انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

فرهنگي

هشتم مارچ ، روز جهاني زن گرامي باد

قرار است ازهشتم مارچ ،  روزجهاني زن توسط شوراي زنان افغان در ستوکهولم تجليل بعمل آيد

درين  نشست صرف خانمها اشتراک ميورزند

برنامه : سخنراني پيرامون روز جهاني زن ، موسيقي و غذاي لذيذ افغاني توسط يکي از آشپزان  ماهر تهيه شده وبه قيمت تمام شد براي خانم ها سرويس ميشود

غرض آگاهي بيشتر و اشتراک به شماره تيلفون محترمه راحله آتش 0738788716 تماس بگيريد

زمان : شنبه مورخ 5 مارچ 2011 ساعت  16.00

 محل : نظر به علاقمندي بيشتر خانم ها لوکال بزرگتر در منطقه بگرموسن در نزديکي متروي بگرموسن در آدرس زير گرفته شد 

BYÄLVSVÄGEN 38 , 12847 Bagarmossen 

Kvinnoträff inför 8 mars

 

يک پناهجوي افغان توسط پوليس در کلمار گرفتار شد

يک پناهجوي افغان بنام حسن احمدي در ستيشن پوليس کلمار دستيگر ودر توقيف خانه اداره مهاجرت  توقيف گرديد. او از ميدان وردک بوده و مدت دو نيم سال است که در سويدن زندگي ميکند. اودر سال 2009 که زير سن بود ، پاسخ منفي دريافت کرد.شماره تيلفون 0738758571

 

آهنگ زيباي مختار مجيد

شریف سعیدی کیست؟

محمد شریف سعیدی یکی از چهره های مطرح وسرشناس شعر امروز افغانستان است. شعرهای این شاعر جوان توانسته است در این سال های پسین، زیاد مورد توجه شعر دوستان افغان قرار گیرد

محمد شریف سعیدی

 

رادیو صدای آلمان در سلسله ”یک آفرینشگر، دو دیدگاه” به معرفی تعدادی چند از شاعران و نویسندگان معاصر افغانستان می پردازد. این برنامه به کوشش نعمت حسینی، نویسنده و پژوهشگر افغان تهیه می گردد. در این سلسله کوشش می شود تا کوتاه به زندگی آفرینشگران پرداخته شده و آثار آنها توسط دو منتقد بررسی شود. البته رادیو صدای آلمان پذیرای نقد و نظر سایر منتقدین نیز می باشد.

***

شریف سعیدی در سال 1348 خورشیدی در جاغوری زاده شد. وی تا صنف چهارم را در زادگاه اش خواند و در سال 1366 خورشیدی به ایران مهاجرت نمود و آن جا نیز به درس ادامه داد. او مدتی مسوول شعبه ادبیات افغانستان در سازمان تبلیغات اسلامی در شهر قم و چندی مدیر مسوول نشریه «گلبانگ» بود. سعیدی از بنیادگذاران و عضو هیات نویسندگان فصلنامه «در دری » نیز می باشد.

او فعلاً در سویدن زندگی می نماید. زندگی در سویدن بر دیدگاه و شعر سعیدی تأثیر داشته است؛ چنانچه در یکی از گفت و شنودهایش می گوید: « … من وقتی به غرب رفتم، آن اوایل برای من محیط و طبیعتش خیلی زیبا بود. من آنجا به این فکر شدم که در این زمینه هم شاید در این جا کسی شعر گفته باشد. جستجو کردم و به ساده ترین وجه رسیدم به بزرگترین نویسنده سویدنی به نام ”آگوست استرنبل” بنیانگذار مکتب ناتورالیسم در دنیا که بیشترین آثار و نوشته ها را در سبک ناتورالیسم دارد. برای من بسیار جالب بود خواندن نوشته های او و تصاویری که او از طبیعت و از جامعه ارايه می کرد. این چیزی بود که من در ایران هیچ وقت به آن فکر نکرده بودم.

