انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

حدود اختیار رسانه ها در اعلام نام و ملیت مجرمین

روزنامه ی افتون بلادت، یکی از روزنامه هایی ست که اخیرا خبر یک تجاوز گروهی را با تاکیدبر ملیت تجاوزکنندگان، منتشرکرد.  یکی از مسئولان این روزنامه در گفتگویی با پژواک و درپاسخ به این پرسش که چرا باید نام افراد و ملیت آنها برده شود، گفت که نوشتن یا ننوشتن این اطلاعات به خود روزنامه نگار مربوط می شود و درمورده یک تجاوز که توسط چندتن از آسیب دیدگان جنگی دریک کمپ پناهندگی انجام شده، لازم است که اطلاعات بیشتری درمورد خشونت آمیزبودن این تجاوز داده شود

گفتگو با شعله ايرانی فعال سياسی و مدير نشريه آواي زن و نسيم سحرفعال اجتماعی و رئيس انجمن افغانها در سويدن در زمينه

http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=2493&artikel=5090491

"نگاهی به رمان "از هرات تا تهران

اثری از: محسن نکومنش فرد

نگارندۀ سطور آتی نه رمان نویس است و نه منتقد ادبی فقط دیدگاه یک خواننده کتاب رمان « از هرات تا تهران » را به روی صفحۀ تحریر درج کرده است. البته نویسنده رمان و خوانندگان عزیز، کمی ها و کاستیهای در متن این نوشتار را به بزرگواری خود مورد بخشش قرار دهند
مختصری در مورد پیشینه مهاجرت افغانها به ایران
فصلنامه مهاجرت افغانها به ایران اولین بار در زمان ریاست جمهوری محمد داود، اولین رئیس جمهور افغانستان که پس از سقوط نظام سلطنتی در افغانستان به قدرت رسید بین سالهای 1352 تا 1357 خورشیدی آغاز گردید

در زمان ریاست جمهوری محمد داود بدون اینکه تفاهم نامه ای رسمی میان دولتین افغانستان و ایران به امضا رسیده باشد در مقابل رفت و برگشت اتباع افغانستان که غرض جستجوی کار به ایران میرفتند کدام ممانعت جدی ایجاد نمیگردید. در آنزمان اقامت افغانها در ایران زمان بندی شده، مؤقتی بود و هیچ افغانی در ایران نیت ماندگاری نداشت و صرف انگیزه های اقتصادی باعث سرازیر شدن افغانها به کشور ایران میگردید
وقوع کودتای ثور(اردیبهشت) 1357 خورشیدی در افغانستان توسط چپگراهای متمایل به نظام سوسیالیستی شوروی آنزمان که پیامد آن اختناق، کشتار و جنگ داخلی در افغانستان بود، عرصه را برای کسانیکه از نگاه حکومت مارکسیستی تازه به قدرت رسیده در افغانستان غیرخودی پنداشته میشدند تنگ ساخت و ناگزیر اولین جرقه های مهاجرت افغانها بسوی ایران و پاکستان آغاز گردید و بعد از تجاوز ارتش سرخ در افغانستان این پروسه تشدید گردید و در زمان جنگهای داخلی میان تنظیمهای جهادی و متعاقب آن به قدرت رسیدن طالبان این پروسه ادامه یافت
به دنبال کودتای ثور در افغانستان تنها چند ماه بعد در 22 دلو(بهمن) 1357 خورشیدی در ایران هم انقلاب مردمی که خصوصیت ضد امپریالیستی داشت پیروز گردید. در اوایل طوری پنداشته میشد که به علت موجودیت خصوصیت مشترک ضد امپریالیستی میان هردو دولت نوپا در ایران و افغانستان نوعی تعامل و همکاری بین آنها به میان بیاید ولی قرار گرفتن سکان قدرت بعد از انقلاب مردمی ایران بدست آخوندها ومضاف برآن که قیام 24 حوت(اسفند) 1357 هرات، مداخله مستقیم آخوند های ایران در امور افغانستان تعبیر گردید، قبل ازینکه روابطی میان دو نظام ایدئولوژیک حاکم در دوکشور همجوار شرقی و غربی که هردو از عدالت و مساوات دم میزدند ایجاد گردد از ریشه منتفی گردید
تیره شدن روابط میان ایران و افغانستان به علت ماهیت درونی ایدئولوژی های سیاسی حاکم در دو کشور، در سوی افغانستان افزایش اختناق، کشتار بی رویه و تجاوز قوای شوروی وقت را بدنبال داشت و در سوی ایران هم اشتیاق حکومت آخوندی به صدور انقلاب اسلامی و وقوع جنگ طولانی میان ایران و عراق نیاز مبرم ایران به نیروی کار که بتواند در صورت لزوم هم پشتوانه نیروهای رزمی در جبهه ها باشند و هم جایگزین مناسب نیروی کار عادی و روزمره گردند، از ورود افغانها به ایران استقبال گردید. این رویکرد حکومت اسلامی ایران سیلی از مهاجرین را که عمدتا شیعه مذهب بودند از مناطق مرکزی، شمالی و غربی افغانستان به سوی ایران سرازیر کرد و بعد از اندک زمانی شمار آنها به بیشتر از دوملیون و سه ملیون نفر رسید. حمایت و کمک مالی سازمان ملل متحد به ایران بابت اسکان مهاجرین افغان و هم چنان ایده ای صدور انقلاب اسلامی که توسط آیت الله خمینی ابداع گردیده بود و افغانهای مهاجر نیروهای خوبی برای پیاده کردن این ایده در افغانستان تلقی میشدند دولت ایران را تشویق میکرد به مهاجرین افغان تسهیلات اولیه را فراهم نماید و نحوه ای برخورد در مقابل مهاجرین چه از جانب دولت و چه از جانب مردم ایران ملایم و قابل قبول بود
با پایان یافتن جنگ ایران و عراق، تاریخ مصرف افغانها ( به تعبیر اداره اتباع خارجی ایران «افاغنه») از جانب دولت ایران به انقضا رسید و از جانب دیگر بازگشت نیروهای کاری از جبهه های جنگ بر سر کار های شان که مشاغل شان در زمان جنگ توسط مهاجرین افغان مشبوع گردیده بود خطر جدی را بر ادامه وضعیت نسبتا خوب مهاجرین ایجاد کرد
افغانهای مهاجر بعد از سپری کردن هشت سال در ایران دیگر آن کسانی نبودند که تازه از دهات و روستا ها به شهر آمده باشند و هیچ چیزی را ندانند بلکه در کارهائیکه به آنها سپرده شده بود به آدمهای خبره مبدل گردیده بودند
داشتن تخصص و صداقت کاری و ارائه خدمات ارزان، جایگاه افغانهای مهاجر را به عنوان یک نیروی مورد پسند در میان صاحبان شرکتهای خصوصی ایرانی تثبیت کرده بود و طبعا به ایزای هر افغان شاغل یک ایرانی بیکار میشد و ادامه ای این رویکرد هم برای دولت و هم برای افراد جویای کار مشکل ایجاد میکرد
دولت با پیش گرفتن سیاستهای مزورانه و جدید از نگاه تأثیرات روانی بر افکار عمومی جامعه، به نهادینه کردن افغانی ستیزی پرداخت و در عمل هم با محدود کردن دسترسی بدون تبعیض بچه های افغان در مدارس و نهاد های تحصیلی و وضع سایر قوانین تبعیض آمیز زمینه را برای پایین آوردن و بد معرفی کردن وجه مهاجرین افغان در میان مردم عادی مهیا ساختند
موجودیت فرهنگ تفوق طلبی و حقیر پنداشتن بیگانه های ضعیف در متن جامعه، به تصویر کشاندن افزایش دیاگرام تصاعدی حضور افغانها در ایران، وقوع اتفاقات جرمها و بعضا جنایتها توسط یک کتل
ه ای محدودی از مهاجرین و تعمیم دادن آن به کل افغانها، افغانی ستیزی را بطور بی رویه در ایران تشدید کرد که رمان از« هرات تا تهران » بطور مفصل و دقیق به این موضوع پرداخته است

