انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

درمورد پناهجويان افغان

یک جوان افغان دریک جنگ براثر ضربه چاقو در مرکز شهر استاکهولم جان باخت

با تاسف و تاثردیروز شام مورخ اول جولای 2020 روز نامه اکسپرسن (Expressen) از چاقو کشی ها میان یکتعداد جوانان افغان در داخل شهر استاکهولم خبر پخش کرده است . در نتیجه این زد وخورد ها و چاقو کشی سه نفر زخمی گردیدند و ازجمله یک جوان 20 ساله جان باخته است. برطبق خبر روزنامه اکسپرسن ( Expressen) به پولیس حوالی ساعت 19.49 خبر رسید که دونفر در مرکز شهر در یک چاقو کشی زخمی شده اند .
بر طبق خبر به تعداد 15 الی 20 نفر بین خود جنگ نموده در ابتدا یک نفر در یک محل به اسم کونگستریدگوردن (Kungsträdgården) زخمی شده و وسپس فرد 20 ساله مظنون به جرم به محل دیگر (Västra Trädgårdsgatan) رفته و در آنجا توسط دونفر تعقیب شده و بازهم جنگ و چاقو کشی شروع گردیده که در نتیجه آن دو نفر دیگر زخمی شدند و خود فرد مظنون نیز زخمی جزیی گردیده و در وقت فرار از محل توسط پولیس دستگیر و نخست به شفاخانه انتقال داده شد و سپس به جرم قتل تحت نظارت گرفته شد .
هر سه قربانی جوانانی اندکه در افغانستان به دنیا آمده اند.در کل چهار نفر به شفاخانه منتقل گردیدند.
براساس اطلاعات روزنامه اکسپرسن (Expressen) ، منشاء نزاع به این صورت بوده که یکی از قربانیان برای دوست دختر این فرد دستگیر شده مزاحمت نموده است. بعد از دعوا بوتل بر سر فرد مظنون به قتل زده شده است و همین امر باعث شد تا مرد دستگیر شده چاقو را بیرون نماید و بالای افراد دیگربا چاقو حمله کند. 
محکوم به جرم
این فرد مظنون بیست ساله در سال گذشته به جرم های مختلفی از جمله مقاومت خشونت آمیز ، جرائم مواد مخدر و نقض قانون چاقو محکوم گردیده بود. بیشتر در لینک زیر بخوانید:

نامه سرگشاده انجمن افغانها در سویدن به سفارت جمهوری اسلامی ایران-استکهلم

نامه سرگشاده انجمن افغانها به سفارت جمهوری اسلامی ایران-استکهلم

به تاسی از وقایع اخیری که در استان یزد ایران اتفاق افتاد و در اثر شلیک ماموران امنیتی ایران به موتر حامل پناهجویان افغان، موتر آتش گرفت و سه نفر از سرنشینان موتر مذکور که همه افغان بودند سوختند و جان سپردند.
گرچه پناهجویان قاچاقی وارد خاک ایران شده بودند و قرار گزارش موتر حامل آنها هم در پست بازرسی توقف نکرده بود اما باز هم موجه به نظر نمیرسد که ماموران امنیتی غرض توقف موتر، در حالیکه مملو از مسافر هم است، بدون آنکه آن را تعقیب نمایند و به دام اندازند، بالای موتر شلیک نمایند.
شلیک کردن آخرین مرحله تعقیب و گریز است نه نخستین گام.
نمی دانیم قوانین ایران در مورد افرادی که قاچاقی وارد کشور میشوند، چه حکم میکند ولی حتما حکم به کشتن بدون محاکمه آنها نداده است.
اما در عرف بین الملل از زمانی که یک پناهجو وارد خاک یک کشور میشود، باید زیر پوشش قرار گیرد تا پرونده آنها تکمیل شود و در اخیر دادگاه ( محکمه ) یا به ماندن آنها موافقت میکند و یا حکم اخراج فرد و یا افراد مورد نظر را صادر میکند.
میدانیم که در ایران چنین مراتبی رعایت نمیشود ولی حد اقل کاری را که مقامات جمهوری اسلامی میتوانند انجام دهند، برخورد متناسب به شان و کرامت انسانی پناهجویان است.
در حادثه آتش گرفتن موتر، دردآورترین صحنه د رکنار اولچک زخمی ها ، تقاضای آب از جانب یکی از نجات یافتگان است اما مامورین امنیتی به جای دادن آب فحش نثار میکند.
این اولین بار نیست که چنین برخوردی از جانب پاسگاه های مرزی و مامورین امنیتی جمهوری اسلامی ایران در مقابل مهاجرین افغان صورت میگیرد و برخلاف ازدیاد هم یافته است که آخرین نمونه آن حدود یکماه قبل کارگران جویای کار افغان در آنطرف مرز مشترک ایران و افغانستان در منطقه بنام« دهانه ذوالفقار » در بدو ورود از جانب مرزبانان جمهوری اسلامی ایران دستگیر، بعد از دستگیری شکنجه و در فرجام در داخل رود( دریای ) هریرود پرتاب کردند که این موضوع بطور گسترده در مطبوعات و شبکه های اجتماعی بازتاب یافت .
با توجه به اوضاع بد امنیتی و شرایط نابسامان اقتصادی در افغانستان یک تعداد مجبور میشوند برای تامین مخارج خانواده به کارهایی دست بزنند که حتی برای شان خطر مرگ هم دارد وبه کشور های مختلف و از جمله به جمهوری اسلامی رو می آورند ولی بدبختانه در جمهوری اسلامی با برخورد زشت ، ستم، لت وکوب ، شکنجه و کشتار بی رحمانه روبرو میشوند.
انجمن افغانها در سویدن در ضمن اینکه این عمل مامورین جمهوری اسلامی را مخالف تمامی نورمهای بین المللی و حتی اخوت و رافت اسلامی میداند و محکوم مینماید، تقاضای ما از دولت جمهوری اسلامی ایران اینست که مرتکبین این اعمال غیر متعارف و مامورین متخلف مورد بازپرس و مجازات قرار گیرند و همچنان به مامورین خود گوشزد نماید از برخورد خشونت آمیزی که موجب به خطر افتادن جان یک انسان میگردد پرهیز نمایند.
”یک افغان هم انسان است همانند یک ایرانی” . پس بیایید که از جان انسانها حفاظت نماییم.

برای اداره مهاجرت به اندازه کافی مسیحی نیست

روزنامه سوینسکا داگبلادت SvD در سرمقاله خویش در مورد اخراج یک پناهجوی افغان پرداخته که به مسیحیت گرویده ولی اداره مهاجرت به او باور نکرده است  . سرمقاله روزنامه از تصمیم اداره مهاجرت در زمینه انتقاد مینماید . اینک متن سرمقاله روزنامه :

برای اداره مهاجرت به اندازه کافی مسیحی نیست

گرویده به مسیحیت  به افغانستان بازگردانده می شود.

سرمقاله روزنامه [ سوینسکا داگبلادت SvD]  قبلاً در مورد فرد گرویده به مسیحیت  نوشته بود كه  اداره  مهاجرت با او به شیوه غیرمنطقی  رفتار نموده بود. به همین منظور سرمقاله روزنامه از سوی  میکائیل ریبینویک (Michael Ribbenvik) رئیس عمومی اداره مهاجرت مورد انتقاد قرار گرفت و او افاده نمود که نه اداره  او(اداره مهاجرت )   و نه پرسونل اش  مرتکب کدام اشتباهی نشده اند (”حتی مسوول دوسیه این فرد  آزادی مذهبی دارد ، SvD 16 / 12-19.)

فرد گرویده به مسیحیت  راجع به اعتقادات مذهبی اش  توسط یک کارمند رسمی اداره مهاجرت  با لباس مسلمانی مورد سؤال قرار گرفت و همین امر باعث ترس و ناامنی او شد. این کارمند رسمی اداره مهاجرت قضاوت نمود  كه این فرد نظر به عقاید مذهبی خویش  بطور واقعی  به مسیحیت ایمان نیاورده است. از این فیصله اداره مهاجرت  توسط فرد مسیحی شده  شکایت گردید و به محکمه مهاجرتی  غرض  تجدید نظر فرستاده شد . او این شکایت را  تا حدودی برای احیای ایمان خودش  و بخشی نیز برای حق پناهندگی خود نمود  ، زیرا زندگی این فرد در افغانستان در معرض خطر مستقیم قرار دارد.

محکمه مهاجرتی تصمیم گرفت كه درهر حالت  این فرد گرویده به مسیحیت  را به افغانستان بازگرداند ، جایی كه  تهدیدهای مرگ در انتظارش است. محکمه فیصله خود را بر این اساس بنا نهاده  كه اعتقادات فرد گرویده به مسیحیت به اندازه كافی قوی نیست ، اعتقادات وی سطحی و گذرا است و نمی توان آنرا بسیار عمیق دانست ، به همین دلیل محکمه اعلام كرد كه هیچ خطری برای زندگی این مرد وجود ندارد. او اکنون به نظر می رسد که  به مسیحیت گرویده  گرچه به اندازه کافی عمیق نبوده است. علاوه بر این ، انتظار نمی رود که تغییر مذهب  بطور سطحی توسط افراد  زندگی شانرا در افغانستان به خطرمواجه بسازند.