همین باعث شد که من یک تعداد شعرهایی بگویم که در ارتباط با طبیعت باشد. مثلا همان شعری که این طوری شروع می شود ”ابرها گوسفندان پرشیر، دره ها، دیگ های فروان” و من البته فکر می کردم این شعر شاید بازخورد نداشته باشند، به خاطر این که با ایده ناتورالیسم گفته شده بود و به گمان من در جامعه ما نمی توانست بازار و رونق داشته باشد چرا که بعید می دانستم در جامعه ای که مشکلات و مسایل گوناگونی وجود دارد، کسی به این چیزها فکر کند، چون مشکلات عدیده زمینه ای برای این گرایش ها نمی گذارد. اما جالب بود که وقتی من در تهران شما را دیدم از این شعر تعریف کردی و گفتی بسیار جالب است و این اولین بازخورد این شعر بود. به هرحال زندگی در غرب خیلی چیزهای تازه ای برای من داشته و هنوز هم دارد گرچه خیلی چیزهای بد هم داشته و دارد.»

سعیدی که در سالهای پیشین بیشتر تمرکز به روی زبان و صنایع زبانی در شعر داشت، حال آنکه این تمرکز در غرب مقداری کم رنگ شده است. خودش در این مورد می گوید : «ما نیاز به این داریم که حرف ما مخاطب بیشتری داشته باشد و درد و رنج ما از سوی انسان های مختلف درک شود. مخصوصا وقتی مهاجر می شوی در تقلای معرفی هویت خودت هستی؛ این باعث می شود که تو سعی کنی خودت را بهتر و دقیق تر معرفی کنی. به همین دلیل است که شاید تکنیک های جدیدی جایگزین تمرکز من بر روی زبان شده باشد.

علت دیگر هم این است که شما وقتی در یک کشور بیگانه می روید مقداری از ارتباطات قدیمی شما از بین می رود و ارتباطات جدیدی جایگزینش می شود. چون خیلی از معیارهای شما تغییر می کند. شما اگر اولین کتاب من ”وقتی کبوتر نیست” را نگاه کنید، از شعرهای شعاری و صریح تا شعرهای بسیار فنی در آن پیدا می شود. یعنی آن تنوع و گوناگونی زبان با حفظ خطوط کلی شعرها بوده و تا آخرین شعر من همین خاصیت وجود دارد. منتهی آن تمرکز شدید بر روی زبان و صنایع زبانی بین غزل های سفید و سیاه و زخمعلی تفاوت کرده است.»

از آثار چاپ شده ی سعیدی می توان از این آثار نام برد:

ـ وقتی کبوتر نیست

ـ تبر و باغ گل سرخ

ـ ماه هزار پاره

نعمت حسینی، نویسنده و پژوهشگر

ویراستار: عاصف حسینی

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6405703,00.html

 

آهنگ جديد ميرويس همراه

http://www.youtube.com/watch?v=Ug5rTpYH_ts

تلويزيون شبکه جهاني آريانا

جهت مشاهده برنامه هاي تلويزيون شبکه جهاني آريانا مستقيم از افغانستان به اينجا کليک کنيد

دومين فستيوال فلمهاي افغاني

دومين فستيوال فلمهاي افغاني به تاريخ هاي 27 و 28 نومبر 2010 در ستوکهولم

با آوازخواني هنرمند محبوب داوود سرخوش و گردانندگي هنرمند صاحبدل اسد بديع

قيمت يک نمايش ( سه فلم ) ـ 70 کرون ؛ قيمت يکروز ( سه نمايش ) ـ 150 کرون؛ قيمت دوروز(شش نمايش) ـ 250 کرون

        برای دیدن پروگرام فستیوال به ضميمه زير کلیک نمایید

 

 

 