اما از هرات تا تهران چه گذشت؟
قصه ای انسان های مسافر همیشه قصه ای جابجا شدن بر روی جاده ها و دریاها نیست و قصه ای یک مهاجر افغان هم قصه ای از جایی به جای دیگر شدن نخواهد بود. قصه ای یک پناهجوی افغان قصه انکار هویتی است که نسل فرار کرده از جنگ به آن روبروست
رمان « از هرات تا تهران » نوشته محسن نکومنش فرد، داستان چنین انسانهاییست. انسانهای درگیر سفر بر روی زمین و معلق در سفری در درون خویش
رمان « از هرات تا تهران » دومین رمان منتشر شده از محسن نکومنش فرد، اثری از یک نویسنده انسانگراییست که پیشینه ای ایرانی دارد و در حال حاضر شهروند کشور سویدن(سوئد) میباشد. نکومنش فرد هم اکنون، بعنوان معلم ریاضی و کامپیوتر در یکی از لیسه ( دبیرستان ) های شهر استکهلم شاغل است و در عین زمان عضویت بورد رهبری کمیته سویدن ـ افغانستان را نیز دارا میباشد
محسن نکومنش فرد با پرداختن به رمان « از هرات تا تهران » دین و مسئولیت فردی را ادا کرده است که برخلاف دیدگاه دیگر هم تبارانش علیه خصلتهای مستکبرانه ای معمول در جامعه و سیاستهای بیگانه ستیزانه حکومت کشورش عصیان نموده است که بهتر است انگیزه ای نگاشتن این رمان را از نوشته ای خودش نقل قول نمایم
از همون روز اول، دست کم از روزی که من یادم هست انگار برای این به دنیا آمده ای که به قول خودت اعتراض به بی عدالتی را از کرنای حنجره ات فریاد کنی. معلوم هم نیست که با کدام ترازوی عدالت این بی عدالتی ها را اندازه میگیری و هنوز نفهمیده ام که این مسئولیت سنگین را کی به عهده ای تو گذاشته؟
نویسنده رمان، شیوه ای نگرش یک جانبه و انتزاعی گذشته ای خویش را نسبت مسایل پیرامون اش به انتقاد می نشیند و معنای واقعی این مسئولیت سنگین را که نمیدانسته است کی به عهده اش گذاشته است در برخورد با یک شهروند سوئدی متوجه میگردد.
میتوانی به با سواد شدن بچه های «کشور سابقت» ایران کمک کنی
و تو که ابتدا غیرت ملی ات از شنیدن ترکیب « کشور سابقت » به جوش آمده بود در یک آن به شیوه ای اعجازگونه و ناخودآگاه شیرنی اثباتی را که در نفی پیر مرد مستتر بود در دل احساس کردی و به خود آمدی که او پیش از آنکه در فکر نفی ملیت ایرانی ات باشد ملیت سوئدی ات را به رسمیت شناخته است
پیر مرد سوئدی میگوید: بچه های ایرانی زیادی از امکان تحصیل محرومند
بچه های ایرانی؟
آره، مثلا بچه های ایرانی که پیشینۀ افغانی دارند
میخواستی بگوئی آنها که ایرانی نیستند که یک دفعه پژواک زنگ اخطار تأکید چند ثانیه پیش پیرمرد بر ملیت سوئدی خودت در جمجمه ات پیچید و گفتی:
آره، درست میگی
مباحثه ای نسبتا طولانی که تنها فرازهایی از آن در بالا ذکر شده است باعث میشود که محسن نکومنش فرد با کمیته سویدن ـ افغانستان همکاری را آغاز نماید و در نهایت به نگارش رمان « از هرات تا تهران » بیانجامد
رمان « از هرات تا تهران » که تازگی در اواخر سال 2011 توسط انتشارات آرش ـ استکهلم به چاپ رسیده در 308 صفحه، سی و یک فصل و در اخیر کتاب یک پیوست نگاشته شده است. این رمان که پس از اولین اثر محسن نکومنش فرد یعنی رمان « دوردستهای مبهم » به دست نشر سپرده شده است دومین اثر داستانی از موصوف میباشد.
رمان « از هرات تا تهران » رمانی انسانگرایانه و ادب شناسانه ایست که در آن دو عنصر تخیل و واقعیت با هم تلفیق یافته است و به تشریح زوایای پیدا و پنهان رنجهای نسلی میپردازد که در میان از خود و بیگانه، نا خودی پنداشته میشود. نسلی که نه در مکان خود مجال استقرار یافتن دارد و نه در جای دیگری برایش فضای امنی برای زندگی وجود دارد، نسل همیشه مسافر در جغرافیای زمین و نسل سرگردان میان از خود و بیگانگی
رمان « از هرات تا تهران » امتزاجیست از تجارب شخصی و تصویر سازی نویسنده، که نگارنده رمان با استفاده از جغرافیا و تاریخ وقوع داستان، شخصیتها و فضاسازی های مؤفقش توانسته رمانی خلق کند، متفاوت و درخور تحسین
از مهمترین نوآوری های این رمان، نثری است که نویسنده با ذوق و تجربۀ هنری خویش محملی از گل واژه ها را انتخاب نموده بگونه ای که بطور همزمان به بیان چندین بعد از یک مطلب واحد پرداخته و بدسترس خواننده مشتاق خواندن قرار داده است. اگرچه استفاده از واژه های غلیظ فارسی مانند «مورچه خورت »، « دندون گرد »، « ضربدری » و … ممکن است خواننده افغان این رمان را در فهم مطالب دچار مشکل سازد
رمان « از هرات تا تهران » را میتوان از منظرهای مختلف واکاوی نمود
یکی از شخصیت های تأثیرگزار در داستان، لطیفه است. نویسنده با وارد کردن لطیفه در رمان کوشیده است دغدغه ها و ترسهای یک زن را در مراحل مختلف زندگی از زبان خودش بیان نماید. زمانیکه لطیفه به یاد دوران کودکی اش میافتد و شیرینی عشق کوتاه مدت و زود هنگامی را که با عادل پسر همسایه بسر رسانده بود به خاطر میآورد؛
« تو اونجا ماندی و من به این گوشه دنیا پرتاب شدم کی فکرش رو میکرد، حتی تصور دوری از تو و عمارت برام کابوس بود اونم شاید برای همیشه »
