انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

!اخراج های اجباری به افغاستان جنگ زده را متوقف سازید

مناظره کنندگان : مسوولیت اساسی بعهده اعضای پارلمان(سویدن ) قرار دارد.

این یک مقاله مناظره ای است و دیدگاه نویسندگان را بیان میکند ونه نظر روزنامه را .

مناظره . احزاب سوسیال دموکراتها (S ) ، محیط زیست( MP) ، مرکز( C) و لیبرالها ( L)دریک مبارزه تب الود شان با زمان ، در کاوش ها و تلاشهای شان بخاطر ایجاد نیروی محرکه دموکراتیک وسطی ادامه میدهند تا از انتخابات اضافی ( پارلمانی )  اجتناب صورت گیرد.

روند بطی و تماس های عبور از بلوک ( سیاسی ) مورد انتقاد قرار گرفته است. اما این در واقع، دموکراسی در عمل است و هدف آن بقول های انی لووف (Annie Lööf) و یان بیورکلوند(Jan Björklund)  ”یک انتخاب تاریخی” است: به یکبارگی علیه افراط گرایی مقامت نمودن ، حفاظت از جامعه رفاه وبه پا ایستادن بخاطر بشریت است.

به طور موازی، مقامات سویدنی اقداماتی را انجام می دهند که پیامدهای نامطلوب و فاجعه بار برای هزاران تن از کودکان و نوجوانان پناهجو افغان را ببار می آورد. در نهایت، این فعالیت منجر به خودکشی در سویدن و خطر مرگ و زندگی در افغانستان می شود.

آنها به عنوان پناهنده گان جنگ ( به سویدن ) آمدند و در ابتدا با گرمی و اظهار همدردی استقبال شدند.

”اما با گذشت سالها فیصله های رد(دیپورتی) شروع شد و جوانان به سن 18 سالگی رسیدند. آنها از اقامتگاه شان بیرون رانده شدند ، و  خانه های فامیلی (familjehem) قابل پرداخت عواید شانرا را از دست دادند. ما و اطفال ما آنها را دوست داریم و آنها ما را  . از دست دادن آنها مانند از دست دادن فرزندان خودمان است. بسیاری از جوانان  به کشورهای دیگربا قوانین نه چندان سخت   فرار می کنند تا از اخراج به خطرات در افغانستان نجات یابند. انجیلا بیریستروم (Ingela Bergström) ، یوانا اوگرین (Joanna Ågren) و برخی از خانواده های داوطلب مینویسند که   ” در مدت زمان انتظار برای پاسخ ،  آنها در خیمه ها در پاریس، در زیر پل های آلمانی و در اسکله های بلژیکی می خوابند ”

 بدینگونه هزاران خانواده سویدنی  منشعب شدند. و سویدن  یک نیروی کارجذب شده و توجیه شده آینده  را که جامعه ما به آنها نیاز دارد، از دست می دهد.

این همه  ”زیرنام قانون”، با استدلال های قطعی از نوع ”یک بلی بالاخره  یک بلی است ، و یک نی  بالاخره یک نی است ” و ”جایی  ما باید یک محدودیت زمانی را وضع کنیم ” رخ میدهد. و بدینگونه  فرهنگ قدرت و اقتدارادارات  ایجاد می شود که استثناات انسانی را غیر ممکن می سازد،  به واقعیت های جدید، هم در افغانستان و هم در دوسیه های انفرادی ، با نقض کنوانسیون حقوق کودک و به سایر موافقت نامه های بین المللی بشردوستانه توجه صورت نمیگیرد.

این چگونه میتواند درکشورمارخ دهد  که در طول سال ها بسیاری از پناهندگان جنگ را پذیرفته است ؟ در طول جنگ جهانی دوم، 300 هزار پناهنده به سویدن  آمدند. بین سال های 1984 و 2003، طبق گزارش (UNHCR  ) کمیشنری عالی ملل متحد در امورمهاجرین 458880 نفر برای پناهندگی در سویدن  درخواست دادند. بیشتر از یوگسلاوی سابق و همچنین از ایران 40407 نفر و از عراق 49461 نفر بوده است.

فشار در دهه 1990 حداقل مثل امروز بزرگ  بود،  ما هم  نرخ بیکاری و تورم بالا داشتیم  که توسط نیروهای افراطی راست گرا مورد استفاده قرار گرفت و سبب تشکیل دموکراسی جدید   

 ( Ny Demokrati)  شد. بسیاری از این پناهندگان به کشورهای خود بازگشت نمودند ، در حالی که دیگران در میهن جدید خود باقی ماندند.

انکشافات  در افغانستان باید پایه ای برای چگونگی شکل گیری سیاست های پناهندگی امروز ما باشد. در کشور تنها یک جنگ جریان ندارد، بلکه دوجنگ جریان دارد . به گفته رود نوردلند(Rod Nordland) که از سال 2001 بدینسووقایع افغانستان را دنبال کرده است، یکی آن  جنگ  که  تحت رهبری ایالات متحده با طالبان است، دیگری جنگ بین حقیقت و دروغ است.

در  جنگ اول  ، در  تابستان سال گذشته  حدود 40 شاگرد مکتب در شهر غزنی در هوا منفجر شدند. سرکها  ها و رودخانه ها بااجساد پر شده بودند، در حالی که دو واحد اردوی افغانستان تا  مرد آخر از بین رفتند. در جنگ دوم، حکومت افغانستان و فرماندهی امریکا ادعا می کردند که این حادثه هیچ اتفاق نیفتاده و یا اینکه آنقدر هم بد به نظر نمیرسد.

فقط در روز سوم، رئیس جمهور غنی را از حادثه مطلع ساختند. بعدا او خود در محل گفت که طالبان کنترول شهر را بدست گرفته و تقریبا در همه محله های شهر مالیات را جمع آوری و بدست آوردند.

این دو جنگ در افغانستان بالای ما  درسویدن تاثیر مستقیم مینماید.