!عيد تان مبارکباد

http://www.youtube.com/watch?v=xlfLAlmj4RQ

لوي اختر مو نيکمرغه

!فرخنده باد عید هر شهروند افغان
برجمله اهل دین و هم ملت مسلمان
از سوی انجمن هم تبریک و تهنیت باد
بر فرد فرد میهن، عید سعید قربان


 


 
عید سعید قربان مبارکباد
تجلیل از ایام فرخنده عید از سنن پسندیده ایست که  تمام ملل جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان مطابق به اعتقادات خاص خودشان به آن میپردازند ولی عید قربان مخصوص مسلمان هاست و بویژه مال کسانی است که در کنگره ای عظیم حج شرکت میورزند و هر حاجی حامل پیامی است از سوی کنگره به ملت و قوم خود

تجلیل از عید قربان به منزله تجلیل از باز گشتی است به فطرت خویش که یک مسلمان در هنگام اجرای مناسک حج به آن مبادرت میورزد و در واقع خود را از نو میسازد و تمام خصایلی را که با فطرت انسانی نا سازگاری دارد قربانی میکند و با شادمانی این تحول بزرگ را در خویشتن جشن میگیرد.و هر مسلمانی میتواند این حرکت کمال جویانه را انجام دهد، از ارتکاب افعال منفی دوری جوید، همیشه به مثبت ها بیندیشد و خیرخواهی و صلحجوئی را پیشه کند و با پیروی از ارشادات متعالی آئین مقدس اسلام خشونت طلبی را کنار بگذارد و شعاع دید خود را وسیع بسازد

اینهمه مشکلاتی که در جوامع اسلامی وجود دارد همه ناشی از کج فهمی و بدفهمی از دستورات دینی و سلیقه ای عمل کردن به آن است ورنه در خود آموزه های دینی هیچ نقصی وجود ندارد

یکی از مسئولیتهای یک مسلمان بر گشته از حج تشریح و تحلیل رویداد های است که در جریان ادای مراسم حج او را متحول میسازد و اگر هر حاجی یکنفر دیگر را با خود در جهت نیات خیر همگام بسازد سالانه ملیونها مسلمان اصلاح میشود و اگر حاجی نتواند تعلقاتی را که سرعت حرکت اورا در مسیر خداجوئی کند میسازد قربانی نماید، ذبح گوسفند میشود قصابی و مکه رفتن میشود سیاحت

انجمن افغانها این ایام خجسته و میمون را به همه ای هم میهنان عزیز و تمام مسلمانان جهان مبارکباد میگوید

 

***

رارسيدلي پيامونه

گران نسیم سحر او دافغانانو دتولنئ  اعضاوو او تولو افغانانو ته نیکئ هیلی او سلامونه –
دلوئ اختردرارسیدو له کبله تاسوته – محترمی کورنئ ته اوهمدارنگه ستاسو په وسیله تولوافغانانو ته په افغا نی مینه اواحساس مبارکئ وایم . په دی هیله چی شه روغتیا او بریالیتوبونه مو په برخه وئ . تل خوش اوبریا لئ اوسئ – همدارنگه امیدواره یم چی گران هیوادوال که په هر ه گوشه او کنارکی وئ روغ اود تل لپاره ارام – خوشحاله او  متحد واوسی – په هیواد کی د صلحی اورشتینی ولسواکئ لپاره بریالئ شئ  اوپه هیوادکی صلحه اوامنیت  راشئ او هغه مصرفونه او انرزئ چه په جنگ مصرفیزئ دافغانستان داباذئ لپاره مصرف شئ
یو واربیا اختر مو مبار ک شه .               
                   
