انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

وضعيت افغانستان

الماس یتیم 13 ساله بعنوان برده جنسی زندگی میکند

الماس که یک پسر سیزده ساله و یتیم است به عنوان یک بردۀ جنسی زندگی میکند.
الماس یک پسر سیزده ساله و یتیم است. او از مدت سه سال به این طرف توسط حامد که 24 سال عمر دارد و به صفت گارد امنیتی ایفا وظیفه میکند مورد سوء استفاده جنسی قرار میگیرد. حامد در بدل مسکن، لباس و غذای که به الماس میدهد از او بهره برداری جنسی میکند. حامد میگوید هنگامیکه بچه ها ریش و بروت بکشند ، ما آنها را رها میکنیم . عمل ” بچه بازی ” یک عنعنه است که در افغانستان به ارتکاب آن کسی جزا نمی بیند[در حقیقت در افغانستان این عمل ناجایز جرم شمرده نمیشود_ ا س . ].

الماسمیگوید زمانی که نُه سال عمر داشت والدینش، هر دو به دلیل مریضی چشم از جهان بستند. او میگوید:

ـ آنها مرا لت و کوب میکردند. برادر بزرگم مرا لت و کوب میکرد. من دیگر نمیخواستم در منزل باقی بمانم.

به همین دلیل او سه سال قبل از منزل فرار نمود.

الماس یک پسر لاغر است که قدش تا سینۀ حامد میرسد. او یک جمپر بزرگ چرمی به تن داشته و خودش را در داخل آن مخفی نموده است. او یک شال نسواری روشن را روی سر و چهره اش پیچانیده است. طوری که فقط قسمت اندکی از چشم های سیاه اش قابل دید میباشد.

تا جایی که موضوع به لت و کوب پسران در خانواده ارتباط میگیرد آنها در مقایسه با دختران دارای آزادی بیشتر برای ترک گفتن خانه میباشند. وقتی آنها خانه های شان را ترک گفتند به روی جاده ها جاگزین گردیده، بعضاَ وادار میگردند برای امرار معیشت به گدایی، دزدی یا هم فروش چرس و دیگر مواد مخدر برای باند های جنایتکار رو آورند.

حامد، الماس را را در روی جاده پیدا نموده سپس او را با خود به خانه برد. حامد با خوشی میگوید برای الماس همه چیز میدهد. او میگوید:
ـ اینکار (بچه بازی) سرگرمی دلخواۀ من است. من عاشق پسران هستم.

مردان قدرتمند ـ جنگسالاران، نظامیان، افراد پولیس و حتی دیگر مردان پولدار از پسران برای خوشگذرانی خود استفاده می نمایند. برخی از مردان این پسران را نزد خود نگه میدارندبا آنها همبستر میشوند، مانند حامد. برخی دیگر پسران مذکور را برای محافل شان به کرایه میگیرند. آنها به پسران مذکور لباس های دخترانه پوشانیده آنها را مانند دختران آرایش نموده و از آنها برای رقص و سرگرمی در محافل خود استفاده میکنند. سپس در ختم محفل مردان میتوانند با این ”پسران دخترانه پوش” سکس داشته باشند.

در افغانستان مردان و زنانی که با هم قرابت خاص نداشته باشند و یا هم با هم ازدواج نکرده باشند، جدا از هم زندگی میکنند. حتی احوالپرسی میان زنان و مردان مجرد میتواند پخش شایعات منفی در مورد آنها را در پی داشته باشد. به همین دلیل دسترسی به زنان خیلی محدود بوده و معمول آنست تا زنان با زنان و مردان با مردان معاشرت نمایند.

معاشرت مردان با پسران ساده بوده، زیاد جالب توجه واقع نمیگردد و در مقایسه با معاشرت با یک دختر کمتر خطرناک میباشند. اگر یک مرد یک دختر را بدون اجازۀ خانواده اش به ملاقات دعوت نماید میتواند به دلایل ناموس داری جانش را از دست بدهد. البته چنین یک اجازۀ صرفاَ در صورتی صادر میگردد که مرد مذکور با آن دختر ازدواج نماید.

حتی محافل ازداوج نیز از نظر جنسیتی به شکل مجزا برگزار میگردد، یعنی زنان و مردان در سالون های جداگانه حضور میداشته باشند. مردان میتوانند با هم برقصند. مردانی که ”بچه” دارند میتواند آنها را با خود به محافل آورده و آنها را برقصانند:

ـ آن مردی که ”بچه” اش از دیگر ”بچه ها” بهتر برقصد از طرف دیگر مردان پول بدست میآورد.

من پسران را ترجیح میدهم

حامد نمی خواهد ازدواج کند. به باور او ازدواج نمودن خیلی گران تمام میشود. ازدواج حداقل 70000 کرون مصرف دارد. او همچنان به زنان و دختران علاقه نیز ندارد. او در حالی که به علامت نفی دستش را تکان میدهد میگوید:
ـ من پسران را ترجیح میدهم. او (الماس) در مزرعه کار میکند، میوه می فروشد و شب ها ما با هم میخوابیم. این کار شخصی ماست و به کسی دیگری ارتباط ندارد.

حامد بوت های New Balance-springskorکرمچ سفید جدیدش را روی زمین بایر کشیده میگوید:
ـ همه در این مورد میدانند، حتی پولیس. بیست فیصد مردان قریه ”بچه باز” هستند. این عملی است که از قلب ما سرچشمه میگیرد.

این که یک مرد با یک پسر رابطه جنسی داشته باشد در فرهنگ افغان ها همجنسگرایی محسوب نمی شود. این موضوع تا زمانی که صرفاَ منحصر به رابطه جنسی باشد، نه زناشویی افراد همجنسگرا،برعکس میتواند باعث ارتقا موقف مرد گردد.

همچنان تجاوز نمودن بالای یک پسر در مقایسه به تجاوز بالای یک دختر، یک عمل کمتر شرم آور تلقی میگردد. هرگاه یک مرد بالای یک دختر باکره تجاوز نماید هر دو با خطر مرگ روبرو میشوند. در حالی که به مردانی که با پسران این کار را انجام میدهند اصلاَ جزا داده نمیشود. برعکس این موضوع میتواند از نگاۀ اجتماع یک موفقیت شمرده شود. از آنجایی که داشتن ”بچه” ایجاب مصرف را میکند، داشتن بیشتر از یک ”بچه” نشانۀ مردانگی به شمار میرود. مردی که بیشتر از دو ”بچه” دارد ثروتمند محسوب میگردد.

