انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

وضعيت افغانستان

تورکل ستیرنلوف سفیرجدید سویدن درافغانستان اعتماد نامه خود را تقدیم نمود

امروز مورخ  10 اکتوبر  جناب آقای تورکل ستیرنلوف (Torkel Stiernlöf) سفیرجدید سویدن در افغانستان اعتماد نامه خود را برای جناب اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان در قصر ریاست جمهوری (ارگ) تقدیم نمود.

آقای تورکل ستیرنلوف (Torkel Stiernlöf) در آغاز ماه سپتامبر 2020 از طرف حکومت سویدن بحیث سفیر سویدن در کابل منصوب گردید.

 در سایت حکومت سویدن در مورد موصوف چنین نوشته شده است:

 تورکل ستیرنلوف قبلا  در سفارت سویدن در بغداد ایفای وظیفه مینمود.

او سابق سفیر سویدن در  پیونگ یانگ (کوریای شمالی )  ، بحیث جنرال قونسل  دراستانبول و سپس مشاور ارشد در سفارت سویدن در کابل(نمایندگی مزارشریف ) و معاون شعبه شرق میانه و افریقای شمالی در وزارت خارجه سویدن ایفای وظیفه نموده بود. او برعلاوه در دفترمرکزی  ملل متحد درنیویارک و نمایندگی سویدن در ملل متحد در نیویارک و سفارت های سویدن در قاهره و بغداد ایفای وظیفه کرده بود.

او وظیفه جدید خود را در ماه سپتامبرامسال آغاز مینماید.

انجمن افغانها در سویدن برای  جناب آقای تورکل ستیرنلوف که یک دیپلومات برجسته و با تجربه است موفقیتهای مزید در شرایط دشوار افغانستان و بخصوص بخاطر انکشاف روابط  بین دو کشور و استقرار صلح و حمایت نهاد های دموکراتیک در افغانستان جنگ زده آرزو مینماید.

Regeringen har idag utsett Torkel Stiernlöf till ambassadör i Kabul.

Torkel Stiernlöf kommer närmast från tjänstgöring vid ambassaden i Bagdad.

Han har tidigare varit ambassadör i Pyongyang, generalkonsul i Istanbul, senior rådgivare vid ambassaden i Kabul/Mazar-e Sharif och biträdande chef på UD:s enhet för Mellanöstern och Nordafrika. Han har även tjänstgjort bland annat vid FN-högkvaretet i New York och vid Sveriges FN-representation i New York samt vid ambassaderna i Kairo och Bagdad.

Torkel Stiernlöf tillträder sin nya befattning under september i år.

https://www.regeringen.se/pressmeddelanden/2020/09/nytt-sandebud-i-afghanistan/

گزارش از توزیع کمک افغانهای سویدن به آسیب دیدگان سیلاب در پروان

گزارش از توزیع کمک افغانهای سویدن به آسیب دیدگان سیلاب در پروان
طوریکه قبلا گزارش گردیده بود مبلغ 25000کرون(۲۱۶۱۷۰ افغانی) از طرف افغانهای سویدن غرض کمک به آسیب دیدگان سیلاب در پروان و دیگر ولایات افغانستان جمع آوری شده بود . و اینک این کمک برای سومین بار از طریق بنیاد خیریه مولانا بلخی بتاریخ 17سپتمبر به مردم آسیب دیده ولایت پروان طی یک مراسم به ۱۵۰ فامیل کمک توزیع گردید.
تشکر از همه بخاطر کمک به آسیب دیدګان سیلاب ها در چاریکار ولایت پروان. تشکر از بنیاد مولانا جلال الدین بلخی و دوستان در کابل. مننه د ټولو سویډن میشتو افغانانو نه چی د په پروان ولایت کی د سیلاب زپل شو افغانانو سره یی مرسته کلی وه
گزارش تصویری در زیر:
Tack alla som hjälpte drabbade av översvämningar i provinsen Parwan i Charikar i Afghanistan. Här kommer bilder från när hjälpen distribuerades. Vi tillsammans hjälpte 150 familjer (över tusen personer, då vissa familjer hade fler än 10 familjemedlemmar). Vi köpte täcke (filt), olika köksredskap (stor kastrull, gas cylinder etc) och en plastmatta. Behoven är fortfarande enorma då många saknar bostad men vi hjälpte med det vi kunde. .

