برخلاف تحريف جايزه اقدام نمايد 

 

(جايزه صلح  نوبل يکي از شش جايزه نوبل و از معتبرترين و باارزش ترين جوايز بين المللي است که همه ساله از طرف کميته نوبل ناروي  به برندگان آن به تاريخ 10 دسامبر در روز وفات
  الفريد برنارد نوبل ـ بنيادگذارجايزه نوبل ، در اوسلو پايتخت ناروي تفويض ميگردد(اما پنج جايزه ديگر در ستوکهولم اعطا ميگردد ) . پنج عضو اين کميته توسط پارلمان ناروي  منصوب مي شوند و تصميم اهداي جايزه صلح نوبل نيز بر عهده اين کميته است. فرد برنده جايزه نوبل علاوه بر يک مدال طلا ،يک لوح افتخار و مبلغ 10 مليون کرون سويدني ( معادل 1.4 مليون دالر امريکايي ) دريافت ميکند. امسال سيماسمر رئيس کميسيون حقوق بشر افغانستان بار ديگر نامزد جايزه صلح نوبل شده است .
امااگر مروري گذرا به فهرست برندگان جايزه صلح نوبل بعد از جنگ دوم جهاني صورت گيرد ،مشاهده ميشود که در بعضي موارد کميته نوبل نه تنها به وصيتنامه الفريد نوبل عمل نکرده بلکه برعکس آن به افرادي اين جايزه معتبر را اعطا نموده است که در جنگ افروزي و کشتار مردم بيگناه سهم داشته اند .آيا بسيارعجيب به نظر نميرسد که سه رئيس جمهور دو کشور مقتدر جهان ( جيمي کارتر ، ميخائيل  گرباچوف وبارک  اوباما )  که در عقب جنگهاي داخلي و خونريري افغانستان دست داشته اند ، مفتخر به دريافت جوايز صلح نوبل گرديده اند؟ حقوقدان و نويسنده نارويژي   فريد ريک هيفر ميهل  با نشر کتاب خوب ، چگونگي تفويض جايزه صلح نوبل را توسط ” کميته نارويژي نوبل” زير سوال قرارداده وخواستار استعفاي همه اعضاي اين کميته شده است. مقاله حاضر در شماره مورخ 28 سپتمبر 2010 روزنامه افتون بلادت چاپ سويدن به نشر رسيده است .  نسيم سحر).
مناظره کننده : فريدريک  هيفرميهل ، 71 ساله ، حقوقدان و نويسنده ، اوسلو
مترجم : نسيم سحر  
 
***                                                                                                                 

جايزه صلح نوبل يکي از مشهور ترين و پرافتخار ترين جايزه جهاني است . مناظره کننده معتقد است که کميته نارويژي نوبل برخلاف آرزوي الفريد نوبل در قسمت تفويض جايزه عمل ميکند. 
حقوقدان  : بنياد سويدني نوبل بايد برخلاف تحريف جايزه اقدام نمايد

اين تعجب آور نيست که جايزه صلح نوبل  معروف ترين و محبوب ترين جایزه جهاني است. در طول تاريخ ، انسان   هميشه اشتياق براي صلح داشته است. اما هرچه بيشتر جايزه رشد نموده ، شهرت يافته و باشکوه و جلال شده ، به همان پيمانه کاري کمتري براي صلح انجام داده است . ايده نوبل درمعرض انهدام قرار دارد ـ  جايزه صلح  ديگرسعي نميکند که  جهان را تغيير دهد. فقط نام باقي مانده : امروز جايزه صلح نوبل در واقع ( بالفعل ) جايزه صلح ستورتينگت ناروي( پارلمان ناروي )  است.

يک آرزوي بزرگ الفريد نوبل اين بود  که از مبارزه جنبش صلح حمايت نمايد تا دور باطل ( دايره سياه ) ميان کشور ها  قطع شود.
همکاري ، عدالت و قانونگذاري بين المللي ميبايست بي اعتمادي ، افزايش تسليحات  و بازي قدرت نظامي را پايان ميداد . اگر جايزه صرف آن طوريکه نوبل آرزو داشت ، تفويض ميشد.
وقتي مسئله مبارزه بخاطرحقوق بين الدول و صلح مطرح ميشود، نوبل دلايل خوبي داشت تا مسووليت تفويض جايزه را بعهده ستورتينگت ناروي ( پارلمان ناروي ) بگذارد. در پايان سده نزده افکار صلح در پارلمان کشور هاي اروپايي در رأس ناروي  برجسته بود. نمايندگان مجلس ناروي به عنوان هم پيمانان مطمئن آشکار مي شدند. اما اين اعتماد فلاکتبار بود ، اين نتيجه گيري من پس از  مطالعه  سه ساله  از مفکوره اوليه جايزه است ، وبه  آنچه اين جايزه مبدل شده در کتاب ” جايزه صلح نوبل . نوبل واقعاٌ چي ميخواست ” بيان گرديده است.
”The Nobel Peace Prize. What Nobel really wanted”.