با یکدیگر ازدواج میکنند

اگر روزی حامد برای خشنود ساختن والدینش ازدواج نماید ـ ممکن ده سال بعد ـ در آن حالت نیز او در کنار خانمش، بچه ها را با خود خواهد داشت. او میگوید:
ـ زن صرفاَ برای خانه است. یک دوست من، دو زن و سه ”بچه” دارد. زنان این مطلب را میدانند.

حامد میگوید در قندهار شهر جنوبی افغانستان که زمانی مرکز طالبان بود، مردانی وجود دارند که با هم ازداوج می نمایند.

ـ آنها با هم نکاح نموده و این موضوع را درج نکاحنامه نیز می نمایند ولی این موضوع شکل رسمی را به خود نگرفته صرفاَ در میان خود شان باقی می ماند. 
حامد زمانی که 19 ساله بود به داشتن روابط جنسی با پسران آغاز نمود. 
ـ این زمانی بود که به کمایی نمودن پول آغاز نموده بودم.

حامد با آن عده از ”بچه” هایش که بزرگ شده اند دیگر کدام رابطه ندارد. او میگوید:
ـ زمانی که پسران ریش و بروت در میآورند ما آنها را ترک میگوییم، این یک قانون است. به همراه داشتن یک بچۀ بزرگسال مشکل است و به همین دلیل ما نمی خواهیم آنها را در هنگامی که بزرگ شده اند با خود داشته باشیم.

زمانی که طالبان در سال 1996 در افغانستان یک امارت اسلامی را ایجاد نمودند، ”بچه بازی” را نیز ممنوع اعلام کردند. آنها به تفسیری از قرآن اشاره نموده میگویند جزا برای رابطۀ جنسی میان افراد همجنس اینست که مردان مذکور باید در زیر یک دیوار قرار داده شوند و سپس دیوار مذکور بالای آن غلطانده شود. 
اما بعد از تهاجم امریکا بالای افغانستان در سال 2001 ”بچه بازی” بار دیگر رشد نمود. البته با وجود آن که قوای نظامی امریکا از سوء استفادۀ جنسی از پسران، حتی در مراکز نظامی مشترک شان با افغانها، نیز آگاهی داشتند.

گزارش محرم ساخته میشود

در یک گزارش که توسط SIGARیا ادارۀ سرمفتش ویژه برای بازسازی افغانستان ارائه گردیده مجموعاَ با 37 شخص و سازمان مصاحبه صورت گرفته است. در این گزارش 24 تن تصدیق نموده اند که آنها از سوء استفادۀ جنسی کودکان توسط نیرو های امنیتی افغان، آگاهی داشتند. آنها معلومات در این مورد را یا از خود قربانیان این حوادث شنیده بودند و یا هم از افرادی که شاهد این موارد بودند. پاسخی که در این مورد ارائه میگردید این بود که ”بچه بازی” یک ”مسئلۀ خاص فرهنگی” در افغانستان میباشد!!.

این گزارش که در ماۀ دسمبر سال 2016 نشر گردیده بود بنابر محتوای حساسی که داشت محرم اعلام گردیده و توصیه شد تا سال 2042 همچنان محرم باقی بماند.

اما روزنامۀ نیویارک تایمز در سال 2018 در یک مقاله از این گزارش پرده برداری نمود. در این مقاله از چگونگی مصون بودن مردانی که دارای میل جنسی به کودکان میباشند، از جانب قوای نطامی امریکا اشاره شده بود. این گزارش نشان میداد که افرادی که محاکمه شده بودند، آن نظامیان افغان نبودند که از پسران به عنوان برده های جنسی استفاده میکردند بلکه افراد دستگیر شده آن عساکر امریکایی بودند که در برابر این کار از خود مخالفت نشان داده بودند. به این عساکر از طرف قومندان های شان دستور داده شده بود تا این پدیده (بچه بازی) را نادیده بگیرند.

یک تورن از قوای خاص امریکا به اسم Dan Quinn پس از آن وظیفه اش را ترک گفت که مشاهده نمود چگونه یک پسری که روی یک تخت خواب با زنجیر ها بسته شده بود، مورد تجاوز جنسی قرار میگرفت. او برای رهایی پسر مذکور وارد برخورد فزیکی با شخص متجاوز گردید. این تورن امریکایی در مصاحبه با روزنامۀ نیویارک تایمز در مورد آن حادثه گفته است ”ما افرادی را به قدرت رساندیم که کار های بدتر از طالبان را انجام دادند”.

همچنان گزارشاتی نیز وجود دارد که آن عساکر نیرو های خاص امریکایی که در برابر ”بچه بازی” مقاومت نموده اند، توسط افغان ها به قتل رسیده اند.

نظر به قانون امریکا اگر نیرو های نظامی یک کشوری که امریکا با آن کشور همکاری نظامی دارد جرایم بشری را مرتکب شوند، مانند نگهداری پسران به عنوان برده و تجاوز جنسی بالای آنها، در آن صورت باید همه کمک های اقتصادی نظامی امریکا با کشور مذکور قطع گردد. اما در کنار آن، قانون دیگری نیز وجود دارد بنام the notwithstanding clause . این قانون با وصف همه چیز به تداوم کمک های نظامی دستور صادرمیکند.

گزارشی که توسط SIGAR تهیه شده است نشان میدهد که در موارد فوق معمولاَ از همین قانون اخیرالذکر پیروی گردیده است.

اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در سال 2015 اعلام نمود که برقراری ارتباط جنسی با کودکان یک عمل ممنوع میباشد. اما باوصف آنهم مواردی مشاهده نشده است که افراد به این جرم محاکمه شده باشند.

