انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

فرهنگي

آگهي فرهنگي

زنجير عشق ـ داستان يک سرگذشت واقعي

نويسنده : ويس ويسي

محل سفارش :Bokförlag Kitabiat


Box 67

193 22 SIGTUNA

info@kitabiat.se 

و یا به شماره 0737303609 به تماس شويد و با خود آقاي ويسي صحبت کنيد

 

درين زمينه بيشتر بخوانيد

 

پيام انجمن افغانها درسويدن بمناسبت وفات نابهنگام رحيم مهريار

یک یار دیگر به دیار یاران پیوست و مهر خودرا در قلبها بجا گذاشت

او که از دیار مهر آمد و در غربتکده ای نا آشنا و بی مهر هبوط کرد ولی بیکار ننشست و به مهر آفرینی پرداخت تا جاییکه یار مهر شد و قلبهای غمگسار زمینی هارا با ترنم موسیقی و آهنگهای دلنوازش متوجه آفریننده ای همه ای مهر ها ساخت.

سخن از رحیم مهریار است و سوگواری جامعه ای هنر و موسیقی افعانستان بخاطر از دست دادن او اما چه توان کرد که تقدیرگر هستی چنین تقدیر کرده است و همه را به خویش میخواند و به سوی خویش

رحیم مهریار بهترین و شاداب ترین دوران زندگی اش را وقف هنر موسیقی کرد تا به دلها بذر محبت بکارد وریشه ای نفرت را بخشکاند و به همین لحاظ دنبال پرستویی میگشت تا پرستاری ای محزونان را بدوش بگیرد و دمساز و هماواز مهریار شود و همینطور هم شد و با خانم پرستو پیوند ازدواج بست و یک زوج هنری موفق و وفادار را تشکیل داد. امروز اگر مهریار در میان ما نیست ولی صدایش در نوار طبیعت ثبت است و جاودانه خواهد ماند

انجمن افغانها این حادثه ای اسفناک را به خانواده ای کوچک مهریار و خانواده ای بزرگ هنر موسیقی افغانستان تسلیت عرض میدارد و برای باز ماندگان مرحوم مهریار صبر جمیل میخواهد 

رحیم مهریار به جاویدانه گان پیوست

 اِنآلّلهِ وَاِنآ اِلَيْهِ رَآجِعُون

 رحیم مهریار هنرمند شناخته شده موسیقی افغانستان صبح روزچهارشنبه در اثر مریضی سرطان جگر به عمر پنجاه و چهارساله گی در بیرون از افغانستان درگذشت و با چشم بستن از جهان ، به جاویدانه گان هنر پیوست

http://www.youtube.com/watch?v=iQJzmh1pknY

حلقات فرهنگی و هنری در افغانستان و علاقمندان موسیقی در این کشور، بار دیگر خبر تاسف بار درگذشت هنرمند مشهور ، رحیم مهریار را با اندوه و تاسف به همدیگر می رسانند.

این هنرمند که درجریان بیشتر از دو سال گذشته از مریضی سرطان جگر به شدت رنج می برد، در شهر هانور آلمان در بستر بیماری جان به جان افرین تسلیم کرد.

پرستو ، خانم رحیم مهریار که خود یکی از هنرمندان به شهرت رسیده موسیقی در افغانستان است، خبر مرگ شوهرش را با اندوه فراوان به رادیو ازادی اطلاع داد.

او گفت که : ” رحیم مهریار تقریبا سی سال در دنیای هنر کارکرده و از سن دوازده ساله گی به آواز خوانی آغاز کرده بود.
او از بیست سال به این طرف در آلمان زنده گی می کرد و غم ها و درد های ناشی از دوری وطن وی را به مریضی ها دچار ساخت. ”

به گفته خانم پرستو ، نخستین آهنگ مهریار ، یک آهنگ پشتو بود ” سحر ماښام دی اوښکی تویو مه ”

رحیم مهریار سه دختر و یک پسر دارد.
به گفته خانم پرستو، دوتن از دختران عروسی کرده اند و یک پسر و یک دختر رحیم مهریار سرگرم تحصیل هستند.

درهمین حال محمد صدیق یکی از کارمندان سابقه دار آرشیف رادیو افغانستان به رادیو ازادی گفت : ” رحیم مهریار یکی از هنرمندانی بود که از وی یکصد و چهل و پنج آهنگ در آرشیف رادیو افغانستان باقی مانده است. ”

به گفته وی ، مهریار برخی آهنگ های را اختصاصی به تلویزیون افغانستان ثبت کرده بود که از همان طریق پخش می شد.

بین خانواده های افغان کمتر خانواده یی پیدا می شود که این هنرمند را نشناسد و یا هم آهنگ و اهنگ های از وی نشنیده باشد.
سعید جوان بیست و سه ساله افغان است که درکنار آهنگ های سایر هنرمندان افغان، آهنگ های مهریار را نیز با علاقمندی می شنود.

او می گوید : ” برای من آهنگ های دوگانه رحیم مهریار که با خانمش پرستو خوانده است، دلچسپی زیادی دارد، من همیشه آهنگ های هر دو هنرمند را می شنوم ، اما این که درسالهای اخیر و ماه های اخیر آهنگ های تازه یی از آنان نشر نشده ، علت آن را نمی دانم . ”

شاید عمده ترین علت نبود آهنگ های تازه این هنرمند، همین مسئله بیماری وی و عدم توانایی برای اجرای آهنگ های جدید بوده باشد.

