انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

Archive for author: afghan

ترجمه فلم مستند در مورد داکتر تاتسو ناکه مورا

ترجمه فلم مستند در مورد داکتر تاتسو ناکه مورا

ترجمه فلم مستند در مورد داکتر ”ناکه مورا” که در یوتیوب نشر گردیده و توسط جناب محترم محمد ولی ازانگلیسی به دری ترجمه گردیده است. نام این فلم مستند ( Afghanistan Documentary Development via Japanese Doctor Nakamura ) است.

مأخذ از : کتاب تاتسوناکه مورا ( یک داکتر که یک کانال آبیاری را میسازد.)

در صبح یازده سپتمبر ، من یک تیلفون عاجل و ضروری را از جلال آباد ، مبنی بر خبر حمله تروریستها را در اضلاع متحده امریکا گرفتم.

در اخبار تلویزیونی ، راپورهای هیجانی در باره یک کشور نسبتآ ناشناخته افغانستان پخش میگردید.

رئیس جمهور ” بوش ” اعلام کرد که امریکا قوی و قدرتمند است و انتقامگیری را بغرض تحسین و کف زدنهای مردم امریکا اعلام کرد.

اینطور معلوم میشد که یک چیزی بالای مردم امریکا مستولی شده و ذهن آنها را اشغال کرده است.

مدنیت و تمدن ما وسعت و اعتدال خود را از دست داد و این مساله مرا بسیار متآثرو غمگین میسازد.

داکتر جاپانی ”تاتسوناکه مورا” ( Dr. Tatsu Nakamura) برای مدت چندین سال در افغانستان مصروف کار طبابت بود.

در سال 2001 عیسوی افغانستان به یک خشکسالی با ابعاد تاریخی و بی سابقه مواجه شده و یدینترتیب زراعت کشور را ویران و تخریب کرد و در انجا کمبود مواد غذایی بمیان آمد. گرسنگی و تشنگی زنده گی بسیار مردم را گرفت .

داکتر ناکه مورا میگوید :” یک کانال آبیاری میتواند بیشتر از صد نفر داکتر، کمک نماید”.

داکتر ناکه مورا چپن سفید داکتری خویشرا از تن کشید و وظیفه وکار اعمار و ساختن کانال آبیاری را بعهده گرفت که آب را به زمین های خشک و بی آب (زمین های بایر) میرساند.

[هیلیکوپتر ها یا چرخبالهای امریکا اکثرا در جاهائیکه ما کار مینمودیم از بالای سر ما در فضا پرواز و عبور مینمایند. آنها ماشین های ظلم و ستم را بکار گرفته ، در حالیکه ما  پیراهن های خاک آلود به تن داشتیم. ــ”از ژورنال داکتر ناکامورا ”]

ما میدانیم که احساسات چنین خواهد بود که ترغیب کنند و یا تعجب نمایند ، زمانیکه آب به اینجا برسد.

شانزده ( 16 ) سال بعد ، ساحه خشک به ساحه یا منطقه سرسبزو حاصلخیز تبدیل میشود.

این داستان و گذشته یک داکتر ـ ”ناکه مورا ” است که بر علیه خشکسالی مبارزه را پیش برده است ، در حالیکه شعله های جنگ به سوختاندن افغانستان ادامه میداد.

آب ، نه اسلحه

سبز ساختن افغانستان

ما مرتبه اول در سال 1998 عیسوی کار داکتر ”ناکه مورا” را فلم گیری نمودیم .

داکتر ناکه مورا تلاش نمود تا یک کلینیک صحی را در منطقه ای کوهستانی افغاستان اعمار نماید.

دوکتور ناکه مورا میگوید: ” اکثر گروپهای خارجی که به اینجا می ایند وعده میکنند که فرهنگ افغانستان را احترام مینمایند . اماایشان همیشه چنین نمیکنند. مگر ما به وعده های خویش ادامه داده و آنرا عملی مینمائیم.”

یک باشنده محل به زبان پشتومیگوید: ” ما میدانیم که کار این کلینیک مدت یک و نیم سال به تعویق افتیده ، زیراکه شما با پروژه های دیگر مشغول و مصروف بودید. ما از کمکهای انجام شده شما خیلی ممنون هستیم.”

داکتر ناکامورا میگوید: ” شما میتوانید بالای ما اعتماد نمائید. وقتیکه ما چیزی را آغاز مینمائیم ، ما آنرا همیشه انجام داده و بپایان میرسانیم . این یک اساس دایمی خواهد بود.”

شرق افغانستان :

داکترناکه مورا با شروع کار در سال 1991 عیسوی بتعداد سه باب کلینیک صحی را دراین ساحه افتتاح نمود که موصوف خدمات طبی را به مردم عرضه نمود.به نام زیر:

PMS JAPAN

AFGHAN PROJECT

DARA-E-NOOR CLINIC

”خدمات طبی صلح جاپان

پروژه افغانی

کلینیک دره نور”

که البته تلاش موصوف بزودی به مانع بزرگ مواجه شد.

در تابستان سال 2000 یک ردیف پی در پی اطفالی را که مصاب با علایم جدی مرض بودند ، غرض معاینه و تداوی نزد داکتر ناکامورا آوردند.

داکتر ناکه مورا (می پرسد ): ” چی وقت این تکلیف پدیدار و یا ظاهر شد ؟”

شخص همراه مریض (پاسخ میدهد) : ” تقریبا پنج یا شش روز قبل ”.

داکتر ناکه مورا : ” آیا این تکلیف همه یکباره معلوم شد؟”

شخص همراه مریض : ”درصورت ( روی ) ، سینه و قسمت عقب و نشیمن گاه ”.

داکتر ناکه مورا: ” تماس ، آماس و یا ورم جلدی ( Contact determatitis poor nutrition) اساسآ همچو پروبلم ها بنابر تغذیه خراب و بد و همچنان ( poor sonitation) ( حفظ الصحه خراب ) بوده و تنها با شستن با آب ، میتواند کمک نماید. مگر من نمیتوانم آنرا پیشنهاد نمایم ، زیرا قلت آب بسیار زیاد است.

این قلت و کمبودی آب خود را در چنین مشکل و پروبلم ها نشان میدهد .

منبع پروبلم ومشکل ، در خشکسالی تاریخی بود که افغانستان را زیر تاثیر گرفته است. در سرتاسر این ساحه چاه های آب آشامیدنی خشک و فاقد آب گردیده اند.

مردم چهار طرف چاه های آب که هنوز آب نوشیدنی را تهیه مینمودند ، جمع شده و با همدیگر می جنگند.

داکتر ناکه مورا به مریض (میگوید) : ”  تکلیف چیست ؟”

مریض به داکتر ( پاسخ میدهد) : ” خوب نیستم . من میمیرم”.

در جریان این بحران ، حملات یازده سپتمبر صورت گرفت .

بتاریخ هفت ( 7 ) اکتوبر حملات راکتی بالای افغانستان شروع شد( در جنوب افغانستان بالای شهرقندهار ودر شرق افغانستان بالای شهر جلال اباد) .

یک خانم : حملات در کجا بودند؟

پاسخ دهنده : د رجلال آباد و کندهار

خانم : د رجلال آباد هم حمله صورت گرفت ؟

جواب دهنده : بلی .

داکتر ناکه مورا و همراهانش دفتر خویشرا تخلیه نموده وبه پاکستان رفتند.

داکتر ناکه مورا شرح ویا گزارش احساسات خود را بطور ذیل به رشته تحریر آورد. از ژورنال داکتر ناکامورا :

” آزادی و دیموکراسی حالا یک جنگ جنایت آمیز یا آدم کشی را به مقیاس بزرگ بغرض مبارزه و انتقام گیری از تروریزم به پیش میبرد.

در همه احتمالات یک منظره طولانی اجساد انسانهای بیگناه باعث درد و عذاب و خواب بد و خراب و پشیمانی برای خود انتقامگیران میشود.

زمانیکه قدرتهای بزرگ جهان باهم ائتلاف نموده و این کشور کوچک و درحال مرگ واز بین رفتن را احاطه کرده ، من با یک شک و تردید ساده باقی میمانم که اینها چه را تلاش مینمایند که محافظت کنند.

د رمناطق و ساحات نزدیک سرحد پاکستان ، آنعده مردم ملکی افغان که از آسیب بمباردمان فرار نموده بودند به کمپ های پناهندگان سیل آسا سرازیر شده و آمدند. این موضوع بد تر از آنچه بود که ما تصور میکردیم . آنجا باید چندین هزار نفر ویا بیشتر از آن خواهند بود.”

داکتر ناکه مورا به افغانستان بازگشت نمود، دید که خطریکه خشکسالی ببار آورده بود ، بسیار زیاد شدید و طاقت فرسا بود.

به این ساحات نظر بیندازید و ببینید که هیچ چیز در آن اراضی رشد ونموکرده نمیتوانند. زمین های زراعتی ولایت ننگرهار که یک وقت ، سبد پربرکت یا حاصلخیزنان بود ، حالا فاقد غله جات میباشد.

یکنفر به زبان پشتو میگوید: ”در آنجا هیچ آب اشامیدنی وجود ندارد ، چه رسد به اینکه اراضی زراعتی را آبیاری کرد”.