پسران نمیخواهند خود شان شاهدی بدهند زیرا از این کار شرم دارند. از طرف دیگر سیستم قضایی افغانستان نیز آلوده به فساد و ناکارا میباشد، خصوصاَ در اطراف. زیرا در آنجا بزرگان اقوام و جنگسالاران بدون مداخلۀ نیرو های دولتی حاکمیت دارند. 
از مردان افغان در مورد دلیل داشتن رابطۀ جنسی با پسران پرسیده شده است و آنها جواب های مختلفی را ارائه نموده اند:
سکس از راۀ مقعد با زن نمی تواند یک گزینه باشد. زیرا در این حالت به ممنوعیتی که در قرآن وجود دارد اشاره میشود. 
اما حامد که همیشه خود را نزدیک الماس نگهمیدارد دلیل دیگری دارد او میگوید عاشق پسران است.
نوت : الماس یک اسم مستعار بوده اسم حقیقی پسر مذکور چیزی دیگریست.
ترجمه و تلخیص از احمد ضیا دانش 
منبع خبر 
https://www.expressen.se/…/foraldralosa-almas-13-lever-so…/…

کودک در جنگ

جان مادر با صداى کودکانه معصوميت ات را فریاد بزن.

به دنیا بگو به نامردی انتخابت کرده است.

بگو که کودکی بیش نیستی، ولی چون سربازی به جنگ رفته ای،

 و در سنگرت از دوستت مورد هدف قرار گرفته ای،

نازنینم دردت را فریاد بزن.

لبخند شیرینت را قربانی این قربانگاه نکن، لبخندت را جسارت می‌داند.

شیرینم او درک نمیکند که تو بازی جنگ را بلد نیستی.

نازنین مادر،

 گوش دنیا صدای خفته در گلوی تو و نغره های سیاه او را در کنج خانه نمی‌شنود.

فریاد کن جان مادر، و معصیتت را به گوش دنیا برسان،

بگو که پوست چون گلبرکت جای تازیانه نیست و استخوان‌های نازک و شکستنی ات قدرت لگدمال شدن را ندارد.

بگو که من کودکی بیش نیستم یک کودک……..

 از خودت نه! از درد دیواری بگو که به او کوبیده میشوی،

شاید دلش به حال دیوار بسوزد.

نه ،  نگو که دلت محبت می‌خواهد، دلت آغوش و آرامش میخواهد، شاید نوازشی شده آرزویت.

 شرمنده ام برای کبودی هایت،برای درد هایت، برای ترسهایت، برای ناله های  که در گلو خفه شان کردند،

کودکم ! دنیا ، شرمنده ات هست،

همسایه هایت شرمنده ات هستند که صدای دردت را میشنوند و دم نمی‌زنند.

نمیدانم روزی که بزرگ شوی چگونه دلت برای کودکی ات تنگ شود، آیا دلت برای شکنجه گاهت تنگ خواهد شد؟؟؟

امروز من صدایت میشوم و دردت را فریاد میزنم.

                    نویسنده: يسنا

ترور معنوی ابراهیم عابد کمیدین مشهورکشور را باید محکوم نمود

از چند روز به این سو تصاویری در صفحات اجتماعی دست به دست می‎شوند که در آن برخی افراد ادعا می‎کنند که ابراهیم عابد ممثل یکی از برنامه‎های انتقادی و طنزی مواد نشه آور استفاده کرده‎است.

این ویدیو که در تاریکی شب با تیلفون موبایل ضبط شده ابراهیم عابد و چند مرد ملبس با کورتی پلنگی را نشان می‎دهد که در آن این مردان با برخورد توهین آمیز ادعا می‎کنند که آقای عابد مشروب الکولی نوشیده‎است.

در این ویدیوی یک و نیم دقیقه یی یکی از افراد صدا می‎زند که ضبط این ویدیو دست آورد آنان است و از عابد می‎خواهد صحبت کند اما عابد گپ نمی‎زند.در اخیر ویدیو دو تن دیگر این کار را نادرست خوانده و می‎خواهند ضبط ویدیو توقف یابد.

ابراهیم عابد پس از نشر این ویدیو، در صفحه فیسبوک خود نوشته که ویدیوی یاد شده  به چند سال پیش بر می‎گردد.

به گفته وی، چند سال پیش برخی دوستانش او را به یک مهمانی در ولسوالی پغمان کابل دعوت کردند و در غذایش مواد نشه آور مخلوط کرده و سپس از وی ویدیو گرفتند.

عابد روز سه شنبه «۱۵حوت۱۳۹۶» از طریق فیسبوک خود ویدیویی را نشر کرد و در آن گفت، این ویدیو نمایانگر شخصیت واقعی وی نیست.

وی افزود:

”ویدیویی که در این روزها نشر شده برای من بسیار اذیت کننده‎است، اگر این ویدیو شما را ناراحت کرده متاثر هستم، این ویدیو مربوط سال‎های پیش است و نشان دهنده شخصیت واقعی من نیست، این ویدیو مانع کارم شده نمی‎تواند و وعده می‎دهم که مثل همیشه با تعهد و با پاکی به کارم ادامه می‎دهم.”

ابراهیم عابد از چند سال به این سو در برنامه انتقادی و طنزی شبکه خنده که از طریق تلویزیون خصوصی طلوع به نشر می‎رسد، ممثل است.

عابد در این برنامه تلویزیونی در برخی موارد در چهره برخی مقامات دولتی و سیاسی ظاهر می‎شود که بیشتر انتقادی است.

قتل، لت و کوب و برخوردهای اهانت آمیز از مواردی بوده‎اند که پیش از این برخی خبرنگاران و یا کارمندان رسانه‎ها در افغانستان با آن روبرو بوده‎اند.

اما ظاهرا نشر این ویدیو که در آن برخی افراد به یکی از ممثلین افغان برخورد توهین آمیز می‎کنند، کم پیشینه خوانده شده‎است.

سید آقا فاضل سانچارکی معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان روز سه شنبه به رادیو آزادی گفت، عاملین ضبط این ویدیو باید مجازات شوند.

وی افزود:

”خواهان بررسی جدی و روشن شدن ابعاد این قضیه هستیم، وقتی که قضیه روشن شود اگر کسانی مسبب این واقعه باشند باید تحت پیگرد قرار گرفته و مجازات شوند.”

نجیب دانش سخنگوی وزارت داخله در صفحه فیسبوک خود نوشته که برای بررسی این ویدیو به نهادهای کشفی و قوماندانی امنیه ولسوالی پغمان هدایات لازم داده شده‎است.

نهاد حمایت از رسانه‎های آزاد افغانستان یا «نی» نیز با نشر یک اعلامیه خواهان مجازات کسانی شده‎است که این ویدیو را ضبط و نشر کرده‎اند.