اما عشق دوران کودکی لطیفه به ثمر نمیرسد، بزرگ میشود و با نور محمد ازدواج میکند. تحولات زندگی او را به دیار بیگانه پرتاب میکند و در گوشه ای از دیار مهاجرت تحقیرها و نا مهربانی ها را میشنود و میبیند ولی تحملش بر او طاقت فرسا میگردد؛
« ب
ازم اینجا کنار پنجره نشسته ام. دوست دارم، اینحا کنار پنجره رو دوست دارم. راهی به بیرون دارم ازینجا و چه حس خوبی داره نگاه از بالا به آدم هایی که همیشه از بالا به من نگاه کرده اند. و چقدر کوچیک دیده میشند این آدم ها ازین بالا. »
در طول رمان با دیگر شخصیتهای داستان از طریق راوی آشنا میشویم: نورمحمد همسر لطیفه، کامران پسر لطیفه، کریم دوست نورمحمد، مرجان همسر ایرانی کریم، منوچهر پدرزن کریم، فرامرز برادرزن کریم، حاج حبیب صاحب کار کریم و الهام شهروند سوئدی ـ ایرانی فعال حقوق بشر
داستان طوری شخصیت پردازی شده، اتفاقاتی که برای شخصیتهای داستان و یا پیرامون آنها میافتد راویت صرف یک خاطره و یا یک حادثه نیست بلکه در بعد دیگر عاملی برای تحلیل چند بعدی وقایع، شناساندن آدمهای قصه و همچنین مشخص ساختن پیشینه و خاستگاه آنان نیز هست
چنانچه نورمحمد با مشاهده واکنشی که مردم در مورد تیتر درشت روزنامه های ایران: « مرد افغان زنی را در بیابانهای اطراف تهران پس از تجاوز به قتل رساند » از خود بروز داده بودند، گذشته خودش را به یاد می آورد
« اما بپذیر که عامه مردم اهل ساده سازی اند و بهترین شیوه برای ساده کردن موارد پیچیده تعمیم دانسته ها، ولو دانسته های محدود و معدود است. راستی اگر خودت هم بر صندلی قاضی نشسته بودی چه حکمی صادر میکردی؟ در آن روزها که دادگاه به دست همرزمان قدیمت افتاده بود چه احکامی صادر کردید؟ مگر کسانی را که دست شان به دهان شان میرسید ستونهای سرمایه داری خطاب نکردید؟ مگر یادت رفته تازه در آن روزها انتقادت به عوامل کودتا نرمش در مقابل عوامل سرمایه داری جهانی و فئودالهای افغان بود؟ تازه فهمیدی که حکم کلی دادن میتواند به چه فجایعی ختم شود شاید ازین جهت که امروز خودت در مظان اتهام و مورد تهدید قرار گرفته ای!»
نویسنده خواسته است که با تحلیل جامعه شناسانه حوادث پیرامون نورمحمد در گذشته و حال پدیده ای تعمیم « ار جزء به کل رفتن » را به چالش بکشد
وارد شدن مرجان دوشیزۀ ایرانی که با مرد افغان ازدواج میکند و منوچهر پدر مرجان در داستان، قدری از تراجیدی مقدرات نوشته و نا نوشته برای افغانها می کاهد و طرز تفکر حاج حبیبی و بیرام نفتی دو تن دیگر از شخصیتهای داستان را زیر سئوال میبرد و نشان میدهد که در هیچ جامعه ای همه یکسان فکر نمیکنند و ایران هم ازین قاعده مستثنی بوده نمیتواند.
الهام یکی دیگر از شخصیتهای داستان به راوی داستان کمک میکند که وقایع را به شکل فرامنطقه ای و فراملیتی نگاه کند و از جانب دیگر نشان دهد که احساس تفوق نژادی نه تنها در ایران و افغانستان بلکه در پیشرفته ترین کشورهای جهان هم وجود دارد
« اولین بار در مهد کودک بود که یکی از بچه ها اورا ” کله سیاه احمق” خطاب کرده بود، که اصلا معنیش را هم خوب نمی فهمید. خودش هم تا مدتی بعد از دست هرکسی عصبانی میشد به او ”کله سیاه احمق” میگفت. در مواقع عصبانیت حتی در مقابله با بچه های بور و سفید سوئدی هم همین اصطلاح را به کار میبرد! بالاخره هم وقتی یکروز مادرش را با همین اصطلاح مورد خطاب قرار داد او برایش توضیح داد که این یک لفظ نژادپرستانه است که بعضی سوئدی ها در بارۀ خارجی های مومشکی استفاده میکنند و استفاده ازین اصطلاح هم بسیار کار زشتی به حساب میآید »
گویا کودکی الهام و کامران از دو اتفاق مشابه بهم آغاز شده است، با اصطلاح « کله سیاه احمق » و « افغانی کثافت ». اما الهام؛
« از همان روز به این نکته حساس شد که چرا رنگ مو و پوست او با بچه های سوئدی فرق داشت تا مدتی از مادرش میخواست که موهایش را رنگ موهای بچه های سوئدی بکند »
ولی کامران چی؟
« من نمی دونم ولی من نمیخوام که هرروز مسخره بشم و کتک بخورم. منو به جایی بذارین که پدر و مادرم را نشناسند، بگین شهرستانی هستیم. من که لهجه افغانی ندارم که بفهمند افغان هستم »
الهام و کامران را یک درد مشترک به هم پیوند میدهد ولی الهام « کله سیاه » فقط یک درد دارد و کامران « افغانی » رنجهای بیشمار
در یک نگاه کلی نویسندۀ رمان « از هرات تا تهران » با شناخت دقیقی که از فرهنگ سه جامعه ایرانی، افغانی و سوئدی داشته است با خلق داستانهائی پیرامون الهام و لطیفه و مرجان، نورمحمد و بایرام نفتی، کریم و حاج حبیب، کامران و کاظم، یوسف و صفر و همچنان منوچهر و فرامرز توانسته است ریزترین قضایا را در مورد مهاجرت افغانها به ایران موشگافی کند و از دیدگاه فلسفی و جامعه شناسی به تحلیل بپردازد.
رمان « از هرات تا تهران » روایتگر ناگفته هائیست که تا حالا از دید خیلی ها پنهان مانده بود

