انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

چهره های ممتاز

مصاحبه با داکترحفیظ لطیف رئیس یک کلینیک صحی در شهر استاکهولم

به ادامۀ معرفی چهره های ممتاز جامعۀ افغان ها در سویدن امروز پای صحبت های داکتر حفیظ لطیف متخصص داخلۀ عمومی مینشینیم. ایشان توانسته اند بعد از ختم تحصیلات عالی در سویدن یک کلینیک بزرگ صحی را نیز تاسیس کنند که در آنجا هزاران بیمار تداوی میشوند.

در آغاز از داکتر حفیظ لطیف خواستم تا قدری در بارۀ خودش بگوید.

 

داکتر حفیظ  لطیف: بعد از ختم تحصیلات در فاکولتۀ طب کابل، در سال 1989 به سویدن آمدم. در اینجا مانند هر تاره وارد دیگر در گام نخست به آموزش زبان سویدنی پرداختم و بعداَ عضو ”انجمن داکتران” یا  Läkarförbundet شدم.

بعد از ارزیابی اسناد تحصیلی ام شامل درس شدم و بالاخره در سال 1992 امتحان دروس مسلکی را سپری نمودم و سرانجام بعد از گذشتاندن 21 ماه کارعملی یا ”دورۀ استاژ” در Småland در جنوب سویدن در سال 1995 موفق به بدست آوردن ”لایسنس داکتری” گردیدم.

بعداَ به استکهلم برگشته در شفاخانه ها و کلینیک های مختلف صحی از جمله شفاخانه های Karolinska و  Sankt Göranو همچنان کلینیک صحی یا   Vårdcentralدر محلۀ  Rinkebyنیز ایفای وظیفه نمودم. سپس توانستم در سال 2011 تخصص خود را در رشتۀ داخله عمومی بدست بیآورم.

البته قابل یادآوری میدانم که قبل از آن که بتوانم ”لایسنس داکتری” ام را بدست بیآروم  برای آشنایی با محیط کار و فرهنگ محیط کار در این کشور کورس های مختلف را تعقیب کردم. زیرا طوری که میدانید هر محیط کار از خود دارای فرهنگ خودش است که شامل قواعد، مقررات، طرز کار و مواردی دیگر میگردد. بناَ مهم است تا با آن آشنا شد.

بنابر همین علاقه ام به فرهنگ های مختلف بود که در سال 97 در کلینیک صحی منطقۀ رینکیبی Rinkeby Vårdcentral نیز کار کردم. زیرا در آنجا این امکان را داشتم که افرادی مختلف را از کشور های مختلف ملاقات نمایم، که این کار در راستای آشنایی با طرز برخورد و گفتار و رفتار شان برایم خیلی مفید بود. در آن زمان من یک مقاله نوشتم که در نشریۀ ”داکتر جوان” به نشر رسید. من در آن مقاله نوشته بودم که

 ”Det är en gåva att träffa olika människor från olika länder utan att behöva åka dit”

یعنی ” این یک موهبت است که شما میتوانید افرادی مختلف را از کشور های مختلف ملاقات نمائید آنهم بدون آن که نیازی به مسافرت به کشور های مختلف داشته باشید”.

ـ از کار در محلات مختلف گفتید، طوری که میدانم شما امروز یک کلینیک شخصی نیز دارید لطفاَ در بارۀ آن صحبت کنید؟