سویدن  در جنگ اول با مشاوران خود در تحت رهبری امریكا بدون استراتیژی خود مشاركت می كند. در این جنگ ما سربازان سویدنی  را از دست داده ایم. در جنگ دوم، که در برابر حقیقت جریان دارد ، مقامات سویدنی  به تمام اتباع خود توصیه میکنند که از تمام سفرها  به افغانستان صرف نظر کنند در حالی که مقامات همچنان به فرستادن پناهندگان از جنگ را به مناطقی که احتمالا(به اصطلاح ) امن در افغانستان می نامند، ادامه می دهند.

پژوهشگران موسسه علمی در اوپسالا بنام برنامه کمپیوتری مناقشات (konfliktdataprogram ) در دسمبر سال 2018 اعلام داشتند که مرگبارترین جنگ در جهان در افغانستان جریان دارد و دیگر در سوریه  چنین جنگی وجود ندارد . تعداد کشته شدگان در جنگ در سال 2017  به حدود 19000 نفر رسید و در سال 2018 تعداد کشته شدگان در جنگ افغانستان از 20000 تجاوز خواهد نمود. این بلند ترین ارقام است که از سال 1989 بدینسو  ذریعه  کمپیوتر دریافت شده است.

از بهار 2017، زمانی که هفت نفر در افغانستان کشته شدند و چندین نفر ربوده شدند، کمیته بین المللی صلیب سرخ (ICRC)  بازگشت به کشوررا توصیه کرده است. ”اگر من فقط از دیدگاه بشردوستانه ببینم، تصویر ما این است که افغانستان در یک وضعیت بسیار و بسیار دشوار قرار دارد. یواس داکورد(Yves Daccord )، سرمنشی سازمان ملل متحد دربرنامه تلویزیون سویدن Agenda دستور کار( درسال 2017 گفت :

”در هیچ جای  افغانستان مناطق امن وجود ندارد. از آن زمان تا حال وضعیت بطور چشمگیر به وخامت گرائیده است.

کمیته سویدن برای افغانستان (SAK) دیدگاه مشابه کمیته بین المللی صلیب در مورد افغانستان دارد. هر دوی آنها بیش از 30 سال تجربه فعالیت در کشور( افغانستان ) دارند.

کمیته سویدن برای افغاستان (SAK ) معتقد است که ”بازگشت  خانواده ها، جوانان بدون همراه بالغ و یا طفل با  شبکه های اجتماعی ضعیف در افغانستان امروزغیر منطقی است”.      پناهندگان جنگ ناامید تحت شکنجه های تدریجی روحی  قرار می گیرند، اینها بهمان پیمانه که متناقص اند غیرعقلانی نیز میباشند. این سویدن نیست که ما – و جهان خارج – آنرا می شناسیم.

.اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد ما باید و یا میتوانیم کار های بیشتر و بهتر انجام دهیم

این امرکه سیاست فعلی را تغییر بدهد  از صلاحیت اداره مهاجرت یا محکمه در امور مهاجرت بالاتر  میباشد . عفو عمومی یا توقف دیپورتی ها  به تصمیمات جدید در پارلمان سویدن  نیاز دارد.

در وضعیت کنونی مسوولیت اساسی بعهده احزاب پارلمانی قرار دارد . اقدامات آنها می تواند نقش  تعیین کننده را برای بسیاریها  در مساله زندگی و مرگ ایفا نماید.

تا زمانی که ICRC و SAK تمام افغانستان را به عنوان کشور ناامن  برای بازگشت تشخیص می دهند ، ضروری است که اخراج ها متوقف شوند.

مسئولیت سنگین بعهده اداره مهاجرت قرار دارد تا یک  تحلیل دقیق و عمیق وضعیت در افغانستان را انجام دهد. در این وضعیت  مسئولیت اداره است اطلاعات خود را در مورد وضعیت امنیتی در سرتاسر کشورهمیشه تازه و نو بسازد  و در صورت رد شدن  دوسیه های فردی بطور انتقادی عواقب آن را مورد بررسی قرار دهد. برداشت ما اینست که چنین اقدامی اکنون صورت نمی گیرد  .

تجزیه و تحلیل اداره  مهاجرت تصویر بسیار کمرنگ و ساده ای از وضعیت جنگ ( در افغانستان ) را میدهد، که عمدتا پیامدهایی برای فرد را نادیده می گیرد.

اداره مهاجرت باید تجزیه و تحلیل خود را از وضعیت امنیتی در افغانستان عمیقترو قویتر بسازد  و اطلاعات و مستندات گسترده بین المللی را که به وضوح نشان می دهد که کشور به طور کلی زون ناامن  میباشد.

جنگ در افغانستان یک جنگ طولانی است که توسط دخالت خارجی و تضاد های داخلی ایجاد شده است. جنگ افغانستان که به زودی در دهه پنجم خود قرار میگیرد  بدون پیروزی وبدون  نشانه های  از حکومتداری دموکراتیک  در کشورادامه دارد. فقط خود افغان ها می توانند صلح پایدار ایجاد کنند..

به همین دلیل یک سیاست پناهندگی واقع بینانه  وانساندوستانه برای افغانستان نیز نیاز به یک تفریح ( توقف موقت )انسانی بخاطر اخراج ها دارد تاوقتیکه  خود  افغانستان حاضر و آماده پذیرش اتباع شان  در همکاری با سازمان ملل متحد و جامعه بین المللی گردد .

