انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

!روز پدر گرامی باد

روز پدر در کشور های متخلف به روز های متفاوت تجلیل میگردد. در کشور های سویدن ، ناروی ،  فنلند، استونیا و ایستلند دومین یکشنبه ماه نومبر هر سال روز پدر تجلیل میشود . امسال  در سویدن ”روز پدر” مصادف شده با یکشنبه مورخ 12 نومبر و در این روز خجسته از مقام پدر تجلیل بعمل می اید .

انجمن افغانها در سویدن این روز خجسته را به تمام پدران تبریک و تهنیت میگوید 

کانکور در رابطه به شرح احوال زندگانی حضرت مولانای بلخی

قرار است کانکور طی پنجاه سوال در رابطه به شرح احوال زندگانی حضرت مولانا از طریق انجمن سرتاسری زنان افغان و مجریان برنامه در تجلیل از هشتصد و سی وپنجمین سالروز تولد حضرت خداوندگار بلخ که در نهم ماه دسمبر سالجاری براه است دایر گردد
بنآ ما یک مقدار معلومات عمومی را در رابطه به سوالات کانکور از شرح احوال و زندگانی حضرت مولانا برای شما در چند بخش خدمت تان تهیه دیدیم
اشتراک کننده گان علاقمندان میتوانند به آدرس انجمن زنان سرتاسری افغان مقیم شهر وایله دنمارک و شماره های موبیل 0045-53125164
و شماره 0045-53550454 جهت ثبت نام تماس بگیرند تا از جوایز که در نظر است مستفید شوند….
این هم بخش نخست معلومات پیرامون 
سالهای روحانی عمر گرانمایه فرزانه یی بلخ حضر ت مولانا جلال الدین محمد بلخی رح شهنشای عشق 
 ـ تولدش درقریه بهاولدین متصل زیارت منسوب به خواجه اعکاشه و از گردش ایام سنه 604 شهر بلخ
 ـ  دوازده سال تمام در کنارخانقاه پدرش حضرت سلطان العلما بهاولد پرورش معانی ان بزرگمرد و به گمان اغلب یازده سال تمام
 ـ نه سال تمام در کنار سید سردان حضرت شیخ محقق برهان الدین ترمذی رح مهشور به لالای سمرقندی از گردش دور گردون سالهای 628 الی 637
 ـ نزول قدوم ملنگ پلاس پوش درویش معانی در خان شکر ریزان همانا حضرت شمس تبریزی سالهای از گردش ایام 26 جمادی الاخر642 شانزده ماه و دوهفته این عارف روحانی را چنان شد که زاهد و سجاده نشین بود ترانه گویش کرد و بازیچه کودکان کویش ساخت وسالهای 642الی645 در عشق شمس پخته معانی شد و به گفته خودش سلسله ئی بندنده شد
 ـ در سال 657 یک وقفه یی پیش آمد نسبت غیبت کبرای حضرت شمس…..
 ـ  سالهای سنه 647الی 657 ده سال تمام در عشق خلیفه دومش شیخ صلاح الدین زرکوب آنکه قفل را قلف و خم را خمب میگفت ولی دورن جان مولانا را تسخیر کرده بود
 ـ از سال 662 الی 672 ده سال تمام با حضرت احسام الدین چلپی خسرو اعظم منثی تحریر مثنوی معنوی مثنوی 
 ـ عروج روح ملکوتی اش در یک غروب آتشین مغرب در شهر عشق همانا قونیه امروزی در 672 هجری قمری 
 ـ عمر عزیزش در غربت ستان 68 سال بود و به جاویدانگی و ابدیت پیوست 
تهیه واستخراج از احمد فاروق اورکزی

مسابقه اسراراله یعقوبزی در بوکس پروفیشنل در شهر اوریبروی سویدن

قرار است بتاریخ 25 نومبر 2017 (شنبه ساعت 15.00 ) جناب اسراراله یعقوبزی ( Israrullah Yaqobzai)  ورزشکار افغان ساکن لندن با یک ورزشکار هالندی در شهر اوریبروی سویدن (Örebro ) در ورزش بوکس پروفشنل  مسابقه نماید .

انجمن افغانها در سویدن در حالیکه برا ی  اسراراله  یعقوبزی  ورزشکارافغان  موفقیت آرزو نموده ازتمام افغانهای عزیز ساکن شهر اوریبرو سایر شهر های همجوار و علاقمندان ورزش تقاضا مینماید که غرض تشویق جناب یعقوقبزی قهرمان دراین ورزش تکت مسابقه را خریده و ورزشکار خود را تشویق نمایند.  غرض خرید تکت به شماره تیلفون  0739530266تماس بگیریدویا به لینک زیر مراجعه نمائید:

Biljetter

در فیسبوک جناب اسرار یعغوبزی :

God eftermiddag mina damer & herrar jag kommer att kämpa den 25: e november i örebro stad i sverige inshallah kom för stöd speciellt killar i sverige
Dela gärna…

Good afternoon ladies & gentlemen I will be fighting on 25th of November in Orebro city of Sweden InshaAllah come for support Specially guys in Sweden 
Please share…..

از فیسبوک جناب اسرار یعغوبزی

افغان پيوستون واليبال تورنمنت

قرار است تورنمنت اروپایی بین الافغانی والیبال بتاریخ 25 نومبر 2017 در شهر مالموی سویدن برگزار شود.
يوازې د هغو افغان واليبال لوبډلو ترمنځ چې په دې اخيرو کلونو کې يې لومړی، دوهم او درېيم مقام ترلاسه کړی. 
___
تورنمنت والبيال – همبستگي افغانها 
تنها تيم های بهترين افغانها در اروپا که در اواخير مقام اول، دوم و سوم را در مسابقات واليبال از آن خود کردند

زمان و محل : شنبه مورخ 25 نومبر 2017 ، شهر مالموی سویدن 

Afghan Unity Volleyball Tournamnet 2 in Malmö Sweden
Only the best volleyball teams in Europe
___
Afghan Enighets Volleybollturnering i Malmö
Bara de bästa afghanska vollebollslag i Europa
___.
________________

These volleyball teams are playing in the tournament:

  1. Kabul A volleyball team – Sweden
    2. Jaghori volleyball team – Sweden
    3. London volleball team – England
    4. Birmingham volleyball team – England
    5. Arya volleyball team – Denmark
    6. Aariana volleyball team – Hamburg, Germany
    7. Bakhtar volleyball team – Swden
    8. Afghan volleyball player in Malmö – Sweden
    __________________