داکتر حفیظ لطیف: من در سال 2011 یک کینیک شخصی را در محلۀ  Solnaدر استکهلم تاسیس کردم که بعداَ از آنجا بهBromma  نقل مکان نمودیم. کلینیک ما  BrommaAkutenنام دارد و شامل بخش های مختلف مانند داخلۀ عمومی، ارتوپیدی، امراض نسایی و روانشناسی بوده، ما (Logoped) یا ”معالج گفتار” نیز داریم. ضمناَ ما دارای سیستم (Drop in) نیز هستیم، یعنی مریضان محترم میتوانند حتی بدون ریزرف نمودن وقت ملاقات نیز میتوانند نزد داکتر مراجعه نمایند.ما در حال حاضر حدود ده هزار نفر نزد ما خود را ثبت نام کرده اند که برای معالجه نزد ما مراجعه میکنند. باید یادآور شوم که ما در گذشته حتی یک بخش عاجل را نیز در کلینیک خود داشتیم که تا ساعت ده شب فعالیت میکرد ولی بعداَ نظر به تغییراتی کهLandstinget وارد آورد، وادار شدیم به دلایل اقتصادی فعالیت های این بخش را برخلاف میل و ارادۀ خود پایان ببخشیم. فعلاَ کلینیک از ساعت هشت صبح تا هشت شام به روی مریضان محترم باز است.

ـ بسیار عالی، پس اگر بگویم شما یک شفاخانۀ کوچک دارید، اشتباه نگفته ام!

داکتر حفیظ لطیفبا خنده: نه، خوب کلینیک ما موقعیت خوب نیز دارد. طوری که میدانید منطقۀ Bromma حیثیت نقطه اتصال را دارد بین خطوط مختلف بس های شهری و مترو.

ـ شما در کینیک چند نفر همکار با خود دارید؟

داکتر حفیظ لطیفـ امروز ما 20 نفر کارمند داریم. یعنی چهار داکتر، چهار نرس همراه با معاونین نرس یاUndersköterska و چند تن هم کارمندان اداری با ما همکار هستند که به زبان های مختلف نیز میتوانند حرف بزنند. از جمله عربی، کَردی، روسی، یونانی و غیره که طبعاَ این کار سهولت خلق میکند.

البته با استفاده از فرصت میخواهم بگویم هرگاه داکتران عزیز هموطن ما خواهان همکاری با ما باشند و بخواهند نزد ما کار کنند لطفاَ با ما در تماس شوند.

ـ از ایجاد سهولت گفتید، به نظر من شما که تحصیلات مسلکی تان را هم در افغانستان و هم در سویدن انجام داده اید در مقایسه با جوانانی افغان که تنها در سویدن تحصیل کرده اند و به عنوان داکتر ایفای وظیفه میکنند، به راحتی میتوانید بیماران هموطن تان را درک کنید و در قسمت شناسایی و تشخیص بیماری و همچنان تداوی آنها کمک نمائید. آشنایی شما به افغانستان و فرهنگ آنجا و در عین زمان آشنایی شما به جامعۀ سویدن حیثیت پُل رابط را برایتان میدهد، آیا چنین نیست؟

داکتر حفیظ لطیفـ بلی درست است. البته باید بگویم که به کمک زبان خیلی به راحتی میتوان تشریح کرد، هم درد را و هم شیوه های درمان آن را. همچنان من که در افغانستان تولد و بزرگ شده ام طبعاَ به محیط و فرهنگ کشورم آشنایی دارم و همین موضوع در قسمت تشخیص امراض مفید واقع میشود. مثلا
َ در بخش تکالیف روانی. بعضاَ  مریضان محترم صرفاَ بسنده میکنند به این که بگویند دلتنگ اند، در حالی که دلتنگی هم اشکال مختلفی دارد که با صحبت کردن و آشنایی با محیطی که او از آنجا آمده است به راحتی میتوان در راستای تشخیص و تداوی آن تلاش نمود. شما میدانید که وجود انسان دارای خاصیتی ترمیم کننده میباشد. به این معنی که وجود خودش میخواهد خود را ترمیم کند، ولی چطور میتوان این پروسه را تسریع بخشید؟ بناَ هرگاه مریض با عملکرد وجود آشنایی حاصل کند و در این مورد که چه فعالیت های را باید انجام بدهد و از اجرای چه کارها باید بپرهیزد معلومات بدست بیآورد، زودتر صحتمند میشود. بناَ باید مریض را درک کرد و این کار توسط تماس با مریض و حرف زدن و تشریح کردن صورت میگیرد. من به همه هموطنانم چه زن و چه مرد احترام دارم و قلباَ آرزومندم تا در قسمت تداوی ایشان کار کنم. اما یک نکته را نیز نباید ناگفته گذاشت و آن این که بعضاَ دوستان توقعات زیادی دارند که البته ما در آن حدی که امکانات برای ما اجازه میدهد در برآورده شدن توقعات شان تلاش خواهیم کرد.