اعضای خانواده مهریار گفته اند که ، وی علاقه داشت تا پس از وفات جنازه اش به داخل افغانستان انتقال داده شود، اما تاکنون درمورد تصمیم نهایی گرفته نشده است.

پرستو خانم رحیم مهریار گله کرد که درجریان بیماری مهریار، وی هیچ پیامی از سوی دولت افغانستان و سفارت افغانستان در آلمان دریافت نکرده بود و از این سبب مایوس بود، اما به گفته خانم پرستو ” یکبار از دفتر رئیس جمهور کرزی تماس تلفنی گرفته بودند، اما وقتی بود که چشم های رحیم مهریار بسته شده بود و حتی شنیده هم نمی توانست. ”

گزارشگر رادیو آزادی با خانم پرستو  همسفر زنده گی رحیم مهریار مصاحبهء را انجام داده است.

«برشنا نظری»

  • با کلیک روی متن، این مصاحبه را می توان شنید

  • http://da.azadiradio.org/content/transcript/2079948.html

  • ****

     

    د خواشینۍ پیغام           

    په   ډیر  ژور خپګان  او تا ثر سره  خبر شوم، چې  زموږ   د هیواد  د موسیقې  په  ډګر کې نامتو،  پیاوړې ، تکړه ،مجرب اوښه هنرمندارواښاد رحیم مهریار چې دخوږ او په زړه پورې آواز خاوند و، د اوږدې ناروغی له  امله له دی فاني نړۍ څخه د تل لپاره سترګی پټې کړی .                                                                                                                                                                         

     اِنآلّلهِ وَاِنآ اِلَيْهِ رَآجِعُون                                                                                  

     

    زه  نه یوازی چې د ده  روح ته دعا کوم  بلکې په دغه غمیزه کې ځان  شریک بولم، او د

    ارواښاد رحیم مهریار کورنۍ او د ده محترمی میرمنې پرستو او د ده د هنر مینه والو

    ته جمیل صبر غواړم .                                                                                                                                              

    خدای پاک  ده  دی  وبخښي  او  د  ده  ښکلې سندرې  او ترانې  ده   د تل  لپاره  زموږ  د موسیقې په تاریخ کې ژوندې او ښیرازه لري .                                                                                         

    په ډیر درنښت : انجنیر عبدالقادر مسعود

    ***

    پرستو، بی مهریار شد

    شهباز ایرج

    بی بی سی

    یکی از خبرهای ناخوش چهارشنبه این هفته که باور کردنش را خیلی ها دشوار می یافتند، خبر درگذشت رحیم مهریار بود.

    او پنجاه و چهار ساله بود و شمار آهنگ هایی که به یادگار گذاشت تقریبا سه برابر سالهای زندگی اش بود.

    رحیم مهریار و همسرش پرستو در سیزدهم جنوری ۲۰۰۶ میلادی فردای شبی که کنسرت به یاد ماندنی ای در لندن اجرا کردند، به بخش افغان بی بی سی آمدند و در یک برنامه ی زنده بی بی سی استدیوی شماره هفت شرکت کردند.

    زنده یاد مهریار در پاسخ به سوال شنونده ای که پرسیده بود آیا خانواده های این دو آوازخوان با پیشه ای که در پیش گرفته اند سر ناسازگاری نداشتند چنین پاسخ داده بود:

    ”ما به دو خانواده بسیار سنتی و متعصب متعلق بودیم در زمانی که ما به آواز خوانی آغاز کردیم، روی آوردن به این کاردشوار بود، اما ما ( من و پرستو) به دلیل علاقه ای که به آواز خوانی داشتیم این راه را علی رغم سختی ها و مخالفت ها ادامه دادیم”.

    رحیم مهریار به دنبال گسترش جنگ و نا آرامی در کشورش، افغانستان را ترک کرد و بیست سال آخر عمر خود را در آلمان زیست.

    مسحور جمال آواز خوان و آهنگساز برجسته افغان که روز گاری در کابل گروه موسیقی آماتور را بنیاد نهاده بود و خود در کنار تدریس ادبیات فارسی در لیسه/ دبیرستان حبیبه ریاست آن ر را به عهده داشت، در میان شاگردانش رحیم مهریار را و احمد مرید را شایسته ی آوازخوانی یافت.

    مسحور جمال در ۱۳ سال اخیر در هلند بسر برده است، خبر مرگ شاگردش را زمانی شنید که می خواستیم نظرش را در مورد مهریار و کارهایش بپرسیم.

    مرگ اورا به همسر عزیزش فرزندانش و همه هنر دوستان تسلیت می گویم، بهرحال وقتی در حبیبیه معلم بودم، وظیفه من این بود که استعداد های جوان را کشف کرده و آنها را کمک کند. رحیم مهریار را به دلیل استعدادی که داشت، دعوت کردم تا به آرکستر حبیبیه بپیوندد. گاهی خودم برایش آهنگ می ساختم و خلاصه آهسته آهسته این را راه ادامه داد تا سرانجام هنرمند محبوبی شد.

