انجمن افغانها در سویدن | په سویدن کی دافغانانو ټولنه | Afghanska Föreningen i Sverige

Archive for author: afghan

یک مبارز حقوق پناهجویان درگذشت

 

با تأسف وتألم فراوان اطلاع یافتیم که مبارز حقوق پناهجویان و دوست پناهجویان افغان سکستین توریسون به اثر مریضی سرطان بروزیکشنبهمورخ نهم فبروری در شفاخانه در گنیستا درگذشت . سکستین توریسون(Sixten Thuresson) در سال 2007 به مارش پناهجویان افغان از شهر نورشوپنگ به استاکهولم پیوست و مبلغ 20 هزار کرون از صندوق حزب چپ به صندوق مارش کنندگان پرداخت و در مسیر راه نیز محل خوابگاه رابرای پناهجویان افغان مهیا نمود. 

انجمن افغانها در سویدن درگذشت توریسون را ضایعه بزرگ دانسته برای خانواده او تسلیت عرض نموده وروح او را شاد میخواهد 
گفتنی است که یک خبر تکاندهنده در مورد سکستین توریسون چندی قبل از طریق تلویزیون چهار نشر شد که نارسایی شفاخانه را در قسمت فعال نبون الارم نشان میداد وپسر ایشان برای پدر بیمارش اشپلاق خریداری کرده بود. گزارش آنرا از کلیپ تلویزیون کانال چهار مشاهده کنید

När trygghetslarmet på sjukboendet i Gnesta inte fungerade fick Sixten Turesson rådet att skaffa en visselpipa. Se inslag:

http://link.tv4.se/1gUy9MP

Trygghetslarmet trasigt – tvingas använda visselpipa
KLIPP FREDAG 7/2 KL 22:06
LÄNGD 2:13
Det var meningen att cancersjuke Sixten Turesson skulle få en bra sista tid i livet men på sjukboendet Liljedalshemmet i Gnesta blev det istället till en mardröm. När trygghetslarmet inte fungerade uppmanades Sixtens son att köpa en visselpipa.

http://www.tv4.se/nyheterna/klipp/trygghetslarmet-trasigt-tvingas-anv%C3%A4nda-visselpipa-2544958

نگاره: ‏‎Cancersjuk fick visselpipa - istället för larmNär trygghetslarmet på sjukboendet i Gnesta inte fungerade fick Sixten Turesson rådet att skaffa en visselpipa. Se inslag: http://link.tv4.se/1gUy9MPHur reagerade du på inslaget? Hur fungerar vården i Sverige idag?Känner du till fler fall där vården inte fungerar? Tipsa TV4Nyheterna: http://www.tv4.se/nyheterna/news_tips#tv4nyheterna #vården #cancer‎‏

اوقات جدید تمرینات برای والیبال

روز های جمعه از ساعت 20.00 الی 22.00 از تاریخ 14.02.2014 الی اخیر ماه می 2014

روز های یکشنبه از ساعت 13.00 الی 17.00 از تاریخ 30 مارچ الی 18ماه می  2014

همچنان یکشنبه 25 ماه می از ساعت 19.00 الی 22.00

روز های جمعه مورخ 18 اپریل و یکشنبه مورخ 20 اپریل  لوکال بخاطر عید پاک ( Påsk) بسته میباشد

140418 Avb/Stängt Påsk Fr

140420 Avb/Stängt Påsk Sö

 

به بهانه ابراز امتنان

 

وقتي پدرم در جواني قرباني حادثه ء شد وبه شهادت رسيدواين جهان فاني را ترك نمود ، كودك هشت ساله اي بيش نبودم كه نه خود را درست ميشناختم ونه عزيزان ماحولم را . بيخي بيادم است در انروز شوم كه فرياد هاي مادرم چهارديوار حويلي را ميدريد و به اسمان ها بلند ميشد ، من در كنج دروازه قلعه مانند يك گنجشكك بال شكسته ، خنك زده و غوطه ور در سيلاب و تلاطم روزگار ميلرزيدم و پيامدهاو مقياس ان غم اندوهبار را بدرستي درك نمي كردم . از هر سو گريه بود و ناله و صداي پسر كاكايم در خطاب به مادرم در گوش ام طنين انداز شد و تاهمين اكنون ان صداي اشنا را ميشنوم كه ميگفت ” تو سه شوهر داري ، گريه نكن! ” ؛ منظورش سه پسريتيم بود كه سرنوشت شان در دست مادربيوه و تنها صورت رقم خورده بود