گزارش: نصرت پارسا

منبع: سایت رادیوی آزادی

تاپی، تخته خیز برای ولایت هرات افغانستان

تاپی ( TAPI)یک پروژه چند شاخه‌ای است که برعلاوه انتقال گاز،  فایبر نوری، خط آهن و انتقال برق را نیز شامل می‌شود. ”افغانستان که در این پروژه نقش محوری دارد در صدد بهره برداری‌های بزرگ از این طرح است و هرات که کم کم دارد به یکی از مهمترین قطب‌های اقتصادی این کشور مبدل می‌شود”. توجه تانرا به مقاله محمد قاضی زاده خبرنگار بی بی سی چلب میداریم :

محمد قاضی‌زاده

تاپی،طرح انتقال گاز ترکمنستان از مسیر افغانستان به پاکستان و هند، پروژه‌ای است که منافع اقتصادی چهار کشور مهم منطقه را گره می‌زند. این پروژه به اعتبار هزینه و اثرات کلان اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی آن در سطح منطقه، با شماری از پروژه‌های بسیار کلان و معدودی که در سایر نقاط جهان تا اکنون اجرا شده است قابل سنجش و مقایسه است.

افغانستان که در این پروژه نقش محوری دارد در صدد بهره برداری‌های بزرگ از این طرح است و هرات که کم کم دارد به یکی از مهمترین قطب‌های اقتصادی این کشور مبدل می‌شود، نخستین ولایتی است که با خروج لوله گاز تاپی از ترکمنستان، کار هدایت جریان گاز را به سوی دیگر ولایتها و دو کشور هند و پاکستان و دیگر منطقه به عهده می‌گیرد.

هرات که بیش از سیصد کارخانه فعال صنعتی دارد، صنعت‌کاران آن پیوسته از کمبود یا ضعف انرژی شاکی بوده‌اند. شاید نخستین نوید تاپی در این زمینه، برای سرمایه گذاران و صنعت کاران هراتی بیشتر از دیگر طیف‌ها و طبقات، گوشنواز باشد.

خط لولۀ تاپی سالانه ظرفیت انتقال ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز را به سه کشور افغانستان، پاکستان و هند دارد.

افغانستان که اصلا نقش ترانزیتی در این پروزه دارد خود از خریداران گاز وارداتی نیز هست. بر اساس توافقی که صورت گرفته، افغانستان در سه دهه، سه میلیارد متر مکعب گاز را از ترکمنستان می‌خرد.

در طول مسیر خط لوله گاز تاپی، ۱۲ پمپ فشار نصب می‌شود که پنج تای آن به ارزش یک میلیارد دلار در افغانستان احداث خواهد شد. به این ترتیب، هرات نخستین ولایتی است که از انرژی وارداتی استفاده ارزانتر و گسترده تر خواهد برد.

محیی الدین نوری، معاون والی هرات می‌گوید افغانستان از این انرژی به گونه‌های مختلف می‌تواند استفاده کند.

به گفته آقای نوری، هم امکان توزیع گاز مایع وجود خواهد داشت و هم امکان تبدیل کردن گاز به نیروی برق. در هر دو صورت، شهرک صنعتی هرات و شهروندان و مشتریان عادی برق و گاز به تسهیلات بیشتر و ارزانتر دسترسی خواهند داشت.

تاپی که پروژه انتقال گاز ترکمنستان از راه افغانستان به پاکستان و هند است، و پروژه‌های دیگر موازی با آن مثل تاپ، تمدید خط برق ترکمنستان از راه افغانستان به پاکستان است، دهلیزی مهم اقتصادی در سطح منطقه می‌سازد و برای هزاران نفر زمینه کار فراهم می‌کند.

این پروژه که انتظار می‌رود تا سال ۲۰۱۹ تکمیل شود بیش از هفت میلیارد دلار برای احداث این خط لوله هزینه خواهد شد و هزینه گاز آن بیش از ۱۵ میلیارد دلار برآورد شده است.

فراهم شدن زمینه‌های شغلی، به وجود آمدن دهلیز همکاری‌های اقتصادی و در کنار آن مبادلات و همکاری‌های فرهنگی هم فرصت‌های هستند که هرات در قدم اول از آن بهره مند خواهد شد.

ولایتی که ظرفیت کلان اقتصادی و در عین حال فرهنگی و جاذبه‌های توریستی دارد به این ترتیب می‌تواند به بهره برداری از جلوه‌های تاریخی خود و پذیرایی سیاحان بیشتر خارجی بپردازد.

تاپی، نا امنی‌های محلی و بی‌ثباتی منطقه‌ای

طرح تاپی که حدود بیست سال روی میز ترکمنستان قرار داشت، بالاخره با اجرایی شدن آن، امکان این را به افغانستان داد تا از یکسو منبعی برای درآمد و کمک به متحول کردن اقتصاد جنگ‌زده و ورشکسته‌اش به دست بیاورد و از جانبی هم موضعی مستحکم‌تری در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه کسب کند.

با آنکه طرح تاپی چند دهه است که روی میز کشورهای منطقه قرار دارد اما به نظر می‌رسد که سیاست‌های دولت وحدت ملی افغانستان در تسریع این روند بی‌اثر نبوده است.

اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان همیشه بر اتخاذ سیاست‌های اقتصاد محور برای غلبه بر چالشهای امنیتی در سطح منطقه تاکید کرده است.

این طرز نگاه، بر این تصور استوار است که نگرانی‌های برخی از کشورهای منطقه و از جمله پاکستان از نیرومند شدن افغانستان می‌تواند با ترسیم دورنمایی متفاوت از همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای برطرف شود.

پاکستان که همواره از سوی دولت افغانستان به همکاری با مخالفین مسلح دولت این کشور متهم شده، از لحاظ اقتصادی و مخصوصا به علت نیازی که به انرژی دارد، چاره‌ای جز چشم دوختن به همکاری‌های افغانستان ندارد.

با این همه شماری از آگاهان سیاسی معقتدند که تاپی به همان اندازه که دوست دارد دشمن نیز دارد.

علی آرمان، یکی از فعالان رسانه‌ای در هرات می‌گوید: ”یک نهاد یا حرکت بین‌المللی می‌تواند از تاپی حمایت کند. تاپی اما دشمنانی زیاد هم دارد. دشمنانی که در این کشور و در کشورهای بزرگ دنیا ریشه دارند. این وسواس امنیتی باعث می‌شود که نیروهای امنیتی افغان در تامین امنیت تاپی بسیار جدی باشند.”