بازهم به زبان پشتو : ”اینجا هیچ امکان تآمین معیشیت یا پیدا کردن معاش وجود ندارد. ما اینجا زندگی کرده نمیتوانیم”.

در سرتاسر مملکت چهار میلیون نفر درزیر خط فقر قرار دارند .

داکتر ناکه مورا( میگوید)  :” بزرگترین ضرورت حالا چیست ؟

واضحآ که این نان است که خورده شود.

هرچه چیز دیگر ، طرز بیان یا اصطلاح را ببخشید ، خوشگذرانی ، لوکس و چیز های تجملی خواهد بود.

بادرنظرداشت شرایط ما میبینیم که غذا و آب برای بهبود ورفاه زندگی مردم افغانستان چیز های اساسی بودند.”

داکتر ناکه مورا حالا یک تصمیم قوی اتخاذ نمود که چپن داکتری و طبابت خود را دور اندازد و کار ساختمانی یک کانال آبیاری را آغاز نماید.

داکتر ناکه مورا : ”سطح آب نسبت به آنچه بود ، بلند تر است.”

داکتر ناکه مورا دریای کنر را که یکی از چند دریای بزرگ افغانستان میباشد ، بحیث منبع آب برای کانال آبیاری خویش تشخیص و تثبیت نمود.

با آبهای باریک میان توده یخ های غلتان ( glaciers) و کوه های بلند به ارتفاع هفت هزار متر ، دریا در اینجا گرداگرد حتی در اوقات و زمان خشکسالی جریان مینماید.

داکتر ناکه مورا: ” این یک پلان راه کار است و ما میتوانیم آب را بهتر از این سمت بدست آوریم. اگر آب از دریای کنربه اراضی و ساحات خشک رسانیده شود ، ممکن زراعت و کشاورزی دوباره احیاء و رونق خواهد یافت.”

داکتر ناکه مورا شروع به انکشاف دادن پلانهای ساختمانی نمود. گرچه او بطور مطلق هیچ معلومات و دانش در بخش و یا رشته انجنیری یا آبیاری نداشت.

یکتن افغان ( در خطاب به داکتر ناکه مورا): ” داکتر صاحب ، به آن سرعت خاک و گل به پائین نخواهد رفت. این مساله برای وقفه ها و پالیسی های ما بهتر میباشد.”

داکتر ناکه مورا :

” در اصل من یک داکتر هستم .

با مراجعه به اسناد جاپانی موصوف یک پلان را خودش به تنهایی طرح نمود.

هدف برای دوسال اول این بود که یک کانال بطول دوازده ( 12 ) کیلومتر را اعمار بسازد.

داکتر ناکه مورا :

” من یقین دارم پیشبرد کار آن مدت پنج ، شش ، هفت سال را در بر خواهد گرفت. مفکوره بزرگ است که هرچه زودتر و بزرگتر اول آب را به اینجا آورد و آنرا ”خوشبختی و اقبال” نامید.”

مفکوره داکتر ناکه مورا این است که زمینهای خشک را دوباره به زمینها و اراضی سبز تبدیل نماید.

با گرفتن آب از دریای کنر ، کانال زمین های خشک را دوره زده و بالاخره در دشت گمبیری خواهد رسید.

اگر این کار تکمیل شود ، ساحه سه هزار هکتار زمین زراعتی را آبیاری خواهد نمود و وسیله زندگی و معاش به تعداد یکصد هزار نفر را تقویه خواهد کرد.

بعضی از اعضای کارکنان افغانی در باره اینکه چنانچه به نظر می آمد که این یک پلان مکمل بادوام میباشد ، شک و تردید ابراز نمودند مگر با آنهم در تعهد داکتر ناکه مورا تردید و دودلی رخ نداد.

داکتر ناکه مورا :

” هر روز صد ها طفل از بین میروند و بسیاری مردم رنج و عذاب امراض را میکشند که همه اینها از سبب نارسائیها و نواقص ایکه در سرحد وجود دارد ، بمیان می آید.

هدف ما تنها زندگی مردم میباشد. پس موفقیت و پیروزی این پروژه جاری و همچنان پروژه دیگریکه در آنسو در آن مواد تخلیه و انداخته میشوند کلید وراه حل آینده میباشد.”

ماه مارچ 2003 :

کار ساختمانی پروژه آبیاری شروع گردید.

تهیه و تدارک مصارفات پولی آن باید توسط موسسه صلح خدمات طبی جاپان ( Peace Japan Medical Services ) که یک سازمان غیردولتی (NGO ) میباشد ، صورت گرفته که البته فعالیتهای داکتر ناکه مورا را پشتیبانی و تقویت مینماید.

دهاقین محل روزنـهء امید بخاطر دورنمای آینده و احیای مجدد کشتزار ها داشته و از اینرو بمنظور کمک نمودن به پیش آمده و روز به روز تعداد دهاقین سهم گیرنده افزایش یافتند. حرف ها پخش میگردند. مردمیکه در کمپ های مهاجرین پناه برده بردند ، آغاز به سفر نمودن در مسافات طولانی بغرض کمک رسانی نمودند.

به کارگران یومیه مبلغ دونیم دالر مدد معاش پرداخت و تادیه میشود. برای این مردم  که نسبت خشکسالی قادر به کشت زراعت نمیباشند، این یگانه منبع درآمد و کمک برای فامیلهای آنها میباشد.

داکتر ناکه مورا اعمار و یا ساختمان محل آبگیری از دریا ( intake) را در دهنه کانال شروع نمود.

یکنفر به پشتو می پرسد :  مستقیم و راسأ؟ بلی ، مستقیم

جای و محل آبگیری (intake) محلی است که آب را از دریا گرفته و این آب به کانال آبیاری داخل میشود.

اگر این جای (intake ) بطورلازم و مناسب ساخته و اعمار نگردد ، آب بداخل سیستم جریان پیدا نخواهد کرد.

برای کشیدن آب بداخل یک کانال ضرور و لازم است تا ساختمان بداخل دریا اعمار گردد و این کار ، جریان آب را تغییر داده وباعث آن میشود که آب به کانال داخل شود.

این ساختمان بنام  Weir( سدی که سطح آب را بلند نموده و تشکیل حوضچه ای دهد) یادمیشود.

داکتر ناکه مورا ساختمان یک خاکریز یا بند وسد ( Levee) را بالا تر از دریا و از محل آبگیری (intake) رویدست گرفت . وقتیکه خاکریز( بند وسد)  آباد شد، دریا در قسمت ساحه دور جزیره جریان مینماید و خروج آب را از ساحه Weir(سدی که سطح آب را بلند نموده و تشکیل حوضچه ای دهد ) ادامه میدهد و این موضوع اعماررا آسانتر میسازد.

بار های خاک و سنگ توسط وسایط یا موترهای باربری در دریا در بیست متر انداخته میشوند تا به جزیره کوچک برسد و سپس بصورت غیرمترقبه یا ناگهان خاکریز( سد ) زیادتر و بیشتر توسعه داده شده نمیتواند.

داکتر ناکه مورا ( صدا میکند ) : ”توقف ، توقف ! این مقدار خیلی کافیست ! فرق و تفاوت نمیکند که چه مقدار خاک پائین انداخته شده است ، جریان آب آنرا دور میبرد.”

وقتیکه خالیگاه میان خاکریز ( بند) و جزیره کوچک و کمتر شد ، جریان آب دریا بشکل خارج از انتظار و توقعات افزایش یافت.

داکتر ناکه مورا یک وسیله ویا راه دیگر را آزمایش نمود.

چوکات های کانکریتی به وزن مجموعی هشت صد کیلو گرام

به زبان پشتو: سلو راشه ( آهسته بیا ) !

دور برده شد.

اینها دور لغزانده ویا غلطانده شوند؟

اینها پائین تر در دریا غلطانده شدند . البنه بر اثر فشار سخت نیروی طبیعی.

داکتر ناکه مورا مجبور شد تا در پلانهای خود دوباره فکروتجدید نظر نماید.

طبق پلانها ، جای آبگیری (intake) باید تا بهار آینده تکمیل گردد که فقط دو ماه تا آنزمان باقیمانده است.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” این مساله مشکل است که تا دو ماه دیگر ختم و تمام شود. وقتیکه بهار میآید ، آب شده های سنگهای یخ زده (stonemelt ) از کوه ها شروع به جاری شدن نموده و قوت جریان آب را تشدید میبخشد . این مساله به وقفه های پرخرچ و گران ساختمانها منتج میشود”.

ضمنأ کار بالای تقویت نمودن کناره های کانال ادامه می یابد.

داکتر ناکه مورا ( gabions) استوانه های قفس مانند فلزی را که پر شده از سنگ میباشد استفاده و بکار میبرد تا کناره ها را از فشار آب محافظت و تقویت نماید.

این یک فن یا اصول باستانی و قدیمی میباشد و این روش در جاپان بغرض تقویت و استحکام برای صد ها سال استفاده شده است .

این یک ساختمان ساده میباشد که در آن سنگ در بین یک قفس که از یک سیم فلزی ساخته شده پیچ و تاب داده شده مگر در نتیجه بمانند کانکریت قوی و مستحکم میباشد.

یک تفوق و یا مزیت عمده این طریقه این است که ایجاب صرف سیم و سنگ را نموده ، پس اگر قفس خراب شود یا نتیجه ندهد ، به آسانی میتوان آنرا ترمیم نمود.

