انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

حقوقدانان ووکلاي سويدني : جرات انتقاد از اداره مهاجرت را نداريم

حقوقدانان ووکلاي سويدني : جرات انتقاد از اداره مهاجرت را نداريم

http://www.stockholmian.com/news/persiska/2011/10/010_encrypt.htm

"امکان تسليم تقاضاي جديد پناهندگي پس از گذشت ۴ سال", معني آن چيست؟

استکهلميان – هزاران متقاضي پناهندگي پس از دريافت آخرين پاسخ منفي به درخواست پناهندگيشان بصورت غير قانوني در سوئد باقي مي مانند تا شايد ”دري به تخته بخورد” و در آينده اي کاملا نامعلوم گشايشي در کارشان پديد آيد.

بخشي از اين گونه متقاضيان پناهندگي مي دانند, و دسته بزرگي نيز نمي دانند, که پس از گذشت چهار سال از زمان آخرين پاسخ منفي خود مجددا از اين امکان برخورداند که تقاضاي پناهندگي جديدي تسليم اداره مهاجرت سوئد نمايند. اما بسياري از اينگونه متقاضيان معني قانوني تسليم يک تقاضاي پناهندگي جديد پس از گذشت چهار سال و پيامدهاي آن را نمي دانند

جهت روشن نمودن اين موضوع, يک بار براي هميشه, به سراغ مرکز اطلاعات ايرانيان سوئد مي رويم و پرسش و پاسخ مفصلي را در اين رابطه با اين مرکز انجام مي دهيم که مانند هميشه آخرين و موثق ترين اطلاعات در رابطه با امور اداري و مهاجرتي را در اختيار استکهلميان و ديگر علاقمندان قرار مي دهد.

استکهلميان: کلا معني اينکه يک متقاضي پناهندگي پس از ۴ سال مي تواند يک تقاضاي جديد تسليم کند چيست؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: معني آن خيلي ساده اين است که پس از گذشته ۴ سال از آخرين تصميم اتخاذ شده در رابطه با يک پرونده پناهندگي آن تصميم مشمول مرور زمان شده و در نتيجه يک متقاضي مي تواند يک تقاضاي جديد تسليم کند.

استکهلميان: معني تسليم ”يک تقاضاي جديد” چيست؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: متاسفانه بسياري تصور مي کنند که معني تسليم يک تقاضاي جديد پناهندگي پس از گذشت ۴ سال اين است که تقاضاي قديمي و قبلي پناهندگيشان ”صفر کيلومتر” شده و در نتيجه مي توانند از اول يک تقاضاي پناهندگي کاملا جديد و نو تسليم کنند. اما اينگونه متقاضيان بايد بدانند که سايه تقاضاي پناهندگي قبليشان براي هميشه بر روي همه درخواست هاي پناهندگي بعدي آنان سنگيني خواهد کرد. چنانچه دلايل تقاضاي پناهندگي اول يک متقاضي پناهندگي براي مثال فعاليت در يک حزب سياسي بخصوص بوده اين متقاضي پناهندگي در صورت گذشت ۴ سال از آخرين تصميم منفي تقاضاي اول و تسليم يک تقاضاي جديد نمي تواند ناگهان با يک گردش ۱۸۰ درجه اي ادعا کند که مثلا همجنسگرا بوده و دليل تقاضاي پناهدنگي اش همجنسگرايي است. به عبارت ديگر اگرچه  ظاهرا يک ”تقاضاي جديد” تسليم مي شود اما تقاضاي جديد نمي تواند کاملا مستقل و بدون توجه به تقاضاي پناهندگي اول فرد که اطلاعات مربوط به آن براي هميشه در نزد اداره مهاجرت سوئد محفوظ است تسليم شود وگرنه ضرر آن بيش از نفع آن براي متقاضي خواهد بود.