ـ از داکتر حفیظ پیرامون برنامه های انکشافی برای کلینیک شان پرسیدم. در جواب گفت:

داکتر حفیظ لطیفـ ما میخواهیم امراض مختلف به طور مثال امراض مزمن مانند مرض شکر، نفس تنگی، فشار خون، چربی خون و غیره را نیز تداوی کنیم و بخش های وقایوی هم داشته باشیم.

مثلاَ تلاش برای ترک گفتن سگرت را ترغیب و تسریع ببخشیم. در این بخش ها ما باید کارمندان مسلکی داشته باشیم. در غیر آن ما امروز با امکانات دست داشته آماده معالجه امراض مختلف بوده با کلینیک ها و شفاخانه ها در تماس نزدیک میباشیم و جراحی کوچک را نیز اجرا میکنیم. فرآموشم نشود که بگویم شاگردان یا محصلان فاکولتۀ طب نیز برای سپری کردن دوره استاژ یا اجرای کار های عملی نیز نزد ما میآیند که در همین راستا ما حتی از دیگر کشور ها مثلاَ ترکیه یا ایتالیا نیز محصلانی را داشته ایم که برای بازدید از جریان کار ما اینجا آمده بودند.

ـ خوب داکتر صاحب محترم لطفاَ پیام تان را به هموطنان تان خصوصاَ جوانان و افرادی که مایل اند در اینجا تحصیل کنند بگوئید؟

داکتر حفیظ لطیفـ خوب وقتی آدم به یک محیط تازه وارد میشود طبعاَ با مشکلاتی برمیخورد. اما با مرور زمان و با آشنایی با محیط و آموختن زبان همه چیز تغییر میکند. زیرا زبان یعنی کلید ورود به اجتماع.

تاجایی که موضوع به سویدن ارتباط میگیرد به نظر من در این کشور امکانات زیاد وجود دارد و جوانان ما باید از این فرصت ها و امکانات استفاده نمایند. زیرا داشتن تحصیلات عالی در این کشور خیلی ضرور است.  البته این را باید دانست که سیستم درس خواندن و تحصیل کردن در این کشور با سیستم رایج در افغانستان متفاوت است. در اینجا سیستم تدریس همیشه در حالت تغییر و بهترشدن قرار دارد. بناَ باید در قدم اول برعلاوۀ آموختن زبان خود را  با سیستم رایج تحصیلی در این کشور نیز آشنا ساخت.

تا جایی که موضوع به تشویق جوانان و همچنان معرفی کردن سیستم های رایج در این کشور ارتباط میگیرد من فکرمیکنم که این وظیفۀ افرادی است که در اجتماع داخل شده اند تا به دیگران کمک نمایند. حتی در این زمینه انجمن افغان ها نیز میتواند نقش بازی کند. انجمن میتواند محافل و گردهمایی های را دایر کند که در آن از طرف ”افراد آگاه” به جوانانی که مشتاق تحصیل در سویدن هستند معلومات داده شود. اما یک نکته را نباید فرآموش کرد و آن اینکه همه چیز از علاقه شروع میشود. یعنی تا خود فرد علاقه نداشته باشد نمیتوان کاری کرد.