INFO معلومات
Maiwand: +46 736 29 25 22

مصاحبه با لیون احسان خراسانی

مصاحبه با لیون احسان خراسانی
مصاحبه کننده : احمد ضیا دانش

بار نخست او را در جلسۀ آمادگی برنامۀ سال نو دیدم. جوانی است صمیمی، خوش برخورد، مبتکر و عاری هر نوع تعصب و تنگ نظری. جوانی وطندوستی که انسان ها را دوست میدارد و خدمت به انسان ها را وظیفه خود میداند. از گذشته ها میخواستم با او گفتگوی داشته باشم تا در بارۀ فعالیت های متعددی او مطالبی را خدمت تان تقدیم کنم. برایش زنگ زدم و زمانی را برای مصاحبه تعیین نمودیم. در روز تعین شده هر چند او خسته بود و از تمرین برای یک برنامۀ هنری که در پشیرو دارد برگشته بود با آنهم با جبین گشاده حاضر شد تا به سوال هایم جواب بگوید.
در گام نخست از او خواستم تا اندکی در مورد خودش و فعالیت هایش صحبت کند.

چنین لب به سخن گشود: لیون احسان خراسانی هستم. شش سال میشود که در سویدن زندگی میکنم. علاقه دارم به کشور و هموطنانم مصدر خدمت شوم. 4 سال قبل از امروز زمانی که در یک برنامۀ فرهنگی اشتراک کرده بودم در آنجا همین مفکوره برایم دست داد تا با ارائه کار های فرهنگی به وطندارنم خدمت کنم. من خواسته ام تا با ارائه فعالیت های فرهنگی به دیگران نشان بدهم که نباید اسم افغانستان را همیشه با جنگ و بدبختی پیوند داد، بلکه جهان باید بدانند که افغانستان دارای تمدن و فرهنگ کهن میباشد. 
من دو سال میشود با انجمن افغان ها در سویدن همکاری دارم و اکنون مسئول شعبۀ جوانان و همچنان معاون شعبۀ امور مهاجرین انجمن مذکور میباشم.

وقتی حرف به مهاجرین کشید از او خواستم در مورد فعالیت هایش در بخش مهاجرت و کمک به مهاجرین معلومات بدهد.

خراسانی ـ من در دوم سپتمبر سال 2015 برای بار اول با سازمان Refugees Welcome Stockholm یا ”پناهجویان به استکهلم خوش آمدید” همکاری ام را آغاز کردم و این زمانی بود که بحران مهاجرت آغاز شده بود. من حتی شب ها را در همانجا در دفتر سازمان مذکور که در Central Staion موقعیت داشت میخوابیدم. زیرا من میخواستم به آن عده از هموطنانم که به آنجا مراجعه میکنند و با زبان های سویدنی و انگلیسی آشنایی ندارند، کمک کنم. همکاری من با آنها تا فبروری سال 2016 ادامه داشت. یعنی تقریباَ تا پایان یافتن بحران مهاجرت. ما در آن هنگام یونان را به عنوان کشور شناسایی کردیم که بیشترین تعداد مهاجر در آن تجمع نموده بود. بناَ در مارچ 2016 من با 6 تن از همکاران سویدنی ام به یک کمپ مهاجرین در جزیرۀ (لیس بوس) یونان رفتیم. در آنجا حدود 3500 نفر افغان زندگی میکرد. ما در آنجا سه هفته باقی ماندیم و در آن مدت با استفاده از همه امکانات به خدمت هموطنان شتافتیم.

زمانیکه به سویدن برگشته بودم با یک سازمان دیگر به نام Rosa Stationen یا ”ایستگاۀ گلابی” آشنا شدم. در آنجا ما به مهاجرین در بخش همپیوندی کمک میکردیم و دفتر ما در S:t Eriksplan موقعیت داشت. تعدادی زیادی از هموطنان ما به آنجا مراجعه میکردند و ما آنها را با ارائه خدمات ترجمانی، کمک در امر چگونگی آموزش زبان و غیره موارد کمک میکردیم. اکنون هم این سلسلۀ کمک ها ادامه دارد و حالا ما هر سه شنبه از ساعت 5 عصر تا 8 شب برنامه داریم.

در اوایل تابستان 2016 سفری داشتم به مقدونیه. به جنوب آن کشور در نزدیک مرز با یونان. در آنجا من در یک کنفرانس شرکت نموده و توانستم برای مدتی سه روز در کنار هموطنانم باشم. سپس در اپریل 2017 به شهر ایزمیر در کشور ترکیه رفته به هموطنانم کمک نمودم. هر چند کمک های ما هم محدود بوده ولی در کنار مردم بودن خودش باعث آرامش زیاد میگردد.

ـ خوب بیآیید از مهاجرت برگشته و سری به فرهنگ بزنیم، منظورم اینست تا در مورد فعالیت های فرهنگی تان هم حرف های داشته باشیم.

خراسانی: من از طفولیت به فرهنگ و کاری های فرهنگی و در کُل خدمت به دیگران علاقه داشتم. به یاد دارم وقتی در افغانستان در مکتب درس میخواندم، انضباط بودم. یعنی فردی که مسئولیت نظارت از صفایی و نظافت مکتبی را به عهده داشت که در آن 3000 نفر درس میخواند. همچنان علاقه ام به هنر و فرهنگ باعث شده بود تا برخی از اتاق های مکتب را با نصب اشعار و نقاشی ها مزئین بسازم. البته من در آن زمان 15 سال عمر داشتم و فعالیت های فرهنگی من هم در آن شرایط در همان محدودۀ سنی ام بود. بعداَ وقتی به سویدن آمدم در اینجا علاقه ام به فرهنگ کشورم بیشتر گردید. لازم به یاد آوری میدانم که همین علاقه ام به کشور موجب گشت تا من در اینجا زبان پشتو که یکی از زبان های رسمی کشور ما است را بیآموزم که امروز خوشبختانه میتوانم به این زبان بخوانم و بنویسم.

سوال: فعالیت های فرهنگی شما در سویدن در کدام بخش ها بوده است؟

خراسانی: من به همه بخش های فرهنگی علاقه دارم ولی اکنون کار های ما در دو بخش متمرکز شده است.اولاَ شما میدانید که ما در افغانستان اقوام مختلفی را داریم که با هم یکجا زندگی میکنند. این اقوام دارای رسم و رواج ها و عنعنات و حتی لباس های ویژۀ خود میباشند. همچنان آنها از خود آلات موسیقی نیز دارند. من میخواهم لباس ها و همچنان آلات مختلف موسیقی اقوام ساکن در کشورم را به جهانیان معرفی کنم. دوم این که آنچه مرا مجذوب خود ساخته است، اتن ملی ماست که در سراسر کشور به اشکال مختلف اجرا میشود. من خواستم در سویدن نیز یک گروپ اتن را تشکیل نمایم. خوشبختانه ما توانستیم در جون سال گذشته یک گروپ 12 نفری اتن را اعم از دختر و پسر تشکیل نمائیم. دوستان در تشکیل این گروپ با ما همکاری کردند و لباس های افغانی را از افغانستان سفارش دادیم.