آتش بس مبرمترين خواست و نياز مردم مظلوم افغانستان

فراخوان :
در حاليكه مقدرات تاريخى افغانستان كماكان در كشمكش هاى هاى كلان جيوپولوتيك بين المللى و منطقوى رقم ميخورد ، براى پايان يافتن به تراژيدى خونبار كشور كه محصول و معلول مداخله خارجى است ، بايد هردو طرف اصلى جنگ جارى و خانمانسوز كه در مذاكرات بين الافغانى دوحه اشتراك دارند ، با لبيك گفتن بخواست اصلى مردم مظلوم و قربانيان جنگ بخاطر ختم جنگ و استقرار آتش بس دايمى ، اراده شانرا در راستاى صلح واقعى كه نياز مردم و شرط بقاى جامعه است ، به اثبات برسانند.
مردم به عزا نشسته ما حق دارند و مستحق مى باشند كه بعد از حدود نيم قرن تحمل مصايب هولناك جنگ تحميلى به صلح پايدار نايل گردند و افغانستان از حق گذار بشاهراه صلح و ترقى برخوردار گردد .
خواست مردم مظلوم ما و قربانيان جنگ بسيار ساده و نهايت انسانى است كه در مطابقت با ارشادات دين مقدس اسلام و تمام معيار هاى مدنى و حقوقى بين المللى مندرج در اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقهاى ناشى از ان قرار دارد كه ، حق حيات را بالاترين و مكرمترين حقوق تعريف نموده اند و پيغمبر بزرگ اسلام حرمت خون انسان را بالاتر از حرمت كعبه مكرمه خوانده است .
خواست آتش بس به هيچوجه كدام تقاضاى انتزاعى و بدور از حقايق خونين و هولناك جارى نمى باشد. از شش ماه باينطرف آتش بس كامل تحريك طالبان با قواى نظامى امريكا ، متكى بر اين استدلال برقرار است ، كه گويا اشغال پايان يافته و تداوم ” جهاد ” و كشتار ” كفار ” مجوز شرعى ندارد .
و اما :
هيچكس توضيح نداده است كه كشتار افغانان مظلوم در كدام دين و آيين مجوز دارد ! ! !
بدين ترتيب هر دو طرف اصلى جنگ اعم از دولت و تحريك اسلامى طالبان در برابر يك آزمون تاريخى قراردارند كه چگونگى تصميم شان در مورد آتش بس ، معيار شناخت و قضاوت مردم در مورد شان قرار ميگيرد .
هرگونه بهانه تراشى و عدم تمكين بخواست مردم مظلوم بخاطر آتش بس صاف و ساده ، مبين اين برنامه است كه طرف مخالف استقرار آن ، ميخواهد اهداف سياسى ، تصاحب قدرت و نظام دلخواه سياسى خود را از طريق خشونت و خونريزى و يا سازش و كرنش با اجنبى بر مظلومترين خلق خدا تحميل نمايد .
در احواليكه افغانستان با مصايب هولناك جنگ ، فقر ، بحران اقتصادى ، تهديد كاهش كمك هاى جهانى و افت كرونا و بليات طبيعى مواجه مى باشد ، عدم اعتنا بخواست مردم مبنى بر آتش بس به معنى آن است كه مدعيان قدرت ميخواهند بر نعش آغشته بخون مردم و بر سر قبور حكومت نمايند . مذاكره طرفين اصلى جنگ در بهترين هوتل هاى پنج ستاره و برقرارى حمام خون در كشور و كشتار اهالى ملكى ، بغير از تجارت بر خون افغان ، این مظلومترين خلق خدا ، توجيه ديگر نخواهد داشت .
در تداوم جنگ و خونريزى هيچ ارزش دينى و دنيوى محفوظ نمى ماند و بى مبالاتى به مصالح علياى كشور ، جنگ فرسايشى زمينه سوريه شدن افغانستان را ممكن ميگرداند .
آتش بس دايمى ممد پروسه سرد سازى در جامعه جنگ زده ، پر التهاب و منقطب گرديده و فرصت ها را براى صحبت پيرامون مفاهيم همديگر پذيرى ، آشتى ، تساهل و تسامح مساعد مينمايد كه در فقدان ان رفتن به صلح دايمى ممكن نخواهد گرديد .
بدينرو :
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به تعقيب فراخوان قبلى در مورد ضرورت انفاذ آتش بس ، يكبار ديگر از هر دو طرف اصلى جنگ أكيدا تقاضا مينمايد ، تا :
بخواست برحق مردم مظلوم و قربانيان جنگ كه خوشبختانه با خواست جهانى و تاكيد مقام عالى سر منشى سازمان ملل متحد ، اتحادیه اروپا و تعداد از كشور هاى اسلامى و منطقه و صلحخواهان جهان مطابقت دارد ، لبيك گفته و بخاطر استقرار آتش بس دايمى تصميم اتخاذ نمايند .
درين راستا جانب ايالات متحده امريكا بايد به اراده مردم ما كه در تمام جريان دو سال اخير به حاشيه كشانيده شدند ، بخاطر آتش بس توجه و منافع افغانستان را كه با ان تعهد حقوقى و همچنان در قبال تراژيدى آن مسووليت اخلاقى ( moral obligation ) دارد ، فداى تعجيل اهداف داخلى خود نسازد .
البته انفاذ و تداوم آتش بس مستلزم رعايت دقيق طرزالعمل آن مى باشد كه كمال مطلوب خواهد بود تا از طرف سازمان ملل متحد نظارت گردد تا متخلف و همچنان مخرب ثالث مشخص و جلو آن گرفته شود .
در صورت تعهد و التزام تحريك اسلامى طالبان به آتش بس ، دولت افغانستان ميتواند زمينه باز شدن دفاتر شان در كابل و ساير ولايات و همچنان رهايى محبوسان را مورد بررسى قرار دهد .
انجمن از تمام نهاد هاى مدنى ، مدافعان صلح و حقوق مردم ، سازمانهاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، پارلمان و فعالان مطبوعات و رسانه ها ، محترمانه تقاضا مينمايد تا بخاطر تحقق آتش بس صداى شانرا تقرب و در جبهه وسيع طرفداران صلح پايدار ، از آرمان تاريخى مردم تشنه به صلح در وجود ارزشهاى متعالى استقلال ، تماميت ارضى و اصل تجزيه ناپذيرى كشور ، راه را بخاطر اعمال حق حاكميت ملى كه بر طبق معيار هاى قبول شده حقوقى ،بطور انحصارى و فقط به جمهور مردم تعلق دارد ، مساعد و آزادى ، برابرى و حقوق شهروندى را در پرتو حاكميت قانون پاسدارى نماييم ، تاسه اكثريت بزرگ افغانستان :
زنان
جوانان
فقيران و قربانيان جنگ
در شرايط آتش بس اراده شانرا براى چگونگى آينده كشور و نظام دلخواه شان مطرح نمايند .
با حرمت
شوراى رهبرى انجمن
مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

ازیک مقام عالیرتبه حکومت افغانستان بخاطر نقض مقررات ثبت احوال نفوس به اداره مالیات سویدن شکایت شده است