از علاقه گفتم، بی ارتباط نخواهد بود اگر از آرین، پسرم در اینجا یاد کنم. او هر چند در سویدن تولد شده است ولی علاقۀ زیادی به افغانستان دارد. او در اثر مطالعاتی که انجام داده صاحب معلومات زیادی در بارۀ تاریخ افغانستان، مردم شناسی و فرهنگ ما میباشد. او بنابر همین علاقۀ که به افغانستان دارد در کمیتۀ افغانستان ـ سویدن به حیث مسئول بخش جوانان کار میکند و سال گذشته کورسی را دایر کرده بود به نام (Det afghanska identiteten) یا هویت افغانی که در آن با استفاده از منابع معتبر مختلف در باره مردم شناسی و تاریخ افغانستان در کل، معلومات جالب و دلچسپی را ارائه نمود. البته این معلومات او که از علاقه اش نسبت به کشورش منبع میگیرد ما را نیز تحریک میکند تا بدانیم که کی هستیم، افغانستان در گذشته چگونه بود؟ با تمدن گذشته ما چه واقع شد؟ چرا امروز در این وضعیت قرار داریم ؟ و غیره.

ـ از شنیدن این حرف در بارۀ آرین جان واقعاَ خوش شدم و امیدوارم بتوانم در آینده با او نیز حرف های داشته باشم. اما حالا که از آرین جان یاد کردید میخواهم در بارۀ سائر اعضای خانواده تان نیز بدانم.

داکتر حفیظ لطیفـ من سه فرزند دارم، یک پسر و دو دختر. آرین 24 ساله، یاسمین 20 ساله و لینیهLInnea 13 ساله.

در اخیر میخواهم از داکتر حفیظ بپرسم تا اگر هموطنان عزیز بخواهند با ایشان در تماس شوند از چه طریقی میتوانند این کار را انجام بدهند؟

داکتر حفیظ میگوید:دوستان میتوانند از طریق تیلفون با ما در تماس شوند. البته ممکن من به دلیل مصروفیت نتوانم شخصاَ به تماس شان جواب بگویم ولی هرگاه برایم پیام بگذارند من بعداَ برای شان زنگ میزنم.

به آرزوی موفقی
ت های هر چه بیشتر داکتر حفیظ لطیف و همچنان با اظهار امتنان  از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتندبا ایشان خداحافظی میکنم.

شمارۀ تیلفون کلینیک صحی:0850585400  

ویب سایت کلینیکhttp://www.brommaakuten.se/

info@brommaakuten.se آدرس ایمیل 

مصاحبه کننده: احمد ضیا دانش

 

 

 

 لینک فیسبوک کلینیک صحی 

 

معرفی رومان حساس قهرمان تناسب اندام ورزشی در سویدن

 

به سلسلۀ معرفی چهره های ممتاز جامعۀ کوچک افغان ها در سویدن امروز به معرفی رومان حساس می پردازیم. 
رومان را میتوان شخص چند بُعدی نامید. او یک انجینر ساختمانی است. علاوه بر آن او قهرمان مسابقات Athletc Fitness در سویدن و همچنان یک نوازنده و آهنگساز نیز میباشد. 
خواستم با او مصاحبۀ انجام بدهم. با وجود مصروفیت های زیادی که داشت با جبین گشاده به مصاحبه حاضر شد و هر چند وقت کم و مصروفیت هایش زیاد بود بانهم با حوصله مندی تمامبه سوالاتم پاسخ گفت.

 

در آغاز از رومان جان حساس خواستم تا در بارۀ خودش بگوید.
ـ رومان حساس هستم. شش سال داشتم که با خانواده از افغانستان خارج شدم و یازده ساله بودم که به سویدن آمدم. مدتی بیست سال از اقامتم در سویدن میگذرد. در اینجا نخست به مکتب رفته و در رشتۀ ساینس مکتب را به پایان رساندم. بعداَ در (KTH) یا (انستیتوت سلطنتی تکنالوژی) شامل شده و بعد از سپری شدن چهار و نیم سال توانستم سند فراغتم را بدست بیآورم و از سال 2010 به این طرف به صفت انجینر ساختمانی کار میکنم.