داکتر ناکه مورا (میگوید): ”همه دهاقین واقعأ سنگ کار یا سنگتراش میباشند. اینها با این کار خیلی آشنا اند. آنها خانه ها و دیوار های مزارع شانرا همه از سنگ میسازند.”

  داکتر ناکه مورا این قواعدفنی باستانی را بکار گرفت تامردم محل قادر باشند در آینده کانال آبیاری را خود شان تعمیر و نگهداری نمایند.

  در حوالی همین وقت ، طالبان در افغانستان شروع به ادعای دوباره حق نمودند و امنیت در اطراف کشور خراب تر و بدتر گردید.

 در ولایت ننگرهار جائیکه داکتر ناکه مورا کار مینمود برخوردهای بین طالبان و قوای نظامی امریکا زیاد صورت گرفت. وسایل نقلیه زرهی قوای امریکایی در تلاش بخاطر خاموش نمودن حمله های تروریستان اکثرآ از جوار و پهلوی ساحه ساختمانی عبور مینمود و باعث افزایش تشویش میان کارگران میگردیدند.

در یک موقع و مورد ، یکبال هیلیکوپتر(چرخبال) امریکایی دفعتآ بالای داکتر ناکه مورا و تیم و گروپ وی آتش گشودند.  

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” بصورت مجموعی من پنج بال هیلیکوپتر را که دوبال آن هیلیکوپتر های حمله کننده ( هجومی ) تنها مجهز با یک ماشین گردنده  بودند بالای سر ما چرخ و دوره میزدند و ما را به ماشیندار ضربه میزدند.

ما  در خطر بودیم. بعد از آن قوه نظامی امریکا حملات غلط و اشتباه آمیز را اعتراف نمودند ، حتی درزمان جنگ و محاربه ، جنگ و مبارزه علیه خشکسالی ادامه می یابد.”

باوجود آفتاب بیرحم که درجه حرارت را بالاتر از چهل درجه سانتیگراد نشان میدهد.

داکترناکه مورا میتواند به کار مردان افغان متکی باشد که کار را ادامه میدهند.

یکنفر بزبان پشتو میگوید: خوب ، خوب ،  همینطور بیندازید!

جنگجویان قبلی مخالف دولت و اجیرانی که همراه قوای امریکایی میجنگیدند، تلاشهای خود را یکجا نموده ، تفنگهای خود را با کلنگها ( pickaxes) مبادله و عوض نمودند.

به زبان پشتو : ” ماهمه باید سخت کار نمائیم تا دوباره خانه ها و مملکت خویشرا آباد نمائیم . ما باید تلاش زیاد نمائیم و باید قوی باشیم برای آینده اطفال خویش. من زمین ندارم مگر میتوانم بحیث یک اجاره دار کار کنم. من نباید مهاجرت کنم تا کار را پیدا کنم. فامیل من میتواند باهم یکجا زندگی کند.”

داکتر ناکه مورا (میگوید):” اینها میگویند که قریه جات دورادوراینجا مصئون و امن نیستند ، مگر مردمیکه دیگران را غارت میکنند و داخل خانه های مردم دیگر میشوند یعنی دزدی و سرقت میکنند ، اینها اینکار را بخاطر مصرف بیجای پول نمی نمایند ، بلکه  بغرض اینکه فامیل ها و خانواده های خویشرا غذا و نان دهند ، مردم از دیگران دزدی مینمایند ، نزد امریکایی ها اجیر میشوند و یا برای طالبان جنگ میکنند و یابرای ملیشه های ضد طالبان . اینها بائیست غذا بخورند و بهمین منظور ایشان مجبور و ناگزیر به این کار میشوند. هیچکس این را انتخاب نمیکند. بالاتر از همه اینها صلح میخواهند تا با فامیلهای شان زندگی کنندکه از ترس گرسنگی و غیره آزاد و وفارغ باشند و این است که آنها میخواهند و آرزوی آنرا از همه بیشتر مینمایند”.

چطور به ارتباط ساختمان کانال با موجودیت و درنظرداشت جریانات قوی دریای کنر اقدام شود؟

به زبان پشتو : څه دی وکره په دی ؟ (بالای این چی کردید؟ )

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎” این به مانند (Yamada Weir )[ سدی که سطح آب بلند و تشکیل خوضچه ای دهد] در وطن یعنی جاپان میباشد.”

داکتر ناکه مورا حل مشکل خویشرا درFukuoka دراداره مربوطه خویش در جاپان دریافت و کشف نمود.

کار یماده  ویر (Yamada Weir) بیشتر از دوصد سال قبل در جاپان تکمیل شد.درمقابل جریانات تیز و سریع دریای چکوگوارا( Checkoguara) تابه امروز استوار باقی مانده و آب دریا را در جریان طول سال بداخل کانال آبیاری دور میدهد.

چطور چنین weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]در یک ساحه ایکه پیش از اینکه در آنجا وسایل قوی ساختمانی موجود باشند ، ساخته شد. این نقشه در عهد و دورهء یماده  ( Yamada) وقتی ترتیب شد که کار ( weir) یا سدی که سطح آب را بالاتر نماید و تشکیل حوضچه دهد ، تحت ساختمان قرار داشت.

نوک ویر(weir) بشکل اریب ( /) از intake [جای آبگیری ، محلی است که آب را از دریا گرفته و این آب به کانال آبیاری داخل میشود.] بداخل دریا امتداد و توسعه داده میشود.

  این یک رمز ویا رازی بود که امکان آنرا مهیا ساخت که ویرweir [سدی که سطح اب را بالا تر نموده و تشکیل حوضچه دهد] را مستقیما در جریان سریع و تیز آب دریا آباد نموده و آنهم بدون ساختن  Levee [ خاکریز، بند ویا سد] که جریان آب را مانع شود.

اگر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]بصورت عمودی و قایم بالای جریان آب ساخته شود، در آنصورت این فشار مکمل جریان آب دریا بالایش وارد شده و وبا خطر جدا شدن و پارچه شدن مواجه میگردد.

اما اگرویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] بطور اریب یا کج ساخته شود ، دراینصورت مقاومت آب را تغییر داده و امکان آنرا میسر میسازد که ساختمان را تکمیل نمود.

داکتر ناکه مورا دوباره به ساختن ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] آغاز نمود.

به تعقیب و پیروی از دیزاین و طرح دریای امارا ( Amara River) این سنگ های بزرگ بشکل زاویه کج و اریب در برابر جریان دریا گذاشته و جابجا شدند . حتی در جریان تند دریا ، ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] از نگاه اندازه بزرگ میشود.

یکماه بعد از اینکه کار ساختمانی آغاز گردید ، پروژه با یک مانع  بزرگ مواجه میشود. سدی که آب را بالا برده و تشکیل حوضچه میدهد ( weird) باید در عمیق ترین قسمت دریا توسعه داده شود. بخصوص سنگهای بزرگ انتخابی جابجا و گذاشته شود.

سنگ بزرگ در تحت سطح آب ناپدید میشود. دریا به آسانی اضافه از پنج متر عمق درین قسمت دارد.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” بلی ، آن درست است. دیگر آنرا بالای سنگ بزرگ بگذارید.”

یک سنگ بسیار بزرگ که باید توسط بولدوزربرداشته شده، از تپه ها به پیش کشانیده شده و به فاصله شصت کیلومتر دورتر از آنجا بالاخره به داخل جای معین غلتانده شد. وزن آن تقریبا به پنج تن میرسید.

بالاخره سنگهای بزرگ سطح آب را جدا میکند.

عمیق ترین قسمت دریا پر و مملو و ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]به ساحات مورد نظر میرسند.

داکتر ناکه مورا : ” شما از بزرگترین مانع گذشتید. بلی ، ما عمیق ترین قسمت را ختم کردیم. [آهسته  و پیوسته مسابقه را میبرد.] ما پلان ها را از کتاب سابقه و قدیمی جاپانی استفاده کردیم . سدی اریب و مایل و کج که سطح آب را بالا کند و تشکیل حوضچه دهد حالا به دوصدو بیست متری در بین دریای کنر رسید”.

داکتر ناکه مورا ( به زبان پشتو میگوید) : ”مهربانی ، چطور هستی ، خوب هستی ، آرامی است ؟”

  دو ماه بعد از آنکه بالای پلانها تجدید نظر صورت گرفت ، جای آبگیری (intake) مکمل شده بود فقط قبل از فصل و موسم ذوب و آب شدن برف ها که دریا را سیلابی خواهد کرد.

حال وقت آن رسیده که ویر( weir) سد ویا بندی  که سطح آب را بالا میبرد با تغییر دادن آب از دریا به کانال آبیاری ، حفظ و نگهداری گردد.

پس از یکسال از آغاز کار ساختمانی ، بطول ( 1.4) کیلو متر کانال ساخته شد.

داکتر ناکه مورا تصمیم گرفت که جریان آب را آزمایش و امتحان نماید. آب جریان می یابد ، زمین خشک و سوخته را آبیاری مینماید.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” خوب ، خوب ! پائین بیائید و ببینید!”

  به امید و آرزوی اینکه این یک کانال زیبا ساخته شود واز زمین های  لامزرع وبایر جریان نماید . داکتر ناکه مورا آنرا ” کانال مروارید” با بکاربرد و استعمال کلمه فارسی دری برای دختر ، نامگذاری کرد.