                                                                    په درنشت

                                                نیک هدایت – سمو لند

تاریخ مختصر ادبیات افغانستان

زبان دری، فارسی قدیم نیست! فارسی بازمانده زبان پهلوی و لهجهء متأثر شونده از زبان های دری است.مادر زبان ”دری” است وکلمه ”پارسی دری”  باید به زبان ”فارسی” گفته شود 

بنده ویس ویسی نظر به علاقمندی که به ادبیات دارم خواستم تاریخچه مختصر ادبیات افغانستان را بدانم، بدینمنظور بعد از جد و جهد زیاد توانستم معلومات ذیل را جمع آوری نموده،  آنرا مختصر سازم و با هموطنان عزیز خویش شریک نمایم. قابل یادآوری است که متن ذیل را من ننوشته بلکه جمع آوری نموده ام.
زبان افغانستان”دری” و زبان ایرانی”فارسی” است

Wais 

اگر به گذشته کوتاه نظری کنیم در می یابیم که آریانای کهن در محور شهر باستانی بلخ مدنیت درخشان پنجهزار ساله افغانستان را داشت. مدنیتی که شامل افغانستان کنونی، هند، فارس (ایران) و آسیای میانه می گردید. قبل از گسترش دین اسلام، مدنیت آریایی به عنوان مهد تمدن و زبان در تاریخ قدیم جهان همیشه بحث های علمی دارد. بلخ مرکز و آغازگر زبان اوستایی و دین زردتشتی بود. زردتشت خود اهل و متولد شهر بلخ بود و به قول بیشتر مستشرقین زادگاه زردتشت را بلخ باختر (بخدی) می دانند.
یکی از محققان افغان در مورد کلمهء (باختر) م نویسد: ”..واژه باختري ابداع دانشمندان غربي است. نام اصلي آن بقول زائر چيني هيوان تسانگ  تخاري بوده است، يعني زبان كه مردم تخارستان بدان سخن ميگفتند. اما چون زبان ديگري قبل از باختري كشف و به تخاري معروف شد بناء براي زبان تازه نام باختري را برگزيدند كه منسوب بسرزمين باختر است.” (ع، صفحه انترنتی خاوران)
زبان مردم افغانستان از تأثیرات نفوذی یونانیان نیز متأثر گردیده و از قرن سوم ق.م.، رسم الخط یونانی با زبان پراکریت و رسم الخط خروشتی یکجا بکار می رفت و مورد استفاده قرار می گرفت.. همچنان خط پارتی که انکشاف یافته خط ”آرامی” است در عهد سلسلهء کوشانی ها و نفوذ ساسانی ها در بخش های از افغانستان مروج گردید.
رسم الخط خروشتی  که از راست به چپ نوشته میشد حدود یک هزار سال در سرزمین آریانای کهن رواج داشت که حدود و ثغور این زبان از بلخ و ماورأی دریای آمو تا سیستان و پنجاب بود.در جنوب افغانستان علاوه از رسم الخط خروشتی، زبان ”برهمنی” با رسم الخط آن نیز مروج و مورد استعمال بود.
در افغانستان قبل از اسلام (دورهء باختریان) زبان های زیاد دیگری نیز گپ زده میشد که عبارت بودند از زبان دری،تخاری، سغدی، یونانی، پشتو، اسکایی و پهلوی. این زبان ها غالباً منشعب از زبان های سانسکریت و پراکریت اند.