استکهلميان: بر اساس تجربه شما شانس آن دسته از متقاضيان پناهندگي که پس از ۴ سال باقي ماندن در سوئد و مشمول زمان شدن تقاضاي اولشان يک تقاضاي جديد تسليم کرده اند جهت دريافت پناهندگي و اقامت تا حدي بوده است؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: اينگونه متقاضيان تا سال ۲۰۰۹ داراي شانس نسبتا خوبي بودند که در صورت تسليم يک تقاضاي مستدل قانوني موفق به اخذ پناهندگي و متعاقب آن اقامت شوند. اما دادگاه عالي مهاجرتي يا همان
Migrationsöverdomstole
که مي توان گفت در رابطه با پرونده هاي پناهندگي نقشي مشابه ”ديوان عالي کشور” را دارد در سال ۲۰۰۹ طي تصميمي تاييد نمود که متقاضياني که به تصميم منفي اداره مهاجرت سوئد و پس از آن دادگاه مهاجرتي مبني بر رد تقاضايشان و خروج از سوئد احترام نگذاشته و بصورت غير قانوني در سوئد باقي مانده اند امکان اندکي جهت گرفتن اقامت بر اساس تقاضاي جديدي که پس از مشمول زمان شدن تقاضاي پناهندگي اول تسليم مي شود خواهند داشت. اتفاقا همين جمعه گذشته نيز آقاي ”ميکائل ريبن ويک” رئيس دايره حقوقي اداره مهاجرت سوئد در برنامه خبري ”راپورت” تلويزيون ملي سوئد حاضر شد و با اشاره به اين تصميم دادگاه عالي مهاجرتي که حکم خط مشي در تصميمات آينده هم اداره مهاجرت و هم دادگاه مهاجرتي است اعلام نمود که شانس اينگونه افراد پس از تسليم يک تقاضاي جديد بعد از گذشت ۴ سال, با توجه به خط مشي اعلام شده از سوي دادگاه عالي مهاجرتي, ”بسيار ناچيز” است.
استکهلميان: آيا با وجود چنين شانس اندکي توصيه مي کنيد که متقاضيان پناهندگي مخفي پس از گذشت ۴ سال يک تقاضاي پناهندگي جديد تسليم کنند؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: صد درصد اما نه با اميد زيادي جهت گرفتن پناهندگي و اقامت. بلکه دليل اصلي توصيه ما مزاياي ديگري است که شخصي که بصورت مخفي در سوئد زندگي مي کند پس از تسليم يک تقاضاي جديد مي تواند مجددا از آنها استفاده کند.

استکهلميان: چه مزايايي؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: جاي توضيح نيست که زندگي بصورت غير قانوني در سوئد بسيار مشکل است. يک متقاضي پناهندگي پس از چهار سال اقامت غير قانوني مي تواند با تسليم يک تقاضاي جديد, حداقل در طي مدت محدود ديگري مجددا برخي از مزاياي يک زندگي قانوني در سوئد را بدست آورد. براي مثال حق کار کردن قانوني, حق استفاده از خذدمات درماني و يا رفتن به مدرسه.

استکهلميان: پس اگر درست متوجه شده باشم فايده تسليم يک تقاضاي جديد پس از ۴ سال بيشتر اين است که شرايط زندگي دشوار بصورت مخفي را براي مدت محدود ديگري کمي بهتر کرد؟  در اينصورت رسيدگي اين تقاضاي دوم چقدر به طول مي انجامد؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: درست متوجه شديد. به اعلام اداره مهاجرت سوئد از روز تسليم تقاضاي دوم تا زما
ن پاياني پروسه آن حدود ۱۰ ماه (کمتر يا بيشتر) بطول مي انجامد که به معني ۱۰ ماه زندگي کمي انساني تر پس از ۴ سال شرايط دشوار زندگي غير قانوني براي اين افراد خواهد بود.