از رومان در باره فعالیت های ورزشی اش پرسیدم در پاسخ گفت:
رومان: چهارده ساله بودم که به تکواندو آغاز نمودم و تا هژده سالگی به آن پرداختم. در جریان این مدت توانستم تا کمر بند سرخ ارتقا کرده وعضویت تیم ملی سویدن را کسب کنم. در مسابقاتی که در بخش تکواندو در وزن خود انجام دادم توانستم در سطح سویدن مقام اول و در اسکندناویا مقام دوم را بدست بیآورم. اما متاسفانه بعداَ حادثه ای رُخ داد و من در ناحیۀ زانو صدمه دیدم. فشار درس از یک طرف و مشکل زانو از طرف دیگر باعث شد تا نتوانم به ورزش تکواندو ادامه بدهم. به هر حال در هفده سالگی به زیبایی اندام آغاز نمودم و تا اکنون به شکل منظم در این بخش فعالیت دارم.

ـ شما سال قبل در مسابقات زیبایی اندام مقام اول را بدست آوردید در آن مورد اگر بگویید.

رومان: درست میگویید من توانستم مقام اول را بدست بیاورم ولی نه در بخش زیبایی اندام بلکه در Athletic Fitness( تناسب اندام ورزشی ).

ـ ممکن تعدادی از خوانندگان مصاحبۀ شما، مانند من به این ورزش آشنایی نداشته باشند میتوانی اندکی در بارۀ آن معلومات بدهی!

رومان: چرا نه ! مسابقات Athletic Fitness سال یک بار در سویدن دایر میشود و در آن از کشور های دیگر مانند ناروی و دنمارک نیز اشتراک میکنند. این ورزش اصلاَ شامل سه بخش است. (Fysik,Styrka, Uthållighet) یعنی (زیبایی اندام، توانایی و مقاومت یا پایداری). من نخست در سال 2014 در مسابقات Decembercupen توانستم مقام اول را بدست بیآورم بعداَ در سال 2015 نخست در رقابت های که زیر نام Svenska Mästerskap یاد میشود مقام اول را برنده شدم و متعاقباَ هم در مسابقات Tyngre Classic نیز مقام اول را از آن خود ساختم.

البته قابل یاد آوریست که در ظرف چند هفته باز هم دور دیگری این مسابقات دایر خواهد شد که در آن نیز اشتراک خواهم کرد.

از آنجایی که داشتن اندام زیبا و عضلات قوی آرزوی تقریباَ همه خصوصاَ جوانان است خواستم از رومان جان حساس بپرسم که برای افرادی که میخواهند اندام زیبا داشته باشند چه گفتنی یا توصیه دارد.

رومان: به نظر من در ورزش باید آدم هدف مشخص داشته باشد. منظورم اینست که هرگاه شخصی بخواهد به وسیلۀ ورزش چند کیلو وزنش را کم یا زیاد بسازد، این کار ممکن است. چنین شخص میتواند با پشتکار و تمرین به هدفش برسد ولی هرگاه شخصی بخواهد ورزش کند تا اندامی زیبا داشته باشد این کار دشوار است. به این دلیل که چه اندامی زیباست و زیبایی چیست؟ بناَ به نظر من بهتر اینست که هدف مشخص باشد مثلاَ بخواهد بازوان عضلاتی داشته باشد و یا شانه هایش را پهن بسازد و غیره. برعلاوه باید حوصله و تحمل نیز داشت. زیرا نتیجه مطلوب به زودی بدست نمی آید. هرگاه ساختن اندام زیبا ساده می بود و به وقت کم بدست می آمد در آن صورت همه اندام زیبا می داشتند !!!! و همه قهرمان زیبایی اندام می بودند !! طوری که گفتم باید هدف مشخص داشت و هچنان با حوصله مندی ورزش کرد. زیرا یکی از زیبایی های ورزش به نظر من همین است که نتیجه کار در اثر زحمتکشی بدست می آید.

