فلم مستند سويدني در مورد افغانستان . يک ژورناليست سويدني در جستجوي يک پسر افغان بنام علي سجاد است که ده سال قبل درسالهاي اول حضور نيروهاي خارجي در افغانستان با وي مصاحبه کرده وعلي سجاد نوجوان بسيار قشنگ به زبان انگليسي گپ ميزند و اينک با وقفه ده سال بعد از يک ديدار کوتاه، ژورناليست سويدني زخمي ميگردد و شخص که او را بعنوان دريور شخصي نجات ميدهد ، يک افسر نظامي گارد سابق شيرآقا ميباشد . اين فلم در مورد علي سجاد وبسيار مطالب جالب ديگر در افغانستان. اين فلم تا تاريخ 30 اگست قابل دسترسي در سايت تلويزيون سويدن ميباشد
روز 28 اسد و یا 19 آگست مصادف است به سالروز استرداد استقلال افغانستان که ازین روز بعنوان یک حماسه ای تاریخی و روز ملی افغانستان تجلیل میگردد.
این روز تاریخی به قیادت شاه امان الله غازی، زعیم جوانفکر و روشن ضمیر افغانستان بارشادت و پایمردی ملت و توده ای مردم، در 19آگست سال 1919 میلادی رقم خورد و افغانستان از زیر سیطره ای مستقیم هند بریتانوی رهائی یافت و دارای استقلال سیاسی شد
شکی نیست که خودگذری و رشادت مردم افغانستان در برهه های زمانی مختلف بدخواهان این سرزمین را در باطلاقی گرفتار کرده اند که یا در آن فرورفته اند و یا ازین حفره ای هولناک پا پس کشیده اند چنانچه قشون استعماری بریتانیای کبیر در جریان جنگهای استقلال کاملا در گودال فرو رفت و ارتش سرخ شوروی سابق پا پس کشید و شرایط امروز ارتش امریکا و سایر کشور های زیدخل نیاز به توضیح ندارد.
بعد از حصول استقلال، روزنه ای امیدی برای ترقی و انکشاف اجتماعی و اقتصادی کشور باز گردید ولی بعد از مدت کوتاهی این روزنه کوچک به واسطه ای کسانیکه در تاریکی زندگی کردن خو کرده بودند مسدود گردید و ازآن ببعد تا امروز مسدود باقیمانده است و تمامی تلاشها برای باز کردن دوباره ای آن تا هنوز بی ثمر بوده است.
مردم افغانستان با وجودیکه قربانیهای فراوانی در راه استقلال کشور و آزادی خود تقدیم نموده اند ولی هیچگاهی استقلال نداشته اند و همواره غیر مرئی در اسارت بیگانگان بوده اند. فقراقتصادی و فرهنگی و عدم رشد آگاهی سیاسی، همیشه برگ برنده ای بوده است که قدرتهای ذینفع از آن بعنوان ابزار به دام انداختن افراد با نفوذ مذهبی و قومی و حتی گروه های مبارز سود برده اند.
با تأسف که در طول تاريخ معاصر افغانستان کمتر به منافع ملي توجه شده ويا اصلاً يک تعريف مشخص از منافع ملي وجود نداشته است . حرکت هاي داخلي ايجاد شده اکثراً با حرکت هاي خارجي و يا تحت حمايت آنها قرارگرفته که درنتيجه منافع ملي افغانها دراين آميختگي ها صدمه فراوان ديده است . وسرانجام ميتوان گفت که بین حرکتهای داخلی و تحرکات خارجی پیوسته یک وجه مشترک وجود داشته که همانا تامین منافع بوده است ولی در دو جهت متفاوت که افغانها مادام الوقت به منافع شخصی و گروهی خود ختم کرده اند و لی خارجیها منافع ملی خود را در نظر داشته اند.
افغانها در طول زمان به شجاعت خود در میدان جنگ فخر فروشی کرده و آنرا به رخ دیگران کشیده اند ولی از معانی دیگر شجاعت بیخبر مانده اند زیرا معنی شجاعت به کشتن بی موجب مردم خلاصه نمیگرددبلکه ابعاد وسيعتر دیگرهم دارد.
شجاعت تنها دشمنی ورزی، انتقامجوئی و کینه توزی نیست بلکه کنار آمدن، همدیگر را تحمل کردن و به حقوق دیگران احترام گذاشتن نیز نوعی از شجاعت است، همه چیز را برای خود خواستن و دیگران را از حق شان محروم کردن بز دلیست نه شجاعت.
