انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

فرهنگي

دوکتورسرمست برنده جایزه معتبر پولار وارد شهر استاکهولم شد

دوکتور احمد ناصر سرمست برنده معتبرترین جایزه  بین المللی  موسیقی پولارسال 2018 بتاریخ  دهم جون 2018 وارد استاکهولم شد . او بنیاد گذار و رئیس انستیتوت ملی موسیقی افغانستان است که امسال جایزه بلند پولار به انستیتوت ملی موزیک افغانستان  به رئیس آن داکتر احمد ناصر سرمست [ پسر استاد سلیم سرمست ] تعلق گرفت.

درمیدان هوایی بین المللی آرلندا (استاکهولم  ) از طرف میزبان و نمایندگان انجمن افغانها هریک جناب سیدحسین اصغری و خانم ملیحه اصغری مسوول شورای زنان پذیرایی شدند.


دوکتور سرمست روز دوشنبه مورخ 11 جون 2018  در نمایشگاه عکاسی بنام ” افغانستان عشق من ” از طرف  لاسه بینگتسون ( Lasse Bengtsson) در استاکهولم دیدار با ژورنالیستان داشت و به سوالات لاسه بینگتسون ( Lasse Bengtsson) یکی از ژورنالیستان سرشناس از تلویزیون چهار سویدن که در افغانستان در چوکات کمیته سویدن برای افغانستان کار و زندگی نموده پاسخ داد.

دوکتور سرمست  قرار است بتاریخ 14 نومبر2018 جایزه پولار  را ازطرف پادشاه سویدن طی یک مراسم با شکوه دریکی از سالون های هوتل گرند(Grand Hotel  )  شهر استاکهولم دریافت نماید. قرار است مراسم توزیع جوایز پولار از طریق تلویزیون سویدن بطور زنده پخش شود. گفتنی است که هر جایزه پولار شامل یک میلیون کرون سویدنی است.

اطلاعات بیشتر را در لینک زیر سایت افغانها بدست آورید:

http://www.afghanskaforeningen.se/2018/02/14/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1-2018-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C/

پیام انجمن افغانها به مناسبت برگزاری اولین جشنواره شعر افغانستان در شهر اپسالا

پیام انجمن افغانها به مناسبت برگزاری اولین جشنواره شعر افغانستان در شهر اپسالا
بنام خدای شاعرانه ها که سراسر خلقت اش همه شعر است و نظم
در گلستان انجمن های افغانی سویدن گلهای زیادی رویید که شماری در اثر تغذیه نا مناسب خشکید و فضای این گلستان را ترک گفتند ولی خوشبختانه خیلی ها باقی ماندند و ثمر دادند. در این باغ گلبُن های کهنی هم وجود دارد که همه ساله از آنها شماری شاخه های تازه سر میزند تا نمای این گلبُن ها را شاداب نگه دارد. طبیعی است که شماری از شاخه های به کهولت رسیده و دیگر گل نخواهند داد و به همین منظور باید در کنار آنها گلبُن های جدید غرس گردد که جای گلبُن های به کهولت رسیده را پر نماید تا این گلستان همواره زیبا جلوه نماید.
انجمن افغانها نمونۀ از همان گلبُن های قدیمی این باغ است که از تولد آن ۲۴ سال میگذرد. انجمن صلصال گلبُن زیبا تازه به نمو رسیده ایست که همواره رشد میکند و شاخه های بیشتر و بیشتر و گلهای با رنگ و بوی متفاوت تقدیم این گلستان مینماید. شاعران ما که در واقع آنها گلهای سرسبد این باغ هم هستند توصیف گر این گلستان اند که با تخیل، زیبایی این باغ را صد برابر جلوه میدهند و نغمۀ پرنده ها خوش آواز هم، فضای این گلستان را خوش آیند تر میسازد. ”اولین جشنوارۀ شعر افغانستان اپسالا” همۀ آن زیبایی ها را در خود گنجانیده نموده است. جا دارد از انجمن جوان و فعال صلصال که مبتکر و برگزار کنندۀ این محفل منحصر به فرد است تشکری نماییم و از رهبری جوان این انجمن مبتکرهمچنان.
بگذاریید بار دیگر خاطر نشان سازم که برای شاداب و با طراوت ماندن این گلستان، نیاز است تا همکاری میان گلبُن های این گلستان هر چه بیشتر از پیش وسعت یابد.
نسیم سحر رئیس انجمن افغانها

گزارش فستیوال گدی پران بازی در شهر استاکهولم

مُدل های مهاجر

گزارش تلویزیون طلوع از برنامه ” شب برهنگی افغانستان ” در شهر استاکهولم

فرسنگ ها دورترازکشورشان اینجا درسویدن، مُدل های فرهنگی، استند…
مُدل هایی ازهربخش افغانستان…
گزارش تازه من درباره مُدل های افغان، دختران وپسران…
Immigrant Models…!
Far away from their country, they are ethnic models in Sweden…
Models from different parts of Afghanistan…
My new report

