انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

Archive for month: januari, 2020

وکیل بخاطر ملاقات گروهی با مشتریان متقاضی پناهندگی اخطار دریافت مینماید

بی اعتنایی جدی به رسم و آئین خوب وکالت خوانده شده ، وقتی یک وکیل بعنوان دستیارو مشاور پناهندگی ، سه موکل خود را بدون رضایت آنها ، برای یک نشست مشترک و گروهی در دفتر خود فرامیخواند.

این وکیل همچنین آگاهانه ازوارد شدن به دلایل پناهندگی موکلان خود قبل از  مصاحبه های شان در اداره مهاجرت خود داری کرده  و هم چنان مهلت زمانی  برای شکایت و تجدید نظرپیرامون رد درخواست پناهندگی شان را از دست داده است .

یک موکل اسبق از وکیل خود که بعنوان مشاوروکیل در بخش دوسیه پناهندگی خود دریافت کرده بود به انجمن حقوقدانان شکایت نموده بود . موکل ، که اهل افغانستان است و در آن زمان زیر سن  بود، در شکایتنامه خود  اظهار داشته بود که وی برای اولین بار قبل ازمصاحبه پناهندگی در سال 2016 به دفتر وکیل فراخوانده شده بود.

” وقت نداشت ”

در دفتر[وکیل ] دو جوان دیگر افغان  که این وکیل از ایشان وکالت مینمود  و همچنین سرپرست های ( gode män) آنها نیز حضور داشتند  و از طریق تیلفون یک مترجم نیز وصل بود. یک مشتری (موکل ) اظهار داشته که ”او بخشی از [دلایلی] را باخود داشت که نمی خواست دیگران آن را بشنوند”. با این حال ، هنگامی که پناهجویان در مورد بیان کردن  و گفتن  کیس های شان در یک گروپ [با حضور داشت افراد مختلف] اعتراض نمودند وکیل برایشان توضیح داده بود  که او وقت ندارد تا هریک آنهارا یکایک ملاقات نماید و او ”صد دوسیه دارد ”.

پس ازاینکه محکمه مهاجرتی به تجدید نظر درخواست مشتری [ پناهجو] رای منفی داد ، وكیل قول داده بود که از این رای محکمه مهاجرتی به مرجع بالاتر شکایت نماید و تقاضای تجدید نظرنماید. با این حال ، مشتری [ پناهجو] پس از آن نامه ای [ ازاداره مهاجرت ] دریافت کرد که در آن آمده بود که رای محکمه قوت اجرایی پیدا نموده است، زیرا تقاضای تجدید نظر[ شکایت بمرجع بالایی ] در مهلت معین صورت نگرفته بود .

اطلاعات را تأیید می کند

وکیل در یک اظهار نظر خویش به انجمن وکلا اساسا اطلاعات مشتریها[ موکلین ]  را تأیید کرده ، اما استدلال نموده  که این کار با یک ”روش مناسب” انجام شده است. این یک ”استراتژی آگاهانه” بوده است که  همزمان با سه پناهجو جلسه  دادرسی داشته باشیم – این در مورد متقاضیان زیر سن از یک کشوربوده  که به یک زبان صحبت می کردند و درهمان زمان در یک کمون  زندگی می کردند وبه یک مکتب می رفتند.

به گفته وكیل این جلسه عمدتاً درمورد ارائه اطلاعات در مورد روند پناهندگی در یك گروپ بود – سپس به هر كدام از مشتریان [موکلین ]  اجازه داده شد كه با  سرپرست هایشان  وارد شوند و صحبت های جداگانه كنند. در این زمینه وکیل  درمورد موارد حساس تر ، مانند خشونت در خانه  و سوء استفاده جنسی سوال نموده است. وی همچنین در مورد دلایل پناهندگی  مشتریان[ موکلین]     ” فوق العاده سطحی ”  تماس گرفته است  – اما در عین حال اظهار داشت که  او در کار قبلی خود به عنوان مسوول رسیدگی(handläggare )  به  دوسیه های پناهندگی  به این نتیجه رسیده بود که این ممکن ” مزیت داشته باشد که اگر متقاضی که نزد او نشسته داستان خود را قبل از مصاحبه خود در اداره مهاجرت بیان نکند ”.

چندین نقطه نظر

وكیل مسوولیت نفرستادن بموقع  درخوست تجدید نظر [ شکایت به محکمه مافوق مهاجرتی] رابعهده خود گرفته و با یک تبصره علاوه مینماید که مساله  جوازتجدید نظر(prövningstillståndsfråga ) که او و مشتری [ موکل ] باید تقاضا مینمودند  توسط محکمه مافوق مهاجرتی (محکمه عالی د رامور مهاجرت)  هم قبل و هم بعد از مدتی كه تجدید نظر آنها باید روی میز محکمه قرار میداشت ، پاسخ منفی داده شده بود.

اکنون کمیته انضباطی انجمن حقوقدانان  اقدامات وکیل را ازچندین نقطه نظرمورد انتقاد قرار میدهد.

از اطلاعات خود وکیل  مشخص برمی آید که او قبل از مصاحبه موکل در اداره مهاجرت قصدا وارد دلایل پناهندگی مشتری [موکل] خود نشد که به معنای عدم مراقبت و بی اعتنایی به مکلفیتهای وکیل  میباشد.

بی اعتنایی و نقض شدید

یک وکیل بادرنظر داشت مکلفیتهای خود در زمینه محرمیت باید بیشتر ” توجه  به محرمیت مسایل مربوط به موکلین خود” نماید. در این حالت ، مشتریان[ موکلین]  بدون رضایت شان به یک جلسه مشترک و گروهی فراخوانده شده اند. وكیل با اقدامات خود به طور جدی به رسم و آئین خوب وکالت صدمه وارد نموده است.

همین موضوع  در مورد موفق نشدن [ بموقع نفرستادن ] درخواست  تجدیدنظر[ شکایت ] از  تصمیم محکمه  مهاجرتی به محکمه مافوق مهاجرتی که نقش تعیین کننده داشت ،  نیز صدق می کند.اکنون به وكیل اخطار داده میشود و مبلغ 5000 كرون بخاطر اقدامات  خود جریمه میگردد.

ترجمه از نسیم سحر

اصل مطلب در لینک زیر:

https://www.dagensjuridik.se/nyheter/advokat-varnas-efter-gruppmote-med-asylsokande-klienter/?utm_campaign=unspecified&utm_medium=email&utm_source=apsis

اتحادیۀ اروپا باید نشان انگشت افراد محکوم را ثبت نماید

قرار است یک فهرست حاوی اسم های افرادی که به زندان محکوم شده اند ساخته شود. این یک فهرست مشترک اروپایی خواهد بود که باید به سادگی قابل دسترس بوده و در آن در مورد اتباع کشور های خارج از اتحادیۀ اروپا که به زندان محکوم شده اند، معلومات وجود خواهد داشت.
در حال حاضر پولیس امکان جستجو اطلاعات را صرفاَ در مورد اتباع اتحادیۀ اروپا دارا میباشد.
برای این که سویدن ارائه نشان انگشت را به این فهرست ضمانت نماید و بتواند متباقی شرایط موجود در مقررات اتحادیۀ اروپا در مورد این فهرست را تکمیل نماید، نیاز است تا در قانون تغییراتی وارد گردد. به همین دلیل دولت از Eric Leijonram (ایریک لیونرام) مشاور ارشد حقوقی ادارۀ بازرسی مالی خواسته است تا در مورد آن تغییرات در قانون پیشنهاداتش را ارائه کند.
در این فهرست باید نشان انگشت افرادی ثبت گردد که تابعیت کشور های خارج از اتحادیۀ اروپا را دارا میباشند و در یکی از کشور های عضو اتحادیۀ اروپا به حداقل شش ماه زندان محکوم میشوند.
این فهرست باید برای پولیس در کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا این سهولت را ایجاد نماید که آنها بتوانند در این مورد که آیا یک شخص که تابعیت یک کشور خارج از اتحادیۀ اروپا را دارد، در کدام کشورعضو اتحادیۀ مذکور محکوم به زندان شده است یا خیر.
در حال حاضر باید پولیس از ادارات پولیس در کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا در این مورد سوال نماید. اما این فهرست جدید باید این امکان را فراهم بسازد تا با جستجو در آن بتوان در مورد اشخاص محکوم شده اطلاع حاصل نمود.
(ایریک لیونرام) مشاور ارشد حقوقی ادارۀ بازرسی مالی باید در مورد طرح آن مقررات نیز پیشنهاداتش ارائه نماید که بر مبنای آن نشان انگشت همه افرادی که در سویدن به بیشتر از شش ماه مجازات محکوم میشوند، بدون در نظرداشت تابعیت آنها، در این فهرست جا داده شود.
در سویدن از همه افرادی که توقیف میشوند در مرحلۀ تحقیقات ابتدایی، نشان انگشت اخذ میشود. ولی این موضوع آنچنان درج قانون نیست که بتواند شرایطی که توسط مقررات اتحادیۀ اروپا تعین میگردد را برآورده سازد.

ترجمه و تلخیص: احمد ضیا دانش
منبع خبر https://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx…

شب شعر و موسیقی

زمان : یکشنبه دوم فبروری 2020  از ساعت 14.30 الی 17.00 در ( Skyttensholmsvägen 12, ) (Folket hus Solna ) سولنا . ورود برای عموم علاقمندان  آزاد است.

کنسرت نوروزی اجمل ذهین در شهر استاکهولم

کنسرت نوروزی اجمل ذهین در شهر استکهلم تاریخ ۲۰ mars 

قیمت تکت معمولی ۲۹۹kr و تکت وی آی پی ۳۹۹kr می‌باشد.

از ساعت ۱۹:۰۰ الی ۰۲:۰۰ شب.

در Exploria center و  Fittjavägen 22 )

برای معلومات بیشتر با شماره ذیل به تماس شوید: 0729190716

ابوبکر آریا در مسابقات قهرمانی بوکس نوجوانان سویدن مقام اول را بدست آورد

مسابقات بوکس Svensk Mästare نوجوانان سویدن در شهر Lidköping بتاریخ ۱۸-۱۹ جنوری دایر گردید که در آن نو جوانان کلپ های بوکسنگ از شهر های مختلف سویدن اشتراک نموده بودند.  ابوبکر آریا ولد نورالله آریا در وزن ۳۶ کیلو گرام از شهر اروبرو( Örebro) در این مسابقات اشتراک کرد و توانست به شکست دادن حریف سویدنی اش به  فاینل مسابقات راه یابد و بعدآ در فاینل با مغلوب نمودن حریف پر قدرت اش از شهر Motala بمقام اول برسد و مدال طلا را از آن خود نماید. پیروزی ابوبکر آریا یک دست آورد بزرگ برای خود اش، فامیل و جامعه افغانی مقیم سویدن  محسوب می‌کردد.

ابوبکر آریا متولد سال ۲۰۰۸ ناحیه نهم شهر کابل می‌باشد که در سال ۲۰۱۸ به کشور سویدن آمده و در مکتب ابتداییه Haga skolan شهر Örebro در صنف ۵ درس میخواند و توانسته در این مدت کم به زبان سویدنی روان صحبت نماید و شاگرد ممتاز صنف خود باشد.

انجمن افغانها در سویدن این موفقیت را برای ابوبکر آریا و خانواده شان و تمام افغانها تبریک گفته موفقیتهای مزید برای این نوجوان آرزو مینماید.

سویدن خواستار آنست تا ایران به خانواده های قربانیان غرامت بپردازد

سویدن ، کانادا ، بریتانیای کبیر ، اوکرائین و افغانستان خواستار آن هستند که ایران به بستگان قربانیان طیاره سقوط داده شده با پرواز  (PS752 )  غرامت کامل بپردازد.

ان لیند (Ann Linde ) وزیر امور خارجه سویدن می گوید که شناسایی قربانیان [فاجعه دلخراش] در مرحله نهایی قرار داشته, اما ممکن است مدتی طول بکشد تا همه قربانیان شناسایی شوند.