من میخواهم که ما یک گروپ اتن داشته باشیم تا در ایام خوشی و روز های ملی خود از آن استفاده کنیم تا دیگران یعنی غیر افغان ها نیز با آن آشنا شوند.

سوال: آیا در این گروپ تان صرفاَ افغان ها حصه دارند و یا خارجی ها هم شامل این گروپ میباشند؟

خراسانی: امروز ما جمعاَ 40 نفر هستیم که از آن جمله 35 تن شان افغان ها و متباقی 5 تن دیگر هم غیر افغان ها اند. یک مطلب را فرآموش کردم بگویم و آن اینکه سال گذشته وقتی من از یونان برگشته بودم همراه با یکی از دوستانم به اسم رضا جان امیری یک گروپ را بنام De stolta afghaner تشکیل نمودیم که این گروپ امروز حدود 9500 عضو از سراسر سویدن دارد و من اکثریت اعضای گروۀ اتن را از همین طریق یافته ام.
همچنان لازم به یادآوری میدانم که امروز من یک همکار خوب و لاییق دیگری را نیز با خود دارم به نام تمنا جان سادات از شهر Linköping. او یک سایت دارد که در آن لباس های افغانی، نتنها لباس های زنانه و دخترانه بلکه لباس های مردانه را نیز میفروشد. برای برخی نمایشات تمنا جان ما را در تهیه نمودن لباس های افغانی کمک میکند.

سوال: آیا نمایشات شما صرفاَ در سویدن و در شهر استکهلم محدود بوده است؟

خراسانی : در گذشته تماس های ما کم بود و فعالیت های ما هم محدود میشد به استکهلم و یتوبوری. اما حالا با استفاده از امکانات میخواهیم به فعالیت های خود گسترش داده و آن را به کشور های دنمارک، فینلند و ناروی هم وسعت بدهیم. به همین منظور با انجمن های مختلف افغان ها در این کشور ها تماس گرفته ایم و همچنان میخواهیم با سفارت افغانستان در ناوری هم داخل تماس شویم.

سوال: آیا از طریق این گروپ تان در فیس بوک فعالیت های دیگری را نیز ارائه میکنید؟

خراسانی: ما از طریق گروپ فیس بوک خود فعالیت های آنلاین داریم. مثلاَ محافل شعرخوانی را راه اندازی میکنیم. هنرمندان را دعوت میکنیم تا با نواختن آلات موسیقی هنرنمایی نمایند.

سوال: طوری که من و دیگر دوستداران هنر و فرهنگ افغانستان میدانند شما قرار است در همین نزدیکی ها یک برنامۀ بزرگ و جالب هنری را راه اندازی کنید، اگر در بارۀ همین برنامۀ تان قدری صحبت کنید.

خراسانی: چرا نی، ما قرار است به تاریخ چهارم نوامبر سال روان یک برنامۀ فرهنگی ـ هنری را داشته باشیم، یک برنامۀ بزرگ و بی سابقۀ هنری در سویدن که ارتباط خواهد گرفت به فرهنگ و رسم و رواج ما افغان ها. این برنامه در منطقۀ Järfälla در شهر زیبای استکهلم برگزار میشود. انجمن افغان ها در سویدن و همچنان دو گروپ ما در فیس بوک De stolta Afghanerna و Afghanska tjejgruppen با ما همکار میباشند. گرداننده های اصلی برنامه بر علاوۀ خودم تمنا جان و رضا جان میباشند، اما طرح برنامه از خودم است.

از احسان خراسانی خواستم در مورد آنچه در این برنامه گنجانیده شده است، بگوید.

خراسانی: در این برنامه نمایش لباس های اقوام مختلف کشور که شامل 8 بخش میشود، اتن ملی که توسط 8 دختر و پسر اجرا میشود، نمایش قالین های افغانی و نمایش آلات موسیقی افغانی مانند توله، قشقارچه، دوتار، رباب، دهل و غیره، گنجانیده شده است. همچنان در برنامه غذای افغانی صرف خواهد شد و ما شاهد اجرای یک برنامۀ شاد موسیقی افغانی نیز خواهیم بود. بخشی دیگر برنامه وقف صحبت های دوستان اشتراک کننده شده است که در آنجمله شاعر شناخته شده افغان شریف سعیدی حضور خواهد داشت. از سفارت افغانستان در سویدن نیز دعوت نموده ایم که خوشبختانه آنها دعوت ما را پذیرفته اند و بدین ترتیب مهمانانی را از سفارت هم با خود خواهیم داشت. برعلاوه از یک تعداد انجمن های افغان ها در شهر های مختلف دعوت صورت گرفته است. به هر حال یک تعداد جوانان مقالات، شعر ها و مضامین شان را خواهند خواند.

لازم به یاد آوری میدانم که در حاشیۀ این برنامۀ بزرگ هنری لباس های زیبای افغانی بفروش خواهد رسید. همچنان کتاب های افغانی به زبان های دری و پشتو نیز جهت فروش موجود خواهد بود.

خلاصه یک برنامۀ عالی هنری خواهیم داشت که خاطرۀ شیرین آن همیشه در ذهن دوستان باقی خواهد ماند.

ـ غیر از این برنامه دیگر چه پلان های برای آینده دارید؟

خراسانی: ما قرار است در ماۀ دسمبر یک برنامۀ دیگر داشته باشیم زیر عنوان ”چگونه میتوان تعصب را از بین برد؟”. این برنامه اصلاَ باید در ماۀ سپتمبر دایر میشد ولی به دلیل مصروفیت ها قادر نشدیم این کار را انجام بدهیم. در واقع این برنامه شکل یک کنفرانس را خواهد داشت و در آن تعدادی زیاد از هموطنان ما با افکار مختلف از شهر ها و حتی کشور های همجوار دعوت خواهند شد. ما با انجمن های مختلف در این مورد در تماس هستیم. البته همان طوری که قبلاَ عرض کردم موضوع کنفرانس چگونگی زدودن تعصب خواهد بود. زیرا ما همه زیر یک سقف آبی در یک محدودۀ جفرافیایی به نام افغانستان زندگی میکنیم و دارای مشترکات زبانی، فرهنگی، دینی و … میباشیم. بناَ تعصب نباید بتواند در میان ما که این قدر مشترکات زیاد داریم، جا بگیرد و باید راه های زدودن آن جستجو گردد.

