انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

فرهنگي

!انجمن افغانها حلول مسعود عید سعید اضحی را تبریک می گوید

 به تمام هموطنان پاک سرشت و نیک اندیش ما ، که مطابق به نص قرآن شریف قلب های شان را عاری از تعصب، کینه  و حسادت نموده اند. به آنانیکه  نیکویی و عطوفت می شناسند  و به آن عقیده دارند. به آنانیکه مشرف به زیارت حج شده ولی  قبل از زیارت خانه خدا خود را از ریاء و غش پاک کرده وخود را چنان به گوهر والای انسانیت و عطوفت آراسته اند  که شایستگی حضور به این حرم مقدس را کمایی نموده باشند ، چنانچه گفته اند 

دل بدست آور که حج اکبر است        از هزاران کعبه یک دل بهتر است

انجمن افغانها افتخار دارد که با توجه به موارد فوق با کمال فداکاری و بی آلایشی  در بد ترین روز ها در صف هموطنان نیاز مند ما قرار داشته است و بیشتر از توانایی اش از حقوق پناهجویان افغان به وجه شایشته و پیگیر دفاع نموده است  و می نماید.

از خداوند بزرگ برای همهء آنانیکه در راه قدم برداشته اند ، خصوصآ کمیسیون امور مهاجرین انجمن و دوستان خارج انجمن که درین  مورد انجمن افغانها را یاری رسانیده اند  طلب اجر و پاداش می نماییم. 

فریده زیرک

ریئس انجمن افغانها  

 2009-11-26

Stockhom

مژده به افغانهای عزیز شهر کارلستاد سویدن

 بنازم عیدقربان راکه در خاک وطن باشیم          میان مردم کشور برون از رنج وغم باشیم

به افتخارعیدسعیداضحئ هنرمند خوش آواز و با استعداد افغان محترم میرویس (همراه) برای
افغانهای شهر کارلستاد کنسرت اجرأ مینماید

 

انجمن کلتوری افغانها درشهرکارلستاد از احساس نیک و مردم دوستانه اجرا کنندگان این کنسرت
که در راس آن آقای(همراه) قرار دارند اظهارسپاس و قدر دانی میکند.همچنان انجمن کلتوری افغانها درشهرکارلستاد
ازهمه افغانهای گرانقدر و علاقمندان موسیقی آرزومند است که با اشتراک شان در این کنسرت
باشکوه روز عیدشان را پر خاطره وشاد بسازند. قابل یاد آوری است که در ین محفل مسایل اجتماعی
و کلتوری،خواندن اشعار،اجرای لاتری و صرف چای نیز در نظر گرفته شده است.
تاریخ اجرای کنسرت: روز شنبه ۲۸ نوامبر۲۰۰۹ از ساعت ۳ بعدازظهر الی ۸ شام
محل اجرای کنسرت :لوکال مکتب گرولیکینGruvlyckeskolan, Gruvgången 4
نمبر سرویس شهری(۴) تیلفون های معلومات: نجات ۰۷۳۹۹۶۷۶۹۳
زرمتی۰۷۶۲۷۱۶۲۰۸
                                 هیئت اجرائيه انجمن کلتوری
                                  افغانها درشهرکارلستاد

 

گمشده در جستجوی گمشده ای دیگر

فیلم 'سیبی از بهشت' حکایت حال پیرمردی سرگشته و حیران است. مرد پنجاه ساله افغانی که لباس روستاییان را بر تن دارد اما به درستی روشن نیست که او به کدام ولایت و قوم تعلق دارد. هرچند زبان فارسی او به نحوی او را از اهالی ولایت های شمال کابل می نمایاند

پیرمرد در جستجوی پسر نوجوان خویش از روستایی دور به کابل می آید، او پسرش را به تعویذنویس پیری سپرده بوده تا او را به مدرسه ای دینی برای آموزش دینیات بفرستد تا این پسر یک روحانی شود. پیرمرد از دین و روحانیت چیز زیادی نمی داند و شاید می خواسته فرزندش مانند خود او نباشد و یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشد و ملا شود. اما تعویذنویس نوجوان روستایی را به دست کسانی می سپارد که کار آنها تربیت کردن مهاجمان انتحاری است.