    جامعه ی هنرمندان افغان درگذشت نابهنگام رحیم مهریار را ضایعه بزرگ هنری می داند، عبدالوهاب مددی آواز خوان و نویسنده ی کتاب سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان اورا بهترین غزلخوان افغانستان می داند.

    هارون یوسفی که تا همین یکی دو ماه پیش گرداننده ی برنامه های تفریحی بی بی سی در بخش افغان بود، سالهای آموزش در لیسه حبیبه و سابقه ی آشنایی اش با رحیم مهریار در آنجا را به یاد می آورد:” در سال ۱۳۴۸ خورشیدی اداره ای به نام بخش موسیقی در وزارت فرهنگ افغانستان تاسیس شد، این اداره به راه اندازی

    آرکسترهای موسیقی کمک کرد، سومین آرکستر را مسحور جمال در لیسه حبیبیه ایجاد کرد و در همان سال بود که اولین آهنگ های رحیم مهریار از رادیو افغانستان پخش شد. رحیم مهریار صدای منحصر به فرد داشت، انسانی خیلی مودب و با وقاری بود”.

    رحیم مهریار از ۱۲ سالگی به آواز خوانی روی آورده بود و نزدیک به سی سال آواز خوانی کرد که حاصل آن نزدیک به ۱۵۰ آهنگ بود.

    او در یک سال اخیر به بیماری سرطان مبتلا شده بود اما امید به بهبود را تا آخرین روزهای حیات از دست نمی داد.

    در یکی از آخرین تماس های تلفنی که با همکاران بی بی سی داشت. از بستر بیماری در شفاخانه ای در آلمان گفته بود، وقتی خوب شد به سرزمین و زادگاه خویش خواهد رفت و مدتی غبار غربت را از چهره ی روزگار خویش خواهد زدود. اما تقدیر چنین رقم نخورده بود.

     

    http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2010/06/100624_l09_mehreyar_parasto_death.shtml

    پیام تبریکیه ای انجمن افغانها بمناسبت فارغ التحصیلی گروهی از جوانان افغان از مکاتب سویدن

    جوانان افتخار آفرین افغان ! ملت افغان بشما میبالد و خانواده های شما با سربلندی بشما مینازد که چنان فرزندان افتخارآفرینی از تبار افغان قد برافراشته اند که با پشتکار و رشادت خود قله های بلند خودباوری را پیموده و رفتن در جاده ای دانش و کمال را انتخاب نموده اند.
    ”شما جوانان عزیز ، به هم میهنان و به جهانیان نشان دادید که: ” بلی، ما میتوانیم 

    تجربه نشانداده است، اگر امکانات و زمینه ای رشد مساعد باشد، فرزندان با صلابت افغان هم میتوانند خوب بدرخشند و مایه ای غرور ملی شوند و هم زندگی ای شخصی و خانوادگی خودرا به ساحل نجات رسانند
    در سالهای اخیر نمونه های بارزی وجودارد که جوانان افغان در زمینه های مختلف علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی از خود چنان لیاقت نشانداده اند که مایه ای ابهت همگان شده است و نام افغانستان را دوباره بر سر زبانها آورده اند

    متاسفانه افراد و نهادهای دلسوز و متعهد در کشور ما از شمار انگشتان دست هم تجاوز نمیکند تا به نیازهای امروزی جوانان پاسخگو باشند و زمینه ای توسعه ای علمی و فکری جوانان را مساعد سازند
    امروزه دنیای تکنولوژی مدرن و عصر نانوتکنیک است و با ابزار قدیمی و از رده خارج شده نمیتوان با دنیای خارج رقابت کرد و مسوولین امور کشور ما باید بیاندیشند و از زمینه ها و امکانات موجوده استفاده ای بهینه نمایند و این مهم امکانپذیر نیست جز با نیروی جوان و اتکا به بازوی جوانان کشور
    ! جوانان عزیز و خانواده های محترم افغان مقیم سویدن

    کشور میزبان ما سویدن که با آغوش باز و گشاده رویی پذبرای ما گردیده است و دراین جامعه دموکراتیک و مدرن همه ظرفیتهارا در خدمت همه قرار داده اند، باید تلاش نماییم تا هیچ امکانی را در جهت رشد شخصیتی و اجتماعی خود به هدر ندهیم و هم قدری به جوانان داخل کشور تامل کنیم و امکانات خودرا با آنان به مقایسه بنشینیم و آنگاه جدیت ما بیشتر و تصمیم ما قاطعتر خواهد شد تا تنها علم بیاموزیم و کاروان رو به جلو دانش را تعقیب نماییم

    :به گفته ای سعدی شرین سخن که فرموده است

    چو شمع از پی علم باید گداخت
    که بی علم نتوان خدارا شناخت
    علم بن بستهارا میشکند و راه را باز میکند و انسان را به سوی تعالی و کمال رهنمون میسازد
    پس بیایید که دست بدست هم داده با کاروان جهل زدایی و علم فزایی همگام شویم تا خود و کشور خودرا از ورطه ای هلاکت که همانا سقوط در تاریکیها است نجات دهیم
    زندگی در جای امن و بی درد سر و دور از آتش جنگ از ما سلب مسوولیت نمیکند و ما نباید تنها به خود بیاندیشیم و هم میهنان رنجدیده ای خودرا به فراموشی بسپاریم
    انجمن افغانها پا به پای پدران و مادران افغان تلاش دارد جوانان را تشویق و کمک نماید تا راه زندگی سالم را بازیابند و مشعل راه دیگران هم بشوند و با استفاده از موقع کنونی و همزمانی محفل شعر و موسیقی با ایام فارغ التحصیلی دانش آموزان مکاتب به آنعده از جوانان افغان که لوح افتخار موفقیت را کسب نموده اند تبریک و تهنیت بگوید و برای خود و خانواده های شان آرزوی موفقیت نماید 

