I framtiden kommer flyktingar vara skyldiga att lämna fingeravtryck när de ansöker om uppehållstillstånd genom en ny EG-förordning

När en flykting eller invandrare kommer till Migrationsverket för att ansöka om uppehållstillstånd fotograferas han eller hon, och lämnar samtidigt alltså fingeravtryck som lagras i ett chip på ett kort som personen ska ha med sig som bevis att hon har rätt att uppehålla sig i landet. Syftet är bland annat att begränsa olika typ av brott, säger den särskilda utredaren Håkan Sandesjö.
– Det står i förordningen att det här syftar till att begränsa bedrägerier och öka säkerheten i de här uppehållskortet.
En EG-förordning från i fjol kräver en enhetlig utformning av uppehållstillstånd i alla EU-länder, bland annat genom att införa det här kortet. Den svenska regeringen tillsatte en utredning för att se vilka lagändringar som ska göras för anpassa den svenska lagstiftningen till EU:s. Och i torsdags överlämnades slutbetänkandet till migrationsminister Tobias Billström.
När det gäller frågor som rör personens integritet, så säger Håkan Sandesjö att han i utredningnen tagit hänsyn till detta.
– Jag vill betona att det viktiga ur integritetssynpunkt är att de här fyngeravtrycken inte lagras nånstans, utan de förstörs direkt efter att man har gjort den här upptagningen. Det enda ställe som fingeravtrycket finns är i det själva kortet.
Han påpekar också att det finns personer som kommer att undantas från det regelverket, men de är i nte så många. Det är barn under 6 år och de som av fysiska skäl kan inte lämna finger avtryck.
Vid kontroll av uppehållstillstånd vid gränsen, eller var som helst i Sverige, får fingeravtryck och ansiktsbild i digitalt format tas för att kontrollera handlingens autenticitet och tillståndsinnehavarens identitet mot de uppgifter som finns sparade i kortet, skriver utredaren Håkan Sandesjö i sitt slutbetänkande. När uppehållstillståndet har lämnats ut eller ansökan har återkallats eller avslagits så ska fingeravtrycken och ansiktsbilden samt de biometriska data som har sparats i kortets chip omedelbart förstöras.
Regeringen hoppas införa de nya reglerna f.o.m 1 januari 2011.
Reporter: Alberico Lecchini/Publicerat 20/11-09.
SR
فیلم 'سیبی از بهشت' حکایت حال پیرمردی سرگشته و حیران است. مرد پنجاه ساله افغانی که لباس روستاییان را بر تن دارد اما به درستی روشن نیست که او به کدام ولایت و قوم تعلق دارد. هرچند زبان فارسی او به نحوی او را از اهالی ولایت های شمال کابل می نمایاند
پیرمرد در جستجوی پسر نوجوان خویش از روستایی دور به کابل می آید، او پسرش را به تعویذنویس پیری سپرده بوده تا او را به مدرسه ای دینی برای آموزش دینیات بفرستد تا این پسر یک روحانی شود. پیرمرد از دین و روحانیت چیز زیادی نمی داند و شاید می خواسته فرزندش مانند خود او نباشد و یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشد و ملا شود. اما تعویذنویس نوجوان روستایی را به دست کسانی می سپارد که کار آنها تربیت کردن مهاجمان انتحاری است.
پیرمرد در دستمالی چند تا سیب با خود از روستا آورده است و می خواهد آنها را به فرزند خویش بدهد. اما سرگشتگی های پیرمرد برای یافتن فرزند پایانی ندارد؛ او به هرجا می رود و از هر کسی سراغ گمشده اش را می گیرد، اما او را نمی یابد. سرانجام چند مرد مسلح او را به خرابه ای در حومه کابل می برند و پیرمرد در آن خرابه چند جوان اهل مدرسه را با لباس های سفید می بیند اما فرزندش در میان آنان نیست. او را به اتاق نیمه تاریکی راهنمایی می کنند، جایی که مرد خشنی با چند مرد مسلح دیگر نشسته اند. مرد خشن دلیل آمدن پیرمرد را می پرسد پیرمرد با لحنی عاجزانه می گوید آمده تا فرزندش را ببیند. مرد خشن به افرادش می گوید او – پیرمرد – را پیش پسرش ببرید.