غرض معلومات بیشتر به شماره 0737688816 با جناب احسان لیون خراسانی تماس بگیرید

مصاحبه با لیون احسان خراسانی

مصاحبه با لیون احسان خراسانی
مصاحبه کننده : احمد ضیا دانش

بار نخست او را در جلسۀ آمادگی برنامۀ سال نو دیدم. جوانی است صمیمی، خوش برخورد، مبتکر و عاری هر نوع تعصب و تنگ نظری. جوانی وطندوستی که انسان ها را دوست میدارد و خدمت به انسان ها را وظیفه خود میداند. از گذشته ها میخواستم با او گفتگوی داشته باشم تا در بارۀ فعالیت های متعددی او مطالبی را خدمت تان تقدیم کنم. برایش زنگ زدم و زمانی را برای مصاحبه تعیین نمودیم. در روز تعین شده هر چند او خسته بود و از تمرین برای یک برنامۀ هنری که در پشیرو دارد برگشته بود با آنهم با جبین گشاده حاضر شد تا به سوال هایم جواب بگوید.
در گام نخست از او خواستم تا اندکی در مورد خودش و فعالیت هایش صحبت کند.

چنین لب به سخن گشود: لیون احسان خراسانی هستم. شش سال میشود که در سویدن زندگی میکنم. علاقه دارم به کشور و هموطنانم مصدر خدمت شوم. 4 سال قبل از امروز زمانی که در یک برنامۀ فرهنگی اشتراک کرده بودم در آنجا همین مفکوره برایم دست داد تا با ارائه کار های فرهنگی به وطندارنم خدمت کنم. من خواسته ام تا با ارائه فعالیت های فرهنگی به دیگران نشان بدهم که نباید اسم افغانستان را همیشه با جنگ و بدبختی پیوند داد، بلکه جهان باید بدانند که افغانستان دارای تمدن و فرهنگ کهن میباشد. 
من دو سال میشود با انجمن افغان ها در سویدن همکاری دارم و اکنون مسئول شعبۀ جوانان و همچنان معاون شعبۀ امور مهاجرین انجمن مذکور میباشم.

وقتی حرف به مهاجرین کشید از او خواستم در مورد فعالیت هایش در بخش مهاجرت و کمک به مهاجرین معلومات بدهد.

خراسانی ـ من در دوم سپتمبر سال 2015 برای بار اول با سازمان Refugees Welcome Stockholm یا ”پناهجویان به استکهلم خوش آمدید” همکاری ام را آغاز کردم و این زمانی بود که بحران مهاجرت آغاز شده بود. من حتی شب ها را در همانجا در دفتر سازمان مذکور که در Central Staion موقعیت داشت میخوابیدم. زیرا من میخواستم به آن عده از هموطنانم که به آنجا مراجعه میکنند و با زبان های سویدنی و انگلیسی آشنایی ندارند، کمک کنم. همکاری من با آنها تا فبروری سال 2016 ادامه داشت. یعنی تقریباَ تا پایان یافتن بحران مهاجرت. ما در آن هنگام یونان را به عنوان کشور شناسایی کردیم که بیشترین تعداد مهاجر در آن تجمع نموده بود. بناَ در مارچ 2016 من با 6 تن از همکاران سویدنی ام به یک کمپ مهاجرین در جزیرۀ (لیس بوس) یونان رفتیم. در آنجا حدود 3500 نفر افغان زندگی میکرد. ما در آنجا سه هفته باقی ماندیم و در آن مدت با استفاده از همه امکانات به خدمت هموطنان شتافتیم.

زمانیکه به سویدن برگشته بودم با یک سازمان دیگر به نام Rosa Stationen یا ”ایستگاۀ گلابی” آشنا شدم. در آنجا ما به مهاجرین در بخش همپیوندی کمک میکردیم و دفتر ما در S:t Eriksplan موقعیت داشت. تعدادی زیادی از هموطنان ما به آنجا مراجعه میکردند و ما آنها را با ارائه خدمات ترجمانی، کمک در امر چگونگی آموزش زبان و غیره موارد کمک میکردیم. اکنون هم این سلسلۀ کمک ها ادامه دارد و حالا ما هر سه شنبه از ساعت 5 عصر تا 8 شب برنامه داریم.

در اوایل تابستان 2016 سفری داشتم به مقدونیه. به جنوب آن کشور در نزدیک مرز با یونان. در آنجا من در یک کنفرانس شرکت نموده و توانستم برای مدتی سه روز در کنار هموطنانم باشم. سپس در اپریل 2017 به شهر ایزمیر در کشور ترکیه رفته به هموطنانم کمک نمودم. هر چند کمک های ما هم محدود بوده ولی در کنار مردم بودن خودش باعث آرامش زیاد میگردد.

ـ خوب بیآیید از مهاجرت برگشته و سری به فرهنگ بزنیم، منظورم اینست تا در مورد فعالیت های فرهنگی تان هم حرف های داشته باشیم.