بیرون رفت از اوضاع پیچیده ای سیاسی کنونی نیاز به شجاعت از نوع دوم دارد که امیدواریم دست اندر کاران عرصه سیاسی افغانستان گوشه ای چشمی به این شجاعت نوع دوم هم آب دهند و کشور را از بحران بیرون آورند.
انجمن افغانها روز خجسته ای استرداد استقلال میهن را به قاطبه ای مردم افغانستان تبریک و تهنیت عرض نموده و برای همه آرزوی موفقیت دارد.
خ.ف. شعبه فرهنگي انجمن افغانها
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا كُتِب عَلَيْكمُ الصيَامُ كَمَا كُتِب عَلى الَّذِينَ مِن قَبْلِكمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَی
اي کسانیکه ایمان آورده اید فرض گردانیده شد بر شما روزه ( ماۀ رمضان) آنچنانکه بر کسانیکه قبل از شما بودند فرض گردانیده شده بود، تا پرهیزگار شوید. ( سوره البقره آیۀ ۱۸۳ قرآنکریم )
غرض ديدن اوقات نماز به لينک زير کليک کنيد
ماه خدا در راه است و همه ای مسلمانان انتظار مهمانی خدا را دارند و درین ماه همه ای بینوایان از سفره ای باز خداوند اطعام میشوند. روزه یک آموزه ای دینی است و تمرینی برای بهتر شدن و پیمودن راه تعالی و کمال روحی. روزه اثبات اراده ای انسانی است که خداوند از بدو خلقت در وجود آدم دمیده است و با روزه گرفتن انسان توانستن خود را ثابت میسازد و در جاده ای اراده و اختیار نحوه ای راه رفتن خود را به نمایش میگذارد. روزه فقط پرهیز نیست بلکه پرهیز و انجام در کنار هم ارزش پیدا میکند زمانیکه یک روزه دار به نواهی خداوند عمل میکند اوامر را نیز اجرا نماید
ماه رمضان ماه تزکیه و تهذیب است و ماهی است که درآن قانون مدون خداوند نازل شده است و در این قانون مدون یعنی قرآن همواره بر عمل و عمل و عمل تاکید شده است. نفس روزه گسترش پاکی و درستکاری در جامعه است و معیار مسلمان بودن قرار گرفتن در مسیری است که در کتیبه ای نزول یافته در ماه رمضان روشن شده است.
آیا روزه بستن دهان و باز گذاشتن زبان است؟
بسیار اند کسانیکه دهان را میبندند و هر آنچه در زبان شان میآید نثار مردم میکنند و حتی از تهمت و افترا در حق مردم ابا نمیورزند.
آیا روزه امساک در روز و افراط در شب است؟ کم نیستند کسانیکه در جریان روز از خوردن و آشامیدن پرهیز میکنند و هنگام افطار خوان فرعونی پهن میکنند در حالیکه همسایه ای آن نان خشک برای افطار ندارد.
آیا روزه با نفرت پراگنی و کینه توزی و خشونت ورزی همخوانی دارد؟ آیا کسانیکه زیر پوشش اسلام و بنام دفاع از اسلام مسجد را انفجار میدهند و نماز گزاران را بقتل میرسانند و انسانهای بیگناه و بیخبر را ناگهانی در ورطه ای هلاکت قرار میدهند روزه دارانند؟
آیا کسانیکه حتی از تربیونهای تبلیغ امور دینی بر مخالفین خود میتازند و بر دیگران برچسبهای واهی میبندند امامان دین و مروجین روزه داری اند؟ در حالیکه خود روزه ای زبانی را رعایت نکرده اند.
امروز وطن و وطنداران ما قربانی اعمال کسانی اند که به ظاهر ادای نمازگزاران و روزه داران را به نمایش میگذارند اما در واقع دشمنان اصلی دین و دینداری همین ها اند ولی اعمال خود را به دیگران نسبت میدهند و در جهت تحقق اهداف شان ار هیچ عمل خشنی دریغ نمیورزند.
بامید روزیکه جامعه ای روزه دار و مسلمان با وقار عرض اندام نماید انجمن افغانها حلول ماه مبارک رمضان را به همه ای دینداران واقعی تبریک و تهنیت عرض نموده و ورود این ماه پر برکت را خیر مقدم میگوید.