نویسندگان مقاله مناظره یی:
Pierre Schori سیاستمدار و دیپلومات مشهور سویدن

Birgitta Engblom Danielsson
Maud Edgren Schori
Staffan Engblom

یکتعداد دیگر که زیر مقاله امضا کرده اند خانه های فامیلی بوده که بطور داوطلبانه حمایت نمودند

ترجمه از نسیم سحر

12.01.2019

استاکهولم

اصل مطلب  در روزنامه افتون بلادت چاپ سویدن در صفحه مناظره چاپ شده است .

https://www.aftonbladet.se/debatt/a/p6aQaG/stoppa-utvisningarna-till-krigets-afghanistan

الماس یتیم 13 ساله بعنوان برده جنسی زندگی میکند

الماس که یک پسر سیزده ساله و یتیم است به عنوان یک بردۀ جنسی زندگی میکند.
الماس یک پسر سیزده ساله و یتیم است. او از مدت سه سال به این طرف توسط حامد که 24 سال عمر دارد و به صفت گارد امنیتی ایفا وظیفه میکند مورد سوء استفاده جنسی قرار میگیرد. حامد در بدل مسکن، لباس و غذای که به الماس میدهد از او بهره برداری جنسی میکند. حامد میگوید هنگامیکه بچه ها ریش و بروت بکشند ، ما آنها را رها میکنیم . عمل ” بچه بازی ” یک عنعنه است که در افغانستان به ارتکاب آن کسی جزا نمی بیند[در حقیقت در افغانستان این عمل ناجایز جرم شمرده نمیشود_ ا س . ].

الماسمیگوید زمانی که نُه سال عمر داشت والدینش، هر دو به دلیل مریضی چشم از جهان بستند. او میگوید:

ـ آنها مرا لت و کوب میکردند. برادر بزرگم مرا لت و کوب میکرد. من دیگر نمیخواستم در منزل باقی بمانم.

به همین دلیل او سه سال قبل از منزل فرار نمود.

الماس یک پسر لاغر است که قدش تا سینۀ حامد میرسد. او یک جمپر بزرگ چرمی به تن داشته و خودش را در داخل آن مخفی نموده است. او یک شال نسواری روشن را روی سر و چهره اش پیچانیده است. طوری که فقط قسمت اندکی از چشم های سیاه اش قابل دید میباشد.

تا جایی که موضوع به لت و کوب پسران در خانواده ارتباط میگیرد آنها در مقایسه با دختران دارای آزادی بیشتر برای ترک گفتن خانه میباشند. وقتی آنها خانه های شان را ترک گفتند به روی جاده ها جاگزین گردیده، بعضاَ وادار میگردند برای امرار معیشت به گدایی، دزدی یا هم فروش چرس و دیگر مواد مخدر برای باند های جنایتکار رو آورند.

حامد، الماس را را در روی جاده پیدا نموده سپس او را با خود به خانه برد. حامد با خوشی میگوید برای الماس همه چیز میدهد. او میگوید:
ـ اینکار (بچه بازی) سرگرمی دلخواۀ من است. من عاشق پسران هستم.

مردان قدرتمند ـ جنگسالاران، نظامیان، افراد پولیس و حتی دیگر مردان پولدار از پسران برای خوشگذرانی خود استفاده می نمایند. برخی از مردان این پسران را نزد خود نگه میدارندبا آنها همبستر میشوند، مانند حامد. برخی دیگر پسران مذکور را برای محافل شان به کرایه میگیرند. آنها به پسران مذکور لباس های دخترانه پوشانیده آنها را مانند دختران آرایش نموده و از آنها برای رقص و سرگرمی در محافل خود استفاده میکنند. سپس در ختم محفل مردان میتوانند با این ”پسران دخترانه پوش” سکس داشته باشند.

در افغانستان مردان و زنانی که با هم قرابت خاص نداشته باشند و یا هم با هم ازدواج نکرده باشند، جدا از هم زندگی میکنند. حتی احوالپرسی میان زنان و مردان مجرد میتواند پخش شایعات منفی در مورد آنها را در پی داشته باشد. به همین دلیل دسترسی به زنان خیلی محدود بوده و معمول آنست تا زنان با زنان و مردان با مردان معاشرت نمایند.

معاشرت مردان با پسران ساده بوده، زیاد جالب توجه واقع نمیگردد و در مقایسه با معاشرت با یک دختر کمتر خطرناک میباشند. اگر یک مرد یک دختر را بدون اجازۀ خانواده اش به ملاقات دعوت نماید میتواند به دلایل ناموس داری جانش را از دست بدهد. البته چنین یک اجازۀ صرفاَ در صورتی صادر میگردد که مرد مذکور با آن دختر ازدواج نماید.

حتی محافل ازداوج نیز از نظر جنسیتی به شکل مجزا برگزار میگردد، یعنی زنان و مردان در سالون های جداگانه حضور میداشته باشند. مردان میتوانند با هم برقصند. مردانی که ”بچه” دارند میتواند آنها را با خود به محافل آورده و آنها را برقصانند:

ـ آن مردی که ”بچه” اش از دیگر ”بچه ها” بهتر برقصد از طرف دیگر مردان پول بدست میآورد.

من پسران را ترجیح میدهم

حامد نمی خواهد ازدواج کند. به باور او ازدواج نمودن خیلی گران تمام میشود. ازدواج حداقل 70000 کرون مصرف دارد. او همچنان به زنان و دختران علاقه نیز ندارد. او در حالی که به علامت نفی دستش را تکان میدهد میگوید:
ـ من پسران را ترجیح میدهم. او (الماس) در مزرعه کار میکند، میوه می فروشد و شب ها ما با هم میخوابیم. این کار شخصی ماست و به کسی دیگری ارتباط ندارد.

حامد بوت های New Balance-springskorکرمچ سفید جدیدش را روی زمین بایر کشیده میگوید:
ـ همه در این مورد میدانند، حتی پولیس. بیست فیصد مردان قریه ”بچه باز” هستند. این عملی است که از قلب ما سرچشمه میگیرد.

این که یک مرد با یک پسر رابطه جنسی داشته باشد در فرهنگ افغان ها همجنسگرایی محسوب نمی شود. این موضوع تا زمانی که صرفاَ منحصر به رابطه جنسی باشد، نه زناشویی افراد همجنسگرا،برعکس میتواند باعث ارتقا موقف مرد گردد.