پیرمرد در دستمالی چند تا سیب با خود از روستا آورده است و می خواهد آنها را به فرزند خویش بدهد. اما سرگشتگی های پیرمرد برای یافتن فرزند پایانی ندارد؛ او به هرجا می رود و از هر کسی سراغ گمشده اش را می گیرد، اما او را نمی یابد. سرانجام چند مرد مسلح او را به خرابه ای در حومه کابل می برند و پیرمرد در آن خرابه چند جوان اهل مدرسه را با لباس های سفید می بیند اما فرزندش در میان آنان نیست. او را به اتاق نیمه تاریکی راهنمایی می کنند، جایی که مرد خشنی با چند مرد مسلح دیگر نشسته اند. مرد خشن دلیل آمدن پیرمرد را می پرسد پیرمرد با لحنی عاجزانه می گوید آمده تا فرزندش را ببیند. مرد خشن به افرادش می گوید او – پیرمرد – را پیش پسرش ببرید.

مردان مسلح پیرمرد را به محل دوری می برند و او را تا حد مرگ می زنند. در صحنه دیگر پیرمرد را می بینیم که در میان شهر در خیابان های مزدحم در میان موترها (خودروها) می چرخد و سیبی را که در دست دارد به رهگذران تعارف می کند،‌ او دیوانه شده است و بی اختیار می خندد و بی اختیار می گرید و از چرخیدن باز نمی ایستد.

خلاصه داستان فیلم 'سیبی از بهشت' همین است.

نسل سینمای روس

همایون مروت فیلمسازی است متعلق به نسل سینماگرانی که از اکادمی سینمای روسی فارغ التحصیل شده اند. سایه این سبک سینمایی در کارهای او همواره پیدا بوده است. سینمای شاعرانه با ریتمی کند و با درونمایه ای فلسفی. مروت در این فیلم سرگذشت سرگشتگی پیرمرد را به تصویر می کشد.

همایون مروت 

صحنه ای از فیلم

بازیگر اصلی این فلم رجب حسینوف در نقش پیر مرد. 

از ظرافت های به کار رفته در این فیلم منشی است که کارگردان در تعمیم بخشیدن واقعیت حکایت شده در فیلم بر سراسر افغانستان و در میان اقوام مختلف به خرج داده است.

پیرمرد دو سرگشتگی دارد: یکی سرگشتگی در بیرون که همان جستجوی فرزند گشمده اش است و دیگری سرگشتگی در درون که نمی داند دینی که پیروش است چه دینی است؟

او در یک صحنه در اعتراض به سخنان یک راننده تاکسی که حمله انتحاری را غیر اسلامی می خواند،‌ از تاکسی پیاده می شود و پول اندکی به راننده تاکسی می دهد و یا هنگامی که او را در برابر افسر بازداشتگاه می یابیم و سوال و جواب آن دو را می شنویم، در واقع به سوال و جواب دو نسل دور از هم گوش می سپاریم که هرکدام خود را برحق می دانند. افسر بازداشتگاه کسی است که در حکومت مورد حمایت شوروی هم افسر بوده و چیزهایی از آن زمان در خاطر دارد و پیرمرد اما به عنوان نماینده و مدافع نسلی در برابرش نشسته و پاسخ می دهد که جهاد علیه آن حکومت را واجب می دانست.

پیرمرد به افسر می گوید:‌ دو فرزند جوانم را در راه جهاد از دست داده ام و آخرین فرزندم که قرار بود یک عالم دین شود اکنون گم شده است.

می بینیم که پیرمرد خود گمشده ای دیگر است و این گمشدگی بسیار عمیق تر از گمشدگی اصلی است. پیرمرد در سراسر فیلم همدردی نمی یابد و در هیچ جا کسی پیدا نمی شود که حال او را درک کند در همه جا مشت رد به سینه اش می خورد. دستگاه حاکم او را از خود رانده است و دشمنان دستگاه هم که در چهره مرد تعویذ نویس یا آموزگاران انتحاری ظاهر شده اند او را از خود می رانند. هر دو طرف او را بیگانه و دشمن می پندارند و این در واقع همان واقعیت تلخ فراموش شدگی هزاران پدری را به یاد بیننده می آورد که فرزندان آنان در جنگ های این سالها قربانی شده اند.