با تأسف و درد فراوان اطلاع يافتيم که يک جوان افغان مقيم يوتيبوري به اثر يک حادثه ترافيکي دو روز قبل در شهر يوتيبوري جان خود را از دست داد .گفتني است که اين جوان افغان يک ونيم سال قبل به اساس سهميه ملل ملل متحد با خانواده خويش در سويدن اقامت دريافت کرد
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
ابراز تسليت
انجمن افغانها در سويدن عميق ترين مراتب تسليت خويشرابمناسبت وفات غم انگيز اين جوان افغان به اعضاي خانواده مرحومي ابراز داشته واز خداوند متعال براي آنها صبر جميل خواسته و براي مرحومي طلب آمرزش نموده و جايگاهش را در بهشت برين تمنا مينمايد
حسین کاظمی چندینبار در گذشته با خطرهای مشابهی روبرو شده بود. شاید از همینرو با وجود جراحتهای متعدد گلولهها در بازو و پاها و تصویر مرد مسلح خشن در ذهنش، بر بستر شفاخانه لمیده و هنوز هم تبسم برلب دارد.
پناهجویی از کشور افغانستان که دو سال قبل در کشور ناروی پناه گرفت، یکی از دهها تنی است که در اثر حملهی مسلحانه مرگباری که در کمپ جوانان و نوجوانان به وقوع پیوست، جراحت برداشت. در اثر این حمله 86 تن کشته شدند که اکثر آنان را نوجوانان پایینتر از 20 سال تشکیل میداد. یک مرد نارویژی( بنام اندرش بيهرنگ بريويک ) با دیدگاه ضدیت با حضور مهاجرین، به عنوان مظنون این حملات دستگیر شده
است. در این حمله شمار زیادی به علت غرق شدن در آب، تا هنوز مفقودالاثراند
Flydde från kriget – sköts på Utøya
حسین کاظمی 19ساله در یک گفت و شنودی که با وی دو روز پس از حملهی مرگبار انجام گرفت، چنین گفت: «من خطرهای زیادی را در افغانستان تجربه کردم. اما شاید این بدترین تجربهای است که در تمام عمرم داشتهام.» با این وجود وی هنوز دیدگاه مثبتی در مورد کشور دومی دارد و میگوید بسا مسایل خوبی را در این کشور فرا گرفته است.
شمار زیادی از مهاجرین و فرزندان مهاجرین در کمپ حضور داشتند و در جشنوارهی سالیانهی فعالان حزب کارگری لیبرال شرکت کرده بودند. کاظمی اظهار داشت که گلولهباری درست پس آن آغاز شد که مسابقهی فوتبال میان فعالان کشورهای افغانستان، گرجستان، کردهای اهل ترکیه و عراق، سریلانکا، سومالیا، لبنان و کشورهای دیگر، به پایان رسیده بود.
دولت لیبرال کشور ناروی یکی از حامیان اعطای پناهندگی به پناهگزینان کشورهای جنگزده است. این موضوع بهصورت عتابآمیزی در شبکههای آنلاین از سوی «اندیرس بیرینگ بریویک» یک ملیگرای نارویژی 32 ساله که مظنون حملات مرگبار در ناروی خوانده میشود و دیدگاه مبنی بر پاکسازی اروپا از حضور مسلمانان دارد، بازتاب یافته است.
کاظمی اظهار داشت که ظاهرا چنین نمینمود که مرد مسلح یک طیف مشخص مردم را هدف قرار دهد. «اینطور مینمود که وی میخواست همه را به قتل برساند. هیچکسی از گلولهباری وی در امان نماند.» اظهارات کاظمی را که دوستش از زبان دری برگردان مینمود جریان حادثه را چنین شرح داد. کاظمی در طعامخانهی کمپ بود که ناگهان صدای رگبار و به تعقیب آن صدای شیون و فریاد را از بیرون طعامخانه شنید. عدهای دیگر با آگاهی از موضوع خودشان را بهروی زمین انداختند. وی افزود: «من نیز خودم را به پایین افگندم، اما بیآنکه به موضوع پی ببرم.» در این حال بود که وی مرد مسلح را دید. مردمان اطراف در اثر گلولهباری به زمین افتیده بودند. سپس وی با سرعت خودش را به جمعی از نجاتیافتگان پریشانحال رسانید که در قسمتی از بیرون جنگل گردآمده بودند. این جمع درحالیکه از فرط خستگی به نفس زدن افتاده بودند، در قسمت سنگی ساحل رسیدند که یکی از دوستان کاظمی متوجه وی گردید که هدف گلولهای قرار گرفته بود. کاظمی به گفتههایش چنین افزود: «پایم کاملا خونین بود. اصلا متوجه نبودم. فقط و فقط میکوشیدم زنده بمانم.» برای کمکهای عاجل وقت نبود. مرد مسلح به تعقیب آنها پرداخته بود و پیهم از دهانهی تفنگش گلوله میجهید. جوانان دو راه بیش نداشتند: یا اینکه در پس صخرهها خودشان را پنهان میکردند و یا اینکه خودشان را به آب سرد استخوانسوز میانداختند و با عبور از دریاچهای به طول 600 متر، خودشان را به ساحل آنسوی دریاچه میرسانند. کاظمی نخست خودش را در عقب صخرهای پنهان نمود، اما همین که رگباری از گلولهها سنگهای اطرافش را نشانه بست، خودش را به آب انداخت، هرچند وی هیچگاهی آموزش شنا ندیده بود.