خراسانی: من از طفولیت به فرهنگ و کاری های فرهنگی و در کُل خدمت به دیگران علاقه داشتم. به یاد دارم وقتی در افغانستان در مکتب درس میخواندم، انضباط بودم. یعنی فردی که مسئولیت نظارت از صفایی و نظافت مکتبی را به عهده داشت که در آن 3000 نفر درس میخواند. همچنان علاقه ام به هنر و فرهنگ باعث شده بود تا برخی از اتاق های مکتب را با نصب اشعار و نقاشی ها مزئین بسازم. البته من در آن زمان 15 سال عمر داشتم و فعالیت های فرهنگی من هم در آن شرایط در همان محدودۀ سنی ام بود. بعداَ وقتی به سویدن آمدم در اینجا علاقه ام به فرهنگ کشورم بیشتر گردید. لازم به یاد آوری میدانم که همین علاقه ام به کشور موجب گشت تا من در اینجا زبان پشتو که یکی از زبان های رسمی کشور ما است را بیآموزم که امروز خوشبختانه میتوانم به این زبان بخوانم و بنویسم.

سوال: فعالیت های فرهنگی شما در سویدن در کدام بخش ها بوده است؟

خراسانی: من به همه بخش های فرهنگی علاقه دارم ولی اکنون کار های ما در دو بخش متمرکز شده است.اولاَ شما میدانید که ما در افغانستان اقوام مختلفی را داریم که با هم یکجا زندگی میکنند. این اقوام دارای رسم و رواج ها و عنعنات و حتی لباس های ویژۀ خود میباشند. همچنان آنها از خود آلات موسیقی نیز دارند. من میخواهم لباس ها و همچنان آلات مختلف موسیقی اقوام ساکن در کشورم را به جهانیان معرفی کنم. دوم این که آنچه مرا مجذوب خود ساخته است، اتن ملی ماست که در سراسر کشور به اشکال مختلف اجرا میشود. من خواستم در سویدن نیز یک گروپ اتن را تشکیل نمایم. خوشبختانه ما توانستیم در جون سال گذشته یک گروپ 12 نفری اتن را اعم از دختر و پسر تشکیل نمائیم. دوستان در تشکیل این گروپ با ما همکاری کردند و لباس های افغانی را از افغانستان سفارش دادیم.

من میخواهم که ما یک گروپ اتن داشته باشیم تا در ایام خوشی و روز های ملی خود از آن استفاده کنیم تا دیگران یعنی غیر افغان ها نیز با آن آشنا شوند.

سوال: آیا در این گروپ تان صرفاَ افغان ها حصه دارند و یا خارجی ها هم شامل این گروپ میباشند؟

خراسانی: امروز ما جمعاَ 40 نفر هستیم که از آن جمله 35 تن شان افغان ها و متباقی 5 تن دیگر هم غیر افغان ها اند. یک مطلب را فرآموش کردم بگویم و آن اینکه سال گذشته وقتی من از یونان برگشته بودم همراه با یکی از دوستانم به اسم رضا جان امیری یک گروپ را بنام De stolta afghaner تشکیل نمودیم که این گروپ امروز حدود 9500 عضو از سراسر سویدن دارد و من اکثریت اعضای گروۀ اتن را از همین طریق یافته ام.
همچنان لازم به یادآوری میدانم که امروز من یک همکار خوب و لاییق دیگری را نیز با خود دارم به نام تمنا جان سادات از شهر Linköping. او یک سایت دارد که در آن لباس های افغانی، نتنها لباس های زنانه و دخترانه بلکه لباس های مردانه را نیز میفروشد. برای برخی نمایشات تمنا جان ما را در تهیه نمودن لباس های افغانی کمک میکند.

سوال: آیا نمایشات شما صرفاَ در سویدن و در شهر استکهلم محدود بوده است؟

خراسانی : در گذشته تماس های ما کم بود و فعالیت های ما هم محدود میشد به استکهلم و یتوبوری. اما حالا با استفاده از امکانات میخواهیم به فعالیت های خود گسترش داده و آن را به کشور های دنمارک، فینلند و ناروی هم وسعت بدهیم. به همین منظور با انجمن های مختلف افغان ها در این کشور ها تماس گرفته ایم و همچنان میخواهیم با سفارت افغانستان در ناوری هم داخل تماس شویم.

سوال: آیا از طریق این گروپ تان در فیس بوک فعالیت های دیگری را نیز ارائه میکنید؟

خراسانی: ما از طریق گروپ فیس بوک خود فعالیت های آنلاین داریم. مثلاَ محافل شعرخوانی را راه اندازی میکنیم. هنرمندان را دعوت میکنیم تا با نواختن آلات موسیقی هنرنمایی نمایند.

سوال: طوری که من و دیگر دوستداران هنر و فرهنگ افغانستان میدانند شما قرار است در همین نزدیکی ها یک برنامۀ بزرگ و جالب هنری را راه اندازی کنید، اگر در بارۀ همین برنامۀ تان قدری صحبت کنید.