بدرود
سید خداداد فطرت
مسئول بخش فرهنگی انجمن افغانها

***

شناسنامه رمان:
نام کتاب: از هرات تا تهران
نوع نگارش: رمان
موضوع: زندگی مهاجران افغان در ایران
نگارنده: محسن نکومنش فرد.
آثار به چاپ رسیده از نویسنده ای این کتاب:
ـ رمان از هرات تا تهران سال 2011
ـ ترجمه ای سوئدی دوردستهای مبهم سال 2009Bleck tillvaroـ
ـ دوردستهای مبهم بزبان فارسی سال 2007
ایمیل آدرس:
mohsen_nekomanesh@hotmail.com
شماره تماس

يک تکت طیاره به افغانستان فروخته ميشود

یک تکت طیاره مناسب دو طرفه( رفت وآمد ) به افغانستان از طریق استانبول ( ترکيه ) با حق تغيير تاریخ های پرواز فروخته ميشود
تاريخ پرواز : از استکهلم به استانبول : ( 1.06.2012) اول جون 2012
استانبول کابل : اول جون 2012
تاریخ برگشت از افغانستان : از کابل به استانبول و از استانبول به استکهلم :(11.07.2012) یازده جولای 2012
قیمت تکت دوطرفه : مبلغ 7692 کرون

شماره تماس : 0737590890

نياز به دو نفر هنرپيشه

بخاطر تهيه يک فلم ریکلام به دونفر افغان يکي در سنين 40 ـ 60 در نقش پدر و دگري در سنين 12 ـ 18 در نقش پسر نياز است

غرض معلومات مزيد به ادامه آگهي به زبان سويدني توجه نمائيد

Vi letar alltså efter personer till en reklamfilm. Det vi söker i första hand är:

 

1. En man i 40-60 årsåldern, ersättning 2 800 kr i lön
2. En kille i 12-18 årsåldern, ersättning 2 100 kr i lön

De behöver inte ha skådespelarerfarenhet. Bara de tycker det är kul att stå framför kameran.

De ska föreställa far och son så finns finns det riktiga fäder och söner som vill provfilma är ju det fantastiskt men det är INTE nödvändigt. Inspelningen är 8/5.

Vi söker även statister med Afghanskt ursprung i alla åldrar, både män och kvinnor. Ersättning för dem är 700 kr i lön per person.

Vi har provfilmningar i mitten av kommande vecka så de som är intresserade får gärna maila mig på andershazelius@hotmail.com med deras namn, mobilnummer och även bifoga en bild på hur de ser ut så ringer min kollega dem i början av kommande vecka och bokar en tid för provfilmningen.

Maila eller ring mig på 073 5807710 om du har några frågor. Vi vill gärna provfilma så många som möjligt så få gärna ut den här infon idag om det går.

Mvh,
Anders Hazelius

MP kräver ny lag om återförening

I vintras tändes hoppet för ett tusental somaliska familjer att få återförenas i Sverige. Nu är det inte helt klart vad som gäller. Miljöpartiet kräver därför en lagändring.

När Miljöpartiet och regeringen förra året kom överens om ramarna för migrationspolitiken var den kanske viktigaste punkten för Miljöpartiet att somaliska familjer skulle kunna återförenas i Sverige.