آري ، مادرم با فداكاري بينظير ، زجر ها و مقاومت جگر گوشه هاي خود را با صفات صداقت وراستي ، انساندوستي و خدمتگذاري تربيه نمود.
وقتي روزگار ياري كرد و قرعه سفر به اروپا ميسر شد ، در اولين واكنش برايم گفت كه ” مړي مي نه مسافرومه ”(ميت ام را مسافر نميسازم). برايش وعده دادم كه تا زنده ام اين دين مادر را ادا نمايم . او صرف ميخواست كه اولاد هايش خوشبخت و آرام باشند وبس. او هرگز پس از مرگ پدرم در پيشرويم گريه نكرد و هميشه با لبخند مادرانه مارا استقبال ميكرد با وجودي كه در درون سينه اش غم پنهان داشت از نبود شوهر ، مرگ خواهر ارشد و عزيزش ، مرگ دو دختر و لادركي پسر خورد سال و پس كركي اش. او حتي در بازپسين دقايق زندگي اش تحمل ديدن اشكهاي فرزندانش را نداشت .او تمام عمر خود را وقف اولاد ها و نواسه ها نمود ؛ ابتدا براي اولاد هايش هم مادر بود وهم پدر ؛ سپس براي سه نواسه يتيم وخوردسالش كه والدين شانرا در جنگهاي داخلي ازدست داده بودند، نيز حيثيت پدر ومادر را داشت و تا واپسين رمق حيات از دو نواسه مواظبت نمود؛ تو گويي او براي مواظبت از يتيمان زاده شده بود
سرانجام سايه مرگ بر فضاي روشن و گرم خانواده ما مسلط شد و ان فرشته زيباي خانواده ما را از ما گرفت. غم و اندوه و درد جانسوز در هر سلول و بند بدن مان اشيانه نمود
بهت زده شده بوديم و نميدانستيم چي كنيم . با ابراز امتنان و سپاس بي پايان اذعان ميدارم كه غمشريكي و همدردي حضوري و غيابي اقارب و دوستان عزيز بود كه ما از اين دشت بيكران غم و اندوه عبور ميكنيم و ان بار كوه غم و اندوه ما را دگر از پا نخواهد انداخت
در اين راه دشوار و سخت دردناك ، بخت نيك مادرخفته در خواب ابديت نيز ما را ياري كرد و با وجودي كه چند روز تعطيلات در سويدن بود ، انتقال ميت به زودترين زمان ممكن صورت گرفت و ما اين تسهيلات را نه تنها در سويدن بلكه در افغانستان از ميدان هوائي كابل گرفته الي اخرين روز مراسم ختم و خيرات عمومي در قريه مشاهده نموديم . در روز هاي مراسم تشييع جنازه و تدفين ، فاتحه و خيراتها افتاب ميدرخشيد و روز هاي زمستاني را معتدل و نيمه گرم ميساخت
واما وقتي برايم دردناك شد ، زمانيكه ميخواستم در حضيره ” شيخ عادل بابا” بعد از تدفين و دعا چند كلمه ساده ونه مرثيه در مورد مادرعزيزم كه بحق سزاوارش بود ، بر سر قبرو آرامگاهش بگويم و اما با دريغ ودرد كه عزيزانم برايم وانمود كردند كه رسم و معمول نيست كه بر سر قبر در مورد ”زن ”صحبت شود.گفتني ميدانم كه در حضيره ”شيخ عادل ” تعداد زيادي مادران مهرباني راميشناختم كه شيرزنان خوش نامي بودند و در خاك ان حضيره خفته انداما لوحه بر سر قبر نداشته و اگربرخي آرامگاه ها لوحه داشته اند ،ان لوحه ها به اسم خودمادران قيد نگرديده اند
باخود انديشيدم كه آري واژه مادر بسيار مقدس است اما اين مادر سرانجام ”زن” است و صحبت در موردش ناروا . عجيب قدسيتي؟ و اين درست است كه مادرم از انسانهاي مشهور كشورم نبود وحتي از بركت نظام هاي سياسي و جامعه عقب مانده از نعمت خواندن و نوشتن نيز محروم بود ، اما او بالاخره مادر من بود كه صداقت ، راستي ، خدمتگذاري ، مقاومت ، صبر و شكيبايي بي حد وحصر را از او ياد گرفتم كه در هيچ مكتب ومدرسه و پوهنتون انرا نميتوان فراگرفت . او با كينه و بغض و عداوت بيگانگي ميكرد و انرا مردود ميشمرد. او صفات وسجاياي نيك انساني را با شير خود در رگهاي خونم تزريق مينمود . او سمبول ونمادگذشت و صبر بود وحتي با افراديكه برايش درد و غم جانسوز رسانده بودند ، رفتار و سلوك بد نمي نمود و بخشش و عفو در رفتارش آشكار بود . باوجوديكه يك مسلمان متدين و نمازگزار صادق بود ، وقتي در اواخر سالهاي هفتاد از نزدش خواستم تا چادري اش را بردارد و انرا با شال و حجاب مسلماني تعويض نمايد و انهم در قريه ؛ به تقاضايم لبيك گفت و سپس بسياري از عزيزان از ان پيروي كردند . و ايا من ميتوانستم در سر قبرش به حكم ” ناروا بودن ” و ” معمول نبودن ” سكوت نمايم ؛ هر گز ! پس به بهانه ابراز امتنان از مردم اجازه براي سخن گفتن گرفتم . در صحبت بالاي قبر از حضور وزحمات مردم كه تعداد شان حدود 600 الي 700نفر ميرسيد
، تشكري نموده از وصيت و برآورده شدن آرمان اش اززيارت خانه خدا و تربيه اولاد هايش با روحيه صداقت و خدمتگذاري و حوصله مندي يادنمودم و افزودم كه او هرگز حرف زشت به كسي نميگفت و در كلامش جان و قربان حك شده بود. بعد از صحبت كوتاهم صداهاي اشنا را ”شنيدم كه ميگفتند: ”همسايه ما بود , زن خوبي بود ، خدابيمرزش و جنت ها نصيبش نمايد.
:درروز هاي تدفين ، فاتحه و خ
يراتها همه كسانيكه در مراسم اشتراك داشتند ، مارا با سه چهار كلمه به شكيبايي و صبرفراميخواندند
رضاي خدا بود”، ” د خداي رضا وه ”. چي جمله كوتاه و گفتنش آسان واما پذيرش ان چقدر دشوار ؟
بالاخره با بخاك سپردن مادرم ، يك بخش وجودم يك گوشه گرانبهاي خاطراتم نيز مدفون خاك گرديد
كساني كه مادرم را از نزديك ميشناختند ، برايش از ته دل دعا ميكردند و جواناني كه با او معرفت نداشتند وصرف در موردش شنيده بودند ، سه چهار كلمه بالا را يكي پي هم تكرار ميكردند. برخي هم برايما ميگفتند : خير ببينيد كه جنازه مادر تانرا مسافر نساختيد
صرف نظر از تفاوت نظرها در زمينه : يكي بودن خاك خدايي و مزيت خاك وطني ؛ برايمان اصل ” وصيت ” تعيين كننده بود و در وطن در خاك خود مان به اهميت اين وصيت پي برديم و خدا را شكر گذاريم كه اين دين سپرده شده مادرم را بجا اورديم
اينك بعد از برگشت از وطن و اتمام مراسم تشيع جنازه ، فاتحه و ختم ها خيرات هادرافغانستان و اشتراك وسيع عزيزان در مراسم فاتحه در استاكهولم و بویژه حضور عزيزان از كشور هاي مختلف (انگلستان ، آلمان ، دنمارک و فنلند )و شهر استاكهولم در مراسم فاتحه ميخواهم به نمايندگي از خانواده غمديده از تمام عزيزانيكه حضوري و غيابي در كابل و استاكهولم ، با تيلفونها و پيام ها با ما همدردي و غمشريكي نمودند وما را در اين ماتم تنها نگذاشتند از صميم قلب ابراز امتنان نمايم و اميد وارم كه اين همدردي شانرا در شادي ها و خوشي هايشان تلافي نمايم
!بازهم دنیا دنیا تشکر عزیزان از غمشریکی و همدردی تان