خراسانی: چرا نی، ما قرار است به تاریخ چهارم نوامبر سال روان یک برنامۀ فرهنگی ـ هنری را داشته باشیم، یک برنامۀ بزرگ و بی سابقۀ هنری در سویدن که ارتباط خواهد گرفت به فرهنگ و رسم و رواج ما افغان ها. این برنامه در منطقۀ Järfälla در شهر زیبای استکهلم برگزار میشود. انجمن افغان ها در سویدن و همچنان دو گروپ ما در فیس بوک De stolta Afghanerna و Afghanska tjejgruppen با ما همکار میباشند. گرداننده های اصلی برنامه بر علاوۀ خودم تمنا جان و رضا جان میباشند، اما طرح برنامه از خودم است.

از احسان خراسانی خواستم در مورد آنچه در این برنامه گنجانیده شده است، بگوید.

خراسانی: در این برنامه نمایش لباس های اقوام مختلف کشور که شامل 8 بخش میشود، اتن ملی که توسط 8 دختر و پسر اجرا میشود، نمایش قالین های افغانی و نمایش آلات موسیقی افغانی مانند توله، قشقارچه، دوتار، رباب، دهل و غیره، گنجانیده شده است. همچنان در برنامه غذای افغانی صرف خواهد شد و ما شاهد اجرای یک برنامۀ شاد موسیقی افغانی نیز خواهیم بود. بخشی دیگر برنامه وقف صحبت های دوستان اشتراک کننده شده است که در آنجمله شاعر شناخته شده افغان شریف سعیدی حضور خواهد داشت. از سفارت افغانستان در سویدن نیز دعوت نموده ایم که خوشبختانه آنها دعوت ما را پذیرفته اند و بدین ترتیب مهمانانی را از سفارت هم با خود خواهیم داشت. برعلاوه از یک تعداد انجمن های افغان ها در شهر های مختلف دعوت صورت گرفته است. به هر حال یک تعداد جوانان مقالات، شعر ها و مضامین شان را خواهند خواند.

لازم به یاد آوری میدانم که در حاشیۀ این برنامۀ بزرگ هنری لباس های زیبای افغانی بفروش خواهد رسید. همچنان کتاب های افغانی به زبان های دری و پشتو نیز جهت فروش موجود خواهد بود.

خلاصه یک برنامۀ عالی هنری خواهیم داشت که خاطرۀ شیرین آن همیشه در ذهن دوستان باقی خواهد ماند.

ـ غیر از این برنامه دیگر چه پلان های برای آینده دارید؟

خراسانی: ما قرار است در ماۀ دسمبر یک برنامۀ دیگر داشته باشیم زیر عنوان ”چگونه میتوان تعصب را از بین برد؟”. این برنامه اصلاَ باید در ماۀ سپتمبر دایر میشد ولی به دلیل مصروفیت ها قادر نشدیم این کار را انجام بدهیم. در واقع این برنامه شکل یک کنفرانس را خواهد داشت و در آن تعدادی زیاد از هموطنان ما با افکار مختلف از شهر ها و حتی کشور های همجوار دعوت خواهند شد. ما با انجمن های مختلف در این مورد در تماس هستیم. البته همان طوری که قبلاَ عرض کردم موضوع کنفرانس چگونگی زدودن تعصب خواهد بود. زیرا ما همه زیر یک سقف آبی در یک محدودۀ جفرافیایی به نام افغانستان زندگی میکنیم و دارای مشترکات زبانی، فرهنگی، دینی و … میباشیم. بناَ تعصب نباید بتواند در میان ما که این قدر مشترکات زیاد داریم، جا بگیرد و باید راه های زدودن آن جستجو گردد.

علاوه بر این برنامه تصمیم داریم تا در سالروز استرداد استقلال کشور یعنی نزدهم اگست سال آینده یک برنامه هنری را در فضای باز اجرا کنیم. زیرا میخواهیم بجایی آنکه 600 یا 700 نفر تماشاچی داشته باشیم چندهزار تن به تماشای نمایشات ما بپردازند.

طوری که قبلاَ عرض کردم اکنون تعداد همکاران ما به 40 تن میرسد که شامل افغان ها و غیر افغان ها میشود. اما امروز خوشبختانه یک تعداد زیادی از جوانان مایل اند با ما همکار باشند ولی متاسفانه که گروپ فعلی ما دیگر امکان گنجانیدن همکاران جدید را ندارد. بناَ تصمیم داریم تا یک انجمن فرهنگی بسازیم. انجمنی که صرفاَ به مسایل فرهنگی بپردازد و با سیاست و دیگر مسایل سر و کاری نداشته باشد. آرزو داریم به کمک همین انجمن گروپ بزرگی را تشکیل داده و برنامه های فرهنگی را اجرا کنیم. از جمله همه ساله روز خجستۀ استرداد استقلال را نه تنها در استکهلم بلکه در سایر شهر ها با اجرای اتن ها و برنامه های متنوع هنری تجلیل کنیم.