ریبنویک (Ribbenvik ) در پاسخ به متن سرمقاله نوشت: ”در افغانستان ممکن است  ترک اسلام با مجازات اعدام همراه باشد”. فیصله  اداره او [ اداره مهاجرت ]  این بود که تغییر دین قابل باور نبود  ، یعنی اینکه تغییر عقیده دینی بطور واقعی نبود  و بنابراین می توان بدون ریسک زیادی به افغانستان برگردانده شود. حکم محکمه که اکنون وجود دارد ، کاملاً به بسیاری  وضعیت بازجویی انتقاد شده استوار است.

در حال حاضر این حق وجود دارد که بازجوگران دیگر ( مصاحبه کنندگان دیگر) را مطالبه کرد درصورتیکه  به عنوان مثال ، همجنسگرایان از عدم برخورد صحیح از آنها ترس داشته باشند. این خوب و درست است بنابراین به حدی که باید برای افراد آسیب پذیر تر اعمال شود.

در این دوسیه موارد زیادی وجود دارد که کاملاً اشتباه است. ناامنی قضایی و یا حقوقی  آشکارترین آنهاست. این واقعیت که شروط  برای متقاضیان پناهندگی در سویدن به طور مداوم در حال تغییر است ، نه تنها بالای افرادیکه دین شانرا تغییر میدهند  تأثیر می گذارد. قانون به اصطلاح جمنازیوم ( لیسه )   همواره ناامنی حقوقی و قضایی داشته  و دائماً  موضوعی است که برایش  قوانین جدید موقت و استثنائات  مطرح میگردد.

مقررات نامشخص و اشتباهات  در اداره مهاجرت باعث میگردد که کشور ما به هیچ وجه نمی تواند افتخار کند ، همانطور که اغلب در هنگام تجلیل از حقوق بشر آنرا بنمایش میگذارد . موارد بسیاری وجود دارد که باید از آن خجالت بکشیم  و سپس آنرا باید تغییر دهیم.

نوشته از  

 Maria Ludvigsson

ترجمه از نسیم سحر

منبع : روز نامه سوینسکا داگبلادت

https://www.svd.se/kristen-men-inte-kristen-nog-for-migrationsverket

یک مرد[افغان] مظنون بقتل دو طفلش میباشد

یک مرد[افغان] مظنون بقتل دو طفلش میباشد .
با تاسف فراوان که از یک خبر اسفناک و غم انگیز مطلع شدیم و آن اینکه یکنفرافغان  با دو فرزندش در یک موتر حریق شده شام پنجشنبه در شمال شهر اوپسالا( سویدن ) یافت شده است . مادر این اطفال در شوک است .
انجمن افغانها در سویدن عمیق ترین مراتب تسلیت خود را به مادر اطفال و تمام خانواده مقتول تقدیم داشته برایشان صبر جمیل میخواهد .

بر طبق روزنامه افتون بلادت ( Aftonbladet ) اجساد سه نفر با دو طفل در یک موتر حریق شده در اوپسالا یافت شده است . به گفته سارنوال انی شوبیری( Anne Sjöblom ) به احتمال قوی قتل و خود کشی بوده باشد.
او میگوید که همه چیز دلالت به این میکند که پدر، جان دو طفل خود را میگیرد و سپس خودش خودکشی مینماید . دقیقا که چگونه و چرا انجام یافته در حال حاضر نمیتوان به پاسخ داد .
شام روز پنجشنبه بود که موتر در منطقه Storvreta شمال اوپسالا یافت شده بود . انی شوبیری گفته نمی تواند که موتر چگونه حریق شده و مظنون دیگری در این حادثه نیز وجود ندارد.
اکنون یک تحقیق جریان دارد که بداند که چی اتفاقی رخ داده است .اگر مظنون ثابت شد دوسیه ختم میگردد زیرا مجرم وفات یافته است .
https://www.aftonbladet.se/…/man-misstanks-ha-mordat-tva-ba…

سارنوال کل از اداره مهاجرت انتقاد مینماید که در نتیجه تصمیم اخراجی اشتباه آمیزش یک پناهجوی افغان ۱۸ ساله خود کشی نمود

برادر عصمت [مرحوم اسد ] بعد از دریافت فیصله اخراجی اشتباه آمیز ازجانب اداره مهاجرت دست به خودکشی زد.

سارنوال کل (JK) از تصمیم اشتباه آمیز اداره مهاجرت انتقاد میکند ولی آن اداره را به پرداخت غرامت بخاطر تصمیم اشتباه آمیز مکلف نمی سازد[سارنوال کل ویاJustitiekanslern ویا مختصر ( JK) مرجعی است که هدفش  اینست که کنترول نماید که سایر مقامات از قوانین سویدن پیروی کنند].

انا  روگالسکا هدلوند(Anna Rogalska Hedlund ) وکیل  عصمت میگوید که این خیلی معضله ساز است وقتی دولت اشتباه کند ولی از پیامد آن پاسخگو نباشد.

برادران هریک اسد و عصمت که در آنوقت 16و 14ساله بودند و از افغانستان بعنوان اطفال بدون همراه آمده و در ماه نومبر2015در سویدن پناهندگی داده بودند .

برادران در یک خانه یک خانواده جابجا شدند . اسد که  از اختلال بینایی شدید رنج می برد  می خواست در نزدیکی برادر کوچک خود[ عصمت] زندگی کند. با این حال ، وقتی او 18ساله شد مجبور شد که به اقامتگاه اداره مهاجرت واقع سمولند( Småland)  منتقل گردد.

اسد احساس كرد كه این مسئله آنقدر دشوار است كه خودش را در یك جاده پرازدحام  انداخت. با این حال ، او قبل از اینکه مجروح شود نجات یافت.

 همین مدتی که برادران منتظر پاسخ های پناهندگی خود ازجانب  اداره  مهاجرت بودند به حالت  روانی اسد تأثیر منفی گذاشت.

نخست عصمت ، برادر کوچک [ اسد] فیصله اداره مهاجرت را دریافت نمود و اداره مهاجرت به دلیل اینکه او شبکه اجتماعی دارد و به این شبکه اجتماعی اویعنی  اسد برادرش که در آنزمان 18 ساله شده بود ودر سویدن زندگی میکرد اشاره شده  بود.

اسد نیز سرانجام با وجود بیماری روانی و ناتوانی شدید[ اختلال بینایی] ، تصمیم اخراجی [ از اداره مهاجرت ]  دریافت کرد. اسد صرف  چند روز بعد از این فیصله خود کشی نمود.

عصمت از  تصمیم  اخراجی شکایت  نمود و اجازه اقامت دریافت كرد . اداره مهاجرت سپس  متوجه گردید كه این اداره  در ارزیابی اشتباه كرده است كه فرد 18 ساله با اختلال بینایی می تواند یك شبكه اجتماعی برای برادر کوچک خود  در كشورخود باشد . همچنین اداره مهاحرت اعتراف مینماید که در ارزیابی تصمیم اخراج اسد کاستی هایی نیز وجود داشته است.

عصمت به کمک وکیل انا روگالسکا هدلوند ، درخواست خسارت را به سارنوال کل (JK ) ارسال کرد. آنها می خواستند که سارنوال کل ( JK)   مسوولیت و پاسخگویی دولت سویدن را در قبال خود کشی این 18ساله بررسی نماید.

 سارنوال کل (JK)  دریک  بیانیه خود می نویسد که ایشان این موضوع را جدی می گیرد. سارنوال کل (JK)  عملکردهای مقامات را در چند نکته مورد انتقاد قرار می دهد.

ازجمله سارنوال کل (JK)  معتقد است که اداره  مهاجرت ”نتوانسته صریح تحقیق و ارزیابی کند” که  تا چه اندازه ناتوانی و وضعیت روحی 18 ساله بر نیازهای محافظت از وی تأثیر گذاشته است.

سارنوال کل (JK) همچنین معتقد است كه در ارزیابی مقامات در مورد دوسیه پناهندگی برادران باید ناتوانی و سلامت روانی وی نیز مورد توجه قرار میگرفت.

سارنوال کل (JK)  برعلاوه  اظهار داشته که رسیدگی صحیح و درست به دوسیه های  برادران به این معنی بوده است  که به آنها اجازه اقامت داده میشد  که  می توانست از خودکشی برادر کلان عصمت [مرحوم اسد]جلوگیری نماید.

به باورسارنوال کل (JK) فیصله اداره مهاجرت میتواند” غفلت صریح” (grovt oaktsam””) ارزیابی شود.

با وجود انتقادهای شدید ، سارنوال کل (JK) اعتقاد ندارد که برای  عصمت باید  جبران خسارت اعطا گردد ، تصمیمی که از طرف  انا روگالسکا هدلوند نماینده قانونی ( وکیل )  انتقاد شده است.