 ان لیند (Ann Linde ) به آژانس  خبری تی تی ( TT) سویدن می گوید : از آنجا که تفاوت بزرگی وجود دارد که  شخص در کدام قسمت طیاره نشسته بوده ، اعضای باقیمانده بدن در کدام حالت قرار دارند  و این میتواند زمانگیر باشد . برخی [ کار ها ] می تواند به سرعت  انجام شود وبرخی دیگر می تواند زمان بسیار طولانی را در برگیرد.   نباید اشتباه صورت گیرد ، هنگامی که شناسایی  تمام گردد، بستگان و اقارب قربانیان باید 100 درصد مطمئین گردند که بقایای اجساد،  واقعا ازعزیزانشان میباشند.

[”سقوط هواپیمای اوکرائین؛ نشست لندن: ایران باید مسئولیت کامل بپذیرد و غرامت بپردازد.

وزاری خارجه پنج کشوری که اتباع  آن‌ها در سرنگونی طیاره  مسافربری اوکرائین با موشک سپاه پاسداران کشته شدند، گفته‌اند که تهران باید ”مسئولیت کامل” این سانحه را پذیرفته و به خانواده‌های قربانیان غرامت پرداخت کند.

آنها همچنین خواستار محاکمه عاملان سانحه شدند.

وزرای خارجه کشورهای کانادا، بریتانیا، اوکرائین، سویدن و افغانستان امروز در نشستی که در لندن در رابطه با سقوط این هواپیما(طیاره ) برگزار شد، شرکت کردند. هدف از این نشست اعمال فشار بیشتر بر حکومت ایران برای پاسخگویی درباره هدف قراردادن این هواپیمای (طیاره )  مسافربری بود.

وزرای خارجه این پنج کشور در بیانیه‌ای که در پایان این نشست منتشر کردند، به نکاتی اشاره کردند که می‌تواند مشخص کننده ”تعامل آن‌ها” با مقامات ایران در این زمینه باشد.

از جمله اطمینان یافتن در این مورد که ”ایران مسئولیت کامل سرنگون کردن هواپیمای بوئینگ 737 را پذیرفته و وظایفش را نسبت به خانواده‌های قربانیان و سایر بخش‌ها از جمله پرداخت غرامت” انجام می‌دهد.

کشورهای شرکت کننده در این نشست همچنین خواستار ”تحقیقات مستقل و شفاف بین المللی” تحت نظارت کنوانسیون سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی” با شرکت کشورهایی شدند که شهروندانشان ( اتباع )  در این سانحه کشته شدند.

در این بیانیه پنج کشور همچنین خواستار ”دسترسی کامل و بدون مانع” به مقامات ایران برای فراهم کردن خدمات قونسولی و شناسایی و بازگرداندن قربانیان ”با شایستگی” و براساس خواسته‌های خانواده های آنها شدند.

پس از این نشست وزرای خارجه کانادا، بریتانیا، سویدن، اوکرائین و افغانستان در کنفرانسی خبری شرکت کردند.

در این نشست فیلیپ شامپین، وزیر خارجه کانادا گفت: ”تنها راهی که جامعه بین المللی به ایران اعتماد کند شفاف بودن این تحقیقات است. ما از دولت ایران خواستیم که در همه مراحل شفاف عمل کند و کارشناسان بین المللی را دخالت دهد.”

او همچنین گفت که ممکن است تحقیقات در این مورد ”چندین ماه و یا چندین سال طول بکشد”.

وزیر خارجه کانادا در این نشست خبری تاکید کرد: ”می‌دانیم این حادثه اتفاق افتاده اما نمی‌دانیم که چگونه اتفاق افتاده اما تحقیقات است که نشان می‌دهد دلیل این مسئله چه بوده است.

آقای شامپین در بخش دیگری از این نشست خبری گفت که ”سوالات خیلی زیادی” در مورد این سانحه وجود دارد، خانواده‌ها به همراه کشورهایی که در این نشست شرکت کردند و جامعه جهانی ”همه خواستار پاسخ هستند”.

او همچنین بر ضرورت جلوگیری از وقوع حوادثی مشابه تاکید کرد.

در هشتم جنوری، ساعاتی پس از حمله موشکی ایران به پایگاه‌های امریکا در عراق که به تلافی کشته شدن قاسم سلیمانی به دست امریکا بود، یک هواپیمای مسافربری از نوع بوئینگ ۷۳۷ متعلق به خطوط هواپیمایی اوکرائین دقایقی بعد از بلند شدن از فرودگاه امام خمینی تهران سقوط کرد.

منابع ایرانی علت سانحه را نقص فنی اعلام کردند اما سه روز بعد و پس از انتشار اطلاعاتی مبنی بر اصابت یک موشک به هواپیما بوسیله منابع غیر ایرانی، ایران رسما اعلام کرد که این هواپیما به اشتباه هدف پدافند سپاه پاسداران قرار گرفته است.

رهبران اوکرائین و کانادا خواهان همکاری کامل ایران و مجازات مقصران شده‌اند”]      [ متن از بی بی سی ]

گزارش روزنامه سوینسکا داگبلادت(Svd ) را  در زمینه  در لینک زیربخوانید:

https://www.svd.se/linde-vi-kommer-att-stalla-krav-pa-iran

نشریه فریا اطلاعات نادرست درمورد رزاق احمدزی نشر کرده است

یوتیبوری پستین ( GP) بررسی مینمید. نشریه پاپولیستی (شهرت طلب ) راست گرایانه فریا تیدر( Fria tider)  یک مرد افغان از شهریوتیبوری(Göteborg)  را به دلیل دریافت پول تقاعد مادرش که مدت ها پیش فوت کرده بود, معرفی منفی مینماید. در عین حال آنها روزنامه یوتیبوری پستین( GP,Göteborg-posten) را به خاطرنا دیده گرفتن اخبار از جمله چیزهایی که از طرف عضو پارلمان سویدن از حزب مودراتها ، حنیف بالی(Hanif Bali) به اشتراک گذاشته شده بود، متهم ساختند. اما اطلاعات به دست آمده نادرست است: خانم متوفی (مادر رزاق احمدزی) هیچ پول تقاعد بعد از فوتش دریافت نکرده است و آن مرد هم که به عنوان رهبر حزب معرفی شده است، بر طبق اظهارات ”روند سبز” افغانستان معاون ”روند سبز” نمی باشد.

در اوایل سال 2017 پولیس سویدن یک نامه از شخص ناشناس را دریافت کرد. رزاق احمد زی که اکنون 63 ساله است، به اتهام ربودن مادرش به افغانستان و اختلاس پول تقاعد او متهم شد. تحقیقات مقدماتی با دستیار پولیس کارل یوهان ساندبرگ(Karl-Johan Sundberg) آغاز شد. او می گوید که این پرونده( دوسیه )  در ابتداء به عنوان یک پرونده ( دوسیه ) سرقت انسانی و یا خیانت به دولت شناخته شد.

ـــ ساندبرگ(Sundberg) می گوید: وقتی اطلاعات را بررسی کردیم، اطلاعات دقیق نبودند وبعد از گذشت چند ماه ،  ما بررسی را متوقف نمودیم.

اما ماجراء به همین جا ختم نشد. دو شب قبل از شب سال نو عیسوی (کریسمس) 2019، نشریه پاپولیستی راست گرایانه فریا (Fria tider )مقاله ی جدیدی را در مورد چگونگی تقلب رزاق احمدزی با کمک های بلا عوض و تقلب در دریافت حقوق بازنشستگی ( تقاعد) مادر فوت شده اش، منتشر کرد. آنها همچنین در این مقاله نوشتند که یوتیبوری پستین (GP) از انتشار شواهد و مدارکی که در مورد این تقلب به دست آورده اند، چشم پوشی کرده است. در عوض، سایتی که طبق یک گزارش از شورای رسانه های سویدن، بخشی از محیط رادیکال توده ای پاپولیستی راست گرایانه است، توانست همان اطلاعاتی را که یوتیبوری پستین(GP)  دریافت کرده بود را در عرض یک هفته به نشر برساند. اما اطلاعات حاصل شده که نشریه فریا تیدر (Fria tider)    بدون دلایل واثبات حقایق منتشر ساخته است، صحیح نمی باشد.

شرکت را در یوتیبوری اداره میکرد

یوتیبوری پستین (GP) در عرض چند هفته، اقدامات رزاق احمدزی را در سویدن مورد بررسی قرار داده است. وی درگیر انتخابات اخیر افغانستان بوده است و علاقه مندی زیاد نشان داده است و به گفته خودش می تواند درتشکیل دولت آینده موضع گیری کند. در عین حال، او مدت طولانی در یوتیبوری زندگی و چندین شرکت را در آنجا اداره کرده است. وی هم اکنون در پی ورشکستگی یکی از شرکت هایش و پرداخت نکردن قرضه های بانکی، صدها هزار کرون از طریق سازمان مالیات سویدن به دولت بده کاراست( قرضداردولت است). زمانی که سازمان ضابط (Kronofogden)  رای پرداخت بدهی ها در جستجوی او بود، او بعضی اوقات در دسترس نبود.

دلیل آن چی بود؟

ــ [رزاق احمدزی میگوید ] در آن زمان من بسیارمریض بودم و حالت خوبی نداشتم. تمام ماجراء دردوسیه مریضی  من است. او از طریق تیلفون از افغانستان به یوتیبوری پستین (GP) میگوید: من در آن زمان بسیار افسرده و بیمار بودم و توان رفتن به سازمان های مختلف را نداشتم، به همین سبب امکان این وجود داشت که من شاید متوجه بعضی از پست ها نشوم و به تمام قرارها نتوانم بروم. یوتیبوری پستین (GP) بعد از انجام یک سری تحقیقات به چندین تصدیق طبی ( از داکتران)  در مورد وی دسترسی پیدا کرد که در آنجا تایید شده است که این شخص به خاطرمشکلات روحی در طول پاییز و زمستان 2016 مریض شناخته شده است و می تواند از کار کناره گیری و استراحت نماید. با این حال، بخش ضابط  (Kronofogden)  برای تماس و دسترسی به وی، بعدا نیز تلاش کرده است.

آیا شما کدام دارایی در افغانستان دارید تا بتوانید از آن برای پرداخت قرض هایتان استفاده کنید؟

ــ من هیچ دارایی در افغانستان ندارم. آنچه که در مقاله سایت فریا تیدر(Fria tider) در مورد یک ویلای شیک و اشرافی نوشته شده است، خانه ای قدیمی است که من در آنجا درخانه یکی از دوستانم کرایه نشین  استم و گه گاهی که می آیم در آنجا سکونت دارم.

انکار عضویت ایشان توسط حزب 

در اوایل پاییز گذشته، انتخابات افغانستان بود. نتیجه، که در تاریخ 22 دسمبر به دست آمد، نشان دهنده آن بود که اشرف غنی، رئیس جمهور فعلی افغانستان احتمالا دولت را دوباره تشکیل می دهد. یکی از جنبش هایی که از رئییس جمهور حمایت کرده است، ”روند سبز” نامیده می شود که به ریاست امرالله صالح، وزیر امور داخله سابق و نامزد معاون ریاست جمهوری است که با رئیس جمهور فعلی، کاندیداتوری را بر عهده داشت. فریا تیدر (Fria tider) مینوسد که رزاق احمدزی به عنوان مدیر تبلیغاتی انتخاباتی به همراه نامزد معاون ریاست جمهوری، ”روند سبز” را رهبری می کند. اما وقتی یوتیبوری پستین (GP) با این جنبش تماس می گیرد، می فهمد که رزاق حتی عضو این جنبش هم نیست. طارق احمدی، مدیر رسانه ای ”روند سبز” در پیامی به یوتیبوری پستین (GP) می نویسد: ”اظهارات وی و یا ادعای هر کس دیگری مبنی بر عضویت یا رهبر بودن وی دروغ می باشد”. با این حال، به گفته ی خود رزاق احمدی، وی بخشی از یک جنبش است که ”دولت ساز” یا ” سازنده ی اجتماع” نامیده می شود و از رئیس جمهور حمایت می کند. او ادعا می کند که مسئولیت این جنبش را در منطقه ای در مرکز کابل بر عهده دارد. اینکه او در دولت آینده ی افغانستان نقش خواهد داشت یا نه، هنوز مشخص نیست.