دیدگاههای خوشبینانه تری هم وجود دارند. خان آقا سکوت، یکی از متنفذین ولایت فراه، ولایتی که تاپی از آن هم عبور خواهد کرد، معتقد است که آنچه این پروژه را حفظ می‌کند در قدم اول نیروهای امنیتی نیستند بلکه اراده مردم است.

آقای سکوت می‌گوید: ”تجربه سروی(ارزیابی) بند بخش آباد فراه نشان که مخالفین دولت خود در تامین امنیت آن سهم داشتند نشان داد که مردم به اهمیت اقتصادی چنین پروژه‌ها و تاثیر آن بر زندگی خود آگاهند و از آن حمایت می‌کنند.”

صلح فاصله بین دو جنگ نیست، این جنگ است که فاصله بین دو دورۀ طولانی صلح باید خوانده شود. افغانستان همیشه در آتش جنگ نخواهد سوخت اما همیشه صاحب موقعیت مهم منطقه‌ای خواهد بود.

http://www.bbc.com/persian/afghanistan-43127177

جنایت دیگر با استفاده از امبولانس در کابل

دردا و دریغا که باز هم شهر کابل مورد حمله قرار گرفت.
این بار دشمنان انسان و انسانیت بیشتر از 95 تن را شهید و حدود 190 تن دیگر را مجروح ساختند. 
استفاده از امبولانس که معمولاَ از آن برای نجات انسان ها استفاده به عمل میآید، سیه دلی، قصاوت، بی رحمی و وحشیگری دشمنان وطن را به نمایش میگذارد. اما وقوع حملۀ تروریستی در قلب شهر و در نزدیکی مراکز مهم دولتی غفلت، بی توجهی، ضعف و ناتوانی ادارات امنیتی کشور را برملا میسازد. 
انجمن افعانها در سویدن ضمن تقبیح شدید این عمل وحشیانه، برای شهدا جنت فردوس و برای مجروحین صحت عاجل را طلب میکند ، در عین زمان از نهاد های امنیتی کشور و دولت افغانستان در کُل تقاضا میکند تا در اجرای وظایف و مسئولیت های شان توجه نموده و جلو وقوع همچو حوادث را بگیرند.

اوضاع امنیتی در افغانستان همچنان وخیم است

موضعگیری چدید اداره مهاجرت پیرامون وضعیت امنیتی افغانستان

گرفته شده از سایت اداره مهاجرت مورخ 29 اگست 2017

اوضاع در افغانستان همچنان وخیم است. این مطلب را ادارۀ امور مهاجرت سویدن در یک موضعیگیری تازۀ حقوقی در مورد اوضاع امنیتی در افغانستان بیان میدارد.در این گزارش آمده است که سطح درگیری ها در همه 34 ولایت افغانستان متفاوت بوده و مناطقی وجود دارد که نظر به دیگر جا ها امن تر ارزیابی میشود.

ـ ارزیابی ما اینست که درگیری ها به آن حدی نرسیده است که همه مردم را در سراسر کشور متاثر بسازد، یعنی آن حدی که قانون و عرف و عادات تقاضا کند که تا همه اتباع افغانستان باید حق داشته باشند (در سویدن) باقی بمانند. این مطلب را Fredrik Beijer رئیس بخش حقوقی ادارۀ امور مهاجرت بیان میدارد.

به همین دلیل ادارۀ امور مهاجرت میخواهد نظر به قانون به تطبیق پرنسیپ به اصطلاح گزینۀ مهاجرت در داخل کشور در موردی افرادی که نمی توانند به محل اقامت خود برگردند راهمچنان ادامه بدهد.

او می افزاید

ـ هنوز هم ممکن است تا به مناطق متعددی برگشت نمود و به همین دلیل حتی در آینده نیز هر قضیۀ تقاضای پناهندگی ایجاب بررسی انفرادی را خواهد کرد.

موضعگیری حقوقی تحلیلی است که میتواند به طور مثال در مورد اوضاع امنیتی یک کشور انجام یافته باشد. این تحیلیل میتواند یک کمک حقوقیی باشد برای افراد بررسی کننده (تقاضانامه ها) و تصمیم گیرنده در ادارۀ امور مهاجرت.

اوضاع در افغانستان از موضعگیری قبلی حقوقی ادارۀ امور مهاجرت در مورد اوضاع امنیتی در افغانستان که به تاریخ هشتم دسمبر سال 2016 به طبع رسیده است، تا اکنون قسماَ تغییر کرده است.

آقای  Fredrik Beijerمیگوید ”ما انکشاف (اوضاع) در افغانستان را با دقت تحت نظر داشته و اوضاع امنیتی را به طور متداوم ارزیابی میکنیم. این کار حتی بدون آن که یک موضعگیری جدید حقوقی به طبع هم برسد، صورت میگیرد. اما تغییراتی را که ما اکنون مشاهده کرده ایم، ضرورت یک موضعگیری جدید حقوقی را ایجاب مینمود”.

در این موضعگیری حقوقی همچنان گزارش ها و تحلیل های که ارتباط به اوضاع افغانستان میگیرد، از جمله گزارش هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان UNNAMA و EASO یا دفتر حمایوی اتحادیۀ اروپا برای مهاجران،  نیز مد نظر گرفته است.  همچنان در ماۀ مارچ سال 2017 یک حکم محکمۀ ادارۀ امور مهاجرت نیز اعلام گردید که در مورد چگونگی ارزیابی (تقاضای پناهجوی) کودکان/نوجوانان بدون همراه، اظهار نظر میکند.

ادارۀ امور مهاجرت از گذشته اوضاع در افغانستان را وخیم ارزیابی نموده است و به همین دلیل به تعدادی زیادی از افغان ها در سویدن پناه داده میشود. تا اکنون از آغاز سال روان 83 فیصد از کودکان/نوجوانان بدون همراه و همچنان 47 فیصد از همه افغان های دیگر توانسته اند اجازه اقامت را به عنوان افراد نیازمند به حمایت دریافت نمایند.

چنین ارزیابی میشود که خشونت در یک ولایت دیگر، یعنی ارزگان به شکلی شدت یافته است که خطر آن وجود دارد تا همگی و همه کس را متضرر سازد. ادارۀ امور مهاجرت از گذشته ها اوضاع امنیتی در ولایت هلمند را به عین شکل ارزیابی نموده و این ارزیابی همچنان پا برجاست. به همین دلیل ادارۀ امور مهاجرت افراد را به این ولایات باز نمی فرستد. در مقابل ارجاع (رهنمایی و فرستادن) اشخاص به یک منطقۀ دیگر در افغانستان، همچنان مورد اجرا خواهد بود.