مرد مسلح پیهم گلوله باری میکرد. اجساد روی آب شناور شده و اطراف کاظمی را پر کرده بودند و خونشان آب را به رنگ سرخ تیره درآورده بود. وی بهصورت تخمینی 20 تن از دوستانش را که کشته شده بودند و یا در حال جان دادن بودند، در اطرافش بهروی آب شمرد. وی کوشید تا در همان حال خوابیده بماند. به زودی توجه مرد مسلح به سوی دیگری از ساحل معطوف گردید، آنجاییکه شماری دیگری از جوانان میگریستند و فریاد بر میآوردند. اما پس از مدتی گلولهباری به آن صوب، صدای فریادها به خاموشی گرایید.
پس از نیم ساعت دیگر که کاظمی خودش را به مردگی زده بود، پولیس با کشتیها فرا رسیدند تا مرد مسلح را دستگیر کنند.
لبخند درخشندهی کاظمی بیانگر صحتمندی وی است، به وی برادر و دوستش کمک میکنند. وی محتاطانه با دستی که جراحت برنداشته، روجایی را کنار میزند تا دو زخمی را که در بالای زانوانش و یک زخم دیگر را که در قسمت ساق پایش، که محکم بانداژ پیچ شدهاند، بهمن نشان بدهد. بازوی دست چپش را نیز گلولهای بهصورت سطحی خراشیده است.
کاظمی اظهاراتش را چنین پی میگیرد: «داکتر بهمن گفت که به زودی میتوانی قدم بزنی، اما امشب نیاز به یک جراحی دیگر دارم. احساس میکنم نیرومندم.» وقتی از وی پرسیدم: آیا اکنون نیز فکر میکند که
کشور ناروی یک محل نامناسب و پرخشونت برای زندگی کردن است، وی با اندوه «نه» میگوید و میافزاید که در زادگاهش در شهر شمالغربی هرات چندینبار از حادثات مشابهی جان به در برده است و هیچ شکی وجود نداشت که از حمله مرگبار ناروی نیز جان سالم به در ببرد. «یک بار زندگی میکنیم و خوبیها و بدیها یکسان دم راهمان سبز میشوند. زندگی چنین است. مملو از پستیها و بلندیها. در یک محل پرمخاطره همیشه اقبال زنده ماندن وجود دارد و در یک جایگاه امن همیشه ممکن است به قتل برسی. این تقدیر است که نمیشود از آن رهید.»
Hussein från Afghanistan träffad av fyra kulor: Det värsta jag varit med om i mitt liv
OSLO. Hussein Kazemi, 19, har sett döden i vitögat.Många gånger.
Han kom som asylsökande från Afghanistan till fredens Norge.Och hamnade på Utøya.
Han lyfter sjukhusfilten med sin oskadda arm och visar.
Han är skjuten i båda låren, i vänsterarmen och rakt genom sin högra akilleshäl.
Totalt träffade fyra kulor.Men han lever.
Flykting från Afghanistan
19-årige Hussein Kazemi kom till Norge för två år sedan, som flykting från staden Herat i nordvästra Afghanistan.
– Jag har sett mycket där, men det här är det värsta jag har varit med om i hela mitt liv, säger han.
AP träffar honom på sjukhuset. Han har redan gått igenom flera operationer, och ska snart iväg till ännu en.
– Men läkarna tror att jag kommer att kunna gå som vanligt så småningom.
I två veckor hade han varit medlem i AUF när det var dags för sommarlägret på Utøya.
– Det var min tur att städa matsalen.
Först hördes skotten. Sedan syntes gärningsmannen. Hussein Kazemi och flera av hans kamrater började springa för livet. I tio minuter rusade de så fort de kunde mot vattenbrynet. Väl där stannade han upp. Pustade efter andan. Och såg hur vännerna bara stirrade på honom.
Hade aldrig lärt sig simma
– Mina ben var fullständigt nedblodade. Jag hade inte ens märkt det, säger han till AP.
Det fanns ingen tid att göra något åt skadan. Gärningsmannen var på väg åt deras håll. Det fanns bara en väg bort från vansinnet: ut i vattnet.