مردان مسلح پیرمرد را به محل دوری می برند و او را تا حد مرگ می زنند. در صحنه دیگر پیرمرد را می بینیم که در میان شهر در خیابان های مزدحم در میان موترها (خودروها) می چرخد و سیبی را که در دست دارد به رهگذران تعارف می کند، او دیوانه شده است و بی اختیار می خندد و بی اختیار می گرید و از چرخیدن باز نمی ایستد.
خلاصه داستان فیلم 'سیبی از بهشت' همین است.
نسل سینمای روس
همایون مروت فیلمسازی است متعلق به نسل سینماگرانی که از اکادمی سینمای روسی فارغ التحصیل شده اند. سایه این سبک سینمایی در کارهای او همواره پیدا بوده است. سینمای شاعرانه با ریتمی کند و با درونمایه ای فلسفی. مروت در این فیلم سرگذشت سرگشتگی پیرمرد را به تصویر می کشد.
بازیگر اصلی این فلم رجب حسینوف در نقش پیر مرد.
از ظرافت های به کار رفته در این فیلم منشی است که کارگردان در تعمیم بخشیدن واقعیت حکایت شده در فیلم بر سراسر افغانستان و در میان اقوام مختلف به خرج داده است.
پیرمرد دو سرگشتگی دارد: یکی سرگشتگی در بیرون که همان جستجوی فرزند گشمده اش است و دیگری سرگشتگی در درون که نمی داند دینی که پیروش است چه دینی است؟
او در یک صحنه در اعتراض به سخنان یک راننده تاکسی که حمله انتحاری را غیر اسلامی می خواند، از تاکسی پیاده می شود و پول اندکی به راننده تاکسی می دهد و یا هنگامی که او را در برابر افسر بازداشتگاه می یابیم و سوال و جواب آن دو را می شنویم، در واقع به سوال و جواب دو نسل دور از هم گوش می سپاریم که هرکدام خود را برحق می دانند. افسر بازداشتگاه کسی است که در حکومت مورد حمایت شوروی هم افسر بوده و چیزهایی از آن زمان در خاطر دارد و پیرمرد اما به عنوان نماینده و مدافع نسلی در برابرش نشسته و پاسخ می دهد که جهاد علیه آن حکومت را واجب می دانست.
پیرمرد به افسر می گوید: دو فرزند جوانم را در راه جهاد از دست داده ام و آخرین فرزندم که قرار بود یک عالم دین شود اکنون گم شده است.
می بینیم که پیرمرد خود گمشده ای دیگر است و این گمشدگی بسیار عمیق تر از گمشدگی اصلی است. پیرمرد در سراسر فیلم همدردی نمی یابد و در هیچ جا کسی پیدا نمی شود که حال او را درک کند در همه جا مشت رد به سینه اش می خورد. دستگاه حاکم او را از خود رانده است و دشمنان دستگاه هم که در چهره مرد تعویذ نویس یا آموزگاران انتحاری ظاهر شده اند او را از خود می رانند. هر دو طرف او را بیگانه و دشمن می پندارند و این در واقع همان واقعیت تلخ فراموش شدگی هزاران پدری را به یاد بیننده می آورد که فرزندان آنان در جنگ های این سالها قربانی شده اند.