هسته مرکزي در تفسيري از يک وصيتنامه  موشکافي زبان شناسي و يا حقوقي نيست که  چگونه امروزسخنان نوبل خوانده شود. هدف اين است که معلوم گردد که خود نوبل چي ميخواست بدست آورد وقتي او اين سند ( وصيتنامه ) را تنظيم کرد. بسيارشگفت انگيزاست که کميته نوبل اين بارزترين واساسي ترين اصول تفسير وصيتنامه را فراموش کرده است. 
بعد از جنگ دوم جهاني ، سياستمداران نارويژي که در آغاز دوستان پيمان دفاعي وسپس وفاداران ناتو بودند تصميم گرفتند که يک جايزه را به دوستان صلح تفويض نمايند . اين يک اشتباه است وبه وضوح  غير قانوني از جانب ستورتينگت ( پارلمان ناروي )  که کميته را  پناهگاه  ساخته  براي سياستمداران متقاعد که در تمام فعاليت زندگي شان برخلاف ايده جايزه صلح مبارزه کرده اند . با گذشت زمان معني و مفهوم جايزه آسيب پذير گرديده ، در بدترين حالت آگاهانه تغيير مي يابد.

به تدريج ، کميته نوبل شروع به توزيع جايزه خود براي ” صلح ” کرده و به طور کامل فراموش نمود که نوبل وظيفه سپرده بود تابه ” حاميان صلح ” جايزه تفويض گردد.
اين کلمات مهم واما پنهان شده و فراموش شده دروصيتنامه ، نقطه آغاز براي درک فورمولبندي ( قاعده سازي )  ديگر نوبل پيرامون اينکه  این جایزه باید «به کسی داده شود که بهترین یا بیشترین کوشش را در راه برادری ملل یا انحلال با
کاهش ارتش‌هاي ثابت یا تشکیل و ترغیب کنفراس های صلح کرده باشد” ، ميباشد.
بنابرين وصيتنامه نبايد بطور تحت الفظي ( کلمه به کلمه ) ترجمه شود ، بلکه بايد يک تجزيه وتحليل جامع انجام شود تا کاملاٌ مطمئن گرديد که نوبل چي ميخواست. فعاليت هاي جهاني او، به او  اين توانايي را بخشيده بود که   به جهان  به عنوان يک کل نگاه نمايد وآنچه بهترين ها براي تمام انسانها وکشورها خواهد بود، نظراندازد.

الفريد نوبل شخصاٌ از برتا فون سوتنرـ مبارزصلح  اتريشي و همچنين دفترصلح بين المللي حمايت اقتصادي نمود.

امروز کرسي هاي مورد نظر در کميته نوبل از جانب ستورتينگت ( پارلمان ناروي ) به احزاب بر اساس نتايج انتخابات و رياضيات اختصاص داده ميشود. اين کرسي ها به مالکيت احزاب تبديل ميگرددو اشخاص بدون  داشتن مهارت سياسي صلح  در کميته عضويت پيدا مي نمايند.
اين نقض اعتماد نوبل و وظيفه قانوني ستورتينگت ( پارلمان ناروي ) است که بهترين اعضاي ممکن  ( مجلس ) را به کميته نوبل انتخاب نمايد  ـ  براساس تمايل از بيرون  به دستيابي به خلع سلاح توسط جايزه  شد.

ستورتينگت (پارلمان ناروي ) بايد براي يک بررسي مستقل از چگونگي توزيع جايزه را ، مانند  ان چه ما يکسال قبل درناروي  داشتيم  آنموقع آشکار شدکه مقامات منتخب خودپرداخت نامنظم و بيش از حد سخاوتمندانه را براي متقاعدين انجام ميدادند، تدارک ببيند.
هردو ، کميته نوبل و سکرتريت آن بايد شايستگي داشته واز صميم قلب بخاطر طرز فکر نوبل براي جايزه مبارزه نمايند. کتاب من به تقاضاي اينکه همه آنها بايد استعفا دهند ، منتهي ميگردد.
علاوه بر ربايندگي سياستمداران ، جايزه صلح نوبل در دهه اخير بطور فزاينده به شرکت تجارتي و منجمله به مساعدت نمودن  صادرات صنعتي ناروي تبديل شده است. نياز به درآمد سپونسر( درآمد حمايت کننده ) به توانايي بزرگ جايزه، يعني استقلال و تماميت آن که ذريعه هديه نوبل امکان پذيرگرديده صدمه وارد نموده است     
اين يک افتضاي دموکراتيک است با ضميمه فروپاشي اخلاقي و بنياد نوبل سويدن بايد عليه  اين ممنوعيت حقوقي مداخله نمايد.     

فريدريک اس . هيفرمهل

Fredrik S. Heffermehl

Översättning: Snabböversättarna
اصل مقاله در روزنامه ” افتون بلادت ”  چاپ سويدن

http://www.aftonbladet.se/debatt/debattamnen/varlden/article7860464.ab

Afghanistan – vart tog alla pengar vägen?