در روز آینده : طول و درازی کانال به ( 1.2) کیلومتر از جای آبگیری که صرف و تنها خاک و زمین بود، رسید. این یک نقطه یا جای در امتداد دریا بود که برای یک برآمدگی کوچک یا( burr) ساخته شده بود.

این بالای سنگ ساخته نشده بلکه آب از بین فاصله ها درgabions (قفس استوانه ای از فلزو مملو از سنگها ) میگذرد.

قاعده و اساس آن محکم و سخت و کانکریتی نبوده و این gabions یا سبدهای  استوانه ای پر از خاک و سنگها  چپه شده و سقوط میکنند.  

مردم محلی قریه جات بخاطر شکستکی قفس های فلزی خود را به عجله به محل رسانیدند. این ها هیچ وقت را ضایع نکرده و دست بکار شدند.

از کتاب داکتر ناکه مورا بنام ” یک داکتر که کانال آبیاری آباد مینماید” : ” من به بهت و حیرت دیدم که اینها یک حس فطری داشتند که اگر دیوار ضعیف باشد ، چطور آنرا ترمیم نمود.

از ایام طفولیت بدینسو اینها یک درک و فهم از طبیعت خاک و زمین وهم جریان آب داشتند. من فهمیدم که اینها راه وروش زندگی را درآب و هوای خشک خوب یاد گرفته اند. فراست ، بینش و درک مستقیم قابل توجه و پشتکار و مداومت دهاقین محلی مرا بمنظور پیشبرد کار ما اعتماد و اطمینان داد.”

  کار ساختمان درطول سالهائیکه پیش میآمدند ادامه مینمودو آب در کانال زمانیکه کار بخشهای آن تکمیل میشد جریان مینمود.

  هفت سال بعد کانال آبیاری بالاخره به هدف مورد نظریعنی دشت گمبیری رسیدو بطول مجموعی بیست وپنج کیلومتر کانال تکمیل شد.

 داکتر ناکه مورا درختان بید را در دو طرف کرانه ها و پهلو های کانال غرس نمود.

ریشه های درخت بید با سنگ های درgabions(سبد استوانه ئی قفس گونه فلزی مملو از سنگها)  باهم پیچیده ، آنرا قایم و محکم گرفته و بدینترتیب باعث تقویت دیوار ها میشوند.

  علاوه بر دریا ، سایه سرد درختان پهنا و وسعت پیدا میکند و سپس دربهار ، در خط السیر و مسیر کانال ساحات وسیع اراضی گندم افزایش پیدا میکنند.

  دشت وبیابان  که بنابر خشکسالی ، خشک بودند به کشتزار ها و مزرعه های وسیع سرسبز تغییر نمودند.

  مردمیکه از کشور خویش فرار نموده بودند ، دسته دسته و بشکل پیوسته ومنظم شروع به بازگشت نمودند.

  به لسان پشتو ( میگوید): ” به مزارع و درختان نظر اندازید. در گذشته تنها درختان در قریب دریا و سرک ها بودند وبس. حالا درختان در جائیکه سابق هیچ درخت وجود نداشت ، قراردارند.”

موسم خزان میرسد و حاصلات رسیده پخته شده اند.

موج های از غله طلایی رنگ ساحه دشت گمبیری را که قبلا زمین خشک و لا یزرع و بیحاصل بودند ، پوشانیده است.

مردمیکه در ساختن کانال آبیاری شرکت و سهم گرفته بودند حالا سخت مصروف کار درو و جمع کردن برنج میباشند.

به زبان پشتو: ” من حالا باید قوی تر شوم تا برنج را درو و جمع نمایم. من هیچگاه تصور نمیکردم… که ما برنج را دراینجا دردشت جمع آوری و درو کنیم . اگر من کسی را میگفتم ، اینها هیچگاه باور نمیکردند”.

از ژورنال داکتر تیتسو ناکه مورا : ” حقایق به نسلهای آینده انتقال و یا دست به دست خواهند شد. حالا که دشت ، کشتزارهای سرسبز میشود، درختان نمونموده ، تکان خورده و میرقصند ، گوسفندان در کنار دریا میچرند ، میوه جات پخته میشوند وبا حاصل فراوان برای تمام زنده جانها که در صلح زندگی نمایند، این یک مدرک و دلیل غیرقابل انکار تنومندی میباشد.

  این ممکن یک گوشه ای کوچک از زمین باشد مگر من بخاطر فرصت ایکه گواه و شاهد این باشم ممنون و سپاسگذارم.”

  سپس داکتر ناکه مورا به یک پروژه جدیدیکه جوابگوی تقاضای مبرم و جدی اهل دهات که عبارت از ساختن تاسیسات مشخص میباشد، رو آورد. این یک بنا یا ساختمان مذهبی شامل یک مسجد ، عبادتگاه مسلمانان ، یکباب مدرسه که مکتب مذهبی مسلمانان میباشد.

   برای مردم افغانستان یک مسجد محل عبادت و همچنان یک جای برای تقویت روحی و معنوی آنها میباشد. مردم در آنجا جمع شده و بعضی اوقات نزاع ها و اختلافات میان مردم ده و قریه حل و فصل شده و بحیث مرکز یا هسته جماعت با جامعه محلی فعالیت مینماید.

   یک باشنده محل به زبان پشتو میگوید: ” این مسأله مرا بسیار خوشحال میسازد. با موجودیت مسجد ، ما قادر خواهیم بود که نماز بخوانیم و عبادت کنیم. این یک چیز شگفت آور و عالی است که صورت بگیرد ، هرکس خوش و مسرور میباشد”.

  در حوالی همین وقت ، نظامیان امریکایی به مساجد و مدرسه ها مشکوک بوده و به آنها به نظر محلات تربیه و پرورش تروریستان میدیدند.

  مگر داکتر ناکه مورا بی میلی و یا دودلی نشان نداد که به تقاضای باشندگان محل جواب و پاسخ ندهد.

داکتر ناکه مورا به زبان جاپانی میگوید: ” مردم واقعأ خوشحال بودند زمانیکه آب آمد، مگر شنیدن موضوع در باره مسجد ، اینها را بیشتر مسرور ساخت.

اینها گفتند که احساس میکنند که آنها آزاد گردیده اند.

آنچه این موضوع معنی میدهد این است که تا آنزمان ، راه عنعنوی زندگی را که اوشان پیروی و تعقیب میکردند، توسط نظامیان اشغالگر خارجی نادیده گرفته شده بود”.

این بدان معنی است که مسلمان بودن چیزی بد پنداشته میشد.  این مسأله شرافت ، مناعت و احترام خودی آنها را صدمه زده و تخریب مینماید.

اینجا یک فرصت و موقع بودکه یکدست کمک و معاونت به آنها داده شود و روحیه مردم را بلند ببرد.

دو سال بعد از آغاز ساختمان سرک کانال به مسافت بیست و پنج کیلومتر د رنیمه راه این فاصله در یک ده ویا قریه یک مسجد بزرگ که گنجایش و ظرفیت هشصد نفر نماز گزار را دارد ، دروازه های خود را باز مینماید. در حدود ششصد نفر متعلم به مدرسه میروند. صنف ها همه رایگان و مجانی میباشند.

  علاوه برمسایل اسلامی ، در مکتب مضامین استندرد و معیاری خواندن ، نوشتن ، ریاضی و حساب تدریس میگردند.

یک استاد مدرسه به زبان پشتو میگوید: ” این یک صنف لسان انگلیسی برای شاگردان صنف سوم میباشد. ماین ها ، برای مردم  هستند .  دشمنان پنهان شده . درست شد”.

” اطفال کلمه به کلمه در باره خطرات د رجهان پیرامون و اطراف شان می آموزند. وقتیکه شما یک ماین را دریافت میکنید ، چی میکنید؟ دور قرار بگیرید ، به آن دست نزنید! چی را میخواهید که مطالعه و یا بیاموزید؟”

شاگرد ( 1) جواب میدهد : ” هر چیز را”.

شاگرد( 2) جواب میدهد: ” من ریاضی و حساب را خوش دارم ”.

شاگرد( 3) پاسخ میدهد: ” من قرآن کریم را دوست دارم که بخوانم ودر این زمینه تحصیل کنم”.

یک مراسم بخاطر تجلیل از ختم و تکمیل کار کانال آبیاری ، مسجد و مدرسه گرفته شد.

گل آقا شیرزی والی وقت ولایت ننگرهار: ” بسم اله الرحمن الرحیم . خداوند به تمام مردم و اهالی ننگرهار وبه تمام افغانها خیرکند(به خیر تمام افغانها تمام شود ـ م). خانه اش آباد ! زنده باد!، هورا !”

  داکتر ناکه مورا بهره برداری ، استفاده و تنظیم امور مسجد و مدرسه را به اهالی و یا مردم محل تسلیم وسپرد.

  بعد از اینکه دوازده سال از آغاز کار ساختمانی کانال آبیاری گذشت ، ”کانال آبیاری مروارید”بیشتر توسعه و انکشاف داده شد و حالا یک ساحه به فاصله بیست و هفت ( 27 ) کیلو متر را در برمیگیرد.

دشت گمبیری که بنام ” وادی مرگ” یاد میشد و در آن یک درخت هم نشو ونما نمیکرد ، اکنون دوباره بحیث یک ساحه و منطقه بزرگ سبز دوباره احیاء و ایجاد گردید.