نسیم سحر

 

 

اولین مناظره انتخاباتی ریاست جمهوری افغانستان

 

اعلان فاتحه والده نسيم سحر


إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون
 

الحاج محمد نعيم سحر و محمد نسيم سحر – پسران ؛ بي بي حاجي ماه گل بره كي – خواهر؛ كامله سحر و زهره سحربابك -خانم هاي پسران ؛ پروانه صديقي ،شفيق سحر ، فرزانه سحر، نوريه مودودي ، فرخنده سحر ، كاويان سحر ، كارن سحر ، ذبيح وهاب ، خالده سحر ، فردوس سحر ، سمسور سحر ، خاطره سحر و اتل سحر – نواسه ها ؛ عبدالولی زلمی (مقیم لندن ) ، مینا بره کی و جاوید بره کی ـ خواهر زاده ها ؛ احمد ضياء بره کی و ادریس کارمند ـ برادر زاده ها ؛ ياسمين سحر – عروس پسر ؛ عبداله صديقي و ذاكر مودوي – شوهران نواسه ها ؛ وحیده زلمی ( مقیم لندن ) و تورپيكي بره كي – عروس های خواهران ؛ شكيبا بره كي و بهشته كارمند – عروسان برادر ؛ نذير وعمران – نواسه هاي برادر شوهر ؛ نسبت وفات مرحومه بي بي حاجي قنديگل كه جنازه قبلا در حضيره آبائي ”شيخ عادل ” واقع در كابل بخاك سپرده شده به اطلاع دوستان ميرسانند كه فاتحه زنانه و مردانه بروز يكشنبه مورخ 2 فبروري 2014 از ساعت 13.30- 15.00( يك و نيم الي سه بعد از ظهر ) در مسجد افغانها واقع روگسويد شهر استاكهولم گرفته ميشود

:آدرس مسجد
Hardemogatan1  1246 Bandhagen12467 T-Bana:Rågsved

:ابراز تسليت

 


انجمن افغانها درسویدن این واقعه غم انگیز را برای خانواده و بازماندگان مرحومه مغفوره تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برایش آمرزش و بهشت برین آرزو ميدارد


 