من ضمن آرزوی موفقیت های هر چه بیشتر برای احسان جان لئون خراسانی و همه دوستان و همکارانش حرف های خود را با او به پایان میبخشم. ضمناَ لازم به یادآوری میدانم آن عهده از دوستانی که علاقمند اشتراک در برنامۀ هنری شام چهارم نوامبر سال روان باشند میتوانند با گرفتن تماس به شمارۀ 073 76 888 16معلومات بیشتری در این مورد حاصل نمایند.

تجلیل از سالروز استرداد استقلال افغانستان، تقابل مدرنیته و سنت

سیدخداداد فطرت

امروز شنبه ۱۹ آگست ۲۰۱۷ مصادف است به ۲۸ اسد، نود و هشتمین سالروز استرداد استقلال کشور.
در سال ۱۹۱۹ میلادی در چنین روزی به همت شاه امان الله، یکی از رهبران جنبش مشروطه خواهی که در زمان خودش یک جنبش پیشرو به حساب میآمد، استقلال سیاسی افغانستان به دست آمد.
مسلم است که در این خواست میهنی همه اقشار آزادیخواه و میهن دوست او را همراهی کردند تا مبارزه طولانی علیه استعمار انگلیس به ثمر نشست.
شاید برای بسیاری از هموطنان مطرح نمودن مقوله استقلال آنهم در شرایطی که کشور زیر سلطه غیر مستقیم امریکا و مداخلات همسایگان قرار دارد خنده آور به نظر برسد و از جانب دیگر در عصر جهانی شدن که تکنولوژی معاصر تمام کشورهای جهان، اعم از کوچک و بزرگ را مانند حلقه های یک زنجیر به هم وصل کرده است واژه استقلال مفهوم قدیم خود را از دست داده باشد، پس پرسش به میان می آید که چرا ما افغانها باید همه ساله این روز را تجلیل و از کارکردهای رهبر این حرکت، شاه امان الله تقدیر به عمل اوریم؟
ادعا نداریم که حتی بعد از حصول استقلال و حتی در عصر امانی هم افغانستان استقلال کامل داشته است ولی داشتن این نیت کاملن از عملکرد شاه امان الله و همکارانش در دولت وقت متبارز بود.
شاه امان الله مرد شجاعی بود و به عوض اینکه به اساس سنتهای اجتماعی انزمان از خط اسلافش پیروی نماید، به عملکردهای زشت اسلافش خط بطلان کشید و حتی گفته میشود که در قتل پدرش دست داشت تا بتواند روزنه ای برای یک حرکت نوین و پیشرو باز شود و در سالهای بعد در زمان حاکمیت اش این ایده را در عمل پیاده کرد.
او علیه سنتهای خشن و محدود کننده که همیشه جامعه را در وضع موجود نگه میداشت ایستاد و تلاش کرد که اوضاع را رو به جلو تغییر دهد.
شاه امان الله نه از روحانیون تزویرگری که اسیر سنتهای دینی بودند ترسید و نه از متنفذینی که اسیر سنتهای قومی و قبیلوی بودند مرعوب گردید.
او با شجاعت خط مشی یک حکومت پیشرو و پاسخگو را اعلام کرد و داشت به آن عمل میکرد.
در حکومت امانی ،قانون برده داری که براساس فرمان پدربزرگش عبدالرحمن که بردگی هزاره ها را رسمیت بخشیده بود لغو شد، قانون شهروندی که بر اساس این قانون، برای تمام شهروندان افغانستان صرف نظر از قومیت، ملیت، مذهب، دین و جنسیت شان حقوق برابر قابل شده بود، تدوین گردید. 
زنها برای اولین بار حق یافتند که از محیط خانه بیرون بیایند، کار و تحصیل نمایند و طرز لباس پوشیدن خود را به میل خود انتخاب نمایند. برای اهل هنود حقوق برابر در نظر گرفته شد.
برای مدرن سازی افغانستان قدم هایی برداشته شد.
کوشش صورت گرفت تا تکنولوژی نوین وارد افغانستان شود و برای تربیه کادرهای فنی اعم از دختر و پسر تعدادی برای تحصیل به خارج فرستاده شد.
اینها همه اقداماتی بودند که باورهای ایستا و تعبدی دینی گروهی از ملایان را که زالو صفت خون مردم سنت باور را می مکیدند به چالش کشاند. کارکردهای دولت امانی سنتهای قومی و قبیلوی را که زنان را در اسارت قرار داده بود و فروش و حتی کشتن دختران را جایز میدانست زیر سئوال قرار گرفت.