در فیلم چند صحنه از انفجار انتحاری به نمایش در آمده اما در هیچ کدام اشاره مستقیمی به دخالت پسر گمشده در انفجار ها دیده نمی شود و به این صورت به نظر می رسد که سازنده فیلم با زیرکی می خواهد گمشدگی آن پسر را نماد گمشدگی نسل تازه ای قرار دهد که مسوول آن به زعم فیلمساز همفکران افسر بازداشتگاه و پیرمرد بوده اند. در نتیجه سیب که می توان آن را نماد زندگی خواند هیچگاه به کسی که شایسته اش است نمی رسد و تا آخر در دست پیرمرد که حالا دیوانه ای است باقی می ماند.
نشانه و نمادها باز به عنوان شگردی از سینمای روس در سراسر این فیلم جایگاه خاصی یافته اند، تقریبا در تمامی صحنه ها مناره مسجد به چشم می خورد و این گویای ارتباط داستان با آن مناره هاست.
تکنیکها
نحوه استفاده از نور در این فیلم زیباست. آقای مروت در آمیزش رنگ ها و برجسته کردن سایه روشن ها و ملایمت بخشیدن به نور در سراسر این فیلم تلاش کرده که می توان آن را
موفق آمیز شمرد.
پیرمرد در سراسر فیلم همدردی نمی یابد و در هیچ جا کسی پیدا نمی شود که حال او را درک کند در همه جا مشت رد به سینه اش می خورد. دستگاه حاکم او را از خود رانده است و دشمنان دستگاه هم که در چهره ی مرد تعویذ نویس یا آموزگاران انتحاری ظاهر شده اند او را از خود می رانند. هر دو طرف او را بیگانه و دشمن می پندارند و این در واقع همان واقعیت تلخ فراموش شدگی هزاران پدری را به یاد بیننده می آورد که تنها فرزندان آنان در جنگ های این سالها قربانی شده اند.
یکی دیگر از تکنیک های روسی استفاده شده در این فیلم اختیار کردن روایت خطی داستان است. روایتی که در آن دایره های داستانی و فلش بک ها را نمی بینیم اما در عین خطی بودن خود دایره ای است که بیننده را به دایره های دیگر وصل می کند و ما بصورت غیر مستقیم با حوادث گذشته که رابطه های علت و معلولی با وقایع داستان دارند آشنا می شویم. خطی که در سایه روشن آن خطوط دیگری نیز روایت می شوند.
زبان به کار گرفته شده در این فیلم نیز محکم و درگیر کننده است و در آن از اشتباهات معمول فیلم های افغانستان در سالهای اخیر خبری نیست. بازیگر اصلی فیلم خود یک افغان نیست و زبان اصلی او تاجیکی است که این خود با وجود تلاش کارگردان برای آشنا نشان دادن زبان او تا حدی به چشم درشت می آید.
بطور مثال هنگامی که مستخدم جوان رستورانی در پاسخ به سوال پیرمرد که پرسید از کجاست می گوید از میمنه، می بینیم که لهجه جوان لهجه میمنگی نیست و بیشتر شباهت به گفتار مردم کابل دارد. شاید این ها را ناشی از کمبود بازیگر حرفه ای سینما در افغانستان دانست. با این همه کارگردان از غیر بازیگران یا بازیگران غیر حرفه ای که برای نخستین بار در برابر دوربین یک فیلمساز حرفه ای قرار گرفته اند، به خوبی بازی گرفته است.
یکی دیگر از ظرافت های به کار رفته در این فیلم روشی است که کارگردان در تعمیم بخشیدن واقعیت حکایت شده در فیلم بر سراسر افغانستان و در میان اقوام مختلف به خرج داده است. او خوبی ها و بدی ها را به گروه یا قوم خاصی محدود نمی کند و سعی می کند همه را در زیبایی ها و زشتی های به وجود آمده سهیم بداند و این نگاه همه نگر کارگردان فیلم را از دیگر هم سلکانش متمایز می کند.
تدوین فیلم در یکی دو مورد سوال هایی را ایجاد می کند مانند صحنه ای که صدای محیط در بخشی از دیالوگ پیرمرد و افسر بازداشتگاه به ناگهان متفاوت و غیر طبیعی جلوه می کند. شاید بتوان همه این ها را باز به همان سینمای کند و مکث دار روسی پیوند داد اما برای بیننده سینمای حاضر خیلی از این شگردها دیگر می توانند خوشایندی پیشین را نداشته باشند.