استکهلميان: يکي از کارمندان مرکز اطلاعات ايرانيان چندي پيش به يکي از همکاران استکهلميان گفته بود که اين مدت رسيدگي ۱۰ ماهه مي تواند فرجي جهت دريافت اقامت از طريق قانون اقامت کاري باشد. اين يعني چه؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: يک متقاضي پناهندگي مخفي که پس از ۴ سال و مشمول زمان شدند تقاضاي پناهندگي قبلي اش تقاضايد پناهندگي جديدي تسليم مي کند از همان روز اول حق کار کردن دارد و چنانچه کمي شانس آورده و رسديگي به تقاضاي دومش به اندازه کافي طول بکشد و وي بتواند به مدت معيني که در قانون اقامت کاري (شش ماه) مشخص شده در سوئد سابقه کار قانوني داشته باشد اين شانس را دارد که در صورت دريافت پاسخ منفي به درخواست دوم پناهندگيش از طريق قوانين مربوط به اقامت کاري اقدام کرده و شانس خود را جهت دريافت اقامت آزماش کند.

http://www.hambastegi.org/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=102:1389-05-28-22-46-08&catid=2:etelaeye&Itemid=3 

حريق جان هفت پناهجوي افغان قفل شده را در ترکيه گرفت

به اساس گزارشهاي مطبوعات سويدن به نقل از آژانس هاي خبر رساني سويدن ( تي تي ) و اي اف پي ، هفت پناهجوي افغان که توسط قاچاقبران در يک مسکن در محله فقير نشين استانبول ترکيه قفل شده بودند ، به اثر يک حريق به روز يکشنبه گذشته ( 9 اکتوبر 2011 ) به هلاکت رسيدند. پوليس ترکيه دو نفر را به ارتباط اين حادثه دستگير کرده اما شخص سومي که متهم به قاچاقبري است ، مورد تعقيب ميباشد. حريق در حومه سلطان غازي استانبول بوقوع پيوسته است . برطبق آژانس اناتولي ، اين پناهجويان افغان بنا بر قفل بودن مسکن از بيرون نتوانستند که ازحريق شدن نجات يابند . برطبق اظهارات پوليس تمام قربانيان حريق و( يا قربانيان رفتار بيرحمانه قاچاقبران انسان ها )، مهاجرين مرد وبدون اسناد قانوني به اميد رسيدن به کشور هاي غربي بودند . اين حادثه غم انگيرو اسفناک در تمام روزنامه هاي معتبر سويدن نشر گرديده است

Inlåsta migranter dog i brand

Inlåsta migranter dog i brand

Turkisk polis har gripit två personer efter en brand i en slumbostad i Istanbul, som krävde sju afghanska migranters liv på söndagen. En tredje person, som beskrivs som misstänkt flyktingsmugglare, efterspanas.

Branden ägde rum i förstaden Sultangazi. Enligt nyhetsbyrån Anatolia kunde afghanerna inte undkomma eftersom dörren var låst utifrån.

Enligt polisen var alla dödsoffren män och illegalt invandrade med hopp om att ta sig till Västeuropa.

 

 

 

عشق

نوشته ای از محمد شفیع نجیم معاون بخش فرهنگی انجمن افغانها

سر دفتر عالم معانی عشق است
سر بیت قصیده ای جوانی عشق است
ای آنکه خبر نداری از عالم عشق
این نکته بدان که زندگانی عشق است

شروع سخن
عشق از نیازهای مبرم در حیات معنوی یک شخص، یک جامعه و حتی یک ملت بشمار میآید. عشق انسان را به مقام والای انسانیت میرساند، انسان را تحریک به کوشش و سعی و تلاش بی پایان وامیدارد. برای رسیدن به آرمانهای معنوی عشق را باید وسیله ساخت تا به آن نایل آمد. عشق است که برای انسان آرامش درونی را بار میآورد، همچنان عشق دارای ابعاد گوناگون و دایره ای آن خیلی وسیع است. فرد از راه ابراز عشق و مورد عشق قرارگرفتن موجودیت خود را اعلام میدارد. عشق چه در گونه ای جسمانی و چه در گونه ای عرفانی آن دقیقا از خطی میگذرد که با انبار ناآگاه رابطه میگیرد. عشق در مفهوم عرفانی آن گذشته از آنکه بیانگر اشتیاق پیوستن به نور آلهی است، بیانگر عشق مریدانه نیز است