اطلاعيه

اناالله وانا الیه راجعون

با تاثر فراوان به اطلاع دوستان رسانیده میشود که بی بي حاجی مادر آقای نسیم سحر رییس انجمن افغانها که از چندی بدینسو در شفاخانه بستر بود، امروز جمعه عصر تاریخ 10 جنوری به رحمت حق پیوست. قراراست جنازه به کابل انتقال گردد وبه روز چهارشنبه مورخ 15 جنوری در حضیره ابایی شیخ عادل بخاک سپرده شود. در نظر است که روز دوشنبه مورخ 13 جنوری به میدان هوایی  آرلندا انتقال گردد. محل تجمع شفاخانه داندرید(  Danderyds sjukhus Kapell) بین 15.00الی 16.00 و مراسم  فاتحه بعدا اعلان ميگردد
اعضای شورای اجرایيه انجمن  افغانها این حادثه المناک را برای محترم نسیم سحر وخانواده محترم شان تسلیت عرض میدارد و از خداوند برای شان صبر جمیل میخواهد
از طرف هیات رهبری انجمن افغانها
 
 Danderyds Kapell ligger bredvid Barnakut

پیام تبریکیه انجمن افغانها

هم میهنان گرامی، سال 2014 میلادی بر همه شما عزیزان فرخنده باد

گرانو وطنوالو، نوی کال مو نیکمرغه

سال 2013 با همه اتفاقات امیدبخش و همچنان ناراحت کننده آن گذشت و چند ساعت بعد وارد قلمرو سال جدید 2014 میشویم
یکسال دیگر هم گذشت ولی در کشور ما تغییرات امیدوارکننده ی رونما نگردید. نه فساد اداری کاهش یافت و نه شاهد حرکت بسوی یک حکومت داری خوب و قابل قبول بودیم. در نحوه زندگی مردم کشور ما بهبودی حاصل نشد. آمار تلفات ملکی و نظامی بالا بود و روند حملات انتحاری طالبان سیر صعودی را به خود اختصاص داد. این سال برای اهل سیاست سال ناپایداری، شکست یک سری از ائتلافها و تشکیل ائتلافهای جدید بود. سال 2013 برای خانمهای افغان در داخل افغانستان نیز یک سال پر از رنج و محنت و مملو از خشونت بود

سالی که گذشت برای رئیس جمهور کشور ما سال پراضطراب، سال تصمیم گیری های متناقض و سال امتحان تاریخی برای امضای توفقنامه امنیتی بود که هنوز ناتکمیل مانده است
در سال 2013 در کنار حوادث غیر قابل انتظار سه اتفاق خوب هم رونما گردید؛ اولی آن شهر غزنی بعنوان پایتخت تمدن اسلامی نامگذاری شد و دیگر اینکه مسئولیت تأمین امنیت سراسری از نیروهای ناتو به پولیس ملی و اردوی ملی امنیت انتقال یافت و همچنان سال 2013 سال خوبی برای ارتقای ورزش و مؤفقیتهای چشمگیر ورزشکاران کشور ما بود

سال 2014 برای افغانستان سال انتظار است؛ اول اینکه انتخابات ریاست جمهوری پیش روست و در قدم دوم نیروهای خارجی تا پایان سال افغانستان را ترک مینمایند بنابرین این سال نیز برای مردم ما نگران کننده است زیرا نه اطمینان دارند یک انتخابات شفاف و عاری از تقلب برگزار میگردد و نه میدانند که بعد از خروج نیروهای ناتو چه حوادث دیگری در پیش رو است؟
برای افغانها و مهاجرینی که در کشور سویدن زندگی مینمایند نیز سال 2014 سال نه گفتن به راسیسم و تقویت مشارکت برای حفظ جامعه چند فرهنگی از طریق انتخابات میباشد. انتخابات سال 2014 در سویدن نیز از اهمیت خاصی خود برخوردار است و این در شرایطی است که دو بلوک سیاسی در رقابت همدگر اند و حزب بیگانه پرست در حال تقویه شدن وسیر صعودی است

انجمن افغانها امیدوار است که مردم عزیز ما در سال جدید از ناگواریها در امان بمانند و تصویرهای ناامیدکننده ی را که مردم از سال 2014 در اذهان شان نقاشی کرده اند، اشتباه ثابت شود و ملت افغانستان مسیر پیشرفت خود را ادامه دهند

 

Gott nytt år!

Snart är det bara några timmar kvar av det här året och vid varje års slut funderar vi på om tiden går snabbare och snabbare för varje år som går, det känns i alla fall så. Om vi ser tillbaka på året som gått ser vi ett mycket händelserikt år på gott och ont i vårt land och hela världen. 

 

Vi ser fram emot det nya året med tillförsikt och förhoppningar. Vi har verkligen ett supervalår framför oss med val både i april i Afghanistan och i september i Sverige och vi är övertygad om att både länder kommer nå framgångar i alla dessa val!

Afghanska Föreningen vill avsluta denna lilla återblick med att önska er alla ett riktigt gott nytt år!

Vi i Afghanskaföreningen hoppas på ett fredfult och sorgfritt år i Afghanistan. Tiden är dyrbar, utnyttja tiden klokt.