علاوه بر این برنامه تصمیم داریم تا در سالروز استرداد استقلال کشور یعنی نزدهم اگست سال آینده یک برنامه هنری را در فضای باز اجرا کنیم. زیرا میخواهیم بجایی آنکه 600 یا 700 نفر تماشاچی داشته باشیم چندهزار تن به تماشای نمایشات ما بپردازند.

طوری که قبلاَ عرض کردم اکنون تعداد همکاران ما به 40 تن میرسد که شامل افغان ها و غیر افغان ها میشود. اما امروز خوشبختانه یک تعداد زیادی از جوانان مایل اند با ما همکار باشند ولی متاسفانه که گروپ فعلی ما دیگر امکان گنجانیدن همکاران جدید را ندارد. بناَ تصمیم داریم تا یک انجمن فرهنگی بسازیم. انجمنی که صرفاَ به مسایل فرهنگی بپردازد و با سیاست و دیگر مسایل سر و کاری نداشته باشد. آرزو داریم به کمک همین انجمن گروپ بزرگی را تشکیل داده و برنامه های فرهنگی را اجرا کنیم. از جمله همه ساله روز خجستۀ استرداد استقلال را نه تنها در استکهلم بلکه در سایر شهر ها با اجرای اتن ها و برنامه های متنوع هنری تجلیل کنیم.

من ضمن آرزوی موفقیت های هر چه بیشتر برای احسان جان لئون خراسانی و همه دوستان و همکارانش حرف های خود را با او به پایان میبخشم. ضمناَ لازم به یادآوری میدانم آن عهده از دوستانی که علاقمند اشتراک در برنامۀ هنری شام چهارم نوامبر سال روان باشند میتوانند با گرفتن تماس به شمارۀ 073 76 888 16معلومات بیشتری در این مورد حاصل نمایند.

قهرمانان سال سویدن برای نجات دیگران

 سمیر نور، پسری که با نجات دادن پدرش توانست از طرف روزنامۀ Aftonbladet به عنوان یکی از ”قهرمانان سال سویدن برای نجات دیگران” شناسایی گردد.

خانوادۀ ”نور” در Huddinge در خارج از استکهلم زندگی میکند. اعضای این خانواده، فیض نور پدر و فرزندان خانواده سمیر، شیبا و دیگران همه ورزشکار اند.

چندی قبل این خانواده جهت سپری نمودن تعطیلات به شهر انتالیا در کشور ترکیه رفته بودند. در آنجا آنها روزی به ساحل رفتند. با وجود آن که در آن روز امواج دریا زیاد طوفانی بود با آنهم شیبا و سمیر (دختر و پسر خانواده) خواستند شنا کنند. هر چند والدین آنها فیض نور و سهیلا نور با شنا نمودن فرزندان شان در آن هوای طوفانی موافق نبودند ولی سمیر که در شنا به سطح نخبه ها مسابقه داده است، مصمم بود که میتواند شنا کند. به این ترتیب فرزندان به شنا پرداختند و والدین به ساحل باقی ماندند.

سمیر و شیبا توانسته بودند تا شنا کنان 100 متر به داخل دریا پیش بروند که فیض نور (پدر شان) متوجه طوفانی بودن امواج دریا گردیده خواست فرزندانش از شنا دست کشیده دوباره نزد او برگردند. او برای این کار خود وارد آب گردیده و به شنا پرداخت. هنوز او نیمی از فاصله تا فرزندانش را طی کرده بود که موج بزرگی به سراغش آمد. او خودش این حالت را با گیر ماندن در یک چرخ باد تشبیه نموده میگوید:
” نخست من یک ضربه را احساس کردم. در ابتدا فکر کردم چیزی من را محکم گرفته است”.

او که در آن موج بزرگ دریا گیر مانده و توانش را از دست داده بود همه تلاشش را به خرچ میداد تا اگر بتواند دوباره روی امواج آب، که به گفته سمیر حداقل پنج متر ارتفاع داشت، قرار بگیرد. اما تلاشش بی نتیجه بود.

زمانی که سمیر متوجه پدرش گردید سعی نمود تا خودش را نزد او برساند. هر چند او یک شناگر نخبه و یک کُشتی گیر با تجربه است ولی با آن هم باید او همه توانایی و مهارت اش را بکار می بست تا بتواند پدرش را نجات بدهد. سمیر خود میگوید:
” آن به اصطلاح ” شیوۀ ابتدایی نجات دادن” یعنی شنا نمودن در حالت خوابیده به پشت، که شخص آن را در مکتب میآموزد، در آنجا قابل تطبیق نبود. زیرا امواج بلند و طوفان شدید بود. به همین دلیل من در عقب پدرم باید شنا میکردم و زمانی که طوفان میآمد او را به جلو کشانده و میگذاشتم تا او همراه با امواج در روی آب قرار داشته باشد تا بدین وسیله ما به ساحل نزدیکتر شویم.

اما امواج آب طوفانی بود. آنها ممکن میتوانستند 3 تا 4 متر به طرف ساحل نزدیک شوند ولی باز هم امواج دریا به سراغ شان میآمد و آنها را یک متر به عقب یعنی به طرف دریا میکشاند. اما سمیر به تلاشش ادامه داده و همیشه به پدرش میگفت ”ما موفق خواهیم شد”.
در این میان شیبا توانسته بود خودش را به ساحل رسانده برای رسانیدن کمک آمادگی بگیرد. او با یک ”دوشک بادی” یا ”تُشک بادی” به دریا برگشت تا پدرش روی آن قرار بگیرد. در هنگام برگشتن شیبا به آب، سمیر با پدرش در نزدیکی ساحل رسیده بودند و عمق آب تا کمر سمیر میرسید ولی پدر شان هنوز هم در زیر آب قرار داشت.

شیبا که در ترم سوم فاکولتۀ طب درس میخواند میگوید:
”من و برادرم هر دو از شانه های پدرم گرفته و او را از آب بیرون کشیدیم”. 
در آن هنگام پدر آنها بی هوش بوده و هر چند شیبا پدرش را صدا میزد، جوابی از او دریافت نمیکرد. شیبا برای لحظۀ فکر کرد که ممکن پدرش در حال رفتن به کوما باشد. او مجرای تنفسی پدر را کنترول نموده و عملیۀ       ”احیای قلبی ـ ریوی” یا HLR را در ساحل انجام داد. خوشبختانه تلاش های شیبا نتیجه داده و فیض نور آرام ـ آرام به هوش آمد.
شیبا میگوید ”متوجه شدم که من بیشتر از این بابت که خواهرانم پدر شان را و مادرم شوهرش را از دست بدهد، پریشان بودم”.