Nu blir det allt tydligare att regeringen och Miljöpartiet har olika uppfattningar om vad man egentligen kom överens om.

I två års tid var det helt omöjligt för somalier att få hit sina barn eftersom Sverige inte godkänner somaliska id-handlingar.

Inom ramen för överenskommelsen utlovades därför en lagändring.

I vintras kom lite oväntat en praxisbildande dom från Migrations­överdomstolen, som enligt Migrationsverket innebar att dna-tester skulle göra det möjligt för biologiska barnfamiljer att återförenas även om de sökande inte kunnat säkerställa sin identitet.
Det utlovade lagändringsförslaget uteblev och i stället meddelade migrationsminister Tobias Billström i sista stund att frågan var löst genom Migrationsöverdomstolens dom.

Nu visar det sig att det inte är helt klart vad domen egentligen innebär.
I Stockholms migrationsdomstol gör enskilda domare olika tolkningar. Några domare anser, precis som Migrationsverket, att de biologiska barnfamiljerna nu har rätt att få en ny prövning. Men andra menar att Migrationsöverdomstolens dom inte har förändrat någonting och att de somaliska familjerna därför fortfarande inte kan återförenas. Hittills har detta lett till att ett hundratal fått avslag.

– Det här är ytterligare ett bevis för att det behövs en lagändring. Det krävs även för att adoptivbarn ska omfattas av rättigheten. Migrationsministern och vi har olika syn på saken. Men i ramöverenskommelsen står det tydligt att det krävs en bredare reform, säger Maria Ferm, MP:s talesman i migrationsfrågor.

I den migrationspolitiska över­ens­kommelsen ingick även sjukvård och skolgång för papperslösa. Inte heller här har det kommit några förslag.

Börjar MP tröttna på samarbetet?

– Det är allvarligt att det uppstått flera knutar. Därför är det viktigt att komma vidare. Jag är besviken över att vissa saker tar sådan tid.

Till DN säger Billströms departement att man fortfarande anser att frågan om återförening för somaliska familjer har fått en lösning.


”Ska väst återigen lämna Afghanistan vind för våg?”

Afghanistan på egna ben. Om den Natoledda Isaf-styrkan – där Sverige ingår – snabbt och okontrollerat drar tillbaka trupperna riskerar västländerna att upprepa de misstag som gjordes 1989, när Sovjetunionen lämnade Afghanistan, och 2001 när dåvarande taliban­regeringen störtades. Båda gångerna lämnades landet vind för våg och ett maktvakuum uppstod. Hur ska ett nytt inbördeskrig undvikas och hur ska till exempel kvinnors rättigheter säkerställas i ett kommande fredsavtal med talibanerna? Det är dags att vi börjar diskutera de här frågorna, skriver fyra FOI-analytiker.

2014 ska den internationella militära insatsen i Afghanistan vara avslutad. Den Natoledda styrkan, International Security Assistance Force (Isaf), som Sverige deltar i, ska under de knappa två år som är kvar successivt överlämna ansvaret för säkerheten till det egna landets armé. Men vad händer sedan?

Om Isaf:s tillbakadragande sker snabbt och okontrollerat, där alla deltagande nationer rusar mot utgången, finns det en risk för att det på nytt uppstår ett maktvakuum i Afghanistan. Därmed riskerar vi att återupprepa de misstag som gjordes 1989, när Sovjetunionen drog tillbaka sina styrkor, och 2001 när dåvarande talibanregeringen störtades. Vid båda dessa tillfällen lämnade västländerna Afghanistan vind för våg. Ett maktvakuum uppstod som gjorde att inbördeskriget kunde få ny näring. Ett aktivt engagemang från västländernas sida hade kunnat förhindra en sådan utveckling.

Om inte samma misstag ska begås ytterligare en gång måste Isaf-länderna lämna något bestående efter sig: en fredsuppgörelse med talibanerna och ett fortsatt stöd till den afghanska staten, kanske till och med ett fortsatt militärt stöd.

Hur ser då förutsättningarna för fred ut? Fred är möjligt, men ett antal politiska frågor måste få svar.

Det finns flera orsaker till att en fredsuppgörelse med talibanerna är nödvändig. En av de viktigaste är att talibanerna, som visserligen inte är starka nog att ta över hela landet som de gjorde 1996, ändå inte kan besegras utan en mycket långvarig och kostsam militär insats. Men eftersom inget Isaf-land är villigt att göra det är förhandlingar den enda möjligheten.

USA som är den ledande Isaf-nationen har redan inlett samtal med talibanerna. Förhandlingarna har knappt påbörjats, men viljeinriktningen är tydlig – talibanerna ska inte besegras utan ges en politisk roll i det framtida Afghanistan.

Men en annan bidragande orsak till att förhandlingar är nödvändiga är den afghanska statens svaghet. Det är högst tveksamt om staten kan överleva på egen hand efter 2014 om den ska behöva utkämpa ett inbördeskrig mot talibanerna.

Den afghanska staten är mycket korrupt. På ledande poster sitter före detta krigsherrar som ser det som sitt främsta mål att berika sig själva. Presidenten har trots generöst tilltagna konstitutionella befogenheter svårt att kontrollera andra aktörer i systemet. I praktiken styrs Afghanistan av krigsherrarna och deras informella nätverk.

Vidare råder det stor osäkerhet om kvaliteten i den armé som efter 2014 ska ha huvudansvaret för säkerheten inom landet. Armén är ännu under uppbyggnad. Den är oerfaren och frågetecknen är många om hur väl den kommer att klara av sitt uppdrag. Många soldater är analfabeter. Disciplinen är låg och det finns risk för deserteringar. Armén kommer inte heller att ha samma tillgång till avancerade militära medel som flygunderstöd, helikopterevakuering med mera som den har nu tack vare Isaf.

Därtill har den afghanska staten inga möjligheter att finansiera sig själv och sin armé. I dag lever staten på biståndspengar från väst. Att afghanerna själva skulle bära kostnaderna för sin armé är omöjligt. Risken är därför stor att soldater utnyttjar sin position för att skaffa sig sidoinkomster eller helt övergår till illegal verksamhet.