سه هزار افغان در ایران منتظر اعدام شایعه یا واقعیت؟ واکنشها و چالشها

موضوع صدور حکم زندان برای سه هزار زندانی افغان در ایران، زمانی دررسانه ها بروز کرد که هیاتی از نمایندگان پارلمان افغانستان در بازگشت از ایران، طی گزارش کاری در جلسه ای علنی مجلس شورای ملی مطرح نمودند

این هیات که متشکل از امان الله پیمان معاون هیات رئیسه، عبدالستار خواصی منشی و تاج محمد مجاهد مسوول کمیسیون مبارزه با مواد مخدر بودند، پس از عزیمت از تهران به کابل اظهار داشتند که باساس آماریکه از جانب لوی څارنوالی(دادستانی کل ایران) در دسترس آنها قرار گرفته است بیش از پنجهزار افغان در زندانهای ایران محبوس و از آنجمله سه هزار نفر آنها محکوم به اعدام و منتظر اجرای حکم اند .
به تعقیب این گزارش و کنفرانس خبری تاج محمد مجاهد با خبر نگاران رسانه های همگانی داخل و خارج کشور آنرا به شکل وسیع بازتاب دادند.
گرچه حبیب الله غالب وزیر عد لیه و خلیل فراهی معاون وزارت خارجه از طرف نمایندگان پارلمان احضار شدند تا در مورد توضیح دهند ولی آنها نه معلومات کافی و نه جواب قانع کننده برای ارایه به مجلس داشتند و نکته ای جالب توجه اینکه با وجود هوشدار های مکرر نمایندگان شورای ملی کدام واکنش فعالی از جانب دولت افغانستان نشانداده نشد.
زمانیکه حکومت ایران عملا شماری از افغانهارا اعدام و جسد های آنهارا به مسوولین مرزبانی در افغانستان تحویل دادند ، این قضیه سریعا واکنش رسانه های خبری را بدنبال داشت و مجامع بین المللی از آن با خبر شدند، آنگاه ظاهر فقیری سخنگوی وزارت خارجه در یک کنفرانس خبری در کابل گفت که وزارت خارجه ای افغانستان در مورد چگونگی محاکمه ای افغانهای محکوم به اعدام تحقیق میکند.
همچنان وزارت خارجه ای افغانستان میگوید که ایران و افغانستان توافقنامه ای را امضا کرده اند که بر اساس آن باید یکدیگررا از اجرای حکم قضایی علیه شهروندان طرف مقابل مطلع کنند اما ایران هیچ اطلاعی در مورد اعدام محکومین اخیرا اعدام شده به افغانستان نداده است.
گرچه تا هنوز آمار دقیق و قابل استنادی از تعداد معدومین در دست نیست ولی شاهدان عینی تلفنی با تلویزیون پیام افغان اظهار داشتند که تعداد اعدام شدگان بیشتر از چهل و پنج نفر است.
بدنبال اعتراضات رسانه ای و مظاهرات مردمی افغانهای مقیم کشورهای اروپایی  ، آمریکا، کانادا و آسترالیا حکومت ایران را واداشت که موضوع را از ریشه تکذیب نماید. محمد ضیایی فرد معاون روابط عمومی زندانهای ایران به خبرگزاری ایسنا اظهارات عضو پارلمان افغانستان را کذب محض و بی پایه و اساس خواند و ارقام یاد شده را ساختگی و جعلی توصیف کرد.
همچنان سفیر ایران در کابل طی مصاحبه با شبکه ای تلویزیون آریانا محکومیت سه هزار نفر را به اعدام دور از تصور و عاری از حقیقت دانست.
صرف نظر ازینکه سخن کی راست است و از کی دروغ و آنرا زمان مشخص خواهد کرد ولی سوابق بد نام وضعیت حقوق بشر  ایران و عملکرد حکومت این کشور در مقابل شهروندانش نقض صریح حقوق بشری را نشان میدهد و ازین بابت سخت مورد انتقاد شورای حقوق بشر سازمان ملل بوده و حتی قطعنامه های شدیدالحنی علیه دولت ایران صادر شده است.
از حکومتی که حتی به شهروندان خودش احترام نمیگذارد و هزاران نفر را فقط به جرم اظهار نظر نمودن به زندان می اندازد و شکنجه میدهد چی توقع میرود که با اتباع خارجی مهربان باشند. این مسوولیت دولت افغانستان است که از حقوق شهروندانش در هر کجای د نیا که باشند به بهترین وجه ممکن دفاع نماید ولی تجربه نشانداده است که بارها اتباع افغانستان در جای جای دنیا مورد نقض حقوق بشر قرار گرفته اند ولی دولت افغانستان خم به ابرو نیاورده است.
در طی سی سال باینطرف کتله ای عظیمی از افغانهای آواره بنا بر دلایل گونا گون امنیتی ، اقتصادی و بحران اجتماعی کشوررا ترک گفته و به کشور های همسایه پناه برده اند و از نیروی انسانی آنها به نفع آبادانی این کشورها استفاده شده است.