سمیر میگوید ” بعد از آن که پدرم چشمانش را باز کرد، با ما اندکی حرف زد و همه چیز درست شد، احساس خیلی خوبی برایم دست داد. به خاطر دارم که با خود گفتم ”من توانستم بالای امواج دریا فایق آیم”.

فیض نور میگوید از این که او عادت داشته در روز های تعطیلی زود از خواب بیدار شده و فرزندانش را از Huddinge به Södertälje جهت اجرای تمرینات ورزشی ببرد، پشیمان نبوده و این کار او ارزشش را داشته است.

ما از بابت نجات یافتن جناب فیض نور خرسند بوده و برای سمیر جان، شیبا جان و همه فامیل ”نور” موفقیت های بی پایان آرزو میکنیم.

تلخیص و ترجمه از احمد ضیا دانش
منبع https://www.aftonbladet.se/…/noor-var-nara-att-drunkna-pa-s…

ماموریت تحقیق در کابل : زندگی بعد از اخراج اجباری

ماموریت تحقیق درکابل ـ زندگی بعد از اخراج اجباریPDF

زندگی افغان ها ی پناهجو که به افغانستان برگشتانده شده اند

تحصن دو ماه در شهر های مختلف، در چهار اطراف سویدن. یک سازمانی که ادعا میکند آن عده از جوانان افغان که به کشور برگشتانده میشوند به مرگ سپرده میشوند و یک ادارۀ که خلاف آن را ادعا دارد.

برنامۀ( Uppdrag gransking)” ماموریت تحقیق ” از تلویزیون سویدن به کابل سفر نموده است تا از آنچه افغان های برگشتانده شده با آن در کشور شان روبرو اند، آگاهی حاصل کند.

یک تعداد افراد در کنارنظارتخانه ادارۀ امور مهاجرت در Kållered در خارج از شهر (یوتیبوری) گرد آمده اند. یک بس در راه است تا بیآید و آن عده از جوانان و مردان افغان را که به شکل داوطلبانه و یا هم  اجباری باید به میدان هواییLandvetter منتقل گردند را با خود ببرد. این افراد قرار است از میدان هوایی مذکور ذریعه یک طیارۀ که به طور خاص به کرایه ( دربست ویا چارتر) گرفته شده است به افغانستان پرواز کند. 

برنامۀ Uppdrag granskning” ماموریت بررسی ”یک روز قبل از اخراج این افراد با یکی از این پسر ها ملاقات نموده است.

دو ماه در نظارتخانه

روح الله افتخاری در سال 2015 از ایران (به سویدن) آمده است و میگوید 17 سال عمر دارد. او همراه با مادرش که اکنون او نیز به درخواست پناهندگی اش جواب رد گرفته در  Vänersborgزندگی نموده است. اما برخلاف ، برادر بزرگ روح الله توانسته اجازه اقامت در سویدن را بدست بیآورد. روح الله مدت دو ماه را در نظارتخانه بسر برده است.

او میگوید: این برای من خیلی دشوار است. من دو سال را در اینجا (سویدن) زندگی کرده ام، به مکتب رفته ام، ورزش نموده ام و خوش بوده ام. من امیدوار بودم تا بتوانم اجازۀ اقامت در سویدن را بدست بیآورم. اما آنها من را دوباره (به افغانستان) میفرستند.

روح ( اله ) میگوید خواب های وحشتناکی میبیند و ترس دارد تا افرادی که پدرش را به قتل رسانده اند بیایند و او را نیز بکشند.

ـ روز ها و شب ها به سختی میگذرد. آنها مرا به کشوری میفرستند که من هرگز در آن نبوده ام، من حتی در آنجا تولد نیز نشده ام.

بیشترین تعدادی پناهجویان بدون همراه در سویدن

در اروپا کشوری وجود ندارد که به اندازۀ سویدن تعدادی زیادی از پناهجویان بدون همراه را پذیرفته باشد. در جریان سال 2015، حدود 35000 تن وارد سویدن گردیدند که از آن جمله 23000 آنها را افغان ها تشکیل میدادند. از جمله افرادی که سن شان کمتر از 18 سال ارزیابی گردیده است، اکثریت شان توانسته اند اجازه اقامت را بدست بیاورند. اما از افرادی که در جریان روند بررسی تقاضا پناهجویی شان به سن 18 سالگی رسیده اند، کمتر از  10 فیصد شان تا اکنون توانسته اند اجازۀ اقامت را حاصل نمایند. 

اکنون تعدادی زیادی از جوانان افغان در انتظار اخراج از سویدن بسر میبرند. این موضوع برای سویدن به عنوان یک کشور بشردوست به یک مسالۀ اذیت کننده و از نگاۀ سیاسی حساسی مبدل شده است.

در این حال تعدادی بیشتر و بیشتری علیه این تصمیم اعتراض میکنند.

فاطمه خاوری یکی از چندین سخنگوی (سازمان)  Ung i Sverigeمیباشد. سازمانی که توسط یک تعداد از جوانان افغان برای اعتراض در برابر اخراج پناهجویان تشکیل گردید. او به عنوان یک دختر 17 ساله در میان همه پسران، برجسته به نظر میرسد. فاطمه خاوری که دو سال قبل به سویدن آمده است، خودش دارای اجازۀ اقامت میباشد.

او میگوید: آنها انسان ها را مستقیماَ به کام مرگ میفرستند.

از او پرسیده شد:

من باید در مورد آنچه شما گفته اید و دیگران هم  میگویند بپرسم و آن اینکه : هرگاه اینها دوباره فرستاده شوند آیابه کام مرگ فرستاده میشوند؟

فاطمه خاوری: مطمئناَ به مرگ (فرستاده میشوند).

ـ مطمئناَ به مرگ، به چی تعدادی از افرادی که بازگشتانده شده اند به قتل رسیده اند؟

ـ آیا باید من برای شما احصائیه بدهم.

بلی، چون شما میگوئید که آنها مطمئناَ کشته خواهند شد.

ـ بلی، اما آیا مرگ صرفاَ میتواند فزیکی (جسمی) باشد؟ آن طوری که من میدانم مرگ نه تنها جسمی بلکه روانی نیز است.

پس (مرگ) به این معنی نیست که آنها میمیرند؟

فاطمه خاوری میگوید: از نگاۀ روانی همه میمیرند. همه، همه و این (مرگ جسمی و مرگ روانی) هیچ تفاوتی ندارد، همه از نگاۀ روانی میمیرند.