همچنان تجاوز نمودن بالای یک پسر در مقایسه به تجاوز بالای یک دختر، یک عمل کمتر شرم آور تلقی میگردد. هرگاه یک مرد بالای یک دختر باکره تجاوز نماید هر دو با خطر مرگ روبرو میشوند. در حالی که به مردانی که با پسران این کار را انجام میدهند اصلاَ جزا داده نمیشود. برعکس این موضوع میتواند از نگاۀ اجتماع یک موفقیت شمرده شود. از آنجایی که داشتن ”بچه” ایجاب مصرف را میکند، داشتن بیشتر از یک ”بچه” نشانۀ مردانگی به شمار میرود. مردی که بیشتر از دو ”بچه” دارد ثروتمند محسوب میگردد.

با یکدیگر ازدواج میکنند

اگر روزی حامد برای خشنود ساختن والدینش ازدواج نماید ـ ممکن ده سال بعد ـ در آن حالت نیز او در کنار خانمش، بچه ها را با خود خواهد داشت. او میگوید:
ـ زن صرفاَ برای خانه است. یک دوست من، دو زن و سه ”بچه” دارد. زنان این مطلب را میدانند.

حامد میگوید در قندهار شهر جنوبی افغانستان که زمانی مرکز طالبان بود، مردانی وجود دارند که با هم ازداوج می نمایند.

ـ آنها با هم نکاح نموده و این موضوع را درج نکاحنامه نیز می نمایند ولی این موضوع شکل رسمی را به خود نگرفته صرفاَ در میان خود شان باقی می ماند. 
حامد زمانی که 19 ساله بود به داشتن روابط جنسی با پسران آغاز نمود. 
ـ این زمانی بود که به کمایی نمودن پول آغاز نموده بودم.

حامد با آن عده از ”بچه” هایش که بزرگ شده اند دیگر کدام رابطه ندارد. او میگوید:
ـ زمانی که پسران ریش و بروت در میآورند ما آنها را ترک میگوییم، این یک قانون است. به همراه داشتن یک بچۀ بزرگسال مشکل است و به همین دلیل ما نمی خواهیم آنها را در هنگامی که بزرگ شده اند با خود داشته باشیم.

زمانی که طالبان در سال 1996 در افغانستان یک امارت اسلامی را ایجاد نمودند، ”بچه بازی” را نیز ممنوع اعلام کردند. آنها به تفسیری از قرآن اشاره نموده میگویند جزا برای رابطۀ جنسی میان افراد همجنس اینست که مردان مذکور باید در زیر یک دیوار قرار داده شوند و سپس دیوار مذکور بالای آن غلطانده شود. 
اما بعد از تهاجم امریکا بالای افغانستان در سال 2001 ”بچه بازی” بار دیگر رشد نمود. البته با وجود آن که قوای نظامی امریکا از سوء استفادۀ جنسی از پسران، حتی در مراکز نظامی مشترک شان با افغانها، نیز آگاهی داشتند.

گزارش محرم ساخته میشود

در یک گزارش که توسط SIGARیا ادارۀ سرمفتش ویژه برای بازسازی افغانستان ارائه گردیده مجموعاَ با 37 شخص و سازمان مصاحبه صورت گرفته است. در این گزارش 24 تن تصدیق نموده اند که آنها از سوء استفادۀ جنسی کودکان توسط نیرو های امنیتی افغان، آگاهی داشتند. آنها معلومات در این مورد را یا از خود قربانیان این حوادث شنیده بودند و یا هم از افرادی که شاهد این موارد بودند. پاسخی که در این مورد ارائه میگردید این بود که ”بچه بازی” یک ”مسئلۀ خاص فرهنگی” در افغانستان میباشد!!.

این گزارش که در ماۀ دسمبر سال 2016 نشر گردیده بود بنابر محتوای حساسی که داشت محرم اعلام گردیده و توصیه شد تا سال 2042 همچنان محرم باقی بماند.

اما روزنامۀ نیویارک تایمز در سال 2018 در یک مقاله از این گزارش پرده برداری نمود. در این مقاله از چگونگی مصون بودن مردانی که دارای میل جنسی به کودکان میباشند، از جانب قوای نطامی امریکا اشاره شده بود. این گزارش نشان میداد که افرادی که محاکمه شده بودند، آن نظامیان افغان نبودند که از پسران به عنوان برده های جنسی استفاده میکردند بلکه افراد دستگیر شده آن عساکر امریکایی بودند که در برابر این کار از خود مخالفت نشان داده بودند. به این عساکر از طرف قومندان های شان دستور داده شده بود تا این پدیده (بچه بازی) را نادیده بگیرند.

یک تورن از قوای خاص امریکا به اسم Dan Quinn پس از آن وظیفه اش را ترک گفت که مشاهده نمود چگونه یک پسری که روی یک تخت خواب با زنجیر ها بسته شده بود، مورد تجاوز جنسی قرار میگرفت. او برای رهایی پسر مذکور وارد برخورد فزیکی با شخص متجاوز گردید. این تورن امریکایی در مصاحبه با روزنامۀ نیویارک تایمز در مورد آن حادثه گفته است ”ما افرادی را به قدرت رساندیم که کار های بدتر از طالبان را انجام دادند”.

همچنان گزارشاتی نیز وجود دارد که آن عساکر نیرو های خاص امریکایی که در برابر ”بچه بازی” مقاومت نموده اند، توسط افغان ها به قتل رسیده اند.

نظر به قانون امریکا اگر نیرو های نظامی یک کشوری که امریکا با آن کشور همکاری نظامی دارد جرایم بشری را مرتکب شوند، مانند نگهداری پسران به عنوان برده و تجاوز جنسی بالای آنها، در آن صورت باید همه کمک های اقتصادی نظامی امریکا با کشور مذکور قطع گردد. اما در کنار آن، قانون دیگری نیز وجود دارد بنام the notwithstanding clause . این قانون با وصف همه چیز به تداوم کمک های نظامی دستور صادرمیکند.

گزارشی که توسط SIGAR تهیه شده است نشان میدهد که در موارد فوق معمولاَ از همین قانون اخیرالذکر پیروی گردیده است.

اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در سال 2015 اعلام نمود که برقراری ارتباط جنسی با کودکان یک عمل ممنوع میباشد. اما باوصف آنهم مواردی مشاهده نشده است که افراد به این جرم محاکمه شده باشند.

پسران نمیخواهند خود شان شاهدی بدهند زیرا از این کار شرم دارند. از طرف دیگر سیستم قضایی افغانستان نیز آلوده به فساد و ناکارا میباشد، خصوصاَ در اطراف. زیرا در آنجا بزرگان اقوام و جنگسالاران بدون مداخلۀ نیرو های دولتی حاکمیت دارند. 
از مردان افغان در مورد دلیل داشتن رابطۀ جنسی با پسران پرسیده شده است و آنها جواب های مختلفی را ارائه نموده اند:
سکس از راۀ مقعد با زن نمی تواند یک گزینه باشد. زیرا در این حالت به ممنوعیتی که در قرآن وجود دارد اشاره میشود. 
اما حامد که همیشه خود را نزدیک الماس نگهمیدارد دلیل دیگری دارد او میگوید عاشق پسران است.
نوت : الماس یک اسم مستعار بوده اسم حقیقی پسر مذکور چیزی دیگریست.
ترجمه و تلخیص از احمد ضیا دانش 
منبع خبر 
https://www.expressen.se/…/foraldralosa-almas-13-lever-so…/…

پارلمان تصمیم گرفته است تا قوانین باید سخت و دشوار باشد

خانم  لیلی دی سوزه هولمستروم( Leile de Souza Holmström) دارای یک کودک سه ماهه است اما با آنهم نظر به تصمیم محکمه در امور مهاجرت باید از دخترش جدا شده و سویدن را ترک بگوید. او باید برای بازگشت به سویدن از کشور خودش تقاضا نماید.  پروسه  درخواست مجدد غرض دریافت  اقامت می تواند بیش از یک سال طول بکشد.

فرید ریک لونداهل (Fredrik Löndahl ) قاضی ورئیس  محکمه در امور مهاجرت مالمو میگوید که در شرایط خاص مردم از عواقب غیرضروری و ناخوشایند متضرر میگردند.

قاعده اصلی اینست که شخصی که میخواهد تقاضای اقامت نماید باید قبل از سفر به سویدن، این کار را انجام بدهد.

اما حتی اگر شخصی متقاضی در سویدن نیز حضور داشته باشد میتواند به تقاضای خود جواب مثبت بدست بیآورد. ولی برای بدست آوردن جواب مثبت به درخواست پناهندگی، تقاضا میگردد تا شخص متقاضی باید شرایط دشواری را تکمیل نماید. یکی از دلایل عمده اینست که شخص حامله باشد و یا هم در سویدن دارای فرزند کوچک باشد. اما در قضیۀ Leile (لیلی) ادارۀ امور مهاجرت و محکمۀ امور مهاجرت به این باور اند که دلایل فوق (برای بدست آوردن اجازۀ اقامت) کافی نمی باشد.

آفای Fredrik Löndahl (فریدریک لوندال) قاضی و رییس در محکمۀ امور مهاجرت در شهر (مالمو) میگوید: من نمیتوانم در مورد این قضیۀ خاص صحبت کنم ولی در کُل چنین است که داشتن کودک (در سویدن) به طور حتمی نمیتواند موجب بدست آوردن اجازۀ اقامت گردد.

به باور محکمه تقاضا اخراج این خانم یک شرط نامعقول نیست

در پاسخ منفی که Leile(لیلی) بدست آورده از طرف محکمه نوشته شده هرگاه او در کشور خودش حضور میداشت میتوانست اجازۀ اقامت در سویدن را بدست بیآورد. اما با آنهم محکمۀ  امور مهاجرت به این باور است که اخراج خانم مذکور از سویدن که به تازگی صاحب فرزند نیز شده است یک تقاضای نامعقول نمی باشد.

”حتی با در نظر داشت این نکته که (اخراج او از سویدن) یک مقدار مصارف و مشکلات عملی را نیز با خود به همراه دارد و برگشت او به سویدن به زمان نیاز دارد، با آنهم محکمۀ  امور مهاجرت به این باور است که تقاضای برگشت (لیلی دی سوزه) به کشورش، یک تقاضای نامعقول نمی باشد”.

”قوانین دشوار و خشن”

آفای Fredrik Löndahl (فریدریک لوندهال) قاضی، تایید مینماید که برای شخصی که میخواهد در سویدن تقاضای پناهندگی نماید، قوانین دشوار میباشد.

او میگوید ”قوانین این چنین طرح شده است، زیرا دولت و پارلمان تصمیم گرفته اند تا ما باید دارای محدودیت برای پذیرش مهاجرین باشیم. به همین دلیل ما این قوانین شدید و خشن را داریم که در برخی حالات باعث میگردد تا انسان ها از پیامد های این قوانین صدمه ببینند، پیامد های که نامعقول و پُردرد سر است.

آیا فکر میکنید دلایل وجود داشته باشد که بتواند باعث وارد نمودن تغییر در این قوانین و مقررات گردد؟

ـ به عنوان یک قاضی این وظیفۀ من نیست که در این مورد اظهار نظر نمایم. این مربوط نماینده های پارلمان میشود تا در صورتی که آنها درک نمایند که قوانین نیاز به بازنگری و بررسی دارد، برای چنین کاری اقدام نمایند.

ترجمه از احمد ضیا دانش

منبع خبر https://www.aftonbladet.se/nyheter/a/e1pMml/riksdagen-har-bestamt-att-lagstiftningen-ska-vara-tuff?fbclid=IwAR1ErT98XojoDCPkJ8X-NVSwKqlvxK7gBhmpljmttPm9IkHGftfawJeeM9Q

قوانین که از آغاز سال 2019در سویدن نافذ میگردند

سال نو ، قوانین نو و حتی در زمانی که ممکن است بطور موقت سویدن حکومت نداشته باشد ولی قانون و مقررات جدید قوت اجرایی پیدا میکنند. چند قانون مهم قرار زیر نافذ گردیده اند:

هزینه سرویس همگانی ( هزینه پرداخت برای تلویزیون و رادیو )

 Public service-avgiften

یکی از مهمترین  وشاید بحث برانگیز ترین قانون خدمات عمومی است که از از اول جنوری 2019 تغییر یافته و جای هزینه قدیمی تلویزیون و رادیو رامیگیرد که هزینه خدمات عمومی  ( public service-avgiften) نام گذاری شده است . این هزینه بشکل مالیه  ازطرف تمام افرادیکه عاید داشته و  عمر بالاتر از ۱۸سال  دارند پرداخته خواهد شد.