مهاجران افغان مقیم ایران در تمام عرصه هایی که به نیروی کار آنها ضرورت احساس شده حضور داشته و فعالیتهای آنها نود و نه درصد مثبت بوده است. از افغانها حتی در زمان جنگ ایران و عراق بعنوان پیاده نظام مین روب استفاده ای سوء صورت گرفته است ولی تعدادی که از میدان جنگ سالم بر میگشتند هیچگونه امتیاز حد اقلی هم عاید شان نمیگردید.
سردمداران ایرانی همیشه از مهرورزی، همزبانی و علایق اخوت اسلامی حرف میزنند ولی در عمل اتباع افعانستان را بدیده ای افراد صاحب کرامت انسانی ننگریسته و فرزندان آنهارا از داشتن ابتدایی ترین و مهمترین حق انسانی یی آنها که همانا حق تعلیم و تحصیل است محروم نموده است. تعداد محدودی اگر پذیرفته شده اند جلو رشد آنها هزاران موانع ایجاد کرده اند. آنهایی که از طریق واسطه و یا پرداخت پول جذب دانشگاهها شده اند برای شان مدرک تحصیلی صادر نکرده اند.
در حالیکه دولت ایران پیمان حقوق بشر و حقوق کودک سازمان ملل متحد را امضا نموده است، کجای این عماکردها حکایت از رعایت حقوق بشر مینماید ؟.
تا زمانیکه افغانستان صاحب دولت و حکومت نبود هر حادثه ای ممکن بود بر سر یک افغان بی پناه بیاید و کسی جلو دار آنهم نبود ولی با استقرار حکومت جدید به رهبری آقای حامد کرزی که از پشتیبانی وسیع بین المللی هم برخوردار است آرزوی آن میرفت که دیگر افغانها از مزدوری کردن برای کشورهای همسایه رهایی یافته و حامی و پشتیبان پیدا کرده اند، ولی با گذشت نه سال از به ق
درت رسیدن حکومت آقای کرزی با وصف سرازیر شدن کمکهای سرشار بین المللی هیچگونه تغییر ملموسی در زندگی مردم رونما نگردیده است. نه جنگ ختم شده، نه بیکاری کم گردیده، نه مهاجرین به وطن برگشته و نه مواد مخدر نا بود شده است و حتی در حال حاضر چندین برابر از قبل مزارع کوکنار توسعه یافته است.
افرادیکه در ایران محکوم به اعدام شده اند ، همه را قربانیان قاچاق مواد مخدر تشکیل میدهد که بیشتر آنها از فرط فقر و تنگدستی به این کار پر خطر و شنیع رو اورده اند. با توضیح مختصر اینکه حرفهای ما به معنی دفاع از قاچاقچیان مواد مخدر تلقی نشود، فقط جانب حرف ما انسانهای مظلومی است که نا خواسته اسیر این دام خطرناک شده اند و باید مورد ملاطفت قرار بگیرند.
در صورتیکه دولت مسوولی در یک کشور باشد و برای شهروندان کشورش امکانات رفاهی یی حد اقلی مهیا نماید چرا اینگونه حوادث دور از تصور برای اتباع مملکت اش پیش بیاید.
دولت افغانستان مسوولیت مستقیم دارد که با مقامات ایرانی به مفاهمه برسد و در جلو گیری از کشتار شهروندانش اقدام نماید حتی اگر یک فرد هم باشد.
از کجا معلوم که محاکمه این افراد عادلانه بوده و استانداردهای بین المللی در آن رعایت شده باشد، آیا زیر شکنجه اقرار گرفته نشده است ؟ آیا به وکیل مدافع دسترسی داشته اند ؟ آیا بعد از صدور حکم دادگاه ابتدایی از دادگاه ثانوی درخواست تجدید نظر کرده اند ؟
کی مسوول جواب دادن اینگونه سوالهاست ؟ دولت افغانستان و یا دولت ایران ؟
آنطوریکه تا کنون واضح گردیده است، نه دولت اففانستان کار جدی یی انجام داده است و نه سازمانهایی که ادعای دفاع از حقوق بشررا مینمایند هیچ واکنشی نشان نداده اند، گو اینکه شهروندان عادی افغانستان از قلم افتاده اند، اما موضع حکومت ایران روشن است، فقط دو کلمه انکار و تکذ یب.
واکنشهای اعتراضی اخیر از جانب رسانه های افغانی و افغانهای با درک در اقصا نقاط جهان مثمر ثمر بوده حد اقل مقامات ایرانی را مجبور ساخته که حتی ارقام ارایه شده از جانب دادستانی کل کشوررا بی اعتبار اعلام نمایند.
از سازمانهای حقوق بشر بین المللی نیز تقاضا داریم که با مردم افغانستان همکاری نموده و به حکومت ایران فشار آورند تا از وقوع این تراژیدی بزرگ جلوگیری شود.
 