قوانین مهاجرتی شدیدتر میشوند

از اکتوبر 2015 به این طرف برخی از قوانین مهاجرتی دشوار ساخته شده است. از جمله امکانات بدست آوردن اجازۀ اقامت دایمی شدیداَ محدود ساخته شده و همچنان به اجازۀ اقامت موقتی نیز حد اعظم سه سال اعتبار داده شده است. برای آن عده از مهاجران بدون همراه که در مورد سن شان شک و تردید وجود دارد معاینات صحی جهت تعیین نمودن سن شان اجرا میگردد.

رئیس کل ادارۀ امور مهاجرت ، میکائیل ریبنویک ( Mikael Ribbenvik ) شخصی است که مسئولیت نهایی تطبیق این سیاست تغییر یافته پناهجویی در سویدن ( قانون موقت پناهندگی سویدن ) را دارا میباشد.

او میگوید : ما مردم را برای کشته شدن نمی فرستیم.

ـ شما این مطلب را چطور میدانید؟

 ـ بلی، من این مطلب را از بابت آنچه را که ما در این مورد انجام میدهیم میدانم. چه از طریق معلومات در مورد کشور و چه از طریق ارزیابی های حقوقی.

ـ من نمیخواهم موضوع را شکل نسبی بدهم. من هرگز نمیخواهم که کابل را با اروپا مقایسه کنم. افغانستان یک جا خیلی خطرناکتر (در مقایسه با اروپا) است. اما این را باید دانست که برای دریافت پناهندگی باید خطر زیادی متوجه شخص باشد. همچنان اگر ما بگوییم که همه (افغان ها) باید بتوانند (در سویدن) باقی بمانند، یعنی همان موضوعی که تا حدی زیادی این بحث به آن ارتباط میگیرد، در آن صورت اصلاَ شرایط (معیار های) کاملاَ دیگری وجود خواهد داشت( افغانستان در وضعیتی قرارندارد که همه افغانها اقامت دریافت نمایند).  در آن صورت ما در مورد موقعیتی که سوریه در آن قرار دارد صحبت خواهیم کرد و افغانستان در موقعیت سوریه قرار ندارد.

اما در این صورت آنچه را شما  در اینجا میگویید بدان معنی است که آنچه را آنها میگویند نادرست است؟

ـ در این مورد باید من کاملاَ صریح باشم. واضح است که یک ادارۀ سویدنی انسان ها را از روی قصد یا به شکل آگاهانه به مرگ نمی فرستد. وظیفۀ ما در کل اینست که به انسان ها پناه بدهیم.

اگر آنها تجدید نظر کنند و در عوض بگویند که انسان دچار مرگ روانی میگردد، در آن صورت چه میگویید؟

ـ در آن صورت من با آنها همنظر خواهم بود. من به این باور هستم که تعدادی زیادی از این جوانان همین احساس را دارند. خصوصاَ زمانی که آنها یک مدت طولانی را در اینجا زندگی کرده باشند. در اینجا ارتباطاتی را تامین نموده برایشان دوستانی را یافته باشند که از آنها حمایت میکنند. این زندگی را دیده باشند و بعداَ مجبور ساخته شوند تا به آن زندگی برگردند. در این حالت بلی، من کاملاَ با آنها موافق هستم.

اما این که نمیتواند چیزی را تغییر بدهد؟

ـ نه، ما این نوع امید های از دست رفته یا تفاوت ها باورنکردنی را در جهان خود مشاهده میکنیم. تفاوت میان افغانستان و سویدن ـ این تقریباَ بزرگترین تفاوت در جهان است که میتوان آن را داشت. اما حق بین المللی پناهجویی نباید وسیله ای باشد برای کاهش این تفاوت.

برادر عصمت خودکشی کرد

اما روند بررسی تقاضای پناهجوی در سویدن تا چه حد بشردوستانه و از نگاۀ حقوقی مطمئن است؟

عصمت هاشمی در سال 2015 به تنهایی وارد سویدن گردید. او در آن زمان برمبنای بررسی های ادارۀ امور مهاجرت 14 سال عمر داشت. در آن زمان اسد برادر او که  دو سال بزرگتر از عصمت بود، در سویدن زندگی میکرد.

در جریان خزان هر دو برادر جواب رد گرفتند. به باور ادارۀ امور مهاجرت اخراج عصمت 16 ساله ممکن بود. زیرا او در افغانستان فردی را داشت که او را بپذیرد و این فردی که باید عصمت را در افغانستان میپذیرفت همان برادرش بود در سویدن زندگی میکرد، زیرا پدر و مادر آنها هر دو فوت نموده اند. از طرف دیگر برادر او دارای معیوبیت بینایی نیز است.این قضیه هرگز جهت تجدید نظر به محکمۀ ادارۀ امور مهاجرت فرستاده نشد. در کمتر از دو روز بعد از اخذ این تصمیم برادر عصمت دست به خودکشی زد.

عصمت هاشمی خودش را قهر و غمگین احساس میکند.

از او پرسیده شد که بالای چه کسی قهر است؟

ـ ادارۀ امور مهاجرت. من به ادارۀ امور مهاجرت گفته بودم که حال برادرم خوب نبوده و او خودکشی خواهد کرد.

بعد از این خودکشی ادارۀ امور مهاجرت در مورد عصمت تصمیم تازۀ گرفت. در فیصلۀ تازۀ ادارۀ امور مهاجرت نوشته شده است: ”برادر تو اکنون فوت نموده است. به همین دلیل ادارۀ امور مهاجرت در مییابد که با در نظرداشت شرایط حاضر، تصمیم قبلی اش کاملاَ نادرست میباشد”).

همین اکنون در مورد برادرت چه فکر میکنی؟

ـ من فکر میکنم که او اکنون خوشحال است. زیرا او دیگر هیچ کدام مشکلی ندارد. همچنان او خوشحال است که من توانسته ام در سویدن باقی بمانم و میتوانم با برادر/خواهرم دیدار نمایم. زندگی، یعنی اجازۀ اقامت.

بعد از این واقعۀ خودکشی ادارۀ امور مهاجرت بررسی هایشرا اجرا نموده و به این نتیجه رسید که تصمیم برای اخراج برادران مذکور نادرست بوده است. در این تصمیم ادارۀ مهاجرت همچنان گفته شده است که قابلیت های حقوقی در ادارۀ مذکور باید ارتقا یابد تا باشد در آینده همچو حادثاتی اتفاق نیفتد.