-او به روزنامه میگوید که این چیزی عجیب است که  وقتی شخصی متوجه نقص های جدی می شود  و اشتباهات صورت گرفته  ،  اما هیچگونه مسئولیت پذیری وجود نداشته باشد. من فکر می کنم  در یک سطح اصول  بسیار مشکل ساز است و اینکه  دولت  کار اشتباهی انجام دهد و سپس هیچ اتفاقی رخ ندهد.

 او هنوز هم انتقاد سارنوال کل (JK) را شدید ارزیابی میکند . روگالسکا هدلوند هنوز نمی داند که آیا او و عصمت  این روندو پروسه  را پیش خواهند برد یعنی به مراجع بالاتر شکایت خواهد نمود.

در هر دو صورت ممکن است موضوع به محکمه بالا راجع شود ، اما روشی است که در صورت  باختن قضیه برای عصمت می تواند گران تمام شود وهزینه آنرا وی بپردازد.

– این یک ریسک و خطری  است که او نمی تواند آن را بعهده بگیرد. او تقریباً تعریف شخصی را دارد که هیچ چیز ندارد.

یک راه دیگر این میتواند باشد  که سعی  شود تا دوسیه در محکمه اروپایی  مورد غور قرار گیرد. عصمت و وکیل او طی چند ماه آینده تصمیم خواهند گرفت که چگونه آنرا پیش خواهند برد.

چیزهای زیادی وجود دارند که از لحاظ اصول  جالب اند و با اتخاذ حکم قطعی در زمینه ممکن چندین قضیه را حل وفصل نماید. من فکر می کنم  به عنوان مثال  اگردر اداره  مهاجرت یک قضیه موجود باشد که تهدیدها و علائم خطر خودکشی وجود داشته باشد ،  اصلاً فرد چه کاری انجام می دهد؟ آیا روال خاصی وجود دارد؟ زیرا اصلاً شخصی در این قضیه هیچ کاری انجام نداده است. انا روگالسکا هدلوند می گوید ، این فقط اطلاعاتی بود که به شکلی از اشکال در اطراف دوسیه می چرخید.

پیر ایک (Per EK) رئیس مطبوعاتی اداره مهاجرت در مورد فیصله سارنوال کل (JK)  از طریق ایمیل اظهار نظر می کند.

خوب است که مساله خسارت توسط سارنوال کل  (JK) حل و فصل شده است. همانطور که  سارنوال کل (JK)اشاره می کند ، ما از این واقعه تاسف آور درس عبرت گرفتیم  ، اما مطمئنا اکنون به تصمیم  سارنوال کل (JK)خواهیم پرداخت و ارزیابی خواهیم کرد که آیا تغییرات دیگری وجود دارد که باید انجام دهیم.

او میگوید که در اکتبر سال 2017 ، ما به نواقص در رسیدگی به دوسیه های  برادران اشاره کردیم و متعاقباً اقداماتی را برای عدم تکرار نواقص مشابه در تحقیقات خود انجام دادیم.

ترجمه از نسیم سحر

منبع : روزنامه داگنس نیهیتر

https://www.dn.se/nyheter/sverige/jk-kritiserar-migrationsverket-efter-felaktigt-utvisningsbeslut-18-aring-tog-sitt-liv/

بی سرپرستان بدون همراه برای به دست آوردن غذا و مسکن خودفروشی مینمایند

به گفته صلیب سرخ، تعداد بیشتری از افراد بی سرپرست بدون همراه، مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند، یا مرتکب جرم و جنایت می شوند و یا کار می کنند. بسیاری از این بی سرپرستان تنها، خود را در عوض غذا و مسکن می فروشند.

بر اساس گزارشی از صلیب سرخ، تعداد کودکان ونوجوانان تنها و بی سرپرستی که خارج ازشبکه حمایت اجتماعی هستند، رو به افزایش اند.

ــ مارتین ارنلوف دبیر کل صلیب سرخ می گوید: : این گروه از افراد رو به افزایش اند. دو یا سه سال پیش، تعداد بسیار کمی از مردم در این شرایط بودند زیرا یا آنها بر اساس سن ثبت نشده بودند و یا اینکه به سن 18 سالگی نرسیده بودند و توانسته بودند از مسؤلیت شهرداری فرارکنند.

از همه مهمتر برای افراد تنهای بی سرپرست، مشکل پیدا کردن مسکن است زیرا مسؤلیت تنظیم مسکن برای این گروه از افراد را هیچ جایی بر عهده نمی گیرد. اخیرا در روز سه شنبه، اداره مهاجرت اعلام کرد که 400 نفر دیگر که اکثر آنها همین بی سرپرستان تنها می باشند، به زودترین فرصت باید محل های اقامت دولتی را ترک کنند.

ــ مارتین ارنلوف می گوید: ما حداقل 1200 جوان داریم که در وضعیت اضطراری به خاطر نداشتن مسکن به سر می برند. این یک گروه بسیار بزرگ است که نه شهرداری( کمون ) ، نه مقامات منطقه ای و نه ادارات دولتی هیچ گونه مسؤلیت مشخصی برای کمک به مسکن ندارند و این گروه از مردم بسیار آسیب پذیر می شوند.

در یک نظرسنجی از 103 نفری که به دنبال حمایت و پشتیبانی از یک سازمان داوطلبانه بوده اند، تقریبا یک پنجم آنها پاسخ داده اند که شب قبل  از انجام دادن این نظرسنجی را در خارج از خانه خوابیده اند.

این مشکل منجر به عدم سلامت روان می شود اما خطر سوء استفاده را نیز افزایش می دهد. در این نظر سنجی، 38.5 درصد از افراد تنهای بی سرپرست اظهار داشته اند که کارهایی را بر خلاف میل خود انجام داده اند زیرا نیاز به پول یا مسکن داشته اند. بیش از یک پنجم از این افراد می گویند که مجبور به انجام روابط جنسی شده اند. در این گزارش یک فرد ناشناس به طورداوطلبانه اینچنین اظهار می دارد:

 ”جوانان در روابط با زنان پیر و یا مردانی که شبها باید با آنها بمانند، گیر افتاده اند. حدود 20 نفر در اینجا گفته اند که مورد سوء استفاده ی جنسی قرار گرفته اند و در روابط گیر افتاده اند”.

همچنین اطلاعاتی در مورد باندهای جنایتکار وجود دارد که عمدا این افراد بی خانمان و تنها را استخدام می کنندــ” اگر آنها یک فرد بدون مدارک شناسایی (بدون اسناد هویتی)  را بکشند، هیچ چیزی کم نمیشود”ــ و کار کردن مانند یک برده برای پیدا کردن یک جای خواب بر روی زمین.

 مرکز صلیب سرخ به دنبال مسؤلیت هماهنگی ملی برای کودکان و نوجوانان بدون همراه در سویدن است.

مارتین ارنلوف خاطرنشان می کند: شهرداری ها (کمون ها )  نیز به یک وظیفه ی روشن و مشخص و همچنین به کمک های مالی  نیاز دارند تا بتوانند مسؤلیت حل مشکل مسکن برای این گروه را بر عهده بگیرند.

وی همچنین می خواهد تأکید کند که برای عده ی زیادی از افراد بی سرپرست تنها که به سویدن آمده اند، اوضاع خوب بوده است.

ــ او می گوید: آنها به تحصیلات خود در رشته ی آشپزی یا دستیار پرستار ادامه می دهند، جواز رانندگی (لیسنس)  خود را می گیرند و نخستین کار جانبی خود را دریافت می کنند. وی می گوید که این افراد خود را با جامعه ی سویدن وفق داده اند و افراد فعالی در این جامعه هستند.

ترجمه از صفیه وحیدی

منبع :

https://www.svt.se/nyheter/inrikes/ensamkommande-saljer-sig-for-mat-och-boende

وکیل بخاطر ملاقات گروهی با مشتریان متقاضی پناهندگی اخطار دریافت مینماید

بی اعتنایی جدی به رسم و آئین خوب وکالت خوانده شده ، وقتی یک وکیل بعنوان دستیارو مشاور پناهندگی ، سه موکل خود را بدون رضایت آنها ، برای یک نشست مشترک و گروهی در دفتر خود فرامیخواند.

این وکیل همچنین آگاهانه ازوارد شدن به دلایل پناهندگی موکلان خود قبل از  مصاحبه های شان در اداره مهاجرت خود داری کرده  و هم چنان مهلت زمانی  برای شکایت و تجدید نظرپیرامون رد درخواست پناهندگی شان را از دست داده است .

یک موکل اسبق از وکیل خود که بعنوان مشاوروکیل در بخش دوسیه پناهندگی خود دریافت کرده بود به انجمن حقوقدانان شکایت نموده بود . موکل ، که اهل افغانستان است و در آن زمان زیر سن  بود، در شکایتنامه خود  اظهار داشته بود که وی برای اولین بار قبل ازمصاحبه پناهندگی در سال 2016 به دفتر وکیل فراخوانده شده بود.