                                                                                           نویسنده:
                                                                                          سيد خداداد فطرت
مسوول امور فرهنگي انجمن افغانها

 
 

 

در باره آنفلوآنزاي جديد ويا خوکي

همه دانستنيهادر باره  آنفلوآنزاي جديد ويا خوکي

تا دو دهه دیگر افسردگی بزرگترین مشکل بهداشت جهان خواهد بود

سازمان بهداشت جهانی پیش بینی می کند که تا 20 سال دیگر مردم بیش از هر بیماری دیگری به اختلالات روانی مبتلا خواهند بود

'در کشورهای در حال توسعه برای مقابله با افسردگی کمتر خرج می شود'

به گفته این سازمان، در سال های آتی افسردگی بزرگترین ”بار” اقتصادی و اجتماعی برای جوامع مختلف در جهان خواهد بود.

البته، سازمان بهداشت جهانی به این نکته نیز پرداخته است که اغلب کشورهای در حال توسعه کمتر از دو درصد از بودجه ملی خود را به مراقبت های روان درمانی

به گفته این سازمان، در سال های آتی افسردگی بزرگترین ”بار” اقتصادی و اجتماعی برای جوامع مختلف در جهان خواهد بود.

البته، سازمان بهداشت جهانی به این نکته نیز پرداخته است که اغلب کشورهای در حال توسعه کمتر از دو درصد از بودجه ملی خود را به مراقبت های روان درمانی اختصاص داده اند.

هشدار سازمان بهداشت جهانی در حالی اعلام شده است که اولین اجلاس جهانی بهداشت روانی در شهر آتن یونان به زودی آغاز می شود.

آمار سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد که در حال حاضر بیش از 450 میلیون نفر مستقیما با اختلالات روانی یا معلولیت های ذهنی درگیرند که اغلب آنها در کشورهای جهان سوم زندگی می کنند.

اجلاس پنج روزه آتن فرصتی فراهم کرده است برای مقابله با آنچه که سازمان دهندگان این گردهمایی بحران در مراقبت های روان درمانی جهان توصیف کرده اند.

شیکور ساکسنا، یکی از اعضای بخش بهداشت روانی در سازمان بهداشت جهانی به بی بی سی گفت: ”آمار و ارقام ما نشان می دهد که بار افسردگی احتمالا افزایش خواهد یافت تا جایی که در سال 2030 این بیماری در مقایسه با همه بیماری های دیگر که انسان با آنها مواجه است، بزرگترین بار برای بهداشت در جهان خواهد بود.”

تعریف علمی ”بار” در ارتباط با وضعیت بهداشتی به تعداد سال هایی اطلاق می شود که از عمر مفید فرد کاسته می شود.

کاسته شدن از عمر مفید معمولا به دلیل ابتلا به بیماری های خاص یا مرگ است.

در گزارش جدید سازمان بهداشت جهانی منظور از بار، تعداد سال هایی است که از عمر مفید افراد به خاطر ابتلا به افسردگی کاسته می شود.

”اپیدمی خاموش”

دکتر ساکسنا می گوید افسردگی خیلی رایج تر از بیماری هایی است که مردم به طور گسترده از آنها در هراسند – مانند ایدز و سرطان.

او گفت: ”افسردگی را می توانیم یک اپیدمی خاموش بنامیم چون با این که اکثر اوقات در فرد ردیابی می شود، آمار ابتلا به آن رو به افزایش بوده است. این در حالی است که آمار سایر بیماری ها، که سخت تر در افراد ردیابی می شود، رو به کاهش بوده است.”

افزایش بار این بیماری برای بهداشت کشورها به ویژه در جهان سوم مشکل ساز خواهد بود چون آنها منابع کمتری برای بهداشت روانی اختصاص داده اند.

دکتر ساکسنا می گوید: ”ما آمار و ارقامی داریم که نشان می دهد میزان افسردگی در کشورهای فقیرتر جهان در مقایسه با کشورهای ثروتمند بالاتر است و حتی احتمال این که افراد فقیرتر در کشورهای غنی به افسردگی مبتلا شوند از افراد ثروتمند همان جوامع بیشتر است.”

اما کشورهای ثروتمند دویست برابر کشورهای فقیر خرج مراقبت از بیماران روانی خود می کنند پس افراد فقیر در این جوامع شانس بیشتری برای دسترسی به مراقبت بهداشتی دارند.

در کشورهای صنعتی مراقبت های روانی نه تنها بخش بزرگتری از هزینه های دولت را تشکیل می دهد بلکه همچنین تاثیر بزرگی بر درآمدهای ناخالص داخلی کشورها دارد.

پروفسور مارتین پرنس، از دانشکده روانشناسی دانشگاه کینگز لندن، می گوید: ”بخشی از این وضعیت به این خاطر است که فرد احساس بیهودگی می کند چون احتمال این که فرد افسرده بیکار باشد بیشتر از آن است که او شاغل باشد. موضوع بعدی توانایی دولت ها برای تقبل هزینه بیمه بیکاری و همچنین معلولیت است.”