     

     

    شب شعر و موسيقي

    شب ” شعر و موسيقي ” بمناسبت ارجگذاری ازکارهای دو ستاره ای درخشان از آسمان پهناور موسیقی ای افغانستان استاد ” سراهنگ  ، و احمد ظاهر” با اجراي آهنگ هاي زيبا توسط هنرمندان جوان وبا استعداد افغان هريک حارث جان امير

      فايز جان امير ، مسعود جان ، سهراب جان حليم ، ضيا رهين ، عظيم حساس ، ادريس جان کوهستاني و نوازندگي طبله توسط ارمان جان کوهستاني  و يحي جان احمد زي و نواختن کيبورد توسط رومان جان حساس و اشتراک گسترده افغانها بتاريخ 13 جون از ساعت پنج

    عصر الي ده و نيم شب در رستورانت افغانها واقع ليدينگو  داير گرديد  

    گزارش مفصل بعدا نشر ميگردد 
     

    در هنگامۀ بهار، هنگامی که گلهای دیگر در اوج شگوفایی و طراوت قرار داشت، دو گل از باغستان هنر افغانستان ناگهان به خزان رفت، پژمرد و در ظاهر به خاک پیوست ولی عطر خوشگوار آنها ابدی شد و همواره مشام دوستداران موسیقی را تازه میسازد
    سراهنگ سرتاج و بابای موسیقی ای کلاسیک افغانستان که با آهنگهای زیبایش دل از دلدادگان به اشعار بیدل میربود، نواختن موسیقی را از بابایش استاد غلام حسین سراهنگ به ارث برد ولی در همانجا نایستاد بلکه رفت و آنرا انکشاف داد تا به قله رسید و الگو گردید و نام خودرا در تاریخ هنر ماندگار ساخت
    این گل زیبا در سال 1924 در باغچه ای غلام حسین از خاک خرابات بیرون رست و دست باغبان ماهر گلنواز او را پرورش و از جویبار موسیقی به او آب نوشانید تا جا ییکه به گل سرسبد گلستان موسیقی ای هند و پاکستان و افغانستان تبدیل شد
    استاد لقبهای ” سرتاج موسیقی” ، ”بابای موسیقی” و ” شیر موسیقی” را کسب نمود و در مدت پنجاه و نه سال زندگی ای پر بارش موسیقی کلاسیک را به اوج رساند ولی چنگال خشمگین مرگ اورا مجال بیشتر نداد و حنجره ای زیبای او را فشرد، سرانجام درسال 1983 با باغستان هنر وداع گفت و صاحبدلان را بیدل ساخت

    http://www.youtube.com/watch?v=bPSucuHMMPs

        
    :اما گل دیگر
    احمد ظاهر که به یکبارگی شگفت و شگفتی آفرید و تحول تازه ایجاد کرد، او پرده های بندگی را درید و شرط هارا کنار گذاشت

    زندگی آخر سرآید بندگی در کار نیست
    بندگی گرشرط باشد زندگی در کار نیست

    او هم گل بود و هم بلبل،  ظاهرچون گل داشت و صدایش چون بلبل
    احمدظاهر در سال1946چون آفتاب کوچکی از پشت ابر نارسایی ها درخشید و بمرور زمان درخشندگی اش بیشتر و بیشتر شد و کودکی را پشت سر گذاشت و بال درآورد ودر افق موسیقی به پرواز آغاز کرد. این پرنده ای زیبا دانه های مروارید را از جاهای دیگر جهان با منقار خویش به لانه ای اصلی اش انتقال داد و آنهارا در کنار مروارید ها وطنی قرار داد و ازآن گلوبند زیبایی ساخت که دوشیزه ای زیبای موسیقی افغانستان را واداشت که به عشوه گری بپردازد و نقش جدید آماتور را بازی نماید
    او بر خلاف پدرش دوکتور ظاهر که اهل سیاست بود و زمانی فرد دوم مملکت، به موسیقی رو آورد و با استعداد سرشار و سلیقه ای قشنگی که داشت زود رشد کرد و به مطرح ترین و محبوب ترین خواننده ای نسل جوان کشور در زمان خویش مبدل گردید
    آواز او گوشهارا مینواخت و دلهای پژمرده را تازه میکرد و از هرجا ترنم او به گوش میرسید و به طرز عجیبی بالای قلبها تاثیر گذار بود. میگویند موسیقی غذای روح است ولی آواز احمد ظاهر لذت این غذارا بیشتر میساخت .افسوس که اژدهای انتقام اورا مهلت نداد و تازه سی و سه بهار از عمرش گذشته بود که در سال 1979 بدستور فرد شروری که همه ابزارهای قدرت را بدست داشت مرموزانه بقتل رسید و دلهای تازه شاد شده ای علاقمندان آوازش را دوباره پژمرده ساخت و آنهارا به سوگ مرگش نشانید
    بمناسبت پاسداشت وارجگذاری ازکارهای این دو ستاره ای بی رقیب هنر، انجمن افغانها شب شعر و موسیقی ای را به اشتراک هنرمندان با استعداد افغان در شهر ستوکهولم  تدارک ديده است . از شاعران و ادیبان به زبانهای دری ، پشتو و ازبکی دعوت بعمل میاوریم که درین محفل فرهنگی حضور به هم رسانند و داشته های خودرا به خوانش بگیرند