در مورد جناب داکتر فضل محمود فضلی رئیس اداره امور ریاست جمهوری افغانستان که تابعیت سویدن دارد در روزنامه افتون بلادت مطلبی به نشر سپرده شده که کابران فیسبوکی به گونه های متفاوت آنرا تفسیر کرده اند . انجمن افغانها در سویدن این گزارش را ترجمه وغرض مطالعه متن کامل آنرا در سایت و فیسبوک افغانهای سویدن به نشر میسپارد:
مقام بلند رتبۀ دولت افغانستان که گفته میشود در سویدن ثبت نام بوده و از امتیازات بیمۀ همگانی استفاده نموده است. 
اکنون این مرد 43 ساله بمثابه یک موضوع ( قضیه) برای وزارت امور خارجه سویدن و اداره مالیات سویدن مطرح شده است .اینگلا لارسون ( Ingela Larsson) از اداره مالیات می گوید که یک شکایت در مورد دوسیه سکونت ( نقض مقررات ثبت احوال نفوس ) به اداره مالیات مواصلت ورزیده است.
فضل فضلی چندین سال در سویدن به صفت داکتر کار نموده است. اما طبق صفحه فیسبوک خودش ، او بتاریخ 30 جون سال 2018 وظیفه جدیدی  به عنوان مشاور ارشد رئیس جمهور اشرف غنی دریافت نمود.
حتی از دسمبر 2017 ببعد اخباری در ویب سایت رسمی رییس جمهور افغانستان نشر میگردید که در آن از فضل فضلی نامبرده میشد.
فضل فضلی دارای صد ها هزار ”دنبال کننده” در شبکه های اجتماعی می باشد. در تصاویری که او از کار خودش نشر می کند در مورد ملاقات هایش با سفرا، از جمله با سفیر سویدن، مبارزه با ویروس کرونا و سفر های او به چهار گوشۀ جهان همراه با رییس جمهور، توضیح داده میشود.
اما او در عین زمان در سویدن نیز ثبت ادارۀ احوال نفوس می باشد. به قول Försäkringskassan ”صندوق بیمۀ اجتماعی” نامبرده از بیمۀ اجتماعی سویدن نیز استفاده کرده و گفته میشود که در اوآخر نوامبر سال 2018 از ”صندوق بیمۀ اجتماعی” Föräldrapenning یا ”معاش والدین” دریافت کرده است.
سه شنبۀ گذشته سفارت سویدن در کابل با فرستادن یک ”نامۀ دپیلوماتیک” به وزارت خارجۀ آن کشور در استکهلم در مورد فضل فضلی معلومات داد.
در این نامه که توسط خانم Caroline Vicini: (کرولینی ویسینی) سفیر سویدن در افغانستان نوشته شده گفته شده است که ” داکتر فضل فضلی که تابعیت سویدن را دارا می باشد از چندین ماه به این طرف به صفت رییس ادارۀ امور ریاست جمهوری افغانستان کار میکند”.
بخش های زیادی از این نامه به دلیل آنچه که صدمه ندیدن ”روابط سویدن با یک کشور دیگر” خوانده شده، محرم نگهداشته شده است.
بر مبنای اسناد وزارت امور خارجۀ سویدن فضل فضلی از نوامبر 2009 به این طرف در سویدن زندگی نموده و بر اساس معلومات ”ادارۀ مالیات سویدن” نامبرده در یک ویلا در جبوب شهر استکهلم همراه با پنج فرد برزگسال دیگر زندگی میکند. ”ادارۀ مالیات سویدن” در ماۀ مارچ گزارشی را دریافت نمود مبنی بر این که اطلاعات در مورد مسکون بودن فضل فضلی [در سویدن] نادرست می باشد.
خانم Ingela Larsson(انگیلا لارشون) از ادارۀ مالیات سویدن میگوید:
ـ بتاریخ ششم مارچ سال روان گزارشی را دریافت نمودیم در مورد بررسی موضوع مسکون بودن این شخص در سویدن.
”مشکل جدی”
این گزارش یا شکایت نامه تا اکنون مورد بررسی صورت نگرفته اما قرار است توسط بخش ”رسیدگی به مسائل مربوط به سکونت” مورد رسیدگی قرار بگیرد. ”بخش رسیدگی به مسائل مربوط به سکونت” ارزیابی میکند که آیا یک شخص واقعاَ در آدرس ارائه شده زندگی میکند و یا خیر.
آقای Tobias Wijk (توبییاس وییک) کارشناس امور ادارۀ مالیات میگوید:
ـ این که یک شخص ثبت دفتر احوال نفوس است اما در واقع به طور رسمی در سویدن زندگی نمی کند، یک مشکل جدی است. زیرا بیمۀ اجتماعی و دیگر امتیازات از جمله معاش تقاعدی و دیگر بیمه ها بر اساس محل زندگی شخص تامین میگردد.
به عنوان یک شخص که مهاجرت نموده محسوب میگردد
آقای Tobias Wijk (توبییاس وییک) میگوید اساساَ یک شخص که به شکل ”تمام وقت” در خارج از سویدن کار میکند، به احتمال زیاد توسط بررسی کننده های ادارۀ مالیات سویدن، به عنوان یک شخص که [از سویدن] کوچیده است، محسوب میگردد.
ـ احتمال دارد به این نتیجه برسیم که این شخص [از سویدن] کوچیده است.
او میگوید در صورتی که یک شخص به طور آگاهانه معلومات نادرست را به ادارۀ مالیات تحویل داده باشد و یا در صورتی که در ارتباط به کمک های اقتصادی جرایمی رُخ داده باشد و یا این گمان موجود باشد که پرداخت پول، مثلاَ توسط صندوق بیمۀ همگانی، به طور اشتباه صورت گرفته است، در این موارد ادارۀ مالیات میتواند به پولیس گزارش بدهد.
مسئول مطبوعاتی وزارت امور خارجۀ سویدن اظهار میدارد که ”برای یک تبعۀ سویدن هیچ مانعی وجود ندارد که بتواند به ادارۀ ریاست جمهوری افغانستان کار کند”.
”سفارت [سویدن] وزارت خارجه را در مورد روابط سیاسی با کشور میزبان، به شمول مسائلی که به سویدن ارتباط میگیرد، مطلع میسازد. این معلومات به اطلاع ادارات مربوط دولتی رسانیده شده و در صورت نیاز به اطلاع مقامات مربوط نیز رسانیده خواهد شد.”
روزنامۀ Aftonbladet (افتون بلادت) برای تماس با فضل فضلی تلاش نمود اما موفق نگردید.
ترجمه از احمد ضیاء دانش
منبع خبر

جایگاه شاه امان الله در بستر اولین قانون اساسی افغانستان

به پیشواز یکصدویکمین سالگرد استرداد استقلال کشور
جایگاه شاه امان الله در بستر اولین قانون اساسی افغانستان
به مناسبت سالگرد صدمین سال استقلال کشور
دوکتور محمد عثمان تره کی
مقدمه:
افغانستان مستقل در شرایطی دست به تنظیم قانون اساسی زد که جنگ عمومی اول خاتمه یافته، امپراتوری عثمانی از هم پاشیده بود و برخی کشور های شرق میانه در چوکات نظام تحت الحمایگی میان ممالک فاتح جنگ تقسیم شده بودند.
 
افغانستان در ۱۹۲۲ م اولین قانون اساسی خود را در شرایطی تنظیم کرد که ممالک محدود اسلامی در منطقه دارای قوانین اساسی بودند. .در جمع کشور های دارای نظام سلطنتی، دوکشور ترکیه عثمانی و ایران قبل از افغانستان مالک قوانین اساسی کتبی بودند:
 
اولین قانون اساسی سلطنت عثمانی در مارچ ۱۸۷۶م تنظیم شد. نخستین قانون اساسی ایران در وقت مظفرالدین شاه در دسامبر ۱۹۰۶ در زمانیکه ایران زیر نفوذ برتانیه قرار داشت، با الهام از نظام حقوقی فرانسه و بلژیک تدوین گردید.
 
مصر یک سال بعد از افغانستان در دوره سلطنت فواد اندکی پس از پایان تحت الحمایگی برتانیه در اپریل ۱۹۲۳مالک قانون اساسی شد.
 
عراق سه سال پس از افغانستان در مارچ ۱۹۲۵ در زمان سلطنت فیصل آوانیکه تحت الحمایه انگلستان بود اولین قانون اساسی خود را اعلام کرد.
 
بناَ افغانستان به مقایسه بسیاری کشور های منطقه از جمله مصر، عراق ، سوریه، لبنان، تونس وغیره در کسب استقلال ملی ( ۱۹۱۹م ) و تنظیم قانون اساسی ( ۱۹۲۲م ) پیشقدم است.
 
اول ـ عوامل درونی و بیرونی مؤثر درتثبیت جایگاه
 
سلطنت در متن قانون اساسی افغانستان :
 
۱- عامل داخلی ( مشروطیت اول و دوم ) :
 
در آغاز قرن ۲۰ جنبش فکری ضد استعمار و استبداد پیوند فکری نیرومندی میان روشنفکران افغانستان، ترکیه، ایران، هندوستان و مصر ایجاد کرده بود. فعالین سیاسی بخصوص از چینل چندین نشریه از جمله سراج الاخبار، امان افغان، « حبل المتین » و « صور اسرافیل » با همدیگر تبادل نظر میکردند.
 
در افغانستان از گذشته های دور به این سو احزاب و گروه های سیاسی در محور نشریه ها شکل گرفته است: انجمن سراج الاخبار را میتوان منبع پخش ارزش های نو سیاسی و اولین نطفه تشکل گروه سیاسی مشروطه خواه قیاس کرد. سراج الاخبار در واقع منبع الهام برای مشروطیت اول و دوم بود. به همین دلیل امیر حبیب الله پس از کشف توطئه ضد سلطنت، سراج الاخبار را برای دو سال توقیف و اعضای مشروطیت اول را روانه زندان کرد.
 