در بریتانیا، دولت سالانه 19 میلیارد دلار برای پرداخت بیمه بیکاری و معلولیت هزینه می کند که برابر است با یک درصد از درآمد ناخالص داخلی این کشور. آقای پرنس این مبلغ را هزینه ای عظیم می خواند.

دکتر ساکسنا معتقد است که با توجه به پیش بینی های سازمان بهداشت جهانی که افسردگی رو به افزایش است، نگرش جوامع به این معضل باید تغییر کند.

او می گوید: ”افسردگی مانند هر عارضه دیگر جسمی است و مردم به آن مبتلا می شوند و رنج می کشند. آنها حق دارند در قالب مراقبت های بهداشتی موجود به توصیه های مناسب و درست و همچنین درمان های مناسب دسترسی داشته باشند.”

منبع : بي بي سي

http://www.bbc.co.uk/persian/science/2009/09/090902_shr_depression_who.shtml

وزير خارجه سويدن انتخابات افغانستان را مشروع ميداند

کارل بيلت وزير خارجه سويدن که اکنون در کابل بسر ميبرد و با سه کانديد پيشتازرياست جمهوري ملاقات نموده وبا وجوددريافت  زيگنالهاي تقلب در انتخابات ، انتخابات متذکره را مشروع دانسته و آنرا يگ گام مهم به پيش دانسته و مطمئن است که مسئلهء تقلب در انتخابات به شکل رضايتبخش حل و فصل خواهد شد

راديوي سويدن يک گزارشي از کابل تهيه کرده که در آن آمده است که تاکنون که در حدود نصف رأي انتخابات افغانستان حساب گرديده وآقاي حامد کرزي رئيس جمهور برحال افغانستان  46 در صد رأي را از آن خود ساخته است و رقيب وي درحدود 33 در صد رأي اخد نموده است . در مقاله تذکر رفته در صورتيکه هيچ کانديدي بيشتر از پنجاه درصد رأي دريافت ننمايد ، انتخابات به دور دوم کشنيده خواهد شد .گفتني است که در حال حاضر ،سويدن رياست اين دورهء اتحاديه اروپا را بعهده دارد که کارل بيلت نيز از بخش سياست خارجي  اتحاديه اروپا نمايندگي ميکند. تفصيل خبر را در گزارش راديو سويدن دنبال نمائيد

16:27 | tisdag 1 september 2009

Bildt positiv efter Afghanistanval

Den afghanska valkommissionen pratar om valet. Foto: Musadeq Sadeq/Scanpix.

Trots att det snart gått två veckor sedan presidentvalet i Afghanistan har hittills bara hälften av rösterna räknats och det förekommer anklagelser om valfusk. Utrikesminister Carl Bildt är just nu i Kabul och har bland annat i dag träffat president Hamid Karzai och han tror ändå att valet kan komma att uppfattas som legitimt.

– Men jag tycker att de signaler jag har fått från alla de tre ledande presidentkandidaterna ger mig rätt stora förhoppningar inför framtiden.

Trots tekniska ofullkomligheter och valfusk, säger Carl Bildt på en dålig telefonledning från Kabul, så har han goda förhoppningar om att presidentvalet kan innebära ett steg framåt för Afghanistan, det säger han efter att ha träffat de ledande presidentkandidaterna.

Egentligen skulle det preliminära valresultatet ha presenterats i övermorgon men räkningen går långsammare än väntat och nu tror man att det blir klart först till helgen, det definitiva resultatet kommer någon gång i slutet av månaden.

När ungefär hälften av valsedlarna räknats har den sittande presidenten Hamid Karzai fått 46 procent av rösterna och den främste utmanaren Abdullah Abdullah 33 procent. Om ingen kandidat får mer än 50 procent blir det en andra valomgång.

Abdullah Abdullah har redan anklagat myndigheterna för valfusk, mer än 2 000 anmälningar har kommit in och 600 av dem betraktas som så allvarliga att de kan påverka valresultatet. Carl Bildt tycker ändå att misstankarna om valfusk hittills behandlats på ett tillfredsställande sätt.

– Jag tycker att de processer som finns för att ta hand om de bland annat de oegentligheter som har skett är hyggliga.

Utrikesminister Bildt träffade i dag också Abdullah Abdullah och han manar sina anhängare att visa återhållsamhet och avstå från alla våldshandlingar. Framförallt betonade han att man måste man avvakta det slutgiltiga valresultatet innan man kan fastslå om valet kan betraktas som legitimt.