De här nya reglerna påverkar dig 2014

Nästa år blir avgiften för a-kassan lägre, tunga bussar får köra i 100 kilometer i timmen, alkoholskatten höjs, och det införs ett investeraravdrag för den som köper aktier i ett nystartat företag. Det är följderna av några av de lagändringar som träder i kraft 2014. Och så byter sjukgymnasterna namn till fysioterapeuter

Det är ett stort antal nya lagar och förordningar som träder i kraft under 2014. De sträcker sig från det privatekonomiska området till hur kommunerna sköts. Under 2014 ser också en ny myndighet dagens ljus: Folkhälsomyndigheten. Den tar över Folkhälsoinstitutets och Smittskyddsinstitutets arbetsguppgifter. De senare två avvecklas.

Här är en sammanfattning av de viktigaste förändringarna.

Ändringar som påverkar ekonomin:

*A-kassornas avgift till staten avskaffas. Det leder till en sänkning av medlemsavgiften till a-kassan för de flesta som arbetar. Träder i kraft första januari 2014.

*Ett nytt jobbskatteavdrag införs. (Kostar staten 12 miljarder). Från 1 januari.

*Man måste inte längre anmäla sjukdom till försäkringskassan samma dag som man blir sjuk. Det går att göra upp till en vecka i efterhand. Från 1 januari.

*Nya regler för hur barnbidraget ska fördelas mellan föräldrar. Vid gemensam vårdnad delas pengarna lika och betalas ut till föräldrarna, om de inte gemensamt har anmält något annat. Gäller från 1 mars 2014.

*Starkare rätt till ersättning vid elavbrott. Hittills har vissa elnätsföretag kunnat smita undan om det inte varit avbrott på alla elfaser. Efter tolv timmars avbrott på någon elfas har man rätt till ersättning. Från 1 januari.

*Sänkt skatt för pensionärer (Kostar staten 2,5 miljarder). Från första januari.

*Höjd skatt på alkohohol från den första maj, 7 procent för öl och vin, 1 procent för sprit.

*Koldioxidskatten tas bort för biodrivmedel som blandas in i bensin- och diesel. Syftet är att påskynda teknikutvecklingen mot miljövänligare bränslen. Från första maj 2014.

*Ett investeraravdrag införs för den som köper aktier i ett nystartat företag. Avdraget är värt maximalt 195000 kronor för den som investerar 1,3 miljoner. Från 1 december 2013.

*Arbetsgivaravgiften för personer som jobbar med forskning och utveckling, i kommersiellt syfte, sänks med 10 procentenheter. Från 1 januari 2014.

*Ett statligt stöd införs för personer som tillfälligt tvingas gå ned i arbetstid och lön på grund av lågkonjunktur. Kostnaden delas mellan staten, arbetsgivaren och den anställde. Från 1 januari 2014.

Ändringar som berör kommunerna:

*Kommunerna ska redovisa hur partistödet har använts. Från 1 februari.

*En prestationsbaserad ersättning införs där kommuner som tar emot många flyktingar premieras. Migrationsverket ges rätt att tvinga kommuner att ta emot ensamkommande flyktingbarn, även sådana kommuner som inte har avtal med Migrationsverket. Gäller från 1 januari.

*Degerfors, Fagersta, Sundsvall och Trosa ska erbjuda förskoleverksamhet och äldreomsorg helt eller delvis på finska, eftersom det är ett minoritetsspråk i Sverige. Invånare ska också kunna tala finska i kontakter med kommunerna. Kommunerna får ersättning för kostnaderna. Från 1 februari 2014.

Andra ändringar:

*Kontrollen av att de som ska arbeta med barn inte tidigare dömts för sexbrott mot barn eller barnporrbrott, utvidgas till den ideella sektorn. Det krävs ett registerutdrag ur brottsregistret. Från 18 december 2013.

*Arrangörer av evenemang slipper betala för polisens kostnader för att upprätthålla ordningen på till exempel fotbollsmatcher och festivaler. Från 1 januari.

*Den högsta tillåtna hastigheten för tunga bussar höjs från 90 till 100 kilometer i timmen. Kravet är att alla passagerare som är äldre än tre år har tillgång till en plats som är försedd med säkerhetsbälte. Från 1 mars.

*Inkomster från specialbyggnader är inte längre skattebefriade. Kommer att drabba många skidanläggningar, där liftsystemet är klassat som en specialbyggnad. Från 1 januari.

*Torg- och gatuhandlare måste ha kassaregister. Gäller från 1 januari.

På regeringens sajt finns en längre rapport med lagarna och förordningarna som träder i kraft under 2014.