تفاوت زبان دری و پهلوی
زبان های دری و پهلوی با وجود شباهت های مشترکی دارند، ولی در اساس و بنیاد از هم متفاوت اند. عبدالله بن مقفع گوید: ”…پهلوی منسوب است به پهله که نام پنچ شهر است: اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان. و اما دری زبان شهر نشینان بود و درباریان با آن سخن می گفتند و منسوب به دربار پادشاهی است و از میان زبان های اهل خراسان و مشرق، زبان مردم بلخ در آن بیشتر بود. اما پارسی، زبان مؤیدان (روحانیون زردتشتی) گزیده بود که در پارس مردم به آن دین معتقد بودند ) و امثال آنان بود و مردم فارس به آن سخن می گفتند.” (ت، ص:39)
عبدالله بن مقفع نیز محدودیت زبان پارسی را به شهر های خاص نموده، در حالیکه زبان دری با وسعت و گسترش آن در خطهء بزرگ خراسان(افغانستان قدیم) زبان رسمی، ادبی و معتبری بود و همه آثار و تاریخ و حکمت به این زبان نوشته شده است و از افتخارات مردم افغانستان بشمار می اید که تأثیراتی بر لهجهء فارسی نیز داشته است.
در اواسط قرن سوم ق.م. دولت موریای هند در گسترش دین بودایی در افغانستان سعی نمود. دولت یونانو باختری افغانستان دراین نفوذ دینی ممانعت ننمودند و می خواستند خود را در ثروت هند شریک سازند. لذا دین بودایی جای دین زردتشتی راگرفت.
کوشانی ها با تشکیل دولت افغانستان، مدنیت جدید را در تاریخ کشور ما رقم زدند. کنیشکا مقتدرترین پادشاه کوشانی در 120 میلادی پایتخت افغانستان را از بلخ و شمال افغانستان به بگرام و کاپیسا انتقال داد. این سلسله تا 220 میلادی دوام نمود که گرایش خاص در سیطره هند داشتند. یکی از قویترین حکومات محلی کوشانی ها، دولت کابلستان بود که از کاپیسا در جنوب هندوکش تا سواحل سند تسلط داشت.” (پ، ص:50)
زبان پادشاهان کوشانی ختنی و تخاری بود که این دو زبان از هم تفاوت کلی داشتند. اما زبان خروشتی در افغانستان از تاریخ پنجم ق.م. تا آغز قرن ششم میلادی، به مدت ده قرن رایج بود. ساحهء زبان های افغانستان از آسیای میانه تا جنوب سند و در غرب از کرمان تا سیستان وسعت داشت. آثاری از آن دوره ها نیز در مناطق مذکور وجود دارد.
از سال 220 تا 425 میلادی، افغانستان در تشنجات و حملات سه جانبه قرار داشت. ساسانی ها شمال غرب افغانستان را در دست گرفتند، سلسله ”کیداری” ها که مرکز آن کاپیسا بود موجودیت خود را در جنوب حفظ نموده و با ساسانی ها در جنگ بودند. کیداری ها با دولت ”گپتا” های هندی دوستی و مراودت داشتند. در سال 425م. یقتلی ها در شمال افغانستان دولت را تأسیس کردند که مرکز این دولت تخارستان بود. این دولت با قدرتی که داشت، توانست بهرام گور را در ”مرو” و یزدگرد ساسانی را در ”مرغاب” شکست دهد. بعد از شکست ایرانیان، دولت ”کیداری” هم در افغانستان سقوط داده شد و تمامیت ارضی افغانستان را افغان ها دو
باره احیأ نمودند.

 

سیر زبان ادبی از اوایل گسترش اسلام تا به امروز
افغانستان قبل از گسترش دین اسلام، زیر نفوذ ادیان دیگری چون زردتشتی، بودایی و مانوی قرار داشت. دربخش شرقی افغانستان، دین بودایی بنابر تعلقات و روابط نزدیک با دولت گپتا های هندی رایج گردیده و تا مناطق مرکزی و جنوب غربی کشورمان نفوذ نموده بود.
با گسترش و نفوذ اسلام در افغانستان در سال 642م.، کشور ما به مدت یک قرن پذیرش فرهنگ و ادبیات جدید عرب و آموزش دین اسلام را در زنده گی اجتماعی خود آوردند. افغانستان دین اسلام و زبان عربی را با حفظ زبان خود پذیرفتند و ملت عرب هم از غنامندی زبان دری برخوردار شده با تمدن و فرهنگ قدیم افغانستان آشنا گردیدند. روابط افغانستان با دین اسلام و فرهنگ عرب و زبان عربی، در حقیقت یک تلفیق و آشنایی دو فرهنگ، در تشکیل آینده تمدن اسلامی نیز تأثیر افگند” (ج، ص:160) در چند دههء قرن اول هجری، سرزمین خراسان (افغانستان قدیم)، تحول عظیم بنیادی و اعتقادی که در ابعاد گوناگون دیگر اجتماعی نیز اثر گذاشت، بوجود آمد.
دین اسلام جاگزین عقاید مختلفه(زردتشتی،مانوی و بودایی) شد و زبان عربی منحیث زبان اعتقادی بزودی گسترش یافت. زبان های محلی افغانستان مانند زبان سریانی و اوستایی را نیز زیر تأثیر قرار داد. پذیرش زبان عربی و جاگزینی ویا نفوذ آن در زبان های دیگر ناشی از دو جریان بود:
یکی اینکه دین اسلام و کتاب آسمانی قرآن کریم به زبان عربی بود و تمام احادیث و روایات صدر اسلام و فقه از عربی به مردم انتقال می یافت. دیگر اینکه زبان عربی با سعی و کوشش علمای عربی زبان در تهیه متون علوم و ترجمه آثار یونان باستان و اندیشهء فلاسفه و حکمأ نقش بارزی را ایفأ نمود.
گسترش زبان عربی و نفوذ آن در ادبیات دری و پشتو و زبان های دگر منطقوی و حتی لهجه ها ، تأثیر گذاشت. در مورد نفوذ زبان عربی عوامل دیگری نیز وجود دارد که در مقاله دیگر رویآن بحث خواهم کرد.