Sten Sjöström
sten.sjostrom@sr.se

http://www.sr.se/ekot/artikel.asp?artikel=3070530

سویدن با واگذاری اسرا به دولت افغانستان به شکنجه شدن افراد همکاری می کند

شکیلا عیدی زاده

کشور سویدن، به دلیل همکاری در اعمال شکنجه علیۀ اسیران جنگی افغان از سوی سازمان عفو بین­الملل(امنيستي)  مورد انتقاد قرار گرفت

Foto: Scanpix

سربازان سویدنی یک اسیر جنگی افغان را که در یک برخورد مسلحانه در ماه جولای دستگیر کرده بودند، به دولت افغانستان سپرده­اند. بر اساس منابع سازمان عفو بین الملل سپردن اسرای جنگی افغان به دولت افغانستان به منزلۀ همکاری با پروسۀ اعمال شکنجه به حساب می­آید. این برای اولین باراست که سویدن فردی را به اسارت گرفته و آنرا به دولت تسلیم کرده است.
به گفته ليس برخ دبیر کل سازمان عفو بین الملل در سویدن، شکنجه کاملآ ممنوع است و به همین ترتیب تسلیم دادن اسرا به  کشوری که شکنجه در آنجا رایج است نیز ممنوع است.
در ماه جولای سربازان سویدنی در شمال افغانستان  در گزمه بودند که مورد تیر اندازی قرار گرفتند، دو تن از افراد حمله کننده دستگیر شدند. یکی از آنها که جراحت برداشته بود توسط سربازان سویدنی دستگیر شده و فرد دیگر توسط پلیس به اسارت در آمد. فرمانده محلی نیروهای صلح سویدن در مزارشریف تصمیم گرفت که این فرد زخمی را به شفاخانه انتقال بدهد و در عین حال این فرد به مقامات افغان واگذار شود. ولی بر اساس قوانین بین المللی اگر بیم آن برود که اسیر با خطر شکنجه شدن مواجه است، نباید وی را به دولتی سپرد. این قانون را باید همه، بدون در نظر داشتن اینکه فرد تصمیم گیرنده چه کسی است، رعایت نمایند.
به عقیده  ليس برخ هر کشوری مسوولیت تصمیم گیری مسایل خودرا دارد و واضح است که سویدن می تواند بالای نیروهای خود و کارهاییکه آنها می کنند، تصمیم بگیرد. و این هم آشکار است که آنها باید قوانین بین المللی را رعایت نمایند و اسیری را به مقامات افغان نسپارند.
در چند سال اخیر سازمان عفو بین الملل  از وضعیت زندانیان در افغانستان شکایت ها و گزارش هایی نوشته است. در این گزارش­ها از جمله به واگذاری اسرا توسط نیروهای ISAF به دولت افغانستان نیز اشاره شده است. در این گزارش همچنان آمده است که شکنجه کردن زندانیان در افغانستان کاملآ معمول است و واگذاری اسرا به دولت افغانستان باید متوقف شود.
فرمانده نیروهای سویدن در مزارشریف، اولوف گرانادرمی گوید که سویدن وضعیت این فرد واگذارشده به دولت افغانستان را از نزدیک دنبال و بررسی نخواهد کرد. او اضافه می کند که تا زمانی که شرایط فعلی در افغانستان حکمفرماست بیم آن می رود که زندانیان شکنجه شوند.
اولوف گراناندر همچنین می­گوید:
«اگر ما به فرهنگ زندان و زندان داری در افغانستان نگاه کنیم خطر شکنجه شدن وجود دارد، ولی ما بخاطر کاهش شکنجه تلاش هایی کرده ایم. او می­افزاید هیچ نوع جرمی در برابر حقوق بشر را ما نمی توانیم بپذیریم و این به هیچ صورت احساس خوبی برای ما نمی دهد.»
اضافه کنیم که امروز هیچ قرارداد مشحصی در مورد اسرای جنگی میان سویدن و افغانستان وجود ندارد. به گفته وزارت خارجه در صورت  وقوع مسایل غیر پیش بینی شده سربازان سویدنی از رهبری Isaf در افغانستان خواهان رهنمودی می شوند.

shakila.edizada@sr.se

منبع : راديو سويدن ، سايت پژواک

گزارش یک گروه آسیایی از تخلف در انتخابات افغانستان

یک نهاد ناظر آسیایی اعلام کرده که در انتخابات ریاست جمهوری پنجشنبه گذشته تخلفات انتخاباتی در موارد مختلف به وقوع پیوسته است

شبکه آسیایی برای انتخابات آزاد با ۵۰ ناظر از ۱۳ کشور آسیایی در ۱۳ ولایت شمالی، شمال شرقی و مرکزی افغانستان بر انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی این کشور نظارت کرد.

این شبکه در گزارش مقدماتی خود گفته است که در انتخابات بیست و نهم اسد/مرداد در مواردی یک نفر بیش از یک بار رای داده و در برخی مناطق افراد زیر سن رای داده اند.

خریداری آرای افراد بانفوذ، مانند ریش سفیدان روستایی و رهبران محلی توسط نامزدها و گروه های سیاسی هم از دیگر مواردی است که در این گزارش به آن اشاره شده است.

این شبکه گفته است که در برخی مراکز رای گیری، رنگی که با انگشتان دست های رای دهندگان رنگ می شد بسیار بی کیفیت بود. به باور این شبکه کیفیت پایین این رنگ زمینه تقلب را افزایش داده بود.