با این همه 'سیبی از بهشت' را می توان فیلم متفاوتی دانست و می توان در آن نشانه های روشنی از پرسشگری و تلاش برای بیان ناگفته هایی را دید که در پشت بحران های چندین ساله جامعه قرار داشته اند. در کل آقای مروت پیوند میان حوادث به هم بافته ای را در قالب این فیلم 90 دقیقه ای به نمایش گذاشته است.
رجب حسینوف بازیگر معروف تاجیک در این فیلم توانسته نقش پیرمرد را به گونه تحسین برانگیزی اجرا کند. نگاه ها و سکوت های معنادار او هنگامی که نمی خواهد به سوالی پاسخ دهد توانسته روایتگر درون پرغوغا و زبان خاموش نسل درد دیده ای باشد که داستان سرگشتگی های شان سالها در انتظار یک راوی بی تعصب و یک دور بین منصف سینما بوده است.
صحنه پایانی فیلم چرخیدن پیرمرد حیرت زده ای در خیابان های مزدحم شهر را نشان می دهد که خنده و گریه اش در هم آمیخته است و صورت چرکینش در غبار هوای کابل و بی تفاوتی رهگذران خسته محو می شود.
De två egyptier som blev avvisade från Sverige till Egypten med ett CIA-plan för åtta år sedan får inte uppehållstillstånd i Sverige. I dag avslog regeringen överklagandena från Mohammed Alzery och Ahmed Agiza
Att regeringen säger att det finns synnerliga skäl att inte bevilja uppehållstillstånd, betyder att den svenska säkerhetspolisen och regeringen anser att samma säkerhetsmässiga skäl att säga nej till uppehållstillstånd som fanns 2001 kvarstår nu. Annorlunda uttryckt att det fortfarande finns terrormisstankar mot de båda männen.
Alzery och Agiza har båda fått runt tre miljoner kronor var i skadestånd för den behandling de utsattes för i samband med avvisningen från Sverige.
De båda egyptierna avvisades från Sverige under mycket förnedrande former, sedan den dåvarande socialdemokratiska regeringen utverkat en garanti från Egypten, som senare blev hårt kritiserad även den, om att männen inte skulle torteras.
Alzery och Agiza fängslades vid ankomsten till Egypten. Agiza dömdes i militärdomstol till 25 års fängelse, ett straff som senare sänktes till 15 år.
Alzery satt fängslad fram till oktober 2003 då han frigavs utan att ha åtalats. Det finns flera uppgifter om att de båda männen har torterats i fängelset.
Avvisningen av egyptierna har kritiserats på många håll – av Riksdagens konstitutionsutskott, av Europarådet och olika FN-kommittéer.
I efterhand har också den dåvarande socialdemokratiske justitieministern Thomas Bodström anslutit sig till kritikerna av hur avvisningen genomfördes.
2007 upphävde den nuvarande regeringen avvisningsbeslutet, med hänvisning till hur avvisningen gått till. Därefter har egypterna förnyat sin ansökan om uppehållstillstånd, men regeringen sa nej till den idag.
Inger Arenander
inger.arenander@sr.se
http://www.sr.se/ekot/artikel.asp?artikel=3250704
I Afghanistan har Hamid Karzai svurit presidenteden i dag för en andra femårsperiod. Han lovade att göra mer för att bekämpa korruptionen
Korruption högt upp på Karzais agenda
.Efter sin formella invigning berörde Hamid Karzai i ett tal många av de punkter som omvärlden ser som avgörande för Afghanistans framtid. Han sa att korruptionen är ett allvarligt hot och att han snarast vill sammankalla en konferens för att bekämpa den.