  علاوه بر”کانال آبیاری  مروارید” ، داکتر ناکه مورا در هشت منطقه دیگر کانالهای آبیاری را یا جدیدأ ساخت ویا تجدید و اصلاح و فعال ساخت. کانالها در سرتاسر منطقه ، بمساحت مجموعی شانزده هزار (16000) هکتار زمین را آبیاری نمودند.

  آب ، وسیله زندگی و معاش ششصد هزار نفر ( 600000) ویا مردم را تأمین و تقویت مینماید.

مردم محل در خطاب به داکتر ناکه مورا به زبان پشتومیگویند: ” شما مسأله ساختمان را بسیار جدی و به صداقت و راستی گرفتید. هیچکیس قبلأ و هرگز چنین جدی ، باوجدان و وظیفه شناس نبود.

ما خیلی سپاسگذاریم.

ما برای صحت و سلامتی و موفقیت تان دعا میکنیم”.

داکتر ناکه مورا به لسان پشتو میگوید:

” در اینجا آب نبود. در اینجا پول نبود. در اینجا هیچ چیز برای مردم که تغذیه نمایند وجود نداشت، مگر از همه مهمترین چیز زنده ماندن بود. زندگی برترین و بزرگترین مسأله میباشد.

چیزی که به آن نیاز است و ایجاب مینماید، اسلحه و اردو نیستند. زندگی ضرور است ، به تفنگ مفنگ ضرورت نیست. ازینرو ما تعهد نموده قول  ووعده میدهیم که به عرضه و پیشکش کمکهای خویش ادامه خواهیم داد”.

  پروسس نمودن و یا کار لازم در مورد موادغذایی در قریه آغاز گردید.

  در یک فابریکه شکر، قند ازنیشکریکه در مزارع جدید رشد و نمو کرده بودند تصفیه وتولید میگردد. قندنصواری ویا ”گر” که یک زمانی از تولیدات [ولایت ننگرهار] بشمار می آمد، بعد از نبودن و فقدان طولانی دوباره ظاهر میگردد.

 تولید لبنیات همچنان دوباره نیروی تازه گرفته و تولید پنیر و دیگر لبنیات شروع گردید.

  حالا در اخیر هفته ها یک بازار یا مارکیت باز میباشد و سرکها را دوباره صحنه با روح و با نیروی تازه میسازد.

  بسیاری از اهل قریه و ده  درین منطقه از کانال آبیاری قدردانی کرده ، امنیت را بهتر ساخته و صلح را در ساحه آورد.

یک باشنده محل به پشتومیگوید:

” اگر مردم مصروف و مشغول کار باشند ، اینها وقت آنرا نخواهند داشت که در بارهء جنگ فکر کنند”. اینها وقتی به جنگ میروند که پول نداشته باشند. زمانیکه مردم بقدر کافی خوراکه و مواد برای خوردن داشته باشند ، اینها به جنگ نمیروند”.

  پس از شانزده سال از دورنمودن چپن سفید داکتری ، داکتر ناکه مورا  دید و نظر خویشرا که در اینجا تعقیب کرده بود ارزیابی نمود.

داکتر ناکه مورا به زبان جاپانی میگوید:

” این یک جنبش صلح نیست . این قسمت یا بخشی از کار و شغل داکتری و طبابت من است. بحیث یک مسأله طبی ، چیزیکه عمده و اساسی است این میباشد که چی تعداد زندگی را میتوان نجات داد وحفظ نمود.

چیزی که ما موفق شدیم بحیث نتیجه :

در ساحه کار و فعالیتهای ما جائیکه ششصد هزار نفر زندگی میکنند ، در آنجا کمتر جنگ است. نظم و قانون بهتر ، کمتر مواد مخدره.

مگر من کمتر و به ندرت این کار را منحیث یک جنبش برای صلح تشریح یا توصیف و تعریف کرده ام.

مردم وقت آنرا ندارند که مشغول جنگ شوند . اگر اینها جنگ کنند ، وضعیت فقط بدتر خواهد شد. و از این جهت و نگاه ، صلح در آنجا [در مناطق فعالیتهای داکتر ناکه مورا] برقرار است.صلح یک محصول فرعی کار ماست. بدست آوردن صلح هدف مانبود”.

   گرچه آنهائیکه از کانال های آبیاری منفعت میبرند، بیشتر از دو ( 2%) نفوس افغانستان نمیباشند.

 سازمان ملل متحد تخمین نموده که در سال 2014 عیسوی به تعداد 1/3 فیصد نفوس    ( افغانستان ) مواجه به کمبود مواد غذایی نسبت خشکسالی بوده و اکنون در افغانستان ، امنیت خراب ترگردیده است ، چنانچه حملات تروریستی توسط شورشیان ضد دولت افزایش یافته است.

قوای ائتلاف به رهبری ایالات متحده امریکا تلاش نمود تا با قوای نظامی علیه توسعه شورش اقدام نماید.

شانزده سال پس از حملات سپتمبر تاکنون ، پایان و ختم جنگ دیده نمیشود . در عین حال درخواست ها و تقاضا ها از قسمت های مختلف مملکت بخاطر اعمار و ساختن کانالهای آبیاری به داکتر ناکه مورا مواصلت نموده اند.

      به پاسخ آنها داکتر ناکه مورا یک پروژه جدید را آغاز نمود.

    پروژه هدف دارد که تا یک مرکز تعلیمی را ایجاد نماید و ازاینطریق تجربه خود را به تکنیشن ها ویا متخصصین جوان که از ساحات و مناطق خشکسالی زده گی استخدام میگردند ، انتقال دهند.

  داکتر ناکه مورای هفتاد ساله در مقابله با چلنج ها و چالش ها  با خشکسالی و جنگ به تلاشهای خویش ادامه میدهد و خواب آن روزی را که مردم این سرزمین یکبار دیگر اراضی سر سبز و زندگی صلح آمیز را ببینند ، نگهمیدارد و آنرا بجا وبه حق میداند.

  از ژورنال داکتر ناکه مورا :

” هیلوکوپترهای امریکایی ها اکثرا از بالای ساحاتیکه ما در آنجا کار مینمائیم ، میگذرند.

اینها در فضا یا آسمان پرواز مینمایند تا بکشند ،  ما دربالای زمین هستیم بخاطریکه زندگی نمائیم .

پیراهن های خاک آلود را به تن خویش داریم.

در اینجا بالای زمین ، خوشی و مسرت وجود دارد که اوشان هیچگاه نخواهند داشت.

ما احساس آنانیراکه با دیدن و رسیدن آب بالای اراضی خشک و سوخته ابراز شادمانی و تمجید میکنند ، میدانیم.

این امتیاز ماست که رقص زندگی را در روی تبسم کنان اطفالیکه در کنار دریا بازی میکنند ، شاهد و گواه باشیم و این شالوده و پایه و اساس صلح میباشد”.

این فلم مستند را میتوان در یوتیوب به آدرس زیر مشاهده نمود:

https://www.youtube.com/watch?v=rpjf3XbpPWc

آصف جلالی طنزپرداز معروف افغانستان درگذشت

یا درد فراوان اطلاع گرفتیم که آصف جلالی، طنزپرداز معروف افغانستان بعد از ظهر امروز در اثر حمله قلبی در شهر کابل درگذشت.
انجمن افغانها در سویدن مرگ این هنرمند معروف کشور را یک ضایعه بزرگ دانسته برای تمام اعضای خانواده ، بازماندگان و علاقمندان این کمیدین شهیر کشور تسلیت گفته وروح شانرا شاد میخواهد.

”آصف جلالی، طنزپرداز معروف افغانستان بعد از ظهر امروز در اثر حمله قلبی در شهر کابل درگذشت.

سید منصور رحمانی، رئیس اداره تئاتر ملی افغانستان امروز چهارشنبه (۷جدی/دی) در مصاحبه با بی‌بی‌سی تایید کرد که آقای جلالی در اثر حمله قلبی در گذشته است.
آقای جلالی برای مدت‌ها مجری برنامه ”شبخند” یکی از پربیننده‌ترین استندآپ کمدی‌های تلویزیونی افغانستان بود.
مردم بیشتر بخاطر شوخی‌هایش، او را به نام ”کاکا آصف” می‌شناسند. او حتی در زمان حکومت طالبان طنزهایش را در خارج از افغانستان روی نوار ضبط و به بازار عرضه می‌کرد.
آقای جلالی اهل ولایت لوگر در جنوب کابل بود. او تئاتر و سینما را به گونه آماتور فراگرفت و در اولین فیلمی که نقش بازی کرد، بلبل نام داشت.
او این اواخر مجری برنامه طنزی ”خندستان” بود.