در گزارش آمده است که افراد زیادی نشان دادند که رنگ ظرف چند دقیقه پس از دادن رای از انگشتان آنها چگونه پاک می شد.

داماسو جی ماگبول رئیس این نهاد گفت: ”ناظران دریافته اند که یک نفر چند کارت رای دهی داشته، سران روستاها و افراد وابسته به گروه های سیاسی برای تحریک مردم به دادن رای به فرد مورد نظر آنان اعمال نفوذ کرده اند، در برخی محلات رای دهی، کیفیت رنگ برای انگشتان پایین بود.”

او افزود: ”آنان همچنین دریافته اند که از منابع و امکانات دولتی به نفع یک نامزد مشخص استفاده شده و افرادی که باید بی طرف می ماندند نیز در این انتخابات دخیل بودند.”

این نهاد همچنین عدم امنیت مطمئن و آگاهی پایین مردم، به ویژه زنان را از مشکلات عمده بر سر راه این انتخابات دانسته و افزوده است که این مشکلات باعث افت میزان مشارکت مردم در برخی مناطق در انتخابات شد.

مسئوولان این نهاد همچنین عکس هایی را به نمایش گذاشت که به نظر آنان حاکی از نوعی تخلف انتخاباتی شمرده می شود. یکی از این عکس ها نشان می دهد که یک مامور زن مرکز رای گیری کودکش را هنگام اجرای کار رسمی به آغوش گرفته و در عکسی دیگر مردم با کامیونهای رایگان به مراکز رای گیری منتقل می شوند.

این نهاد توضیح نداده است که این تخلفات تا چه حدی بر مشروعیت انتخابات اثر خواهد گذاشت، اما تاکید کرده است که تا زمان اعلام نتایج رسمی باید صبر کرد.

با این همه، شبکه آسیایی برای انتخابات آزاد ابراز امیدواری کرده است که انتخابات افغانستان گامی مهم باشد به سوی ساختن دموکراسی در این کشور.

به گفته ناظران، مشارکت مردم با وجود تهدیدهای امنیتی گسترده بوده است

این شبکه همچنین ۲۲ مورد را برای بهبود روند انتخابات پیشنهاد کرده است. توجه بیشتر به روند ثبت نام رای دهندگان، دقت در تعیین کمیسارهای انتخاباتی، جلوگیری از نفوذ سران قومی و زمینه سازی برای حضور فعال زنان از جمله این پیشنهادها است.

این در حالی است که در دو روز گذشته برخی نهادهای دیگر ناظر بر انتخابات افغانستان از تخلفات و تقلب هایی در جریان این انتخابات گزارش دادند.

ناظران اتحادیه اروپا هم در گزارش مقدماتی خود از تخلفات مشابه با تخلفات گزارش شبکه آسیایی برای انتخابات آزاد را یادآوری کردند.

بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان –ففا- هم در گزارش مقدماتی خود به همین تخلفات اشاره کرد. این نهاد داخلی می گوید با حدود هفت هزار ناظر حدود ۶۰ درصد مراکز رای گیری را نظارت کرد.

نادر نادری، رئیس ففا روز شنبه در یک نشست خبری دیگر گفت که قضاوت در باره مشروعیت انتخابات روز پنجشنبه، بیست و نهم اسد/مرداد هنوز پیش از وقت است.

آقای نادری گفت ناظران ففا در برخی از مناطق افغانستان مشاهده کرده اند که برخی از افراد صندوق ها را به نفع یک نامزد مشخص به گونه غیرقانونی پر از برگه های رای کرده اند. اما او در این خصوص از منطقه و افراد خاصی نام نبرد.

رئیس ففا گفت: ”ففا گزارشهایی وجود دارد که در مواردی صندوقهای رای گیری پر شده، مساله سوء استفاده کارمندان از کم سوادی مردم در مراکز رای گیری و استفاده از رای آنها به نفع کاندیدای مورد خودشان، از موارد تخلفی است که جدی است و باید مورد بررسی قرار بگیرد.”

آقای نادری همچنین گفت که در برخی مراکز رای گیری در ولایات بامیان، غزنی، ننگرها و نورستان افراد زیر سن رای داده و در شماری از مراکز ولایات کابل، قندهار، بلخ، لغمان، پکتیا، پکتیکا، غور و خوست تعدادی از مردها به نیابت از زنان رای داده اند.

او گفت همه این شکایات را با کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی افغانستان در میان گذاشته است. او اظهار امیدواری کرد که به آنها رسیدگی شود.

پیش از این کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی گفته بود که پس از اعلام نتایج ابتدایی انتخابات، یعنی تا دو روز دیگر تمامی شکایات در این خصوص را بررسی می کند.

ناظران می گویند قضاوت در باره مشروعیت انتخابات افغانستان هنوز پیش از وقت است

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/08/090823_a-af-election-fraud-report.shtml