واین هزینه یک فیصد  از درامد و با سقف حد اکثر 1300 کرون خواهد بود.

قانون دوم : کارنس داگین(ویا روز بدون معاش ) (Karensdagen ) نام دارد . کارنس داگین ویا (  (Karensdagen با کسر خسارت (Karensavdrag ) تعویض میگردد . کسر خسارت 20 درصد درآمد متوسط هفتگی خواهد بود. این کار به این دلیل انجام می شود که اگر روز کار با یک نوبت کاری طولانی مدت برای فردی که دارای ساعات کار متمرکز باشد،هزینه اش کاهش یابد.

قانون سوم: در مورد خدمات تداوی دندان است که از اول جنوری 2019 برای جوانان الی 23 سال رایگان خواهد بود.

ترجمه از ن. س

بیشتر در لینک زیر بخوانید:

https://www.metro.se/artikel/lagar-som-b%C3%B6rjar-g%C3%A4lla-2019-och-vad-de-inneb%C3%A4r

گزارش محفل شب یلدا ویا چله

انجمن افغانها درسویدن که همواره کوشیده است زمینه سازخوشی ولبخند برلبان هم میهنان عزیزباشد، اینبارنیزبا برگزاری شب یلدا( شب چله ) در رستورانت سلطانی توانست این نیت خوب را ثابت بسازد.

محفل یکشنبه شب ۲۳ دسمبراز ساعت 18.00 الی 23.00 در رستورانت سلطانی واقع سولینتونا به اجرا در آمد.

در این محفل که شعرای نامی کشور آقایان پروفیسورعبدالحکیم شرعی جوزجانی و محمد شریف سعیدی و همچنان شاعر و رمان نویس ایرانی آقای محسن نیکو منش حضور داشتند، محفل با بیانیه ای افتتاحیه آقای نسیم سحر رئیس انجمن افغانها آغاز گردید.

آقای سحر در جریان صحبت خود از حضور شاعران، جناب آقای فرخاری مستشار  سفارت افغانستان وجناب آقای فرزام سرقونسول سفارت افغاستان و همکاران شان  و سایر دوستان که از راه های دور و نزدیک تشریف آورده بودند قدردانی نموده و خیر مقدم گفتند.

محفل که زیر عنوان ”شعر و غزل ” برگزار شده بود ضمن قرائت اشعاری از آقایان جوز جانی و سعیدی با غزلسرایی هنرمند خوش صدا و شیرین بیان آقای مجتبی محب تا پاسی از شب ادامه یافت و مورد استقبال حاضرین قرار گرفت. مجتبی محب با اولین آهنگ از ساخته های خودش با استفاده از چامه  حافظ  آغاز نمود وبا آهنگ دلپذیر استاد اولمیر ” دا زمونژ زیبا وطن ” ختم نمود.

گفتنی است که 95 درصد اشتراک کنندگان برنامه شب غزل را خانواده ها تشکیل میدادند.

در ضمن باید یاد آوری گردد که گوینده محفل آقای میوند جان ( با تسلط درهر دو زبان : دری وپشتو)  و فلمبردار محفل آقای نجیب امانی که از فاصله های دور تشریف آورده بودند و به محفل زیب و زینت خاص بخشیدند.

انجمن افغانها از همه شرکت کنندگان محترم محفل، آواز خوان محفل مجتبی محب، قیس جان طبله نواز، آقای میوند ، آقای نجیب امانی ، رستورانت سلطانی با سرویس غذای لذیذ افغانی و تمام دست اندرکاران محفل ابراز امتنان مینماید.

قابل یاداوری است که فلم مکمل این محفل  بعدا نشر خواهد شد.

گزارش از خ. ف

محکمه عالی ( ستره محکمه ) سویدن خبرنگاران تلویزیون سویدن را به جرم قاچاق انسان محکوم کرد

محکمه عالی ( ستره محکمه ) سویدن خبرنگاران تلویزیون سویدن را به جرم قاچاق انسان محکوم کرد

محکمه عالی ( ستره محکمه ) سویدن ، فردریک اونه وال، خبرنگار تلویزیون ملی سویدن و دو تن از همکاران وی را که به یک پسر پناهجو کمک کرده و پنهانی به سویدن آورده بودند مجرم شناخت.

جرم فردریک اونه وال (Fredrik Önnevall) و همکارانش، در دادگاه بدوی( محکمه ابتدائیه ) و محکمه استیناف قاچاق انسان عنوان شده بود و محکمه عالی ( ستره محکمه ) HD نیز این عنوان را تایید کرده است.

اونه وال ( Fredrik Önnevall) و همکارانش در تابستان ۲۰۱۴ با کمک به یک پسر پانزده ساله‌ی سوری او را از یونان به سویدن آورده بودند. این پسر پس از رسیدن به سویدن درخواست پناهندگی در این کشور کرد. سفراو به سویدن با کمک اونه وال وهمکارانش در یک برنامه‌ی تلویزیونی با عنوان فوسترلند (سرزمین مادری)(Fosterland ) شرح داده شده است.