بار نخست در دوره سلطنت حبیب الله، پدر شاه امان الله مشروطیت اول علم مبارزه را برای تأمین عدالت و حاکمیت قانون برافراشت. به روایت برخی مورخین مشروطیت اول نهضت خود را بنام جان نثاران اسلام معرفی کرد که اکثراً از روحانیون ترکیب شده بود. آنها خواستگار مشروطیت در مقیاس احکام مذهبی بودند.
 
میر سید قاسم یکی از منسوبین مشروطیت اول به این نظر است که اعضای جنبش دارای شعور اندک سیاسی بودند. درک دقیقی از مشروطیت و دیموکراسی نداشتند. خواست خود را در دو ردیف یعنی انکشاف معارف و حاکمیت قانون خلاصه کرده بودند.
 
حذف فزیکی امیرکه در ۱۹۰۹ موجب قلع و قمع جنبش شد، به مثابه یک هدف سیاسی توسط مشروطه خواهان بیانگر آنست که آنها در فکر اصلاح سلطنت نبودند و الترنتیف تشکیلاتی و سازمانی جانشین نظام سلطنت نداشتند. از همین رو در اطلاق اصطلاح مشروطه خواهان به این گروه باید از احتیاط کار گرفت.
 
مولوی عبداواسع، مولوی عبدالرب، کاکا سیداحمد ( هر سه از قندهار )، محمد حسین پنجابی، عبدالرؤوف خاکی و ملا فیض محمد کاتب عضویت مشروطیت اول را داشتند.
 
نقش مشروطیت اول در رشد تفکر سیاسی ضد نظام ناچیز بود. با آنهم توانست اتوریته سلطنت را زیر سوال ببرد، طلسم سکوت را بشکند و راه را برای مشروطیت دوم باز کند.
 
با ظهور شاه امان الله باب دوم مشروطه خواهی کشوده شد. بیرق فرو افتاده مشروطیت بدست شاه امان الله و محمود طرزی ( اصلاح طلب دربار، نویسنده، ژورنالیست، شاعر و وزیر خارجه ) برافراشته شد.
 
در حالیکه در حلقه مشروطیت اول نقش فارغان مدارس دینی برجسته بود، در ترکیب مشروطیت دوم اهل مکتب و تولیدات معارف مدرن نفوذ بیشتر دریافت کردند.
 
جریده امان افغان ( جانشین سراج الاخبار ) به مدیریت عبدالهادی داوی از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۸ در بخش ارزش های تجدد ( مدرنیته ) در ساحات مختلف زندگی سیاسی، اجتماعی و کولتوری نقش کلیدی ایفأ کرد. به منبع الهام و مرجع تقلید برای مشروطه خواهان دوم بدل شد. بسیاری از مفاهیمی که مبنای حرکت مشروطه خواهان دوم شد و بعداً در قانون اساسی ۱۹۲۲ جایگاه پادشاه را در متن نظام تعیین کرد، بالوسیله جریده امان افغان پخش ونشر میشد. محمود طرزی از مجرای ترجمه آثار تورکی تازه ترین تحولات اروپا را در عرصه حرکت به سوی مشروطیت و دیموکراسی پخش میکرد.
 
غلام محمد غبار، محی الدین انیس، سرور جویا، عبدالرحمن لودین، محمد ولی دروازی چهره های نامدار در جنبش مشروطیت دوم استند.
 
۲- عامل خارجی :
 
تنظیم اولین قانون اساسی افغانستان مصادف است با سقوط امپراتوری عثمانی و احراز قدرت بالوسیله اتاترک موسس جمهوریت در ترکیه. گرچه اتاترک در پایان جنگ عمومی اول با مفکوره سکولار علیه محمد ششم آخرین خلیفه عثمانی قیام کرد، اما برای رفورمیست های مسلمان اواخر قرن ۱۹ سوال مخالفت جدی با موسسه خلافت مطرح نبود. تلاش درجهت رشد زمینه های یک اسلام اعتدالی وباز در محور خلافت صورت میگرفت. « مِدعّت پاشاه » در همین استقامت کار های زیادی را رویدست گرفت. با آمدن عبدالحمید دوم استبداد حاکم شد. بر ضد مطلقیت عبدالحمید دوم رفورمیست های عرب و ترک بدور جوانان ترک که از مشروطیت و تساوی حقوق در امپراتوری عثمانی حمایت میکردند، گرد آمدند.
محمود طرزی در طول مبارزات جوانان ترک در ترکیه در حالت تبعید بسر میبرد و بشدت تحت تأثیر تمایلات رفورمیست جوانان ترک قرار گرفت. طرزی بعداً در بازگشت به افغانستان بسیاری مفاهیم مدرن در عرصه تشکیل نظام سیاسی را با خود بکشور آورد و از طریق جریده امان افغان آنرا پخش کرد.
 
از هویت اعضای مجلس موسسان اولین قانون اساسی افغانستان اطلاعی در دست نیست. به احتمال قوی محمود طرزی یکی از اعضأی آن بوده است. وی بسیاری ضابطه های مدرن را در قانون اساسی کشور جاه به جاه کرد. ازانجائیکه در نظامنامه هائیکه بعداً در دوره امانی تنظیم گردید اتباع تورک با افغان ها همکاری کردند، مطمئناً تورک ها در تسوید قانون اساسی افغانستان هم نقش داشته است.
 
همزمان با سقوط امپراتوری عثمانی، تعالیم سید جمال الدین افغانی ( ۱۸۳۹ـ ۱۸۹۷ )، عبدالرحمن کواکبی ( ۱۸۴۹ ـ ۱۹۰۲) و محمد عبده ( ۱۹۰۵ـ ۱۹۴۹ ) در دادن آگهی از حقوق همشهریان مسلمان در برابر مطلقیت سلاطین نقش عمده داشته است.
 
بعد از سقوط خلافت عثمانی، علاوه بر نفوذ جنبش های رفورمیست دنیای اسلام، کشور های غربی از مجرای تحت الحمایگی های خود در شرق میانه عربی در دادن شکل به نظام های سیاسی و قوانین اساسی رول عمده بازی کردند.
 
در اولین قانون اساسی افغانستان احکام مشابه قوانین اساسی ترکیه و ایران مشاهده میشود. قانون اساسی ایران با الهام از قانون اساسی بلژیک تدوین شده بود. احتمال اینکه احکام مربوط موقف سلطنت در بطن نظام از قوانین اساسی ترکیه سلطنتی و ایران شاهی در قانون اساسی افغانستان راه یافته باشد، زیاد است.
 
دوم ـ قانون اساسی ۱۹۲۲ م :
 
آغاز سلطنت اعلیحضرت امان الله مقدمه ظهور یک دولت مدرن متکی بر تهداب مستحکم موازین حقوق و قانون در افغانستان است.از بطن قانون اساسی مادر،از مارچ ۱۹۱۹ (حوت ۱۲۹۷ ه – ش ) تا جنوری ۱۹۲۹ ( جدی ۱۳۰۷ ) بیشتر از ۷۷ نظامنامه بیرون کشیده شد که عمده ترین بخش های زندگی ملی را زیر پوشش گرفت.
 