Men uppvuxen i krigets Afghanistan har Hussein Kazemi aldrig lärt sig att simma.
Trots det kastade han sig i sjön och klamrade sig fast vid en sten för att inte drunkna.
Skjutandet fortsatte. Kulorna ven runt 19-åringen. Döda kroppar överallt runt honom. Döda kroppar, vars blod färgade det annars gråblå vattnet klarrött.
Försökte spela död
Han försökte ligga stilla. Spela död. Hörde hur gärningsmannen vände sig om, gick mot flickor som skrek. Fler skott. Inget mera skrik.
I 30 minuter spelade han död. Sedan anlände polisbåtarna.
Den gripne mannen, Anders Behring Breivik, har sagt att attacken var en hämnd för Norges välkomnande inställning till muslimer, men Hussein Kazemi säger att han inte märkte av något urskiljning i vansinnet.
”Han ville döda alla”
– Det verkade inte spela någon roll för honom. Han ville döda alla.
AP frågar om attacken har gjort att han ser annorlunda på Norge. Han ler. Skakar på huvudet.
– Jag har upplevt väldigt mycket bra i det här landet. Man har bara ett liv och man måste uppleva både bra och dåligt. I ett farligt land har du alltid en chans att överleva… och i ett fredligt land finns det alltid en risk att bli dödad.
Carina Bergfeldt
http://www.aftonbladet.se/nyheter/terrordadetinorge/article13379354.ab
Antalet dödsoffer efter terrorattackerna i Norge stiger. Minst 84 sköts till döds på ungdomslägret i Utöya, några timmar efter bombattentatet i centrala Oslo där sju personer dog. I dag råder sorg i vårt grannland. Totalt har 91 personer dött. Norska medier rapporterar nu om att polisen i Norge söker efter ytterligare en gärningsman.
– Det är ofattbart, det är omöjligt att ta in. Vi sliter med att det är omöjligt att förstå, säger Björn Unneland som har köpte en hel bunt dagstidningar i dag för att försöka sätta sig in i den blodiga gårdagens händelser.
En man, en 32-årig högerextremist och antimuslim, är misstänkt för att ha orsakat allt. En teori är att ungdomslägret var huvudmålet och bombattacken mot regeringskansliet i centrala Oslo gjordes som en avledningsmanöver.
Nu går mångas tankar till alla hans offer och deras anhöriga.
– I första hand tanker jag på deras släkt och vänner. Men också på att vi har inbillat oss att Oslo var en trygg stad. Det är den ju inte, säger Ester Kaase.
Det är just det att man gått trott att man levt i en bra och trygg värld, men så är den inte det. Det gör många otrygga i dag. Det går inte att sätta ord på det, säger Sia Anwar.
Sia Anwar är rädd att det här skall kunna hända igen. Den känslan delar han med många i Norge i dag.
لینک فلم تظاهرات برای جلوگیری از دیپورت محمد توسلی از سويدن به ایران
http://www.youtube.com/watch?v=4gga6ULr21Y
En nära rådgivare till Afghanistans president Hamid Karzai mördades i går av talibanerna. Två beväpnade män trängde in i huset och mördade rådgivaren och en afghanistansk parlamentariker.
Jan Mohammed Khan var en av president Karzais närmaste rådgivare. I går trängde två beväpnade män, iförda självmordsvästar fyllda med sprängämnen, in hans hem i huvudstaden Kabul. Jan Mohammed Khan och en afghanistansk parlamentariker som också befann sig i huset dödades, precis som de två attentatsmännen.
Talibanerna har tagit på sig dådet och säger att Khan mördades eftersom han hjälpte utländska trupper att genomföra nattliga räder mot afghaner. Räder som lett till att hundratals talibaner dödats eller tagits till fånga.
Attentatet ägde rum bara några dagar efter att president Karzais halvbror mördades i ett annat attentat av talibanerna.
I går var också dagen som de internationella trupperna började överlämna ansvaret för säkerhetsläget i landet till den afghanska militären. I provinsen Bamiyan genomfördes en ceremoni för att markera händelsen. Dock utan några större åthävor, eftersom talibanerna hotat med attentat för att visa hur svag centralregeringen är. I Bamiyan blev det inget attentat, men i stället alltså i huvudstaden Kabul.
I går var också sista arbetsdagen för den högste amerikanske befälhavaren i Afghanistan, David Petraeus. I dag lämnar han över befälet till John Allen och åker hem för att bli chef för underrättelseorganisationen CIA.
Enligt planerna ska alla utländska soldater ha lämnat Afghanistan 2014. I dag finns det ungefär 150 000 utländska soldater i landet.
http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=83&artikel=4606316