” وقت نداشت ”

در دفتر[وکیل ] دو جوان دیگر افغان  که این وکیل از ایشان وکالت مینمود  و همچنین سرپرست های ( gode män) آنها نیز حضور داشتند  و از طریق تیلفون یک مترجم نیز وصل بود. یک مشتری (موکل ) اظهار داشته که ”او بخشی از [دلایلی] را باخود داشت که نمی خواست دیگران آن را بشنوند”. با این حال ، هنگامی که پناهجویان در مورد بیان کردن  و گفتن  کیس های شان در یک گروپ [با حضور داشت افراد مختلف] اعتراض نمودند وکیل برایشان توضیح داده بود  که او وقت ندارد تا هریک آنهارا یکایک ملاقات نماید و او ”صد دوسیه دارد ”.

پس ازاینکه محکمه مهاجرتی به تجدید نظر درخواست مشتری [ پناهجو] رای منفی داد ، وكیل قول داده بود که از این رای محکمه مهاجرتی به مرجع بالاتر شکایت نماید و تقاضای تجدید نظرنماید. با این حال ، مشتری [ پناهجو] پس از آن نامه ای [ ازاداره مهاجرت ] دریافت کرد که در آن آمده بود که رای محکمه قوت اجرایی پیدا نموده است، زیرا تقاضای تجدید نظر[ شکایت بمرجع بالایی ] در مهلت معین صورت نگرفته بود .

اطلاعات را تأیید می کند

وکیل در یک اظهار نظر خویش به انجمن وکلا اساسا اطلاعات مشتریها[ موکلین ]  را تأیید کرده ، اما استدلال نموده  که این کار با یک ”روش مناسب” انجام شده است. این یک ”استراتژی آگاهانه” بوده است که  همزمان با سه پناهجو جلسه  دادرسی داشته باشیم – این در مورد متقاضیان زیر سن از یک کشوربوده  که به یک زبان صحبت می کردند و درهمان زمان در یک کمون  زندگی می کردند وبه یک مکتب می رفتند.

به گفته وكیل این جلسه عمدتاً درمورد ارائه اطلاعات در مورد روند پناهندگی در یك گروپ بود – سپس به هر كدام از مشتریان [موکلین ]  اجازه داده شد كه با  سرپرست هایشان  وارد شوند و صحبت های جداگانه كنند. در این زمینه وکیل  درمورد موارد حساس تر ، مانند خشونت در خانه  و سوء استفاده جنسی سوال نموده است. وی همچنین در مورد دلایل پناهندگی  مشتریان[ موکلین]     ” فوق العاده سطحی ”  تماس گرفته است  – اما در عین حال اظهار داشت که  او در کار قبلی خود به عنوان مسوول رسیدگی(handläggare )  به  دوسیه های پناهندگی  به این نتیجه رسیده بود که این ممکن ” مزیت داشته باشد که اگر متقاضی که نزد او نشسته داستان خود را قبل از مصاحبه خود در اداره مهاجرت بیان نکند ”.

چندین نقطه نظر

وكیل مسوولیت نفرستادن بموقع  درخوست تجدید نظر [ شکایت به محکمه مافوق مهاجرتی] رابعهده خود گرفته و با یک تبصره علاوه مینماید که مساله  جوازتجدید نظر(prövningstillståndsfråga ) که او و مشتری [ موکل ] باید تقاضا مینمودند  توسط محکمه مافوق مهاجرتی (محکمه عالی د رامور مهاجرت)  هم قبل و هم بعد از مدتی كه تجدید نظر آنها باید روی میز محکمه قرار میداشت ، پاسخ منفی داده شده بود.

اکنون کمیته انضباطی انجمن حقوقدانان  اقدامات وکیل را ازچندین نقطه نظرمورد انتقاد قرار میدهد.

از اطلاعات خود وکیل  مشخص برمی آید که او قبل از مصاحبه موکل در اداره مهاجرت قصدا وارد دلایل پناهندگی مشتری [موکل] خود نشد که به معنای عدم مراقبت و بی اعتنایی به مکلفیتهای وکیل  میباشد.

بی اعتنایی و نقض شدید

یک وکیل بادرنظر داشت مکلفیتهای خود در زمینه محرمیت باید بیشتر ” توجه  به محرمیت مسایل مربوط به موکلین خود” نماید. در این حالت ، مشتریان[ موکلین]  بدون رضایت شان به یک جلسه مشترک و گروهی فراخوانده شده اند. وكیل با اقدامات خود به طور جدی به رسم و آئین خوب وکالت صدمه وارد نموده است.

همین موضوع  در مورد موفق نشدن [ بموقع نفرستادن ] درخواست  تجدیدنظر[ شکایت ] از  تصمیم محکمه  مهاجرتی به محکمه مافوق مهاجرتی که نقش تعیین کننده داشت ،  نیز صدق می کند.اکنون به وكیل اخطار داده میشود و مبلغ 5000 كرون بخاطر اقدامات  خود جریمه میگردد.

ترجمه از نسیم سحر

اصل مطلب در لینک زیر:

https://www.dagensjuridik.se/nyheter/advokat-varnas-efter-gruppmote-med-asylsokande-klienter/?utm_campaign=unspecified&utm_medium=email&utm_source=apsis

سویدن خواستار آنست تا ایران به خانواده های قربانیان غرامت بپردازد

سویدن ، کانادا ، بریتانیای کبیر ، اوکرائین و افغانستان خواستار آن هستند که ایران به بستگان قربانیان طیاره سقوط داده شده با پرواز  (PS752 )  غرامت کامل بپردازد.

ان لیند (Ann Linde ) وزیر امور خارجه سویدن می گوید که شناسایی قربانیان [فاجعه دلخراش] در مرحله نهایی قرار داشته, اما ممکن است مدتی طول بکشد تا همه قربانیان شناسایی شوند.

 ان لیند (Ann Linde ) به آژانس  خبری تی تی ( TT) سویدن می گوید : از آنجا که تفاوت بزرگی وجود دارد که  شخص در کدام قسمت طیاره نشسته بوده ، اعضای باقیمانده بدن در کدام حالت قرار دارند  و این میتواند زمانگیر باشد . برخی [ کار ها ] می تواند به سرعت  انجام شود وبرخی دیگر می تواند زمان بسیار طولانی را در برگیرد.   نباید اشتباه صورت گیرد ، هنگامی که شناسایی  تمام گردد، بستگان و اقارب قربانیان باید 100 درصد مطمئین گردند که بقایای اجساد،  واقعا ازعزیزانشان میباشند.

[”سقوط هواپیمای اوکرائین؛ نشست لندن: ایران باید مسئولیت کامل بپذیرد و غرامت بپردازد.

وزاری خارجه پنج کشوری که اتباع  آن‌ها در سرنگونی طیاره  مسافربری اوکرائین با موشک سپاه پاسداران کشته شدند، گفته‌اند که تهران باید ”مسئولیت کامل” این سانحه را پذیرفته و به خانواده‌های قربانیان غرامت پرداخت کند.

آنها همچنین خواستار محاکمه عاملان سانحه شدند.

وزرای خارجه کشورهای کانادا، بریتانیا، اوکرائین، سویدن و افغانستان امروز در نشستی که در لندن در رابطه با سقوط این هواپیما(طیاره ) برگزار شد، شرکت کردند. هدف از این نشست اعمال فشار بیشتر بر حکومت ایران برای پاسخگویی درباره هدف قراردادن این هواپیمای (طیاره )  مسافربری بود.

وزرای خارجه این پنج کشور در بیانیه‌ای که در پایان این نشست منتشر کردند، به نکاتی اشاره کردند که می‌تواند مشخص کننده ”تعامل آن‌ها” با مقامات ایران در این زمینه باشد.

از جمله اطمینان یافتن در این مورد که ”ایران مسئولیت کامل سرنگون کردن هواپیمای بوئینگ 737 را پذیرفته و وظایفش را نسبت به خانواده‌های قربانیان و سایر بخش‌ها از جمله پرداخت غرامت” انجام می‌دهد.

کشورهای شرکت کننده در این نشست همچنین خواستار ”تحقیقات مستقل و شفاف بین المللی” تحت نظارت کنوانسیون سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی” با شرکت کشورهایی شدند که شهروندانشان ( اتباع )  در این سانحه کشته شدند.

در این بیانیه پنج کشور همچنین خواستار ”دسترسی کامل و بدون مانع” به مقامات ایران برای فراهم کردن خدمات قونسولی و شناسایی و بازگرداندن قربانیان ”با شایستگی” و براساس خواسته‌های خانواده های آنها شدند.

پس از این نشست وزرای خارجه کانادا، بریتانیا، سویدن، اوکرائین و افغانستان در کنفرانسی خبری شرکت کردند.

در این نشست فیلیپ شامپین، وزیر خارجه کانادا گفت: ”تنها راهی که جامعه بین المللی به ایران اعتماد کند شفاف بودن این تحقیقات است. ما از دولت ایران خواستیم که در همه مراحل شفاف عمل کند و کارشناسان بین المللی را دخالت دهد.”