دیدگاه دولت امانی پیشرو و انسان محور بود ولی دیدگاه گروه مقابل ایستا و سنت محور.
تقابل بین این دو دیدگاه باعث شد، نیروهای استعماری را که تازه کنترول مستقیم افغانستان را از دست داده بودند، بیدار نماید و از این تضاد و تقابل به نفع خود استفاده نمایند. آنها که به زیر و بم جامعه افغانی آشنایی داشتند خوب میدانستند که کدام نیروها را تطمیع و تحت تاثیر قرار داده میتوانند و از آنرو دست به کار شدند.
قشر آخوند و ملا و روحانی که همیشه محتاج و مزد بگیر بوده اند و به جای تعقل از احساسات پیروی میکردند، اگر، هم شکم شان سیر شود و هم خوراک ذهنی برای شان داده شود مشبوع میشوند و به فرمان بادار دست به هرکاری میزنند.
بنائن این قشر بهترین گزینه مناسب برای انجام عملیات انگلیس علیه دولت امانی بود.
ازاینجا بود که لشکر ملاها که در میان جامعه نا آگاه و سنتی از احترام برخوردار بودند و هنوز هم هستند به خدمت گرفته شد و از طریق مساجد و منابر تبلیغ نمودند که شاه امان الله از دین اسلام خارج شده است.
جالب اینجاست که کفار می آیند و برای یک فرد مسلمان میهن دوست فتوای کفر صادر میکنند.
گرچه این فتاوی از سمت جنوب و شرق صادر شد ولی به سرعت گسترش یافت و در شمال هم سرایت کرد.
در شمال کابل شخص یاغی صفتی به نام حبیب الله کلکانی زندگی میکرد و به بچه سقا معروف بود نیز زیر تاثیر تبلیغ روحانیون محل رفت و بنای بغاوت نهاد و بعد که مورد توجه انگلیس قرار گرفت و تمویل گردید به بسیج نیرو پرداخت و کابل را در غیاب امان الله خان تصرف کرد و به تصور خود حکومت تاجیک را بنا نهاد.
در زمان نه ماه حکومت حبیب الله کلکانی مانند دوره حکومت مجاهدین در افغانستان آنارشیسم حاکم بود. انگلیسها که توانسته بودند شاه امان الله را توسط ”بچه سقا” از صحنه بیرون کنند، دوباره به سراغ هم پیمانان سنتی شان رفتند و نادرشاه را که افسر ارتش بود تقویت کردند تا در درنتیجه حبیب الله کلکانی را وادار کردند تا به سمت شمالی فرار کند و قدرت حکومت را بدست بگیرد. نادرشاه چندی بعد از تثبیت قدرت در کابل، حبیب الله کلکانی را به واسطه قسم خوردن به قرآن فریب داد و به کابل کشاند و او را به دم توپ بست.
در واقعیت امر، حبیب الله کلکانی دو بار به واسطه قرآن فریب خورد:
اول اینکه قرآن او را علیه امان الله شورانید و همه چیز به نفع انگلیس تمام شد و بار دوم سر او را به باد داد.
طرفداران حبیب الله کلکانی او را به القاب عیاری از خراسان و امیر یاد میکنند ولی این القاب با عملکردی که او از خود به جا گذاشته همخوانی ندارد.
در واقع تقابل امان الله خان و حبیب الله کلکانی تقابل مدرنیته و سنت تعبیر شده میتواند و این تقابل تا هنوز ادامه دارد.
امان الله در صد سال قبل نماینده نسل امروز بود و آنچیزهایی را که امان الله میخواست در وطن پیاده کند هنوز هم تحقق نیافته است. خواست نسل تعلیم یافته امروز با خواسته های امیر امان الله بسیار نزدیکی دارد به همین خاطر چالشهایی را که امان الله خان در جامعه سنتی آنروز ایجاد کرد هنوز هم تازه گی دارد و ما هم با آن دست و پنجه ترم میکنیم.
حبیب الله کلکانی نماینده بخشی از جامعه بود که بالاتر از تکالیف شرعی غسل جنابت و طریق وضو گرفتن و آداب مستراح رفتن چیز دیگری را بلد نبودند که امروز در قالب مجاهد، طالب و داعش فعالیت می نمایند.