    تاریخ برگزاری ای محفل: يکشنبه مورخ 13 جون 2010
    آغاز برنامه : ساعت 16.00
    محل : رستورانت افغاني ” کنتاريلن ” واقع کمون  ليدينگو
    آدرس
    Högsätravägen 18
    Restaurang : Kantarellen
    Lidingö
    تذکر: غذا با تخفيف بي سابقه  شامل برنامه ميباشد
    از تمام هموطنان عزيز احترمانه تقاضا ميگردد که غرض اشتراک در برنامه و سفارش غذا به شماره هاي زير تماس بگيرند
    0738998176، 0737705098، 0736413617 و 0707121388

    انجمن افغانها در سويدن

    حوادث بهسود و دایمیرداد در آستانه ای برگزاری جرگه ای مشورتی صلح در افغانستان

    هیچ تردیدی نیست تامین صلح یکی از نیازهای مبرم و اساسی مردم افغانستان را تشکیل میدهد ولی اینکه چگونه و توسط چه نیرویی این امر تحقق پذیر است مورد سوال و تردید است .همه در مقام نطق و سخنرانی و خطابه های جذاب ، در قالب کلمات زیبا دم از صلح و اخوت و رعایت حقوق بشر میزنند اما درعمل صلحی را میخواهند که منافع شخصی، گروهی، قومی و سیاسی خودشانرا در بر داشته باشد نه دیگران را

    برگزاری جرگه ها در افغانستان پیشینه ای دیرینه دارد و در مقاطعی که این نوع اجلاس بصورت خود جوش و از طرف خود مردم راه اندازی گردیده است بر روند فروکش کردن منازعات مؤثر بوده است ولی جرگه هاییکه از جانب زمامداران و حکومتگران برگزارشده اکثرا جنبۀ نمایشی و فرمایشی داشته و فیصلۀ چنین جرگه هایی هیچ تغییری در وضعیت مردم ایجاد نکرده است
    در زمان حکومتداری هر کدام از زمامداران افغانستان نظیر شاه امان الله، محمد ظاهر، محمد داؤد، ببرک کارمل، دوکتور نجیب الله ” چندین جرگه”، شورای اهل حل و عقد برهان الدین ربانی، گردهمایی وسیع علمای دینی در زمان طالبان، لویه جرگۀ قانون اساسی در شروع حکومت حامد کرزی حد اقل یک یا دو جرگۀ وسیع دایر شده ولی چندان رول مؤثری بر تغییر اوضاع در افغانستان نداشته و فقط تصامیمی ازین گونه جرگه ها بیرون آمده است که خود قدرت مداران و حامیان خارجی ای شان خواسته است و بس و هیچ زمانی صدای افراد آزادمنش شنیده نشده و اکثرا در گلو خفه شده است و با بستن اتهام هایی آنها را از صحنه بدر کرده اند
    جرگه ای که حامد کرزی در زمان تبلیغات انتخاباتی بی خود برای دور دوم کرسی ریاست جمهوری به مردم قول برگزاری ای آنرا داده بود بعد ار دوبار به تعویق افتادن عنقریب دایر میگردد ولی معلوم نیست که اینبار چه تاجی بر سر مردم خواهد زد
    قبل ازینکه جرگۀ مشورتی صلح دایر گردد و آقای کرزی میخواهد در میان صدها تعهد عمل ناکردۀ خود، تنها به این قول خود عمل کند در معرض چالشهای بزرگ و خطرناک قرار گرفته است
    دوبار به تعویق افتادن زمان برگزاری اجلاس به دلایل نامعلوم، اعتراض پارلمان مبنی بر عدم معرفی یازده نقر از وزرای باقیمانده برای کسب رای اعتماد و در سکوت برگزارشدن جلسات مجلس شورای ملی در رابطه ای این موضوع و مهمتر از همه وقوع درگیری مسلحانه میان کوچیها و افراد بومی بر سر مالکیت علفچرها در ولسوالیهای بهسود و دایمیرداد و تحصن حدود چهل و پنج نفر از اعضای پارلمان به خاطر بی توجهی یی دولت برای حل این مناقشه ای مخاطره آفرین، عواملی است که پیش از پیش مؤفقیت کار این جرگه را زیر سؤال برده است
    مناقشه بر سر اراضی و مراتع سرسبز مناطق مرکزی افغانستان میان کوچیهای بادیه نشین از قوم پشتون و ساکنان محلی از قوم هزاره که هردو شهروندان افغانستان اند و در برابر قانون از حقوق برابر برخوردار اند اززمان حکومت  امیر عبدالرحمان تا کنون جریان داشته و در مقاطع مختلف زمانی بنا بر ضعیف بودن یکی از جوانب در گیر مسکوت مانده و دولتها هم به خود زحمت نداده اند تا این مساله را ریشه ای حل نمایند
    بعد از بر سر قدرت آمدن دولت کنونی این منازعه دوباره زنده شد و همه ساله هنگام بهار درگیریهای پراگنده میان دو طرف منازعه که ادعای مالکیت بلا منازعۀ این مناطق را دارند بوقوع پیوسته است. اوج درگیریها پارسال بود که حدود پنجاه نفر از دوجانب کشته و زخمی و صدها خانواده آواره شدند
    در حالیکه ماده ای چهارده قانون اساسی افغانستان تصریح کرده برای اسکان دایمی کوچیها نمرات زمین رهایشی توزیع گردد تا این قشر بیچارۀ بیخانمان و سرگردان را ازین وضعیت ناگوار نجات داده و فرزندان آنها بتوانند از مزیت تعلیم و تحصیل استفاده نمایند و ساکنان محلی هزاره جات که آنها هم مردم فقیر و وابسته به یک تکه زمین اند با خیال آسوده بتوانند لقمه نانی را برای زنده ماندن خویش دست و پا نمایند. اما کار دولت آقای کرزی درین زمینه صفر بوده و همواره درین مورد و سایر موارد دیگر به صدور فرامین مقطعی و زود گذر اکتفا نموده و از تدوین یک استراتژی ملی سر باز زده است
    دولت مؤظف است که در چنین مواقع و موارد خاص سریع اقدام نماید و از انکشاف طرح های توطئه گونه جلوگیری نماید و نگذارد که دشمنان مردم ما ازین آب گل آلود ماهی بگیرند و آتش زیر خاکستر شده ای تشنجات قومی را بار دیگر شعله ور سازند و بر سر چانه زنیها برای کسب قدرت بیشتر از احساسات پاک مردم استفاده نمایند
    مردم هم باید هوشیارانه مراقب اعمال و کردار دلالان قدرت و سیاست باشند تا مانند گذشته ای نه چندان دور دوستی بمیان آمده میان اقوام با هم برادر و برابر کشور مارا مخدوش نسازند
    مع الوصف مشکلات فوق الذکر، تهدید نمایندگان متحصن بر عدم شرکت خود و طرفداران شان در جرگه ای صلح در صورت حل نشدن قضیه ای بهسود و اخیرا اعلامیه ای جبهۀ ملی بزرگترین طیف اپوزسیون دولت که آنها هم عدم شرکت خودرا در اجلاس اعلام داشته اند و طالبان که از ریشه این سیستم را قبول ندارند، آقای حامد کرزی برای چه موضوعی دلخوش کرده است و مصر است این جرگه را دایر نماید
    آیا تدویر این اجلاس جز ضیاع وقت و به هدر دادن پول مردم نیست و کی ها ازین سود میبرند؟
    مردم افغانستان و یا فاسدانی کیسه هارا کلان دوخته اند تا ازین مدرک بر سرمایه های دالری شان بیفزایند؟
    آیا بهتر نیست که آقای کرزی در فکر برگزاری جرگه ای صلح میان اعضای حکومت باشد که هم کم هزینه تر است و هم مؤثرتر؟