Men det löftet kom samma dag som amerikanska medier uppger att en minister i Karzais regering tagit emot 20 miljoner dollar i muta från ett kinesiskt gruvföretag, bara en av många skandaler kring Afghanistans mäktiga som väcker avsky både bland afghaner och i omvärlden.
Korruptionen inom alla nivåer av samhället ses som ett av de största hoten mot Afghanistan; en röta som gjort medborgare desillusionerade och som gör rekryteringen för talibanerna lättare.
Karzai, som nu har en andra femårsperiod framför sig, inbjöd också sina rivaler i det fuskomgärdade presidentvalet, Abdullah Abdullah och Ashraf Ghani, att bidra i den kommande regeringen. Det är oklart om någon av dem tänker nappa på erbjudandet.
Hamid Karzai, växlade i talet mellan landets båda huvudspråk. Han fick en kraftig spontan applåd från de runt 800 gästerna i presidentpalatset när han lovade att utse kompetenta ministrar i sin nya regering – detta samtidigt som han stod bredvid mannen han utsett till vicepresident, en före detta krigsherre anklagad för grova övergrepp.
Pakistans president var enda närvarande stats- eller regeringschefen. Annars var utländska gäster, däribland USA:s utrikesminister Hillary Clinton, på lägre nivå – ett tecken på internationella samfundets svalnande känslor för Karzai.
Han tackade USA för de stora ekonomiska bidragen och alla soldater som Washington skickat, och han tackade Indien för dess stora investeringar i Afghanistan.
Men det kanske mest avväpnande budskapet kom när Karzai läst färdigt talet och spontant sa till publiken att han ber om ursäkt om han inte uppfyllt alla sina tidigare löften. Det är inte lätt att styra ett land, sa han.
Nils Horner, Katmandu
nils.horner@sr.se
Två av Afghanistans viktigaste exportvaror är narkotika och orientaliska mattor. De två sakerna hänger ihop mer än man kan tro

De kvinnor som väver mattorna tar ofta opium eller heroin för att klara av det tunga arbetet. De ger sina små barn opium för att de ska bli lugna och inte störa mammorna i arbetet. Sådan är situationen i de allra nordligaste delarna av Afghanistan. Reportage av Sten Sjöström i Studio Ett
- Nyckelord:
- Utrikesreportage
SR
افغانستان بعد از سومالي مقام دوم را درداشتن يکي از فاسد ترين سيستم اداري و مالي جهان کسب نمود. ”سازمان شفافيت بين المللي ” در گزارش سال 2009 خود لست180 کشور جهان داراي ميزان هاي متفاوتي فساد اداري و مالي را منتشر ساخت
در لست ” سازمان شفافيت بين المللي ” زيلند جديد ، دنمارک ، سنگاپور ،سويدن ، و سويس بترتيب مقام هاي اول ، دوم ، سوم ، چهارم وپنجم به ميزان داشتن کمترين فساد اداري و مالي در جهان و کشور هاي سومالي ، افغانستان ، بورما(ميانمار) ، سودان وعراق داراي بيشترين فساد اداري و مالي در جهان ( فاسد ترين سيستمهاي اداري و مالي جهان ) جاي دارند
درگزارش سالانه اين نهاد پيرامون فساد اداري و مالي در کشور هاي مختلف ، لست نام 180 کشور درج ميباشد . سازمان شفافيت بين المللي در سال 1993 بعنوان يک نهاد غيردولتي در کشور آلمان تاسيس شد. فساد مالي از ديدگاه اين نهاد عبارت از استفاده از موقعيت دولتي غرض دستيابي به منافع شخصي ميباشد
اما لست اين سازمان بازگوي تمام حقيقت پيرامون فساد اداري و مالي نميباشد . فساد مالي اکثرا در شرکتهاي بمشاهده ميرسد که پايه هاي آن در کشورهاي ثروتمند جهان ميباشد
و اما افغانستان با کسب دومين مقام از لحاظ داشتن ميزان فاسدترين سيستم اداري ومالي و اولين مقام در توليد مواد مخدر در جهان در حال حاضر با موجوديت و حضور فعال دنياي آزاد عجيب به نظر نميرسد ؟ اين يک پاداش است ويا مجازات؟ در هرحالت اين مقام ها سزاوار مردم غيور وزحمتکش افغانستان نيست ونبايد باشد!