زبان دری قبل از اسلام
در افغانستان، آسیای میانه و ایران قبل از اسلام نیز به زبان دری حرف و گپ می زدند. عبدالله بن مقفع در کتاب ”الفهرست” تألیف محمد بن اسحاق ابن الندیم الوراق که در سال 378م. ذکر نموده است که” در دوره هخامنشایان فارس و ساسانیان در شهر های مداین زبان دری مروج بود: ” اما الدریه فلغۃ مدن المدائن و بها کان یتکلم من بباب الملک و هی منسوبه الی حاضره الباب…”
اما محققان ایرانی این ادعا را رد می کنند. دکتر ذبیح الله صفا در کتاب ”تاریخ ادبیات ایران” می نویسد که اگر دری زبان تکلم شهر های شرق بود، پس چگونه در شهر های مدائن و در درگاه سلاطین ساسانی برای تکلم بکار میرفت. وی دلیل می آورد :” علت تسمیه لهجهء تخاطب مدائن به ”دری” انتساب آن به درگاه سلاطین ساسانی است نه از آنروی که آن لهجه، همان لهجهء مشرق است… (چ،ص:739)
ولی این تحلیل خیلی ضعیف بوده وجستجوگران ایرانی به گونهء خواسته اند تا از نفوذ زبان دری در دربار هخامنشیان فارس انکار کنند و دوباره به همین موضوع قانع شده اند که زبان دری، زبان مردم خراسان (افغانستان) است. عبدالله ابن مقفع به صراحت ذکر می کند که: ” الغالب علیها من لغۃ اهل خراسان و المشرق لغۃ اهل بلخ..”
یکی از اسناد برجسته دیگر که زبان دری را از زبان پهلوی قدامت و پیشی داده و آنرا زبان مستقل می داند، کتیبهء است که در سرخ کوتل بغلان کشف شد. ” اکنون که سنگ نبشتۀ مکشوفه بغلان را به زبان دری تخاری و رسم الخط یونانی می بینیم، اعتراف می کنیم که زبان دری کنونی از پهلوی منشعب نشده، بلکه در مدت یکهزار و هشتصد سال تا دو هزار سال پیش ازین در تخارستان تاریخی زبان تکلم و تحریر و ادب و دربار بوده، که این بیست و پنج سطر نوشتهء آنرادر حدود 160 لفظ بهمان شکل قدیم و عناصر کهن تاریخی در دست داریم، و بنابران کشف این سنگ نبشتۀ گرانبها، تحولی را در اعلام زبان شناسی و تاریخ ادبیات افغانستان بوجود میآورد و عقاید کهنه ویا تقلیدی را متزلزل می گرداند.” (ح، ص: / خ، ص :۴۴۸ ، چ، ص:۷۵۲ )
یکی از دانشمندان ادبیات افغان می نویسد:”…زبان دری قبل از برقراری ساسانیان در نواحی باختر(باکتریا) رو به هستی می گذارد؛ چنانکه در اواخر ساسانی و آغاز دوره اسلامی نمونه های از آن در کتب تاریخی و جغرافیه نویسان عرب دیده می شود..” (س، ص1۰)
”زبان دری . . . تاريخ چيز کم دو هزار سال [دارد]، در دوره های قبل از اسلام وجود داشـته و در افغانستان [خراسان کهن] بوجود آمده … نخسـت زبان مردم خراسان بوده و بعداً انتـشار آن به غرب [ايران امروز] صـورت گرفـته …” (ظ، ص:۲۲)
”درآن هنگام در کشور پارس زبان پارسی باستان از بین رفته بود. در آریانا (افغانستان آن عهد) در هرگوشه بزبانی دیگر گپ زده میشد, در سراشیبی های شرقی و جنوبی هندوکش زبان پراکریت, در کنار سانسکریت, کلاسیک قد علم کرده بود و مردمان آن نواحی بحیث یک زبان عمومی و ملی بدان سخن میگفتند. در شمال هندوکش وپاردریا در اثر تماس زبان سغدی و پهلوی خراسانی با زبان تخاری (بقولی شکل ابتدایی همین زبان دری) بوجود آمده بود” (ص، شماره٢، سال۶)