     

     خ.فطرت

     مسوول فرهنگي انجمن افغانها

    سالروز تولد حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامي باد

    بیست و پنجم ثور(15 مي )مصادف است به سالروز تولد حکیم ابوالقاسم حسین پورعلی توسی مشهور به فردوسی است

    انجمن افغانها سالروز تولد حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر و چکامه سرای پارسی گوی را گرامی میدارد 

    نباشد همی نیک و بد پایدار             همان به که نیکی بود یادگار
    دراز است دست فلک بر بدی           همه نیکویی کن اگر بخردی
    چو نیکی کنی، نیکی آید برت           بدی را بدی باشد اندرخورت
    چو نیکی نمایدت کیهان‌خدای            تو با هر کسی نیز، نیکی نمای
    مکن بد، که بینی به فرجام بد                ز بد گردد اندر جهان، نام بد
    به نیکی بباید تن آراستن                که نیکی نشاید ز کس خواستن
    وگر بد کنی، جز بدی ندروی           شبی در جهان شادمان نغنوی

    او نامدار ترین شاعر، چکامه سرا و رزمنامه نویس زبان فارسی است که شاهنامه را از نوشتار به سروده درآورد که نامی ترین رزمنامه و بلند ترین سروده به زبان پارسی میباشد . فردوسی سی سال از عمر گرانبهای خودش را صرف نوشتن شاهنامه کرد که این اثر حماسی مخلوق ذهن خیالپرداز این شاعر بزرگمنش میباشد.شعر بالا نمونه ای از اشعار این شاعر نیک پندار نیک گفتار و نیک کردار میباشد که به نیکی و نیکوکاری توصیه کرده است .انجمن افغانها این روز هنری و ادبی را که در تاریخ ادب فارسی جایگاه ویژه دارد، ارج نهاده و به دوستداران فردوسی بزرگ تبریک میگوید 

     

    بوی بهشت میدهد دست دعای مادرم

    به پيشواز روز جهاني مادر

    انجمن افغانها فرارسيدن روز خجسته ای مادر  را به تمام مادران جهان و به ویژه مادران با استقامت افغان شادباش و مبارکباد میگوید