ریشه ای پارسی واژه ای عشق
در گذشته پنداشته میشد که واژه ای عشق ریشه ای عربی دارد ولی عربی و عبری هردو از خانواده ای زبانهای سامی اند. دیدگاه جدید پزوهشگران اینست که واژه ای «عشق» از « اسکه» اوستائی به معنی خواست، خواهش و گرایش، ریشه میگیرد که آن نیز با واژه ای اوستائی «اس» به معنی خواستن گرائیدن، آرزو کردن و جستجو کردن پیوند دارد.
واؤه ای عشق
مهر، شیدائی، شیفتگی، دوستگانی، کامخواهی، به حد افراط و پریشانی دوست داشتن، از خود بیخود و در معشوق محو شدن میباشد.
عشق آفرین
آفریننده ای عشق، آنخه با جاذبه های شگفت انگیز یا با جلوۀ زیبائی خود در آن تولید عشق کند
عشق آمیز: با عشق درآمیخته شده
عشق افلاطونی
عشق است که روح انسان سودای آن را از دیدار زیبائی مطلق، جمال مطلق در عالم مجردات ، پیش از آمدن به دنیا با خود دارد و درین دنیا نیز همه به سودای عشق او از پی جاذبه های زیبائی میرود ولی چون در هیچیک از آنان کمال مطلق مثال مجرد را نمی یابد پس پیوسته آرزوی بازگشت به عالم مجردات و واصل شدن به آن معشوق ابدی را دارد.
عشق اکبر: اشتیاق به لقای حق و معرفت ذات و شهود و ویژگی های ذات مطلق است.
عشق اوسط: عشق حکما و فلاسفه به دانش.
عشق باختن: اظهار دلدادگی نیاز کردن.
عشقباز: عاشق پیشه، عاشق عشق.
عشقبازی: مهرورزی، عمل عشقبازی با معشوق
عشق حقیقی: عشق دیدار معشوق حقیقی کردن که ذات مطلق حق تعالی است.
عشق عقلی: عشق متوجه به ذات حق تعالی است
عشق نوازی: زمزمه ای عاشقانه، خواندن بر معشوق.
عشق ورزی: عشقبازی و اظهار نیاز به معشوق میباشد.
چون در بالا گفته امد که عشق دارای ابعاد مختلف و هم دایره ای آن خیلی وسیع میباشد. سپس نویسندگان، شعرا و فلاسفه هریک در مورد عشق و مفهوم آن طرز تفکر جداگانه دارند.
بقول مولانا جلال الدین بلخی رومی خداوندگار بلخ، عشق را رسیدن به خدا، مردن را توصیه میکند و در نظر مولانا مرگ انسان را از منجلاب با گرداب نفس و نیاز آزاد میکند و با پایان یافتن زندگی جسمانی روح انسان نزد خدا(ج) معشوق میرود.
بمیرید، بمیرید در این عشق بمیرید
درین عشق چو مردید، همه روح پذیرید
بمیرید، بمیرید وزین مرگ مترسید
کزین خاک برآیید، سماوات بگیرید
اما مولانا در جای دیگر نگاه کاملا زمینی به عشق دارد.
ای قوم به حج رفته کجائید کجائید
معشوق همینجاست بیائید بیائید
در بادیه سرگشته شما در چه هوائید
او وصیت میکند یعنی به خانه ای خدا نروید، معشوق حقیقی در به دیوار شماست.
مزلوی دانشمند امریکائی عشق را از بعد دیگر مینگرد یعنی پس از غذا و امنیت عشق را سومین نیاز انسان میداند، او معتقد است عشق و محبت و باهم بودن و متعلق به کسی بودن از نیازهای جسمی انسان سرچشمه میگیرد ولی نباید با آن همسان گرفته شود.
افلاطون 2400 سال قبل در مورد عشق چنین گفته بود:
افلاطون در کتاب مهمانی خویش مفهوم عشق را از زبان کسانی از جمله سقراط 3 و اریستوفانیس4 که برای بحث پیرامون معنی آن دور هم نشسته بودند، چنین بیان میدارد:
و عشق آتش میل پیوستن است…. هدف عشق آفریدن زیبائی و نیکوئی است و برای اینکه بتوان به این هدف دست یافت باید با زیبایی های جسمی آغاز کرد و سپس هر مرتبتی بالا رفت تا به مطلق رسید.
و این هم سخن چند از دالای لاما مرد مدیر و سیاستمدار چین باشنده ای شهر تبت که در مورد عشق چنین نگاشته است:
1 ـ به اجرا درآمدن تمامی ابعاد عشق در زندگی امری زمان گیر و دشوار خواهد بود، اما این سبب نمیشود که شما انگیزه ای تان را از دست بدهید، هر انسان که خواهان آزادی بشر است باید بداند که عاشقی تنها راه رسیدن به این هدف میباشد.
2 ـ عشق نقطه ای مرکزی زندگی انسان است.
عشق سرمنشأ رسیدن بشر به شادابی است و نیازدرونی ما به آن در بطن هسته ای اولیه ای زندگی مان نهفته است.
3 ـ قلب عاشق برخورداری از یک ذهن سالم و پسندیده، قلبی سرشار از محبت و نیکی و احساسات مثبت و گرم، مهمترین عوامل در مؤفقیت زندگی ما میباشند.
4 ـ عشق حقیقی
عشق حقیقی هرگز بر پایه ای وابستگی و دلبستگی های زود گذر استوار نمیباشد.
5 ـ عظمت عشق مادرانه
احساس مادر نسبت به فرزندش از بهترین و والاترین نمونه های عشق است. یک مادر برای امنیت، محافظت و سعادت ف
رزندش حاضر است به هر نوع فداکاری و ایثار در زندگی اش دست بزند.
باالاخره سخنان دالای لاما را با جملات دیگر که در مورد عشق چنین بیان فرموده است به پایان میرسانم.
عشق انسان را به همه چیز میرساند، عشق انسان را راهنمائی میکند تا به هر آنچه در زندگی وجود دارد دست یابد.
اگر بپذیرید که همگان در پی شاد زیستن هستند، براحتی با محبت کردن و عشق ورزیدن به بزرگترین دشمنان خود، افرادی که به آنان آسیب میرسانند و سختی که به ایشان روا میدارند غلبه خواهند کرد.
از نبشته های بالا بر میآید که عشق را در مفهوم وسیع آن نمیتوان در یک دایره محدود کرد. همینطور بیان و یا اشاره به عشق اسطوره ای در ادب شعر فارسی هم وصف زیبائی است و هم بنیان معنوی عشق را در گستره ای مفهومی اجتماعی برمیتاباند.  
 اشاره به عشق لیلی و مجنون، وامق و عذرا، خسرو و شیرین، شیرین و فرهاد، ویس و رامین و یوسف و زلیخا ازین جمله اند. در متن تمامی اشارات شاعران به این عشقها نکات بسیار ظریفی نهفته است که هم بیانگر شور و احساس انسانی با درک زیبایی شناسانه است و هم در برگیرنده ای مفهوم ژرف فلسفی و عرفانی است.
همچنانکه عشق در مفهوم وسیع آن نمیتواند تنها به حیطۀ رابطه ای صرفا جسمانی و عشقبازی محدود ماند و یا آنکه صرفا نمیتوان آنرا در مفهوم عشق الهی محدود کرد، اشاره ای شاعران بلندپایه و متفکر فارسی در برگیرنده ای همین ادراک همه جانبه است.
چنین شاعرانی با نگرش فیلسوفانه از معنای عشق درک پربار اجتماعی و تاریخی و زیبائی شناسانه ای خود را با بیان لطیف شعر درآمیخته اند. به قول دوکتور سید حسین نصر اغلب شاعران ما دید فلسفی و عارفانه داشته اند. آنها فیلسوف به معنی عام اند.
از نوشته های فوق دریافتم که نایل شدن به عشق باید قلب را از وسوسه، غیبت، دروغ، تزویر و حیله مصفا و صیقل نمود، همچنان نهال عشق را باید در خانواده و وجود خویش غرس کرد.
در خانواده هائیکه نهال عشق غرس شده است بی تردید که اعضای آن خانواده بدون کینه، عقده و غیره در جامعه عرض اندام مینمایند.
هرگاه در خانواده هائیکه نهال عشق و محبت وجود ندارد، اطفال شان که مردان و یا زنان آینده ای جامعه میباشند، عقده مند، کینه توز و غیره بار میآیند.
سپس مایان باید تا حد امکان باید هریک نهال عشق را در کانون خانوادگی خویش غرس نمائیم تا آن با عشق حقیقی بارور شده و ثمر نغزی بدست آوریم. غرس کردن نهال عشق و محبت در یک جامعه و حتی ملت را باهمین شیوه که گفته آمد مصدق است.