واقعیت امر آنست که دری، زبان گسترده و قدیمی بود که پهنه آن لهجه ها و زبان های دیگر رازیر نفوذ خود داشت. زبان پهلوی و لهجهء فارسی نیز متأثر از زبان دری بود. اینکه نویسنده گان ایرانی سعی دارند تا برعکس زبان دری را ”لهجۀ دری” و لهجهء فارسی را زبان فارسی می خوانند، در واقع تصور و کوششی است تا هویت زبان دری را در محو
ر زبان پهلوی ترسیم کنند و آنرا ” فارسی دری” بنامند. این موضوع را به صراحت به همه دانشمندان و ادیبان افغانستان، ایران و تاجکستان یاددهانی و تذکر میدهم تا درمقالات و نوشته های تحقیقی خویش یکبار دیگر جستجوگر واقعیت های تاریخی زبان دری و دیگر زبان های ماحولش شوند و آنچه را که نوشته اند دوباره تعدیل نموده به واقعیت زبان دری صحه گذارند. برای دانشمندان افغانستان اینکار یک امر فرضی و واجبی شمرده شده و تاریخ ادبیات دری را که در معرض توهمات و تحریف ها قرار گرفته است ، برهانند و از تقلید های تبلیغاتی دیگران و یا از مصلحت های مقطعی ذوقی خود با زبان ها و ملیت های دیگر بپرهیزند تا باشد که واقعیت تاریخی جامعه ما بخوبی تمثیل گردد
زبان دری بعـد از قرن پنجـم هجری به سوی باخـتر (ايران امروز) گسترش يافـته است. کتيبه آتشکده کرکوی در ولايت نيم روز (استانی در غرب افغانستان و هم مرز با استان زابل ايران) را شايد بـتوان قديـمی ترين اثر به اين زبان شمرد.
ریشه لغوی زبان دری
زبان شناسان، دری را مشتق از کلمه ”دره” نموده اند و عدهء هم آنرا منسوب به دربار می دانند. اما اکثر محققین به این باور اند که زبان دری زبان دره های دامنه های هندوکش افغانستان است و در همانجا نمو کرده است.