    آقاي خداداد فطرت ،شعری بمناسبت روز مادر سروده است و بعنوان هدیه از جانب انجمن براي تمام مادران تقديم ميگردد


    مشعلدار فیض و رحمت

     

    ” میم ” مادر از محبت ” همزه ” اش از الفت است

    ” دال ” از درد نهان و ” ر ” ز رحم و رافت است

    ” میم ” باشد  اختصار  معلم  و  معنی   و ماه

    ” همزه ” از ” اَلف ” یعنی مادر را هزاران شوکت است

    ” دال ” دلالت  بر دوام  و  داد  و  دانش  میکند

    حرف ” ر ” از راز بی پایان و رمز رحمت است

    ” مادر ” ای معنای عشق و ما یه ای حسن و جما ل

    در جمالت نور عرش است و جهانی نعمت است

    از  میان  مادران  از  مادر  افغان  بگو

    که وجود ش مملو از رنج و نهیب و محنت است

    مادر افغان  نمادی  باشد  از  صبر  و  ثبات

    در قدمهایش شکیبایی  و  شان  و عزت  است

    مادر ای تندیس  شمع  روشنی  بخش  وجود

    خود بسوزی و مرامت کسب فیض و قربت است

    روز تو جشن صفا و صلح و عشق و همد لی است

    ارج  بگذاریم  کسی  را  که  سراپا  همت  است

     

                                                                                               سید خداداد فطرت

                                                                                             5 می 2010

     

    غوث زلمي :بهار نــو ، سال نـو و نوروز آزادی برایت نیک و مبارک بـاد

    نوشته :انجنير عبدالقادر مسعود

    از آن روز منحوس که خبر دستگیری دوست دیرینه و پر تلاشم احمدغوث زلمی  ، ژورنالیست با سابقه  و نیک سیرت  کشور را شنیدم  آرامی از چشمم سفر کرد و همه وقت در باره آن می اندیشیدم که چگونه بتوانم مسوولیتی وجدانی  در برابر وی و همه آنهایکه قربانی دسیسه و توطیه های ناجوانمردانه بنیاد گرا ها شده اند را انجام دهم


     

    سکوت در برابر روشنفکران ، چیزفهمان و دگر اندیشان کشور را که ارتجاع بخاطر بدنام سازی آنها از هیچ نیرنگی و دسیسه ای فروگذار نیست ، جفا به حق انسان ، دانش وآزادی  خوانده  سر مشورت و رایزنی با یاران نزدیک و همدل را ماه ها قبل گشودم.
    دوستان مرا در این راه تشویق و وعده همکاری و یاری بیدریغ را به من دادند. با هم به این تصمیم رسیدیم تا بخاطر رهایی غوث زلمی از زندان، کمپاین سراسری و ملی را تدارک  و از همه آنهایکه به دانش و فرهنگ ارزش قایل اند وبه  نقش روشنفکران در تعالی و سرفرازی کشور اگاه اند  دعوت کنیم تا با این اقدام همراه و همگام شوند.
    در قدم نخست نامه ای عنوانی حامد کرزی تهیه نمودیم و آنرا با چند دوستی  در میان گذاشتیم.نامه چنان که بود با از جانبداری دوستان برخوردار شد. نامه را به نشر رسانیدیم  به جمع آوری امضا و حمایت از این کمپاین پرداختیم .

    این کمپاین در کوتاه ترین فرصت توانست پشتیبانی و حمایت بی مانند هموطنان را به خود جلب نماید . در جریان یکی دوسه هفته ای هزاران هموطن ما  از سراسر جهان به صدای ما پاسخ مثبت داده و خود را با خواست انسانی برای رهایی احمد غوث زلمی شریک ساختند.
    آتش شوق رهایی دوست دیرین احمد غوث زلمی  در وجودم زبانه میکشید ، در تفاهم و مشورت با دوستان  ،زلمی زندانی و خانواده اش بخش اول کمپاین را به پایان رسانیده و بخاطر تسلیمی این درخواست به آقای کرزی آماده گی های لازم را گرفتیم.

    تقاضانامه با لیست جمع شده امضا ها توسط خانواده موصوف با حضور چند وکیل شورا و شخصیت های فرهنگی و روحانی وطن تسلیم ریس جمهور شده و وی در اولین دیدار وعده کرد تا در تصمیم قبلی بخاطر به زندانی افگندن احمد غوث زلمی تجدید نظر و پس از مشورت  با اطرافیان زمینه رهایی وی را فراهم میسازد.