نویسنده: محمد شفیع نجیم معاون بخش فرهنگی انجمن افغانها
زیرنویسها
1 ـ کتاب ژرف اندیشی
2 ـ آریانا بدون مرز

اکراه متقاضيان پناهندگي از تسليم تقاضاي پناهندگي در فنلند

اکراه متقاضيان پناهندگي از تسليم تقاضاي پناهندگي در فنلند

http://www.stockholmian.com/news/persiska/2011/10/006_encrypt.htm

آسان ترشدن مهاجرت نیروی کار

ازهفته ی آینده شیوه ی جدیدی دررابطه با مهاجرت نیروی کاربه سوئد به اجرادرخواهدآمد. اداره ی کل امورمهاجرت تصمیم گرفته است که باهدف کوتاه کردن زمان بررسی تقاضاها به یک هفته، به برخی از شرکت ها امکان دهد تا وظایف ادارات و سازمان های مربوط به این امررا به عهده بگیرند.
دراجرای این شیوه ی جدید درابتدا چندشرکت بزرگ مانند اریکسون و ايکي يا اجازه خواهندیافت تا مستقل از اداره مهاجرت، تمام پروسه ی مهاجرت نیروی کار را از بررسی تقاضانامه ها و ایجاد تماس با متقاضیان دریافت مجوزکارو همچنین سندیکاها، شخصا انجام دهند

منبع : سايت پژواک. 

Migrationsverket vill skärpa lag för unga gravida

Migrationsverket misstänker att det ibland ligger tvångsäktenskap bakom när gravida tonårsflickor söker uppehållstillstånd i Sverige, och nu vill de ändra lagen.

 

 

– Det rör sig om misstankar om att ett äktenskap inte ingås frivilligt, säger Jonas Lindgren som är verksamhetschef på Migrationsverket.

 

– Men det är väldigt svårt att få konkreta bevis så att mörkertalet är säkert ganska stort. Det är ju också graviditeter man kan tro har kommit till för att stärka möjligheter att få bifall på en ansökan.

 

Omyndiga personer kan normalt sett inte få uppehållstillstånd i Sverige med anledning av att personen är gift med någon som bor i Sverige.

 

– Det är lättare för en minderårig kvinna att få uppehållstillstånd i Sverige om det finns ett gemensamt barn eller om kvinnan är gravid. Med det upplägget ser vi en fara att man gagnas av att göra sin blivande fru eller sin nyblivna hustru gravid om man vill stanna i Sverige.

 

Migrationsverket vill nu skärpa lagstiftningen.

 

– Lagen i dag ger oss ganska få möjligheter att skydda de här kvinnorna, för att även om vi misstänker att det är ett tvångsäktenskap vi ser framför oss så ska vi bevilja båda parter uppehållstillstånd.