وقتی حرف به اینجا رسید خواستم موضوع صحبت را تغییر بدهم بناَ از رومان حساس خواستم در بارۀ فعالیت های هنری اش صحبت کند.

رومان: از کودکی به موسیقی علاقه داشتم. پنج یا شش ساله بودم که به نواختن شروع نمودم. در آن زمان ما در خانه یک ”کیبورد” (Keyboard Instrument) و یک آرمونیه داشتیم و برادرم عظیم جان حساس که در آن وقت در آرکستر ”گل سرخ” فعالیت های هنری داشت به من زیاد کمک کرد تا نواختن آلات مذکور را یاد بگیرم. بعداَ وقتی سویدن آمدم در اینجا یک ”کیبورد” بزرگ برایم تهیه نمودم و به نواختن پرداختم. از سیزده سالگی به این طرف من با هنرمندان مختلف روی ستیژ ظاهر شده ام و با نواختن موسیقی با آنها همرایی و همکاری کرده ام. در گام نخست با برادرم عظیم جان حساس و بعداَ با ادریس جان سجادی و تواب جان آرش و دیگران روی ستیژ ظاهر شدم. همچنان برعلاوۀ سویدن من برای اجرای کنسرت به امریکا، کانادا و آسترالیا نیز رفته ام و در آنجا با آوازخو
ان های مختلف همکاری کرده ام.

ـ برعلاوۀ ”کیبورد” با کدام آلات دیگر موسیقی بلدیت داری؟

رومان : من به همه آلات موسیقی علاقه دارم ولی وقتی نواختن آنها مطرح باشد می توانم بگویم که به تبله و رباب نیز اندکی بلدیت دارم.

ـ آیا آواز نیز میخوانی؟

رومان: نه، من آواز نمی خوانم. اما در محافل وقتی در کنار صدای آوازخوان به کورس خوان ضرورت باشد با آنها همکاری میکنم ولی خودم به شکل مستقل آواز نمی خوانم.

ـ آیا تا حال آهنگ های را کمپوز نیز کرده ای؟

رومان: بلی، من چندی قبل روی ده پارچه آهنگ ادریس جان سجادی کار می کردم و در آن میان دو آهنگ آن را کمپوز کردم که یکی آن ”مراد نور” و دیگرش ”بیا برقص” نام دارد. 
ـ از هنرمندان افغانی به آواز کی ها علاقه داری؟

رومان: من نمی توانم به طور مشخص بگویم که از آواز فلان شخص خوشم می آید. حقیقت اینست که من هر وقت آهنگی تازه افغانی بدستم برسد آن را می شنوم زیرا می دانم که در ساختن آن زحمات زیادی کشیده شده است. هر چند در محافل خوشی موسیقی شاد می نوازیم ولی در موسیقی افغانی من از غزل و موسیقی کلاسیک زیاد خوشم می آید. به باور من اصل موسیقی، همان موسیقی غزل است.

در اخیر از رومان جان حساس خواستم تا پیام خود را به هموطنانش خصوصاَ جوانان افغان بگوید

رومان: پیام من به هموطنانم به طور ویژه به جوانان و افرادی که تازه به سویدن آمده اند اینست که در این کشور امکانات خیلی زیاد وجود دارد. در اینجا شما میتوانید با سعی و تلاش به هر آروزی که داشته باشید برسید. هرگاه میخواهید ورزش کنید، که بهترین سرگرمی است و بدن را سالم نگهداشته و انسان را از مخدرات و انحرافات دور می دارد، باید به طور اساسی آن را آغاز و با پشت کار به آن ادامه بدهید. در یک سخن میخواهم بگویم با عزم راسخ و پشتکار و موجودیت امکانات میتوانید به همه آرزو های تان برسید. 

پایان

مصاحبه کننده احمد ضیا دانش

ویب سایت رسمی رومان حساس
www.romanhassas.com

فیسبوک افغانهای سویدن