اوضاع در ولایات پنجشیر و بامیان چنین ارزیابی میگردد که در آنجا ها هنوز هم حملاتی معدودی  توسط گروه های مسلح صورت گرفته است. افراد غیر نظامی در این ولایات به مانند غیر نظامیان در دیگر ولایات از بابت خشونت ها زیاد صدمه ندیده اند. در پایتخت در ولایت کابل تعداد حملات انتحاری و حملات مغلق کاهش یافته است ولی تلفات زیاد جانی را موجب گشته است.اما خطر این که شخص غیرنظامی از بابت خشونت های مرتبط با درگیری ها در شهر (کابل) متضرر گردد، خیلی اندک ارزیابی میگردد.

موارد تازه دیگر در این موضعگیری حقوقی شناسایی تعدادی بیشتری از به اصطلاح گروه های که در معرض خطر قرار دارند، میباشند. افرادی که وضیعت آنها در ارزیابی تقاضا پناهندگی شان باید به طور خاص در نظر گرفته شود. اینها عبارتند از افرادی با معلولیت های جسمانی و روحی، مریض های روانی و همچنان زنانی که خطر آن وجود دارد تا در معرض قرار گیرند، مثلاَ خشونت های خانوادگی. ادارۀ امور مهاجرت برعلاوۀ این گروه ها اشخاص دیگری را که خطر زیاد وجود دارد تا در معرض خشونت های هدفمند قرار بگیرند، نیز شامل ساخته است. افرادی که در معرض قاچاق انسان قرار دارند و یا احتمال آن وجود دارد که معرض قاچاق انسان قرار بگیرند و یا شیعه ها از مناطق تحت کنترول داعش.

ترجمه از احمد ضیا دانش

منبع https://www.migrationsverket.se/Om-Migrationsverket/Nyhetsarkiv/Nyhetsarkiv-2017/2017-08-29-Fortsatt-allvarligt-sakerhetslage-i-Afghanistan.html

تجلیل از سالروز استرداد استقلال افغانستان، تقابل مدرنیته و سنت

سیدخداداد فطرت

امروز شنبه ۱۹ آگست ۲۰۱۷ مصادف است به ۲۸ اسد، نود و هشتمین سالروز استرداد استقلال کشور.
در سال ۱۹۱۹ میلادی در چنین روزی به همت شاه امان الله، یکی از رهبران جنبش مشروطه خواهی که در زمان خودش یک جنبش پیشرو به حساب میآمد، استقلال سیاسی افغانستان به دست آمد.
مسلم است که در این خواست میهنی همه اقشار آزادیخواه و میهن دوست او را همراهی کردند تا مبارزه طولانی علیه استعمار انگلیس به ثمر نشست.
شاید برای بسیاری از هموطنان مطرح نمودن مقوله استقلال آنهم در شرایطی که کشور زیر سلطه غیر مستقیم امریکا و مداخلات همسایگان قرار دارد خنده آور به نظر برسد و از جانب دیگر در عصر جهانی شدن که تکنولوژی معاصر تمام کشورهای جهان، اعم از کوچک و بزرگ را مانند حلقه های یک زنجیر به هم وصل کرده است واژه استقلال مفهوم قدیم خود را از دست داده باشد، پس پرسش به میان می آید که چرا ما افغانها باید همه ساله این روز را تجلیل و از کارکردهای رهبر این حرکت، شاه امان الله تقدیر به عمل اوریم؟
ادعا نداریم که حتی بعد از حصول استقلال و حتی در عصر امانی هم افغانستان استقلال کامل داشته است ولی داشتن این نیت کاملن از عملکرد شاه امان الله و همکارانش در دولت وقت متبارز بود.
شاه امان الله مرد شجاعی بود و به عوض اینکه به اساس سنتهای اجتماعی انزمان از خط اسلافش پیروی نماید، به عملکردهای زشت اسلافش خط بطلان کشید و حتی گفته میشود که در قتل پدرش دست داشت تا بتواند روزنه ای برای یک حرکت نوین و پیشرو باز شود و در سالهای بعد در زمان حاکمیت اش این ایده را در عمل پیاده کرد.
او علیه سنتهای خشن و محدود کننده که همیشه جامعه را در وضع موجود نگه میداشت ایستاد و تلاش کرد که اوضاع را رو به جلو تغییر دهد.
شاه امان الله نه از روحانیون تزویرگری که اسیر سنتهای دینی بودند ترسید و نه از متنفذینی که اسیر سنتهای قومی و قبیلوی بودند مرعوب گردید.
او با شجاعت خط مشی یک حکومت پیشرو و پاسخگو را اعلام کرد و داشت به آن عمل میکرد.
در حکومت امانی ،قانون برده داری که براساس فرمان پدربزرگش عبدالرحمن که بردگی هزاره ها را رسمیت بخشیده بود لغو شد، قانون شهروندی که بر اساس این قانون، برای تمام شهروندان افغانستان صرف نظر از قومیت، ملیت، مذهب، دین و جنسیت شان حقوق برابر قابل شده بود، تدوین گردید. 
زنها برای اولین بار حق یافتند که از محیط خانه بیرون بیایند، کار و تحصیل نمایند و طرز لباس پوشیدن خود را به میل خود انتخاب نمایند. برای اهل هنود حقوق برابر در نظر گرفته شد.
برای مدرن سازی افغانستان قدم هایی برداشته شد.
کوشش صورت گرفت تا تکنولوژی نوین وارد افغانستان شود و برای تربیه کادرهای فنی اعم از دختر و پسر تعدادی برای تحصیل به خارج فرستاده شد.
اینها همه اقداماتی بودند که باورهای ایستا و تعبدی دینی گروهی از ملایان را که زالو صفت خون مردم سنت باور را می مکیدند به چالش کشاند. کارکردهای دولت امانی سنتهای قومی و قبیلوی را که زنان را در اسارت قرار داده بود و فروش و حتی کشتن دختران را جایز میدانست زیر سئوال قرار گرفت.
دیدگاه دولت امانی پیشرو و انسان محور بود ولی دیدگاه گروه مقابل ایستا و سنت محور.
تقابل بین این دو دیدگاه باعث شد، نیروهای استعماری را که تازه کنترول مستقیم افغانستان را از دست داده بودند، بیدار نماید و از این تضاد و تقابل به نفع خود استفاده نمایند. آنها که به زیر و بم جامعه افغانی آشنایی داشتند خوب میدانستند که کدام نیروها را تطمیع و تحت تاثیر قرار داده میتوانند و از آنرو دست به کار شدند.
قشر آخوند و ملا و روحانی که همیشه محتاج و مزد بگیر بوده اند و به جای تعقل از احساسات پیروی میکردند، اگر، هم شکم شان سیر شود و هم خوراک ذهنی برای شان داده شود مشبوع میشوند و به فرمان بادار دست به هرکاری میزنند.
بنائن این قشر بهترین گزینه مناسب برای انجام عملیات انگلیس علیه دولت امانی بود.
ازاینجا بود که لشکر ملاها که در میان جامعه نا آگاه و سنتی از احترام برخوردار بودند و هنوز هم هستند به خدمت گرفته شد و از طریق مساجد و منابر تبلیغ نمودند که شاه امان الله از دین اسلام خارج شده است.
جالب اینجاست که کفار می آیند و برای یک فرد مسلمان میهن دوست فتوای کفر صادر میکنند.
گرچه این فتاوی از سمت جنوب و شرق صادر شد ولی به سرعت گسترش یافت و در شمال هم سرایت کرد.
در شمال کابل شخص یاغی صفتی به نام حبیب الله کلکانی زندگی میکرد و به بچه سقا معروف بود نیز زیر تاثیر تبلیغ روحانیون محل رفت و بنای بغاوت نهاد و بعد که مورد توجه انگلیس قرار گرفت و تمویل گردید به بسیج نیرو پرداخت و کابل را در غیاب امان الله خان تصرف کرد و به تصور خود حکومت تاجیک را بنا نهاد.
در زمان نه ماه حکومت حبیب الله کلکانی مانند دوره حکومت مجاهدین در افغانستان آنارشیسم حاکم بود. انگلیسها که توانسته بودند شاه امان الله را توسط ”بچه سقا” از صحنه بیرون کنند، دوباره به سراغ هم پیمانان سنتی شان رفتند و نادرشاه را که افسر ارتش بود تقویت کردند تا در درنتیجه حبیب الله کلکانی را وادار کردند تا به سمت شمالی فرار کند و قدرت حکومت را بدست بگیرد. نادرشاه چندی بعد از تثبیت قدرت در کابل، حبیب الله کلکانی را به واسطه قسم خوردن به قرآن فریب داد و به کابل کشاند و او را به دم توپ بست.
در واقعیت امر، حبیب الله کلکانی دو بار به واسطه قرآن فریب خورد:
اول اینکه قرآن او را علیه امان الله شورانید و همه چیز به نفع انگلیس تمام شد و بار دوم سر او را به باد داد.
طرفداران حبیب الله کلکانی او را به القاب عیاری از خراسان و امیر یاد میکنند ولی این القاب با عملکردی که او از خود به جا گذاشته همخوانی ندارد.
در واقع تقابل امان الله خان و حبیب الله کلکانی تقابل مدرنیته و سنت تعبیر شده میتواند و این تقابل تا هنوز ادامه دارد.
امان الله در صد سال قبل نماینده نسل امروز بود و آنچیزهایی را که امان الله میخواست در وطن پیاده کند هنوز هم تحقق نیافته است. خواست نسل تعلیم یافته امروز با خواسته های امیر امان الله بسیار نزدیکی دارد به همین خاطر چالشهایی را که امان الله خان در جامعه سنتی آنروز ایجاد کرد هنوز هم تازه گی دارد و ما هم با آن دست و پنجه ترم میکنیم.
حبیب الله کلکانی نماینده بخشی از جامعه بود که بالاتر از تکالیف شرعی غسل جنابت و طریق وضو گرفتن و آداب مستراح رفتن چیز دیگری را بلد نبودند که امروز در قالب مجاهد، طالب و داعش فعالیت می نمایند.