در فیلم چند صحنه از انفجار انتحاری به نمایش در آمده اما در هیچ کدام اشاره مستقیمی به دخالت پسر گمشده در انفجار ها دیده نمی شود و به این صورت به نظر می رسد که سازنده فیلم با زیرکی می خواهد گمشدگی آن پسر را نماد گمشدگی نسل تازه ای قرار دهد که مسوول آن به زعم فیلمساز همفکران افسر بازداشتگاه و پیرمرد بوده اند. در نتیجه سیب که می توان آن را نماد زندگی خواند هیچگاه به کسی که شایسته اش است نمی رسد و تا آخر در دست پیرمرد که حالا دیوانه ای است باقی می ماند.

نشانه و نمادها باز به عنوان شگردی از سینمای روس در سراسر این فیلم جایگاه خاصی یافته اند،‌ تقریبا در تمامی صحنه ها مناره مسجد به چشم می خورد و این گویای ارتباط داستان با آن مناره هاست.

تکنیکها

نحوه استفاده از نور در این فیلم زیباست. آقای مروت در آمیزش رنگ ها و برجسته کردن سایه روشن ها و ملایمت بخشیدن به نور در سراسر این فیلم تلاش کرده که می توان آن را
موفق آمیز شمرد.

پیرمرد در سراسر فیلم همدردی نمی یابد و در هیچ جا کسی پیدا نمی شود که حال او را درک کند در همه جا مشت رد به سینه اش می خورد. دستگاه حاکم او را از خود رانده است و دشمنان دستگاه هم که در چهره ی مرد تعویذ نویس یا آموزگاران انتحاری ظاهر شده اند او را از خود می رانند. هر دو طرف او را بیگانه و دشمن می پندارند و این در واقع همان واقعیت تلخ فراموش شدگی هزاران پدری را به یاد بیننده می آورد که تنها فرزندان آنان در جنگ های این سالها قربانی شده اند.

یکی دیگر از تکنیک های روسی استفاده شده در این فیلم اختیار کردن روایت خطی داستان است. روایتی که در آن دایره های داستانی و فلش بک ها را نمی بینیم اما در عین خطی بودن خود دایره ای است که بیننده را به دایره های دیگر وصل می کند و ما بصورت غیر مستقیم با حوادث گذشته که رابطه های علت و معلولی با وقایع داستان دارند آشنا می شویم. خطی که در سایه روشن آن خطوط دیگری نیز روایت می شوند.

زبان به کار گرفته شده در این فیلم نیز محکم و درگیر کننده است و در آن از اشتباهات معمول فیلم های افغانستان در سالهای اخیر خبری نیست. بازیگر اصلی فیلم خود یک افغان نیست و زبان اصلی او تاجیکی است که این خود با وجود تلاش کارگردان برای آشنا نشان دادن زبان او تا حدی به چشم درشت می آید.

بطور مثال هنگامی که مستخدم جوان رستورانی در پاسخ به سوال پیرمرد که پرسید از کجاست می گوید از میمنه، می بینیم که لهجه جوان لهجه میمنگی نیست و بیشتر شباهت به گفتار مردم کابل دارد. شاید این ها را ناشی از کمبود بازیگر حرفه ای سینما در افغانستان دانست. با این همه کارگردان از غیر بازیگران یا بازیگران غیر حرفه ای که برای نخستین بار در برابر دوربین یک فیلمساز حرفه ای قرار گرفته اند،‌ به خوبی بازی گرفته است.

یکی دیگر از ظرافت های به کار رفته در این فیلم روشی است که کارگردان در تعمیم بخشیدن واقعیت حکایت شده در فیلم بر سراسر افغانستان و در میان اقوام مختلف به خرج داده است. او خوبی ها و بدی ها را به گروه یا قوم خاصی محدود نمی کند و سعی می کند همه را در زیبایی ها و زشتی های به وجود آمده سهیم بداند و این نگاه همه نگر کارگردان فیلم را از دیگر هم سلکانش متمایز می کند.

تدوین فیلم در یکی دو مورد سوال هایی را ایجاد می کند مانند صحنه ای که صدای محیط در بخشی از دیالوگ پیرمرد و افسر بازداشتگاه به ناگهان متفاوت و غیر طبیعی جلوه می کند. شاید بتوان همه این ها را باز به همان سینمای کند و مکث دار روسی پیوند داد اما برای بیننده سینمای حاضر خیلی از این شگردها دیگر می توانند خوشایندی پیشین را نداشته باشند.