غرض معلومات بيشتر به سايت ” سازمان شفافيت بين المللي ” و همچنان خبرهاي سويدن درين زمينه مراجعه کنيد
Korruption inte bara ett u-landsproblem – rapport | svt.se
Korruption inte bara u–landsproblem | Utrikes | SvD
ن.س
قرار است پروژه ء کوتاه کردن زمان انتظار پناهجويان در کمون هاي ستوکهولم ، مالمو و چند شهر ديگر توسط اداره مهاجرت سويدن عملي شود. درين حالت پناهجو اجازه کار دريافت نميکند و مصاحبه اول بدون حضور وکيل صورت ميگيرد و پناهجو عملاٌ از مزاياي قانون مهاجرت به اساس کار محروم ساخته ميشود . اين مطلب را آقاي نيما رستمي وکيل فارسي زبان با گرداننده سايت انجمن افغانها مطرح کرده است.
به عقيده سايت انجمن افغانها ، آنعده پناهجويان که در کمون ستوکهولم ثبت هستند و تقاضاي پناهندگي نموده اند ، بهتر است که آدرس خود را در مربوطات شهر ستوکهولم ( ولايت ستوکهولم ، مثلاٌ کمون سولنا ، نکه ، ليدينگو ، هودينگه …) تبديل نمايند
سايت انجمن افغانها در مورد پروژه ای از سوی اداره مهاجرت به نام ”انتظار کوتاه تر” در هفته گذشته مطلبي را به نشر سپرد که توجه تانرا يکبار ديگر به آن جلب ميداريم
http://www.afghanskaforeningen.se/2009-01-21-22-12-38/865-1388-08-18-20-06-30.html
ن.س
Talet i Europa om att börja lämna över säkerhetsansvaret till afghanska styrkor tilltar, samtidigt som Kabul nervöst förbereds inför Hamid Karzais installationsceremoni
På torsdag ska den afghanske presidenten avlägga sin ämbetsed inför en ny femårsperiod i Kabul, och såväl afghanska som internationella aktörer har beordrat staden stängd under ceremonierna på grund av oron för nya talibanattacker.
Spår attacker
Den afghanska regeringen förklarade på tisdagen att torsdagen ska vara helgdag och rekommenderade Kabuls invånare att inte röra sig i onödan. Utlänningar ska helst stanna inomhus. FN-personal rapporterar att de inte få lämna sina förläggningar under tre dagar runt ceremonin.
-Jag slår vad om att vi får se minst tre eller fyra raketattacker mot presidentpalatset vid halvsjutiden på torsdagsmorgonen, säger en högt uppsatt västlig tjänsteman anonymt, och kritiserade att frivilligorganisationer inte fått något extra skydd.
-Karzai har inte gjort något för att försäkra internationell personal om att säkerheten höjs. Vi får sköta oss själva i den här stan nu, fortsatte tjänstemannen.
Samtidigt växer diskussionen i Europa om behovet av tidsplaner för när ansvaret för säkerheten i landet ska lämnas över till afghanerna.
Fler soldater
Brittiske premiärministern Gordon Brown har erbjudit sig att arrangera en konferens på temat i januari, och hoppas på överlämnande av vissa distrikt redan nästa år.
Natos generalsekreterare Anders Fogh Rasmussen räknar å sin sida med att de utländska styrkorna inom kort kommer att förstärkas ”rejält”, men även detta ska ses som del i en större plan för att kunna lämna över ansvaret till Afghanistan självt, sade han i ett tal till parlamentariker från Natoländer i Edinburgh.
TT