یکی از ارمغانهای دولت امانی برداشتن برقع و آزادی پوشش زنان بود که بسیار عکس العمل ایجاد کرد و امان الله اول از خانواده خود شروع کرد ولی موفق نشد که در دیگر بخشهای جامعه تسری دهد.
اماعقبگرایان در این بخش تا هنوز با سبوتاژ و استفاده از کلمات مزورانه ننگ و غیرت و حجاب اسلامی و غیره نبض جامعه را در دست خود نگهداشته اند و با یک حرکتی که خلاف میل آنها صورت گیرد به تکفیر رو میآورند.

در این روز ها در استانه تجلیل از ۹۸ مین سالروز استقلال کشور تقابل مدرنیته و سنت خیلی متبارز گردیده است. خانم آریانا سعید آوازخوان پرآوازه افغان نماینده نسلی از زنان افغان که به اسارت زن در خانه و زیر برقع معترص اند، تصمیم گرفت که به مناسبت روز استقلال بزرگترین کنسرت خود را در غازی استادیوم کابل دایر نماید و درآمد پولی این کنسرت را به آوارگان دره میرزااولنگ تقدیم نماید. سوژه آریانا تجلیل از روز استقلال و بدین بهانه شاد ساختن روان پژمرده مردم خسته از جنگ و حملات انتحاری قلمداد گردید ولی این نماینده تجددخواهی و طرفدار آزادی زنان از اسارت سنت و مذهب با عکس العمل نوادگان حبیب الله کلکانی و پیروان طالب و داعش مواجه گردید.
آنها که در اصل، مراسم تجلیل از کارنامه های شاه امان الله را نشانه گرفته بودند، کنسرت آریانا سعید را بهانه کردند و تا توانستند برای لغو این کنسرت توطئه و شایعه پراگنی کردند. تا حدودی هم موفق شدند تا ملاهای مزدبگیر را جمع نمایند، از آنها عکس بگیرند و پخش کنند که گویا نشان دهند که به اصطلاح علمای دین مخالف برگزاری این کنسرت هستند چنانچه شیوخ مزدبگیر ایران نیز به همینوال در مقابل جشنواره دمبوره در بامیان ابراز مخالفت کردند ولی هیچکدام نه آریانا سعید و نه مسئولین برگزاری جشنواره دمبوره بامیان عقب نشینی نکردند و با شجاعت ایستادند تا نشان دهند که دیگر مردم آگاه شده اند و به حرف این مزورین تاریخ بشریت گوش نمیدهند و خود شان تشخیص میدهند که چه کاری را بکنند و چه کاری را نکنند.
یادآوری از کنسرت آریانا سعید در این نوشتار از این لحاظ حائز اهمیت است که: 
۱ عنوان کنسرت تجلیل از سالروز استرداد استقلال کشور بود
۲ درآمد ناشی از کنسرت برای کمک به آسیب دیدگان ذره میرزااولنگ اختصاص یافته بود.
۳ اینکه آریانا به نماد ایستادگی و مقاومت در مقابل مردان زن ستیز افغان و ملاهای فاسد عالم نما مبدل شده است ورنه خانمهای دیگری هم، همه روزه برنامه تلویزیونی و کنسرتی دارند ولی هیچ نامی از آنها برده نمیشود.
خلاصه کلام: 
از کارنامه شاه امان الله به خاطری تجلیل میگردد که روح ترقیخواهی او در کالبد نسل امروز زنده است و با زمان به پیش میرود.