ــ آنها هیچ قولی به من نداده اند و من خود نیز هیچ تقاضایی از آنها نکرده ام. اینکه آنان به نفوذ من در کشور واهمیت اینکه من با تماس های خود میتوانم به آنها کمک کنم را ارزش می دهند یا نه، خواهیم دید. او به یوتیبوری پستین (GP) می گوید: شاید شود و شاید هم نه. هیچ چیزی هنوز معلوم نیست. تا فعلا که هیچ خبری نیست.

به گفته ی فریا تیدر (Fria tider) او از هویت کاذب استفاده می کند. آنها این امر را بر مبنای این واقعیت قرار می دهند که نام وی به جای ( g )  با ( q ) در سویدن ثبت شده است.  همچنان تاریخ تولد وی در یک فلم تبلیغاتی می بایست در سال 1961 ذکر شده باشد، نه در سال 1956 که در سویدن ثبت است. یوتیبوری پستین (GP) یک کاپی از پاسپورت این شخص را به دست آورده است که در آنجا تاریخ تولد وی همان تاریخی است که در سویدن ثبت شده است. نام وی نیز با ( q ) در افغانستان املا می شود. احمدزی میگوید که هنگام ورود وی به سویدن فقط مترجمان ایرانی وجود داشته است و به همین دلیل املای نام وی اشتباه شده است ( به خاطر لهجه های متفاوت). او فکر نمی کرد که این اشتباه املایی در نامش نقش بسیار اساسی داشته باشد، ازهمینرو برای تغییر نام خود در سویدن اقدام نکرد و برایش مهم نبود.

پرداخت حقوق تقاعد مادر وی پس از وفاتش متوقف شد 

اما بزرگترین اتهام در مقاله ی فریا تیدر(Fria tider) بر علیه رزاق احمدزی این است که وی با کمک هزینه ی دولت و از طریق دریافت حقوق تقاعد مادرش که خیلی وقت پیش فوت کرده است، زندگی می کند. به اینگونه که مادر وی در جنوری سال 2017 در کابل فوت کرده است وهنوز حق دریافت حقوق تقاعد خود را در سویدن دارد، با وجود اینکه وی مرده است. در این متن، هیچ کمک هزینه ی دولتی دیگری، به جز دریافت حقوق تقاعدی این خانم ذکر نشده است و رزاق احمدزی اظهار می دارد که هیج گونه هزینه ی پرداختی، به جز یک حقوق تقاعدی محدود برای خودش، از طرف مقامات سویدن دریافت نمی کند. به عنوان مثال، اطلاعات مربوط به تامین اجتماعی نیز محرمانه هستند ولی در غیر اینصورت، وی به گفته ی خودش، بعد از ورشکستگی اش با کمک خرجی فرزندانش زندگی کرده است.

اطلاعاتی که یوتیبوری پستین (GP) از اداره بازنشستگی ( ریاست تقاعد) به دست آورده است، نشان می دهد که مادر وی دارای حقوق تقاعدی و کمک هزینه ی مسکن بوده است، اما فقط تا جنوری 2017 ادامه داشته است.

یوهان اندرشون (Johan Andersson) ، دبیر مطبوعاتی بخش بازنشستگی ( اداره تقاعد) در ایمیلی به یوتیبوری پستین (GP) می نویسد:” پرداختی که شخص در سال 2017 دریافت کرده است، 12205 کرون به صورت خالص در ماه است”.

در جنوری سال 2017، هر دوی آنها، هم اداره بازنشستگی ( اداره تقاعد ) و هم اداره مالیات، اطلاعات از یکنفر ناشناس، مشابه آنچه پولیس دریافت کرده بود را، دریافت کردند و نامه هایی به مادر رزاق ارسال کردند و از او خواستند که در حضور مقامات حاضر شود. طبق اعلام اداره بازنشستگی( اداره تقاعد) ، پرداخت حقوق تقاعد این زن، در 2 فبروی [2017]، مسدود شد.

از یادداشت های اداره در این پرونده ( دوسیه ) نیز مشخص می شود که رزاق احمدزی، خود شخصا در اوایل فبروی سال 2017 از دفتر خدمات این اداره در هیسینگن (Hisingen) بازدید کرده و فوت مادرش در افغانستان را به اطلاع آنها رسانده است.

                 ”هیچ پولی، حتی یک اوره هم از حقوق تقاعد مادرش دریافت نکرده است”

اینکه مادرش از مرگش مستمری ( پول تقاعد) دریافت نکرده است، برای سایت فریا تید(Fria tider) شناخته شده است. این سایت بعدا در مقاله اش اضافه کرد که اداره بازنشستگی ( تقاعد) پرداخت ها را در سال 2017 مسدود کرده است. در مقاله ای دیگر به نظر می رسد که مستمری ( پول تقاعد) این خانم تا زمان مرگش پرداخت شده است. با این وجود، هنوز هم در سایت نوشته شده است که رزاق احمدزی از حقوق تقاعدی مادری که مدت ها پیش فوت نموده، استفاده کرده است. این مقاله به طور گسترده ای توسط رسانه های وفادار به روسیه، روسیه امروز (Russia Today) و [نشریه روسی] اسپونتیک  (Sputnik)، رسانه های افغانستان و نماینده پارلمان حنیف بالی ( از حزب مودراتها ) Hanif Bali  منتشر شده است.

ــ رزاق احمدزی به یوتیبوری پستین (GP) گفته است که حتی یک اوره (Öre) از پول تقاعدی مادرش را دریافت نکرده است. او می گوید که به دلیل مریضی مادرش و اینکه او نمی توانست امور مالی خود را اداره کند، یک وکالتنامه برای حساب بانکی او داشته است.

وی همچنان بیان می کند که دلیل اینکه مادرش فقط به عنوان کسی که از کشور خارج شده است ثبت شده است و ثبت نشدن وفاتش به خاطر این بوده است که اینکار بدون گواهی مقامات افغانستان امکانپذیر نیست. این مسئله در یادداشت های اداره بازنشستگی ( اداره تقاعد) سویدن نیز آمده است.

در اسنادی که توسط یوتیبوری پستین (GP) بیان شده است آمده که:” وی منتظر صدور گواهی ( تصدیق)  فوت است که لازم به تإیید ادارات مختلف کشور می باشد”. با این حال، تاکنون هیچ گونه گواهی فوت ( تصدیق فوت ) صادر نشده است.

ــ رزاق احمدزی می گوید: من به آنها گفتم که این کار یک روند کاملا پیچیده است و من نیز هیچ امکاناتی برای گرفتن چنین گواهی ای ( تصدیق ای )  ندارم.

پس از مراجعه به اداره امور بازنشستگی ( اداره تقاعد) و یک سری تحقیقات، این مادر به عنوان مهاجر خارج شده از کشور در اداره امور مالیات سویدن، ثبت شد. پس از آن، یک سری اطلاعات از سوی افراد ناشناس و از طرف پولیس هم ارایه شد که نشان دهنده آن بود که مادر وی در کشور سویدن حضور نداشت. رزاق احمدزی می گوید: یکی از کسانی که اطلاعات نبودن مادرش در سویدن را به اداره مالیات ارسال کرده بود، خود وی بود. اینها ثبت نشده اند، اما از آنجایی که او مسئول امور مادرش نبود و حتی به نام پسرش در سویدن ثبت نشده بود، قادر به ارسال اعلان جابجایی مادرش، بر اساس اداره مالیات نبود.

اطلاعات نادرست در مورد وام ویا قرضه

تحقیقات پولیس که بسته شد و ادامه پیدا نکرد، نشان دهنده آن بود که رزاق احمدزی مادرش را دراوایل سال 2016 به افغانستان ربوده و از حقوق تقاعدی اش به طور نادرست استفاده کرده است. در تاریخ 27 فبروری 2017، در یکی از گزارشات تحقیقات اولیه ای [پولیس ] که ادامه پیدا نکرد و بسته شد چنین نوشته شده است:” سوالی که نمیتوان رد کرد، اینجا است که (رزاق احمدزی) ازمرگ (مادرش) باخبر بوده است ولی به خاطر به دست آوردن حقوق تقاعدی مادرش بعد از مرگ او، این موضوع را به مقامات سویدن اطلاع نداده است. به هر حال این میتواند در مورد نوعی کلاهبرداری باشد. پیش از این که این گزارشات ارایه شوند، رزاق احمدزی موضوع مرگ مادرش را به اداره بازنشستگی ( اداره تقاعد) اطلاع داده بود. دستیار پولیس، کارل یوهان ساندبرگ (Karl Johan Sundberg) خاطر نشان می کند که رزاق احمدزی هرگز به طور رسمی به جرمی مظنون نبوده است.

ــ کارل یوهان ساندبرگ (Karl-Johan Sundberg) میگوید: و پس از این هیچ تحقیقات مقدماتی دیگر بر علیه وی آغاز نشده است.

اگر اینگونه باشد که مادر او زودتر به افغانستان سفر کرده باشد و با این وجود حقوق تقاعدی تضمینی هم داشته باشد، باز هم این اشتباه است. زیرا فرد در صورت زندگی در افغانستان، حق دریافت تقاعدی در سویدن را ندارد.

رزاق احمدزی می گوید که سفر به کابل، یک مهاجرت دایمی نبوده است بلکه یک سفر موقت بوده است که دراواخر سال 2016 اتفاق افتاده است و با مرگ مادرش در آنجا پایان یافته است. یوتیبوری پستین (GP) از وی درخواست کاپی تکت طیاره از این سفر را داشته است ولی او اظهار داشته است که آنها را ذخیره ندارد. با این حال، داده ها در تحقیقات مقدماتی نشان می دهد که این سفر در پاییز بوده است.

علاوه بر رهبری حزب، سن و حقوق تقاعدی مادرش، یک اطلاعات دیگر هم در مورد این مرد افغان است که با گزارشات داده شده مطابقت ندارد. نشریه فریا تیدر  (Fria tider) می نویسد که این فرد یک سال قبل از مرگ مادرش، زمانی که فعالیت سیاسی اش در حال جلب توجه بود، قرضه های بانکی در سویدن گرفت و همچنین به بدهی ثبت شده ( قرضدار ی ثبت شده ) در اداره ضابط (Kronofogden) اشاره می کند که از قرضه از بانک اس ای ( SEB)  سرچشمه گرفته است. با توجه به اطلاعاتی که یوتیبوری پستین (GP) از نامه بدهی بانک ( SEB) به دست آورد، این قرضه در سال 2011 گرفته شده است، نه یک سال قبل از مرگ مادرش.

سر دبیر نشریه فریا تیدر ت (Fria tider) میگوید ”نمی دانستیم، وقتی این مقاله را نوشتیم”.

نشریه فریا تیدر (Fria tider) توسط یک شرکت محدود استونیایی اداره میشود که فاقد اثبات انتشار در سویدن است و تحت پوشش سیستم اخلاقی مطبوعاتی نیست. این شرکت حداقل تا حدودی متعلق به سر دبیر آن ویدار نورد (Widar Nord) است.

ــ ویدار نورد (Widar Nord) به یوتیبوری پستین (GP) می گوید که اخبار ما در مورد یک سیاستمدار خارجی است که به کمک مالی دولت سویدن است، در حالی که خود در سویدن زندگی نمی کند.

رزاق احمدزی چه کمک مالی از دولت می گیرد؟

ــ نورد (Nord) پاسخ می دهد که علاوه بر آنچه در تحقیقات پولیس بیان شده است، من نمیتوانم دریابم که چه مدرکی در مورد همه ی کمک ها داریم.

در تحقیقات مقدماتی بسته شده ای که به دست یوتیبوری پستین (GP) رسیده است، به هیچ عنوان ذکر نشده است که خود رزاق احمدزی کدام کمک مالی از دولت گرفته باشد زیرا وی در این مدت در مرخصی مریضی بوده است.

پس از مصاحبه، ویدار نورد (Widar Nord) توضیحاتی را ارایه می دهد که در آنجا معتقد است مزایای دریافت حقوق بیماری هم نوعی کمک است. او همچنین حقوق تقاعدی مادر وی را که یک شهروند سویدنی بوده است و تا زمان مرگ خود دریافت کرده است را هم نوعی کمک می داند. در عین حال می نویسد که مزایایی که به آن اشاره کرده است در سال 2017 متوقف شده است، تقریبا بیش از 2 سال پیش است که پرداخت نشده است. بنابراین رزاق احمدزی هیچ کمکی دریافت نداشته است، چه اکنون و چه در زمان انتخابات، چیزی که روزنامه ی اوقات فراغت (Fria tider) در عنوان و خلاصه مقاله ی خود بیان کرده است.