با این همه 'سیبی از بهشت' را می توان فیلم متفاوتی دانست و می توان در آن نشانه های روشنی از پرسشگری و تلاش برای بیان ناگفته هایی را دید که در پشت بحران های چندین ساله جامعه قرار داشته اند. در کل آقای مروت پیوند میان حوادث به هم بافته ای را در قالب این فیلم 90 دقیقه ای به نمایش گذاشته است.

رجب حسینوف بازیگر معروف تاجیک در این فیلم توانسته نقش پیرمرد را به گونه تحسین برانگیزی اجرا کند. نگاه ها و سکوت های معنادار او هنگامی که نمی خواهد به سوالی پاسخ دهد توانسته روایتگر درون پرغوغا و زبان خاموش نسل درد دیده ای باشد که داستان سرگشتگی های شان سالها در انتظار یک راوی بی تعصب و یک دور بین منصف سینما بوده است.

صحنه پایانی فیلم چرخیدن پیرمرد حیرت زده ای در خیابان های مزدحم شهر را نشان می دهد که خنده و گریه اش در هم آمیخته است و صورت چرکینش در غبار هوای کابل و بی تفاوتی رهگذران خسته محو می شود.

فستيوال فلمهاي افغاني

برای اولین بار فستیوال فلم های افغانی به تاریخ های 5 تا 7 دسمبر2009، در ستوکهولم سویدن برگزار می گردد.    

غرض ديدن برنامه فستيوال به پيوست هاي زير کليک نمائيد 

                                    

تجلیل

           مژده به افغانهای عزیز شهر کارلستاد سویدن
          پروگرام تجلیل از عیدسعید اضحئ درشهرکارلستاد

بنازم عیدقربان راکه در خاک وطن باشیم          میان مردم کشور برون از رنج وغم باشیم

به افتخارعیدسعیداضحئ هنرمند خوش آواز و با استعداد افغان محترم میرویس (همراه) برای
افغانهای شهر کارلستاد کنسرت اجرأ مینماید.
انجمن کلتوری افغانها درشهرکارلستاد از احساس نیک و مردم دوستانه اجرا کنندگان این کنسرت
که در راس آن آقای(همراه) قرار دارند اظهارسپاس و قدر دانی میکند.همچنان انجمن کلتوری افغانها درشهرکارلستاد
ازهمه افغانهای گرانقدر و علاقمندان موسیقی آرزومند است که با اشتراک شان در این کنسرت
باشکوه روز عیدشان را پر خاطره وشاد بسازند. قابل یاد آوری است که در ین محفل مسایل اجتماعی
و کلتوری،خواندن اشعار،اجرای لاتری و صرف چای نیز در نظر گرفته شده است.
تاریخ اجرای کنسرت: روز شنبه ۲۸ نوامبر۲۰۰۹ از ساعت ۳ بعدازظهر الی ۸ شام
محل اجرای کنسرت :لوکال مکتب گرولیکینGruvlyckeskolan, Gruvgången 4
نمبر سرویس شهری(۴) تیلفون های معلومات: نجات ۰۷۳۹۹۶۷۶۹۳
زرمتی۰۷۶۲۷۱۶۲۰۸
                                 هیئت اجرائيه انجمن کلتوری
                                  افغانها درشهرکارلستاد

 

معرفي انجمن فرهنگی افغان ها در شهر بوروس

مصاحبهء نيک هدايت با مسوولين انجمن فرهنگي افغانها در شهر بوروس ،آقايون اسداله لنگري ( رئيس ) و عيسي وردک يکي از فعالين انجمن

 گزارش انجمن فرهنگی افغان ها در شهر بوروس

منبع : سايت پژواک

Affiche

کنسرت تواب آرش در ستوکهولم

کنسرت تواب آرش و احمدشاه مستمندي درستوکهولم

 

Tawab Arash [Afghanistan]

 زمان : 6 اکتوبر ، ساعت 19.00مکان : سودر تياتر ، ستوکهولم

6 oktober 

Tisdag 

قيمت تکت : 195 کرون

غرض معلومات بيشتر و سفارش تکت به سايت سودر تياتر مراجعه نمائيد

http://www.sodrateatern.com/sv/Program-och-biljetter/Evenemang/Tawab-Arash-Afghanistan/

 