اولین قانون اساسی زیر نام « نظامنامه اساسی دولت علیه افغانستان » در ۱۹۲۲ م ( ۱۳۰۱ ه – ش ) در سالیان اول احراز استقلال کشور، در ده باب و ۷۳ ماده در لویه جرگه ننگرهار ( سمت مشرقی ) به اشتراک ۸۷۲ نماینده، به تصویب رسید. قانون اساسی در لویه جرگه پغمان ۱۹۲۵ م ( ۱۳۰۳ ه – ش ) تعدیل گردید.
 
« نظامنامه اساسی دولت علیه افغانستان » شاه را در مرکز قدرت دولت قرار داد و ماموریت حراست از کلیه اجرائات قوای ثلاثه را بوی سپرد. شاه در تعیین وزرأ و قضات عالی رتبه واجد صلاحیت شد و از طریق شورای دولت ( شبه پارلمان ) فعالیت قانونگذاران را تحت کنترول گرفت.
 
بر مبنای حکم قانون اساسی شاه دارای دو گونه صلاحیت های عمومی و اختصاصی گردید.
 
۱. صلاحیت های عمومی شاه:
 
قانون اساسی، شاه امان الله را خادم و حامی دین مبین اسلام اعلام و به خانواده وی حق وراثت سلطنت را اعطا کرد ( مواد ۴ و ۵ ).
 
بر مبنای حکم ماده ۷ قانون اساسی در خطبه نام پادشاه ذکر و سکه به نامش ضرب زده میشود. پادشاه منحیث قوماندان قوای مسلح دارای صلاحیت های معمول روسای دولت به شرح زیراست:
انتصاب صدراعظم و وزرأ، ریاست از مجلس وزرأ، اعلان حرب و عقد مصالحه، عقد معاهدات بین المللی، عفو و تخفیف مجازات واعطای مدال.
 
۲. صلاحیت های اختصاصی شاه:
الف. شورای دولت:
 
شورای دولت در واقع نطفه اولین پارلمان در نظام حقوقی افغانستان است. این پارلمان برخلاف تعامل مروج در کشور های پیرو اصول دیموکراسی و اصل تفکیک قوأ، اورگان مجزأ از دو قوه اجرائی و قضائی نبود: هیأت اداری و اعضای انتصابی شورای دولت ( پارلمان ) از جانب شاه تعیین میشدند و نزد وی مسئولیت داشتند.
 
شورای دولت ظرف مخلوط کننده قوای ثلاثه دولتی بود و صلاحیت صرفاً مشورتی داشت. کلیه تصاویب شورای دولت باید به توشیح شاه میرسید.
 
شورای دولت که تحت ریاست یک وزیر ( اولین رئیس شورأ سردار شیراحمد خان نام داشت ) جلسه میکرد، دارای دو کته گوری اعضأ بود: اعضای انتخابی به نمایندگی شورا های ولایتی، ولسوالی ها و قصبات و اعضای انتصابی مرکب از مامورین متقاعد، روحانیون و مشران قوم که ازجانب شاه گماشته میشدند.
هیأت اداری شورای دولت به پیشنهاد شورأ از جانب شاه تعیین میشد.
 
قانون اساسی به شورای دولت دو وظیفه اساسی سپرده بود: وضع قوانین و محاکمه مامورین ملکی:
یک – صلاحیت تسوید قوانین مطابق ضرورت و پیشنهاد آن به شورای دولت، به وزارت ها سپرده شده بود.
دو – محکمه مامورین سه مرتبه داشت: ابتدائیه، مرافعه و تمیز.
 
دو عضو شورای دولت به ریاست معاون سوم شورأ محکمه ابتدائیه. چار عضو شورأ به ریاست معاون دوم، محکمه مرافعه و پنج عضو شورأ به ریاست رئیس عمومی شورأ و معاون اول محکمه تمیز مامورین را تشکیل میکرد.
 
محاکم سه گانه بالنوبه به دوسیه های شورا های ولایات و ولسوالی ها رسیدگی میکرد.
 
شاه از مجرای هیأت اداری شورا و اعضای انتصابی آن در پروسه محاکمه مامورین اٍعمال نفوذ میکرد.
 
قانون اساسی برای محاکمه وزرأ تشکیل اقتضائی دیوان عالی را پیش بینی کرده بود. « دیوان عالی برای محاکمه وزرأ دولت عندالاقتضأ تشکیل میشد و بعد از انجام وظیفه فسخ میگردید» ( ماده ۶۵ ).
 
دیوان عالی از ۱۵ عضو انتخابی و انتصابی شورای دولت، ترکیب شده بود که همه از طرف شاه انتصاب میشدند. علاوتاً څارنوالی مربوط را شاه تعیین میکرد.
دیوان عالی افزار دیگر اعمال نفوذ شاه در اجرای عدالت قیاس میشد:
دیوان در حالیکه به محاکمه وزرأ اشاره مینماید، به محاکمه رئیس دولت که غیر مسئول شناخته شده است، تماس نمیگیرد. با آنهم هسته قضائی محاکمه رئیس و رجال عالی رتبه دولت از جانب پارلمان در قوانین اساسی بعدی افغانستان قیاس میشود.
 
بناً قانون اساسی وظائف تقنینی، قضایی و اجرایی را در چوکات اورگان واحد شورای دولت گنجانیده و جلو همه را بدست شاه سپرده بود.
 
ب. قوه قضائی:
 
ماده ۲۱ نظامنامه اساسی میگوید: « به عرایض طبق شریعت و قانون رسیدگی صورت میگیرد». این ماده شباهت زیاد به یکی از احکام قانون اساسی ایران ( ۱۹۰۶ ) داشت که میگوید : « هیچ قانونی خلاف شریعت بوده نمیتواند».
 
قضأ دارای چار مرحله یعنی اصلاحیه، ابتدائیه، مرافعه و تمیز است.
 
شاه در تعیین قضات از مجرای « انجمن انتخاب مامورین عدلیه » نقش کلیدی داشت: انجمن از رئیس تمیز، رئیس کوتوالی، مدیر مامورین و سرکاتب تحریرات ترکیب شده بود و ازان وزیر عدلیه یعنی گماشته شاه ریاست میکرد.
 
انجمن، تقرر قضات را برای منظوری به شاه پیشنهاد مینمود.
وزارت عدلیه در تنظیم فعالیت محاکم نقش عمده داشت: تعیین قضات مسلکی، جلوگیری سوء استفاده از صلاحیت، تسریع چرخه صدور حکم، ممانعت از متأثر شدن حکم از ملاحظات قوم، مذهب، جنس و غیره بدوش وزارت عدلیه بود.
 
ازانچه گفتیم برمیآید که از آنجائیکه شاه در تشکیل محاکم و اجرای فیصله های آن نقش کلیدی داشت، دستگاه قضأ فاقد استقلال در وظائف محوله بود.
 
ج. قوه اجرائیه:
 
شاه در رأس قوه اجرائیه قرار داشت.
صدر اعظم و وزرأ همه از جانب شاه تعیین میشدند. شاه از مجلس وزرأ ریاست میکرد. جلسات مجلس وزرأ مطابق لایحه مخصوص تدویر میافت.
 
تصاویب مجلس وزرأ و قرارداد های وزارت ها پس از امضای شاه مرعی الاجرا بود.
 