ویدار نورد (Widar Nord) در طول مصاحبه می گوید که او نمی داند که رزاق احمدزی خود به اداره امور بازنشستگی ( اداره تقاغد) برای اطلاع دادن از مرگ مادرش مراجعه کرده است.

ــ ویدار نورد (Widar Nord) می گوید: این اطلاعاتی نیست که من دریافت کرده ام. ممکن است او خودش این گزارش را داده باشد ولی ما این را نمی دانستیم زمانی که ما این مقاله را نوشتیم. او به پاورقی این مجله که اخیراّ به مقاله اضافه شد، اشاره می کند که اداره امور بازنشستگی ( تقاعد) حقوق مادر را مسدود کرده است.

ویدار نورد (Widar Nord) در ایمیلی که بعد از مصاحبه فرستاده است، اظهار می دارد که یکی از انگیزه های رزاق احمدزی برای اینکه خودش شخصا این قضیه را به اداره بازنشستگی ( تقاعد) گزارش داده است می تواند به خاطر این باشد که او از طرف پولیس برای بازجویی فراخوانده شده بود.

بازرس پولیس به یوتیبوری پستین (GP) می گوید که رزاق احمدزی هرگز به طور رسمی مظنون نبوده و یا برای بازجویی فرا خوانده نشده است. چنین اطلاعاتی در تحقیقات مقدماتی که بسته شد نیز وجود ندارد. نورد اظهار می دارد که حتی سایر مقامات هم زودترازاین با احمدزی به تماس شده اند.

ویدار نورد (Widar Nord) می نویسد: ”زمانی احمدزی پرداخت ها را متوقف ساخت که در عرض تقریبا نیمی از سال، نامه هایی از طرف اداره مالیات دریافت کرده بود که در آنجا آمده بود که راز وی فاش شده است”.

اما بر اساس هر دو اداره امور مالیات و بازنشستگی ( تقاعد) ، هیچ گونه اطلاعاتی در مورد این پرونده ( دوسیه ) یا مسدود شدن حساب تقاعدی مادرش وجود ندارد. همچنین هیچ اسنادی در مورد نامه هایی که قبل از 2017 ارسال شده باشد، ثبت نشده است.

چه مدرکی دارید که نشان می دهد احمدزی یک سیاستمدار برتر است؟

ــ او در فیسبوک خود نوشته است که مدیر مبارزات انتخاباتی برای ائتلاف است که ”روند سبز” بخشی از آن است. ما میدانیم که او یکی از چهره های پیشرو است.

شما ادعا میکنید که ”او مالیات دهنده گان را با سن و هویت کاذب فریب می دهد”

ــ هر کسی میفهمد که این می تواند یک تقلب باشد که در نامش q به g تبدیل شود. او همچنین در فلم تبلیغاتی اش می گوید که در مارچ 1961 تولد شده است. این دو مسئله باعث اشتباه می شود که چنین فکری در مورد وی شود که او با هویتش فریب خورده است.

ادعای شما این است که او یک ویلای بسیار شیک در یکی از مناطق منحصر به فرد کابل دارد، شما این اطلاعات را از کجا آورده اید؟

ــ این اطلاعات را افراد ناشناسی به ما گزارش داده اند و ما نتوانسته ایم آن را کنترول کنیم. او بعدا به یوتیبوری پستین (GP) می گوید که عکس و فلمی از احمدزی در این ویلا دیده است و برای اینکه این ویلا را ویلای شیک خود بنامد، این مرد افغان مجبور نیست مالک آن خانه باشد. ویدار نورد (Widar Nord) با قاطعیت می گوید که رزاق و همسرش سال های سال در سویدن زندگی نکرده اند، بلکه در افغانستان بوده اند.

شما چگونه خبر دارید که او کی در افغانستان بوده است و چه وقت در سویدن بوده است؟

ــ ویدار نورد جواب می دهد که ما دقیقا نمیدانیم ولی نگاهی به فیسبوکش بیندازید. او در فیسبوکش همیشه از افغانستان ظاهر میشده است.

گزارش از :

ترجمه از صفیه وحیدی 

منبع:

https://www.gp.se/nyheter/gp-granskar/razaq-ahmadzai-blev-felaktigt-uth%C3%A4ngd-av-fria-tider-1.22594183?fbclid=IwAR0_vClQvHtrPAdIkM6uYlj1NpIB3o_HLYhLcenlcbOa3fvqOL7A2wcJZHk

گزارش محفل شب یلداویاشب چله

به تاریخ ۲۵ دسمبر2019 محفل با شکوهی به مناسبت شب چله از جانب انجمن افغانها در رستورانت بامیان راه اندازی شد که با استقبال گرم از جانب هم میهنان عزیز قرار گرفت.
در این محفل محترم عباس نویان سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در سویدن، محترم حضرت شاه فرخاری شارژدافیر اسبق سفارت، محترم نوید رووفی سکرترسفارت و محترم ویس الله میاخیل کارمند محلی سفارت نیز حضور پیدا کرده بودند.گردانندگی برنامه را جناب عبدالظهور خرسند هوتک بعهده داشت . 
محفل با صحبت محترم نسیم سحر رئیس انجمن افغانها آغاز یافت و آقای سحر ضمن خیر مقدم گویی به مهمانان اشتراک کننده در مورد مناسبت تدویر محفل و اینکه تاریخچه شب یلدا چیست معلومات ارائه نمودند.
در جریان محفل محترم سید حسین اصغری مسئول بخش دینی و اجتماعی انجمن نیز یک پارچه شعر را به همین مناسبت به خوانش گرفتند.
سپس محترم‌مجتبی محب و گروه همکارش چند پارچه آهنگ اجرا کرد. 
در وسط محفل تقدیر نامه هایی که از جانب انجمن افغانها و مسجد افغانها برای جناب فرخاری و نوید رووفی در نظر گرفته شده بود توسط آقایان نسیم سحر رئیس انجمن افغانها و حاجی روح الله خیرزی رئیس شورای اجرائی مسجد افغانها برای شان تقدیم‌گردید.
و دراین وهله جناب سفیر هم که جهت گرفتن هدیه مسجد افغانها بر روی استیژ حضور یافتند، ضمن تقدیر از آقای فرخاری سخنان کوتاه و مبسوطی ایراد فرمودند.
پس از توزیع تقدیرنامه برنامه موسیقی دوباره آغاز و تا دیری از شب ادامه یافت.درجریان محفل جناب ظهور هوتک اشعار خود را دکلمه مینمود. در بخش موسیقی یما جان صدیقی نیز چند پارچه آهنگ مست اجراء مینماید. 
لازم با یاد آوری است که ساعت هشت شب غذای لذیذ افغانی که از جانب رستورانت بامیان تهیه گردیده بود در معرض استفاده اشتراک کنندگان محفل قرار گرفت و صرف شد.
انجمن افغانها در نظر دارد که محفل های از این دست را جهت فراهم آوری زمینه شادی برای هموطنان عزیز دایر نماید.

گزارش از س.خ.ف

!تشکر از تمام مهاجرانی که سویدن را بهتر می سازند

تصویراز مهاجرت هیچ وقت به سیاهی امروز نبوده است. اکنون مهمترین وظیفه ، برجسته ساختن  چهره های مهاجرینی است که برای سویدن ای بهتر تلاش می کنند.

پرستار( نرس) ، نالین پکگل  (Nalin Pekgul ) در شام 24 دسمبر در تویتر خود اینگونه نوشت: من هم اکنون در روز یول افتون(شب کرسمس) از ساعت 7-21 کار  کرده ام به خاطریکه بتوانم کمی خوشحالی به خانواده های پرستار مسیحی تقدیم کنم. مزیت فرهنگ های متنوع این است که در عیدهای سنتی میتوان به راحتی رخصتی گرفت.

نالین پکگل اولین مسلمانی بود که در پارلمان سویدن جای گرفت و در طول سالها یک تن از اعضای داخلی حزب سوسیال دموکرات ها بود. زمانیکه او به فعالیت های سیاسی اش در سال 2011 خاتمه داد دوباره به سر وظیفه ی سابق خود که پرستاری بود بازگشت به جای اینکه مانند بقیه رهبران سیاسی سابق از پول مالیات دهنده گان لذت ببرد.

کمتر افرادی مانند نالین پکگل به خاطر عقاید ضد افراط گرایی اسلامی اش مهم شمرده شده است. در حالیکه بقیه از پشت میزهای کاری خود به اصطلاح میجنگیدند, نالین جنجال و اعتراضات خود را در محله های منزل خود به میدان برد. او یک مدتی به نشانه ی اعتراض با دامن های کوتاه و پاهای برهنه به خاطر همبستگی با زنانی که جرات لباس پوشیدن به سلیقه ی خود را ندارند,در کوچه و خیابان راه میرفت.

تغییر چشمگیر در دیدگاه به مهاجرت

طی چند سال اخیر دیدگاه به مهاجرت دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. تا پاییز سال 2015 یک چهره از دروغهای ایده آل و سرنوشت ساز حاکم بودند, به طورمثال مهاجرت پناهنده گان به سویدن به عنوان یک سود برای سویدن تلقی می شد. صداهای متعجب به گوش میرسید که چرا مالمو به میلیاردها کرون از خزانه داری سویدن برای ادامه ی راهش نیازمند است ولی امروزه این اعتراضات از بین رفته است. در طی سال 2019 این داستان سرانجام کنار گذاشته شد. بسیاری از مردم بین گسترش بیش از حد مهاجرین در طول دهه ی 2000 و مشکلاتی که سویدن با آن دست و پنجه نرم میکند ارتباط برقرار کردند. این امر نه تنها در مورد انفجارها و عوامل شلیک باند ها, بلکه در مورد نا موفقیت های درسی شاگردان مکتب, بیکاری, کمبود مسکن, کسری بودجه در شهرداری (شاروالی ) های آسیب پذیر, افراط گرایی نابرابری رو به رشد, نابرابری عمومی و غیره صدق میکند.

جای تعجب نیست که آیا این تغییر سریع چشم انداز باعث ایجاد بحران اعتماد شده است. همان افرادی که اطمینان داشتند همه چیز به خوبی پیش می رود, اکنون برای حل مشکلات پیچیده ای که به وجود آمده است خواهان حکم رأی دهنده گان هستند. اما این عدم اعتماد به مهاجرین به عنوان یک گروه سرایت می کند و متأسفانه چنین روندهایی قابل مشاهده است.

افراد زیادی از همان منتقدین با استعداد خود متولدان خارج از کشور سویدن هستند.

 این ممکن است یک ایده ی پیش یا افتاده باشد اماهنوز هم شایسته تأکید است: این بسیار مهم است که در سیاست مهاجرین و مهاجرپذیری یک سری تغییراتی ایجاد شود.

نکته ی قابل ذکر این است که سویدن یک سیاست غیر مسؤلانه ای را دنبال کرده است و بدهی بزرگی برای ادغام به وجود آورده است. اما این یک امر کاملآ متفاوت است که با افراد خارجی و مهاجرین یک برخورد متفاوت شود. سویدن افراد زیادی را پذیرفته است که به شیوه های مختلف به خوبترین اهداف مشترک مان کمک مینماید . آنها در سکوت زحمت می کشند, زنده گی خود را می کنند و مالیات پرداخت می کنند.بعضی از آنها با تلاش, نیروی درونی و استعداد خود به مقام های عالی   می رسند و مثلا در انستیتوت کارولینسکا( Karolinska institutet ) یا (شرکت ) کلارنا (Klarna ) راه  می یابند. جالب اینجاست که چندین تن از همان خشن ترین و با استعدادترین منتقدین سیاست مهاجرین ، افرادی هستند که خارج از کشور سویدن متولد شده اند. حنیف بالی (Hanif Bali) , تینو سنندجی (Tino Sanandaji)  و توماس گور(Thomas Gür) . به همین ترتیب اردلان شکرآبی (Ardalan Shekarabi)  و آیدا هادیالیچ (Aida Hadzialic)  از آن نمونه هایی استند که در رده های برتر حزب سوسیال دموکراتها هستند که پیشتر به صورت واضح در بحث و مناظره شرکت کرده اند.