زبان دری از دیدگاه شاعران
زبان دری در مجمع نویسنده گان و شاعران افغانستان از برجسته گی خاصی برخوردار بوده و با ذکر آن مباهات می ورزیدند. شماری از ابیاتی راکه در مورد زبان دری سروده شده و من با آن برخوردم بیرون نویسی کرده و تذکر آنرا دراینجا دور از موضوع این بحث نمی دانم.
فردوسی طوسی شاعر توانمند و حماسه ساز ادبیات دری در شاهنامه می نویسد:

کجا بیور از پهـــلوانی شمار
بود در زبان دری صد هزار

**

به تازی همی بود تا گاه نصـر
بدانگه که شد در جهان شاه نصر

بفرمـــــــــــود تا پارسی دری
نبشتند و کوتاه شــــــــــد داوری

فرخی سیستانی شاعر ارجمند دربار غزنوی در غزلی زبان دری را چنین مدح می نماید:

دل بدان یافتی از من که نکو دانی خواند
مدحت خواجهء آزاده به الفــا ظ دری

خاصه آن بنده که مانندهء من بـــنده بود
مدح گوینده و دانندهء الفاظ دری..(الخ)

ناصر خسرو بلخی به زبان دری ارج میگذارد و او را زبان ادب و مقام ارجمند می شمارد و می گوید:

من آنم که در پای خُوکان نریزم
مراین قیمیتی دُر، لفــظ دری را

سوزنی هم در شعر از زبان دری یاد میکند:

صفا روی او آسان بود مرا گفتن
گهی به لفظ دری و گهی به شعر دری

نظامی گنجوی شاعر برازنده زبان دری می فرماید:

گزازندهء داستان دری
چنین داد نظم گزارشگری

نظامی که نظم دری کار او اســت دری نظم کردن سزاوار او اســــــت
هزار بلبل دستانسرای عاشـــق را بباید از تو سخن گفتن دری آموخت

حضرت حکیم سنایی هم در بزرگی زبان دری و مدح او چنین می گوید:

شکر لله که ترا یافتم ای بحر ســـخا
از تو صفت زمن اشعار به الفاظ دری

عنصری بلخی ملک الشعرأی دوره سلطان محمود غزنوی می سراید:

آیا به فضل تو نیکو شده معانی خیر
ویا به لفظ تو شیرین شده زبان دری

حضرت سعدی درباب آموزش زبان دری می فرماید:

هزار بلبل دستان سرای عاشق را
بباید از تو سخن گفتن دری آموخت

حضرت حافظ شیراز از سخن سرایان زبان دری می سراید:

ز شعر دلکش حافظ کسی شود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

علامه اقبال لاهوری هم در مورد زبان دری می گوید:

گرچه اردو در عذوبت شکر است
طرز گفتار دری شیرین تر است

—————————————————————————————————————————

منبع انترنتی:
http://archive.khawaran.com/DrTanwir_ZabaneDariFarsi.htm
نوت: کسانیکه خواهان استدلال بیشتری هستند، میتوانند با من به تماس شوند. برای واضح ساختن تاریخ ادبیات دری اسناد و ثبوت های سنگی وجود دارد که بیشتر از 1800 سال پیش حک گردیده است، و ما برای استدلال آماده هستیم.
تهیه و ترتیب: ویس ویسی

کنسرت تواب آرش در ستوکهولم

تواب آرش ـ هنرمند محبوب و بااستعداد در شهر ستوکهولم کنسرت اجراء ميکند . درين کنسرت زبير پاداش هنرمند طنزپرداز نيز اشتراک دارد

زمان : شنبه 20 نوامبر 2010 آغاز برنامه 18.30

محل : جمنازيم اوسو ، شهر ستوکهولم ، متروي سکانستول

قيمت تکت : 150 کرون قبل از روز کنسرت( پيش خريد )  ، روز کنسرت 200 کرون،( غرض بدست آوردن تکت منجمله با مسوولين انجمن تماس بگيريدشماره تيلفون 0738998176 ) اطفال زير 10 سال مجاني

http://www.youtube.com/watch?v=lDOl8LWRU8E

 

 

 http://www.youtube.com/watch?v=2LE1ynZX1ZU