در حالیکه شاه غیر مسئول بود، هر یک وزرأ در سیاست عمومی دولت مشترکاً و در امور وزارت متعلقه خود منحصراً نزد شاه مسئول شناخته میشدند نه نزد شورای دولت به مثابه شبه پارلمان.
 
سوم ـ تقلید دور از واقعیت های محیط از ضابطه های مشروطیت در غرب :
 
شاه امان الله از مجرای قانون اساسی بر کلیه اجرائات دولتی کنترول داشت. نظام شاهی افغانستان از موازین مشروطیت فاصله زیادی داشت. در قانون اساسی از تفکیک قوا خبری نبود. با آنهم فصلی به حقوق و وجائب مردم اختصاص داده شده بود که دران در چوکات نظامنامه های اختصاصی به الغای بردگی، منع بیگار، تساوی حقوق اتباع، تضمین آزادی فردی، آزادی تعلیم و تدریس، مصئونیت قضایی، مصئونیت ملکیت، مصئونیت مسکن، آزادی مطبوعات اشاره شده بود.
 
در آغاز قرن ۲۰ که قانون اساسی افغانستان تنظیم شد، در کشور های اسلامی تمرکز قدرت در دست سلاطین از مجرای قوانین اساسی امر عادی و پذیرفته شده بود:
در اولین قانون اساسی ایران ( دسامبر ۱۹۰۶و تعدیل در ۱۹۲۵،۱۹۴۹، ۱۹۵۷و ۱۹۶۷) قوماندانی قوای مسلح، تعیین صدر اعظم و وزرأ، احضار و انحلال پارلمان، توشیح قوانین، انتصاب قضات، اعلان جنگ و صلح، و رهبری سیاست خارجی در حیطه صلاحیت مظفرالدین شاه بود.
در اولین قانون اساسی مصر ( ۱۹ اپریل ۱۹۲۳ ) که در پایان تحت الحمایگی برتانیه نافذ شد و قسماً از قوانین اساسی بلژیک و ترکیه عثمانی کاپی شده بود، شاه غیر مسئول، قوماندان قوای مسلح و شریک در ساحه قانونگذاری با پارلمان است. شاه میتوانست صدراعظم، رئیس سنأ ونیمه سناتور ها را تعیین کند. کابینه و پارلمان را منحل و قوانین را توشیح کند.
در نخستین قانون اساسی عراق ( ۲۱ مارچ ۱۹۲۵ ) ملهم از قوانین اساسی امپراتوری عثمانی، آسترلیا وزیلاند نو شاه غیر مسئول است. وی میتواند صدراعظم را تعیین و عزل کند، در انتصاب سناتور ها سهم بگیرد، پارلمان را منحل نماید و در غیاب پارلمان از طریق فرمان تقنینی اعمال صلاحیت کند. شاه حق رد و توشیح قوانین را دارا بود.
 
نتیجه :
 
در آغاز قرن بیست برای اقناع جنبش های ناسیونالیزم و عدالت طلبی کمرنگ اما رو به رشد، کلیه کشور های اسلامی تمایل به تعبیه ارزش های دموکراسی لیبرال و ضابطه های مشروطیت در حواشی قوانین اساسی خود داشتند.
 
ازان جائیکه تقلید از مدرنیته غرب در عرصه نظام سازی از واقعیت های جامعه بسیار فاصله داشت، قدرت در متن قوانین اساسی در رأس هرم تشکیل دولت بدست پادشاهان متمرکز باقی ماند: قوانین اساسی با ظواهر مشروطه به افزار توجیه اتوریته مطلقه سلاطین بدل شده بود.
 
در مورد افغانستان با جار بلند میتوان اعلام کرد که این مطلقیت از نوع « استبداد منور» بود که بعداً مبنای خوبی برای تحکیم پایه های یک دولت مدرن که دران قانون حکومت کند فراهم آورد ( درین ارزیابی چهل سال اخیر شامل نیست).
 
اعلیحضرت امان الله وقتی به پادشاهی رسید که افغانستان قریب دو قرن را زیر سلطه سلاطین مطلقه و نا آشنا به قانون اساسی و مشروطیت گذشتانده بود. وجود خطر بالقوه مدعیان تاج و تخت و ا افزار نیرومند « تکفیر» در دست دشمنان داخلی و خارجی، ایجاب میکرد که اولین قانون اساسی به شاه امان الله نقش محوری در بستر نظام سیاسی اعطا کند. « پایان »
 
فرانسه
۱۶/۰۸/۲۰۱۹
دوکتور محمد عثمان تره کی
‎منبع :
نن ټکی اسيااګست 19, 2019
https://www.nunn.asia/150045/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87/

گزارش دور دوم کمک افغانهای مقیم سویدن و بنیادخیریه مولانا

گزارش دور دوم کمک افغانهای مقیم سویدن و بنیادخیریه مولانا

Här kommer rapport av stöd till drabbade av attacken mot BB-kliniken i Dashte Barchi i Kabul. Stort tack till alla som var med och hjälpte

نامه سرگشاده انجمن افغانها در سویدن به سفارت جمهوری اسلامی ایران-استکهلم

نامه سرگشاده انجمن افغانها به سفارت جمهوری اسلامی ایران-استکهلم

به تاسی از وقایع اخیری که در استان یزد ایران اتفاق افتاد و در اثر شلیک ماموران امنیتی ایران به موتر حامل پناهجویان افغان، موتر آتش گرفت و سه نفر از سرنشینان موتر مذکور که همه افغان بودند سوختند و جان سپردند.
گرچه پناهجویان قاچاقی وارد خاک ایران شده بودند و قرار گزارش موتر حامل آنها هم در پست بازرسی توقف نکرده بود اما باز هم موجه به نظر نمیرسد که ماموران امنیتی غرض توقف موتر، در حالیکه مملو از مسافر هم است، بدون آنکه آن را تعقیب نمایند و به دام اندازند، بالای موتر شلیک نمایند.
شلیک کردن آخرین مرحله تعقیب و گریز است نه نخستین گام.
نمی دانیم قوانین ایران در مورد افرادی که قاچاقی وارد کشور میشوند، چه حکم میکند ولی حتما حکم به کشتن بدون محاکمه آنها نداده است.
اما در عرف بین الملل از زمانی که یک پناهجو وارد خاک یک کشور میشود، باید زیر پوشش قرار گیرد تا پرونده آنها تکمیل شود و در اخیر دادگاه ( محکمه ) یا به ماندن آنها موافقت میکند و یا حکم اخراج فرد و یا افراد مورد نظر را صادر میکند.
میدانیم که در ایران چنین مراتبی رعایت نمیشود ولی حد اقل کاری را که مقامات جمهوری اسلامی میتوانند انجام دهند، برخورد متناسب به شان و کرامت انسانی پناهجویان است.
در حادثه آتش گرفتن موتر، دردآورترین صحنه د رکنار اولچک زخمی ها ، تقاضای آب از جانب یکی از نجات یافتگان است اما مامورین امنیتی به جای دادن آب فحش نثار میکند.
این اولین بار نیست که چنین برخوردی از جانب پاسگاه های مرزی و مامورین امنیتی جمهوری اسلامی ایران در مقابل مهاجرین افغان صورت میگیرد و برخلاف ازدیاد هم یافته است که آخرین نمونه آن حدود یکماه قبل کارگران جویای کار افغان در آنطرف مرز مشترک ایران و افغانستان در منطقه بنام« دهانه ذوالفقار » در بدو ورود از جانب مرزبانان جمهوری اسلامی ایران دستگیر، بعد از دستگیری شکنجه و در فرجام در داخل رود( دریای ) هریرود پرتاب کردند که این موضوع بطور گسترده در مطبوعات و شبکه های اجتماعی بازتاب یافت .
با توجه به اوضاع بد امنیتی و شرایط نابسامان اقتصادی در افغانستان یک تعداد مجبور میشوند برای تامین مخارج خانواده به کارهایی دست بزنند که حتی برای شان خطر مرگ هم دارد وبه کشور های مختلف و از جمله به جمهوری اسلامی رو می آورند ولی بدبختانه در جمهوری اسلامی با برخورد زشت ، ستم، لت وکوب ، شکنجه و کشتار بی رحمانه روبرو میشوند.
انجمن افغانها در سویدن در ضمن اینکه این عمل مامورین جمهوری اسلامی را مخالف تمامی نورمهای بین المللی و حتی اخوت و رافت اسلامی میداند و محکوم مینماید، تقاضای ما از دولت جمهوری اسلامی ایران اینست که مرتکبین این اعمال غیر متعارف و مامورین متخلف مورد بازپرس و مجازات قرار گیرند و همچنان به مامورین خود گوشزد نماید از برخورد خشونت آمیزی که موجب به خطر افتادن جان یک انسان میگردد پرهیز نمایند.
”یک افغان هم انسان است همانند یک ایرانی” . پس بیایید که از جان انسانها حفاظت نماییم.