او همچنین گفت که ممکن است تحقیقات در این مورد ”چندین ماه و یا چندین سال طول بکشد”.

وزیر خارجه کانادا در این نشست خبری تاکید کرد: ”می‌دانیم این حادثه اتفاق افتاده اما نمی‌دانیم که چگونه اتفاق افتاده اما تحقیقات است که نشان می‌دهد دلیل این مسئله چه بوده است.

آقای شامپین در بخش دیگری از این نشست خبری گفت که ”سوالات خیلی زیادی” در مورد این سانحه وجود دارد، خانواده‌ها به همراه کشورهایی که در این نشست شرکت کردند و جامعه جهانی ”همه خواستار پاسخ هستند”.

او همچنین بر ضرورت جلوگیری از وقوع حوادثی مشابه تاکید کرد.

در هشتم جنوری، ساعاتی پس از حمله موشکی ایران به پایگاه‌های امریکا در عراق که به تلافی کشته شدن قاسم سلیمانی به دست امریکا بود، یک هواپیمای مسافربری از نوع بوئینگ ۷۳۷ متعلق به خطوط هواپیمایی اوکرائین دقایقی بعد از بلند شدن از فرودگاه امام خمینی تهران سقوط کرد.

منابع ایرانی علت سانحه را نقص فنی اعلام کردند اما سه روز بعد و پس از انتشار اطلاعاتی مبنی بر اصابت یک موشک به هواپیما بوسیله منابع غیر ایرانی، ایران رسما اعلام کرد که این هواپیما به اشتباه هدف پدافند سپاه پاسداران قرار گرفته است.

رهبران اوکرائین و کانادا خواهان همکاری کامل ایران و مجازات مقصران شده‌اند”]      [ متن از بی بی سی ]

گزارش روزنامه سوینسکا داگبلادت(Svd ) را  در زمینه  در لینک زیربخوانید:

https://www.svd.se/linde-vi-kommer-att-stalla-krav-pa-iran

نشریه فریا اطلاعات نادرست درمورد رزاق احمدزی نشر کرده است

یوتیبوری پستین ( GP) بررسی مینمید. نشریه پاپولیستی (شهرت طلب ) راست گرایانه فریا تیدر( Fria tider)  یک مرد افغان از شهریوتیبوری(Göteborg)  را به دلیل دریافت پول تقاعد مادرش که مدت ها پیش فوت کرده بود, معرفی منفی مینماید. در عین حال آنها روزنامه یوتیبوری پستین( GP,Göteborg-posten) را به خاطرنا دیده گرفتن اخبار از جمله چیزهایی که از طرف عضو پارلمان سویدن از حزب مودراتها ، حنیف بالی(Hanif Bali) به اشتراک گذاشته شده بود، متهم ساختند. اما اطلاعات به دست آمده نادرست است: خانم متوفی (مادر رزاق احمدزی) هیچ پول تقاعد بعد از فوتش دریافت نکرده است و آن مرد هم که به عنوان رهبر حزب معرفی شده است، بر طبق اظهارات ”روند سبز” افغانستان معاون ”روند سبز” نمی باشد.

در اوایل سال 2017 پولیس سویدن یک نامه از شخص ناشناس را دریافت کرد. رزاق احمد زی که اکنون 63 ساله است، به اتهام ربودن مادرش به افغانستان و اختلاس پول تقاعد او متهم شد. تحقیقات مقدماتی با دستیار پولیس کارل یوهان ساندبرگ(Karl-Johan Sundberg) آغاز شد. او می گوید که این پرونده( دوسیه )  در ابتداء به عنوان یک پرونده ( دوسیه ) سرقت انسانی و یا خیانت به دولت شناخته شد.

ـــ ساندبرگ(Sundberg) می گوید: وقتی اطلاعات را بررسی کردیم، اطلاعات دقیق نبودند وبعد از گذشت چند ماه ،  ما بررسی را متوقف نمودیم.

اما ماجراء به همین جا ختم نشد. دو شب قبل از شب سال نو عیسوی (کریسمس) 2019، نشریه پاپولیستی راست گرایانه فریا (Fria tider )مقاله ی جدیدی را در مورد چگونگی تقلب رزاق احمدزی با کمک های بلا عوض و تقلب در دریافت حقوق بازنشستگی ( تقاعد) مادر فوت شده اش، منتشر کرد. آنها همچنین در این مقاله نوشتند که یوتیبوری پستین (GP) از انتشار شواهد و مدارکی که در مورد این تقلب به دست آورده اند، چشم پوشی کرده است. در عوض، سایتی که طبق یک گزارش از شورای رسانه های سویدن، بخشی از محیط رادیکال توده ای پاپولیستی راست گرایانه است، توانست همان اطلاعاتی را که یوتیبوری پستین(GP)  دریافت کرده بود را در عرض یک هفته به نشر برساند. اما اطلاعات حاصل شده که نشریه فریا تیدر (Fria tider)    بدون دلایل واثبات حقایق منتشر ساخته است، صحیح نمی باشد.

شرکت را در یوتیبوری اداره میکرد

یوتیبوری پستین (GP) در عرض چند هفته، اقدامات رزاق احمدزی را در سویدن مورد بررسی قرار داده است. وی درگیر انتخابات اخیر افغانستان بوده است و علاقه مندی زیاد نشان داده است و به گفته خودش می تواند درتشکیل دولت آینده موضع گیری کند. در عین حال، او مدت طولانی در یوتیبوری زندگی و چندین شرکت را در آنجا اداره کرده است. وی هم اکنون در پی ورشکستگی یکی از شرکت هایش و پرداخت نکردن قرضه های بانکی، صدها هزار کرون از طریق سازمان مالیات سویدن به دولت بده کاراست( قرضداردولت است). زمانی که سازمان ضابط (Kronofogden)  رای پرداخت بدهی ها در جستجوی او بود، او بعضی اوقات در دسترس نبود.

دلیل آن چی بود؟

ــ [رزاق احمدزی میگوید ] در آن زمان من بسیارمریض بودم و حالت خوبی نداشتم. تمام ماجراء دردوسیه مریضی  من است. او از طریق تیلفون از افغانستان به یوتیبوری پستین (GP) میگوید: من در آن زمان بسیار افسرده و بیمار بودم و توان رفتن به سازمان های مختلف را نداشتم، به همین سبب امکان این وجود داشت که من شاید متوجه بعضی از پست ها نشوم و به تمام قرارها نتوانم بروم. یوتیبوری پستین (GP) بعد از انجام یک سری تحقیقات به چندین تصدیق طبی ( از داکتران)  در مورد وی دسترسی پیدا کرد که در آنجا تایید شده است که این شخص به خاطرمشکلات روحی در طول پاییز و زمستان 2016 مریض شناخته شده است و می تواند از کار کناره گیری و استراحت نماید. با این حال، بخش ضابط  (Kronofogden)  برای تماس و دسترسی به وی، بعدا نیز تلاش کرده است.

آیا شما کدام دارایی در افغانستان دارید تا بتوانید از آن برای پرداخت قرض هایتان استفاده کنید؟

ــ من هیچ دارایی در افغانستان ندارم. آنچه که در مقاله سایت فریا تیدر(Fria tider) در مورد یک ویلای شیک و اشرافی نوشته شده است، خانه ای قدیمی است که من در آنجا درخانه یکی از دوستانم کرایه نشین  استم و گه گاهی که می آیم در آنجا سکونت دارم.

انکار عضویت ایشان توسط حزب 

در اوایل پاییز گذشته، انتخابات افغانستان بود. نتیجه، که در تاریخ 22 دسمبر به دست آمد، نشان دهنده آن بود که اشرف غنی، رئیس جمهور فعلی افغانستان احتمالا دولت را دوباره تشکیل می دهد. یکی از جنبش هایی که از رئییس جمهور حمایت کرده است، ”روند سبز” نامیده می شود که به ریاست امرالله صالح، وزیر امور داخله سابق و نامزد معاون ریاست جمهوری است که با رئیس جمهور فعلی، کاندیداتوری را بر عهده داشت. فریا تیدر (Fria tider) مینوسد که رزاق احمدزی به عنوان مدیر تبلیغاتی انتخاباتی به همراه نامزد معاون ریاست جمهوری، ”روند سبز” را رهبری می کند. اما وقتی یوتیبوری پستین (GP) با این جنبش تماس می گیرد، می فهمد که رزاق حتی عضو این جنبش هم نیست. طارق احمدی، مدیر رسانه ای ”روند سبز” در پیامی به یوتیبوری پستین (GP) می نویسد: ”اظهارات وی و یا ادعای هر کس دیگری مبنی بر عضویت یا رهبر بودن وی دروغ می باشد”. با این حال، به گفته ی خود رزاق احمدی، وی بخشی از یک جنبش است که ”دولت ساز” یا ” سازنده ی اجتماع” نامیده می شود و از رئیس جمهور حمایت می کند. او ادعا می کند که مسئولیت این جنبش را در منطقه ای در مرکز کابل بر عهده دارد. اینکه او در دولت آینده ی افغانستان نقش خواهد داشت یا نه، هنوز مشخص نیست.