جالب توجه است که افرادی که خود به سویدن مهاجرت کرده اند, در حد امکان به خاطر مرزهای باز تلاش می کنند. اما مطمئناً این طور نیست. برخلاف ، در مناطق دارای محرومیتها عواقب مهاجرت گسترده بوضاحت بمشاهده میرسد. در اینجا که محدودیت مکانی (  trångboddheten ) مانند فقدان زبان سویدنی در مکاتب برای شاگردان تازه وارد که پیوسته سرازیر میشوند ، احساس میگردد.

سرازیر می شود.

مصطفی پنجشیری پولیس سابق به تفاوت های واقعی معتقد است!

دو نفری که به طور خستگی ناپذیر برای کم کردن مشکلات ادغام پذیری در سویدن کار می کنند مصطفی پنجشیری و حمید ظفر اهل افغانستان هستند. مصطفی پنجشیری یک افسر سابق پولیس است که هم اکنون در سرتا سر کشور برای سخنرانی کردن برای مهاجرین سفر میکند. تصور کردن همچنین فرد مهمی در دهه های 2020 در کشور سویدن دشوار است. این فرد در حین حال می تواند یک الگوی زنده برای همه ی جوانهای افغان که در سالهای اخیر وارد کشور سویدن شده اند باشد و یک راهنمای مهم در جامعه ی سویدن.

مصطفی پنجشیری هرگز از چیزی پرده پوشی نمیکند بلعکس به وضوح در مورد درگیری های فرهنگی که در مورد حقوق زنان است, تمایلات جنسی و سایر موارد صحبت می کند. اما در عین حال او همچنین با گرمی در مورد سفرهای ذهنی که بسیاری از افغان ها در برخورد با سویدنی ها انجام می دهند می گوید. قبل از کریسمس او در فیسبوک خود ابراز آرزویی را کرد که ما باید از دیدن افغان ها به عنوان یک گروه همگون و شبیه به هم خودداری کنیم. ”آنها افرادی با پیشینه, تجربه, سطح تحصیلات و علایق مختلف هستند. بعضی ها از حومه ی شهر و بعضی ها از شهر های بزرگ آمده اند. برخی فقیر و برخی ثروتمند هستند. آنها متفاوت هستند, آنها شبیه به هم هستند, آنها آدمهایی مثل من و تو هستند”.

حمید ظفر مدیر سابق توانست با ترکیبی از نظم و انظباط و انتظارات بالا از شاگردان  یک مکتب  در بیسکوپسگوردن (Biskopsgården) را از بحران نجات دهد. کمتر افرادی در روبرویی با مشکلات مکاتب  می توانند بهتر از او باشند.

هوشدار به آرمانهای بی حد و مرز چپ و جنگ فرهنگی راست!

نالین پکگل, مصطفی پنجشیری و حمید ظفر دقیقا از آن نوع نیروهای سازنده ای هستند که در ساخت سویدن  جدید مورد نیاز خواهند بود. پس از سال انکار(انکار از موفقیتها)  و بعد از زمان واکنش شدید( بعد از زمان خماری) , باید اتفاقی رخ بدهد. همبستگی بی حد و مرز چپ اعتبار خود را از دست داده است و جنگ فرهنگ راستگرا کاملا نتیجه معکوس میدهد.

اینکه  این جاده چگونه برای  کشور مهاجر پذیر سویدن به نظر خواهد رسید, هنوز باقی مانده است. اما بعضی از نکات مهم و قابل یادآوری می توانند اینها باشند: یک سیاست سخت مهاجرت و جرم و جنایت و همچنین تمرکز بیشتر به نظم درمکاتب و محیط های عمومی. درعین حال گنجانیدن بیشتر  سویدنیت( خواص بیشتر سویدنی ) که درآن چیزهایی مانند کشور مبدا و دین از اهمیت ثانوی و دومی  برخوردار میباشند.

 شاید که امیدوار به قطبی شدن بیش از حد عصر باشیم. اما واقعاً بسیار عالی است که نگران وضعیت کشورسویدن  باشیم  و در عین حال نسبت به چگونگی جشن گرفتن عید رمضان کنجکاوباشیم وهم  در یک کافی زبان یعنی مکان هایی که مردم برای صحبت کردن جمع میشوند با یک جوان افغان که حکم اخراج از سویدن را گرفته ، احساس همدردی کنیم. 

سال نو تان مبارک!

ترجمه از صفیه وحیدی

منبع :

https://www.expressen.se/ledare/anna-dahlberg/tack-till-alla-invandrare-som-gor-sverige-battre/?fbclid=IwAR0JHNEu1ruRa5m3Nxbbyozvc1dYXhkwF7upwnQUjg-x9DhDsM5jzHpCkYM

ترجمه فلم مستند در مورد داکتر تاتسو ناکه مورا

ترجمه فلم مستند در مورد داکتر تاتسو ناکه مورا

ترجمه فلم مستند در مورد داکتر ”ناکه مورا” که در یوتیوب نشر گردیده و توسط جناب محترم محمد ولی ازانگلیسی به دری ترجمه گردیده است. نام این فلم مستند ( Afghanistan Documentary Development via Japanese Doctor Nakamura ) است.

مأخذ از : کتاب تاتسوناکه مورا ( یک داکتر که یک کانال آبیاری را میسازد.)

در صبح یازده سپتمبر ، من یک تیلفون عاجل و ضروری را از جلال آباد ، مبنی بر خبر حمله تروریستها را در اضلاع متحده امریکا گرفتم.

در اخبار تلویزیونی ، راپورهای هیجانی در باره یک کشور نسبتآ ناشناخته افغانستان پخش میگردید.

رئیس جمهور ” بوش ” اعلام کرد که امریکا قوی و قدرتمند است و انتقامگیری را بغرض تحسین و کف زدنهای مردم امریکا اعلام کرد.

اینطور معلوم میشد که یک چیزی بالای مردم امریکا مستولی شده و ذهن آنها را اشغال کرده است.

مدنیت و تمدن ما وسعت و اعتدال خود را از دست داد و این مساله مرا بسیار متآثرو غمگین میسازد.

داکتر جاپانی ”تاتسوناکه مورا” ( Dr. Tatsu Nakamura) برای مدت چندین سال در افغانستان مصروف کار طبابت بود.

در سال 2001 عیسوی افغانستان به یک خشکسالی با ابعاد تاریخی و بی سابقه مواجه شده و یدینترتیب زراعت کشور را ویران و تخریب کرد و در انجا کمبود مواد غذایی بمیان آمد. گرسنگی و تشنگی زنده گی بسیار مردم را گرفت .

داکتر ناکه مورا میگوید :” یک کانال آبیاری میتواند بیشتر از صد نفر داکتر، کمک نماید”.

داکتر ناکه مورا چپن سفید داکتری خویشرا از تن کشید و وظیفه وکار اعمار و ساختن کانال آبیاری را بعهده گرفت که آب را به زمین های خشک و بی آب (زمین های بایر) میرساند.

[هیلیکوپتر ها یا چرخبالهای امریکا اکثرا در جاهائیکه ما کار مینمودیم از بالای سر ما در فضا پرواز و عبور مینمایند. آنها ماشین های ظلم و ستم را بکار گرفته ، در حالیکه ما  پیراهن های خاک آلود به تن داشتیم. ــ”از ژورنال داکتر ناکامورا ”]

ما میدانیم که احساسات چنین خواهد بود که ترغیب کنند و یا تعجب نمایند ، زمانیکه آب به اینجا برسد.

شانزده ( 16 ) سال بعد ، ساحه خشک به ساحه یا منطقه سرسبزو حاصلخیز تبدیل میشود.

این داستان و گذشته یک داکتر ـ ”ناکه مورا ” است که بر علیه خشکسالی مبارزه را پیش برده است ، در حالیکه شعله های جنگ به سوختاندن افغانستان ادامه میداد.

آب ، نه اسلحه

سبز ساختن افغانستان

ما مرتبه اول در سال 1998 عیسوی کار داکتر ”ناکه مورا” را فلم گیری نمودیم .

داکتر ناکه مورا تلاش نمود تا یک کلینیک صحی را در منطقه ای کوهستانی افغاستان اعمار نماید.

دوکتور ناکه مورا میگوید: ” اکثر گروپهای خارجی که به اینجا می ایند وعده میکنند که فرهنگ افغانستان را احترام مینمایند . اماایشان همیشه چنین نمیکنند. مگر ما به وعده های خویش ادامه داده و آنرا عملی مینمائیم.”

یک باشنده محل به زبان پشتومیگوید: ” ما میدانیم که کار این کلینیک مدت یک و نیم سال به تعویق افتیده ، زیراکه شما با پروژه های دیگر مشغول و مصروف بودید. ما از کمکهای انجام شده شما خیلی ممنون هستیم.”

داکتر ناکامورا میگوید: ” شما میتوانید بالای ما اعتماد نمائید. وقتیکه ما چیزی را آغاز مینمائیم ، ما آنرا همیشه انجام داده و بپایان میرسانیم . این یک اساس دایمی خواهد بود.”

شرق افغانستان :

داکترناکه مورا با شروع کار در سال 1991 عیسوی بتعداد سه باب کلینیک صحی را دراین ساحه افتتاح نمود که موصوف خدمات طبی را به مردم عرضه نمود.به نام زیر:

PMS JAPAN

AFGHAN PROJECT

DARA-E-NOOR CLINIC

”خدمات طبی صلح جاپان

پروژه افغانی

کلینیک دره نور”

که البته تلاش موصوف بزودی به مانع بزرگ مواجه شد.

در تابستان سال 2000 یک ردیف پی در پی اطفالی را که مصاب با علایم جدی مرض بودند ، غرض معاینه و تداوی نزد داکتر ناکامورا آوردند.

داکتر ناکه مورا (می پرسد ): ” چی وقت این تکلیف پدیدار و یا ظاهر شد ؟”

شخص همراه مریض (پاسخ میدهد) : ” تقریبا پنج یا شش روز قبل ”.

داکتر ناکه مورا : ” آیا این تکلیف همه یکباره معلوم شد؟”

شخص همراه مریض : ”درصورت ( روی ) ، سینه و قسمت عقب و نشیمن گاه ”.

داکتر ناکه مورا: ” تماس ، آماس و یا ورم جلدی ( Contact determatitis poor nutrition) اساسآ همچو پروبلم ها بنابر تغذیه خراب و بد و همچنان ( poor sonitation) ( حفظ الصحه خراب ) بوده و تنها با شستن با آب ، میتواند کمک نماید. مگر من نمیتوانم آنرا پیشنهاد نمایم ، زیرا قلت آب بسیار زیاد است.

این قلت و کمبودی آب خود را در چنین مشکل و پروبلم ها نشان میدهد .

منبع پروبلم ومشکل ، در خشکسالی تاریخی بود که افغانستان را زیر تاثیر گرفته است. در سرتاسر این ساحه چاه های آب آشامیدنی خشک و فاقد آب گردیده اند.

مردم چهار طرف چاه های آب که هنوز آب نوشیدنی را تهیه مینمودند ، جمع شده و با همدیگر می جنگند.

داکتر ناکه مورا به مریض (میگوید) : ”  تکلیف چیست ؟”

مریض به داکتر ( پاسخ میدهد) : ” خوب نیستم . من میمیرم”.

در جریان این بحران ، حملات یازده سپتمبر صورت گرفت .

بتاریخ هفت ( 7 ) اکتوبر حملات راکتی بالای افغانستان شروع شد( در جنوب افغانستان بالای شهرقندهار ودر شرق افغانستان بالای شهر جلال اباد) .

یک خانم : حملات در کجا بودند؟

پاسخ دهنده : د رجلال آباد و کندهار

خانم : د رجلال آباد هم حمله صورت گرفت ؟

جواب دهنده : بلی .

داکتر ناکه مورا و همراهانش دفتر خویشرا تخلیه نموده وبه پاکستان رفتند.