ارگ ریاست جمهوری افغانستان با نشر یک اعلامیه درگذشت آقای جلالی را به خانواده او و جامعه هنری افغانستان تسلیت گفته است.
در این اعلامیه به نقل از محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان آمده است که ”روان شاد محمد آصف جلالی با اجرای پارچه‌های تمثیلی و بازی در نقش‌های کمیدی در رسانه‌های کشور، خنده بر لبان مردم می‌آورد و در اصلاح جامعه از این طریق تلاش می‌ورزید.” بی بی سی 

حلول سال نو میلادی 2020 برای همه مبارکباد

انجمن افغانها در سویدن حلول سال نو عیسوی 2020را برای  تمام هموطنان تبریک و تهنیت گفته سال پر از خوشی ها ، موفقیت ها و سال آرامی و استقرار صلح در افغانستان عزیز آرزو مینماید.

pressmeddelande angående Razag Ahmadzai

Betr. Razaq/Razag Ahmadzai vars Facebookinlägg publicerades på denna sida 26 december 2019.
Föreningen vill framhålla att den inte kan ta ställning i en pågående rättssak som inte har konkluderats.
Däremot, så självklart anser föreningen att alla i Sverige, boende Afghaner samt alla invånare i Sverige, ska följa Svensk lag.

حسین بخش صفری حریف روسی‌اش را شکست داد

حسین بخش صفری، ورزشکار افغان توانست دیروز هفتم جدی بالای حریف روسی اش (پیتربرگ) غلبه حاصل نموده و مدال طلا را بدست بیآورد . آقای صفری در بازی‌ های مختلط رزمی یا ”ام‌ام‌ای” که در شهر مسکو دایر شده بود توانست پس از سه روند حریف روسی‌اش را شکست بدهد.
انجمن افغان ها در سویدن پیروزی این ورزشکار افغان را تبریک عرض نموده موفقیت های هر چه بیشترش را آرزو میکند.
جریان مسابقه را در لینک زیر یوتیوب مشاهده نمایید :

https://youtu.be/1IK5Vz639po

https://da.azadiradio.com/a/30349768.html

پاسخ عبدالرزاق احمدزی به اتهامات یک نشریه بیگانه ستیز

در این چند روزاخیر  یک سلسله اتهامات از طرف یک نشریه بیگانه ستیز در مورد آقای عبدالرزاق احمدزی نشر واز طریق  برخی وسایل اطلاعات جمعی خارجی و داخل افغانستان به نقل قول از این نشریه به اصطلاح سویدنی پخش شده بدون آنکه مراجع عدلی سویدن این اتهامات را بررسی کرده باشند . اینک سایت افغانها پاسخ جناب عبدالرزاق احمد زی را دریافت نموده  و آنرا غرض مطالعه  هموطنان قرار میدهد . ایشان یک بیانیه مطبوعاتی نیز به زبان سویدنی پخش کرده است : 

”افول اخلاقی در ژورنالیزم تجارتی افغانستان

در ديموکراسی نوپا و معیوب کشور, آزادی ای بیان آن ارزشی است که هر روز و به طور سیستماتيک   توسط دلالان بازار سیاست به شکل بسیار فجیع و نفرت انګیزی مورد استفاده ابزاری قرار میګیرد.

در اين مسلخ ارزشها کسی به فریاد  واژهء بی زبان آزادی ای بیان که به عنوان  روپوش خشنی برای تخطی ها و جرائم مشهود مورد استفاده قرار دارد اعتنایی نمیکند, فحاشی, هتاکی, دروغ پراگنی, افترا,جعل, توطئه و دسیسه را آزادی بیان نام گذاشته اند, و ارزش ها تحت همین نام و عنوان سلاخی میشوند

تعرض بر حریم شخصی افراد, پرونده سازی, پخش اکاذیب به منظور بدنام سازی و ترور شخصیت  مردم را آزادی بیان میخوانند.

طلوع یکی از بازیگران پروپاقرص این بازار مکاره است.

در سرویس خبری ای  ۶ شام سه شنبه مورخ ۳ جدی سال روان  مطابق ۲۴ دسامبر ۲۰۱۹ طلوع نیوز خبری به این محتوا نشر کرد ( روز نامه های سویدنی نوشته اند که رزاق احمدزی معاون روند سبز به اتهام فساد مالی تحت پیگرد پولیس آنکشور قرار دارد …..) و این خبر تا یکی دو روز دیگر هم در سرویس های خبری طلوع و لمر تکرار گردید.

اصول اصلی واساسیء اخلاق ژورنالیستیک در رابطه با اطلاع رسانیء همه گانی این است که منابع خبری صرف در صورتی میتوانند اسم و شهرت و تصویر کسی  در رابطه با رویدادی یا جرمی را همگانی سازد که فیصلهء دادگاه مبنی بر محکومیت شخص موجود بوده و بعد از تحقیق و کسب اطمینان کامل بر صحت و سقم خبر, منبع خبری و بدون دخالت و تصرف و باامانت داری کامل آنرا به مخاطبین برساند.

حالا ببینیم طلوع با این امانت چه برخوردی دارد!

آنچه طلوع آنرا خبر منتشره در روزنامه های سویدنی میخواند هیچ ربطی به واقعیت ندارد., ناشر آن جعلنامه نه کدام روزنامه و هفته نامه و اخبار سویدنی است نه کدام شبکهء رادیویی تلویزیونی بلکه وبلاگ مربوط به یک گروهک نازیستی, نژاد پرست و مهاجر ستیز است که همواره با پخش اکاذیب در مورد مهاجرین موفق میکوشد برای ایجاد نفرت اجتماعی در برابر اقلیت های مهاجر جو سازی نماید.

تلویزیون طلوع به خاطر سرشت زشت و مزدور مآبانه اش و به منظور کسب منفعت های مادی و طبیعت تجارتی اش همواره دست به پخش اکاذیبی میزند که در آن امکان رسیدن به منفعت های مالی باشد, از سوی هم طلوع به عنوان یک شبکه شایعه افگن و جانبدار در پروسهء انتخابات در داخل و خارج کشور به شهرت رسیده است.

باری شنیدم که شورای علمای دینی با تاکید بر اینکه افغانستان جامعه اسلامی است  از طلوع خواست تا روزانه حد اقل یک بار صدای  آذآن از این تلویزیون شنیده شود , جواب مسولین طلوع این بود که ما یک شبکهء تجارتی هستیم شما پول بدهید ما یکبار نه پنج بار در هر روز آذآن پخش خواهیم کرد, در حالیکه هزینهء هر دقیقه اعلان و ریکلام و اشتهار در طلوع به ده ها هزار دالر میرسد آیا ممکن است که این آذآن های بی وقت و بی مورد در رابطه با اینجانب آنهم با تکرار هر ساعت در جریان چند روز به طور مجانی و یا بخاطر اهمیت خبر صورت گرفته باشد?

خیر, مراجع و منابعی بودند که این مصارف را تامین کردند, بازنده گان عرصهء انتخابات برای بد نام سازی دولت ساز هزینه کردند و طلوع هم مامور معذور بود.

و اما طلوع با زیر پا گذاشتن تمام موازین اخلاقی در ترجمهء آنچه خبر منتشره روزنامه سوئدی مینامد سلیقه های خود را اعمال نموده و تصرف بی شرمانهء در متن خبر انجام میدهد, در ادعا ء وبلاگ مذکور راجع به ”فساد مالی کوچکترین اشاره ای به پولیس, تعقیب و پیگرد وجود ندارد ولی طلوع خواسته خبر منتشرهء خویش را کمی دستکاری نموده   و مرچ و مصاله ای بر آن بیفزاید و بدون هیچ نگرانی پراگراف ( تحت پیگرد پولیس سویدن  قرار دارد) را به آن افزوده است.

درحالیکه وبلاگ مذکور مدعی است که; ”عبدالرزاق احمدزی مهاجر افغان در سویدن رئیس حزب بسیج ملی و معاون روند سبز افغانستان و یکی از چهره های مطرح (دولت ساز ) که برنده انتخابات سال جاری افغانستان  است به اساس اطلاعات رسیده  از حقوق تقاعد مادر متوفی  اش در سویدن  سوءاستفاده نموده که این عمل نشاندهندهء آلوده گی او به فساد مالی میباشد.”

در حالیکه من نه از موجودیت حزبی به نام بسیج ملی اطلاع دارم, نه عضو چنین حزبی هستم و نه رهبر آن, هم چنان من هیچ تعلق تشکیلاتی  به ”روند سبز” ندارم و نه معاون آن سازمان بوده ام, نه یک سینت از حقوق تقاعد مادر متوفی ام استفاده کرده ام و نه یک کرون (واحد پولی سویدن)   بعد از وفات ایشان به حساب او واریز شده است.

این داستان از آغاز تا انجام جعل است و دروغ و شایعه!

طوریکه همه میدانیم متقاعدین و سالمندان در جوامع اروپایی به طور مداوم و سیستماتیک مورد (چک اپ) یا معاینات عمومی قرار میگیرند و آیا این ممکن است که کسی بیشتر از دو ماه غایب باشد و به او حقوق تقاعد تعلق بگیرد؟

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

شایعه پراگنی های بازندگان انتخابات وشبکه های تبلغیاتی مزدور نه تنها اینکه خللی در ارادهء من برای تداوم مبارزه وایجاد تغییر به میان نخواهد آورد بر عکس با انگیزه و نیروی تازه وارد کارزار مبارزات میهن پرستانه خواهم شد.

پخش اکاذیب طلوع دقیقا نتیجهء معکوس برای آنهای داشت که با مصارف گزاف این سناریو را طرح و تطبیق نمودند, آدمهای زیادی به نماینده گی از گروه ها, سازمان ها, انجمن ها و تشیکلات سیاسی و اجتماعی و دوستان زیادی به طور انفرادی با ارسال پیامها, ملاقات های حضوری و استفاده از تمام شیوه ها وذرایع ممکنه  این توطیه را تقبیح و بنده را در جهت ادامه مبارزه تشویق و حمایت نمودند.