ــ آنها هیچ قولی به من نداده اند و من خود نیز هیچ تقاضایی از آنها نکرده ام. اینکه آنان به نفوذ من در کشور واهمیت اینکه من با تماس های خود میتوانم به آنها کمک کنم را ارزش می دهند یا نه، خواهیم دید. او به یوتیبوری پستین (GP) می گوید: شاید شود و شاید هم نه. هیچ چیزی هنوز معلوم نیست. تا فعلا که هیچ خبری نیست.

به گفته ی فریا تیدر (Fria tider) او از هویت کاذب استفاده می کند. آنها این امر را بر مبنای این واقعیت قرار می دهند که نام وی به جای ( g )  با ( q ) در سویدن ثبت شده است.  همچنان تاریخ تولد وی در یک فلم تبلیغاتی می بایست در سال 1961 ذکر شده باشد، نه در سال 1956 که در سویدن ثبت است. یوتیبوری پستین (GP) یک کاپی از پاسپورت این شخص را به دست آورده است که در آنجا تاریخ تولد وی همان تاریخی است که در سویدن ثبت شده است. نام وی نیز با ( q ) در افغانستان املا می شود. احمدزی میگوید که هنگام ورود وی به سویدن فقط مترجمان ایرانی وجود داشته است و به همین دلیل املای نام وی اشتباه شده است ( به خاطر لهجه های متفاوت). او فکر نمی کرد که این اشتباه املایی در نامش نقش بسیار اساسی داشته باشد، ازهمینرو برای تغییر نام خود در سویدن اقدام نکرد و برایش مهم نبود.

پرداخت حقوق تقاعد مادر وی پس از وفاتش متوقف شد 

اما بزرگترین اتهام در مقاله ی فریا تیدر(Fria tider) بر علیه رزاق احمدزی این است که وی با کمک هزینه ی دولت و از طریق دریافت حقوق تقاعد مادرش که خیلی وقت پیش فوت کرده است، زندگی می کند. به اینگونه که مادر وی در جنوری سال 2017 در کابل فوت کرده است وهنوز حق دریافت حقوق تقاعد خود را در سویدن دارد، با وجود اینکه وی مرده است. در این متن، هیچ کمک هزینه ی دولتی دیگری، به جز دریافت حقوق تقاعدی این خانم ذکر نشده است و رزاق احمدزی اظهار می دارد که هیج گونه هزینه ی پرداختی، به جز یک حقوق تقاعدی محدود برای خودش، از طرف مقامات سویدن دریافت نمی کند. به عنوان مثال، اطلاعات مربوط به تامین اجتماعی نیز محرمانه هستند ولی در غیر اینصورت، وی به گفته ی خودش، بعد از ورشکستگی اش با کمک خرجی فرزندانش زندگی کرده است.

اطلاعاتی که یوتیبوری پستین (GP) از اداره بازنشستگی ( ریاست تقاعد) به دست آورده است، نشان می دهد که مادر وی دارای حقوق تقاعدی و کمک هزینه ی مسکن بوده است، اما فقط تا جنوری 2017 ادامه داشته است.

یوهان اندرشون (Johan Andersson) ، دبیر مطبوعاتی بخش بازنشستگی ( اداره تقاعد) در ایمیلی به یوتیبوری پستین (GP) می نویسد:” پرداختی که شخص در سال 2017 دریافت کرده است، 12205 کرون به صورت خالص در ماه است”.

در جنوری سال 2017، هر دوی آنها، هم اداره بازنشستگی ( اداره تقاعد ) و هم اداره مالیات، اطلاعات از یکنفر ناشناس، مشابه آنچه پولیس دریافت کرده بود را، دریافت کردند و نامه هایی به مادر رزاق ارسال کردند و از او خواستند که در حضور مقامات حاضر شود. طبق اعلام اداره بازنشستگی( اداره تقاعد) ، پرداخت حقوق تقاعد این زن، در 2 فبروی [2017]، مسدود شد.

از یادداشت های اداره در این پرونده ( دوسیه ) نیز مشخص می شود که رزاق احمدزی، خود شخصا در اوایل فبروی سال 2017 از دفتر خدمات این اداره در هیسینگن (Hisingen) بازدید کرده و فوت مادرش در افغانستان را به اطلاع آنها رسانده است.

                 ”هیچ پولی، حتی یک اوره هم از حقوق تقاعد مادرش دریافت نکرده است”

اینکه مادرش از مرگش مستمری ( پول تقاعد) دریافت نکرده است، برای سایت فریا تید(Fria tider) شناخته شده است. این سایت بعدا در مقاله اش اضافه کرد که اداره بازنشستگی ( تقاعد) پرداخت ها را در سال 2017 مسدود کرده است. در مقاله ای دیگر به نظر می رسد که مستمری ( پول تقاعد) این خانم تا زمان مرگش پرداخت شده است. با این وجود، هنوز هم در سایت نوشته شده است که رزاق احمدزی از حقوق تقاعدی مادری که مدت ها پیش فوت نموده، استفاده کرده است. این مقاله به طور گسترده ای توسط رسانه های وفادار به روسیه، روسیه امروز (Russia Today) و [نشریه روسی] اسپونتیک  (Sputnik)، رسانه های افغانستان و نماینده پارلمان حنیف بالی ( از حزب مودراتها ) Hanif Bali  منتشر شده است.

ــ رزاق احمدزی به یوتیبوری پستین (GP) گفته است که حتی یک اوره (Öre) از پول تقاعدی مادرش را دریافت نکرده است. او می گوید که به دلیل مریضی مادرش و اینکه او نمی توانست امور مالی خود را اداره کند، یک وکالتنامه برای حساب بانکی او داشته است.

وی همچنان بیان می کند که دلیل اینکه مادرش فقط به عنوان کسی که از کشور خارج شده است ثبت شده است و ثبت نشدن وفاتش به خاطر این بوده است که اینکار بدون گواهی مقامات افغانستان امکانپذیر نیست. این مسئله در یادداشت های اداره بازنشستگی ( اداره تقاعد) سویدن نیز آمده است.

در اسنادی که توسط یوتیبوری پستین (GP) بیان شده است آمده که:” وی منتظر صدور گواهی ( تصدیق)  فوت است که لازم به تإیید ادارات مختلف کشور می باشد”. با این حال، تاکنون هیچ گونه گواهی فوت ( تصدیق فوت ) صادر نشده است.

ــ رزاق احمدزی می گوید: من به آنها گفتم که این کار یک روند کاملا پیچیده است و من نیز هیچ امکاناتی برای گرفتن چنین گواهی ای ( تصدیق ای )  ندارم.

پس از مراجعه به اداره امور بازنشستگی ( اداره تقاعد) و یک سری تحقیقات، این مادر به عنوان مهاجر خارج شده از کشور در اداره امور مالیات سویدن، ثبت شد. پس از آن، یک سری اطلاعات از سوی افراد ناشناس و از طرف پولیس هم ارایه شد که نشان دهنده آن بود که مادر وی در کشور سویدن حضور نداشت. رزاق احمدزی می گوید: یکی از کسانی که اطلاعات نبودن مادرش در سویدن را به اداره مالیات ارسال کرده بود، خود وی بود. اینها ثبت نشده اند، اما از آنجایی که او مسئول امور مادرش نبود و حتی به نام پسرش در سویدن ثبت نشده بود، قادر به ارسال اعلان جابجایی مادرش، بر اساس اداره مالیات نبود.

اطلاعات نادرست در مورد وام ویا قرضه

تحقیقات پولیس که بسته شد و ادامه پیدا نکرد، نشان دهنده آن بود که رزاق احمدزی مادرش را دراوایل سال 2016 به افغانستان ربوده و از حقوق تقاعدی اش به طور نادرست استفاده کرده است. در تاریخ 27 فبروری 2017، در یکی از گزارشات تحقیقات اولیه ای [پولیس ] که ادامه پیدا نکرد و بسته شد چنین نوشته شده است:” سوالی که نمیتوان رد کرد، اینجا است که (رزاق احمدزی) ازمرگ (مادرش) باخبر بوده است ولی به خاطر به دست آوردن حقوق تقاعدی مادرش بعد از مرگ او، این موضوع را به مقامات سویدن اطلاع نداده است. به هر حال این میتواند در مورد نوعی کلاهبرداری باشد. پیش از این که این گزارشات ارایه شوند، رزاق احمدزی موضوع مرگ مادرش را به اداره بازنشستگی ( اداره تقاعد) اطلاع داده بود. دستیار پولیس، کارل یوهان ساندبرگ (Karl Johan Sundberg) خاطر نشان می کند که رزاق احمدزی هرگز به طور رسمی به جرمی مظنون نبوده است.

ــ کارل یوهان ساندبرگ (Karl-Johan Sundberg) میگوید: و پس از این هیچ تحقیقات مقدماتی دیگر بر علیه وی آغاز نشده است.