اونه وال و همکارانش درخواست کرده بودند که برایشان به این علت که کار آنها یک عمل انساندوستانه بوده و هیچگونه نفع مادی برایشان در بر نداشته، حکم برائت صادر شود. اما محکمه عالی ( ستره محکمه ) کشور این درخواست را رد کرده و عنوان جرم را قاجاق انسان دانسته است. دلیل این امر به گفته نماینده‌ی سارنوالی ، هدویک تروست این است که از یک طرف این عمل سودجویانه نبوده و انگیزه انساندوستانه داشته و ممکن است قاچاق انسان شناخته نشود اما از سوی دیگر کار این خبرنگار و همکارانش با نقشه‌ای دقیق انجام گرفته و آنها از چند کشور عبور کرده‌اند که این پناهجوی جوان در هرکدام آنها می توانست درخواست پناهندگی کند. با توجه به همه‌ی این جوانب کار اونه وال و همکارانش، محکمه عالی کشور عنوان قاچاق انسان را برای جرم آنها مناسب تشخیص داده است.

مجازات جرم فردریک اونه وال و همکارانش حبس تعلیقی و جریمه‌ی نقدی است.

متن از رادیوی سویدن به زبان فارسی دری 
اطلاعات بیشتر را در سایت رادیوی سویدن در لینک زیر بخوانید :

SVT-journalist döms för människosmuggling i HD – Nyheter (Ekot) | Sveriges Radio
https://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx…

God Jul och Gott Nytt År!

God Jul och Gott Nytt År!

önskar afghanska föreningen i Sverige

Sverige måste prioritera kvinnorna i asylpolitiken

Talibanerna har förlorat regeringsmakten – men kriget mot kvinnorna fortsätter i Afghanistan.
I tre månader har Expressens Magda Gad och Niclas Hammarström följt kvinnor i Afghanistan. Reportageserien ”Under burkan” gör ont: En 60-årig man med vitt skägg sitter på en vackert mönstrad matta bredvid sin fru. Hon kunde ha varit hans barnbarn.
 
Hennes namn är Sohaila och hon är tolv år, men har redan varit i gift i två. Hon är ofattbart modig när hon berättar: ”Jag vill inte ha barn och jag vill inte leva med honom. Jag hatar att vara gift, jag vill gå i skolan och välja själv vem jag ska gifta mig med, men mina föräldrar sa att jag måste.”
Det gör hennes man upprörd. Inför Expressens team tar han ett fast tag om hennes späda nacke och illustrerar hur han brukar slå henne med knytnävarna när hon inte vill ha sex med honom. ”Jag blir arg och vill slå henne för att hon inte accepterar sitt liv.”

En dotter är en börda i Afghanistan

Sohaila är långt ifrån ensam. Tvångsgifte och barnäktenskap är utbrett, minst var tredje flicka i Afghanistan är gift när hon fyller arton, enligt Unicef. Få känner till att lagen förbjuder flickor att gifta sig innan de är 16 år, på vissa håll i landet är traditionen att flickor ska giftas bort i tioårsåldern.
En flicka som genomgått puberteten, men ännu inte är gift, riskerar släktens heder. Tänk om hon skulle inleda en relation? Skam! 
För fattiga familjer som Soheilas är det en fråga om ekonomi. Traditionen med hemgift leder till att man gifter bort döttrarna för att försörja andra syskon.
I Afghanistan firar man inte när en dotter föds. Hela sitt liv kommer hon att behandlas som en ägodel snarare än en person. Hon äter sist, då männen är mätta. Hon får inte lämna hemmet utan en manlig släktings sällskap. Hon får inte arbeta och bidra till försörjningen. En flicka är bara en börda.
En FN-undersökning visar att närmare 90 procent av de afghanska kvinnorna har blivit utsatta för fysiskt, psykiskt eller sexuellt våld. Det är inte förvånande i ett samhälle där kvinnor är helt rättslösa.
I reportaget konstaterar Sohailas mamma: ”Jag har blivit slagen ännu mer än min dotter. Afghanska män gör så här.”
Officiellt har Afghanistan både förbjudit barnäktenskap och våld mot kvinnor. Men det är på papperet. Talande nog finns flera av de policydokument om kvinnors rättigheter som har tagits fram bara på engelska, ser jag i Afghanistanutredningen från 2017.

Kvinnojourer attackeras

Afghanistan är den största mottagaren av svenskt bistånd: En miljard kronor under 2017. Men trots att biståndet i nästan 20 års tid haft fokus på jämställdhet är resultaten små. Det går inte att förändra ett patriarkalt klansamhälle utifrån. Ändå är det rätt att försöka.
De afghanska kvinnor som lyckas fly från sina våldsamma män har få att vända sig till. Kvinnojourerna måste kämpa för att få finansiering och är dessutom måltavlor för talibanernas attacker. För dem är stödet avgörande.
Sverige, som bedriver feministisk utrikespolitik, måste prioritera kvinnor – både med biståndsmedel och genom asylpolitiken.
Det är mestadels ensamma män som tar sig till Europa – men det är ensamma kvinnor som är mest utsatta. När Sverige väljer ut de 5 000 kvotflyktingarna om året i FN-läger bör ensamstående kvinnor prioriteras.
Det lågintensiva kriget mot kvinnorna måste få ett slut.
 
Läs också: Kvotera inte Nobelpriset – för kvinnornas skull 
Fotnot: I tv-spelaren ovan visas senaste avsnittet av Ledarsnack. Denna gång om dödsskjutningarna med Manne Gerell, kriminolog vid Malmö universitet.

https://www.expressen.se/ledare/linda-nordlund/sverige-maste-prioritera-kvinnorna-i-asylpolitiken/
###
12 år och gift med en 60-åring
Det ger glädje till män när flickorna är väldigt små. När afghanska män betalar för att gifta sig så väljer de unga flickor, det är normalt i hela Afghanistan.
Det säger 60-åriga Ahmad som är gift med tolvåriga Sohaila.
Han förklarar att han slår henne för att hon inte älskar honom och för att hon vill gå i skolan, vilket är en skam för honom.
För Sohaila var valet att gifta sig – eller dödas.
https://www.expressen.se/premium/nyheter/12-ar-och-gift-med-en-60-aring/

!!یک مرد فریبکار افغان که زنان و دختران هموطنش را فریب میدهد

اخیراَ یک خانم افغان با انجمن افغان ها در سویدن تماس گرفته در مورد یک مرد فریبکار افغان که تا اکنون توانسته است چند دختر و زن افغان را در سویدن فریب بدهد اطلاع دادند.