من شاید سالها موفق نمی شدم این همه توجه و همدردی و تشویق برای مبارزه توسط هموطنان را بدون ”کمک” دسیسه طلوع  کسب نمایم

و آخرین تذکر

من به تاریخ ۱۵ همین ماه عیسوی(دسمبر) یعنی ۱۰ روز قبل ،  از سویدن به ترکیه واز آنجا به افغانستان آمدم, اگر تحت تعقیب و پیگرد پولیس بودم چرا کسی مرا در داخل مملکت و میدانهای هوایی مورد استجواب قرار نداد؟

عبدالرزاق احمدزی”

Pressmeddelande 2019-12-24
Det har kommit till min kännedom om att jag har uppmärksammats i ”svensk media”.
Låt mig klargöra en sak med full kraft: det är inte svensk media som har uppmärksammat mig.
Tvärtom, det är så kallade ”alternativa källor” bestående av främlingsfientliga och rasistiska hemsidor som i sin ideologi drivs av hatet mot muslimer och invandrare. Dessa ”alternativa källor” finns på ytterkanterna av internet och saknar respekt för pressetiska regler och lagar.
”Alternativa källor” drivs av personer som har direkta kopplingar till det främlingsfientliga och höger extrema partier, vars hatiska ideologi lyder: hata invandrare och muslimer.
Syftet med hatet och lögnerna är att få det annars välkomnande svenska folket att hata invandrare och muslimer.
Rasisterna riktar falska anklagelser mot invandrare och muslimers ledare för att förtrycka muslimska grupper från att växa i Sverige och i sina hemländer.
Hatet har nu riktats mot mig genom falska anklagelser eftersom en invandrare som är framgångsrik väcker mörka känslor hos rasisterna.
Vi måste därför stå enade mot hatet och värna om våra ledare och aldrig falla offer för mörk propaganda.
Sammanfattningsvis är jag inte uppmärksammad av svensk media, utan av rasistiska hemsidor. Jag är inte heller anklagad för något brott i Sverige.
Jag kommer inbjuda svensk media för en presskonferens i slutet av januari 2020.
Vänligen Razag A.

God Jul och Gott Nytt År !

God Jul och Gott Nytt År !

محکمه مافوق مهاجرتی : شرط "دلیل معتبر" جهت بررسی مجددتفسیر نادرست شده است

محکمه مافوق مهاجرتی به تاسی از قانون اتباع خارجی واحکام محاکم  از جمله حکم مورخ 5 نومبر 2019 محکمه اروپایی در موردقضیه یک افغان گرویده به مسیحیت در کشور سویس فیصله اداره مهاجرت و حکم محکمه مهاجرتی را در مورد رد تقاضای بررسی مجدد را فسخ نمود و تذکر داد که شرط ”دلیل معتبر” جهت بررسی مجدد نادرست تفسیر شده است.

یک تبعه افغانستان در سال 2015 در سویدن درخواست  پناهندگی داد. اداره مهاجرت بتاریخ 30 اکتوبر 2017 به درخواست پناهندگی او پاسخ منفی داد و فیصله اخراجی او را صادر نمود زیرا به باور اداره مهاجرت او نیازی به محافظت نداشت و به عنوان پناهنده او را نشناخت . محکمه مافوق مهاجرتی نیز شکایتنامه او را نپذیرفت و بتاریخ 7 نومبر 2018 فیصله اخراجی او قوت اجرایی پیدا نمود.

این تبعه افغانستان در جنوری 2019  درخواست  درمورد موجودیت موانع برای تحقق اخراجی به اداره مهاجرت ارایه نمود. او در درخواست خود از تغییر دین از اسلام به مسیحت تذکر داده بود و تذکر داده بود که در صورت برگشت به افغانستان با تهدیدات مواجه خواهد شد و از ینرو نیاز به محافظت در سویدن دارد . او تصدیق غسل تعمید و عکس های از مراسم غسل تعمید را ضمیمه درخواست کرده بود. اما اداره مهاجرت بتاریخ  28جنوری  2019 به درخواست او بخاطر کسب اقامت پاسخ  منفی داد و درخواست بررسی جدید پناهندگی او  را رد نمود . این پناهجوی افغان از فیصله اداره مهاجرت به محکمه مهاجرتی مالمو شکایت نمود و یک نامه از کشیش خود را نیز ضمیمه ساخته بود . محکمه مهاجرتی مالمو به تاریخ 28 فبروری 2019  تقاضای استیناف او را رد نمود . محکمه مافوق مهاجرتی قضیه را مورد بررسی قرار داد و در زمینه به مطالب زیر اشاره کرده است .   

”این قضیه ارتباط میگیرد به یک شخص که بعد دریافت نمودن حکم نهایی منفی، به مسحیت گرایده و سپس همین موضوع را به عنوان یک دلیل برای تجدید نظر، بیان نموده است. ادارۀ امور مهاجرت و محکمۀ  مهاجرتی هر دو به این باور اند که گرایش به مسیحیت، یک تغییر جدید در این قضیه محسوب شده و این امکان نیز وجود دارد که با شخص مذکور در کشورش چنین رفتاری صورت بگیرد که ایجاب محافظت را می نماید. اما با آنهم درخواست او (برای تجدید نظر) رد میگردد. شخص مذکور دارای کدام ”دلیل معتبر” نیست زیرا او نتوانسته عقاید خودش را در مورد وابستگی مذهبی اش  را به مسیحیت مستدلل سازد. به خصوص با توجه به اقامت طولانی او در سویدن . او حتی در هنگام ورودش به سویدن نیز خود را علنا به عنوان یک مسلمان معرفی نکرد. ازینرو به باورمحکمه مهاجرتی مالمو شرایط لازم وجود ندارد که مساله بررسی جدید را بخاطر اعطای اقامت را نظر به ماده 12 پراگراف 19 قانون اتباع خارجی منظور نماید .  

اما محکمۀ عالی در امور مهاجرت چنین مینویسد: ” اگر شخص متقاضی چنین می پندارد که به دلیل تغییر در عقایدش در صورت برگشت به کشورش این خطر وجود دارد که با او رفتاری صورت بگیرد که ایجاب محافظت را می نماید، در آن صورت این طور باید فرض نمود که او چنین می پندارد که قبلاَ (یعنی قبل از اینکه تغییر دین بدهد) نیازی به محافظت بر مبنای چنین دلیلی، وجود نداشته است. در این حالت به صورت کُل دلیلی وجود ندارد تا این موضوع مورد سوال قرار بگیرد که چه زمانی نزد شخص متقاضی این احساس پیدا شده است که او نیازمند چنین محافظتی میباشد”. محکمۀ عالی در امور مهاجرت بدین باور است که تا قبل از این که شخص متقاضی درک نکرده بود که میخواهد مانند یک مسیحی زندگی کند، دلیلی وجود نداشت که او به عقاید دینی خود رجوع نماید. غسل تعمید برای او یک گام تعیین کننده/ نهایی بود. از آنجایی که این شرایط قبلاَ وجود نداشت بناَ هیچ نیاز/مجبوریت معتبر نیز وجود ندارد. این یک حکم راهنما میباشد( حیثیت خط مشی را دارد)”

این پناهجو از فیصله محکمه مهاجرتی مالمو به محکمه مافوق مهاجرتی ( محکمه عالی در امور مهاجرت ) شکایت نمود.

محکمه مافوق مهاجرتی ( محکمه عالی در اور مهاجرت ) قضیه را به تاریخ 11 دسمبر 2019مورد بررسی قرار داد و حکم قطعی زیر را صادر کرد:

حکم قطعی محکمه مافوق مهاجرتی  : محکمه  عالی در امور  مهاجرت حکم  محکمه مهاجرتی وفیصله اداره مهاجرت را فسخ میکند و بررسی جدید را برای این پناهجو بخاطر اقامت منظور مینماید و قضیه را برای بررسی مجدد بخاطر اقامت به اداره مهاجرت مسترد میکند.

ترجمه و نگارش از نسیم سحر و ضیا دانش

حکم کامل محکمه مافوق مهاجرتی را در زیر بخوانید:

mig-2019-25

حکم محکمه حقوق بشر اروپا را در لینک زیر بخوانید:

http://www.afghanskaforeningen.se/2019/11/07/%d9%85%d8%ad%da%a9%d9%85%d9%87-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7-%d8%b3%d9%88%db%8c%d8%b3-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86/

حکم قاطع برای محصلین درجه دوکتورا که میخواهند در سویدن پژوهش نمایند

یک حکم ( از محکمه مافوق مهاجرتی ) که حیثیت خط مشی را دارد و آنچه در مورد اجازه اقامت محصلان درجه  دوکتورا اعمال می شود را روشن می کند. پیشینه دوسیه  محمد عرفان [ تبعه پاکستان ـ م ] است  که اجازه اقامت اش تمدید نشد زیرا او بخشی از تحقیقات خود  را در خارج از کشور انجام داده بود.

کارین بنسون (Karin Benson ) قاضی در  محکمه اداری استاکهولم(kammarrättsråd i Stockholm) می گوید که این  حکم  برای محصلان درجه  دوکتورا و پوهنتون ها  از اهمیت زیادی برخوردار است.