Det är således inte realistiskt att förvänta sig att afghanska staten efter 2014 ska kunna besegra talibanerna på egen hand. Styrkan och resurserna för detta finns inte.

Ett kommande fredsavtal med talibanerna gör att nya politiska frågeställningar kommer i dagen.

En första viktig fråga är hur vi ska säkerställa att kvinnors rättigheter respekteras. Med ett fredsavtal kommer talibanerna tillbaka i regeringsställning. De kommer inte att äga makten själva, men de kommer att kräva ministerposter.

Under sin tid vid makten 1996–2001 gjorde talibanerna sig kända för ett brutalt styre där skyddet av kvinnors mänskliga rättigheter upphörde. Kvinnor fick exempelvis inte vistas ensamma utomhus. De som ändå gjorde det kunde anklagas för otrohet och straffas med piskrapp. Organisationen Human Rights Watch menar att detta inte har förändrats i de områden som talibanerna kontrollerar i dag.

Ännu saknar Isaf-länderna en lösning på hur kvinnors rättigheter ska kunna respekteras när talibanerna åter ges tillträde till makten.

En annan fråga är vilken typ av stöd Sverige och andra länder ska ge till den nya afghanska staten. Det finns risk för att fredsprocessen övergår i våldsam maktkamp när talibangrupper som inte vill inordna sig under den nya regeringen fortsätter att strida. På samma sätt finns det risk för att krigsherrar som i dag stöder den sittande presidenten bryter sig loss efter en uppgörelse med talibanerna. Rivaliteten mellan krigsherrarna har historiskt sett varit mycket svår. Även om talibanerna ingår i regeringen kommer fredsprocessen sannolikt att vara kantad av våldsamheter. Är Sverige och andra Isaf-länder villiga att i det läget hjälpa den afghanska staten med militära medel?

Eftersom den afghanska staten inte kommer att kunna finansiera sig själv ställs vi också inför dilemmat med hur Sverige ska göra för att förse Afghanistan med pengar utan att det förvärrar korruptionen. Utan ekonomiskt bistånd kommer staten att kollapsa, men med ett ständigt inflöde av pengar från väst försvinner inte korruptionen. Hur länge kan Sverige och andra Isaf-länder tänka sig att finansiera ett korrupt system?

Som forskare är det inte vår uppgift att avgöra vad som bör vara Sveriges uppfattning i dessa frågor. Svaren måste utformas av våra förtroendevalda. Det rör sig om etiska dilemman där några enkla svar sällan står att finna. Vår roll är att göra beslutsfattare och allmänhet uppmärksamma på vilka frågorna är och vilka konsekvenserna kan bli av olika handlingsalternativ.

Hos allmänheten finns det en förväntan om att insatsen i Afghanistan ska ha kommit till sitt slut 2014. Men det kommer också en tid därefter. Det är hög tid att nu diskutera på vilket sätt Sverige ska stödja Afghanistan i en kommande fredsprocess.

Två gånger tidigare har västländerna lämnat Afghanistan utan hjälp. Resultat blev vid båda tillfällena fortsatt inbördeskrig. Det misstaget bör inte upprepas.

Stefan Olsson 
Erika Holmquist 
Samuel Bergenwall 
John Rydqvist, 

säkerhetspolitiska analytiker vid Totalförsvarets forskningsinstitut, FOI

 http://www.dn.se/debatt/ska-vast-aterigen-lamna-afghanistan-vind-for-vag



ناموفق بودن پروژه ی کمک به پناهجویان بی مدرک

بخشی از اتحادیه ها و سندیکاهای شغلی پروژه ای را از چندسال پیش آغازکردند تا بتوانند به افرادی که فاقد مدرک  و اجازه ی اقامت هستند و ازسوی کارفرماهای خود نیز مورد سوء استفاده قرارمی گیرند کمک کنند، اما آنها نتوانسته اند موفقیتی دراین زمینه به دست بیاورد. این اتحادیه ها حدود سه سال و نیم پیش، یک مرکز امداد را برای این افراد ایجادکردند، اما تاکنون تنها موفق به جذب حدود ٣٠ نفراز آنها به این مرکزشده اند. یکی ازدلایل این امر، ناشناخته بودن این مرکزبرای پناهجویان معرفی شده است. هدف از ایجاد این مرکز به ویژه کمک به این پناهجویان در زمینه ی کار ارزان توسط آنها بود

به گزارش این اتحادیه ها، تعداد پناهجویانی که اجازه ی اقامت دریافت نکرده و به صورت مخفی زندگی می کنند بین ٣٠ هزار تا ۵٠ هزارنفراست. گفته می شود که حداقل نیمی ازاین پناهجویان که به کاری مشغولند با کارفرماهای خود مشکل دارند و ازسوی آنها مورد سوء استفاده قرارمی گیرند.
یکی ازاین پناهجویان که ٣٣ ساله است و ازجمله به کار نصب دستگاه های تصفیه ی هوا مشغول بوده می گوید که به سختی و بین ١۶ تا ١٨ ساعت در روزکارمی کرده، اما همیشه باخطر اخراج و ازدست دادن کارخود روبروبوده است. او می گوید که هرگز احترامی برای کار او قائل نبوده اند.
 از اتحادیه ی کارکنان مسکن نیز می گوید که شماراین دسته از پناهجویان بسیارزیاد و خیلی بیشتر ازآن تعدادی ست که دیده می شوند

محمدعقیلی

منبع : سايت پژواک

بيشتر در اين مورد در سايت راديوي سويدن به زبان سويدني 

Sverige sena med EU-regler för papperslösa

Sverige sena med EU-regler för papperslösa

Nya EU-regler ska hindra att en person som jobbar utan uppehållstillstånd utnyttjas av sin arbetsgivare. Men trots påtryckningar från EU-kommissionen har direktiven fortfarande inte införts i Sverige.