ـ بعضاَ ما تصامیم نادرستی را اتخاذ میکنیم. دردآور اینست که این (قضیه) نتوانست به طور کامل پیش برود بلکه موجب گردید تا یک جوان خودش را وادار به خودکشی کند. این مطلب را  Fredrik Bengtssonمدیر ارتباطات در ادارۀ امور مهاجرت میگوید.

یک طیارۀ به کرایه گرفته شده ( چارتر) در کابل نشست میکند

بالاخره از نظارتخانه Kållered صرفاَ هفت نفر از مجموعاَ پانزده تن مجبور ساخته میشوند تا ذریعه سرویس (بس ) به جانب همان طیارۀ منتقل گردند که انتظار پرواز به طرف افغانستان را میکشد.

صبح روز یازدهم اکتوبر طیارۀ به کرایه گرفته شده ( چارتر ) به میدان هوایی کابل نشست میکند. در این طیارۀ روح الله نیز قرار دارد. این طیاره در اتریش نیز نشست نموده  و از آنجا هم افرادی را با خود گرفته است. مجموعاَ 21 تن افغان که اخراج شده اند در این طیاره قرار دارند.

گروۀ برنامۀ ” ماموریت تحقیق ” ( Uppdrag granskning) با روح الله در میدان هوایی کابل ملاقات نموده است.

ـ حال من خیلی بد است. آنها در جریان همه سفر از سویدن تا کابل دستانم را بسته بودند. ما نمیتوانستیم به تشناب برویم و یا هیچکاری کنیم.

در پارکینگ میدان هوایی روح اله به یک موتر تکسی رهنمایی میشود که او را به هوتل سپین زر که در مرکز شهر کابل موقعیت دارد، انتقال میدهد. در آنجا او و تعدادی زیادی از همراهانش جابجا ساخته میشوند. آنها میتوانند تا 14 روز در آن هوتل زندگی کنند. مسئولیت بود و باش و همچنان ترانسپورت را  IOM یا سازمان جهانی مهاجرت که با ادارۀ امور مهاجرت سویدن همکاری میکند، بعهده دارد.

مسعود احمدی از سازمان جهانی مهاجرت ، کار با مهاجرین را رهبری میکند. از او پرسیده شد:

شما نظر دارید، به باور شما بزرگترین مشکل برای افرادی برگردانده شده در زمانی برگشت آنها به کابل و یا افغانستان چه میباشد؟

ـ من فکر میکنم که بزرگترین مشکل ارتباط میگیرد به امکانات دراز مدت اقتصادی در کشور. من به تازگی با 18 فرد برگشت کننده مصاحبه نمودم. آنها در ساحۀ اجتماعی مشکلات زیادی نداشتند. اما وقتی اقتصاد مطرح میگردید، آنها با مشکلات زیادی روبرو بودند تا بتوانند زندگی را پیش برده و با کمک اندکی که از IOM بدست آورده بودند برای شان یک زندگی جدید را آغاز نمایند. ¨

پس به باور شما پرابلم های اقتصادی، مشکلات بزرگتری اند در مقایسه با امنیت؟

ـ صادقانه بگویم، امنیت یک مشکل همگانی برای همه افغانهاست، نه صرفاَ برای افغان های برگشت نموده. خوب اوضاع چنین است و انسان ها در اینجا زندگی میکنند و انسانها با این شرایط زندگی میکنند. ما از سال 2002 به این طرف در کُل 20000 تن برگشت کننده داشته ایم. اما یک حادثۀ امنیتی، که ما حداقل ما از آن آگاهی داشته باشیم، را نداشته ایم.

تا جاییکه موضوع به اخراج افغان ها ارتباط میگیرد، امنیت یک موضوع بحث برانگیز است. افغانستان از مدتی زیادی به این طرف از جنگ و درگیری های مسلحانه متاثر بوده است. امروز دولت افغانستان حدود 60 فیصد کشور را تحت کنترول داشته در متباقی حصص کشور، کم و بیش طالبان حاکمیت دارند. حتی داعش نیز در کشور مستقر میباشد.

افرادی غیرنظامی در قدم اول قربانی بمبگذاری ها میشوند. بمبگذاری ها افرادی را که در یک مکان نامناسب در محل قرار دارند، کور کورانه هدف قرار میدهد.

نظر به احصائیه سازمان ملل متحد در جریان سال های اخیر رقم قربانیان غیرنظامی در افغانستان حدودی 3500 تن در سال بوده است. هرگاه تعدادی مجروحین نیز شمار شود در آن صورت این رقم افزایش خواهد رفت. در این مورد که به چه تعداد از افغان های برگشت کننده به قتل رسیده اند، ارقام دقیقی موجود نبوده و سازمان جهانی مهاجرت نیز تصویر کاملی را در این ارتباط در اختیار ندارد.

بم های  دستی در خارج از هوتل منفجر گردید

برنامۀ Uppdrag granskning از طریق گزارشاتی از کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان، سازمان عفو بین الملل و سازمان های غیر انتفاعی و همچنان از طریق وسایل ارتباط جمعی اطلاع حاصل میکند که پنج تا شش تن (از جمله افراد برگشت کننده) در جریان سال های اخیر به قتل رسیده اند. اما این واقعات قتل، تائید شده نیست.

ما اطلاعاتی قابل باوری را بدست آوردیم که برمبنای آن در میان افغان های اخراج شده از کشور های شمال اروپا دو تن به قتل رسیده اند که یکی از آنها در سال 2014 از سویدن اخراج گردیده بود.

روح الله هفتۀ نخست را با دشواری سپری میکند. یک بمبگذار انتحاری خودش را در داخل یک مسجد شیعه ها در غرب کابل منفجر میسازد که در آن حداقل 56 تن به قتل میرسند. اما دامنۀ خشنونت ها در نزدیکی هوتلی که روح الله در ان زندگی میکند نیز کشانده میشود. طوری که بالای یک پُسته امنیتی پولیس در خارج از هوتل او حمله صورت میگیرد. یک شخص غیر نظامی به قتل میرسد و چندین کلکین در لابی هوتل نیز میشکند.

در سویدن چندین رسانه به قضیۀ روح الله میپردازد. اما اطلاعاتی زیاد ضد و نقیض وجود دارد.

زمانی که ما به بررسی های ادارۀ امور مهاجرت در مورد روح الله دسترسی پیدا میکنیم معلوم میشود که او  در پنج کشور مختلف در اروپا تقاضای پناهندگی نموده است. البته سه بار هم با هویت نادرست. او حتی در سال 2009 در اتریش تقاضای پناهجویی نموده بوده  ولی یک بررسی نشان داده است که سن او خلاف آنچه خود مدعی بوده، بیشتر از 18 سال بوده است. مجموعاَ سه کشور اروپایی تصدیق نموده اند که روح الله بزرگسال بوده و سال تولد او را 1990 تعیین کرده اند. به این ترتیب او باید 27 ساله بوده باشد.