تاخیر در اعلام نتایج انتخابات عمومی در افغانستان

حدود یک ماه از برگزاری انتخابات عمومی در افغانستان می گذرد، اما نتایج این انتخابات هنوز اعلام نشده است .برخی از نامزدهای انتخاباتی، دولت و کمیسیون انتخاباتی را متهم به تقلب انتخاباتی کرده اند. بعد از اعلام غیر رسمی رای ها، اپوزیسیون دولت اعلام کرد که حدود یک میلیون و نیم رای تقلبی بوده است

 گزارش پخش شده از برنامه. گفتگو با انور فرزام

شرکت افغان ها در انتخابات با وجود تهدید طالبان ها

در این مورد گفتگوئی داریم با انور فرزام از آگاهان سیاسی مسائل افغانستان در سوئد. 
انور فرزام نیز ادعاهای مربوط به تقلب انتخاباتی در افغانستان را تائید می کند و معتقد است که دلیل تاخیردراعلام نتایج نهائی، رسیدن به راه حلی ست تا برتقلب های صورت گرفته سرپوشی نهاده شود.
وی با توجه به وسعت امکانات برخی از نامزدها رای ها به دست آمده ی آنها را دلیل محبوبیت بیشتر آن نامزدها نمی داند.
انور فرزام، ازجمله عوامل قوی وجود بحران عمیق در افغانستان را هم نارسائی های دولت کنونی و وجود فساد مالی در آن و هم سرمایه گزاری های بدون کنترل خارجی در کشور ارزیابی می کند که البته به نظر او آگاهانه صورت می گیرد

منبع : سايت پژواک

عتیق رحیمی برندۀ جایزۀ ادبی گنکورت

جایزۀ گنکورت سال 2008 روز دوشنبه مورخ 10 نوامبر 2008به کتاب سنگ  صبور، نویسندۀ چهل و شش سالۀ افغانی تبار، عتیق رحیمی، تعلق گرفت

عتیق رحیمی برندۀ جایزۀ ادبی گنکور

 

 در ساعت سیزده روز دوشنبه، دهم نوامبر، در دومین دور رأی گیری، او با هفت رأی در برابر سه رآی برای میشل لوبری، برندۀ صد و سومین جایزۀ گنکور شد و در کنار آندره مالرو، مارسل پروست ، میشل تورنیه و پاتریک مودیانو و بسیاری نویسندگانی که امروز کمتر از آن ها یاد می شود، قرار گرفت.

 عتیق رحیمی که در کابل بدنیا آمد، در جریان جنگ های داخلی افغانستان به پاکستان و سپس به فرانسه آمد. در نیمۀ دوم دهۀ هشتاد، به تحصیل در رشته های ادبیات و سینما را رد دانشگاههای پاریس آغاز کرد

از اولین کتابش به نام ” خاکستر و خاک” فیلمی نیز ساخته شد که در جشنوارۀ سینمایی کن، در سال 2004 برندۀ جایزۀ ” نگاهی بسوی آینده” شد.

کتاب سنگ صبور - عتیق رحیمی

سنگ صبور، تازه ترین کتاب عتیق رحیمی داستان سر بر آوردن یک زن سادۀ افغان را نقل می کند که در بحبوحۀ جنگ های خانگی در افغانستان، باید از شوهرش که در پی نزاعی غیر سیاسی، به حالت اغماء افتاده است، پرستاری کند.

 او در این پرستاری هم از دارو استفاده می کند و هم از دعا و تسبیح.

 در طول ماه ها تیمار شوهر، او زندگیش را مرور می کند و رفته رفته با بیان خاطرات و تجربیاتش، همانطور که در افسانۀ سنگ صبور آمده است، انگار نوری تازه بر ذهن او می تابد و گرۀ سنگی غم ها و ستم هایی که بر او رفته است، باز می شود و در پایان داستان خواننده را با یک انفجار که از آگاهی برخاسته است، روبرو میسازد.

 کتاب سنگ صبور تا به حال بیست هزار خواننده داشته است و حق ترجمۀ آن در سیزده کشور از جمله در انگلستان و اسرائیل فروخته شده است

آقاي عتيق رحيمي هفته گذشته در نمايشگاه کتاب در شهر يوتيبوري سويدن اشتراک ورزيده بود . مطبوعات سويدن مطالبي بيشماري در مورد او و کتابش ” سنگ صبور ” به نشر سپرده که توجه تانرا به برخي از آنها جلب ميداريم

http://www.afghanskaforeningen.se/svenska-press/747-atiq-rahimi-talamodets-sten.html

Goncourtpriset till Atiq Rahimi