داکتر ناکه مورا شرح ویا گزارش احساسات خود را بطور ذیل به رشته تحریر آورد. از ژورنال داکتر ناکامورا :

” آزادی و دیموکراسی حالا یک جنگ جنایت آمیز یا آدم کشی را به مقیاس بزرگ بغرض مبارزه و انتقام گیری از تروریزم به پیش میبرد.

در همه احتمالات یک منظره طولانی اجساد انسانهای بیگناه باعث درد و عذاب و خواب بد و خراب و پشیمانی برای خود انتقامگیران میشود.

زمانیکه قدرتهای بزرگ جهان باهم ائتلاف نموده و این کشور کوچک و درحال مرگ واز بین رفتن را احاطه کرده ، من با یک شک و تردید ساده باقی میمانم که اینها چه را تلاش مینمایند که محافظت کنند.

د رمناطق و ساحات نزدیک سرحد پاکستان ، آنعده مردم ملکی افغان که از آسیب بمباردمان فرار نموده بودند به کمپ های پناهندگان سیل آسا سرازیر شده و آمدند. این موضوع بد تر از آنچه بود که ما تصور میکردیم . آنجا باید چندین هزار نفر ویا بیشتر از آن خواهند بود.”

داکتر ناکه مورا به افغانستان بازگشت نمود، دید که خطریکه خشکسالی ببار آورده بود ، بسیار زیاد شدید و طاقت فرسا بود.

به این ساحات نظر بیندازید و ببینید که هیچ چیز در آن اراضی رشد ونموکرده نمیتوانند. زمین های زراعتی ولایت ننگرهار که یک وقت ، سبد پربرکت یا حاصلخیزنان بود ، حالا فاقد غله جات میباشد.

یکنفر به زبان پشتو میگوید: ”در آنجا هیچ آب اشامیدنی وجود ندارد ، چه رسد به اینکه اراضی زراعتی را آبیاری کرد”.

بازهم به زبان پشتو : ”اینجا هیچ امکان تآمین معیشیت یا پیدا کردن معاش وجود ندارد. ما اینجا زندگی کرده نمیتوانیم”.

در سرتاسر مملکت چهار میلیون نفر درزیر خط فقر قرار دارند .

داکتر ناکه مورا( میگوید)  :” بزرگترین ضرورت حالا چیست ؟

واضحآ که این نان است که خورده شود.

هرچه چیز دیگر ، طرز بیان یا اصطلاح را ببخشید ، خوشگذرانی ، لوکس و چیز های تجملی خواهد بود.

بادرنظرداشت شرایط ما میبینیم که غذا و آب برای بهبود ورفاه زندگی مردم افغانستان چیز های اساسی بودند.”

داکتر ناکه مورا حالا یک تصمیم قوی اتخاذ نمود که چپن داکتری و طبابت خود را دور اندازد و کار ساختمانی یک کانال آبیاری را آغاز نماید.

داکتر ناکه مورا : ”سطح آب نسبت به آنچه بود ، بلند تر است.”

داکتر ناکه مورا دریای کنر را که یکی از چند دریای بزرگ افغانستان میباشد ، بحیث منبع آب برای کانال آبیاری خویش تشخیص و تثبیت نمود.

با آبهای باریک میان توده یخ های غلتان ( glaciers) و کوه های بلند به ارتفاع هفت هزار متر ، دریا در اینجا گرداگرد حتی در اوقات و زمان خشکسالی جریان مینماید.

داکتر ناکه مورا: ” این یک پلان راه کار است و ما میتوانیم آب را بهتر از این سمت بدست آوریم. اگر آب از دریای کنربه اراضی و ساحات خشک رسانیده شود ، ممکن زراعت و کشاورزی دوباره احیاء و رونق خواهد یافت.”

داکتر ناکه مورا شروع به انکشاف دادن پلانهای ساختمانی نمود. گرچه او بطور مطلق هیچ معلومات و دانش در بخش و یا رشته انجنیری یا آبیاری نداشت.

یکتن افغان ( در خطاب به داکتر ناکه مورا): ” داکتر صاحب ، به آن سرعت خاک و گل به پائین نخواهد رفت. این مساله برای وقفه ها و پالیسی های ما بهتر میباشد.”

داکتر ناکه مورا :

” در اصل من یک داکتر هستم .

با مراجعه به اسناد جاپانی موصوف یک پلان را خودش به تنهایی طرح نمود.

هدف برای دوسال اول این بود که یک کانال بطول دوازده ( 12 ) کیلومتر را اعمار بسازد.

داکتر ناکه مورا :

” من یقین دارم پیشبرد کار آن مدت پنج ، شش ، هفت سال را در بر خواهد گرفت. مفکوره بزرگ است که هرچه زودتر و بزرگتر اول آب را به اینجا آورد و آنرا ”خوشبختی و اقبال” نامید.”

مفکوره داکتر ناکه مورا این است که زمینهای خشک را دوباره به زمینها و اراضی سبز تبدیل نماید.

با گرفتن آب از دریای کنر ، کانال زمین های خشک را دوره زده و بالاخره در دشت گمبیری خواهد رسید.

اگر این کار تکمیل شود ، ساحه سه هزار هکتار زمین زراعتی را آبیاری خواهد نمود و وسیله زندگی و معاش به تعداد یکصد هزار نفر را تقویه خواهد کرد.

بعضی از اعضای کارکنان افغانی در باره اینکه چنانچه به نظر می آمد که این یک پلان مکمل بادوام میباشد ، شک و تردید ابراز نمودند مگر با آنهم در تعهد داکتر ناکه مورا تردید و دودلی رخ نداد.

داکتر ناکه مورا :

” هر روز صد ها طفل از بین میروند و بسیاری مردم رنج و عذاب امراض را میکشند که همه اینها از سبب نارسائیها و نواقص ایکه در سرحد وجود دارد ، بمیان می آید.

هدف ما تنها زندگی مردم میباشد. پس موفقیت و پیروزی این پروژه جاری و همچنان پروژه دیگریکه در آنسو در آن مواد تخلیه و انداخته میشوند کلید وراه حل آینده میباشد.”

ماه مارچ 2003 :

کار ساختمانی پروژه آبیاری شروع گردید.

تهیه و تدارک مصارفات پولی آن باید توسط موسسه صلح خدمات طبی جاپان ( Peace Japan Medical Services ) که یک سازمان غیردولتی (NGO ) میباشد ، صورت گرفته که البته فعالیتهای داکتر ناکه مورا را پشتیبانی و تقویت مینماید.

دهاقین محل روزنـهء امید بخاطر دورنمای آینده و احیای مجدد کشتزار ها داشته و از اینرو بمنظور کمک نمودن به پیش آمده و روز به روز تعداد دهاقین سهم گیرنده افزایش یافتند. حرف ها پخش میگردند. مردمیکه در کمپ های مهاجرین پناه برده بردند ، آغاز به سفر نمودن در مسافات طولانی بغرض کمک رسانی نمودند.

به کارگران یومیه مبلغ دونیم دالر مدد معاش پرداخت و تادیه میشود. برای این مردم  که نسبت خشکسالی قادر به کشت زراعت نمیباشند، این یگانه منبع درآمد و کمک برای فامیلهای آنها میباشد.

داکتر ناکه مورا اعمار و یا ساختمان محل آبگیری از دریا ( intake) را در دهنه کانال شروع نمود.

یکنفر به پشتو می پرسد :  مستقیم و راسأ؟ بلی ، مستقیم

جای و محل آبگیری (intake) محلی است که آب را از دریا گرفته و این آب به کانال آبیاری داخل میشود.

اگر این جای (intake ) بطورلازم و مناسب ساخته و اعمار نگردد ، آب بداخل سیستم جریان پیدا نخواهد کرد.

برای کشیدن آب بداخل یک کانال ضرور و لازم است تا ساختمان بداخل دریا اعمار گردد و این کار ، جریان آب را تغییر داده وباعث آن میشود که آب به کانال داخل شود.

این ساختمان بنام  Weir( سدی که سطح آب را بلند نموده و تشکیل حوضچه ای دهد) یادمیشود.

داکتر ناکه مورا ساختمان یک خاکریز یا بند وسد ( Levee) را بالا تر از دریا و از محل آبگیری (intake) رویدست گرفت . وقتیکه خاکریز( بند وسد)  آباد شد، دریا در قسمت ساحه دور جزیره جریان مینماید و خروج آب را از ساحه Weir(سدی که سطح آب را بلند نموده و تشکیل حوضچه ای دهد ) ادامه میدهد و این موضوع اعماررا آسانتر میسازد.

بار های خاک و سنگ توسط وسایط یا موترهای باربری در دریا در بیست متر انداخته میشوند تا به جزیره کوچک برسد و سپس بصورت غیرمترقبه یا ناگهان خاکریز( سد ) زیادتر و بیشتر توسعه داده شده نمیتواند.

داکتر ناکه مورا ( صدا میکند ) : ”توقف ، توقف ! این مقدار خیلی کافیست ! فرق و تفاوت نمیکند که چه مقدار خاک پائین انداخته شده است ، جریان آب آنرا دور میبرد.”

وقتیکه خالیگاه میان خاکریز ( بند) و جزیره کوچک و کمتر شد ، جریان آب دریا بشکل خارج از انتظار و توقعات افزایش یافت.

داکتر ناکه مورا یک وسیله ویا راه دیگر را آزمایش نمود.

چوکات های کانکریتی به وزن مجموعی هشت صد کیلو گرام

به زبان پشتو: سلو راشه ( آهسته بیا ) !

دور برده شد.

اینها دور لغزانده ویا غلطانده شوند؟

اینها پائین تر در دریا غلطانده شدند . البنه بر اثر فشار سخت نیروی طبیعی.

داکتر ناکه مورا مجبور شد تا در پلانهای خود دوباره فکروتجدید نظر نماید.

طبق پلانها ، جای آبگیری (intake) باید تا بهار آینده تکمیل گردد که فقط دو ماه تا آنزمان باقیمانده است.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” این مساله مشکل است که تا دو ماه دیگر ختم و تمام شود. وقتیکه بهار میآید ، آب شده های سنگهای یخ زده (stonemelt ) از کوه ها شروع به جاری شدن نموده و قوت جریان آب را تشدید میبخشد . این مساله به وقفه های پرخرچ و گران ساختمانها منتج میشود”.

ضمنأ کار بالای تقویت نمودن کناره های کانال ادامه می یابد.

داکتر ناکه مورا ( gabions) استوانه های قفس مانند فلزی را که پر شده از سنگ میباشد استفاده و بکار میبرد تا کناره ها را از فشار آب محافظت و تقویت نماید.

این یک فن یا اصول باستانی و قدیمی میباشد و این روش در جاپان بغرض تقویت و استحکام برای صد ها سال استفاده شده است .

این یک ساختمان ساده میباشد که در آن سنگ در بین یک قفس که از یک سیم فلزی ساخته شده پیچ و تاب داده شده مگر در نتیجه بمانند کانکریت قوی و مستحکم میباشد.

یک تفوق و یا مزیت عمده این طریقه این است که ایجاب صرف سیم و سنگ را نموده ، پس اگر قفس خراب شود یا نتیجه ندهد ، به آسانی میتوان آنرا ترمیم نمود.

داکتر ناکه مورا (میگوید): ”همه دهاقین واقعأ سنگ کار یا سنگتراش میباشند. اینها با این کار خیلی آشنا اند. آنها خانه ها و دیوار های مزارع شانرا همه از سنگ میسازند.”

  داکتر ناکه مورا این قواعدفنی باستانی را بکار گرفت تامردم محل قادر باشند در آینده کانال آبیاری را خود شان تعمیر و نگهداری نمایند.

  در حوالی همین وقت ، طالبان در افغانستان شروع به ادعای دوباره حق نمودند و امنیت در اطراف کشور خراب تر و بدتر گردید.

 در ولایت ننگرهار جائیکه داکتر ناکه مورا کار مینمود برخوردهای بین طالبان و قوای نظامی امریکا زیاد صورت گرفت. وسایل نقلیه زرهی قوای امریکایی در تلاش بخاطر خاموش نمودن حمله های تروریستان اکثرآ از جوار و پهلوی ساحه ساختمانی عبور مینمود و باعث افزایش تشویش میان کارگران میگردیدند.