Juan Flores
juan.flores@dn.se

http://www.dn.se/nyheter/sverige/de-har-nya-reglerna-paverkar-dig-2014/

به بهانه تبریک میلاد مسیح پیامبر

میلاد مولود پاک از دامان مریم پاکیزه سرشت به همه پیروان آئین مسیحیت مبارکباد
( انجمن افغانها در استکهلم)
مشترکات اسلام و مسیحیت

اگر بخواهیم تعامل و شیوه برخورد اسلام با دیگر شرایع الهى –
ابراهیمى را در یك كلمه تبیین نماییم بى گمان، گفتمان «انتقادى» بهترین گزینه خواهد بود. اسلام با در پیش گرفتن این شیوه مى كوشد تا ضمن تأكید بر مشتركات، ملاحظات خاص خود را نیز بیان دارد. اصولأ گفتمان به عنوان پارادیم و عنصر بنیادین در همه حوزه ها و ساحات اسلامى حضورى چشم گیر و غیر قابل انكار دارد. گفتگوهاى سامان مند و هدف دار در راستاى تبیین مواضع، روشنگرى وآگاهی بخشى و یا بیان ملاحظات خاص انتقادى در قرآن نه تنها به عنوان سنت در حوزه رفتارى انسان، بلكه درحوزه هاى غیرانسانى نیز قابل ردگیرى و شناسایى است

 