یکی از ارمغانهای دولت امانی برداشتن برقع و آزادی پوشش زنان بود که بسیار عکس العمل ایجاد کرد و امان الله اول از خانواده خود شروع کرد ولی موفق نشد که در دیگر بخشهای جامعه تسری دهد.
اماعقبگرایان در این بخش تا هنوز با سبوتاژ و استفاده از کلمات مزورانه ننگ و غیرت و حجاب اسلامی و غیره نبض جامعه را در دست خود نگهداشته اند و با یک حرکتی که خلاف میل آنها صورت گیرد به تکفیر رو میآورند.

در این روز ها در استانه تجلیل از ۹۸ مین سالروز استقلال کشور تقابل مدرنیته و سنت خیلی متبارز گردیده است. خانم آریانا سعید آوازخوان پرآوازه افغان نماینده نسلی از زنان افغان که به اسارت زن در خانه و زیر برقع معترص اند، تصمیم گرفت که به مناسبت روز استقلال بزرگترین کنسرت خود را در غازی استادیوم کابل دایر نماید و درآمد پولی این کنسرت را به آوارگان دره میرزااولنگ تقدیم نماید. سوژه آریانا تجلیل از روز استقلال و بدین بهانه شاد ساختن روان پژمرده مردم خسته از جنگ و حملات انتحاری قلمداد گردید ولی این نماینده تجددخواهی و طرفدار آزادی زنان از اسارت سنت و مذهب با عکس العمل نوادگان حبیب الله کلکانی و پیروان طالب و داعش مواجه گردید.
آنها که در اصل، مراسم تجلیل از کارنامه های شاه امان الله را نشانه گرفته بودند، کنسرت آریانا سعید را بهانه کردند و تا توانستند برای لغو این کنسرت توطئه و شایعه پراگنی کردند. تا حدودی هم موفق شدند تا ملاهای مزدبگیر را جمع نمایند، از آنها عکس بگیرند و پخش کنند که گویا نشان دهند که به اصطلاح علمای دین مخالف برگزاری این کنسرت هستند چنانچه شیوخ مزدبگیر ایران نیز به همینوال در مقابل جشنواره دمبوره در بامیان ابراز مخالفت کردند ولی هیچکدام نه آریانا سعید و نه مسئولین برگزاری جشنواره دمبوره بامیان عقب نشینی نکردند و با شجاعت ایستادند تا نشان دهند که دیگر مردم آگاه شده اند و به حرف این مزورین تاریخ بشریت گوش نمیدهند و خود شان تشخیص میدهند که چه کاری را بکنند و چه کاری را نکنند.
یادآوری از کنسرت آریانا سعید در این نوشتار از این لحاظ حائز اهمیت است که: 
۱ عنوان کنسرت تجلیل از سالروز استرداد استقلال کشور بود
۲ درآمد ناشی از کنسرت برای کمک به آسیب دیدگان ذره میرزااولنگ اختصاص یافته بود.
۳ اینکه آریانا به نماد ایستادگی و مقاومت در مقابل مردان زن ستیز افغان و ملاهای فاسد عالم نما مبدل شده است ورنه خانمهای دیگری هم، همه روزه برنامه تلویزیونی و کنسرتی دارند ولی هیچ نامی از آنها برده نمیشود.
خلاصه کلام: 
از کارنامه شاه امان الله به خاطری تجلیل میگردد که روح ترقیخواهی او در کالبد نسل امروز زنده است و با زمان به پیش میرود.

پیام انجمن افغانها بمناسبت نودوهشتمین سالروز استرداد استقلال افغانستان

انجمن افغانها در سویدن نود و هشتمین سالروز استرداد استقلال کشور عزیز مان افغانستان  را برای تمام هم میهنان گرانقدر تبریک و تهنیت عرض میدارد.

پوره 98 سال قبل ،  شان امان اله در اولین سخنرانی خود اعلام آزادی و استقلال افغانستان نموده و  تمام پیمان‌های گذشته با دولت انگلیس را لغو کرد. از فراخوان شاه امان تمام اقشار و اقوام برادر از جان ودل حمایت کرده ودر نتیجه مردم افغانستان تحت قیادت شاه امان اله مستقلانه و بدون کمک های خارجی استقلال سیاسی خود را در سال 1919 بدست آورد .

شاه امان اله بعد از بدست آوردن استقلال سیاسی ، دست به اصلاحات بنیادی در نظام سیاسی زد و آرزو داشت تا یک جامعه قبیلوی عقب مانده را به یک جامعه مدرن و مترقی تبدیل نماید . او بنیاد زندگی مدرن را گذاشت . ازینرونام شاه امان اله با استقلال ، نوآوری ها ، تحرک ، نواندیشی ها و ترقی پیوند ناگسستنی دارد . وقتی ما  از استقلال و پیشرفت وطن حرف میزنیم منظور ما امان اله خان است ووقتی از شاه امان سخن میگوییم ، استقلال وتحولات دوره امانیه در ذهن ما تداعی میگردد.

 گرچه ایده هایی را که شاه امان الله در ذهن داشت هیچگاهی تا امروز که امروز است به تحقق نپیوست، پس پرسش اینجاست که چرا باید از این رویداد تاریخی همه ساله تجلیل نماییم و ارزش آن در چه مطلبی نهفته است؟

و چرا ما باید شاه امان الله را ستایش نماییم؟

دلیل اینکه شاه امان الله ۹۸ سال پیش تمام قدرت و اقتداری را که از اجداد خود به میراث گرفته بود در معرض ریسک بزرگ و قمار قرار داد.او  در میان یک ملت ناآگاه و نادار ایستاد٬ چشم در چشم شان دوخت و چیز هایی را گفت و کرد که یک تعداد ما بعد از صد سال هنوز هم گفته نمی توانیم. امان الله تحجر را به چالش کشید. امان الله جهالت را به چالش کشید. امان الله ملای منحرف را در سرزمین ملا ها به چالش کشید. امان الله خرافات و تعویذ نویسی را به چالش کشید. امان الله استفاده ابزاری از نام دین را به چالش کشید. امان الله اسارت زن را به چالش کشید. امان الله غیابت زن را به چالش کشید. امان الله جنگ قوم و قبیله را به چالش کشید. امان الله تابوی مکتب و شفاخانه و بانک و مالیه را به چالش کشید. امان الله برده گی را به چالش کشید. امان الله فرق میان شهروندان مسلمان و هندوباوران و سکهای افغانستان را به چالش کشید. امان الله خشونت را به چالش کشید… امان الله هر آنچه در این جامعه بد و زشت بود همه را به چالش کشید.