خزر فاطمی جایزه شورای یونیسکو در سویدن را دریافت کرد

خزر فاطمی جایزه شورای یونیسکو در سویدن را دریافت کرد

خزر فاطمی، خبرنگار تلویزیون سویدن، برای تهیه مجموعه گزارش‌های میراث فرهنگی در معرض خطر، برنده جایزه سال ۲۰۲۰ شورای یونیسکو در سویدن شد.

در سال ۲۰۱۷ یک تعداد از برنامه‌ها تهیه شده از سوی تلویزیون ملی سویدن از ۱۲ کشور دنیا منتشر شد. این گزارش‌ها میراث‌های فرهنگی که در خطر از بین‌رفتن هستند را به نمایش گذاشت. به باور شورای یونیسکو در سویدن، خزر فاطمی بعد از پخش این گزارش‌ها به محلات مختلف سویدن سفر کرده و به جوانان و بزرگسالان در مورد این آثار اطلاع رسانی بیشتر کرده و بحث‌ها در این زمینه را تا امروز زنده نگهداشته‌است.

– اثار و میراث فرهنگی می‌تواند انسان‌ها را به هم نزدیک کند و صلح را بیشتر کند و به همین خاطر باید ما مواظب این میراث‌ها باشیم.

گزارش افغانستان در مجموعه میراث‌های فرهنگی در معرض خطر در مورد معدن مس عینک است که به باور خزر فاطمی این گزارش متفاوت‌تر از دیگر گزارش‌هاست.

– در این گزارش برعلاوه به تصویرکشیدن معدن مس عینک، من صحنه‌هایی از مکروریان نو را نشان می‌دهم و به آن‌ها می‌گویم که من در اینجا بزرگ شده‌ام.

بنابر گفته خزر فاطمی، واکنش مردم سویدن در برابر این گزارش خیلی مثبت و کنجکاونه بوده و از وی می‌پرسند که چه زمانی به آنجا برخواهد گشت و تغییرات در این معدن را دنبال خواهد کرد[ منبع رادیوی سویدن به زبان فارسی دری].

سایت افغانها چهار سال پیش در مورد خزر فاطمی مطلب زیر را نشر نموده بود و فلم مستند او درکانال دوم  تلویزیون سویدن نیز پخش گردیده بود و این فلم تاکنون قابل مشاهده است.

راپورتاژ خزرفاطمی از افغانستان

http://www.afghanskaforeningen.se/2016/11/10/%d8%b1%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa%d8%a7%da%98-%d8%ae%d8%b2%d8%b1%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/

فراخوان کمک به آسیب دیدگان کرونا و قربانیان حمله تروریستی به شفاخانه دشت برچی

ما از كمك هاي همه شما دوستان سپاسگذاريم!
همانطور كه شما آگاه هستيد افرادي زيادي از اثر پاندیمي كرونا به شكل جاني و مالي متضرر گرديده اند و در افغانستان نسبت نبود سيستم اقتصادي درست فاميل هاي زيادي از نداشتن غذا براي خوردن رنج ميبرند و از سوي ديگر حملات انتحاري از جانب گروه هاي مزدور بر جان مردم بيگناه و خصوصا كودكان و مادران افزايش يافته است ، بنا ما دومين دور كمك هاي بشر دوستانه براي آسيب ديدگان ويروس كرونا در افغانستان و براي آسيب ديدگان حمله انتحاري شفاخانه صد بستر در كابل را به همكاري شما عزيزان در سويدن آغاز نموديم.
پول هاي جمع شده براي متضررين ويروس كرونا در شش ولايت كابل، هرات، بلخ ( شهر مزار ) ، ننگرهار، باميان و كندهار توزيع ميگردد و كمك هاي جمع شده براي حمله انتحاري شفاخانه صد بستر براي خانواده هاي كودكان، مادران و كارمندان نيازمندي كه درين حمله آسيب ديده اند توزيع ميگردد.
شما خود ميتوانيد انتخاب نمائید كه كمك تان را به كدام يك از طبقه هاي آسيب پذير توزيع کنید ، بنا در هنگام سويش پول در پيام جهت ارسال براي آسيب ديدگان ويروس كرونا CORONA نوشته و براي آسيب ديدگان حمله انتحاري BARN بنويسيد.
همچنان شما عزيزان ميتوانيد فطريه روزه و نذورات خويش را ازين طريق براي هموطنان نيازمند تان در افغانستان بفرستيد.

موږ ستاسو ټولو ملګرو د مرستې څخه مننه کوو!
لکه څنګه چې تاسو خبر یاست، ډیری خلک د مالي او ځاني پلوه د کورونا ناروغۍ (پاندمی) لخوا اغیزمن شوي دي. په افغانستان کې د مناسب اقتصادي سیسټم نشتوالي له امله ډیری کورنۍ د خوراکه مواد کموالي سره مواجه دي، او د بل طرف نه د اجیرو ډلو لخوا ځانمرګي بریدونو په بې ګناه خلکو، په ځانګړي توګه ماشومان او میندو زیات شوی دي، نو ځکه موږ د اخپلو مرستو دویم پړاو په افغانستان کې د کورونا ویروس د قربانیانو او د کابل د 100 بستر روغتون د ځانمرګي برید قربانیانو لپاره پیل کړی دی.
د کرونا ویروس قربانیانو لپاره راټولې شوې پیسې به په شپږو ولایتونو کابل ، هرات ، بلخ (مزار ښار) ، ننګرهار ، بامیان او کندهار کې وویشل شي. او د کابل روغتون برید قربانیانو لپاره پیسی به هم د مربوطه کورنیو سره په کابل کی توزیع شي.
تاسو کولی شئ د خپلې مرستې ویشلو لپاره زیان منونکي وټاکئ ، د کرونا قربانیانو لپاره CONONA پیغام کی ولیکئ او د ځانمرګي برید قربانیانو لپاره BARN ولیکئ.
ګرانو ملګرو ، د دی لاری تاسو کولی شئ اخپله سرسایه، فطرانه یا د اختر زکات هم واستوی. الله دی مونږ ټولو ته اجر راکي