اگر اینگونه باشد که مادر او زودتر به افغانستان سفر کرده باشد و با این وجود حقوق تقاعدی تضمینی هم داشته باشد، باز هم این اشتباه است. زیرا فرد در صورت زندگی در افغانستان، حق دریافت تقاعدی در سویدن را ندارد.

رزاق احمدزی می گوید که سفر به کابل، یک مهاجرت دایمی نبوده است بلکه یک سفر موقت بوده است که دراواخر سال 2016 اتفاق افتاده است و با مرگ مادرش در آنجا پایان یافته است. یوتیبوری پستین (GP) از وی درخواست کاپی تکت طیاره از این سفر را داشته است ولی او اظهار داشته است که آنها را ذخیره ندارد. با این حال، داده ها در تحقیقات مقدماتی نشان می دهد که این سفر در پاییز بوده است.

علاوه بر رهبری حزب، سن و حقوق تقاعدی مادرش، یک اطلاعات دیگر هم در مورد این مرد افغان است که با گزارشات داده شده مطابقت ندارد. نشریه فریا تیدر  (Fria tider) می نویسد که این فرد یک سال قبل از مرگ مادرش، زمانی که فعالیت سیاسی اش در حال جلب توجه بود، قرضه های بانکی در سویدن گرفت و همچنین به بدهی ثبت شده ( قرضدار ی ثبت شده ) در اداره ضابط (Kronofogden) اشاره می کند که از قرضه از بانک اس ای ( SEB)  سرچشمه گرفته است. با توجه به اطلاعاتی که یوتیبوری پستین (GP) از نامه بدهی بانک ( SEB) به دست آورد، این قرضه در سال 2011 گرفته شده است، نه یک سال قبل از مرگ مادرش.

سر دبیر نشریه فریا تیدر ت (Fria tider) میگوید ”نمی دانستیم، وقتی این مقاله را نوشتیم”.

نشریه فریا تیدر (Fria tider) توسط یک شرکت محدود استونیایی اداره میشود که فاقد اثبات انتشار در سویدن است و تحت پوشش سیستم اخلاقی مطبوعاتی نیست. این شرکت حداقل تا حدودی متعلق به سر دبیر آن ویدار نورد (Widar Nord) است.

ــ ویدار نورد (Widar Nord) به یوتیبوری پستین (GP) می گوید که اخبار ما در مورد یک سیاستمدار خارجی است که به کمک مالی دولت سویدن است، در حالی که خود در سویدن زندگی نمی کند.

رزاق احمدزی چه کمک مالی از دولت می گیرد؟

ــ نورد (Nord) پاسخ می دهد که علاوه بر آنچه در تحقیقات پولیس بیان شده است، من نمیتوانم دریابم که چه مدرکی در مورد همه ی کمک ها داریم.

در تحقیقات مقدماتی بسته شده ای که به دست یوتیبوری پستین (GP) رسیده است، به هیچ عنوان ذکر نشده است که خود رزاق احمدزی کدام کمک مالی از دولت گرفته باشد زیرا وی در این مدت در مرخصی مریضی بوده است.

پس از مصاحبه، ویدار نورد (Widar Nord) توضیحاتی را ارایه می دهد که در آنجا معتقد است مزایای دریافت حقوق بیماری هم نوعی کمک است. او همچنین حقوق تقاعدی مادر وی را که یک شهروند سویدنی بوده است و تا زمان مرگ خود دریافت کرده است را هم نوعی کمک می داند. در عین حال می نویسد که مزایایی که به آن اشاره کرده است در سال 2017 متوقف شده است، تقریبا بیش از 2 سال پیش است که پرداخت نشده است. بنابراین رزاق احمدزی هیچ کمکی دریافت نداشته است، چه اکنون و چه در زمان انتخابات، چیزی که روزنامه ی اوقات فراغت (Fria tider) در عنوان و خلاصه مقاله ی خود بیان کرده است.

ویدار نورد (Widar Nord) در طول مصاحبه می گوید که او نمی داند که رزاق احمدزی خود به اداره امور بازنشستگی ( اداره تقاغد) برای اطلاع دادن از مرگ مادرش مراجعه کرده است.

ــ ویدار نورد (Widar Nord) می گوید: این اطلاعاتی نیست که من دریافت کرده ام. ممکن است او خودش این گزارش را داده باشد ولی ما این را نمی دانستیم زمانی که ما این مقاله را نوشتیم. او به پاورقی این مجله که اخیراّ به مقاله اضافه شد، اشاره می کند که اداره امور بازنشستگی ( تقاعد) حقوق مادر را مسدود کرده است.

ویدار نورد (Widar Nord) در ایمیلی که بعد از مصاحبه فرستاده است، اظهار می دارد که یکی از انگیزه های رزاق احمدزی برای اینکه خودش شخصا این قضیه را به اداره بازنشستگی ( تقاعد) گزارش داده است می تواند به خاطر این باشد که او از طرف پولیس برای بازجویی فراخوانده شده بود.

بازرس پولیس به یوتیبوری پستین (GP) می گوید که رزاق احمدزی هرگز به طور رسمی مظنون نبوده و یا برای بازجویی فرا خوانده نشده است. چنین اطلاعاتی در تحقیقات مقدماتی که بسته شد نیز وجود ندارد. نورد اظهار می دارد که حتی سایر مقامات هم زودترازاین با احمدزی به تماس شده اند.

ویدار نورد (Widar Nord) می نویسد: ”زمانی احمدزی پرداخت ها را متوقف ساخت که در عرض تقریبا نیمی از سال، نامه هایی از طرف اداره مالیات دریافت کرده بود که در آنجا آمده بود که راز وی فاش شده است”.

اما بر اساس هر دو اداره امور مالیات و بازنشستگی ( تقاعد) ، هیچ گونه اطلاعاتی در مورد این پرونده ( دوسیه ) یا مسدود شدن حساب تقاعدی مادرش وجود ندارد. همچنین هیچ اسنادی در مورد نامه هایی که قبل از 2017 ارسال شده باشد، ثبت نشده است.

چه مدرکی دارید که نشان می دهد احمدزی یک سیاستمدار برتر است؟

ــ او در فیسبوک خود نوشته است که مدیر مبارزات انتخاباتی برای ائتلاف است که ”روند سبز” بخشی از آن است. ما میدانیم که او یکی از چهره های پیشرو است.

شما ادعا میکنید که ”او مالیات دهنده گان را با سن و هویت کاذب فریب می دهد”

ــ هر کسی میفهمد که این می تواند یک تقلب باشد که در نامش q به g تبدیل شود. او همچنین در فلم تبلیغاتی اش می گوید که در مارچ 1961 تولد شده است. این دو مسئله باعث اشتباه می شود که چنین فکری در مورد وی شود که او با هویتش فریب خورده است.

ادعای شما این است که او یک ویلای بسیار شیک در یکی از مناطق منحصر به فرد کابل دارد، شما این اطلاعات را از کجا آورده اید؟

ــ این اطلاعات را افراد ناشناسی به ما گزارش داده اند و ما نتوانسته ایم آن را کنترول کنیم. او بعدا به یوتیبوری پستین (GP) می گوید که عکس و فلمی از احمدزی در این ویلا دیده است و برای اینکه این ویلا را ویلای شیک خود بنامد، این مرد افغان مجبور نیست مالک آن خانه باشد. ویدار نورد (Widar Nord) با قاطعیت می گوید که رزاق و همسرش سال های سال در سویدن زندگی نکرده اند، بلکه در افغانستان بوده اند.

شما چگونه خبر دارید که او کی در افغانستان بوده است و چه وقت در سویدن بوده است؟

ــ ویدار نورد جواب می دهد که ما دقیقا نمیدانیم ولی نگاهی به فیسبوکش بیندازید. او در فیسبوکش همیشه از افغانستان ظاهر میشده است.

گزارش از :

ترجمه از صفیه وحیدی 

منبع:

https://www.gp.se/nyheter/gp-granskar/razaq-ahmadzai-blev-felaktigt-uth%C3%A4ngd-av-fria-tider-1.22594183?fbclid=IwAR0_vClQvHtrPAdIkM6uYlj1NpIB3o_HLYhLcenlcbOa3fvqOL7A2wcJZHk

!تشکر از تمام مهاجرانی که سویدن را بهتر می سازند

تصویراز مهاجرت هیچ وقت به سیاهی امروز نبوده است. اکنون مهمترین وظیفه ، برجسته ساختن  چهره های مهاجرینی است که برای سویدن ای بهتر تلاش می کنند.

پرستار( نرس) ، نالین پکگل  (Nalin Pekgul ) در شام 24 دسمبر در تویتر خود اینگونه نوشت: من هم اکنون در روز یول افتون(شب کرسمس) از ساعت 7-21 کار  کرده ام به خاطریکه بتوانم کمی خوشحالی به خانواده های پرستار مسیحی تقدیم کنم. مزیت فرهنگ های متنوع این است که در عیدهای سنتی میتوان به راحتی رخصتی گرفت.