گفتمان یك اصل بنیادى
پیامبر گرامى اسلام گفتمان را در همه حوزه ها و در همه سطوح مختلف، اصلى بنیادین دانسته و با توجه به آن حركت اصلاحى خویش را سامان دهى نموده است.
مأموریت وى در حوزه روشن گرى در سطوح مختلف بر این پایه استوار است كه می بایست با سعه صدر به تبیین به حقایق پرداخته و از عنصر محبت و مهربانى در همه مراتب و مراحل دعوت و اصلاح چشم پوشی نكند. پند و اندرز كه وظیفه وى و دیگر مومنان شمرده شده است، (نحل، 129) چیزی جز گفتمان تبیینى – تحلیلى با مولفه دلسوزى و محبت نیست. دلسوزى تمام و از سر محبت و عشق مردمان را به سوى به حقایق رهنمون مى گرداند. (توبه، 128) با همین شیوه به سخنان دوست و دشمن گوش فرا مى دهد و گفتارها و سخنان ایشان را تا جایى كه مى توان و قابلیت دارد به درستى تأویل مى برد و بر مصادیق مقبول آن توجیه و حمل مى نماید.
اسلام (در معنای عام آن) وجه مشترك همه شرایع و ملل و نحل است كه پیامبران الهى بدان خوانده اند. (شورا، 13) پیامبر گرامى اسلام هماره خود را مسلمان در برابر حق دانسته (بقره، 132) و بر پایه اصول توحیدى اسلام فرهنگی عمل كرده اند. اسلام در فرهنك قرآنى به عنوان تنها دین مطرح است كه شرایع چندی از این دین یگانه به جهت اقتضائات زمانى و مكانى منشعب شده است. (مائده، 48 و نیز آل عمران، 19) در حقیقت شرایع، روش هاى بیانى و اجرایى دین اسلام در محدوده جغرافیایى و زمان هاى خاص است. روش هایى كه چون رودها و نهرهای كوچك به دریاى بزرگ اسلام مرتبط هستند و از آن سر چشمه گرفته، و به آن باز می گردند. بنابراین اسلام و قرآن جدایى میان شرایع را می پذیرد و همگی را به عنوان شاخه هاى یك درخت بزرگ و پر برگ شناسایى و تبیین می كند. به نظر پیامبرهیچ یك از پیامبران را بر پیامبر دیگری جز به تفضیل الهى فضیلت و برترى نیست و مسلمان واقعى می بایست همه پیامبران را یكسان مورد تجلیل، تكریم و احترام قرار داده و میان آنان تفرقه و تمایز نگذارد؛ زیرا همه پیامبران الهی بر دین اسلام بوده و در راستای توحید حركت می كردند. (بقره،136و285و نیز آل عمران،84 )
اسلام كه به عقل جمعى و كنش ارتباطى اهتمام ویژه اى دارد، می كوشد تا بسیارى از مسایل را با توجه به گفتمان سازنده و انتقادی و در حوزه بیان و سخن حل و فصل نماید. جایگاه سخن و كلام در اندیشه و فرهنك قرآنى نشان می دهد كه اصولا اسلام می كوشد تا مسایل را در حوزه سخن و كلام حل و فصل كرده و از حوزه عمل و واكنش هاى فیزیكى و مادی اجتناب ورزد. قرآن خود به عنوان كلام الله از جایگاه ارزشی سخن، پرده بر مى دارد و به عنوان معجزه باقى پیامبر خودنمایى می كند. از این رو، سخن و كلام و كلمه به عنوان یك ویژگی خاص دین پیامبر مطرح مى شود. اگر نگاه شود به جایگاه كلمه در اندیشه مسیحى و این كه مسیح به عنوان كلمه وجودى در قرآن و انجیل مطرح شده است، این موضوع قابل بررسی است(آل عمران، 39 و 45 و نساء171) ویژگی بارزى كه اسلام را از دیگر شرایع جدا و متمایز مى سازد، كنش ارتباطى اسلام در حوزه هاى گفتاری و شفاهی و كتبى، مبتنى بر تعامل و هم زیستى مسالمت آمیز است..
ویژگی های یسندیده مسیحیان
پیامبر با تاكید بر گفتمان انتقادى كوشید تا وجوه افتراق را فرو كاهد و بر دامنه موافقات و مشتركات فرهنگی بیافزاید. به نظر پیامبر امكان گفتمان انتقادى میان اسلام و مسیحیت بیش از دیگر شرایع است؛ آن چه از مجموع آیات قرآن برمى آید آن است كه پیامبر با توجه به ویژگی هاى خاص در مسیحیت و مسیحیان چنین درمى یابد كه می تواند با این گروه به شیوه اى آسان و راحت تر به تعامل در حوزه هاى مختلف بپردازد. از این رو، قرآن بیان مى دارد مسیحیان از بقیه گروه هاى مذهبى به دین اسلام فرهنگی و مسلمان نزدیك تر می كند. (مائده، 82) به نظر قرآن جهت نزدیك بودن نصارا به اسلام و مسلمانان در این موضوع نهفته است كه آنان از چند ویژگی و خصلت پسندیده برخوردارند كه اگر در هرگروه فكرى و فرهنگی دیگر یافت شود پیامدى جز این نخواهد داشت. در پیروان عیسى بن مریم این خصلت ها ردگیرى و تأكید شده است: در میان ایشان عالمان و دانشمندان زیادند، در میان ایشان پارسایان و زاهدان بسیارند و اینان عالمان عامل هستند، مردمانى متواضع و فروتن هستند و تكبر نمى ورزند، انسان هاى عاطفی هستند و در برابر حق نرم و سر به زیر هستند؛ وقتى حقیقتى را دریافتند از خوشحالی گریان مى شوند و دل هایشان هنوز بیدار و نرم است و چون سنگ، سخت و بى عاطفه و احساس نیستند، خود اگر عامل به صلاح و اصلاحات نباشند به رحمت ایزدى باور دارند و
مصلحان را دوست دارند و به امید ورود به جر’ه ایشان حركت مى كنند(مائده 82تا 84) این ویژگی ها وخصلت هاى پسندیده است كه ارتباط میان ایشان با اسلام و اهل آن را تقویت مى كند؛ زیرا افراد فرهنگی و دانشمندان خداشناس وقتى حق را شناختند بدان روى مى آورند..
خصلت دیگرى كه در مسیحیان یافت مى شود، خصلت پارسایى و دورى از دنیاى فریبنده است. در حقیقت این ویژگی دومین گام به سوى سعادت فرد و ملت است
عمل صالح