گفته میشود این مرد که حدودی 30 سال عمر دارد در گام نخست با زنان و دختران افغان از طریق انترنیت آشنایی حاصل نموده و بعداَ با آنها ملاقات میکند. او در جریان زمان آشنایی با مهارتی که دارد اعتماد زنان و دختران را کسب نموده و با سوء استفاده از احساسات شان از آنها پول بدست میآورد.

گفته میشود مرد مذکور به بهانه های مختلف مثلاَ این که به طور غیر مترقبه با یک مشکل اقتصادی روبرو شده و به پول شدیداَ نیاز دارد از زنان مذکور پول قرض میکند. اما این قرض ابداَ باز پرداخت نمیشود.

لازم به یاد آوریست که شخص مذکور خیلی زرنگ بوده، اطلاعاتی را که در مورد خودش ارائه میدارد، مانند اسم و آدرس و ….. همه نادرست میباشد. زرنگی این مرد به حدی است که گفته میشود او دارای Skyddat Identitet میباشد. ( Skyddat Identitet یا (هویت محافظت شده/هویت مخفی) در سویدن به کسانی داده میشود که مورد تهدید قرار دارند و به همین دلیل آدرس و اطلاعات تماس در مورد آنها مخفی نگهداشته میشود. مثلاَ در هنگام فرستادن پول از طریق Swish (سویش) اسم و آدرس اصلی آنها برای فرستنده ظاهر نمیشود). به عبارت دیگر با وجود آن که او از دیگران پول بدست میآورد، اثری برای ردیابی از خود بجا نمیگذارد.

گفته میشود یکی از قربانیان این مرد فریبکار نزد پولیس نیز مراجعه نموده است ولی بنابر عدم موجودیت اسناد و مدارک کافی پولیس نتوانسته مرد مذکور را ردیابی نماید.

هرگاه همه افرادی که توسط او فریب داده شده اند به پولیس شکایت نمایند ممکن است پولیس به کمک همه معلومات بدست آمده بتواند به این مرد فریبکار دست یابد.

برای محافظت از خود در برابر این مرد فریبکار و افراد همانند او باید نکات ذیل را در نظر داشت:

  1. در هنگام آشنایی با اشخاص خصوصا از طریق انترنیت خیلی محتاط باشید.
  2. هویت (اسم،شمارۀ شناسایی، آدرس) و حتی اطلاعات در مورد خانوادۀ شخصی که میخواهد با شما وارد یک رابطه شود را کنترول نموده و صرفاَ به اطلاعاتی که او خودش در مورد خود و خانواده اش در اختیار تان میگذارد اعتماد نداشته باشید.
  3. در مورد فرستادن پول خیلی محتاط باشید.
  4. هرگاه شخص مذکور برای تان پیشنهاد نماید تا با او به خارج از کشور به سفر بروید، در این مورد خیلی محتاط باشید.
  5. ممکن این شخص به تنهایی عمل ننماید و افرادی دیگری را به نام خواهر،برادر،پدر یا مادرش به شما معرفی نماید. تا بدین وسیله اعتماد هرچه بیشتر تان را بدست بیآورد. در همچو حالات در مورد سایر اعضای به اصطلاح خانوادۀ او نیز از احتیاط کار گرفته و در مورد ایشان اطلاعات بدست بیآورید.
  6. اگر این مرد قبلاَ شما را فریب داده است و شما در این مورد سکوت اختیار نموده اید لطفاَ اکنون به پولیس مراجعه نموده در مورد او شکایت کنید. اطلاعاتی را که شما در اختیار پولیس میگذارید، ولو اگر اندک هم باشد ممکن در رد یابی این شخص خیلی مفید واقع گردد.
  7. و بالاخره با احتیاط عمل نموده و نگذاریید تا همچو افراد فریبکار برای تان درد سر ایجاد نمایند.

رضااسماعیلی بخاطر فعایتهای اجتماعی و فرهنگی از طرف کمون سولینتونا تقدیر شد

رضا اسماعیلی  بخاطریک سلسله فعالیت های فرهنگی و اجتماعی  در عرصه  ادغام مهاجرین تازه وارد درکمون  Sollentuna  در محله استکهلم برنده یک جایزه بنام Lövvärd insats pris شده است.

جناب رضا اسماعیلی در یک پیام خود به انجمنافغانها مینویشد که  اوبسار خرسند است  از اینکه به خاطر فعالیت های فرهنگی و اجتماعی ام از طرف Sollentuna Kommun برنده جایزه بنام (Lövvärd Insats Pris )گردید است.

 لازم به یادآوریست که این جایزه سال یکبار از طرف کمیته تفریحات سالم در شورای شهر سولنتونا به کسانی تعلق میگرد که آنها بیشترین تلاش ها در زمینه فرهنک و تفریحات سالم انجام داده باشد.

 گفتنی است کهآقای رضا اسماعیلی از مدت یک سال به این طرف میشود که در کنار درس هایش یک پروژه ادغام مهاجران تازه وارد در محلۀ Sollentuna  شهر استکهلم به پیش میبرد.

 فعالیت های را که  او در طول این مدت انجام داده است عبارتند  از:

1- فعالیت های ورزشی، مانند بازی فوتبال برای نوجوانان تازه وارد از کشور های افغانستان اریتیریا، سوریه وغیره.

2- تمرین شنا برای دختران مهاجر تازه وارد در سویدن.

3- کمک درسی برای تمام مهاجرین، یک روز در هفته.

جایزۀ را که  بدست آورده است  شامل یک دیپلوم و یک مقدار  حمایت مالی است.

انجمن  افغانها در سویدن تفویض این جایزه را به جناب رضا اسماعیلی تبریک و تهنیت گفته موفقیتهای مزید برایش ارزو مینماید.