 

Men är det bara ett sätt att kunna säga nej till den som söker sig till Sverige?

 

– Tanken som vi har är inte att man ska säga nej till den ena eller ja till den andra, utan det handlar om att bättre tillgodose kvinnans rätt till skydd, säger Jonas Lindgren vid Migrationsverket.

http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=83&artikel=4725467

 

Migrationsverket gör få utredningar om tortyr

Trots att uppemot hälften av alla asylsökande uppger att de utsatts för tortyr så görs det enligt Röda Korset väldigt få medicinska utredningar på Migrationsverket.

 

 

Förra året fälldes Sverige i Europadomstolen för att inte ha gjort en ordentlig medicinsk utredning och Alexandra Segenstedt som är jurist på Röda korset tycker att det borde ha fått Migrationsverket att ändra sina rutiner.

 

– Vi ser att personer som utsatts för tortyr får trovärdigheten ifrågasatt och då borde man ha gjort en ordentlig tortyrskadeutredning så att det görs en korrekt medicinsk bedömning 

 

Många asylsökande har utsatts för tortyr. Nahid Hammerholm berättade i programmet Tendens om sin tid i ett iranskt fängelse och den grova misshandel hon utsattes för där. Bland annat fick hon sina tånaglar utdragna.

 

– Vid varje nagel jag kände nu jag dör, ”Jag kan inte klara den här smärtan”. Smärtan är inte bara fysisk utan psykisk. Du känner dig helt ensam och hopplös.

 

Förra året fälldes Sverige av Europadomstolen. Migrationsverket ansåg att det inte var tillräckligt säkert att personen torterats och avslog ärendet. Men Europadomstolen ansåg att det borde ha gjorts en grundlig medicinsk utredning.

 

Enligt Alexandra Segenstedt på Röda korset visar domen att Migrationsverket har skyldighet att utreda vid tvivel om tortyr.

 

– Europadomstolen var ju tydlig med att bevisbördan faller över och vi ser ju inte att det har skett någon förändring efter detta domslut vilket är olyckligt.

 

Men Mikael Ribbenvik, rättschef på Migrationsverket tycker att det görs tillräckligt många utredningar och att inte att domen går att generalisera.

 

– Nej, vi har många experter som titta på domen som menar att man inte kan dra sådana långtgående slutsatser.

 

Under hösten kommer den svenska Migrationsöverdomstolen att ta upp ett nytt fall som kan få betydelse för praxis.

 

Nahid Hammerholm har fått behandling i Sverige och känner inte längre hat.

 

– De kan inte tvinga mig att bli som dem. Jag är en god kvinna med massa dåliga erfarenheter men värdighet också.

 

 

توقف اخراج علی منصوری در فرودگاه امستردام

علی منصوری( پناهجوي ايراني ) از جمله پناهجویانی ست که اخراج او در اثر مقاومت های خود وی  و اعتراض های بقیه ی مسافران هواپیما  که از هلند عازم ایران بود، متوقف شد

جمعه ی گذشته، ۲۳ سپتامبر، علی منصوری توسط پلیس با یک هواپیمای خصوصی به امستردام در هلند برده شد تا از آنجا از طریق پرواز دیگری  به ایران اخراج شود. اما این اخراج به دلیل مقاومت های او و همچنین اعتراض هائی که از سوی برخی از مسافران ایرانی داخل هواپیما  صورت گرفت، انجام نشد. خلبان هواپیما اعلام کرد که حدود یکساعت از وقت پرواز گذشته و او حاضر نیست بیش از این پرواز را به تاخیر بیاندازد. به این ترتیب علی منصوری با همان هواپیمای خصوصی مجددا به سوئد برگردانده شد و اکنون در بازداشتگاه کمپ پناهندگی مرشتا به سر می برد. توضیحات بیشتر را می توانید در گفتگوئی که صبح امروز با او انجام داده یم بشنوید

منبع : راديو پژواک.