امان الله در مقابل یک لشکر جهل ایستاد و تا آخر ایستاد.

عجولانه ایستاد ؛ بی وقت ایستاد ؛ تندروانه ایستاد؛ بی تدبیر ویا با تدبیرایستاد؟ بی برنامه ویا بابرنامه ایستاد ؟

فرق نمی کند٬ مهم این است که ایستاد و تا آخرین روز ایستاد و یک قدم پس نرفت. نه مصلحت کرد. نه سازش کرد. نه معامله کرد.

امان الله واقعن میخواست که کشور ما را از مرحله احتیاج به خودکفایی برساند و مردم حس نمایند که مستقل هستند و چون استعمارگران نمی خواستند کنترول غیر مستقیم این ملک را از دست دهند توطئه کردند و مانع برنامه های آن شدند.

اگر هم صد سال به عقب برگردیم و خود را در افغانستان سال 1919قرار بدهیم ؛  در افغانستانی که شاه امان الله می خواست زنده گی کنیم ؛ نه از حبیب الله سلف امان الله٬ نه از حبیب الله خلف امان الله و نه از نادرشاه خلف حبیب الله چیزی دیده ایم که ارزش های خود را با آن ربط دهیم.

ما به خاطریکه ارزش های ما با ارزش هایی که شاه امان الله به آن ها معتقد بود نزدیک است٬ او را دوست داریم و ارزش دارد که این روز را تا دیرباد به نام شاه امان الله و همرزمانش تجلیل نماییم.

با تجلیل از سالگرد استرداد استقلال و ارجگذاری از تحولات دوره امانیه ، از تحولات مثبت در جامعه حمایت و به عقب گرایی ،  تحجر و تعصب و تبعیض ، با زن ستیزی و فساد نی میگوییم .

گرامی بادنودوهشتمین سالروزاسترداد استقلال افغانستان !

نیکمرغه دی وی د استقلال 98 کلیزه !

شعر و دکلمه زیبا از خانم شفیقه یارقین دیباج

(شعر و دکلمه زیبا از خانم شفیقه یارقین دیباج ( سویدن

اجرای اتن ملی در محفل تجلیل از نوروزدر شهر استاکهولم

بتاریخ 19 مارچ 2017 به پیشواز نوروز و سال نو خورشیدی 1396 انجمن افغانها به همکاری کلوب قلم ، انجمن بابر و شورای فرهنگی محفلی برگزار نمودند که در آن برعلاوه برنامه جالب و شاد و نمایش لباس های ملی ، اتن ملی توسط جوانان اجرا گردید که فلم آن پیشکش میگردد

گزارش مختصر از تدویر شب غزل

  

http://www.youtube.com/watch?v=iP3ug40B8ts 

http://www.youtube.com/watch?v=XPDupsQA__E

یکشنبه دهم جولای 2016برنامۀ شب غزل در یک رستورانت افغانی واقع اکالا در شهر استاکهولم برگزار شد. در این برنامه تعدادی زیادی از خانواده ها در فضای شادی و صمیمیت در کنار هم عید را جشن گرفتند 

در این محفل در کنار هنرمندان افغان ادریس درانی و جواد کریمی ( مهمان در برنامه و بر اساس تقاضای حاضرین چند پارچه آهنگ زیبا اجرا نمود) ، ولی حیدر رباب نواز مشهور  ، هنرمندان مهمان از سرزمین هنرپرور هندوستان نیز اشتراک کرده بودند که با اجرای آهنگ های کلاسیک، غزل و پارچه های شاد دری، پشتو و اردو به زیب برنامه افزودند. همچنان جناب آقای قاسم رامشگر نیز بنابر تقاضای حاضرین با اجرای چند پارچه آهنگ زینت افزای محفل ما بود . محفل را دو جوان با استعداد  هر یک ساره جان فوجون و احسان جان کوهستانی به زبان های پشتو دری گردانندگی نمودند 
قرار بود محفل ساعت ده شب تمام شود اما در اثر تقاضا دوستان برنامه برای حدودی چهل دقیقه تمدید گردید
اینجا چند آهنگ ویدیویی از این برنامه را خدمت تان تقدیم میداریم که یکی آن توسط (راوی) هنرمند هندی سروده شده ودیگرهایش توسط محترم جواد کریمی و ادریس درانی

http://www.youtube.com/watch?v=aZYdD_pNT6U

http://www.youtube.com/watch?v=B8Um_w_sVCQ

ولی حیدر ربابنواز مشهور وطن