Misslyckad satsning på att hjälpa papperslösa

”Jobbade 16 till 18 timmar om dagen”. En facklig satsning på att hjälpa papperslösa, personer som saknar uppehållsstånd, och som utnyttjas av sin arbetsgivare har misslyckats.

Michele Cercone, talesman för migrationsansvarige EU-kommissionären Cecilia Malmström, tycker att Sverige borde införa reglerna så snart som möjligt.

– Well the message is that this is an important piece of legislation and should be implemented as soon as possible, säger Michele Cercone.

Senast i juli förra året skulle Sverige infört EU-direktiv som kan straffa arbetsgivare som utnyttjar personer utan arbetstillstånd. Sverige är tillsammans med Luxemburg och Belgien de enda länderna som inte infört de nya reglerna.

För knappt två månader sedan varnades Sverige av EU-kommissionen och Cecilia Malmström, som är ansvarig EU-kommissionär, för att regeringen inte har fört in de här rättigheterna i svensk lagstiftning.

Många av de som jobbar utan uppehållstillstånd i Sverige har problem med sin arbetsgivare.

– Du vill bli som alla andra som lever i det här landet, utan att man ser någon skillnad. Varje sekund tänker man ”vad händer med mig,  vad händer med mig”, säger 33-årige Kemal om sina fem år som papperslös arbetare i Sverige.

Även Fackförbundet TCO:s jurist Samuel Engblom är kritisk till Sverige inte infört de nya EU-reglerna.

– Om regeringen inte har förmågan att föra in EU-direktiv i tid så är det allvarligt i sig, eftersom personer som skulle ha fått rättigheter inte får det, säger Samuel Engblom.

Statssekreteraren Minna Ljunggren hos migrationsminister Tobias Billström förklarar den svenska förseningen så här.

– Det är ju ett väldigt komplicerat direktiv och omfattar många olika rättsområden och kräver mycket arbetsinsatser, säger Minna Ljungren.

EU-reglerna innebär bland annat att en arbetsgivare i ett EU-land som anställer en papperslös person kan få böter men också ska betala lön till personen.


جلسه سالانه انجمن افغانها تدوير يافت

روز يکشنبه مورخ 15 اپريل 2012 جلسه سالانه انجمن مطابق برنامه درلوکال مکتب روگسويددر فضاي دوستانه تحت رياست محترم دوکتور   اسدالله زيرک تدوير یافت .حاضرين جلسه بعد از استماع گزارش اساسي ،پيرامون آن بحث هاي فراوان کردند و بعد ازتصويب عدم مسووليت هيئت رهبري فعاليتهاي آنرا مورد تأئيد قرار دادند و در پايان هيئت رهبري انجمن را براي يکسال انتخاب نمودند. به ادامه گزارش توجه تان معطوف ميگردد  