تابستان گذشته ، روزنامه DN گزارش داده بود كه محمد عرفان دانشجوي دوكتورا در معرض اخراج قرار دارد . او پنج سال قبل  به عنوان محصل دوکتورا در انستیتوت(طب )  کارولینسکا ( KI) به سویدن آمد. به او یکبار اجازه اقامت یکساله داده شده بود[برطبق اسناد اداره مهاجرت به او  اقامت سه ساله داده شده بودویکسال اشتباه نوشته شده است زیرا اواز 20 اگست 2014 الی 22 سپتمبر 2017 اجازه موقت دریافت کرده بودـ مترجم ] . 

هدف این بود که یک پروژه تحقیقاتی سویدن-امریکایی انجام شود. او برای عملی شدن  این پروژه و  انجام بخش هایی از تحقیقات خود به ایالات متحده سفر كرده بود. زمان تحقیق او در امریکا  با یک چهارم حصه  از کل زمان تحصیل وی مطابقت دارد.

در ابتدای سال گذشته ، اداره مهاجرت تصمیم به عدم  تمدید اجازه اقامت محمد عرفان گرفت. برعلاوه  وی می بائیست از کشور اخراج میگردید. دلیل این امر این بود که وی بخش هایی از تحقیقات را در خارج از کشور انجام داده بود. محکمه مهاجرتی نیز تصمیم اداره مهاجرت را تائید نمود.

اکنون تصمیم اخراج باطل شده است. مرجع عالی یعنی محکمه مافوق مهاجرتی ( محکمه عالی در امور مهاجرت )   معتقد است كه باید ارزیابی جامعی در این موارد انجام شود.

کارین بنسون (Karin Benson )  قاضی در بخش یک محکمه اداری استاکهولم (محکمه مافوق مهاجرتی ) (kammarrätten i Stockholm) میگوید که ابتدا باید بررسی گردد  که محصل از برنامه مطالعاتی  انفرادی خود پیروی کرده است. در این صورت ،  باید ارزیابی کلی انفرادی از وضعیت را انجام داد .

در قانون آمده که محصل درجه دوکتورا برای دستیابی به تمدید اجازه اقامت باید پیشرفتهای قابل قبول در مطالعات خود داشته باشد .   در مورد محمد عرفان ، پیشرفتهای تحصیلی در ایالات متحده حاصل شد.  محکمه مافوق مهاجرتی( محکمه عالی در امور مهاجرت )  اکنون وضاحت میدهد که این پیشرفت ( تحصیلی ) قابل محاسبه است ، علیرغم اینکه این پیشرفت در کشوردیگری صورت گرفته باشد. اکنون این  حکم حیثیت خط مشی را در موارد مشابه خواهد داشت.

کارین بنسون میگوید که این حکم قاطع  تأثیر همگانی نخواهد داشت. با این حال  ، این می تواند برای محصلان درجه دوکتورا وپوهنتون ها اهمیت فراوان داشته باشد.

کریستینا بارک(Christina Bark) دوسنت ( docent) ( پوهنیار)  انستیتوت کارولینسکا( KI) است. هنگامی که  محمد عرفان پروژه تحقیقاتی خود را انجام میداد  ، او ( کارین )  رهنما و آموزگار محمد عرفان بود. او میگوید که  می دانم که این حکم  برای سایرمحصلان خارجی بسیار اهمیت خواهد یافت. من همچنین امیدوارم که این حکم  بر اعتبار سویدن در خارج از کشور تأثیرخوب بگذارد. وی می گوید که ما به دلیل مقررات و تفسیراداره  مهاجرت  در بین محققان وپوهنتون ها شهرت بدی کسب کرده ایم.

محمد عرفان علیرغم تصمیم اخراج  موفق شد تا از رساله خود رسما در انستیتوت کارولینسکا (KI ) دفاع نماید.  با این حال کار حدود ده ماه به تعویق افتاد. دلیل آن این بود که وی تا زمان صدور حکم ( حکم محکمه مافوق مهاجرتی ) اجازه ترک سویدن را نداشت. امروز او دیگر در کشور( سویدن) نیست.

کریستینا بارک (Christina Bark) میگوید که به او شغلی داده  شد كه او در سویدن به آن علاقه مند بود. سرانجام  او شغلی را در ایالات متحده امریکا پذیرفت. وی تصمیم گرفت که در اینجا ( سویدن ) نماند زیرا آینده نامشخص در انتظارش بود . مرکز بنیاد برای عدالت (Stiftelsen Centrum för rättvisa) به محمد عرفان کمک کرد تا تصمیم اداره مهاجرت را به استیناف برساند و از آن شکایت نماید. حقوقدان  آنها (Rikard Samuelsson) ، ریکارد ساموئلسون  فکر می کند که حکم ( حکم محکمه مافوق مهاجرتی ) مهم است.

او میگوید که  شرط اصلی انجام تحقیقات این است که بتوان همکاری های بین المللی را دریافت نمود.  امیدوارم این حکم الزامات اجازه اقامت برای محصلان  دوکتورا و محققان را افزایش دهد. 

تابستان سال گذشته ، حکومت  برای تغییر مقررات  برای محققان دارای مجوز اقامت پرچم گذاری کرد. این پیشنهادها بخشی از دستورالعملهای دانشجویی و تحقیقاتی اتحادیه اروپا است. در میان چیزهای دیگردر نظر گرفته شد تا مقررات پیرامون شرط اعاشه واباطه مورد بررسی قرار گیرد. علاوه بر این ، محققانی که مجوز اقامت در یک کشور دیگر اتحادیه اروپا را دریافت کرده اند باید در سویدن اقامت دریافت کنند  تا بخش هایی از تحقیقات را در اینجا انجام دهند.

متن ازRaffaella Lindström

ترجمه از نسیم سحر

متن کامل در روزنامه DN در لینک زیر:

https://www.dn.se/ekonomi/dom-avgorande-for-doktorander-som-vill-forska-i-sverige/

متن  پروتوکول محکمه مافوق مهاجرتی 

Migrationsöverdomstolens-beslut-den-11-mars-2019-Muhammad-Irfan

تصمیم اداره مهاجرت و فیصله محکمه مهاجرتی در زمینه :

Migrationsverkets-beslut-den-4-januari-2018-Muhammad-Irfan

Migrationsdomstolens-dom-den-12-november-2018-Muhammad-Irfan

http://centrumforrattvisa.se/arbetskraftsinvandring/migrationsverket-vill-utvisa-ki-doktoranden-muhammad-irfan-pa-grund-av-att-han-gjorde-en-del-av-sin-forskning-i-usa-nu-ska-hans-fall-provas-i-hogsta-instans/

اداره مهاجرت فعالیت های حمایتی را برای افراد عودت کننده به افغانستان از سر می گیرد

اکنون افرادی که به افغانستان بازگشت مینمایند، می توانند حمایت و کمک را طبق برنامه از سویدن دریافت کنند.

اداره مهاجرت همکاری خود را با سازمان (IRARA)( کمک بین المللی به عودت و ادغام مجدد )   که حمایت و کمک  رادر محل  ارائه می دهد از سر می گیرد.

برنامه به اصطلاح ارین (Erin-programmet) می تواند افرادی را که از سویدن  به افغانستان دیپورت میشوند، در میدان هوایی بگیرد  ، اسکان اضطراری و تلاش برای دستیابی به کار در کشور را ارائه دهد. این برنامه از طرف حکومت بعنوان یک شرط  در برابراداره مهاجرت گذاشته است تا این این اداره ( اداره مهاجرت ) باید برای افزایش برگشت  داوطلبانه کار نماید.

این برنامه بارها با مشکلات روبرو بوده و وقفه گرفته است. اخیراً وقتی اداره مهاجرت سویدن  پی برده  که سازمان همکاری Irara نمی تواند فکتوراهای ( تعرفه ها ویا صورتحساب  ها) خود را به درستی گزارش دهد.

– تریسه نائیس (Thérése Naess) رئیس دیپارتمنت بین المللی اداره  میگوید که البته ، جای تاسف است  برای افرادی که حق این حمایت را دارند ، اما ما به عنوان یک مقام دولتی وظیفه داریم که مالیات را به خوبی مدیریت کنیم.  به همین دلیل ، ما باید منتظراسناد ( اساس برای تعرفه) بهتر باشیم.

اکنون این اداره  اعلام می کند که پرداخت ها از سر گرفته می شود. 190 نفر بدون اینکه تاکنون از این حمایت مستفید شده باشند ، برگشت نموده اند. اداره مهاجرت درنظر دارد  که اکنون باید با آنها تماس گرفته شود.

یوناس کرانتز( Jonas Krantz) مدیر منطقه ای دریک  پیام مطبوعاتی میگوید که – خوشحال کننده است که ما می توانیم کار را روی این پروژه از سر بگیریم ، همزمان واضح است که  جای تأسف است  که مردم منتظر ماندند .  ما باید هرچه سریعتر و موثرتر کار کنیم تا افرادی که در سویدن ویا افغانستان منتظر هستند ، به این پشتیبانی و حمایت دسترسی پیدا نمایند.

ترجمه از سیم سحر

متن کامل در لینک زیر روزنامه داگنس نی هیر

https://www.dn.se/nyheter/politik/migrationsverket-aterupptar-stodverksamhet-for-atervandare-till-afghanistan/