هویت نادرست را ارائه نمود

روح الله به ما گفته بود که او 17 ساله است. اما او بعداَ از طریق تیلفون از کابل به ما توضیح داد که هویتش را نادرست ارائه نموده بوده زیرا نمیخواسته تا دوباره به یونان فرستاده شود. زیرا بر مبنای قانون باید شخص در اولین کشوری که وارد آن میشود، تقاضای پناهندگی کند.

سازمان Ung i Sverigeمیگوید آنها کشته میشوند، اما برنامۀ  Uppdrag granskningبه معلوماتی دست مییآبد که صرفاَ از کشته شدن یک پسر افغان که از سویدن اخراج شده بود، حکایت میکند. در سویدن تعدادی بیشتری که انتظار برای برگشتاندن را میکشند خودکشی کرده اند.

ترجمه از احمد ضیا دانش

منبع

https://www.svt.se/special/afghanutvisningarna/

 

اعلان فوتی و فاتحه

با درد و اندوه فراوان اطلاع بدست آوردیم که مرحوم محمد نسیم کریمی روز یکشنبه مورخ 21 جنوری 2018 به اثر سکته قلبی   به عمر 76 سالگی در یکی از شفاخانه های شهر ( Kristianstad) داعی اجل را لبیک گفت.

 إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

انجمن افغانها در سویدن درگذشت نابهنگام مرحوم محمد نسیم کریمی را به بازماندگان ، خانواده واقارب مرحومی تسلیت گفته برایشان صبر جمیل خواسته و برای مرحومی از بارگاه خداوند متعال فردوس برین استدعا مینماید.

مراسم تشییع جنازه 

همسر ؛ قاسم ، فرهاد ، ذلگی و یونس ـ پسران ؛ طاووس ، بریالی و محمد حسین ـ دامادان ؛ دختران مرحومی ؛ نسبت وفات مرحوم محمد نسیم کریمی به اطلاع دوستان و افغانهای عزیز میرسانند که مراسم تشییع جنازه روز پنجشنبه مورخ 25 جنوری 2018 حوالی ساعت 10.00 اغاز گردیده و حوالی ساعت 10.30 درهدیره ( Nosaby Kyrkogård) مسلمانان واقع (Kristianstad ) بخاک سپرده میشود .

غرض معلومات بیشتر به شماره0728893094 تماس بگیرید.

آدرس : Arkelstorpsvägen 113 österslöv, 291 94 Kristianstad

شرکت دوستان و عزیزان باعث خوشنودی روح متوفی و تسلیت خاطر بازماندگان خواهد گردید.

مراسم فاتحه

اناالله واناالیه راجعون.

دلوی رب په نامه.

”قسیم کریمی، فرهاد کریمی، یونس کریمی، زړګۍ کریمی پسران بریالی، طاوس، حسین دامادان نسبت وفات نسیم کریمی  به اطلاع دوستان میرسانند که فاتحه مردانه وزنانه مرحومی روز یکشنبه مورخ 28 جنوری از ساعت13 الی ساعت 15 بعد ازظهر درلوکال نزدیک پولیس استیشن ګرفته میشود.تشریف اوری دوستان باعث خوشنودی روح ان مرحوم وتسلی خاطر بازمانده ګان مرحومی می ګردد. نوت: ختم القران شریف وتهیه غذا در نظر ګرفته شده.(ومن الله توفیق)
Adress
Magasinsgatan 3, Kristianstad

شماره های تماس:0735790809   ، 0728893094  و 0706710081

تقبیح شدید حملات تروریستی و انتحاری

با درد وتالم خبر های دلخراش ریختن خون سربازان وافسران قوای مسلح کشور و افراد بیگناه ملکی توسط آدمکشان دریک هفته گذشته بدینسو به گوش میرسد. در چندین حمله جداگانه انتحاری و تهاجمی گروههای طالبان و گروه موسوم به دولت اسلامی یا داعش در ولایتهای پکتیا، کندهار، کابل و غزنی صدها نظامی و غیر نظامی کشته و زخمی شدند.

با تاسف و تاثر فراوان که باز هم دهشت افگنان دست به کار شده واینبار در مسجد امام زمان فاجعه آفریدند.
این بار این سیه دلان و وحشیان آدم نما، مسجد یعنی خانۀ خدا را در حالی هدف قرار دادند که تعدادی زیادی از هموطنان متدین ما سرگرم عبادت در آن بودند
مطمیناَ هدف دشمنان وطن و مردم ما از اجرای این گونه حملات ایجاد ترس و هراس در میان مردم و دامن زدن به تضاد های دینی و قومی میباشد.
برعلاوۀ حملۀ بالای مسجد امام زمان در چند روز اخیر دشمنان وطن و مردم ما در گوشه های مختلف کشور مانند کابل، غزنی، قندهار، پکتیا، غور و سایر نقاط کشور دست به اعمال تروریستی زده و تعدادی زیادی از هموطنان ما را شهید و مجروح ساختند
سطح تهدیدات امنیتی در کشور ایجاب میکند تا دولت افغانستان در راستای تامین امنیت مردم و کشور اقدامات بیشتری را اتخاذ نماید.
انجمن افغان ها در سویدن این همه حملات تروریستی و انتحاری که هیچگونۀ توجیۀ انسانی، اسلامی و افغانی نداشته و در هیچ دین و آئینی قابل قبول نیست را شدیدا تقبیح نموده و با اظهار غمشریکی با خانواده های شهدا برای مجروحین اين حادثات صحت عاجل را آرزو میکند.

اعلان فوتی

با تاسف و درد فراوان اطلاع یافتیم که  دگروال متقاعد الحاج محمد سبحان عابدی ، سابق رئیس څارنوالي گارنیزیون کابل به اثر مریضی که عاید حال شان بود دیروز جمعه مورخ 13 اکتوبر2017 به عمر 79 سالگی در یکی از شفاخانه های شهر استاکهولم داعیه اجل را لبیک گفت.

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

 انجمن افغانها در سویدن عمیق ترین مراتب تسلیت خویشرا نسبت وفات دگروال متقاعد الحاج  محمد سبحان عابدی به  بازماندگان ، اعضای خانواده وتمام اقارب خانواده عابدی تقدیم داشته ،  برایشان صبر جمیل خواسته و برای مرحوم دگروال متقاعد محمد سبحان عابدی بهشت برین آرزو مینماید.

مراسم تشییع جنازه و فاتحه بعدا نشر خواهد شد.