مطابق اساسنامه، بطور معمول همه ساله نشست سالانه انجمن افغانها بعد از سپری شدن یکسال کاری برگزار میشود که امسال هم این نشست به شکل مؤفقانه انجام پذیرفت. در نشستهای سالانه انجمن موارد ذیل مورد بحث و برسی قرار میگیرد
ـ گزارش کارهای انجام شده در جریان سال گذشته
ـ بررسی هیأت نظارت و کنترول از کارکردهای مالی انجمن.
ـ طرح برنامه های کاری برای سال پیش رو.
ـ انجام انتخابات برای هیأت اجرائیه جدید.
نشست امسال به ساعت دوازده و نیم روز یکشنبه تاریخ 15 اپریل در لوکال الما اسکولن روگسوید با اشتراک اعضای شورای اجرائیه و سایر اعضای انجمن افغانها برگزار گردید. تعداد حاضرین در نشست 37 نفر بودند که اکثریت اعضا را تشکیل میدادند.
قبل از شروع نشست محترم امین وجدان منشی انجمن ضمن عرض خیر مقدم به حاضرین از شرکت کنندگان در اجلاس تقاضا نمودند که غرض پیشبرد کار اجلاس هیأت رئیسه را انتخاب نمایند که بعد از رأی گیری به اتفاق آراء اشخاص آتی انتخاب گردیدند:
ـ محترم دوکتور اسد زیرک رئیس.
ـ محترمه سیمین آقتاش معاون.
ـ محترم حریف معروف مسئول تحریري.
بعد از انتخاب هیأت رئیسه جلسه رسما به کار آغاز کرد و در ابتدا از محترم نسیم سحر تقاضا بعمل آمد که گزارش کارکردهای سال گذشته انجمن را به استماع حاضرین برسانند
آقای نسیم سحر رئیس انجمن افغانها گزارش جامع و مبسوطی را که فعالیتهای کلیه بخشهای انجمن را در بر میگرفت به خوانش گرفتند که در گزارش روی موارد ذیل تأکید شده بود.
ـ یاد بودی از مؤسسین اولیه انجمن در هژده سال قبل.
ـ تقدیر از فعالیتهای بخشهای مختلف انجمن که از جمله کارکردهای بخش فرهنگی، امور دینی و اجتماعی، شورای زنان و انتگریشن را بارز دانستند در ضمن اینکه در بخشهای دیگر نیز کارهائی انجام پذیرفته است.
ـ آقای سحر در ضمن یاد آوری نقاط قوت عمده و یک سلسله نقایصی که در کار کرد سال گذشته انجمن وجود داشته اظهار امیدواری کرد که در سال کاری که پیش روست هیأت اجرائیه جدید انجمن بتواند با انرژی بیشتر کار ها را دنبال نماید.
ـ آقای سحر اذعان کردند که ایفای مسئولیت در ریاست و سایر بخشهای انجمن کار رضاکارانه بوده و با توجه به مصروفیتهای رسمی رئیس و اعضای شورای اجرائیه برآورده کردن تمام خواستهای اعضا و هواداران انجمن کاریست بس مشکل ولی ما کوشیده ایم که با توجه به امکانات محدودی که در اختیار انجمن قرار دارد حد اقل خواستهای هموطنان عزیز را برآورده سازیم و از حاضرین تقاضا کردند اگر کسی متمایل باشد خود و یا دیگری را در پست ریاست و سایر بخشهای انجمن، در یک فضای دموکراتیک کاندید، تا بعد از رأی گیری انتخاب گردند.
ـ ایجاد تفاهم و روابط دوستانه با سایر انجمنها و نهادهای افغانی.
ـ همکاری صمیمانه با شورای جدید مسجد افغانها واقع روگسوید.
بعد از تقدیم گزارش توسط محترم نسیم سحر، محترم دوکتور اسد زیرک مسئول بخش نظارت و کنترول عملکردهای مالی انجمن را در سال گذشته مثبت ارزیابی نمودند و اعضای حاضر به اتفاق آراء، رأی بر عدم مسئولیت اعضای سابق شورای اجرائیه انجمن دادند
در بخش سوم آجندای کار ی جلسه، نظریات و انتقادات حاضرین در اجلاس استماع گردید که هریک محترمه دوکتور احراری و آقایان عبدالله شیوالی، انجنیر عزیز، امین وجدان، سید حسین اصغری، غوربندی، حاجی روح الله، ورور و جنرال بشیر سئوالات و انتقاداتی را مطرح کردند که از جانب آقای سحر پاسخهای قانع کننده ارائه گردید
در بخش پیشنهادات نیز شماری از حاضرین نقطه نظرهای مثبت خود را جهت بهبود امور کاری و اجرائی انجمن بازگو کردند که از جانب هیأت رئیسه اجلاس مورد استقبال قرار گرفت
در آخرین بخش از آجندای کاری نشست محترم عبدالله شیوالی مسئول کمیسیون تدارک انتخابات گزارش کار بخش را ارائه نموده و اظهار داشتند
بااینکه از طریق سایت انجمن اطلاعیه صادر شده بود ولی هیچکس نه برای کاندید شدن و نه برای کاندید کردن در پستهای هيئت اجرائیه انجمن با کمیسیون تماس نگرفته است بناءا پیشنهاد مینمایم که هيئت اجرائیه سابق به رأی گیری گذاشته شود
پیشنهاد آقای شیوالی از جانب هیأت رئیسه مورد تأیید قرار گرفت و با انجام یک جابجایی در بخش هنری و کاندید یک مسئول جدید برای بخش مهاجرت و پناهندگی به رأی گیری پرداخته شد که به اتفاق آراء هریک آقایان و خانمها؛
ـ نسیم سحر بعنوان رئیس انجمن
ـ دوکتور رحیمه احراری معاون انجمن
ـ امین وجدان منشی
ـ سید خداداد فطرت مسئول بخش فرهنگی و شفیع نجیم معاون
ـ سید حسین اصغری مسئول بخش امور دینی و اجتماعی و نعیم امین معاون.
ـ دگروال رحمت الله حسن مسئول بخش مالی
ـ سیمین آقتاش مسئول بخش مهاجرت و پناهندگی.
ـ راحله آتش مسئول شورای زن
ان، زهره سحر و خانم وجدان همکاران.
ـ عیسی ایوبی مسئول بخش هنری و دگروال نذیر امیر معاون.
ـ ویس ویسی مسئول بخش انتگریشن و بهار سخی معاون
ـ وکيل جلالي مسوول بخش ورزش
در کمیسیون نظارت و کنترول آقایان
دوکتور اسد زیرک رئیس کمیسیون، ورور، جنرال غفار، سید اکرم و دگروال نعیم منحیث اعضا
در کمیسیون تدارک انتخابات آقایان
عبدالله شیوالی رئیس کمیسیون و فريده زيرک ، عزيز حساس ، الحاج حکيمي ، عبدالحکيم خليق ، حريف معروف، جنرال خليل و جنرال شبير واسوخت بحیث اعضا
بعد از رأی گیری به اتفاق آراء برای یکسال دیگر از 15 اپریل 2012 تا 14 اپریل 2013 انتخاب شدند
قابل یاد آوریست که در خلال برنامه نیم ساعت تفریح اعلان و از حاضرین اجلاس با چای و قهوه و ناشتا پذیرائی گردید
در خاتمه محترم نسیم سحر که برای یکسال کاری جدید بحث رئیس انجمن افغانها انتخاب گردید به نمایندگی از شورای اجرائیه جدید از شرکت کنندگان در اجلاس اظهار قدردانی نمود و ابراز امیدواری کرد که انجمن افغانها در سال پیش رو نیز بتواند کارهای مفید و مثمری را به سر برساند
برای معلومات بیشتر خوانندگان عزیز سایت انجمن افغانها گزارش مفصل کارکردهای انجمن در سال گذشته که توسط محترم نسیم سحر در جریان اجلاس سالانه قرائت گردید به نشر سپرده شده غرض مطالعه آن به اينجا کليک کنيد

 
باتقدیم درود و سپاس
گزارش دهنده: سید خداداد فطرت
مسئول بخش فرهنگی انجمن افغانها

مسابقه سير بهادرزاده قهرمان ورزش رزمي مختلط در استاکهولم

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded

روز شنبه مورخ 14 اپریل 2012سابقات جهاني ورزش رزمي مختلط در گلوبين استاکهولم برگزارشد و سیربهادرزاده (افغان مقيم هالند) قهرمان اين ورزش نيز دراينر مسابقات اشتراک ورزيد

Knockad – av första slaget

سیر بهادرزاده ورزشکار افسانوي افغان درظرف 30 ثانيه حريف پرآوازه خود از پوليس هاي ويژه برازيل بنام پاولو تياگو را با يک مشت آهنين به  زمين انداخت و او را در مسابقه مغلوب ساخت و لقب قهرماني جهاني را از آن خود ساخت. باور نکردني است . تبريک به همه افغانها

 

کانال (پلوس سپورت دو ) ساعت 9 شب (21.00 ) جريان مسابقات را پخش مينمايد 

CANAL + SPORT2 kl.21.00

http://www.facebook.com/UFC/app_247211121995467

در اينجا بيشتر بخوانيد