در یک موقع و مورد ، یکبال هیلیکوپتر(چرخبال) امریکایی دفعتآ بالای داکتر ناکه مورا و تیم و گروپ وی آتش گشودند.  

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” بصورت مجموعی من پنج بال هیلیکوپتر را که دوبال آن هیلیکوپتر های حمله کننده ( هجومی ) تنها مجهز با یک ماشین گردنده  بودند بالای سر ما چرخ و دوره میزدند و ما را به ماشیندار ضربه میزدند.

ما  در خطر بودیم. بعد از آن قوه نظامی امریکا حملات غلط و اشتباه آمیز را اعتراف نمودند ، حتی درزمان جنگ و محاربه ، جنگ و مبارزه علیه خشکسالی ادامه می یابد.”

باوجود آفتاب بیرحم که درجه حرارت را بالاتر از چهل درجه سانتیگراد نشان میدهد.

داکترناکه مورا میتواند به کار مردان افغان متکی باشد که کار را ادامه میدهند.

یکنفر بزبان پشتو میگوید: خوب ، خوب ،  همینطور بیندازید!

جنگجویان قبلی مخالف دولت و اجیرانی که همراه قوای امریکایی میجنگیدند، تلاشهای خود را یکجا نموده ، تفنگهای خود را با کلنگها ( pickaxes) مبادله و عوض نمودند.

به زبان پشتو : ” ماهمه باید سخت کار نمائیم تا دوباره خانه ها و مملکت خویشرا آباد نمائیم . ما باید تلاش زیاد نمائیم و باید قوی باشیم برای آینده اطفال خویش. من زمین ندارم مگر میتوانم بحیث یک اجاره دار کار کنم. من نباید مهاجرت کنم تا کار را پیدا کنم. فامیل من میتواند باهم یکجا زندگی کند.”

داکتر ناکه مورا (میگوید):” اینها میگویند که قریه جات دورادوراینجا مصئون و امن نیستند ، مگر مردمیکه دیگران را غارت میکنند و داخل خانه های مردم دیگر میشوند یعنی دزدی و سرقت میکنند ، اینها اینکار را بخاطر مصرف بیجای پول نمی نمایند ، بلکه  بغرض اینکه فامیل ها و خانواده های خویشرا غذا و نان دهند ، مردم از دیگران دزدی مینمایند ، نزد امریکایی ها اجیر میشوند و یا برای طالبان جنگ میکنند و یابرای ملیشه های ضد طالبان . اینها بائیست غذا بخورند و بهمین منظور ایشان مجبور و ناگزیر به این کار میشوند. هیچکس این را انتخاب نمیکند. بالاتر از همه اینها صلح میخواهند تا با فامیلهای شان زندگی کنندکه از ترس گرسنگی و غیره آزاد و وفارغ باشند و این است که آنها میخواهند و آرزوی آنرا از همه بیشتر مینمایند”.

چطور به ارتباط ساختمان کانال با موجودیت و درنظرداشت جریانات قوی دریای کنر اقدام شود؟

به زبان پشتو : څه دی وکره په دی ؟ (بالای این چی کردید؟ )

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎” این به مانند (Yamada Weir )[ سدی که سطح آب بلند و تشکیل خوضچه ای دهد] در وطن یعنی جاپان میباشد.”

داکتر ناکه مورا حل مشکل خویشرا درFukuoka دراداره مربوطه خویش در جاپان دریافت و کشف نمود.

کار یماده  ویر (Yamada Weir) بیشتر از دوصد سال قبل در جاپان تکمیل شد.درمقابل جریانات تیز و سریع دریای چکوگوارا( Checkoguara) تابه امروز استوار باقی مانده و آب دریا را در جریان طول سال بداخل کانال آبیاری دور میدهد.

چطور چنین weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]در یک ساحه ایکه پیش از اینکه در آنجا وسایل قوی ساختمانی موجود باشند ، ساخته شد. این نقشه در عهد و دورهء یماده  ( Yamada) وقتی ترتیب شد که کار ( weir) یا سدی که سطح آب را بالاتر نماید و تشکیل حوضچه دهد ، تحت ساختمان قرار داشت.

نوک ویر(weir) بشکل اریب ( /) از intake [جای آبگیری ، محلی است که آب را از دریا گرفته و این آب به کانال آبیاری داخل میشود.] بداخل دریا امتداد و توسعه داده میشود.

  این یک رمز ویا رازی بود که امکان آنرا مهیا ساخت که ویرweir [سدی که سطح اب را بالا تر نموده و تشکیل حوضچه دهد] را مستقیما در جریان سریع و تیز آب دریا آباد نموده و آنهم بدون ساختن  Levee [ خاکریز، بند ویا سد] که جریان آب را مانع شود.

اگر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]بصورت عمودی و قایم بالای جریان آب ساخته شود، در آنصورت این فشار مکمل جریان آب دریا بالایش وارد شده و وبا خطر جدا شدن و پارچه شدن مواجه میگردد.

اما اگرویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] بطور اریب یا کج ساخته شود ، دراینصورت مقاومت آب را تغییر داده و امکان آنرا میسر میسازد که ساختمان را تکمیل نمود.

داکتر ناکه مورا دوباره به ساختن ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] آغاز نمود.

به تعقیب و پیروی از دیزاین و طرح دریای امارا ( Amara River) این سنگ های بزرگ بشکل زاویه کج و اریب در برابر جریان دریا گذاشته و جابجا شدند . حتی در جریان تند دریا ، ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] از نگاه اندازه بزرگ میشود.

یکماه بعد از اینکه کار ساختمانی آغاز گردید ، پروژه با یک مانع  بزرگ مواجه میشود. سدی که آب را بالا برده و تشکیل حوضچه میدهد ( weird) باید در عمیق ترین قسمت دریا توسعه داده شود. بخصوص سنگهای بزرگ انتخابی جابجا و گذاشته شود.

سنگ بزرگ در تحت سطح آب ناپدید میشود. دریا به آسانی اضافه از پنج متر عمق درین قسمت دارد.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” بلی ، آن درست است. دیگر آنرا بالای سنگ بزرگ بگذارید.”

یک سنگ بسیار بزرگ که باید توسط بولدوزربرداشته شده، از تپه ها به پیش کشانیده شده و به فاصله شصت کیلومتر دورتر از آنجا بالاخره به داخل جای معین غلتانده شد. وزن آن تقریبا به پنج تن میرسید.

بالاخره سنگهای بزرگ سطح آب را جدا میکند.

عمیق ترین قسمت دریا پر و مملو و ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]به ساحات مورد نظر میرسند.

داکتر ناکه مورا : ” شما از بزرگترین مانع گذشتید. بلی ، ما عمیق ترین قسمت را ختم کردیم. [آهسته  و پیوسته مسابقه را میبرد.] ما پلان ها را از کتاب سابقه و قدیمی جاپانی استفاده کردیم . سدی اریب و مایل و کج که سطح آب را بالا کند و تشکیل حوضچه دهد حالا به دوصدو بیست متری در بین دریای کنر رسید”.

داکتر ناکه مورا ( به زبان پشتو میگوید) : ”مهربانی ، چطور هستی ، خوب هستی ، آرامی است ؟”

  دو ماه بعد از آنکه بالای پلانها تجدید نظر صورت گرفت ، جای آبگیری (intake) مکمل شده بود فقط قبل از فصل و موسم ذوب و آب شدن برف ها که دریا را سیلابی خواهد کرد.

حال وقت آن رسیده که ویر( weir) سد ویا بندی  که سطح آب را بالا میبرد با تغییر دادن آب از دریا به کانال آبیاری ، حفظ و نگهداری گردد.

پس از یکسال از آغاز کار ساختمانی ، بطول ( 1.4) کیلو متر کانال ساخته شد.

داکتر ناکه مورا تصمیم گرفت که جریان آب را آزمایش و امتحان نماید. آب جریان می یابد ، زمین خشک و سوخته را آبیاری مینماید.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” خوب ، خوب ! پائین بیائید و ببینید!”

  به امید و آرزوی اینکه این یک کانال زیبا ساخته شود واز زمین های  لامزرع وبایر جریان نماید . داکتر ناکه مورا آنرا ” کانال مروارید” با بکاربرد و استعمال کلمه فارسی دری برای دختر ، نامگذاری کرد.

در روز آینده : طول و درازی کانال به ( 1.2) کیلومتر از جای آبگیری که صرف و تنها خاک و زمین بود، رسید. این یک نقطه یا جای در امتداد دریا بود که برای یک برآمدگی کوچک یا( burr) ساخته شده بود.

این بالای سنگ ساخته نشده بلکه آب از بین فاصله ها درgabions (قفس استوانه ای از فلزو مملو از سنگها ) میگذرد.

قاعده و اساس آن محکم و سخت و کانکریتی نبوده و این gabions یا سبدهای  استوانه ای پر از خاک و سنگها  چپه شده و سقوط میکنند.  

مردم محلی قریه جات بخاطر شکستکی قفس های فلزی خود را به عجله به محل رسانیدند. این ها هیچ وقت را ضایع نکرده و دست بکار شدند.

از کتاب داکتر ناکه مورا بنام ” یک داکتر که کانال آبیاری آباد مینماید” : ” من به بهت و حیرت دیدم که اینها یک حس فطری داشتند که اگر دیوار ضعیف باشد ، چطور آنرا ترمیم نمود.

از ایام طفولیت بدینسو اینها یک درک و فهم از طبیعت خاک و زمین وهم جریان آب داشتند. من فهمیدم که اینها راه وروش زندگی را درآب و هوای خشک خوب یاد گرفته اند. فراست ، بینش و درک مستقیم قابل توجه و پشتکار و مداومت دهاقین محلی مرا بمنظور پیشبرد کار ما اعتماد و اطمینان داد.”

  کار ساختمان درطول سالهائیکه پیش میآمدند ادامه مینمودو آب در کانال زمانیکه کار بخشهای آن تکمیل میشد جریان مینمود.

  هفت سال بعد کانال آبیاری بالاخره به هدف مورد نظریعنی دشت گمبیری رسیدو بطول مجموعی بیست وپنج کیلومتر کانال تکمیل شد.

 داکتر ناکه مورا درختان بید را در دو طرف کرانه ها و پهلو های کانال غرس نمود.

ریشه های درخت بید با سنگ های درgabions(سبد استوانه ئی قفس گونه فلزی مملو از سنگها)  باهم پیچیده ، آنرا قایم و محکم گرفته و بدینترتیب باعث تقویت دیوار ها میشوند.

  علاوه بر دریا ، سایه سرد درختان پهنا و وسعت پیدا میکند و سپس دربهار ، در خط السیر و مسیر کانال ساحات وسیع اراضی گندم افزایش پیدا میکنند.

  دشت وبیابان  که بنابر خشکسالی ، خشک بودند به کشتزار ها و مزرعه های وسیع سرسبز تغییر نمودند.

  مردمیکه از کشور خویش فرار نموده بودند ، دسته دسته و بشکل پیوسته ومنظم شروع به بازگشت نمودند.

  به لسان پشتو ( میگوید): ” به مزارع و درختان نظر اندازید. در گذشته تنها درختان در قریب دریا و سرک ها بودند وبس. حالا درختان در جائیکه سابق هیچ درخت وجود نداشت ، قراردارند.”

موسم خزان میرسد و حاصلات رسیده پخته شده اند.

موج های از غله طلایی رنگ ساحه دشت گمبیری را که قبلا زمین خشک و لا یزرع و بیحاصل بودند ، پوشانیده است.

مردمیکه در ساختن کانال آبیاری شرکت و سهم گرفته بودند حالا سخت مصروف کار درو و جمع کردن برنج میباشند.

به زبان پشتو: ” من حالا باید قوی تر شوم تا برنج را درو و جمع نمایم. من هیچگاه تصور نمیکردم… که ما برنج را دراینجا دردشت جمع آوری و درو کنیم . اگر من کسی را میگفتم ، اینها هیچگاه باور نمیکردند”.

از ژورنال داکتر تیتسو ناکه مورا : ” حقایق به نسلهای آینده انتقال و یا دست به دست خواهند شد. حالا که دشت ، کشتزارهای سرسبز میشود، درختان نمونموده ، تکان خورده و میرقصند ، گوسفندان در کنار دریا میچرند ، میوه جات پخته میشوند وبا حاصل فراوان برای تمام زنده جانها که در صلح زندگی نمایند، این یک مدرک و دلیل غیرقابل انکار تنومندی میباشد.