نالین پکگل اولین مسلمانی بود که در پارلمان سویدن جای گرفت و در طول سالها یک تن از اعضای داخلی حزب سوسیال دموکرات ها بود. زمانیکه او به فعالیت های سیاسی اش در سال 2011 خاتمه داد دوباره به سر وظیفه ی سابق خود که پرستاری بود بازگشت به جای اینکه مانند بقیه رهبران سیاسی سابق از پول مالیات دهنده گان لذت ببرد.

کمتر افرادی مانند نالین پکگل به خاطر عقاید ضد افراط گرایی اسلامی اش مهم شمرده شده است. در حالیکه بقیه از پشت میزهای کاری خود به اصطلاح میجنگیدند, نالین جنجال و اعتراضات خود را در محله های منزل خود به میدان برد. او یک مدتی به نشانه ی اعتراض با دامن های کوتاه و پاهای برهنه به خاطر همبستگی با زنانی که جرات لباس پوشیدن به سلیقه ی خود را ندارند,در کوچه و خیابان راه میرفت.

تغییر چشمگیر در دیدگاه به مهاجرت

طی چند سال اخیر دیدگاه به مهاجرت دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. تا پاییز سال 2015 یک چهره از دروغهای ایده آل و سرنوشت ساز حاکم بودند, به طورمثال مهاجرت پناهنده گان به سویدن به عنوان یک سود برای سویدن تلقی می شد. صداهای متعجب به گوش میرسید که چرا مالمو به میلیاردها کرون از خزانه داری سویدن برای ادامه ی راهش نیازمند است ولی امروزه این اعتراضات از بین رفته است. در طی سال 2019 این داستان سرانجام کنار گذاشته شد. بسیاری از مردم بین گسترش بیش از حد مهاجرین در طول دهه ی 2000 و مشکلاتی که سویدن با آن دست و پنجه نرم میکند ارتباط برقرار کردند. این امر نه تنها در مورد انفجارها و عوامل شلیک باند ها, بلکه در مورد نا موفقیت های درسی شاگردان مکتب, بیکاری, کمبود مسکن, کسری بودجه در شهرداری (شاروالی ) های آسیب پذیر, افراط گرایی نابرابری رو به رشد, نابرابری عمومی و غیره صدق میکند.

جای تعجب نیست که آیا این تغییر سریع چشم انداز باعث ایجاد بحران اعتماد شده است. همان افرادی که اطمینان داشتند همه چیز به خوبی پیش می رود, اکنون برای حل مشکلات پیچیده ای که به وجود آمده است خواهان حکم رأی دهنده گان هستند. اما این عدم اعتماد به مهاجرین به عنوان یک گروه سرایت می کند و متأسفانه چنین روندهایی قابل مشاهده است.

افراد زیادی از همان منتقدین با استعداد خود متولدان خارج از کشور سویدن هستند.

 این ممکن است یک ایده ی پیش یا افتاده باشد اماهنوز هم شایسته تأکید است: این بسیار مهم است که در سیاست مهاجرین و مهاجرپذیری یک سری تغییراتی ایجاد شود.

نکته ی قابل ذکر این است که سویدن یک سیاست غیر مسؤلانه ای را دنبال کرده است و بدهی بزرگی برای ادغام به وجود آورده است. اما این یک امر کاملآ متفاوت است که با افراد خارجی و مهاجرین یک برخورد متفاوت شود. سویدن افراد زیادی را پذیرفته است که به شیوه های مختلف به خوبترین اهداف مشترک مان کمک مینماید . آنها در سکوت زحمت می کشند, زنده گی خود را می کنند و مالیات پرداخت می کنند.بعضی از آنها با تلاش, نیروی درونی و استعداد خود به مقام های عالی   می رسند و مثلا در انستیتوت کارولینسکا( Karolinska institutet ) یا (شرکت ) کلارنا (Klarna ) راه  می یابند. جالب اینجاست که چندین تن از همان خشن ترین و با استعدادترین منتقدین سیاست مهاجرین ، افرادی هستند که خارج از کشور سویدن متولد شده اند. حنیف بالی (Hanif Bali) , تینو سنندجی (Tino Sanandaji)  و توماس گور(Thomas Gür) . به همین ترتیب اردلان شکرآبی (Ardalan Shekarabi)  و آیدا هادیالیچ (Aida Hadzialic)  از آن نمونه هایی استند که در رده های برتر حزب سوسیال دموکراتها هستند که پیشتر به صورت واضح در بحث و مناظره شرکت کرده اند.

جالب توجه است که افرادی که خود به سویدن مهاجرت کرده اند, در حد امکان به خاطر مرزهای باز تلاش می کنند. اما مطمئناً این طور نیست. برخلاف ، در مناطق دارای محرومیتها عواقب مهاجرت گسترده بوضاحت بمشاهده میرسد. در اینجا که محدودیت مکانی (  trångboddheten ) مانند فقدان زبان سویدنی در مکاتب برای شاگردان تازه وارد که پیوسته سرازیر میشوند ، احساس میگردد.

سرازیر می شود.

مصطفی پنجشیری پولیس سابق به تفاوت های واقعی معتقد است!

دو نفری که به طور خستگی ناپذیر برای کم کردن مشکلات ادغام پذیری در سویدن کار می کنند مصطفی پنجشیری و حمید ظفر اهل افغانستان هستند. مصطفی پنجشیری یک افسر سابق پولیس است که هم اکنون در سرتا سر کشور برای سخنرانی کردن برای مهاجرین سفر میکند. تصور کردن همچنین فرد مهمی در دهه های 2020 در کشور سویدن دشوار است. این فرد در حین حال می تواند یک الگوی زنده برای همه ی جوانهای افغان که در سالهای اخیر وارد کشور سویدن شده اند باشد و یک راهنمای مهم در جامعه ی سویدن.

مصطفی پنجشیری هرگز از چیزی پرده پوشی نمیکند بلعکس به وضوح در مورد درگیری های فرهنگی که در مورد حقوق زنان است, تمایلات جنسی و سایر موارد صحبت می کند. اما در عین حال او همچنین با گرمی در مورد سفرهای ذهنی که بسیاری از افغان ها در برخورد با سویدنی ها انجام می دهند می گوید. قبل از کریسمس او در فیسبوک خود ابراز آرزویی را کرد که ما باید از دیدن افغان ها به عنوان یک گروه همگون و شبیه به هم خودداری کنیم. ”آنها افرادی با پیشینه, تجربه, سطح تحصیلات و علایق مختلف هستند. بعضی ها از حومه ی شهر و بعضی ها از شهر های بزرگ آمده اند. برخی فقیر و برخی ثروتمند هستند. آنها متفاوت هستند, آنها شبیه به هم هستند, آنها آدمهایی مثل من و تو هستند”.

حمید ظفر مدیر سابق توانست با ترکیبی از نظم و انظباط و انتظارات بالا از شاگردان  یک مکتب  در بیسکوپسگوردن (Biskopsgården) را از بحران نجات دهد. کمتر افرادی در روبرویی با مشکلات مکاتب  می توانند بهتر از او باشند.

هوشدار به آرمانهای بی حد و مرز چپ و جنگ فرهنگی راست!

نالین پکگل, مصطفی پنجشیری و حمید ظفر دقیقا از آن نوع نیروهای سازنده ای هستند که در ساخت سویدن  جدید مورد نیاز خواهند بود. پس از سال انکار(انکار از موفقیتها)  و بعد از زمان واکنش شدید( بعد از زمان خماری) , باید اتفاقی رخ بدهد. همبستگی بی حد و مرز چپ اعتبار خود را از دست داده است و جنگ فرهنگ راستگرا کاملا نتیجه معکوس میدهد.

اینکه  این جاده چگونه برای  کشور مهاجر پذیر سویدن به نظر خواهد رسید, هنوز باقی مانده است. اما بعضی از نکات مهم و قابل یادآوری می توانند اینها باشند: یک سیاست سخت مهاجرت و جرم و جنایت و همچنین تمرکز بیشتر به نظم درمکاتب و محیط های عمومی. درعین حال گنجانیدن بیشتر  سویدنیت( خواص بیشتر سویدنی ) که درآن چیزهایی مانند کشور مبدا و دین از اهمیت ثانوی و دومی  برخوردار میباشند.

 شاید که امیدوار به قطبی شدن بیش از حد عصر باشیم. اما واقعاً بسیار عالی است که نگران وضعیت کشورسویدن  باشیم  و در عین حال نسبت به چگونگی جشن گرفتن عید رمضان کنجکاوباشیم وهم  در یک کافی زبان یعنی مکان هایی که مردم برای صحبت کردن جمع میشوند با یک جوان افغان که حکم اخراج از سویدن را گرفته ، احساس همدردی کنیم. 

سال نو تان مبارک!

ترجمه از صفیه وحیدی

منبع :

https://www.expressen.se/ledare/anna-dahlberg/tack-till-alla-invandrare-som-gor-sverige-battre/?fbclid=IwAR0JHNEu1ruRa5m3Nxbbyozvc1dYXhkwF7upwnQUjg-x9DhDsM5jzHpCkYM