    بی صبرانه انتظار روزی را میکشیدم که خبر رهایی وی از زندان را منحیث دوست نزدیک  او بشنوم.با خودش و خانواده اش روز ها مصروف تیلفون ومشورت بودم . من وی را به صبر و تحمل و غوث زلمی مرا به تحمل و باور به پیروزی   دعوت میکرد.
    روز اول سال است و نوروز بانگ پیروزی برسردی ، بی باوری ، زمستان و یخبندی را به صدا درآورده بود .
    سر صبح برایم محترم ذبیح الله امانیار تیلفون کردومژده رهایی غوث زلمی را داد بعدا من با عجله به غوث زلمی در زندان زنگ زدم . گوشی را نبرداشت و جوابم نداد. مایوس شدم که مبادا دشمنان باز بر سر راهش سنګ اندازی نموده باشند.
     نزدیک بود که به پیروزی حق بر باطل و نوروز بر تاریکی و زمستان شک پیدا کنم . در حالی که هواسم سخت پراگنده و اندیشه های گونه گونی  بر من مستولی میشد برادر غوث زلمی  محمود جان را پیدا کردم .صدایش سخت امید بخش بود و از خوشی در لباس نمی گنجید. ندانستم که بخاطر نوروز و سال نو اینقدر خوش است و یا اینکه غوث از زندان رها شده است .بدون انتظارازاو پرسیدم که احمد غوث زلمی کجاست و چه میکند ؟
     برایم نوروز را مبارک باد گفت و سپاس خود را از بارگاه ایزدی و یاری دوستان و جانبداری هموطنان بیان نموده
    گفت :
    غوث همین یک ساعت قبل از زندان رها شد. هر وقت به خانه آمد برایت تیلیفون میکنم.
                                                                               
    این بود پیام خوش نوروزی امسال من و آن همه دوستان روشن ضمیر و نیک اندیش که ضدیت خود را با توطیه سازمان یافته در برابر احمد غوث زلمی  ابراز داشتند .

    احمد غوث زلمی از زندان رها شد !

    خواستم تا این خبرخوش را به گوش شما عزیزان رسانیده و شما را در این خوشی شریک بسازم.
    جا دارد تا از همه آنهایکه  بدون چشم داشت ستایشی
    در راه اندازی این کمپاین بزرگ سهم گرفته  از سوی خود و از نام خانواده غوث زلمی اظهار سپاس و قدر نمایم. به یقین در روز های بعدی در مورد رهایی غوث زلمی و تلاش دوستان از طریق رسانه های جمعی گذارشات مفصلی را خواهید شنید.

    دوست عزیزغوث زلمی  !
    رهایی از قفس و رسیدن به هوای بهار و آزادی مبارکت باد.
    بهار نو ، سال نو و نوروز آزادی را برایت نیک و شاد میخواهم .

    ****

    پيام شادباش وامتنانيهء

    کميتهء انسجام ودفاع از رهايی غوث زلمی

    بامسرت آگاهی يافتيم  که داکتراحمد غوث زلمی ژورناليست ورزيده و پرسابقه کشور همزمان با حلول پرميمنت سال نو 1389 خورشيدی از زندان رها وبه آغوش پُرمحبت خانواده شان  پيوستند، نخست بدين مناسبت بهترين شادباشها وتمنيات نيک خويشرا خدمت شخص جناب زلمی، خانواده وعزيزان شان تقديم مينماييم.

    سپس مراتب سپاس وامتنان خويشرا به مناسبت همسويی ها، تلاشها، امضا ها، نام نويسها  وسهم شايستهء شمار قابل ملاحظهء فرهنگيان، نهاد ها وشخصيتهای سي
    اسی، فرهنگی واجتماعی افغانستان از قاره های اروپا،امريکا، آستراليا،آسيا و بسا نقاط ديگر گيتی که همه به تفصيل در پايان نامه سرگشاده درج است وکميت چنين دوستان وهموطنان به بيش از 2500 تن ميرسد، تقديم ميداريم.

    وطنداران گرانقدر!
    نگرانی عميق از وضعيت دشوار غوث زلمی که از نوامبر 2008 بدينسو درزندان بسر ميبرد، حلقهء از دوستان وهواخواهان غوث زلمی را واداشت تا دست بدست هم داده و بخاطر رهايی آقای زلمی کميتهء انسجام ودفاع از رهايی غوث زلمی را باترکيب 10 تن از ياران، نزديکان، فرهنگيان ونهاد های شناخته شده ايجاد وبه کار وتلاش مثمر و بشر دوستانه شان آغاز وپروسه جمع آوری نامها وامضا ها را توأم با تلاشهای متمم ديگر تبليغاتی تا نوامبر 2009 ادامه دهند، سايت وزين فردا در پهلوی ساير سايتها ورسانه های انترنيتی به گرهگاه فرياد های داد خواهانه برای رهايی غوث زلمی مبدل گرديده و  در پايان کمپاين نامهء سرگشاده که عنوانی جلالتمآب حامد کرزی رييس جمهور کشور از جانب کميته آماده شده بود، يکجا با لست حمايت کننده ها به مراجع ذيصلاح به کابل ارسال شد، درنتيجه آن وتلاشهای ديگر از جانب نهاد های داخل کشور محترم زلمی نظر به فرمان رييس جمهور به پيشواز سال نو وبهار نو از زندان رها وبه آغوش خانوداه پيوست.

    تفصيل پروسه کاری کميته وتلاشهای قابل قدر هريک از دوستان وهمکاران در اين روند شريفانه مستلزم وقت بيشتر وپرداختن جداگانه است.

     در پايان يکبار ديگر از همه دوستان، عزيزان و وطنداران فرهنگ دوست که در اين پروسه از هيچگونه بذل مساعی دريغ نورزيدند وصدای کميته ما را بی پاسخ نماندند ابراز امتنان نموده، کامگاری ومؤفقيتهای مزيد آقای زلمی از بارگاه ايزد متعال نيازمنديم.

                                                            بادرودهای فراوان
                                           کميتهء انسجام ودفاع از رهايی غوث زلمی