  این ممکن یک گوشه ای کوچک از زمین باشد مگر من بخاطر فرصت ایکه گواه و شاهد این باشم ممنون و سپاسگذارم.”

  سپس داکتر ناکه مورا به یک پروژه جدیدیکه جوابگوی تقاضای مبرم و جدی اهل دهات که عبارت از ساختن تاسیسات مشخص میباشد، رو آورد. این یک بنا یا ساختمان مذهبی شامل یک مسجد ، عبادتگاه مسلمانان ، یکباب مدرسه که مکتب مذهبی مسلمانان میباشد.

   برای مردم افغانستان یک مسجد محل عبادت و همچنان یک جای برای تقویت روحی و معنوی آنها میباشد. مردم در آنجا جمع شده و بعضی اوقات نزاع ها و اختلافات میان مردم ده و قریه حل و فصل شده و بحیث مرکز یا هسته جماعت با جامعه محلی فعالیت مینماید.

   یک باشنده محل به زبان پشتو میگوید: ” این مسأله مرا بسیار خوشحال میسازد. با موجودیت مسجد ، ما قادر خواهیم بود که نماز بخوانیم و عبادت کنیم. این یک چیز شگفت آور و عالی است که صورت بگیرد ، هرکس خوش و مسرور میباشد”.

  در حوالی همین وقت ، نظامیان امریکایی به مساجد و مدرسه ها مشکوک بوده و به آنها به نظر محلات تربیه و پرورش تروریستان میدیدند.

  مگر داکتر ناکه مورا بی میلی و یا دودلی نشان نداد که به تقاضای باشندگان محل جواب و پاسخ ندهد.

داکتر ناکه مورا به زبان جاپانی میگوید: ” مردم واقعأ خوشحال بودند زمانیکه آب آمد، مگر شنیدن موضوع در باره مسجد ، اینها را بیشتر مسرور ساخت.

اینها گفتند که احساس میکنند که آنها آزاد گردیده اند.

آنچه این موضوع معنی میدهد این است که تا آنزمان ، راه عنعنوی زندگی را که اوشان پیروی و تعقیب میکردند، توسط نظامیان اشغالگر خارجی نادیده گرفته شده بود”.

این بدان معنی است که مسلمان بودن چیزی بد پنداشته میشد.  این مسأله شرافت ، مناعت و احترام خودی آنها را صدمه زده و تخریب مینماید.

اینجا یک فرصت و موقع بودکه یکدست کمک و معاونت به آنها داده شود و روحیه مردم را بلند ببرد.

دو سال بعد از آغاز ساختمان سرک کانال به مسافت بیست و پنج کیلومتر د رنیمه راه این فاصله در یک ده ویا قریه یک مسجد بزرگ که گنجایش و ظرفیت هشصد نفر نماز گزار را دارد ، دروازه های خود را باز مینماید. در حدود ششصد نفر متعلم به مدرسه میروند. صنف ها همه رایگان و مجانی میباشند.

  علاوه برمسایل اسلامی ، در مکتب مضامین استندرد و معیاری خواندن ، نوشتن ، ریاضی و حساب تدریس میگردند.

یک استاد مدرسه به زبان پشتو میگوید: ” این یک صنف لسان انگلیسی برای شاگردان صنف سوم میباشد. ماین ها ، برای مردم  هستند .  دشمنان پنهان شده . درست شد”.

” اطفال کلمه به کلمه در باره خطرات د رجهان پیرامون و اطراف شان می آموزند. وقتیکه شما یک ماین را دریافت میکنید ، چی میکنید؟ دور قرار بگیرید ، به آن دست نزنید! چی را میخواهید که مطالعه و یا بیاموزید؟”

شاگرد ( 1) جواب میدهد : ” هر چیز را”.

شاگرد( 2) جواب میدهد: ” من ریاضی و حساب را خوش دارم ”.

شاگرد( 3) پاسخ میدهد: ” من قرآن کریم را دوست دارم که بخوانم ودر این زمینه تحصیل کنم”.

یک مراسم بخاطر تجلیل از ختم و تکمیل کار کانال آبیاری ، مسجد و مدرسه گرفته شد.

گل آقا شیرزی والی وقت ولایت ننگرهار: ” بسم اله الرحمن الرحیم . خداوند به تمام مردم و اهالی ننگرهار وبه تمام افغانها خیرکند(به خیر تمام افغانها تمام شود ـ م). خانه اش آباد ! زنده باد!، هورا !”

  داکتر ناکه مورا بهره برداری ، استفاده و تنظیم امور مسجد و مدرسه را به اهالی و یا مردم محل تسلیم وسپرد.

  بعد از اینکه دوازده سال از آغاز کار ساختمانی کانال آبیاری گذشت ، ”کانال آبیاری مروارید”بیشتر توسعه و انکشاف داده شد و حالا یک ساحه به فاصله بیست و هفت ( 27 ) کیلو متر را در برمیگیرد.

دشت گمبیری که بنام ” وادی مرگ” یاد میشد و در آن یک درخت هم نشو ونما نمیکرد ، اکنون دوباره بحیث یک ساحه و منطقه بزرگ سبز دوباره احیاء و ایجاد گردید.

  علاوه بر”کانال آبیاری  مروارید” ، داکتر ناکه مورا در هشت منطقه دیگر کانالهای آبیاری را یا جدیدأ ساخت ویا تجدید و اصلاح و فعال ساخت. کانالها در سرتاسر منطقه ، بمساحت مجموعی شانزده هزار (16000) هکتار زمین را آبیاری نمودند.

  آب ، وسیله زندگی و معاش ششصد هزار نفر ( 600000) ویا مردم را تأمین و تقویت مینماید.

مردم محل در خطاب به داکتر ناکه مورا به زبان پشتومیگویند: ” شما مسأله ساختمان را بسیار جدی و به صداقت و راستی گرفتید. هیچکیس قبلأ و هرگز چنین جدی ، باوجدان و وظیفه شناس نبود.

ما خیلی سپاسگذاریم.

ما برای صحت و سلامتی و موفقیت تان دعا میکنیم”.

داکتر ناکه مورا به لسان پشتو میگوید:

” در اینجا آب نبود. در اینجا پول نبود. در اینجا هیچ چیز برای مردم که تغذیه نمایند وجود نداشت، مگر از همه مهمترین چیز زنده ماندن بود. زندگی برترین و بزرگترین مسأله میباشد.

چیزی که به آن نیاز است و ایجاب مینماید، اسلحه و اردو نیستند. زندگی ضرور است ، به تفنگ مفنگ ضرورت نیست. ازینرو ما تعهد نموده قول  ووعده میدهیم که به عرضه و پیشکش کمکهای خویش ادامه خواهیم داد”.

  پروسس نمودن و یا کار لازم در مورد موادغذایی در قریه آغاز گردید.

  در یک فابریکه شکر، قند ازنیشکریکه در مزارع جدید رشد و نمو کرده بودند تصفیه وتولید میگردد. قندنصواری ویا ”گر” که یک زمانی از تولیدات [ولایت ننگرهار] بشمار می آمد، بعد از نبودن و فقدان طولانی دوباره ظاهر میگردد.

 تولید لبنیات همچنان دوباره نیروی تازه گرفته و تولید پنیر و دیگر لبنیات شروع گردید.

  حالا در اخیر هفته ها یک بازار یا مارکیت باز میباشد و سرکها را دوباره صحنه با روح و با نیروی تازه میسازد.

  بسیاری از اهل قریه و ده  درین منطقه از کانال آبیاری قدردانی کرده ، امنیت را بهتر ساخته و صلح را در ساحه آورد.

یک باشنده محل به پشتومیگوید:

” اگر مردم مصروف و مشغول کار باشند ، اینها وقت آنرا نخواهند داشت که در بارهء جنگ فکر کنند”. اینها وقتی به جنگ میروند که پول نداشته باشند. زمانیکه مردم بقدر کافی خوراکه و مواد برای خوردن داشته باشند ، اینها به جنگ نمیروند”.

  پس از شانزده سال از دورنمودن چپن سفید داکتری ، داکتر ناکه مورا  دید و نظر خویشرا که در اینجا تعقیب کرده بود ارزیابی نمود.

داکتر ناکه مورا به زبان جاپانی میگوید:

” این یک جنبش صلح نیست . این قسمت یا بخشی از کار و شغل داکتری و طبابت من است. بحیث یک مسأله طبی ، چیزیکه عمده و اساسی است این میباشد که چی تعداد زندگی را میتوان نجات داد وحفظ نمود.

چیزی که ما موفق شدیم بحیث نتیجه :

در ساحه کار و فعالیتهای ما جائیکه ششصد هزار نفر زندگی میکنند ، در آنجا کمتر جنگ است. نظم و قانون بهتر ، کمتر مواد مخدره.

مگر من کمتر و به ندرت این کار را منحیث یک جنبش برای صلح تشریح یا توصیف و تعریف کرده ام.

مردم وقت آنرا ندارند که مشغول جنگ شوند . اگر اینها جنگ کنند ، وضعیت فقط بدتر خواهد شد. و از این جهت و نگاه ، صلح در آنجا [در مناطق فعالیتهای داکتر ناکه مورا] برقرار است.صلح یک محصول فرعی کار ماست. بدست آوردن صلح هدف مانبود”.

   گرچه آنهائیکه از کانال های آبیاری منفعت میبرند، بیشتر از دو ( 2%) نفوس افغانستان نمیباشند.

 سازمان ملل متحد تخمین نموده که در سال 2014 عیسوی به تعداد 1/3 فیصد نفوس    ( افغانستان ) مواجه به کمبود مواد غذایی نسبت خشکسالی بوده و اکنون در افغانستان ، امنیت خراب ترگردیده است ، چنانچه حملات تروریستی توسط شورشیان ضد دولت افزایش یافته است.

قوای ائتلاف به رهبری ایالات متحده امریکا تلاش نمود تا با قوای نظامی علیه توسعه شورش اقدام نماید.

شانزده سال پس از حملات سپتمبر تاکنون ، پایان و ختم جنگ دیده نمیشود . در عین حال درخواست ها و تقاضا ها از قسمت های مختلف مملکت بخاطر اعمار و ساختن کانالهای آبیاری به داکتر ناکه مورا مواصلت نموده اند.

      به پاسخ آنها داکتر ناکه مورا یک پروژه جدید را آغاز نمود.

    پروژه هدف دارد که تا یک مرکز تعلیمی را ایجاد نماید و ازاینطریق تجربه خود را به تکنیشن ها ویا متخصصین جوان که از ساحات و مناطق خشکسالی زده گی استخدام میگردند ، انتقال دهند.

  داکتر ناکه مورای هفتاد ساله در مقابله با چلنج ها و چالش ها  با خشکسالی و جنگ به تلاشهای خویش ادامه میدهد و خواب آن روزی را که مردم این سرزمین یکبار دیگر اراضی سر سبز و زندگی صلح آمیز را ببینند ، نگهمیدارد و آنرا بجا وبه حق میداند.

  از ژورنال داکتر ناکه مورا :

” هیلوکوپترهای امریکایی ها اکثرا از بالای ساحاتیکه ما در آنجا کار مینمائیم ، میگذرند.

اینها در فضا یا آسمان پرواز مینمایند تا بکشند ،  ما دربالای زمین هستیم بخاطریکه زندگی نمائیم .

پیراهن های خاک آلود را به تن خویش داریم.

در اینجا بالای زمین ، خوشی و مسرت وجود دارد که اوشان هیچگاه نخواهند داشت.

ما احساس آنانیراکه با دیدن و رسیدن آب بالای اراضی خشک و سوخته ابراز شادمانی و تمجید میکنند ، میدانیم.

این امتیاز ماست که رقص زندگی را در روی تبسم کنان اطفالیکه در کنار دریا بازی میکنند ، شاهد و گواه باشیم و این شالوده و پایه و اساس صلح میباشد”.

این فلم مستند را میتوان در یوتیوب به آدرس زیر مشاهده نمود:

https://www.youtube.com/watch?v=rpjf3XbpPWc