سعادت آدمى در زندگى از نظر دین به این است كه بتواند نخست عمل صالح را تشخیص داده و سپس بر پایه آن عمل كند و به عبارت دیگر سعادت زندگى به داشتن ایمان و اذعان به حق و سپس عمل بر طبق آن است؛ بنابراین كسى كه بخواهد داراى چنین سعادتى شود اول احتیاج به علم و دانشى دارد كه به وسیله آن بتواند حقیقت دین را همان دینى كه حق است، تشخیص داده و به این وسیله مقتضى سعادت را فراهم آورد و چون وجود مقتضى به تنهایى براى آمادكى به عمل بر طبق آن كافى نیست و نیازمند رفع موانع است، از این رو لازم است موانعى را كه در نفس آدمى است و نمى گذارد انسان بر طبق علم خود عمل كند كه همان استكبار از حق یا عصبیت بر باطل و مانند آن هاست، از نفس خویش زایل سازد تا بتواند سعادت مطلوب را به دست آورد. وقتى ما از سویى آن نافع و سودمند را كسب كردیم و از سویى دیگر با از میان بردن تكبر، انصاف در برابرحق را به دست آوردیم، آن گاه است كه می توان گفت ما براى خضوع در برابر حق آمادگی داریم، البته به شرطى كه محیط هم اجازه بدهد، چون در اعمال آدمى مساعدت محیط هم دخالت عظیمى دارد؛ زیرا وقتى عملى در میان مردم متداول شد و از كودكى با آن بار آمدند و بر آن عادت نموده اند، چنین مردمى نمی توانند درباره خوبى و بدى آن عمل به آسانى داوری و قضاوت نمایند، و یا اگر زشت است از آن دست بردارند و چون عادت به آن دارند احتمال بدى و زشنتى در باره آن نمى دهند. بنابراین اگر انسان در درجه نخست تشخیص دهد كه فلان عمل صالح است و در درجه دوم غرض هاى آلوده نفسانى از قبیل لجاجت و عناد را هم با از میان بردن ریشه آن كه نرفتن زیر بار حق است، از میان برد و در درجه سوم هم چشمش به كسانى بیافتد كه آن عمل صالح را انجام مى دهند او نیز بى در نك آن عمل صالح را انجام می دهد..
در هر حال درهركس و گروهى این خصلت هاى پسندیده یافت شود، امكان گفتمان سازنده با آنان فراهم تراست. این خصلت ها را تا آن جا كه مى یابیم برخلاف یهودیان درمسیحیان بیشتر است. )
اسلام و جهانى شدن
اسلام تاریخى در سرزمین حجاز می بایست شیوه تعامل خود را با شرایع ابراهیمى مشخص مى كرد؛ زیرا نمی توانست به صورت یك جزیره و واحدى جداگانه از دیگر شرایع عمل نماید. گرایش ذاتى اسلام به جهانى شدن (انعام، 19) به نفوذ و هم پوشى فرهنگی بیشتر از سویى و هم زیستى در متن اجتماعى چند سنتى از سوى دیگر نیازمند بود. این خصلت و نیز خصلت سیالى مناسبات فرهنگی آمیختگى زبانى- تماس و مبادله هاى فرهنگی، توده اى، محرك هاى موثر
را به همراه دارد. هزینه فرایند هم پوشى و هم زیستى هر چند فزاینده است ولى نمی توان آن را نادیده گرفت. تحول، ناسازگارى هاى درونى، ستیزه ها و تضادها را جز به تحمل هزینه ها نمی توان سامان بخشید. این ستیزه ها و تضادها اگر دریك كنش ارتباطى و عقل جمعى و گفتمان سازنده و انتقادی حل و فصل گردد به تنش ها و در گیرى هاى فیزیكى و گاه نیستى هر دو یا نابودى بخشى از فرهنگ انسانى مى انجامد. اسلام هرگزخواهان تحمیل عقیده و اندیشه نیست، (بقره، 256) بلكه تنها به روشنى و هدایت بسنده مى كند، به سخنى دیگر تنها به ارائه طریق نه ایصال الى المطوب توجه دارد. (نحل، 35 و نور،54 شورا 48 و تغابن) و كهف 6) از این رو با پذیرش تنوع شرایع و تعدد فرهنگی
اسلام می كوشد تا افزون بر گرایش به هم پوشی، شیوه همزیستى را نیز بیازماید و عملیاتى سازد. هر چند این تماس و مبادله هاى فرهنگی میان شرایع همواره هماهنگ و عادلانه نبوده است و گاه به صورت جریانى یك طرفه و گاه دیگر فرایند تأئیر و نفوذ در یك دیگر نابرابر است ولى هیچ یك ازفرهنگ ها نمی تواند از تأئیرات جریان هاى فكرى و فرهنگی مقابل در امان بماند. می توان به فضا و شرایط خاصى نگریست و شیوه هایى را جستجو كرد كه این فضاها می توانند در آن به گونه اى خلاق سازگار شوند و از خود واكنش نشان دهند و در برابر خطرها و فرصت هایى كه ازخارج و بیرون وارد مى شود، مقاومت كنند و أن ها را متحول سازند. از این رو تنوع هم چنان به چشم مى خورد.
كنش هاى مسیحیان و مسلمانان
فرهنك مسیحى در حوزه نفوذ اسلام نیز از چنین خصلت «برهم كنشى» برخوردار بود. فرهنگ مسیحى نه تنها درحوزه نفوذ اسلام پا برجا ماند، بلكه از تأئیر و تأثرات آن برخوردار گردید. مشتركات فرهنگی باعث شد تا مسلمانان با تعایل سازنده خود زمینه حضور فرهنگی ایشان را در جهان اسلام فراهم آورند. تحت تأثیر نگرش توحیدى صرف اسلام نیز، پاره اى از تأویلات در اندیشه مسیحى در حوزه جغرافیایى و فرهنگی اسلام، راه یافت. مسیحیان شرقى به ویژه آنان كه در حوزه جغرافیایى اسلام حضور داشتند مفاهیم انجیلى را چنان تأویل و تعبیر می كرددند كه كم ترین تضاد را با تعالیم اسلامى داشته باشد. كنش هاى مسیحیان و مسلمانان در سده هاى نخستین نشان مى دهد كه درك طرفین در مسایل متنوع در حوزه مفهومى به یك دیگر نزدیك تر شده است. مفهوم خدا – انسانی در مسیحیت به مفهوم و معناى تجلی ذات الهی در كلمه وجودى مسیح گرفته شد و تثلیت معناى دیگری یافت. از آن جایى كه پیامبر اسلام اصولآ
ستیزه را برنمى تافت و نه تنها آن را سازنده و مفید نمى دانست بلكه آن را بسیارزیانبار، ویران گر و بر هم زننده نظم عمومى هستى مى دانست، گرایش شدیدى به گفتمان و تعامل هم زیستى مسالمت آمیز از خود نشان مىداد. پذیرش تنوع شرایع و تعدد فرهنگی از سوى پیامبر گام مهمى در هم یارى و هم زیستى با گروههاى مسیحى بود. در عمق در كوششى براى حفظ شیوه هاى فرهنگی و الگوهاى اجتماعى- دینى، به رسمیت شناسى و تضمین حقوق مربوط به آن گروه فرهنگی یا قومى نهفته است. پیامبر نه تنها به عنوان پذیرش مسیحیت به عنوان یك شریعت و آیین مذهبى صحه گذاشت بلكه حقوق مربوط به سرزمین را نیز براى آن ها تضمین كرد. از این فراتر بر اعمال صحیح و ایمان راستین ایشان مهر تأیید نهاد و آنان را از اهل بهشت برشمرد(بقره،62) البته این ضمانت زمین تنها خاص اهل كتاب بود و همه مصادیق فرهنگی و دینى مورد توجه قرار نگرفتند..

خ.فطرت