تقبیح حملات تروریستی در کابل

این روزها کابل، با قلب مجروح و دیده خونبار در سوگ فرزندانش نشسته و بر دشمنان سوگندخورده این دیار و مردم داغدار نفرین می فرستد.
هنوز داغ قبلی درمان نیافته که تروریست ها در جای دیگری از این بدن زخمی، زخم دیگر افریدند‌‌.
در چهار شنبه سیاه که بیشتر از پنجصد نفر شهید و مجروح شدند و درپی آن در روز جمعه به روی تظاهرکنندگان آتش گشوده شد و منجر به کشته شدن پنج نفر و زخمی شدن بیش از بیست دیگر نیز گردید و به تعقیب ان در تشییع یک جنازه سه حمله انتحاری صورت گرفت که به اثر آن هژده تن شهید گردیدند که به ضعف نیروی های امنیتی و ناکار آمدی دولت مهر تایید گذاشت .
سئوال اینجاست که چطور نیروهای تروریستی میتوانند این همه عملیات را برنامه ریزی و موفقانه به اجرا بگذارند ولی نیروهای امنیتی نتوانند آن را کشف و خنثی نمایند؟
پس گمان بر این میرود که در داخل نیروهای امنیتی افرادی وجود دارند که اطلاعات را بدست دشمن میدهند و در انتقال مواد منفجره و حتی خود انتحارکننده ها همکاری می نمایند.
چرا دولت این شبکه را کشف و به مردم معرفی نمی نماید؟ آیا این را به حساب ضعف دولت بگذاریم و یا تعمد در عدم جلوگیری از چنین حوادثی؟
چرا ادبیات دولت همیشه گنگ و نامفهوم است و مشخص نمی سازد این همه جنایت کار کدام شبکه تروریستی است؟
سه حوادث پیهم هفته گذشته نشان میدهد که ما با یک حکومت بی مسئولیت و غیرپاسخگو روبرو هستیم که کار آن صرف کمیسیون سازی و تقبیح کردن است و بس.
آیا غیر ازینست که دولت در نهادسازی و جلوگیری از فساد ناموفق بوده است؟
یکی از عوامل همکاری حلقاتی در داخل دولت با تروریستها، وجود فساد است که تطمیع آنها با پول یکی از گزینه بوده میتواند.
جان هزار نفر در سه روز پیهم مورد تهدید جدی قرار میگیرد ولی دولت خم به ابرو نمی اورد‌.

ما به عنوان یک انجمن اجتماعی ناتوانی دولت افغانستان را در تامین امنیت شهروندان و اتباع کشور غیر قابل قبول میدانیم و به خانواده های آسیب دیده از حوادث تروریستی اخیر اظهار تسلیت و از هر حرکتی که به تحقق صلح در کشور و نابودی شبکه های تروریستی بیانجامد حمایت می نماییم . همزمان مردم را به اتحاد وهمبستگی بیشتر غرض تقبیح تروریزم، مبارزه بی امان علیه فساد و پاک سازی ادارات دولتی از افراد فاسد و استفاده جو و وداع به تعصب و قومی ساختن حرکت های مدنی فرامیخوانیم.
روح قربانیان حملات تروریستی را شاد میخواهیم و از بارگاه خداوند متعال برای شان فردوس برین استدعا مینماییم.
انجمن افغانها در سویدن

کابل در خون

تروریستان در کابل به جنایت دیگری دست زدند و کابل را به حمام خون تبدیل کردند.
در ماه مبارک رمضان، تروریستان – این جنایتکاران ، افراطیون مذهبی و تیکه داران اسلام جنایت دیگری را درکابل مرتکب شدند . در اثر این حمله انتحاری نود  نفر کشته وبیشتر از  350 نفر زخمی شده اند.

انجمن افغانها در سویدن این حمله خونین را به شدت محکوم نموده برای بازماندگان و خانواده های شهدا تسلیت عرض نموده و برای شهدای این حادثه فردوس برین خواسته و برای زخمیان صحت عاجل ارزو مینماید.

https://www.youtube.com/watch?v=8fNF0d0FUVU

راپورتاژ خزرفاطمی از افغانستان

http://www.svtplay.se/video/10911909/kultur-i-farozonen/kultur-i-farozonen-sasong-3-avsnitt-5
برنامه کانال دوم تلویزیون سویدن در مورد افغانستان و سایر مناطق ناامن ( پرخطر) جهان :
گرداننده : خزر فاطمی( Khazar Fatemi )یک دختر کردتبار که در اخیر سالهای هشتاد الی آغاز سالهای نود در میکروریان کابل زندگی میکرد . او در انزمان در کابل مهاجر بود و افغانستان با آغوش باز انها را قبول کرده بود.
خزر فاطمی بعد از بیست سال باز به افغانستان سفر نمود و فلمی مستندی ساخت به اسم : ” آنجا که قلبم می تپد ”. او گفته بودکه بعد از بیست سال نه تنها افغانستان رشد نکرده بلکه به عقب برگشته است . واینبار هم فلم اش در مورد افغانستان است که بازهم قلب این ژورنالیست کردتبار سویدنی برای افغانستان و افغانها می تپد.
این برنامه تلویزیون سویدن شش قسمت دارد . قسمت پنجم آن در قسمت افغانستان میباشد.