Hej vänner!
Bidra gärna till insamlingen!
Det här är del två av vår insamling till Afghanistan under Covid-19 och Ramadan. Som ni vet har det hänt fruktansvärda saker i Afghanistan senaste dagarna. En av dessa var en hänsynslös attack mot en klinik i Kabul där många spädbarn och kvinnor dödades. Vi vill inkludera behövande från den händelsen i vår insamling.
Vi fortsätter med vår insamling för behövande familjer i Kabul och 5 andra provinser (Bamyan, Kandahar, Nangarhar, Mazar och Herat) i Afghanistan. För att särskilja stöd till drabbade från klinikattacken från övrig insamling vill vi att du gör följande: Skriv ”Barn” i meddelandet när du swishar din gåva till drabbade från klinikattacken och skriv ”Corona” i meddelandet när du vill stödja de övriga. Swish nummer är 1236930903 (afghanska kulturföreningen i Borås). Tack för din hjälp
Vi har samarbete med Mawlana Jalaluddin Balkhi Foundation i Kabul. Hela processen kommer skötas transparent och återrapportering sker som del 1.

Spädbarn dödade i attack mot klinik i Kabul

Flera spädbarn finns bland de många dödsoffren efter en attack mot en förlossningsklinik i Afghanistans huvudstad Kabul.
– Ett flagrant brott och övergrepp mot internationell humanitär rätt, säger Svenska Afghanistankommitténs generalsekreterare.
Afghanistans regering liksom EU och USA fördömer de urskillningslösa morden på sjukhuset.

– Angriparna sköt mot alla i sjukhuset helt utan urskillning. Det är ett statligt sjukhus och många människor tar dit sina fruar och barn för vård, säger affärsidkaren Ramazan Ali, som bevittnade inledningen av attacken, till nyhetsbyrån Reuters.
Tre beväpnade gärningsmän angrep sjukhuset Dasht-e-Barchi i Kabul på tisdagsmorgonen, de tog sig in i kliniken iklädda polisuniformer, öppnade eld och kastade handgranater mot personal och patienter.
Uppgifterna är från det afghanska inrikesdepartementet och hälsodepartementet. De bekräftar att minst 14 personer dödades, där åtminstone två var nyfödda. Ett 15-tal skadades i attacken.
– Sjukhuset var fullt av patienter och läkare, det rådde fullständig panik där inne, säger en läkare, som vill vara anonym, till nyhetsbyrån AFP.

Säkerhetsstyrkor i strid

Beväpnade afghanska säkerhetsstyrkor tog sig omedelbart till sjukhuset som har ett hundratal bäddar, men försöken att stoppa gärningsmännen pågick i flera timmar. Angriparna hade då dödats, enligt inrikesdepartementet, vilket inte bekräftats av oberoende källor.
– Bland offren finns också mödrar och sjuksköterskor, säger departementets talesperson Tareq Arian.
Kliniken drivs av organisationen Läkare utan gränser och är belägen i ett av Kabuls fattigare områden som i stor uträckning bebos av den etniska minoriteten hazarer som är shiamuslimer. Läkare utan gränsers svenska avdelning ville inte kommentera attacken under eftermiddagen, men centralt bekräftade Läkare utan gränser att en del av personalen och patienterna hade kunnat evakueras.
Svenska Afghanistankommitténs generalsekreterare Andreas Stefansson understryker det fasansfulla i att angripa en klinik:
– Det är ett fruktansvärt dåd. Att ge sig på mödrar och spädbarn visar hur civilbefolkningen drabbas. De hör till de mest utsatta och är i störst behov av hjälp och stöd.

Talibanerna nekar

Den afghanska regeringen liksom USA och EU fördömer tisdagens dåd.
– Det är få ord som kan beskriva de fasor vi bevittnat i dag i Afghanistan, säger EU:s utrikeschef Josep Borrell.
I en separat självmordsattack mot en begravning av en polischef i provinsen Nangahar på tisdagen dödades minst 24 personer och ett 70-tal skadades, uppger myndigheter på tisdagen.
– Att angripa och mörda mödrar, nyfödda spädbarn och sjuksköterskor, liksom efterlämnade sörjande familjer, är ondskefulla handlingar och visar på en skrämmande nivå av omänsklighet, säger Borell.
Ingen grupp tog omedelbart på sig dådet. Både talibanerna och terrorrörelsen IS har trappat upp våldet i landet, men talibanerna uppger att rörelsen inte ligger bakom attacken i Kabul. Talibanerna har intensifierat angreppen mot afghanska säkerhetsstyrkor, men undviker att angripa amerikansk personal i landet, sedan rörelsen slutit en uppgörelse med USA i slutet av februari om en färdväg mot en fredsförhandling.
Talibanerna är dock missnöjda med regeringen i Afghanistan som de anser ha brutit mot överenskommelsen om bland annat fångutväxling.
USA har redan dragit tillbaka delar av sin militär från landet, och ytterligare 8 600 soldater ska återvända till USA de närmaste månaderna.
Det politiska läget försvåras av en maktkamp i Kabul om presidentskapet.

IS-attacker mot sjukhus

Terrorrörelsen IS har också genomfört flera dåd i landet den senaste tiden, bland annat säger den sig ha legat bakom vägbomber som exploderade på måndagen i norra Kabul. Terrorgruppen vill visa sin närvaro i landet när talibanerna börjat förhandla med USA, enligt bedömare.
Säkerhetsstyrkor har gripit flera ledande medlemmar i terrorrörelsen IS, flera av de gripna misstänks ha legat bakom den dödliga attacken mot ett sikhtempel i Kabul i mars då omkring 25 personer dödades.
IS har också tidigare genomfört attacker mot sjukhus. För tre år sedan stormade terrorister utklädda till läkare ett sjukhus i Kabul och dödade ett tiotal personer.
Generalsekreterare Stefansson på Afghanistankommittén befarar att våldsspiralen kan fortsätta och våldsamheterna öka.
– Så länge man inte påbörjar fredssamtalen, de så kallad inomafghanska samtalen, så finns det en risk att våldet trappas upp. Talibanerna har råg i ryggen efter avtalet med USA, det råder politiskt kaos då presidentvalet inte hade någon tydlig utgång. Båda kandidaterna anser att de är den rättmätige ledaren. Det samt smittspridning av covid-19 innebär att det kan piska upp till en perfekt storm.
Grim Berglund/TT
https://www.gp.se/nyheter/v%C3%A4rlden/sp%C3%A4dbarn-d%C3%B6dade-i-attack-mot-klinik-i-kabul-1.27869632?fbclid=IwAR1PQfyOlkPR0Jurcre9fnizMhV44GAjaMp9LkF-HwB1pDhhOsuHVqVAMF8